نقاب‌افکنی از چهره مزدوران شبکه‌های ماهواره‌ای و مدعیان دروغین سلفیت در جنگ رمضان ۱۴۰۴ش

نقاب‌افکنی از چهره مزدوران شبکه‌های ماهواره‌ای و مدعیان دروغین سلفیت در جنگ رمضان ۱۴۰۴ش

به قلم: خالد هورامی

اظهارات اخیر مجریان شبکه‌هایی نظیر «کلمه» (مانند خدمتی  و ترشابی و کیانی)، پرده از حقیقتی هولناک برمی‌دارد؛ حقیقتی که نشان می‌دهد چگونه «دین‌فروشی» و وابستگی به دلارهای نفتی آل‌سعود و هدایت‌های اطلاعاتی آمریکا و صهیونیسم، می‌تواند یک مدعی علم را به ابزاری برای توجیه تجاوز کفار محارب خارجی علیه یک سرزمین مسلمان تبدیل کند. اینان که خود را پاسداران توحید می‌نامند، امروز در نقش پیاده‌نظام تبلیغاتی جبهه ی متشکل از کفار محارب آمریکائی – صهیونی و مرتدین سکولار، جنگ علیه «دارالاسلام ایران» را به نفع ملت ایران جلوه می‌دهند.

منهج نجدیت درباری، همواره با استناد به «نواقض اسلام»، هرگونه دوستی، همکاری یا همسویی با غیرمسلمانان (به‌ویژه آمریکا و صهیونیسم) را کفر بواح و مایه خروج از دین می‌دانستند. اما اکنون شاهدیم که وقتی منافع اربابانشان در ریاض، واشنگتن و تل‌آویو اقتضا می‌کند، تمام آن باورها را زیر پا می‌گذارند.

چگونه است که پیوستن به جبهه کفار محارب خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی علیه یک کشور مسلمان، برای دیگران کفر است، اما برای این مبلغان درباری، «تلاش برای منافع مردم» تعریف می‌شود؟ این همان «نفاق» است که در خدمت جبهه ی کفار خارجی و مرتدین داخلی قرار گرفته است.

ریشه این انحراف بزرگ در منهج منافقین آشکار شده ی موجود در تفکر نجدیت نهفته است. از آنجا که این جریان، اکثریت مسلمانان (اعم از تشیع، صوفیه و اهل‌سنت) را کافری مشرک می‌پندارد، به راحتی می‌تواند با «دشمن صهیونیستی» علیه «برادر مسلمان» متحد شود.

 آن‌ها از تشیع و اهل‌سنت اصیل چنان کینه‌ای به دل دارند که حاضرند خانه‌ی برادر خود را به دست دشمن غاصب ویران کنند، به این امید که روایت انحرافی خودشان از دین حاکم شود. این عین خیانت به نص صریح قرآن و سنت نبوی و فقه مذاهب اسلامی در باب حرمت جان و مال مسلمان است.

سخنانی که از زبان این شیخ‌های خودفروخته شنیده می‌شود، مصداق بارز «اسلام آمریکایی» است؛ اسلامی که در آن نه از استکبارستیزی خبری هست و نه از دفاع از مظلومین فلسطین و سایر سرزمینهای اسلامی.

آن‌ها در حالی از تجاوز نظامی آمریکا به خاک ایران دفاع می‌کنند که صهیونیست‌ها هر روز در غزه و لبنان به نسل‌کشی مشغول‌اند و بخشهایی از سوریه را نیز اشغال کرده و اهل سنت سوریه را زندانی و شکنجه می کنند. سکوت یا حمایت ضمنی این جریان از اشغالگران، نشان می‌دهد که قبله‌ی واقعی آن‌ها نه کعبه، بلکه کاخ سفید و تل‌آویو است.

ملت هوشیار ایران و مسلمانان منطقه باید بدانند که این «دین‌فروشان» هیچ دلسوزی برای مردم ندارند. هدف آن‌ها تکه‌تکه کردن دارالاسلام و تضعیف قدرت مسلمانان در برابر صهیونیسم جهانی و آمریکای وحشی است.

 منهج نجدیتی که توسط آل‌سعود مرتد تغذیه می‌شود، کارکردی جز تولید تفرق و جنگ داخلی میان مسلمین و توجیه جنایات آمریکا و صهیونیستتها ندارد. دفاع از تجاوز نظامی کفار محارب خارجی به یک سرزمین اسلامی، با هیچ عقیده و حدیث و فقهی سازگار نیست، مگر با «دین تحریف شده»‌ای که در اتاق‌های فکر لندن و واشنگتن برای نابودی وحدت اسلامی نوشته شده است.

اهل سنت و جماعت و سایر مسلمین اگر با دروغهای امثال ترامپ و موشه رضاربع پهلوی فریب نمی خورند باید بدانند که دوران فریب با ریش و ظاهر اسلامی نیز به پایان رسیده است. کسی که جنگ صهیونیستها و آمریکا علیه مسلمانان را «خیر» بداند، از دایره اسلام و غیرت دینی خارج شده است. امارت اسلامی، علمای بیدار و تمامی پیروان راستین اهل سنت و جماعت، باید این جریان منحرف را که در خدمت «مثلث شوم صهیونیستی-آمریکایی-سعودی» است، افشا و طرد نمایند.

از رهبر کفار نصرانی کاتولیک در جنگ تحمیلی کفار مشرک (سکولار) در رمضان۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران باید تشکر شود

از رهبر کفار نصرانی کاتولیک در جنگ تحمیلی کفار مشرک (سکولار) در رمضان۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران باید تشکر شود

به قلم: ابوبکر خراسانی

مواضع کلیسا و پاپ لئون رهبر کفار نصرانی کاتولیک‌ جهانن در برابر جنگ افروزی و تجاوزهای ظالمانه ی کفار سکولار (مشرک) آمریکایی و صهیونیستها به دشمن شناسی و درجه بندی شرعی دشمنان در اسلام نزدیک‌تر بود تا موضع گروه منافقین در شبکه های مختلف ماهواره ای کلمه و نور و غیره که به ناحق خود را به شیعه یا سنی منسوب کرده اند.

بر این اساس لازم است از موضع‌گیری پاپ تشکر و قدر دانی شود همچنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم از زحمات ابوالبختری کافر تشکر کرد که در پیمان ظالمانه ی شعب آبی طالب جانب مسلمین را گرفته بود‌.

شرم بر کسانی که خود را مسلمان می نامند اما در این جنگ تحمیلی کفار سکولار و محارب آمریکائی و صهیونیستی فقط تماشاچی بودند حالا چه رسد به مرتدینی روسیاه چون ترابی و خدمتی و کیانی و امثالهم که جانب جبهه ی کفار محارب خارجی را گرفته بودند آنهم در پناه موشه رضا ربع پهلوی که در دیاثت و خیانت به وطنش شهره ی خاص و عام شده است‌.

پاپ لئو چهاردهم که پیشتر در پاسخ به حمله لفظی و غیر معمول ترامپ گفته بود هیچ هراسی از دولت دونالد ترامپ ندارد، در پیامی در فضای مجازی نوشت: جنگ‌، خشونت، بی عدالتی و دروغ، مورد رضایت خداوند نیست. قلب پیامبر مسیحیان با بد سیرتان، مغروران و متکبران نیست، بلکه همراه متواضعان و فروتنان است.

اظهارات توهین آمیز ترامپ علیه پاپ لئو چهاردهم با واکنش گسترده مسیحیان جهان از جمله بدنه مذهبی رای دهندگان ترامپ مواجه شده است. با این حال رئیس جمهور آمریکا بدون عقب‌نشینی از این اظهارات امروز هم به انتقاد از این رهبر مسیحی پرداخت و گفت: «او نمی‌فهمد و نباید درباره جنگ صحبت کند، چون هیچ ایده‌ای از آنچه اتفاق می‌افتد ندارد».

در جنگ تحمیلی رمضان۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران یک نصرانی اینگونه در برابر مشرکین ایستاده است تو به عنوان یک مسلمان در کجا ایستاده ای؟

به هوش آمدن تحلیلگران گاوهای شیر ده عرب از هدف لاف زدن‌ها و محاصره تنگه هرمز توسط آمریکا

به هوش آمدن تحلیلگران گاوهای شیر ده عرب از هدف لاف زدن‌ها و محاصره تنگه هرمز توسط آمریکا

به قلم: کیوان مریوانی

محاصره هرمز توسط آمریکا نشان دهنده ی قلدری جهانی برای فروش اجباری نفت آمریکاست که دنیا متوجه آن شده است و اینکه حتی ضربه زدن به غذا و زندگی مردم هم برای آمریکا اهمیتی ندارد.

چون سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد (فائو) در پی اقدامات آمریکا در تنگه هرمز هشدار داد که ادامه بحران منجر به فاجعه جهانی در بخش غذا و کشاورزی در جهان خواهد شد.

ماکسیمو تروئرو اقتصاددان ارشد فائو گفت: «ضروری است که آتش‌بس ادامه یابد و کشتی‌ها بتوانند حرکت خود را از سر بگیرند… تا از بروز مشکل تورم مواد غذایی جلوگیری شود.»

در کنار این و در این راستا عبدالسلام صالح، تحلیلگر عربستانی می گوید:
آخرین بیانیه ترامپ حقیقت را آشکار می‌کند: محاصره تنگه هرمز ربطی به «امنیت» ندارد، بلکه یک ترفند بازاریابی ناامیدانه برای فروش اجباری نفت آمریکاست.

او با لاف زدن در مورد ذخایر عظیم – از جمله نفت توقیف شده ونزوئلا – آشکارا سعی در فلج کردن صادرات خلیج فارس برای انحصار بازار دارد.

این توهین مستقیم به حاکمیت منطقه‌ای و خیانت به متحدان در ژاپن و هند است.

جهان با یک «طرح امنیتی» روبرو نیست، بلکه با قلدری روبرو است که رگ‌های جهانی را می‌بندد تا کالاهای خود را با زور اسلحه بفروشد.

یک قمار دیوانه‌وار برای سود بدون توجه به پیامدهای جهانی.

زمانی دارالاسلام ایران با ادب سکولاریستی با کفار محارب آمریکائی صحبت کرد و زمانی که با زبان شریعت وارد گفتگو شد

زمانی دارالاسلام ایران با ادب سکولاریستی با کفار محارب آمریکائی صحبت کرد و زمانی که با زبان شریعت وارد گفتگو شد

به قلم: مسعود سنه ای

الله تعالی در مورد کفار سکولار می فرماید : و لا یزالون یقاتلونکم .

یعنی اینها با زبان اسلحه با مومنین وارد گفتگو می شوند تا اگر بتوانند مومنین تابع برنامه و قوانین خود کنند.

در برابر این واقعیت، الله تعالی تنها عامل بازدارنده را تهیه اسلحه و قدرت نظامی معرفی می کند و می فرماید: وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّهٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ (انفال/ ۶۰)

حالا در برهه ای زمان مسئولین دیپلماسی دارالاسلام ایران از این زبان شرعی دوری کردند و در این مذاکرات اسلام آباد به پشتوانه قدرت میدان و اسلحه به گفتمان و دیپلماسی شرعی برگشتند، اختلاف را در این پیام گویای سفارت دارالاسلام ایران در هند ببینید که می گوید:
‌«۲۰۱۵، پس از برجام:
آمریکا: تحریم‌های بانکی برداشته شده است!
ایران: پس چرا نمی‌توانم پول منتقل کنم؟
آمریکا: نمی‌دانم.

۲۰۲۶، پس از جنگ ۴۲ روزه:
ایران: تنگه هرمز طبق مقررات باز است!
آمریکا: پس چرا نمی‌توانم کشتی‌ها را از آن عبور دهم؟
ایران: نمی‌دانم.»

به بهانه ی ترورهای کور شیعیان در هرات افغانستان و کویته پاکستان: بازگشت از تکفیر به مسیر عزت امت

به بهانه ی ترورهای کور شیعیان در هرات افغانستان و کویته پاکستان: بازگشت از تکفیر به مسیر عزت امت

به قلم: خالد هورامی

دیروز در انجیل اطراف هرات افغانستان و امروز در کویته پاکستان شاهد قتل عام وحشیانه ی شیعیان عادی بودیم که دل هر مومنی را آزار داد.

چون جریان منحرفی که دست به تکفیر نابجا و کشتار کور شیعیان زده است خود را به  آرای امثال ابن‌تیمیه و ابن‌قیم منوسب کرده در حالی که تابع «نجدیت» و برداشتهای محمد بن عبدالوهاب و علمای الدعوة النجدیة هستند، اجازه دهید به صورت مختصر و بر اساس آرای ابن تیمیه و ابن قیم رحمهما الله به نقد این جریان‌های منحرف معاصر بپردازیم.

بسیاری از مدعیان پیروی از سلف صالح، آگاهانه یا ناآگاهانه، بر طبل تکفیر مطلق اهل تشیع می‌کوبند. اما با مراجعه به کلام بزرگانی چون ابن‌تیمیه و ابن‌قیم جوزیه، حقیقتی غیر از این آشکار می‌شود:

  • ابن‌تیمیه صراحتاً بیان می‌دارد که «مفضله» (کسانی که علی (ع) را برتر می‌دانند اما به خلفا توهین نمی‌کنند) به اهل سنت نزدیک‌ترند و شیعیان امامیه مسلمانند و در میان آنها مومنینی وجود دارند که منافق نیستند ودر کل مثل مذهبی از مذاهب اسلامی به آنها نگاه می کند و حتی درباره رافضه (غلات میان تشیع) نیز تکفیر را به صورت مطلق نمی‌پذیرد و آن را منوط به غلو منجر به الوهیت می‌داند و تنها علمای غلاتی چون اسماعیلیه را تکفیر می کند که آگاهند و آگاهانه دچار کفریات شده اند.
  • ابن‌قیم جوزیه در کتاب «الطرق الحکمیه» فراتر رفته و تأکید می‌کند که رافضه، معتزله و خوارج اگرچه بدعت‌گذار دانسته شوند، اما کافر نیستند و شهادت و گواهی آنان در دادگاه مورد قبول است.

وقتی پیشوایان علمی شما (ابن‌تیمیه و ابن‌قیم) دایره اسلام را چنان فراخ می‌بینند که شیعیان را در زمره مسلمین (و نه کفار) می‌شمارند، چرا جریان‌های منسوب به «نجد» و محمد بن عبدالوهاب مسیر تکفیر را پیش گرفته‌اند؟

آیا زمان آن نرسیده است که به جای تبعیت از آرای تندروانه و انحرافی دعوت نجدیت که باعث پاره‌پاره شدن پیکر امت گشته، به سیره و فتوای اصیل پیشوایان خود بازگردید که بین اختلافات کلامی و خروج از دایره اسلام مرز قائل بودند؟

امروز که به برکت بیداری اسلامی، بخشی از امت اسلام (اهل تشیع) همچون سایر مسلمین حنفی در افغانستان و شافعی ها در سومالی و مالکی ها در مالی و.. موفق به تشکیل یک قدرت حاکمیتی مستقل شده است، ثمرات آن را تمام جهان اسلام مشاهده می‌کند و در حالی که بسیاری از حاکمان خائن بر کشورهای اسلامی در برابر آمریکا و صهیونیسم سر فرود آورده‌اند و یا حتی در اختیار این کفار محارب قرار گرفته اند، این قدرت حاکمیتی در وضع موجود به عنوان یک قدرت حکومتی رسمی در دنیا مهمترین سد استوار در برابر اشغالگری و توطئه‌های ضداسلامی این کفار محارب آمریکائی و صهیونیستی است و امروز این حاکمیت، عزت پایمال شده مسلمین در قدس و غزه و کل منطقه را بازگردانده است.

ای برادران مسلمان، وَأَطيعُوا اللَّهَ وَرَسولَهُ وَلا تَنازَعوا فَتَفشَلوا وَتَذهَبَ ريحُكُم (انفال / ۴۶) پس، نزاع‌های کلامی که قرن‌ها پیش توسط فقها بررسی شده، نباید مانع از دیدن واقعیت‌های عینی امروز شود. ما شما را دعوت می‌کنیم که به این جبهه قدرت و عزت بپیوندید. قدرت حاکمیتی که امروز در اختیار تشیع است، نه در پی نفی دیگران، بلکه در پی اعتلای کلمه الله و مقابله با دشمن مشترک (صهیونیسم جهانی و آمریکای جهانخوار) است.

اگر امروز مسلمانان (اعم از شیعه و سنی) حول محور این حاکمیت مقتدر و استکبارستیز متحد شوند، هیچ قدرتی در جهان یارای مقابله با «امت واحده» را نخواهد داشت. ان شاء الله.

بیایید به جای تکفیر یکدیگر، قدرت‌هایمان را با هم جمع کنیم. اگر ابن‌تیمیه امروز زنده بود، بی‌شک ایستادن در صف مقابل آمریکا و صهیونیسم را بر هر نزاع کلامی مقدم می‌شمرد. به سوی عزت و حاکمیت واحد اسلام بشتابید.

منظور جولانی ارباب مُلا فتاحی از «تجاوز» چیست؟ ایران و حزب‌الله و تنظیم الدولة و القاعده و… یا اسرائیل؟

منظور جولانی ارباب مُلا فتاحی از «تجاوز» چیست؟ ایران و حزب‌الله و تنظیم الدولة و القاعده و… یا اسرائیل؟

به قلم: ابوخالد کُردستانی

اگر در گذشته و حتی در چند سال اخیر و در افغانستان کسانی چون راکتیار و احمد شاه مسعود و ربانی و مجددی و … و در سومالی کسانی چون شریف شیخ احمد به خائنین به اهل دعوت و جهاد مشهور شدند تاریخ بار دیگر در سوریه شاهد ظهور چهره‌ای است که برای حفظ کرسی قدرت، نه تنها بر خون‌های ریخته شده، بلکه بر آرمان‌های اصیل اسلامی و اهدافی که اهل دعوت و جهاد انصار و مهاجر به خاطر واید میدانهای جهاد قدم گذاشته بودند پا می‌گذارد.

احمد الشرع همین خائن و مرتدی است که رسماً و آشکارا به تحالف تحت پرچم آمریکا با شعار مبارزه با تروریسم درآمده است و با هر گروه و فرد و حاکمیتی که آمریکا و شرکایش آنها را تروریستی می داند وارد جنگ شده است و امروز نقاب از چهره برداشته و با وقاحتی تمام، سخن از «بی‌طرفی» و «مذاکره با اشغالگران صهیونیست» به میان می‌آورد.

احمد الشرع در حالی دم از عدم ورود به جنگ می‌زند که چکمه‌های سربازان صهیونیست، خاک قنیطره را آلوده کرده و دشمن تا دروازه‌های دمشق پیشروی کرده است و آمریکا نیز در حسکه و مناطق دیگر پایگاه نظامی دارد که در این جنگ رمضان مورد هدف نیروهای اسلامی قرار گرفتند.

 کدام استدلال، چه اسلامی و چه سکولار، اجازه می‌دهد که خاک کشور تحت اشغال کفار محارب خارجی باشد و مدعی رهبری، سخن از «دوری از جنگ» به میان آورد؟

امروز که جبهه واحد «مقاومت اسلامی» از ایران و یمن و جنوب لنبان گرفته تا دلاوران و مجاهدان حماس، رژیم صهیونیستی را زیر ضربات سنگین جنگ مسلحانه و نرم خود گرفته‌اند و لرزه بر اندام این غده سرطانی انداخته‌اند، احمد الشرع به جای ایستادن در صف حق، سیگنال سازش برای تل‌آویو می‌فرستد. او ثابت کرد که جهاد ادعایی او، تنها برای کشتار مسلمانان و ویرانی سوریه بود، نه برای مقابله با دشمن اصلی امت اسلام.

ای مُلا عبدالرحمن فتاحی، اگر ذره‌ای از «غیرت اسلامی» در وجودت باقی مانده بود، امروز باید از این جولانی مرتد فاصله یم گرفتی و تمام قوای خود را برای بازپس‌گیری جولان و قنیطره بسیج می‌کردی. اگر اسلام را نمی‌فهمی، دست‌کم به اندازه یک «سکولار میهن‌پرست» غیرت داشته باش و از تمامیت ارضی کشوری که مدعی آزاد سازی آنرا دارید دفاع کن، چطور می‌توانید حتی از بازسازی و اقتصاد سخن بگویید در حالی که دشمن در حال حفر سنگر در خاک شماست؟

اعتراف به انجام مذاکره با اسرائیل و ابراز تأسف از تغییر نظر آن‌ها، اوج پستی و سقوط اخلاقی است. این نشان می‌دهد که جولانی دیروز و الشرع امروز، هیچ‌گاه به دنبال اعلای کلمه الله نبوده، بلکه همواره به دنبال «معامله» بوده است. او می‌خواهد سوریه را به منطقه‌ای خنثی و تحت فرمان قدرت‌های استکباری تبدیل کند تا تنها چند روز بیشتر بر اریکه قدرت تکیه بزند.

جولانی می گوید: اگر به ما تجاوز شود پاسخ می دهیم.

منظور ابو محمد جولانی از واژه «تجاوز» بیشتر به سمت ایران و حزب‌الله و نیروهای اسلامی مخالف آمریکا هدایت می‌شود تا اسرائیل. او با این تفسیر می‌کوشد تا دشمن اصلی را از ایران و حزب‌الله نشان دهد و اسرائیل را در جایگاه بی‌طرف یا کمتر مقصر معرفی کند. این شیوهٔ روایت گاه‌به‌گاه می‌تواند در خدمت مشروعیت‌بخشی به سیاست‌های سیاسی طرف مقابل باشد و از نگاه واقعیت میدانی فاصله بگیرد.

اما واقعیتِ میدانی چه می‌گوید؟ اسرائیل تاکنون تا نزدیکی دمشق و قنیطره پیش رفته و ایستگاه‌های بازرسی ایجاد کرده است. گاه در برخی مناطق، گزارش‌هایی مطرح می‌شود از بازرسی‌های خانه‌ها و بازداشت برخی افراد. این واقعیت‌ها نشان می‌دهد که دشمن صریح سوریه تنها یک «طرف خیالی» نیست و حضور نظامیِ اسرائیل و آمریکا در خاک سوریه با پیامدهای جدی برای امنیت و تمامیت ارضی سوریه وجود دارد.

اگر ذره‌ای از «غیرت اسلامی» در وجود این فرد و برخی هم‌فکران باقی مانده بود، باید در برابر اشغال خاک سوریه و تقدیم جولان و قنیطره به دشمنان ایستادگی می‌کردند، نه اینکه با طعن‌زدن به مسلمین در حال جنگ با آمریکا و صهیونیستها، از مذاکرات سازش سخن به میان آورند.

چرایی پیروزی دارالاسلام ایران در جنگ تحمیلی رمضان۱۴۰۴ش و تغییر خاورمیانه

چرایی پیروزی دارالاسلام ایران در جنگ تحمیلی رمضان۱۴۰۴ش و تغییر خاورمیانه

شبکه RT ضمن تحلیلی به این نتیجه رسید که: ایران پیروز شده و خاورمیانه تغییر کرده است

چهار درس از جنگی که تهران در آن شکست نخورد:

۱. ایران ایستادگی کرد. نه واشینگتن و نه تل‌آویو نتوانستند اراده خود را از طریق زور تحمیل کنند. ایران جایگاه خود را به‌عنوان یک قدرت بزرگ منطقه‌ای تثبیت کرد و به یکی از بازیگران تعیین‌کننده در خاورمیانه تبدیل شد.

۲. کشورهای خلیج فارس با میزان آسیب‌پذیری خود و وابستگی‌شان روبه‌رو شدند. پایگاه‌های آمریکایی در خاک آن‌ها، به‌جای تضمین امنیت، به آهنربایی برای تلافی ایران تبدیل شدند. ضمناً معلوم شد که تضمین‌های امنیتی آمریکا قابل اتکا نیست.

۳. قدرت نظامی دوباره برتری خود را نشان داد. ایرانِ تحت تحریم، با وجود مشکلات اقتصادی توانست در برابر یک ابرقدرت جهانی ایستادگی کند و از نظر راهبردی آن را شکست دهد. همزمان همسایگان جنوبی بسیار ثروتمندتر آن عملاً به تماشاگران (یا بدتر، اهداف حمله) تبدیل شدند. در دنیای امروز، قدرت، تعیین‌کننده نتایج است.

۴. ایران از این درگیری سالم بیرون آمد. این کشور، همچنان جمهوری اسلامی باقی خواهد ماند و سیاست آن قاطع، منضبط و عمل‌گرایانه‌تر خواهد بود.

اندرابی، تکرار تراژدی دکتر عافیه صدیقی اینبار در کشور سکولار هند

تکرار تراژدی دکتر عافیه صدیقی اینبار در کشور سکولار هند

بی‌دادگاه حکومت سکولار هند برای آسیه اندرابی زن مسلمان کشمیری سه حبس ابد صادر کرد

اندرابی، فعال مسلمان، در ۲۴ مارس توسط دادگاه ویژه آژانس تحقیقات ملی در دهلی نو محکوم شد. دو نفر از همکاران او، صوفی فهمیده، ۳۶ ساله ( معلول ویلچرنشین) و ناهیده نسرین ۶۱ ساله نیز به ۳۰ سال زندان محکوم شدند.

این سه زن در سال ۲۰۱۸ توسط حکومت سکولار هند تحت قانون پیشگیری از فعالیت‌های غیرقانونی قرار گرفتند که یک قانون سختگیرانه ضد تروریسم است.

اندرابی توسط این نهاد جنجالی به جنگ علیه دولت هند، جمع‌آوری کمک‌های مالی برای اقدامات تروریستی و عضویت در یک گروه تروریستی متهم شده است.

