محمد محقق و خیانت به خاک افغانستان درباره خط دیورند و تبعات آن

محمد محقق و خیانت به خاک افغانستان درباره خط دیورند و تبعات آن

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

سخنان خائنانه ی محمد محقق در مورد به رسمیت شناختن خط دیورند به عنوان مرزی رسمی با پاکستان و چشم‌پوشی از ادعاهای تاریخی و ملی افغانستان در این خصوص، با واکنش‌های جدی و انتقادات عمیقی روبرو شده است که  به معنای پذیرش یکجانبه این خط مرزی است و می‌توانند تبعات سنگینی در ابعاد شرعی، ملی و تاریخی برای افغانستان به دنبال داشته باشند.

از منظر فقه اسلامی، حفظ تمامیت ارضی دارالاسلام و دفاع از مرزهای آن در برابر هرگونه تحدید و تضییع، از اوجب واجبات شمرده می‌شود. افغانستان، به عنوان یک دارالاسلام، دارای تاریخی طولانی و مردمی متدین است که همواره بر حفظ استقلال و مرزهای خود تأکید داشته‌اند. پذیرش خط دیورند، که یک مرز تحمیلی و استعماری تلقی می‌شود، به معنای چشم‌پوشی از بخشی از هویت و خاک اسلامی این سرزمین است. چنین اقدامی، می‌تواند به عنوان نقض آشکار اصل «حفظ دارالاسلام» و تضعیف شوکت و اقتدار مسلمانان در منطقه قلمداد شود.

خط دیورند از زمان تحمیل آن در دوران استعمار بریتانیا، هرگز مورد پذیرش ملت و دولت‌های افغانستان قرار نگرفته است. این خط، نه تنها بر خلاف اراده مردم، بلکه با تقسیم جغرافیایی پشتون‌ها و سایر اقوام، به عامل تفرقه و بی‌ثباتی در منطقه تبدیل شده است. هرگونه اظهار نظری که به رسمیت شناختن این خط منجر شود، به معنای نادیده گرفتن مبارزات طولانی ملت افغانستان برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی خود و دهن‌کجی به تاریخ و هویت ملی این سرزمین است.

اینگونه اظهارات، به جای تقویت موضع ملی افغانستان در قبال یک مسئله حیاتی، به تضعیف آن می‌انجامد و می‌تواند در راستای منافع قدرت‌های خارجی و همسایه (پاکستان) که همواره به دنبال مشروعیت بخشیدن به این خط بوده‌اند، تفسیر شود. همکاری با اینگونه دیدگاه‌ها، در نهایت به خدمت به «اربابان» یا قدرت‌هایی منجر می‌شود که منافع خود را بر منافع ملت افغانستان ترجیح می‌دهند. این امر، یادآور رفتارهای کسانی است که در طول تاریخ، با تکیه بر حمایت‌های خارجی، به جای دفاع از ملت خود، به دنبال منافع شخصی یا گروهی بوده‌اند.

در ادبیات ملی و انقلابی، هرگونه اقدامی که منجر به واگذاری یا تضعیف حاکمیت ملی بر سرزمین شود و در خدمت منافع بیگانگان قرار گیرد، به شدت محکوم بوده و به عنوان خیانت به وطن و خودفروختگی تلقی می‌گردد. چنین اظهاراتی، می‌تواند به مثابه تیشه زدن به ریشه‌های استقلال و عزت افغانستان باشد و به همین دلیل، با انتقادات شدید از سوی نیروهای ملی‌گرا و دلسوزان این سرزمین روبرو می‌شود.

اینگونه موضع‌گیری‌ها نه تنها از نظر شرعی و ملی غیرقابل قبول است، بلکه می‌تواند نام افرادی که چنین رویکردی دارند را در کنار خائنین و وطن‌فروشان در صفحات تاریخ ثبت کند.

وظیفه هر افغانستانی و هر مسلمانی، دفاع از کیان دارالاسلام و تمامیت ارضی کشور و مقاومت در برابر هرگونه تلاش برای تضعیف آن است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *