آمریکا و صهیونیستها و تمام کفار سکولار جهانی و محلی بدانید: نه، ما سرخپوست نیستیم… و شما این را می‌دانید.

آمریکا و صهیونیستها و تمام کفار سکولار جهانی و محلی بدانید: نه، ما سرخپوست نیستیم… و شما این را می‌دانید.

و برای همین می‌ترسید.

ما سرخپوست نیستیم؛ برای همین هنوز در فیلم‌هایتان «آدم بد» داستانیم.

اگر سرخپوست بودیم، بعد از پاکسازی قومی و شهرک‌سازی بر روی سرزمین‌هایمان، مهربان می‌شدید… دست می‌کشیدید بر سر یتیمان ما. اما حتی یتیمان ما ترسناکند.

اینکه ما را تروریست می‌نامید نشانه‌ی خوبی است. این یعنی هنوز هستیم، خطرناکیم.

می‌دانید از این ترس شما لذت می‌بریم. اینکه برای دستگیری نوجوان ما گردان می‌فرستید باعث خرسندی است.

از این لذت می‌بریم که سرزمین نه چندان بزرگی اینطور در گلویتان گیر کرده. چون اینجا سرزمین وسیع سرخپوستان نیست و ما «گاو نشسته» نیستیم. ما «امتیم». امتی که در ضعیف‌ترین شرایطش اینقدر ترسناک است.

هنوز بخش ترسناک‌تر ماجرا مانده است.

می‌دانید که، سرخپوست‌ها آیات نبرد نداشتند،

ما داریم.

بترسید.

…………

به قلم: عبدالله. م

سید قطب : این ارتش‌های عربی را که نظاره میکنید برای دفاع از اسلام و مسلمین نیست بلکه صرفاً برای کشتن شما و فرزندان و زنانتان هست و هرگز حتی یک گلوله هم به سوی کفار و یهود شلیک نخواهند کرد….

سید قطب :

این ارتش‌های عربی را که نظاره میکنید برای دفاع از اسلام و مسلمین نیست بلکه صرفاً برای کشتن شما و فرزندان و زنانتان هست و هرگز حتی یک گلوله هم به سوی کفار و یهود شلیک نخواهند کرد….

اعلامیه ا.ا افغانستان درباره بمباران و محاصره وحشیانه صهیونیستهای سکولار در نوار غزه در فلسطین

اعلامیه امارت اسلامی افغانستان درباره بمباران و محاصره وحشیانه در نوار غزه در فلسطین

چند روزی است که مردم مظلوم و فقیر فلسطین مورد بمباران و حمله غاصبان اسرائیل قرار گرفته اند.
مردم آواره شده اند و هنوز هم گفته می شود که بیش از یک میلیون فلسطینی باید خانه های خود را ترک کنند، صدها زن، کودک و سالمند.
بسیاری شهید شده‌اند و خانه های زیادی ویران شده است.
به همین ترتیب محدودیت های اعمال شده توسط اسرائیل متجاوز علیه غزه تشدید شده و رهبران اسرائیل رسماً اعلام کردند که مواد غذایی، کالا، آب، دارو و نفت که همگی از منابع انسانی ضروری و اساسی هستند، به غزه اجازه ورود ندارند.
امارت اسلامی این قساوت بزرگ انسانی را به شدت محکوم می کند. بار دیگر با مردم مظلوم فلسطین ابراز همدردی و حمایت می کند و از بقیه جهان اسلام می خواهد که از مظلوم فلسطین حمایت کنند.
مراقب باشید و در این امتحان بزرگ الهی بی تفاوت نمانید.
همچنین، آن دسته از کشورها و سازمان هایی که در سایر کشورهای مستقل برای حمایت از حقوق بشر، به‌ویژه زنان و… مداخله می کنند و از موضوع حقوق کودکان برای دخالت در این کشورها استفاده می‌کنند، اما امروز در برابر خشونتی که بر زنان، مردان و کودکان فلسطینی  تحمیل می‌شود چه می‌کنند؟
آیا سکوت کرده اند یا از غاصبین حمایت می کنند؟
از اینجا معلوم می شود که در واقعیت موضوع حقوق بشر برای آنها مهم نیست، بلکه این شعار تنها زمانی به کار می رود که  به اهداف سیاسی و اطلاعاتی آنان گره بخورد وگرنه طبق نظر این سازمان‌های بین‌المللی، مردم فلسطین (کودکان، زنان و سفیدپوستان) انسان نیستند!
در این موضوع، جایگاه و اثربخشی سازمان ملل متحد و شورای امنیت نیز متاثر از کل جامعه بشری است.
تلاش برای آوارگی اجباری بیش از ۱٫۲ میلیون فلسطینی از مناطق شمالی نوار غزه و الحاق برنامه ریزی شده سرزمین های فلسطینی جنایت جنگی است و موضع ناکارآمد ساختارهای بین المللی در این زمینه نشان از شکست بی سابقه نظم بین المللی کنونی دارد.
امارت اسلامی افغانستان از همه جهان به ویژه کشورهای اسلامی و سازمان همکاری اسلامی می خواهد که موضوع فلسطین را هر چه زودتر حل کنند.
باید بررسی شود و برای جلوگیری از اقدامات وحشیانه و ناشایست اسراییل سریعاً همه چیز انجام شود، در غیر این صورت در نتیجه وضعیت کنونی آنجا، هر نوع اقدام بشردوستانه صورت می گیرد.
مسئولیت فاجعه بر عهده همه خواهد بود. والسلام

امارت اسلامی افغانستان
۱۴۴۵/۳/۲۹ ق
۱۴۰۲/۷/۲۲ ش.
۱۴/۱۰/۲۰۲۳

مقدماتی بر شناخت صحیح جهاد و اهل جهاد در آیات و احادیث و سخنان اهل فقه (۸)/ آیا جهاد فرض کفایه است یا فرض عین؟ وآیا جهاد امروزی فرض عین است یا کفایه؟

مقدماتی بر شناخت صحیح جهاد و اهل جهاد در آیات و احادیث و سخنان اهل فقه (۸)

به قلم: م. الکوردی

آیا جهاد فرض کفایه است یا فرض عین؟ وآیا جهاد امروزی فرض عین است یا کفایه؟

جهاد در راه الله دو حالت دارد:

۱-هجوم به دشمن در سرزمینشان و آغاز کننده قتال مسلمین باشند (براي نشان قدرت اسلام به کفار محارب با الله.یا برای افزایش خاک اسلام و تبدیل سرزمینهای کفار به دارلاسلام و تطبیق احکام و شریعت و دعوت مردم به اسلام و رساندن ندای حق به کفار در دارلکفرشان) یا به اصطلاح بدان طلب العدو و یا جهاد هجومی هم گویند.

 2-دفاع در برابر دشمن از سرزمین های اسلامی.

حالت اول: در این حالت جهاد و قتال فی سبیل الله فرض کفایه است: به این معنی است که اگر عده ای از مسلمین به پا خیزند جهاد و قتال از باقی مردم سقط خواهد شد.در مورد مقدار کفایه علمای اسلام فرموده اند: ومقدار الكفاية: أن ينهض للجهاد قوم يكفون في قتالهم، إما أن يكونوا جندالهم دواوين من أجل ذلك، أو قد أعدوا أنفسهم تبرعا.[۱] یعنی مقدار کفایه بدین معنی است که اگر عده ای از قوم و مردم به پا خیزند قتالشان کفایت می کند. و این قول در مورد این حالت از جهاد و قتال که فرض است قول عامه اهل علم اسلام است.[۲]

اما بعضي از اجماعی که بر آن شده است را نقل می نماییم. فخر الدين زيلعي حنفي (متوفى: ۷۴۳ هـ) مي فرمايد: الْجِهَادُ فَرْضُ كِفَايَةٍ ابْتِدَاءً یعْنِي يَجِبُ عَلَيْنَا أَنْ نَبْدَأَهُمْ بِالْقِتَالِ… وَعَلَيْهِ إجْمَاعُ الْأُمَّةِ وَكَوْنُهُ فَرْضًا عَلَى الْكِفَايَةِ… وَإِنَّمَا شُرِعَ لِإِعْلَاءِ كَلِمَةِ اللَّهِ تَعَالَى وَإِعْزَازِ دِينِهِ وَدَفْعِ الْفَسَادِ عَنْ الْعِبَادِ فَإِذَا حَصَلَ مِنْ الْبَعْضِ سَقَطَ عَنْ الْبَاقِينَ.[۳] جهاد فرض  کفایه است یعنی واجب است بر ما که آغاز کنیم به جنگیدن…بر آن اجماع امت است و مقامش فرض است بر کفایه(انجام آن توسط عده ای باعث سقط از بقیه می شود)…قطعا تشریع شده است برای اعلای کلمه الله بلند مرتبه و عزت و سربلندی دین و دفع فساد از بندگان خداست پس اگر حاصل شد برای عده ای و عده ای بدان رسیدند و حصول یافتند از بقیه مردم سقوط پیدا می کند.

امام قرطبی رحمه الله می فرماید: والذي استمر عليه الإجماع أن الجهاد على كل أمة محمد – صلى الله عليه وسلم – فرض كفاية.[۴] یعنی: اینکه برآن اجماع ادامه دارد اینکه جهاد بر همه امت محمد صلی الله (در این حالت) فرض کفایه است.ادله بر آن دو وجه است: ۱-مرحله سوم در تشریع مراحل جهاد را که سابقا ذکر نمودیم به آن ادله رجوع نمایید که به قدر کافی در مورد جهاد طلب سخن راندیم و این مرحله از جهاد فرض کفایه است. ۲-ادله بر اینکه جهاد طلب و آغاز قتال از سوی مسلمانان فرض کفایه است از قرآن وسنت و قیاس .اول از قرآن: قال تعالي: {لاَّ يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُوْلِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلاًّ وَعَدَ اللّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْراً عَظِيماً{۹۵} دَرَجَاتٍ مِّنْهُ وَمَغْفِرَةً وَرَحْمَةً وَكَانَ اللّهُ غَفُوراً رَّحِيماً} {۹۶} النساء: ۹۵ – ۹۶/ الله مي فرمايد: برابر نيستند نشستگان غير معذور از مسلمانان و جهاد کنندگان در راه خدا با مال و جان خويش و خداوند فضيلت داده مجاهدان با مال و جان را بر نشستگان در مرتبه، و خداوند هر يکي را وعدهء نيک داده و مزد افزون داده خداوند مجاهدان بر نشستگان مزدي بزرگ مرتبه هايي از جانبش و آمرزش و بخشايش و خداوند آمرزندهء مهربان است. نساء: ۹۵ – ۹۶

وجه دلالت از آیه: علما در مورد این آیه می فرمایند: نشستگان از جهاد(طلب) گناهکار نیستند زیرا اگر فرض عین می بود(این نوع از جهاد) خداوند آنان را(قاعدین) گناهکار می شمرد.خداوند در قبال این جهاد الله می فرماید برایش نیکی در راه است.پس آیه دلالت بر فرضیت کفایی دارد.[۵]

دوم از سنت: از پیامبر به صحت ثابت شده است که ایشان در بعضی جنگها عده ای از صحابه را به پیکار می فرستاد و بعضی از صحابه هم قعود می کردند و آنان را نمی فرستاد .یعنی بعضی را می فرستاد و بعضی را می نشاند.در این مورد امام ابن کثیر در کتابش  به نمونه ای اشاره می فرماید: في غزوة مؤتة: سرية زيد بن حارثة في نحو ثلاثة آلاف إلى أرض البلقاء من أرض الشام.[۶] یعنی :در غزوه موته رسول الله زید بن حارث رضی الله عنه را با حدود ۳هزار نفر از صحابه به سرزمین بلقاء در سرزمین شام  فرستاد.

یک نکته: این غزوه به خونخواهی سفیر اسلام (عمیر ازدی رضی الله عنه)که به روم برای رساندن اسلام به هرقل پادشاه روم رفته بود،صورت گرفت و حضرت محمد ۳هزار نفر از اصحاب را به جهاد با رومی های ملعون فرستاد و آنان با لشکری ۱۰۰هزار نفری در مکانی به نام موته(در اردن کنونی و شام سابق قرار دارد) گرد هم آمدند و درگیری و جنگ شروع شد.

رسول الله صلي الله عليه وسلم در سنت از او ثابت است که: كانَ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم إذا أَمَّرَ أَميراً على جيش أوْ سرية أَوْصَاه في خاصَّتِه بتقوى الله وبمن مَعَهُ من المسلمين خيراً ثمَّ قالَ : ” اغْزوا باسم الله في سبيل الله قاتلوا من كفر بالله.[۷]

ترجمه: پيامبرخدا صلي الله عليه و آله وسلم هرگاه اميري بر سپاه يا سريه اي تعيين مي کرد؛ او را به طور اختصاصي به رعايت تقواي خدا سفارش مي کرد و همراهان او را نيز به تقوا سفارش مي کرد، سپس مي فرمود: ” بنام خدا، در راه خدا جهاد کنيد، با کسي که به خدا کفر ورزيد جهاد کنيد”این حدیث طولانی است و تا جایی که به بحث ما مربوط است ذکر نمودیم.

رسول الله هم چنین می فرماید: قَالَ رَسُولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: مَنْ جهَّزَ غَازِياً في سَبِيلِ اللَّه فَقَدْ غَزَا وَمَنْ خَلَفَ غَازِياً في أَهْلِهِ بِخَيْرٍ فَقَدْ غَزَا».[۸] یعنی: رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: هر کس رزمنده اي را در راه خدا ساز و برگ دهد، در واقع جهاد کرده است. و آنکه بوجهي پسنديده سرپرستي فاميل غازيي را بنمايد، در واقع جهاد کرده است.دلالت این حدیث بر این است که بعضی با جان می توانند جهاد کنند بعضی با تجهیز مالی جنگ و بعضی با سرپرستی خانواده مجاهدین و این احادیث از سنت دلالت بر فرض کفایه بودن جهاد در حالت جهاد طلب است و با رفتن بعضی به جهاد از گردن بقیه ساقط می گردد.

ادامه خواندن مقدماتی بر شناخت صحیح جهاد و اهل جهاد در آیات و احادیث و سخنان اهل فقه (۸)/ آیا جهاد فرض کفایه است یا فرض عین؟ وآیا جهاد امروزی فرض عین است یا کفایه؟

ترویست یا هراس افکن بودن خوب است یا بد؟

ترویست یا هراس افکن بودن خوب است یا بد؟

به قلم: سیروان

امروزه با آنکه صهیونیستهای سکولار با حمایتهای آشکار آمریکای سکولار و سایر سکولاریستهای جهانی و منطقه ای متحد با آمریکا بدترین جنایات را در غزه مرتکب می شوند با این وجود مجاهدین فلسطینی را که از خود در برابر این اشغالگران جنایتکار دفاع می کنند تروریست می نامند.

حالا تروریست به چه معناست؟ آیا خوب است یا بد؟  

کلمه ترور فرانسوی است و تروریست را در  زبان دری و فارسی به: دهشت افکن، هراس افکن ، وحشت گرا، عامل ترور  و تراسننده ترجمه کرده اند. این کلمه هم مثل بسیاری از اصطلاحات متعدد دیگر دو معنی مختلف دارد: مثلاً قاتل:

کشتن قاتل توسط ولی دم یا توسط حکومت اسلامی یا کشتن یا کفار محارب یا اهل بغی بر اساس ظوابط شرعی صحیح است؛ اما کشتن مسلمین و اهل ذمه و اهل عهد و پیمان صحیح نیست.

در اینجا اگر کسی یک کافر حربی را بکشد به او نمی گوئیم قاتلی که باید قصاص شود اما اگر مسلمان یا یکی از اهل عهد را به ناحق بکشد چه؟

یا اغتیال و ترور دشمنان توسط رسول الله صلی الله علیه وسلم صحیح است اما ترور عمربن خطاب و علی ابن ابی طالب و عثمان بن عفان و سایر مومنین صحیح نیست . هر دو ترور است اما یکی از آنها رد شریعت اسلام صحیح است و دیگری غلط؛ اما از نگاه کفار و دشمنان ترور عمر و علی و عثمان و اسامه بن لادن و عبدالله عزام و… صحیح است و ترور انورسادات و ربانی و احمدشاه مسعود و… اشتباه و غلط .

ترساندن و وحشت افکنی و فریضه ی «ارهاب» هم همین گونه است:

اگر با اسلحه و قدرت نظامی باعث ترساندن دشمنان الله و دشمنان خودمان شویم در واقع به فریضه ی ارهاب و وحشت افکنی عمل کرده ایم اما چه کسانی را دچار ترس و وحشت و هراس کرده ایم: وأعدوا لهم ما استطعتم من قوة ومن رباط الخيل ترهبون به عدو الله وعدوكم وآخرين من دونهم لا تعلمونهم الله يعلمهم.

اما اگر با یک حرکت ناگهانی و صرفاً برای خنده یک مسلمان را بترسانیم کار اشتباهی کرده ایم و کارمان درست نیست حالا چه رسد به اینکه با سنگ یا چوب یا ماشین یا اسلحه و… بخواهیم او به ناحق بترسانیم.

در اینجا از نظر ما هراس افکنی و ارهاب و تروریست بودن و ترساندن کفار و دشمنان حق ماست و یک وظیفه و یک فریضه است و عاملی پیشگیرنده است اما ترساندن به ناحق مسلمین توسط هر کسی باشد کار درستی نیست.

کفار هم همین نگرش را دارند؛ خودشان با انواع جنگها و اسلحه ها و بمبها و هواپیماها اگر باعث ترساندن مسلمین مجاهد و اهل دعوت و جهاد شوند در نظرشان کاری خوب و بازدارنده است به همین دلیل میلیاردها دلار صرف هزینه های نظامی می کنند؛ اما اگر یک مومن اهل دعوت و جهاد با یک سنگ یا یک کارد و یک کلاشینکف ساده آنها را بترساند در نظرشان بد است و به او می گویند تروریست البته در معنی بد آن .

به همین دلیل است که دکتر عبدالله عزام تقبله الله می گفت: ما دهشت افکن و هراس افکن و ارهابی هستیم و دنیا بداند که ما ارهابی هستیم ….و بعد از تلاوت آیه ی: وأعدوا لهم ما استطعتم من قوة ومن رباط الخيل ترهبون به عدو الله وعدوكم وآخرين من دونهم لا تعلمونهم الله يعلمهم. می گوید: پس ارهاب و دهشت افکنی فریضه ای در دین الله است.

در این صورت ارزش این موشکها و قدرت نظامی دارالاسلام ایران را بدانید؛ اینها هستند که به عنوان یک عامل بازدارنده از حملات دشمنان جلوگیری کرده اند و گرنه ایرانی که در زمان پهلوی ها توسط آمریکا و شوروی و انگلیس اشغال شده بود در این زمان هم به سادگی می توانست مثل لیبی و عراق و افغانستان و غیره اشغال شود . 

انفجار در مسجد امام زمان شیعیان شهر پلخمری ولایت‌ بغلان افغانستان

انفجار در مسجد امام زمان شیعیان شهر پلخمری ولایت‌ بغلان افغانستان

گاه سنگینی جنایات کفار اشغالگر خارجی مثل صهیونیستها و آمریکائی ها و غیره بر دل مومنین با سنگینی جنایات مسلمین جاهل در حق سایر مسلمینی برابری نمی کند و جنایات مسلمین در حق هم درد ناکتر است.

در حالی که در ترکستان شرقی و اربکستان و تاحیکستان و غزه و … مسلمین توسط کفار و رتدین قتل عام می شوند عده ای از مسلمین در مسجد امن الله و در زمان ادای نماز جمعه بر اثر انفجار مسلمین مخالفشان قتل عام شدند.

‏انفجار در مسجد ناحیه دوم ) منطقه سیلو( شهر پلخمری تا کنون ۱۷ کشته و بیشتر از ۵۰ زخمی داشته است.

«ابو حمزه» سخنگوی سرایا القدس ورود کرانه باختری به حملات طوفان الاقصی را اعلام کرد

«ابو حمزه» سخنگوی سرایا القدس ورود کرانه باختری به حملات طوفان الاقصی را اعلام کرد

«ابو حمزه» سخنگوی «سرایا القدس»، شاخه نظامی جنبش مقاومت جهاد اسلامی بامداد پنجشنبه اعلام کرد که نبرد با اشغالگران دیگر محدود به نوار غزه نیست.

ابوحمزه در پیامی صوتی، گفت: «ما ورود رسمی کرانه باختری به عملیات طوفان الاقصی را اعلام می‌کنیم و ممکن است نبرد به زودی به داخل اراضی اشغالی کشیده شود».

ابوحمزه خطاب به رژیم موقت صهیونیستی هشدار داد: «ما در خارج از فلسطین برای شما آماده شده‌ایم، همانطور که در فلسطین آماده شده‌ایم، و آنچه در نوار غزه رخ داد را در عرصه‌های دیگر خواهید دید».

ابوحمزه سخنگوی سرایا القدس با بیان اینکه عملیات طوفان‌الاقصی به کرانه باختری و جنوب لبنان نیز گسترش یافته، توضیح داد: «نقطه آتش در حال گسترش است و آنچه در جنوب لبنان اتفاق افتاد تنها نمونه کوچکی است از آنچه انتظار شما را می‌کشد».

ابوحمزه گفت: «دشمن قادر به مقابله با مقاومت نبود، پس خشم خود را متوجه زنان و کودکان کرد».

مفهوم واقعی فی سبیل الله در وقت اطلاق

مفهوم واقعی فی سبیل الله در وقت اطلاق

نقل و تلاش از: طارق

هویدا است که به خاطر محفوظ ماندنِ جان شیرین، هر انسان بهانه جوی و تلاش همه جانبه انجام می دهد تا بتواند از یک طریقی به کامیابی و موفقیت برسد.

امروز اگر به خاطر جهاد، عالم و یا داعی فرا خوانده می شود علاوه از اینکه منادی جهاد را لبیک نمی گوید، بلکه عقب نشینی اش را از انجام دادن فرض عین تأویــل و توجیه می نماید و به عموم مردم چنین می گویند که ما نیز مصروف کار «فی سبیل الله» و پیشرفت اهداف دینی هستیم.

یکی از آن مواردی که عموم مردم را توسط آن فریب داده اند استفاده نادرست از لفظ “سبیل الله” است که علمآء خود را  مستقلاً تحت آن شامل می دانند، داعیان خود را جداگانه در زیر آن شامل می دانند و مدرسین خود را علی حدة تحت مفهوم آن وارد می دانند اما در حقیقت کدام گروه مفهوم واقعی این لفظ اند؟

در پاسخ باید گفت که:از نظر لغت عالم، مدرس، داعی و مجاهد تحت این واژه شامل می باشد اما در شریعت معنای لغوی را مراد گرفتن و به آن عمل کردن نادرست می باشد، به عنوان مثال: لفظ «الصلاة» در معنای لغوی دعا است لذا اگر کسی چنین برداشت نماید که من نماز نمی خوانم بلکه به معنای لغوی آن عمل می نمایم و فقط دعاء می کنم شما فیصله نمائید آیا برداشت این نفر صحیح می باشد؟

لفظ «سبیل الله» از نظر لغت نیز به معنای راه خداوند است که مدرسه، جماعت تبلیغ و… و… را شامل می شوند اما راجع به تفسیر حقیقی آن باید به اقوال علمآء سلف رجوع نمائیم تا مفهوم واقعی آن را درک کنیم.

۱ ــ ( قال ابن العربی المالکی: فی سبیل الله و هُمُ الغزاة)[۱] ابن عربی مالکی می گوید: مراد از فی سبیل الله جنگ جویان و مجاهدین اند.

۲ ــ ( اما فی سبیل الله فمنهم الغزاة الذین لاحق لهم فی الدیوان عند الامام احمد رحمه الله)[۲] ابن کثیر شافعی می گوید: پس مراد از فی سبیل الله موافق مذهب امام احمد همان مجاهدینی است که برای آنها حقی در دیوان تعیین نشده است.

۳ ــ ( الطاعات کلها فی سبیل الله و لکن عند اطلاق هذا اللفظ المقصود بهم الغزاة)[۳] سرخسی حنفی می گوید: طاعات تمام آنها در راه خدا اند اما این لفظ در وقت اطلاق ، از آن جنگجویان مراد گرفته می شود.

۴ ــ ( و اذا اطلق فهو فی الغالب واقع علی الجهاد حتی صار لکثرة الاستعمال کانه مقصور علیه)[۴] هر گاه این لفظ مطلق استفاده میشود پس مراد جهاد می باشد حتی از کثرت استعمال گویا فقط به همین معنی اطلاق می شود.

۵ ــ (لکن عند الاطلاق یصرف الی الجهاد)[۵] لکن در صورت اطلاق مراد از آن جهاد می باشد.

۶ ــ (لاَن فی سبیل الله عند الاطلاق انما ینصرف الی الجهاد)[۶] ابن قدامه حنبلی می گوید: هرگاه سبیل الله مطلق آورده شود به جهاد بر می گردد.

۷ ــ ( و قال السکاکی: منقطع الغزاة و هو المراد من قوله فی سبیل الله عند ابی حنیفة و ابی یوسف والشافعی و مالک)[۷] علامه سکاکی می گوید: مراد از فی سبیل الله نزد امام ابوحنیفه و ابویوسف و شافعی و مالک رحمهم الله تعالی مجاهدین اند.

پس قضاوت را به خود تان می سپاریم که آیا باید معنای لغوی یک لفظ را در نظـر بگیریم و بدان عمل نمائیم یا اینکه مفهوم شرعی آن را در لا به لای اقوال سلف جستجو نموده و بعد از آن تمسک بجوئیم؟


[۱] الجامع لاحکام القرآن ۸/۱۸۵

[۲] تفسیر ابن کثیر ۲/۳۸۰

[۳] المبسوط للسرخسی ۳/۱۰

[۴] لــسان العرب ۱۱/ ۳۲۰

[۵] البنایة علی الهدایة ۲/۱۲۵۸

[۶] المغنی لابن قدامة ۶/۴۷۰

[۷] عیــنی علی الهدایة ۱/۲۵

مقدماتی بر شناخت صحیح جهاد و اهل جهاد در آیات و احادیث و سخنان اهل فقه (۷)

مقدماتی بر شناخت صحیح جهاد و اهل جهاد در آیات و احادیث و سخنان اهل فقه (۷)

به قلم: م. الکوردی

شروط مجاهد: شروط مجاهد در حالت هجوم دشمن و آغاز جنگ از جانب کفار، یا شروطی که سرباز در ارتش اسلام شدن ۶شرط است:

۱-مسلمان باشد و از کفر بیرون باشد و مقید به دین اسلام باشد: دلایل آن. نخست: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ (۱۰) تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ} [الصف: ۱۰، ۱۱]ترجمه: اي مؤمنان! آيا شما را به بازرگاني و معامله اي رهنمود سازم كه شما را از عذاب بسيار دردناك دوزخ رها سازد؟ (و آن اين است كه) به خدا و پيغمبرش ايمان مي آوريد، و در راه خدا با مال و جان تلاش و جهاد مي كنيد. اگر بدانيد اين براي شما (از هر چيز ديگري) بهتر است. دوم: {لا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا (۹۵) دَرَجَاتٍ مِنْهُ وَمَغْفِرَةً وَرَحْمَةً وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا} [النساء: ۹۵، ۹۶] ترجمه: ترجمه: الله مي فرمايد: برابر نيستند نشستگان غير معذور از مسلمانان و جهاد کنندگان در راه خدا با مال و جان خويش و خداوند فضيلت داده مجاهدان با مال و جان را بر نشستگان در مرتبه، و خداوند هر يکي را وعدهء نيک داده و مزد افزون داده خداوند مجاهدان بر نشستگان مزدي بزرگ مرتبه هايي از جانبش و آمرزش و بخشايش و خداوند آمرزندهء مهربان است. نساء: ۹۵ – ۹۶

وجه دلالت از این آیات: أن الخطاب بالجهاد متوجه إلى المؤمنين دون الكافرين، لأن الكافرين غير مأمونين في الجهاد(المغني ۸/۱۳).یعنی:اینکه خطاب به جهاد متوجه به مومنین(به اسلام) غیر از کافرین است،بخاطر اینکه کافران نمی توانند مامون و پیشوا در جهاد باشند.

سوم: وعنِ البراءِ ، رضي اللَّه عَنْه، قال: أتى النبي صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم، رجلٌ مقنَّعٌ بِالحدِيد، فَقال: يا رَسُول اللَّهِ أُقَاتِلُ أوْ أُسْلِم؟ فقَال: « أسْلِم، ثُمَّ قاتِلْ » فَأسْلَم، ثُمَّ قَاتَلَ فَقُتِلَ، فقَال رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « عمِل قَلِيلاً وَأُجِر كَثيراً » . [۱]ترجمه: از براء ـ – رضي الله عنه – ـ روايت شده است که گفت: مردي زره پوشيده، به حضور پيامبرص آمد و عرض کرد: اي رسول خدا! جهاد کنم يا مسلمان شوم؟ پيامبر فرمود: “مسلمان شو و بعد جنگ کن” و مرد مسلمان شد و به جهاد پرداخت تا شهيد شد، پيامبرص فرمودند: “کار کمي کرد و اجر زيادي برد.

۲-بالغ باشد و به بلوغ رسیده باشد و طفل نباشد:  نخست: لَّيْسَ عَلَى الضُّعَفَاء وَلاَ عَلَى الْمَرْضَى وَلاَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يَجِدُونَ مَا يُنفِقُونَ حَرَجٌ(توبه۹۱).یعنی: بر ناتوانان و بيماران و كساني كه چيزي ندارند كه آن را صرف جهاد كنند (و با آن خويشتن را براي جهاد آماده سازند) گناهي نيست (و عذرشان مقبول و جهدشان مشكور است). علما در وجه دلالت این آیه فرموده اند: أن الصبي ضعيف البنية، ضعيف في معرفة القتال فلا حرج عليه ولأنه مظنة الرحمة، فلا يؤتي به إلى المهلكة.[۲] یعنی:زیرا بچه ضعف جسمی دارد و در شناخت قتال گناهی بر او نیست زیرا او را نباید به مهلکه جنگ برد.دوم: رُفِعَ الْقَلَمُ عَنْ ثَلَاثَةٍ: النَّائِمِ حَتَّى يَسْتَيْقِظَ، وَالصَّبِيِّ حَتَّى يَبْلُغَ، وَالْمَجْنُونِ حَتَّى يُفِيقَ .[۳] ترجمه:  قلم تکليف از سه طائفه برداشته شده: از خوابيده تا بيدار گردد. و طفل تا بالغ شود و ديوانه تا به عقل آيد.

(شاید شبهه افکنان بگویند خب دارالاسلام کنونی که بچه ها را به جهاد می برد و این صفتی که ارایه دادید دلیل بر بطلان آنان در آوردن بچه ها به قتال است: در پاسخ می گوییم:

 اولا پیامبر در مورد این شرط از وجوب سخن فرموده است در صورتی که کفار به دارالاسلام حمله ور گردند و آغاز کننده قتال باشند و در این صورت قلم عفو شدن از جهاد بر بچه های ضعیف البنیه کشیده شده است ولی این به معنی آن نیست که نمی توانند ابدا شرکت داده شوند. قبل از آوردن دلیل بر شرکت بچه ها در جهادهای رسول الله با کفار و مرتدین و منافقین و مشرکین ذکر یک نکته بسیار لازم وضروری است و آن اینکه باید از کودکی به بچه های خود تربیت جهادی را بیاموزیم و در درون  آنان  امر جهاد راتعمیق کنیم.

از جمله مسايل خطير و امور مهمي که لازم است مربيان بدان اهتمام ورزند و بخش عمده توجه و حساسيت خود را بدان معطوف سازند تعميق روحيه جهادي در درون فرزند و استوار کردن مفاهيم همت و پايداري در انديشه قلب و عواطف وي است به ويژه در شرايط کنوني و عصر حاضر که حاکميت اسلام بر کشورهاي اسلامي ساقط شده و خورشيد عزت اسلام غروب کرده طاغوتها حاکم گشته و زمام امور در بيشتر کشورهاي اسلامي در دست کساني است که دغدغه و هدفي ندارند جز اجراي طرحها و توطئه هاي مخالفان خدا و اسلام، خواه اين نقشه ها سکولاریستی لیبرال یا سکولاریستی کمونیستی باشند، خواه سکولار صهيونيستي و خواه صليبي از پيامدهايي چنين سياستي بود که خلافت اسلامي برچيده شد موجهاي ماديگري سکولاریستی طوفانهاي بنيان کن لاقيدي و اباحيگري و جريانهاي برخواسته از مکاتب منحرف و دين ستيز، جوامع اسلامي را به سيه روزي و رنجوري دچار ساختند و در نتيجه کشورهاي مسلمان به طعمه هر طمعکار و هدف هر سودجويي تبديل شدند!![۴]

پس امر تربیت نمودن بچه ها سن و سال معین نمی شناسد و باید از همان دوره ی قبل از بلوغ اسلام را در آنان بنیادی نمود و مراتب جهاد را از مالی گرفته تا جانی و قتالی و زبانی و دعوتی وسیاسی و…را به فرزندان خود بیاموزیم.

اما پس از ذکر این نکته دلایلی از سنت و سیره رسول الله ارایه می دهیم که ایشان از کودکان نابالغی هم که توانایی جسمی داشتند و از ضعفا و ضعیف البنیه گان و بی شناخت از معرکه جهاد نبودند ارایه می دهیم تا این شبهه هم از ذهن بیرون رود.پس دلایل در مورد وجوب بلوغ یک حکم عام است و به صورت عموم اطلاق می گردد ولی اگر کودکان و فرزندان با جهاد آموزش دیده اند و ضعف جسمی نداشته باشند و به جهاد معرفت داشته باشند به طور خاص می توان از کودکان در میادین جهاد مورد استفاده قرار داد: عده ای در رد قتال صغیران و به بلوغ نرسیدگان به این روایت استناد می کنند و ادامه آن داستان را در کتب تاریخی و اقوال علما جستجو نمی کنند:

 ما جاء عن ابن عمر رضي الله عنهما قال: (عرضت على رسول الله – صلى الله عليه وسلم – يوم أحد وأنا ابن أربع عشرة فلم يجزني في المقاتلة) يعني: عبد الله بن عمر رضى الله عنهما مي فرمايد : روز جنگ احد بر پيامبر صلى الله عليه و سلم  عرضه شدم و من آن روز چهارده سال داشتم و پيامبر صلى الله عليه و سلم  به من اجازه ي شرکت در جنگ را ندادند , و روز جنگ خندق پانزده ساله بودم و بر پيامبر صلى الله عليه و سلم  عرضه شدم و ايشان به من اجازه ي شرکت در جنگ را دادند. یا به روایت متفق علیه استناد می کنند که آمده است که: عَنِ ابْنِ عُمَرَ رَضِي اللَّهُ عَنْهُمَا: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ – صلى الله عليه وسلم – عَرَضَهُ يَوْمَ أُحُدٍ وَهُوَ ابْنُ أَرْبَعَ عَشْرَةَ سَنَةً فَلَمْ يُجِزْنِي، ثُمَّ عَرَضَنِي يَوْمَ الْخَنْدَقِ وَأَنَا ابْنُ خَمْسَ عَشْرَةَ سَنَةً فَأَجَازَنِي.[۵] ترجمه: ابن عمر رضي الله عنهما مي گويد: مرا در چهارده سالگي، نزد رسول خدا – صلى الله عليه وسلم – بردند تا در غزوة احد، شركت نمايم. اما رسول خدا – صلى الله عليه وسلم – به من اجازة شركت نداد. بعد از آن، در پانزده سالگي مرا نزد پيامبر اكرم – صلى الله عليه وسلم – بردند تا در غزوة خندق، شركت كنم. اين بار، رسول اكرم – صلى الله عليه وسلم – به من اجازه داد. (تا در غزوه شركت نمايم).

ما در پاسخ می گوییم بله اين موارد به طور عموم صادق است.برای اینکه همه در سختی و گناه نیفتند پس بر عده ای وجوب جهاد ساقط شد از جمله مریضان و بچه های نابالغ و معلولان و… ولیکن اگر بچه ای توانایی جسمی و یا مهارتی از مهارتهای جنگیدن را دانست و به امر جهاد معرفت داشت در مورادی داشته ایم رسول الله صلی الله علیه و سلم از صغیران هم کمک گرفته است. و واجب نبودن یک امر برای عده ای به معنای عدم جواز آن امر برای آنان نیست. إثباتُ الشَّيءِ لا يَنفِي ما عَداهُ (اثبات چيزي، غير آن را نفي نمي کند).

پس اثبات چیزی به معنی نفی همه چیز نیست و این یک قاعده ی اصولی در بین علما می باشد.مثلا اگر بگوییم و ما محمد الا رسول.رسولی جز محمد نیست.در اینجا درست است به طور کلی اثبات می گردد که محمد رسول است و در معنای مجازی وصف گردیده است ولیکن این اثبات به معنی نفی همه رسولان و انبیای اولوالعزم و سایر فرستادگان نمی باشد.

ادامه خواندن مقدماتی بر شناخت صحیح جهاد و اهل جهاد در آیات و احادیث و سخنان اهل فقه (۷)

انسانیت به صورت مختصر یعنی چه؟ چرا برخی از مولوی ها لقلقه ی زبانشان شده: انسانیت

انسانیت به صورت مختصر یعنی چه؟ چرا برخی از مولوی ها لقلقه ی زبانشان شده: انسانیت

به قلم: براهندک بلوچ

مدتی است که برخی از مولوی های معلوم الحال لقلقه ی زبانشان شده «انسانیت» و می گوید برای ما باید مهم انسانیت و ایرانی بودن باشد نه دین! اما واقعاً انسانیت یعنی چه و چگونه وارد زبان ما شده است؟

انسانیت ترجمه ی اصطلاح اومانیسم Humanism است که کلمه ای فرانسوی است.

اومانیسم Humanism یعنی انسان محوری و انسان مداری و انسان گرائی به جای الله محوری و الله مداری

اومانیسم Humanism به این شکل زیر بنای سکولاریسم و دموکراسی سکولاریستها است.

دموکراسی یا به فرانسوی Démocratie  هم به زبان ساده یعنی: حاکمیت قوانین تولید شده توسط مردم بر مردم به جای حاکمیت قوانین الله بر مردم

پس کسی که می گوید برایم انسانیت مهم است نه دین و مذهب و … یعنی همین.

اگر شخص ۱- آگاهانه ۲- عمداً ۳- به میل خودش و اختیاری چنین سخنی را بزند دچار کفر شده است . پناه بر الله .

الان اگر دقت کنیم متوجه می شویم که این مولوی ها در واقع برای سکولاریسم و دموکراسی سکولاریستها دعوت می دهند و ذهن مردم را برای پذیرش سکولاریسم آماده می کنند؛ به همین دلیل است که مثلا مولوی عبدالحمید خطیب مسجد مکی زاهدان در نماز جمعه ۱۴ بهمن ۱۴۰۱ در مسجد مکی می گوید: ” اگر نگاه فراقومی و فرامذهبی و فراجناحی بود، مشکلات حل می‌شد. من حتی معتقدم افراد لائیک هم باید استفاده شوند. از مسیحیان استفاده کنید. برخی شایستگی و وجدان دارند، اما دین را قبول ندارند، باید اینها را به کار بگیریم. اگر دین‌دار شایسته است، حق اوست که در راس کار باشد و اگر کسی دین را هم قبول ندرد، ایرادی ندارد، از او استفاده شود.”

به نظر شما در چه مذهبی از مذاهب اسلامی ایراد ندارد مثلاً یک کمونیست کافر که به قول عبدالحمید دین ندارد باید در راس کار باشد؟این وجدان یعنی چه که آنرا جایگزین «نفس» کرده اند؟ اگر این گونه است پس چه لزومی به نازل شدن اینهمه آیه و قوانین شریعت الله وجود دارد؟  آیا اسلام آمده است که حاکم باشد یا اینکه زیر دست یک سکولار و لائیک قرار بگیرد؟

امام نووی شافعی از قول قاضی عیاض مالکی بیان می کند که: «أَجْمَعَ الْعُلَمَاءُ عَلَى أَنَّ الْإِمَامَةَ لَا تَنْعَقِدُ لِكَافِرٍ وَعَلَى أَنَّهُ لَوْ طَرَأَ عَلَيْهِ الْكُفْرُ انْعَزَلَ»[۱] علماء اجماع دارند که امامت و رهبریت برای کافر منعقد نمی شود و چنانچه رهبر مسلمانی هم کافر شود از مقامش عزل می گردد. ابن منذر هم می گوید: تمام اهل علم بر این امر اجماع دارند که به هیچ عنوان کافر ولایت و سرپرستی بر مسلمان ندارد[۲] ابن حجر هم می گوید: به اجماع مسلمین، امام و رهبر به دلیل کافر شدن از مقام خودش عزل می شود « يَنْعَزِلُ بِالْكُفْرِ إِجْمَاعًا »، در این صورت بر هر مسلمانی واجب است که به عزل این رهبر قیام کند، هر کسی به این امر مهم برخاست دارای ثواب و پاداش است و هر کسی هم که سازش کرد گناهکار می گردد و هرکسی هم که در قیام جهت عزل این رهبر ناتوان بود باید از آن زمین هجرت کند.[۳] تمام علمای مذاهب اسلامی بر چنین فتوائی اتفاق دارند، و احادیثی که به صبر در برابر رهبران ظالم و اهل جور دعوت می دهند در مورد رهبرانی است که ظلم و فسق آنها به کفر بواح و آشکار نرسیده باشد که برای این کفر آشکار از سوی الله دلیل و برهانی داشته باشیم «إلَّا أنْ تَرَوْا كُفْرًا بَواحًا، عِنْدَكُمْ مِنَ اللَّهِ فيه بُرْهانٌ».[۴] 

لطفاً بیدار شویم و اجازه ندهیم دیگران با دین و شعور ما بازی کنند.


[۱]النووي، أبو زكريا، شرح النووي على مسلم ج ۱۲ ص ۲۲۹

[۲]  ابن القيم، أحكام أهل الذِّمَّة (۲/ ۷۸۷) نقله عنه إنَّه قد “أجمع كلُّ مَن يُحفَظ عنه مِن أهل العلم أنَّ الكافر لا ولايةَ له على المسلم بِحال

[۳]  ابن حجر عسقلانی، فتح الباري” (۱۳/ ۱۲۳). إنَّ الإمام “ينعزل بالكفر إجماعًا، فيَجِب على كلِّ مسلمٍ القيامُ في ذلك، فمَن قوي على ذلك فله الثَّواب، ومَن داهن فعليه الإثم، ومن عَجز وجبَتْ عليه الهجرةُ من تلك الأرض

[۴] رواه البخاري (۷۰۵۵) ومسلم (۱۸۴۰).