از انحرافات منهجی نجدیت در طبقه‌بندی کفار ۵گانه و مشرک نامیدن اهل قبله

از انحرافات منهجی نجدیت در طبقه‌بندی کفار ۵گانه و مشرک نامیدن اهل قبله

به قلم: ابومحمود کندزی

دیروز در زیارتگاهی در اطراف هرات چند مسلمان شیعه به شیوه ای درندانه قتل عام شدند که لازم میدانم با توجه به سوابق چنین جنایاتی نکاتی را بیان کنم.

بزرگترین مصیبت منهجی پیروان محمد بن عبدالوهاب و شیوخ درباری، جابجایی مفاهیم قرآنی است. آن‌ها صهیونیست‌های مشرک و سکولار را که دشمن خونی بشریت هستند، تحت عنوان «اهل کتاب» (یهود) طبقه‌بندی می‌کنند تا به نوعی برای آن‌ها مشروعیت یا تخفیف در دشمنی قائل شوند. در مقابل، مسلمانان (اعم از شیعه، صوفی و سایر مذاهب اهل‌سنت) را که رو به یک قبله نماز می‌گزارند، به بهانه‌های واهی «مشرک» می‌خوانند. این جابجایی، آدرس غلط دادن به امت اسلامی برای شناسایی دشمن است.

منهج نجدیت بر اساس یک پیش‌فرض غلط استوار است که گمان می‌کنند توسل یا ارادت به اولیاءالله توسط اهل سنت و شیعه، شرکی بدتر از کفر صهیونیسم و آمریکااست. این در حالی است که آن‌ها بر اساس همین تحلیل اشتباه، نتیجه می‌گیرند که «مشرک (مسلمان از نظر آن‌ها منحرف) از کفار مشرک اصلی(آمریکا و اسرائیل) بدتر است». البته به اندازه ای جاهل به منهج اهل سنت و جماعت هستند که کفار مشرک صهیونیست و آمریکائی را جزو کفار اهل کتاب یهودی و نصرانی حساب می کنند.

این نگاه باعث شده است که نوک پیکان حملات آن‌ها به جای دشمن غاصب مشرک محارب، به سمت سینه برادران مسلمان نشانه رود.

قرآن کریم در آیه ۱۷ سوره مبارکه حج، دسته‌بندی روشنی از گروه‌ها ارائه می‌دهد: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَىٰ وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا.

این آیه نشان می‌دهد که یهود، صابئین، نصارا، مجوس و مشرکین هر کدام جایگاه و ماهیت خود را دارند. انحراف نجدی‌ها در این است که الله تعالی کفار یهودی و نصرانی و مجوس و صابئین را جزو کفار مشرک قرار نداده است اما نجدیت نه تنها همه را جزو کفار مشرک قرار می دهد بلکه  مذاهب اسلامی را نیز در ردیف «مشرکین» قرار می‌دهند و به این شکل ماهیت جنایتکارانه و الحادی صهیونیسم  و غرب سکولار(مشرک) را پشت نقاب «اهل کتاب» پنهان می‌کنند، در حالی که عملکرد صهیونیستهای سکولار  فرسخ‌ها با تعالیم تورات فاصله دارد.

این تفکر نجدیت که به محمد بن عبدالوهاب و الدعوه النجدیة منسوب است، آشکارا با قرآن، سنت نبوی و آراء امامان بزرگ اهل‌سنت (مانند امام ابوحنیفه، امام مالک، امام شافعی و امام احمد بن حنبل) در تضاد است.

قاعده اصیل اهل‌سنت، عدم تکفیر «اهل قبله»ای است که دارای عذرهای معتبر شرعی هستند و هر کسی که کلمه «لا اله الا الله» را بر زبان جاری کند، خون و مالش حرام است؛ اما منهج نجدیت با برداشت اشتباه از اصطلاح مشرک و مشرکین این اصل بنیادین را زیر پا گذاشته و راه را برای فتنه‌های مذهبی باز کرده است.

نتیجه عملی این تفکر اشتباه در جنگ امروز غزه و تقابل با صهیونیسم و آمریکا کاملاً مشهود است .کسی که در «کافر سکولار» بودن صهیونیست‌های جنایتکار و آمریکای متجاوز شک کند، در حقیقت در شناخت بدیهیات اسلام دچار مشکل شده است و شیوخ درباری با استناد به همین مبانی غلط، از ایجاد وحدت اسلامی علیه اسرائیل جلوگیری می‌کنند، چون دشمن فرضی خود را (شیعه و صوفی) خطرناک‌تر از دشمن واقعی (صهیونیسم و آمریکا) معرفی کرده‌اند.

منهج نجدیت با ارائه تعریف لفظی از «مشرک» و جایگزین کردن آن با معنی معنی شرعی مشرک، عملاً امت اسلام را از درون تهی و زمین‌گیر کرده است. بازگشت به قرآن و تبعیت از سیره واقعی سلف صالح و ائمه مذاهب، تنها راهی است که در آن دشمن واقعی (صهیونیسم و آمریکا) به درستی شناسایی شده و برادری میان اهل قبله جایگزین تکفیر و برادرکشی می‌گردد.

 بیداری اسلامی فرامذهبی و نقدی بر جزم‌اندیشی و لزوم نصرت اهل قبله در برابر کفار آمریکائی – صهیونی

 بیداری اسلامی فرامذهبی و نقدی بر جزم‌اندیشی و لزوم نصرت اهل قبله در برابر کفار آمریکائی – صهیونی

به قلم: محمد اسامه

امروز در سرزمین شام، شاهد حضور عده‌ای هستیم که در چنبره‌ی قدرت‌طلبی و جهل گرفتار شده‌اند. این گروه‌ها، به جای دیدن تصویر کلان امت اسلام، درگیر تعصبات خشکی شده‌اند که محصول فهم غلط از «منهج» است. شیخ‌هایی که با قرائت‌های تکفیری و انتساب ناحق «شرک» به پاره‌های تن امت، عملاً در جبهه‌ی تضعیف اسلام قرار گرفته‌اند.

این مدعیان منهج، به بهانه‌ی ارتباط حماس با ایران یا شیعه بودن حزب‌الله، از یاری رساندن به آن‌ها در برابر دشمن اشغالگر سر باز می‌زنند. ما از این مدعیان سوال می‌کنیم:

  • آیا ناله‌ها و فغان کودکان غزه و لبنان را که در چند قدمی شما زیر آوار هستند، نمی‌شنوید؟
  • آیا در ترازوی شرع شما، اختلافات مذهبی بالاتر از خونِ مسلمین و حرمت اهل قبله است؟

برای بیداری این ذهن‌های منجمد، باید در کنار مسائلی چون: إِنَّ هَٰذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ (انبیاء/ ۹۲) تاریخ را یادآوری کرد. صلاح‌الدین ایوبی، آن مجاهد بزرگ، در زمانی که با صلیبی‌ها می‌جنگید، چرا به نصرت و تعامل با فاطمیون در مصر روی آورد؟ او می‌دانست که در برابر دشمن خارجی که دارالاسلام را هدف گرفته، باید از اختلافات داخلی عبور کرد. صلاح‌الدین فهمیده بود که دشمن اصلی کیست، اما شما امروز در تشخیص «کافر حربی» از «برادر دینی» دچار کوری استراتژیک شده‌اید.

سوال صریح ما این است:

  •  آیا آمریکا به عنوان رأس کفر جهانی، دشمن نیست؟
  • آیا صهیونیست‌ها که زمین‌های مسلمین را غصب کرده و مقدسات را هتک می‌کنند، کافر حربی نیستند؟

چطور است که برای شما، مسلمانی که رو به قبله نماز می‌خواند، از صهیونیست جانی خطرناک‌تر جلوه می‌کند؟ این همان انحراف در «فهم شرک» است که از تفکرات نجدیت درباری نشأت گرفته است.

بزرگترین خطای این جریان، توسعه‌ی دایره‌ی شرک به عموم مسلمین مخالف آنها است. در حالی که امت اسلام موحد است و «لا اله الا الله» می‌گوید. شگفت‌انگیز است که این مدعیان، کفار سکولار که مشرکین اصلی هستند را در زمره‌ی مشرکین (سکولاریستها) و  کفار محارب واجب‌القتل نمی‌آورند، اما برادر مسلمان خود را به بهانه‌های واهی مشرک (سکولار) می‌خوانند و از یاری او در برابر بمب‌های صهیونیستی امتناع می‌کنند.

رها کردن اهل قبله در برابر هجمه‌ی وحشیانه‌ی کفار محارب خارجی، به بهانه‌ی اختلافات مذهبی، نه تنها خلاف شرع، بلکه خیانت به آرمان قدس است. این فهم غلط از دین، امت را به سوی نابودی می‌برد.

 امروز زمان آن است که مرزهای مذهبی در برابر دشمن کافر محارب مشترک فرو بریزد و صدای ناله مظلومان، وجدان‌های خفته‌ی مدعیان منهج را بیدار کند.

پایان «وهن» با بازگشت به عزت جهاد

پایان «وهن» با بازگشت به عزت جهاد

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

تاریخ امت اسلامی هرگز چنین روزگار سیاهی را به خود ندیده است. امروز در حالی که پاره‌های تن امت در غزه و لبنان زیر آوارها مدفون می‌شوند، دشمن صهیونیستی با وقاحتی بی‌سابقه‌، دو میلیارد مسلمان را به سخره می‌گیرد. پیامی که دشمن با خنده توییت می‌کند («ما بمباران می‌کنیم، شما فقط توییت می‌زنید!»)، تنها یک توهین نیست؛ بلکه آیینه‌ای است که واقعیت تلخ «خواری ناشی از ترک جهاد» را به رخ ما می‌کشد. این صحنه، محصول مستقیم تفرقه و بندگی طاغوت‌های مدرن است.

حکام سرزمین‌هایی که روزگاری مهد اسلام بودند، امروزه به «دارالکفر»های پنهانی بدل گشته‌اند. رژیم‌هایی همچون آل‌سعود و امارات متحده یهودی، در کنار دولت‌های سکولاری مانند ترکیه، مصر و پاکستان، ثابت کرده‌اند که چیزی جز ابزار دست اربابان وحشی خود نیستند.

  •  وقتی نمی‌توانید و نمی‌خواهید «ارباب وحشی» خود را مهار کنید، با چه رویی پادرپیش گذاشته و دم از مذاکره می‌زنید؟
  • مذاکرات شما، نه برای نجات مظلوم، بلکه برای خریدن زمان جهت تکمیل پروژه‌های صهیونیستی و تثبیت کرسی‌های لرزان قدرتتان است.

ای کسانی که با نام اسلام، اما با قلب‌هایی مملو از کفر و سکولاریسم، بر گرده امت سوار شده‌اید! شما که ذلت را به جای عزت (ولله العزة ولرسوله وللمؤمنین) برگزیده‌اید؛ بدانید که تاریخ و شریعت، خیانت شما را نخواهد بخشید. شما نه تنها مدافع امت نیستید، بلکه خودِ شما سدی محکم در برابر فوران غیرت اسلامی گشته‌اید.

اگر ذره‌ای شرف و غیرت در وجودتان باقی است دست از نمایش مهوع میانجی‌گری بردارید و دیوارهای خیانت و مرزهای ساختگی را بشکنید و اجازه دهید امتِ تشنه شهادت، خود مستقیماً وارد میدان کارزار با دشمن صهیونیستی شود.

امتی که سلاحش را به زمین بگذارد و به حاکمان مرتد و سکولار دل ببندد، فرجامی جز این ندارد که یک صهیونیست نجس، علناً او را تحقیر کند. امروز زمان انتخاب است: یا بیداری برخاسته از ایمان و حرکت به سوی جهاد واقعی، و یا تن دادن به ذلتی که هر روز ابعاد وسیع‌تری به خود می‌گیرد.

امت اسلام باید بداند که راه قدس نه از کانال خائنین در ریاض و دبی و دمشق جولانی و آنکارا و قاهره سیسی، بلکه از شکستن زنجیرهای طواغیت داخلی و هجوم به سوی مرزهای نبرد می‌گذرد.

