عزلت‌نشینی شک‌برانگیز در نبرد سرنوشت‌ساز رمضان ۱۴۰۴ش، چرا صدای مدعیان زاهدان در برابر آمریکا و صهیونیستها خاموش است؟

عزلت‌نشینی شک‌برانگیز در نبرد سرنوشت‌ساز رمضان ۱۴۰۴ش، چرا صدای مدعیان زاهدان در برابر آمریکا و صهیونیستها خاموش است؟

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

از زمان جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل بر دارالاسلام ایران مولوی عبدالحمید خطیب مسجد مکی زاهدان که دارای تریبون و رسانه است ابتدا خود را مخفی کرده بود و در این نماز عید فطر ۱۴۰۴ش و این نماز جمعه ۷ فروردین که ظاهر شد انتظار می رفت فتوای جهاد و بسیج عمومی بر علیه این کفار محارب خارجی دهد، چیزی که در مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله و تمام مذاهب اسلامی بر آن تحت عنوان «فرض عین» بر آن تاکید شده است، اما غیر از نرمش در برابر این دشمنان چیزی ندیدیم.

بر کسی پوشیده نیست که هم اکنون دارالاسلام ایران و جبهه ی همسو با آن است که به عنوان تنهای پرچمدار حقیقی، در برابر جبهه متحد کفر جهانی، آمریکا و سگ زنجیری‌اش صهیونیسم سینه سپر کرده است، به همین دلیل سکوت مرگبار و غیبت معنادار برخی چهره‌ها، علامت سؤال‌های بزرگی را در ذهن بیدار امت ایجاد کرده است.

جای بسی تأمل است که مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی و جریان موسوم به «مولوی ‌نمایی» که روزگاری در ایام فتنه، با بلندگوهای آمریکا و صهیونیستها و نوچه‌های بی‌غیرت پهلوی (غلامان آمریکا) و سایر اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی هم‌صدا شده و بر طبل تفرقه می‌کوفتند، امروز که پای کیان دارالاسلام و نبرد با آمریکا و صهیونیستها در میان است، سر در لاک نفاق فرو برده‌اند.

آن روز که رسانه‌های لندنی و سعودی برای سخنان تفرقه‌افکنانه ایشان هلهله می‌کردند، ایشان با جبهه کفر سکولاریسم دل‌بسته بود؛ اما امروز که موشک‌های دارالاسلام، قلب تلاویو و پایگاههای مختلف آمریکا در منطقه را می‌شکافد، نه صدایی از ایشان شنیده می‌شود و نه موضعی در حمایت از مجاهدین راه حق.

این رفتار، دقیقاً بازخوانیِ همان سناریوی گروه منافقین در صدر اسلام است. خداوند متعال در سوره توبه، حال کسانی را که در هنگام سختی و جهاد، بهانه‌تراشی کرده و از همراهی با رسول‌الله صلی الله علیه وسلم بازمی‌ماندند، چنین ترسیم می‌کند: لَوْ كَانَ عَرَضًا قَرِيبًا وَسَفَرًا قَاصِدًا لَاتَّبَعُوكَ وَلَٰكِنْ بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ ۚ وَسَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَوِ اسْتَطَعْنَا لَخَرَجْنَا مَعَكُمْ يُهْلِكُونَ أَنْفُسَهُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ (توبه/ ۴۲) اگر غنیمتی نزدیک و سفری کوتاه بود، از تو پیروی می‌کردند؛ ولی این راه بر آنان دور و دشوار آمد. و به زودی به خدا سوگند می‌خورند که اگر توانایی داشتیم، با شما بیرون می‌آمدیم؛ آن‌ها خود را هلاک می‌کنند و خداوند می‌داند که آن‌ها دروغگو هستند.

امروز نیز، وقتی جبهه کفر در موضعِ ضعف قرار می‌گیرد، این چهره‌ها به کنج عزلت می‌روند و زمانی که احساس کنند فتنه‌ای برای تضعیف نظام اسلامی برپاست، دوباره سر بر می‌آورند.

در بعضی از غزوات، گروه منافقین با عذرهای واهی (گرمی هوا، دوری راه) از جهاد بازماندند، اما در خفا منتظر شکست لشکر اسلام بودند تا به آرزوهای دنیوی خود برسند. همچنین در جنگ احد، عبدالله بن ابی (رئیس منافقین) با جدا کردن بخشی از نیروها، به جبهه توحید ضربه زد که خیانت به دین و دارالاسلام و مومنین بود.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌فرمایند:آیَةُ الْمُنَافِقِ ثَلَاثٌ: إِذَا حَدَّثَ کَذَبَ، وَإِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ، وَإِذَا اؤْتُمِنَ خَانَ» (صحیح بخاری) نشانه منافق سه چیز است: در سخن دروغ می‌گوید، در وعده تخلف می‌کند و در امانت خیانت می‌ورزد.

آیا امانتی بالاتر از «وحدت امت» و «دفاع از دارالاسلام در هنگام هجوم کفار محارب خارجی» وجود دارد؟ کسانی که در ایام فتنه، امانت‌داری نکردند و با پهلوی‌پرستان هرزه و مرتد هم مسیر و هم‌سفره شدند، امروز با سکوت خود در برابر آمریکا و صهیونیستها، به آرمان جهاد خیانت می‌کنند.

تجربه نشان داده است که هرگاه جبهه کفر و استکبار شکست می‌خورد، منافقین با چهره‌ای حق‌به‌جانب بازمی‌گردند و عذرخواهی‌های دروغین می‌آورند. قرآن کریم پیشاپیش این صحنه را افشا کرده است:يَعْتَذِرُونَ إِلَيْكُمْ إِذَا رَجَعْتُمْ إِلَيْهِمْ ۚ قُلْ لَا تَعْتَذِرُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكُمْ قَدْ نَبَّأَنَا اللَّهُ مِنْ أَخبارِكُمْ (توبه/ ۹۴) هنگامی که به سوی آن‌ها بازگردید، برای شما عذر می‌آورند؛ بگو: عذر نیاورید، ما هرگز به شما ایمان نخواهیم آورد؛ چرا که خدا ما را از اخبار [درونی] شما آگاه کرده است.

در این صورت لازم است روشن کنیم که سکوت امروز مولوی عبدالحمید در برابر جنایات آمریکا و صهیونیستها در دارالاسلام ایران و منطقه، و عدم حمایت صریح از اقتدار «دارالاسلام ایران»، نشان‌دهنده عمق نفاق و پیوند با جریان‌هایی است که ریشه در خاک کفر دارند. اهل دعوت و جهاد و مؤمنان اهل‌سنت که دل در گرو قرآن و سنت دارند، فریب این «ژست‌های بی‌طرفی» را نخواهند خورد. حقیقت دین، جهاد بی‌امان با کفار مهاجم بر دارالاسلام و عمل به فرض عین جهاد است، نه کرنش در برابر دشمنان کافر محارب و اشغالگر خارجی و شرکای منطقه ای آنها و هم‌صدایی با پس‌مانده‌های رژیم‌های بی‌غیرت و طاغوتی و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *