
اهل قبله و اصول همزیستی اسلامی و انتسابات به ابن تیمیه رحمه الله در مورد تشیع در گرماگرم جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش (۱)
به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی
در شریعت اسلام، امانتداری در نقل قول، بهویژه از علمای بزرگ، اصلی اساسی است. همچنین، فهم صحیح مفهوم “اهل قبله” و مرزهای آن در فقه اسلامی، برای حفظ وحدت امت و پرهیز از تکفیر بیجا، از اهمیت حیاتی برخوردار است.
۱٫ بررسی و تحلیل انتساب جمله به ابن تیمیه رحمه الله:
الف) متن مورد ادعا:
“اگر مجوس، رافضیها و یهودیان با یکدیگر بجنگند، خدا را شکر کن که مسلمانان را از شرّ آنها راحت کرده است و از خدا بخواه که فتنه تو در میان هیچ یک از آنها نباشد.”
ب) بررسی فقهی و مستند:
پس از بررسی دقیق و جامع در مجموعهآثار شیخالاسلام ابن تیمیه، از جمله «مجموع الفتاوی»، «منهاج السنة النبویة» و دیگر کتب معتبر منسوب به ایشان، این جمله با این صیغه و محتوا یافت نشد. این سخن، علیالظاهر، از جمله انتسابات دروغین و نادرستی است که به ایشان نسبت داده شده و فاقد هرگونه سندیت معتبر است.
نکته فقهی (لزوم تثبت):
در اصول فقه و علم حدیث، قاعده “تثبت” و “توقف” بر نقل اقوال، بهویژه در مسائل حساس و مورد اختلاف، تأکید فراوان دارد. انتساب قول به عالمی بدون سند صحیح، جایز نیست و میتواند موجب اتهام و افترا گردد. بسیاری از علمای سلف، بر وجوب پرهیز از روایت سخنان دروغین و منسوبسازی باطل، حتی اگر قصد خیری هم در آن باشد، تأکید کردهاند.
مستند فقهی: این اصل در کتب اصول فقه و مصطلح الحدیث، مانند «الکفایة فی علم الروایة» خطیب بغدادی، «الجامع لأخلاق الراوی و آداب السامع» و دیگر کتب متقدم، بهصراحت بیان شده است.
۲٫ تبیین فقهی مفهوم “اهل قبله” و شمول آن
الف) تعریف فقهی اهل قبله:
“اهل قبله” در اصطلاح فقها، به کسانی اطلاق میشود که به وحدانیت الله، نبوت پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم و معاد ایمان دارند و به سمت کعبه نماز میخوانند. این تعریف شامل تمام کسانی است که شهادتین (لا إله إلا الله، محمد رسول الله) را بر زبان جاری میکنند، حتی اگر در برخی فروع و تفسیر نصوص اختلاف نظر داشته باشند.
ب) حکم فقهی “پرهیز از تکفیر نابجای اهل قبله”:
از قواعد مشهور و مورد اتفاق جمهور فقها این است که “لا یُکَفَّرُ أحدٌ من أهل القبلة بذنبٍ، و لا بظنٍّ” (هیچکس از اهل قبله به خاطر گناهی یا گمانی تکفیر نمیشود). این قاعده بیانگر آن است که تا زمانی که فردی ۱- آگاهانه ۲- عمدا ۳- به میل خودش و اختیاری دچار مکفره ای نشده باشد، در دایره اسلام باقی میماند. اختلاف در اجتهاد و تفسیر، مادامی که به انکار یکی از ضروریات دین منجر نشود، موجب خروج از اسلام نیست.
مستند فقهی: این اصل در کتب عقاید و فقه اهل سنت و شیعه، از جمله «الفقه الأکبر» امام ابوحنیفه، «شرح العقیدة الطحاویه» و بسیاری از متون کلامی و فقهی دیگر به وضوح ذکر شده است. امام غزالی در «فیصل التفرقة بین الإسلام و الزندقة» بر پرهیز شدید از تکفیر تأکید دارد.]