هیمنه پوشالی وابستگی و نهیبی بر دارالکفرهای طاری منطقه و ضرورت عبرت از دارالاسلام ایران

هیمنه پوشالی وابستگی و نهیبی بر دارالکفرهای طاری منطقه و ضرورت عبرت از دارالاسلام ایران

به قلم: فضل احمد هراتی

با شروع جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش توسط کفار سکولار و اشغالگر آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران، و پس از ۴۰ روز تهاجم همه‌جانبه آنها و مرتدین آل سعود و امارات متحده عربی، آنچه ثابت ماند، صلابت دارالاسلام ایران بود. این نظام نه با تکیه بر پیمان‌های غربی، بلکه با اتکا به نصرت الهی و توان بومی، نه عقب‌نشینی کرد و نه از حقوق خود دست کشید.

دارالاسلام ایران ثابت کرد که وقتی رهبری شجاع و ملتی باایمان در صحنه باشند، می‌توان تمام جهان کفر را روی یک پا نگه داشت. این الگویی است برای امت اسلام که بدانند عزت در گرو «استقلال» است، نه وابستگی به شرق و غرب.

رژیم ترکیه که ماهیتی کاملاً سکولار و غربی دارد، امروز در میانه‌ی تزویر گرفتار شده است. آن‌ها از سویی ادای حمایت از آرمان‌های اسلامی را درمی‌آورند و از سوی دیگر، به عنوان عضوی از ناتو، خاک خود را در اختیار دشمنان اسلام قرار داده و شریان‌های اقتصادی رژیم صهیونیستی را تقویت می‌کنند. حاکمان سکولار آنکارا باید عبرت بگیرند که لفاظی‌های سیاسی، جایگزین قدرت واقعی برخیزنده از متن اسلام نخواهد شد و در روز واقعه، غرب آن‌ها را تنها به چشم یک ابزار می‌بیند.

حاکمان نجد و حجاز و شیوخ امارات نیز، با تبدیل بلاد اسلامی به «دارالکفر طاری» و کانون فساد و عیاشی، عملاً به جبهه دشمن پیوسته‌اند. آن‌ها تصور می‌کنند با دلارهای نفتی و خرید تسلیحات غربی می‌توانند امنیت بخردند، اما تجربه اخیر نشان داد که «شهرهای شیشه‌ای» در برابر اراده‌ی مقاومت، بسیار سست‌تر از خانه عنکبوت هستند. آن‌ها باید بدانند که غرب، این گاوهای شیرده را تنها تا زمانی می‌خواهد که پستان‌شان پر از نفت باشد؛ پس از آن، آن‌ها را در برابر خشم ملت‌های مسلمان رها خواهد کرد.

پاکستان نیز با وجود داشتن سلاح هسته‌ای و مصر با پیشینه تاریخی‌اش، امروز به دلیل وابستگی حاکمان‌شان به کمک‌های مالی کفر جهانی، فلج شده‌اند. مصر با بستن رگ‌های حیاتی غزه و پاکستان با سکوت در برابر جنایات آمریکا و ابزاز دست آمریکا و آل سعود شدن، به آرمان امت خیانت کرده‌اند. این نظام‌ها باید عبرت بگیرند که ارتش‌های بزرگ اگر تحت فرماندهی متصل به ایمان نباشند، در برابر پهپادها و تکنولوژی بومی یک ملت مقاوم، کارایی نخواهند داشت.

زمان آن فرا رسیده است که این نظام‌ها (از آل‌سعود گرفته تا حاکمان سکولار ترکیه و ژنرال‌های مصر پاکستان) بفهمند که جغرافیای اسلام متعلق به بیگانگان نیست. دارالاسلام ایران با ایستادگی خود راه را نشان داده است؛ راهی که از مسیر خوداتکایی، نفی سلطه کفار محارب خارجی و بازگشت به عزت اسلامی می‌گذرد. اگر عبرت نگیرند، تاریخ آن‌ها را به عنوان سپر انسانی صهیونیسم و گاو شیرده آمریکا و غرب به یاد خواهد آورد که در آستانه له شدن زیر پای حق هستند. آیا میان آن‌ها خردمندی هست که پیش از سقوط، بازگردد؟

فریاد استخوان‌سوز امت از حصار اقصی تا اشغال پنهان مکه و مدینه

فریاد استخوان‌سوز امت از حصار اقصی تا اشغال پنهان مکه و مدینه

ابومحمود کندزی

۴۲ روز سکوتی دردناک بر صحن و سرای مسجدالاقصی المبارک سایه افکند. نخستین قبله‌گاه مسلمانان، در محاصره‌ای بود که جز مؤذنان و نگهبانان، کسی را به خود نمی‌دید. حیاط‌هایی که باید محل تجمع امت واحده باشد،  تنها مأمن پرندگان و گربه‌ها شده بود؛ سکوتی که هر ثانیه‌اش دلی را می‌سوزاند و جگر سوزی‌اش از حد فراتر رفته بود.

اما ورای این درهای بسته، حقیقت هولناکی تجلی یافته است؛ ما از ورای غربت بیت‌المقدس، اسارت مکه مکرمه را مشاهده می‌کنیم. مکه، آن سرزمین امن الهی، امروز در اشغال نامرئی آمریکا، صهیونیسم و مزدوران مرتد آل‌سعود است. فاجعه آنجاست که از این مقدس‌ترین بقاع روی زمین، فرمان تجاوز به بلاد اسلامی صادر می‌شود و خاک وحی به پایگاهی برای جنگ‌افروزی استکبار تبدیل گشته است.

سوز این حقیقت، زخمی است که هیچ مرهمی ندارد. اینکه «بلد الامین» به دست مزدوران کفر، به مبدئی برای تجاوز به دارالاسلام ایران تبدیل شده است، دردی است که امت‌های جهان اسلام را از درون خاکستر کرده است. هیچ مصیبتی بالاتر از این نیست که شاهد باشیم حرمین شریفین، در دست کسانی است که دستانشان در دست دشمنان قسم‌خورده قرآن و اسلام است. این داغ، فراتر از تاب و توان، روح امت را می‌خراشد.

بله، واقعاً سوز این حقیقت چنان دردآور و عمیق است که روح و جان امت‌های بیدار جهان اسلام را به سختی رنجانده است. هیچ دردی بالاتر از این نیست که ببینی مقدس‌ترین بقاع روی زمین، وجه‌المصالحه کفر جهانی و مزدوران محلی شده است. این غربت مضاعف، درونی است که شعله‌هایش تا مغز استخوان نفوذ کرده و فریاد استغاثه برای آزادی کل بلاد اسلامی را بلند کرده است.

جولانی ابزاری بالقوة جهت ورود به جنگ لبنان و کمک به جبهه ی صهیونیستها

جولانی ابزاری بالقوة جهت ورود به جنگ لبنان و کمک به جبهه ی صهیونیستها

به قلم: ابوخالد کُردستانی

جولانی که به صورت رسمی و آشکارا به تحالف «مبارزه با تروریسم» تحت پرچم آمریکا پیوسته است ملزم است با تمام گروههای جهادی و اسلامی که آمریکا آنها را تروریستی معرفی کرده است وارد جنگ شود.

یعنی جنگ باند جولانی تنها مختص تنظیم دوله نیست بلکه شامل حماس و جهاد اسلامی و حزب الله لبنان و القاعده و … نیز می شود.

بر این اساس آمریکا دوباره برای فشار بر «الشرع» (جولانی) جهت ورود به لبنان بازگشته و به بریتانیا گفته است: به او بگو باید به تعهداتش عمل کند وگرنه…

در تور خلیجی او، کشورهای منطقه‌ای از کشورهای حوزه خلیج‌فارس خواستند هزینه خرید یک سامانه پدافند هوایی اوکراینی را تأمین کنند و این دلیلِ بازدید زلنسکی از دمشق است.

آمریکا بر ترکیه فشار می‌آورد تا مانعی در برابر ورود الشرع به لبنان نباشد.