با این حال، قاضی در حکم ۲۹۰ صفحه‌ای خود هیچ مدرکی در رابطه با این اتهامات پیدا نکرد و در نهایت او را به مجموعه‌ای از اتهامات کم‌اهمیت‌تر، مانند تحریک خصومت بین جوامع، تضعیف یکپارچگی ملی و تحریک بی‌نظمی عمومی، محکوم کرد.

فرمان عالیقدر مولوی هبة الله آخندزاده رهبر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در مورد تنظیم دست فروشان

فرمان عالیقدر مولوی هبة الله آخندزاده رهبر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در مورد تنظیم دست فروشان

بسْمِ‌اللّهِ‌الرَّحْمَنِ‌الرَّحِيم

الحمد لله رب العٰلمين والصلوٰة والسلام على سيد المرسلين و على آله و أصحابه أجمعین.

شماره فرمان: ۲۱‌‌
تاریخ: ۱۴۴۷/۹/۵ هـ . ق

به منظور جلوگیری از بی‌نظمی و ازدحام شهری و تنظیم امور دست فروشان، مراتب ذیل را منظور می‌کنم:

ماده اول:
تمام شاروالی‌ها مکلف اند، با درنظرداشت معیارهای طرح‌‌های شهری و طرح‌‌ریزی شهری، امور دست فروشان را در شهرها مطابق احکام این فرمان تنظیم کنند.

ماده دوم:
شاروالی‌ها در زمینۀ تنظیم امور دست فروشان در شهرها، دارای وظایف ذیل می‌باشند:

۱‌‌- فراهم کردن زمینه فعالیت برای دست فروشان در ساحات مختلف شهرها در هماهنگی با ادارات مربوط.

۲- مشخص کردن اماکن مخصوص برای دست فروشان و در صورت نیاز تغییر مکان آن‌ها، البته که فروشات آن‌ها متضرر نشود.

۳- خط اندازی در ساحات مشخص شده برای فعالیت دست فروشان و تعیین مکان به اندازه مشخص برای هر دست‌‌فروش.

۴- فراهم کردن طرح (نقشه) غرفه‌ها، تخت‌ها و میزهای کاری برای دست فروشان.

۵- ثبت دست فروشان با توجه به فعالیت آن‌ها در ناحیه‌ها در هماهنگی با ادارات مربوط و تهیه و توزیع کارت‌های هویت برای دست فروشان به طور رایگان.

۶- ایجاد ذخیره معلوماتی (دیتابیس) برای ثبت دست فروشان و ثبت کردن شهرت مکمل، نوع فعالیت و ساحۀ فعالیت«نقطه  GPS» آن‌ها.

۷- نظارت دوامدار از ساحات مربوط به منظور جلوگیری از فروش مواد تاریخ تیرشده و ممنوعه از طرف دست فروشان و فعالیت در مناطق ممنوعه و نداشتن کارت هویت دست‌‌فروش.

شاروالی‌ها مکلف اند، به منظور ترتیب و تنظیم هرچه بهتر دست فروشان فرصتی را فراهم کنند که هر صد دست‌‌فروش یک تن را به حیث نماینده خویش تعیین و به شاروالی معرفی کنند، البته شخص تعیین شده تنها نماینده آن‌ها است نه قراردادی.

(شاروالی‌ها نمی‌توانند، در مقابل طرح (نقشه) مذکور در جزء ۴ فقره (۱‌‌) این ماده از دست فروشان پول اخذ کنند، بلکه طرح (نقشۀ) مذکور را مطابق احکام این فرمان در اختیار دست‌‌فروش دارنده کارت قرار دهند و شخصاً از ساخت و فروش غرفه‌ها، تخت‌ها و میزهای کاری خودداری کنند.

ماده سوم:
(۱‌‌) دست فروشان شهرها، دارای مکلفیت‌های ذیل می‌باشند:

۱‌‌- سپردن نقل تذکره برقی مربوط و شماره فعال موبایل به شاروالی‌ها و دریافت کارت هویت دست فروشان.

۲- ساخت غرفه، تخت یا میزکاری خود مطابق طرح و مشخصات تأیید شده شاروالی‌ها و رعایت نظافت ساحۀ مربوط.

۳- انجام دادن فعالیت در مکان مشخص شده و در صورت ترک مکان مشخص شده، اطلاع دادن طور کتبی به شاروالی مربوط.

۴- خودداری از استفاده بلندگوها برای جلب مشتریان.

۵- خودداری از فروش مواد دیرینه (تاریخ تیر شده) و ممنوعه.

۶- خودداری از کرایه، اجاره و یا فروش تخت و میزکاری مشخص شده خویش به شخص دیگر، مگر این‌که قبلاً شاروالی مربوط را در جریان قرار داده باشد.

