
خیانت به دارالاسلام ا.ا.افغانستان و فروش وطن توسط محمد محقق از مزدوران و خودفروختگان سابقه دار
به قلم: ابومحمود کندزی
سخنان منتسب به برخی شخصیتها، از جمله آنچه اخیراً به محمد محقق نسبت داده شده مبنی بر به رسمیت شناختن خط دیورند به عنوان مرز رسمی با دارالکفر طاری پاکستان و واگذاری بخشی از دارالاسلام افغانستان، موضوعی بسیار حساس و دارای ابعاد شرعی، ملی و تاریخی عمیقی است. اینگونه اظهارات، در صورت صحت، نه تنها از منظر ملیگرایی که در بسیاری از جوامع اسلامی نیز جایگاه دارد، بلکه از دیدگاه شرع مقدس اسلام نیز قابل بررسی و نقد جدی است. این موضوع میتواند با اتهامات سنگینی چون خیانت به دارالاسلام، وطنفروشی و خودفروختگی همراه باشد، که در ادبیات دینی و انقلابی نیز به مزدوران و خائنان به امت اسلامی نسبت داده میشود.
۱. مفهوم دارالاسلام و حرمت اراضی مسلمانان:
از منظر فقه اسلامی، دارالاسلام به سرزمینی گفته میشود که احکام اسلام در آن جاری و مسلمانان در آنجا از امنیت برخوردار باشند. هر وجب از خاک دارالاسلام، دارای حرمت و قداست است و دفاع از آن بر مسلمانان واجب است. واگذاری بخشی از دارالاسلام به کفار (اعم از کفار اصلی یا کفارمرتد) عملی مذموم و در بسیاری از موارد، مصداق خیانت به امت اسلامی تلقی میشود.
- اهمیت حفظ مرزها: در شریعت اسلام، حفظ مرزهای دارالاسلام (ثغور) و دفاع از آن در برابر تجاوز بیگانگان، از مهمترین واجبات کفایی است. هرگونه تلاشی برای تضعیف این مرزها یا واگذاری آن به دشمنان، مصداق کوتاهی در این فریضه بزرگ است.
- جایگاه افغانستان به عنوان دارالاسلام: افغانستان، به عنوان سرزمینی با قدمت طولانی اسلامی و مردمی متدین، هم اکنون که قانون اساسی آن بر اساس فقه یکی از مذاهب اسلامی است دارالاسلام محسوب میشود. هرگونه ادعایی که منجر به از دست رفتن بخشهایی از این سرزمین به نفع بیگانگان شود، از دیدگاه شرعی، محل اشکال جدی است.
- موضع فقه اهل سنت و جماعت: فقهای اهل سنت و جماعت، از جمله ائمه احناف، همواره بر وجوب حفظ مرزهای دارالاسلام و مقابله با هرگونه تعدی به آن تأکید کردهاند. حتی در دوران ضعف و انحطاط نیز، فتوای جهاد برای دفاع از اراضی اسلامی صادر شده است. واگذاری اراضی، تنها در شرایط اضطرار و اکراه شدید و با نظر ولی امر مسلمین و شورای مجتهدین و به منظور دفع ضرر بزرگتر، آن هم با کمترین آسیب، ممکن است جایز شمرده شود. اما این موضوع نیز با بحث و بررسی دقیق همراه است.
۲. خیانت به امت و وطن در نگاه اسلام:
تعاریف خیانت در اسلام بسیار گسترده است و شامل هرگونه عملی میشود که به تضعیف دین، امت، یا سرزمین اسلامی بینجامد. همکاری با دشمنان اسلام علیه مسلمانان، فروش اطلاعات، تضعیف روحیه جهادی، و واگذاری اراضی مسلمانان، همگی از مصادیق بارز خیانت هستند.
- قرآن کریم: آیاتی در قرآن کریم، از جمله سوره نساء آیه ۱۰۵، مسلمانان را از خیانت بر حذر میدارد و بر رعایت امانت و صداقت تأکید میکند. خیانت به امت و وطن، از بزرگترین نوع خیانتهاست.
- سنت نبوی: رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز در احادیث متعدد، مسلمانان را از همکاری با دشمنان و تضعیف امت اسلامی منع کردهاند.
- مقایسه با مزدوران: همانطور که اشاره شد، اشخاصی که به خاطر منافع شخصی یا با تبعیت از قدرتهای خارجی، به ضرر امت و وطن خود عمل میکنند، در ادبیات اسلامی به مزدوران و خودفروختگان نام برده میشوند. این افراد، صرف نظر از ادعاهایشان، در حقیقت در خدمت اربابان خود هستند و نه در خدمت دین و امت. این رویکرد را میتوان در تاریخ اسلام و معاصر، در مورد کسانی که با کفار بر علیه مسلمانان همدست شدهاند، مشاهده کرد.
3- خائنین و اشتراکات رفتاری:
تجربه تاریخی نشان میدهد که خائنین، فارغ از موقعیت جغرافیایی یا ایدئولوژیکی، دارای خلق و خو و رویکردهای مشترکی هستند:
- اطاعت از اربابان خارجی: مهمترین ویژگی این افراد، تابعیت و اطاعت از قدرتهای خارجی است، حتی اگر این تبعیت به ضرر ملت و امت خودشان باشد.
- مقدم دانستن منافع شخصی بر منافع ملی و دینی: سود شخصی، قدرت طلبی، و بقای سیاسی، محرک اصلی اعمال این افراد است.
- توجیه خیانت با شعارهای فریبنده: معمولاً این افراد تلاش میکنند اعمال خود را با شعارهایی فریبنده مانند صلح، توسعه”، یا واقعگرایی سیاسی توجیه کنند، در حالی که در حقیقت به تضعیف ملت خود مشغولند.
- انکار هویت دینی و ملی: این افراد معمولاً با نادیده گرفتن هویت دینی و ملی، به دنبال ادغام یا تابعیت از مدلهای غربی یا شرقی هستند.
۴. موضع امارت اسلامی افغانستان در قبال دیورند:
لازم به ذکر است که امارت اسلامی افغانستان، به عنوان یک نهاد حاکم و مدعی نمایندگی ملت افغانستان، موضعی کاملاً مخالف با به رسمیت شناختن خط دیورند به عنوان مرز بینالمللی داشته و آن را یک خط تحمیلی و غیررسمی میداند. هرگونه اظهار نظر یا اقدام فردی که در تضاد با این موضع ملی و شرعی باشد، میتواند به عنوان خیانت تلقی شود.
بر این اساس می توانیم بگوئیم اظهاراتی که منجر به واگذاری بخشی از دارالاسلام افغانستان و به رسمیت شناختن مرزی تحمیلی به نفع بیگانگان شود، از دیدگاه شرعی، ملی و تاریخی به شدت مذموم است. اینگونه اقدامات، نه تنها به دارالاسلام افغانستان ضربه میزند، بلکه تیشه به ریشه وحدت و اقتدار امت اسلامی نیز میزند.
مسلمانان و به ویژه مسئولین، باید با هوشیاری کامل، در برابر هرگونه تلاشی برای تضعیف مرزها و اراضی اسلامی ایستادگی کرده و دست خائنین و خودفروختگان را از دامن امت اسلامی کوتاه کنند. تفاوت نمیکند که این خیانت در کجای جهان و توسط چه کسی صورت گیرد، ماهیت آن همیشه یکی است: فروش دین، ملت و وطن برای منافع حقیر و زودگذر.