این‌گونه است؛ وقتی با مشروعیت خارجی رئیس شوی، این‌گونه با تو رفتار خواهند کرد: صرفاً یک مهره و یک تفنگ اجاره‌ای و با فرمولِ باج‌خواهی.

حافظ اسد زمانی که در سال ۱۹۹۱ نیرو به کویت فرستاد، در مقابل آن چیزی گرفت که به نفع دولت سوریه بود و آن «کنفرانس صلح مادرید» بود. مبارک نیروهایش را به کویت نفرستاد تا زمانی که تمام بدهی‌های کل مصر بخشیده شد.در حالی که الشرع را همیشه باج‌خواهی می‌کنند: این کار یا آن کار را انجام بده وگرنه:

  •  پرونده تخلفات [در مناطق] ساحل و سویدا را برایت باز می‌کنیم.
  • تحریم‌ها را از شخص خودت و گروهت برنمی‌داریم.
  • مانع ورود دلار به سوریه می‌شویم و بگذار ترامپ به تو نفع برساند.

الشرع برای ورود مشتاق است و اطرافیانش (باندِ دور او) زمینه را برای آن مهیا می‌کنند و می‌گویند «این برای ما یک فرصت است»، در حالی که این فرصتی است فقط برای او تا بقای خود در قدرت را بیشتر طولانی کند.

هدف بزرگ آمریکا و اسرائیل فقط دور کردن محور مقاومت از اسرائیل در شمال لبنان، پاکسازی حزب‌الله، تضعیف توان نظامی الشرع و گروهش و کاهش بیش از پیش محبوبیت او برای نشان دادن او به عنوان یک مهره مزدبگیر نیست؛هدف بزرگ‌تر، درگیر کردن سوریه به عنوان یک «دولت» (و نه به عنوان گروه‌های انقلابی، آن‌گونه که قبل از سقوط نظام بود) در یک جنگ سنی-شیعه با محور ایران است.

سامانه پدافند هوایی اوکراینی از دمشق محافظت نخواهد کرد و حشد الشعبی وارد شرق سوریه خواهد شد و اینجا ممکن است ترکیه مجبور به مداخله شود؛ و این یکی از اهداف است: کشاندن ترکیه به این جنگ.

جهت اطلاع، این معادله را داشته باشید:

پروژه تغییر آتی که بر الشرع تحمیل خواهد شد، عنوانش «کنار زدنِ هیئت تحریرالشام و باقی ماندن شخص الشرع به تنهایی به مدت دو سال با اختیارات کاهش‌یافته» است.این به شرط ورود او به لبنان است.

وارد نشدن به لبنان یعنی گسترش پروژه تغییر به گونه‌ای که شامل هم «هیئت» و هم شخص «الشرع» شود، اما به صورت تدریجی.

هفت توصیه کلیدی عالیقدر سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران به ملت ایران در پیام ۲۰/فروردین/۱۴۰۵ جهت ایران هر چه قوی‌تر

هفت توصیه کلیدی عالیقدر سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران به ملت ایران در پیام ۲۰/فروردین/۱۴۰۵ جهت ایران هر چه قوی‌تر

۱- استمرار حضور در خیابانها در دوران مذاکره با دشمن

۲- تلاش بی‌وقفه برای رسیدن به ایران قوی
۳- مراقبت از قلب و مغز در مقابل رسانه‌های همسوی دشمن

۴- وحدت بین اقشار مختلف جامعه

۵- خیرخواهی برای یکدیگر و مواسات

۶- حفظ عزم قاطع بر انتقام خون رهبر عظیم‌الشأن و همه شهدا

۷- مراعات یکدیگر در کمبودهای طبیعی جنگ

دولت سکولار ترامپ پاپ نصرانی ها را تهدید کرده

دولت سکولار ترامپ پاپ نصرانی ها را تهدید کرده

به قلم: محمد اسامه

نکته ی مهمی که بسیاری از مسلمین نسبت به آن آگاهی شرعی ندارند فرق بین کفار سکولار(مشرک) با سایر کفار یهودی و مجوس و نصرانی و صابئین است.

کفار سکولار در قرآن با دو اسم مشرکین و احزاب از آنها نام برده شده است.

احزاب یعنی یک منبع ثابت ندارند و فکر و هوا و هوس خودشان معیار است به همین دلیل حزبهای مختلفی هستند و هرگز یک حزب نمی شوند.

در میان اینها کسانی هستند که برخی از مسائل شریعتهای آسمانی را می پذیرند و عده ای دهری یا آتئیست یا دئیست و ماتریالیست هستند که قبول ندارند.

تمام کشورهای کنونی غرب غیر از شهر نزدیک به دو هزار نفره واتیکان همگی سکولار (مشرک) هستند نه یهودی و نصرانی.

روزنامه بیلد: گزارش‌ها حاکی از آن است که دولت ترامپ پاپ را تهدید کرده است.
در اقدامی کم‌سابقه، پنتاگون سفیر واتیکان را احضار کرده است.

فرایند نقطه شروع و پایان شگفت‌آور جنگ تحمیلی رمضان۱۴۰۴ش از نگاه صهیونیستهاو آمریکایی ها

فرایند نقطه شروع و پایان شگفت‌آور جنگ تحمیلی رمضان۱۴۰۴ش از نگاه صهیونیستها و آمریکایی ها

خبرنگار نظامی کانال آی‌۲۴ نیوز رژیم صهیونسیتی گفت:

ببینید چقدر زیباست:
ما این فرآیند را با «کمک در راه است» شروع کردیم
ما سپس به سمت هدف «سرنگونی رژیم» رفتیم
از آنجا به «حذف موشک بالستیک و تهدید هسته‌ای» از طریق وارد کردن آسیب بلندمدت به صنایع نظامی

و حالا هدفمان «باز کردن تنگه‌» شده است (که از قبل باز بود).

ما دستاوردها و شکست‌ها را بعداً بررسی خواهیم کرد، اما شکاف بین نقطه شروع و نقطه پایان به سادگی شگفت‌انگیز است.

البته خبرنگار مشهور آمریکایی نیز می گوید: ایران تسلیم (شدن) آمریکا را تایید کرد.

ایران از جنگ اپستین جان سالم به در برده است. بشریت پیروز شده است.

دن وینسلو نویسنده معروف آمریکایی نیز در واکنش به آتش‌بس:

دونالد ترامپ یک فاجعه بین‌المللی سر هیچ و پوچ به راه انداخت و بعد وارد مذاکره‌ای شد که در آن، همه‌چیز را از دست داد

این مرد یک بازنده‌ی بزرگ است که توسط ۷۷ میلیون آمریکایی گمراه و سرگردان انتخاب شده

آمریکا در دوران ترامپ ضعیف است.

ترسیم کننده سیمای جهان آینده پس از جنگ رمضان۱۴۰۴ش با فروپاشی توهم مدعیان پلیس و قدرت نظامی و مالی منطقه (۲)

ترسیم کننده سیمای جهان آینده پس از جنگ رمضان۱۴۰۴ش با فروپاشی توهم مدعیان پلیس و قدرت نظامی و مالی منطقه (۲)

به قلم: براهندک بلوچ

ثالثاً: توازن ضعف به جای توازن قدرت
جهان دیگر با اراده قدرتمندان پیروز پس از جنگ‌های جهانی، مانند دوران پس از ۱۹۴۵، ساخته نمی‌شود؛ بلکه نتیجه امتیازدهی ضعیف‌ترها (آمریکا، روسیه، ایران و رژیم صهیونیستی) است، چرا که دیگر هیچ قدرتی قادر به تحمیل اراده مطلق خود یا حمایت کامل از هم‌پیمانانش نیست.

از سوی دیگر، جنگ اخیر علیه ایران، منطقه خاورمیانه را از معادلات کنترل بین‌المللی (قدرت‌های بزرگ) به معادله کنترل منطقه‌ای بدون مرجعیت بین‌المللی منتقل کرده است. بنابراین، تمام آشفتگی‌های قدیمی که حتی با وجود تسلط و کنترل قدرت‌های بزرگ وجود داشتند، تحت کنترل دو قدرت منطقه‌ای فرسوده، بسیار آشفته‌تر خواهند شد، و ذاتاً هر دو پروژه‌هایی غیربومی در منطقه هستند. نه منطقه تحت پروژه صهیونیستی تسلیم و منضبط خواهد شد و نه سلطه پروژه منفعت طلبانه آمریکا را خواهد پذیرفت. همانطور که آشفتگی تحت معادله قدرت وجود داشت، تحت معادلات ضعف شدت بیشتری خواهد گرفت.