۷- خودداری از کرایه، اجاره و یا فروش مکان مشخص شده خود به شخص دیگر.

(۲) هرگاه دست فروشان از احکام مندرج جزء ۱‌‌ الی ۶ فقرۀ (۱‌‌) این ماده تخلف ورزند، شاروالی‌ها آن‌ها را به طور ذیل تأدیب می‌کنند:

۱‌‌- به بار اول، دادن اخطاریه کتبی.

۲- به بار دوم، اخراج دست‌‌فروش از ساحه مربوط و سپردن آن به شخص مستحق دیگر مطابق احکام این فرمان.

۳-هرگاه دست‌‌فروش از حکم مندرج جزء ۷ فقرۀ (۱‌‌) این ماده تخلف ورزد، شاروالی‌ها شخص مذکور را به محکمه مربوط معرفی کنند.

ماده چهارم:
این فرمان از تاریخ صدور نافذ و در جریده رسمی نشر شود.

والسلام علیکم ورحمة‌الله وبرکاته
امیرالمؤمنین شیخ‌القرآن والحدیث
مولوی هبـة‌الله اخندزاده حفظه الله

دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان، حاکمیت اسلامی فراتر از مرزهای مذهب

دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان، حاکمیت اسلامی فراتر از مرزهای مذهب

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

امروز تاریخ اسلام شاهد ورق خوردن صفحه‌ای زرین است. پس از چند قرن افول و سلطه کفار سکولار و اشغالگر غربی، بار دیگر «دارالاسلام ایران» توانسته است به چنان عزت و اقتداری دست یابد که به عنوان یک دارالاسلام مقتدر، در برابر بزرگترین قدرت‌های کفر جهانی و در رأس آن‌ها آمریکای مستکبر و متحدانش، سینه سپر کند. این ایستادگی و مقابله‌به‌مثل، تنها پیروزی یک جغرافیا نیست، بلکه بازگشت شکوه از دست رفته کل امت اسلام است.

در منطق عزت، آنچه اهمیت دارد اهتزاز پرچم «لا اله الا الله» است. فرقی نمی‌کند که این پرچم به دست کدام یک از فرق اسلامی برافراشته شده باشد؛ مهم این است که ماهیت این قدرت، اسلامی است.

خواه حکومت حنفی‌مذهب در افغانستان باشد؛خواه مجاهدان زیدی و شافعی در یمن؛ و خواه هر گروه شریعت‌گرای دیگری که در گوشه و کنار جهان برای اعلای کلمه حق جهاد می‌کند.

در برابر جبهه متحد کفر، نام مذهب باید در سایه نام بلند اسلام قرار گیرد تا لرزه بر اندام دشمنان بیفتد.

حقیقت امروز این است که حکومت شیعه در ایران، به اقتداری دست یافته که مایه مباهات هر مسلمانی است که دل در گرو عزت دین دارد. بر ماست که از این اقتدار حمایت و نگهداری کنیم؛ چرا که تضعیف این سنگر، تضعیف تمام نهضت‌های اسلامی است. این حمایت، نه به معنای دست کشیدن از مذهب خود، بلکه به معنای صیانت از «عزت مشترک» است.

حمایت از اقتدار کنونی، راه را برای گسترش حاکمیت‌های اسلامی در دیگر نقاط جهان هموار می‌کند. هدف نهایی، ایجاد زنجیره‌ای از حکومت‌های الله بر روی زمین است تا برادران حنفی در افغانستان امارت خود را مستحکم‌تر سازند؛ تا پیروان مذاهب مالکی، حنبلی و شافعی در نجد، مصر، ترکیه، پاکستان و دیگر سرزمین‌های اسلامی، با الگوگیری از این ایستادگی، به سوی تشکیل حکومت‌های مبتنی بر شریعت و عدل الهی حرکت کنند.

زمان آن فرا رسیده است که تمام فرقه‌های اسلامی، فراتر از اختلافات فقهی، به عنوان یک «امت واحده» در کنار هم بایستند. هر سرزمین اسلامی که به حاکمیت شریعت دست یابد، پاره‌ای از تن واحد امت است. بیایید با پشتیبانی از اقتدار موجود، زمینه‌ساز بیداری عمومی و تشکیل امارات و حکومت‌های اسلامی در سراسر بلاد باشیم تا عزت اسلام برای همیشه در جهان پایدار بماند.