
ترسیم کننده سیمای جهان آینده پس از جنگ رمضان۱۴۰۴ش با فروپاشی توهم مدعیان پلیس و قدرت نظامی و مالی منطقه (۱)
به قلم: براهندک بلوچ
اولاً: آتشبس بین واشنگتن، رژیم صهیونیستی و تهران
۱- موقتی
۲- شکننده
۳- نه اعلام توقف جنگ، بلکه اعلام تعلیق آتش
۴- ایجاد محیطی برای مذاکره تحت تهدید بازگشت جنگ
۵- ۱۵ بند با تفاسیر متعدد بین سه طرف، به ویژه در مورد پرونده لبنان و سایر بازوهای ایران
۶- واسطههای ضعیف که قدرت نظامی و نفوذ بینالمللی و منطقهای آنها در حدی نیست که بتوانند ضامن این توافق باشند (مصر، عربستان سعودی، ترکیه، پاکستان).
۷- هیچ طرح یا تصوری برای چگونگی تبدیل تعلیق آتش به توافقی دائم برای آتشبس وجود ندارد.
۸- چهار کشور واسطه بر اعمال فشار بر ایران تمرکز کردند و نتوانستند رژیم صهیونیستی را در لبنان بازدارند.
۹- هیچ یک از اهداف جنگ برای آمریکا و صهیونیستها محقق نشد؛ همه طرفها و بندهای آتشبس همانهایی هستند که قبل از جنگ مطرح بودند، پس چرا اصلاً جنگی درگرفت!؟
۱۰- اختلاف اهداف و دکترینهای نظامی در ائتلاف صهیونیستی-آمریکایی از یک سو و ایران از سوی دیگر، باعث میشود هر طرف بندهای توافق را طبق دستورکارهای خاص خود تفسیر کند، که این امر آتشبس را بسیار شکننده میسازد.
ثانیاً: عقبنشینی آمریکا
این توافق تنها بیانگر یک آتشبس شکننده نیست، بلکه یک تحول بزرگ بینالمللی است که نشاندهنده پایان عصر قدرتهای بزرگ قادر به تحمیل یک نظم جهانی باثبات است.
۱- دیگر در جهان قطبی به مفهوم سنتی و معاصر که کشورها و مرزها را میسازد، وجود ندارد.
۲- آمریکا دیگر قادر به ایفای نقش پلیس جهانی نیست و هیبتش کاهش یافته است.
۳- آمریکا تمام جنگهای طولانی خود را باخته است، اما امروز و در این جنگ رمضان ۱۴۰۴ش با ایران در جنگهای سریع خود نیز شکست میخورد.
۴- آمریکا در اولین آزمون مستقیم خود در نسل اول جنگهای ترکیبی (هیبریدی) شکست خورد.
۵- آتشبس موقت فصلی از فصول عقبنشینی قدرت آمریکاست؛ افغانستان آن را شکست داد، روسیه علیهاش شورش کرد، چین با آن رقابت کرد، اروپا با آن مخالفت کرد، ایران آن را شکست داد و به چالش کشید و با القسام سرنوشت را یکسره نکرد (نتیجه قاطعی نگرفت).