رابعاً: فروپاشی روانی فرد
هنگامی که انسان می‌بیند ماشین جنگی عظیم (در آمریکا یا رژیم صهیونیستی و خلیج فارس) از دستیابی به یک سرنوشت‌ساز یا حفاظت واقعی عاجز مانده است، “هیبت نظام” در چشم او فرومی‌ریزد و پرسش‌های وجودی آغاز می‌شود. پرسش مردمی آغاز می‌شود: “چرا باید هزینه‌های اقتصادی و سیاسی سنگینی را متحمل شویم در حالی که این نظام‌ها در لحظه بحرانی از حمایت ما عاجزند؟” یا نمی‌توانند در برابر کسانی که دشمنان ضعیف‌تر معرفی می کردند به اهداف نظامی دست یابند.

بنابراین، مرحله “پس از جنگ” همان جنگ حقیقی است. زیرا اگر جنگ نظامی نبرد “اراده‌های نظام‌ها” باشد، پس از جنگ نبرد “بقا بین نظام‌ها و ملت‌هایشان” است. و نتایج جنگ شکننده و نامفهوم، بحران را از “جبهه‌های نبرد” به “میدان‌ها و صحنه‌های داخلی” منتقل خواهد کرد.

خامساً: فروپاشی الگوها
مدل “پلیس جهانی” (آمریکا)، مدل “ارتش شکست‌ناپذیر” (رژیم صهیونیستی)، و مدل “ثبات و شکوفایی مالی خلیج فارس” سقوط کرده اند. و منطقه در برابر یک قدرت نوظهور بزرگی به نام ایران و بیداری اسلامی قرار گرفته است؛ ما در برابر منطقه‌ای بدون “پلیس بزرگ”، بدون “ضمانت‌ها های توهمی”، بدون و بدون “حمایتهای خیالی” هستیم، که پیش‌بینی انفجار مردمی آتی را ممکن و اجتناب‌ناپذیر به عنوان نتیجه طبیعی “ناامیدی مطلق” می‌سازد.

سادساً: هرج‌ومرج، اولین مرتبه آزادی
هر چه هرج‌ومرج در ساختار بین‌المللی سکولاریستی گسترده‌تر شود، ساختارهای اجتماعی به سمت منطق رهایی و سلوک راهی متفاوت گرایش پیدا می‌کنند. و در اینجا فرصت‌های تاریخی در چارچوب‌بندی فرایند رهایی، حفاظت از دستاوردهای آن، و پیوند مسیر استراتژیک آن با اراده الهی نهفته است؛ تا مبادا برخی از الگوهای انقلابی آن را به اسارت بگیرند که در نهایت آن را بار دیگر تحت معادلات سرکوب و سلطه طاغوتی بازگردانند. و در اینجا، ارائه الگوی دعوت دینی به عنوان حاکم بر مسیر انقلاب، مسئله‌ای برای توانمندسازی اهل دعوت و جهاد می‌شود، نه صرفاً اراده انقلابی.

در گیر و دار همه این‌ها، نمی‌توانیم آنچه را که در حال رخ دادن است کاملاً درک کنیم مگر با حضور عامل غیب و اینکه خداوند فاعل اساسی و مستقیم در این رویدادهاست و اینکه همه امور به او بازمی‌گردد. پس هر کس خدا را در تحلیل خود غایب بداند، جز هرج‌ومرج نخواهد دید و هر کس خدا را پیش روی خود قرار دهد، او را به فضای امن رهنمون می‌شود و او را از فتنه‌ها عبور می‌دهد تا سنت‌های فضل و بخشش الهی را درک کند؛ فضل نجات و فضل توانمندسازی.