
«السُّنة» و «أَهْلُ السُّنَّةِ» بودن و «الجَمَاعَة» و «أَهْلُ الجَمَاعَة» بودن، احکام و وظایف (پاسخ به سوالات)
طالبان کنونی و عدم تکفیر مرتدین و شبهه ی مرجئه بودن امام ابوحنیفه رحمه الله (۱۲)
کسی که تابع قرآن و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم و اجماع جماعت مسلمین شد هر چند با سخن فلان امام و فلان عالم بزرگوار در تضاد هم باشد باز از مذهب خودش خارج نمی شود بلکه چنین شخصی پیرو واقعی امام و مذهب خودش و تمام ائمه ی مذاهب اسلامی به شمار می رود و در مسیری حرکت می کند که این ائمه در حالت ضرورت و اضطرار جهت رسیدن به شورای اولی الامر واحد و اجماع واحد مسلمین مشخص کرده اند.
این ائمه هدف را با حرکت از این راه و مسیر تعیین کرده اند و کسی که به بهانه ی اینکه فلان آیه یا حدیث صحیح با سخن امامش سازگار نیست آن آیه یا حدیث صحیح را کنار بزند و سخن فلان امام یا عالم را بگیرد نه تنها برخلاف مذهب و امام خودش و سایر ائمه حرکت کرده است بلکه به هدف والای تمام مومنین هم ضربه زده است و این کار تنها متعلق به دارودسته ی منافقین است که همیشه می خواهند با حفظ ضرارهائی که به عنوان سنگرهایی جهت ضربه زدن به اسلام و مومنین ساخته اند در برابر مومنین سد و مانع شوند و آفت تولید کنند و مانع رسیدن مومنین به وحدت اسلامی و اهداف شرعی خودشان شوند.
اینهائی که مانع تبعیت از الله و رسولش صلی الله علیه وسلم به بهانه های مختلف می شوند قطعاً در تقلید مسیر انحرافی را می روند یا به قول امام طحاوی حنفی (۲۲۹- ۳۲۱ ق) جزو مومنین متعصب و کودن هستند چون: «لا یقَلِّدُ اِلاّ عَصَبِی اَوْ غَبِی» [۱] کسی تن به تقلید (جاهلانه) نمیدهد مگر متعصب یا کودن، یا در ظاهر جزو مومنین نیستند و اگر ادعای اسلام و مسلمانی داشته باشند قطعاً جزو دارودسته ی منافقین هستند چون الله تعالی قسم می خورد و می فرماید: فَلا وَرَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا (نساء / ۶۵) سوگند به پروردگارت که آنان مؤمن نمیشوند تا آنکه تو را در مخاصمتهای خود حکم قرار داده، سپس از قضاوت تو ناراضي نبوده و کاملاً تسلیم شوند.
اگر چنین اشخاصی را دیدید که سخن الله و رسولش صلی الله علیه وسلم را به نفع سخن سایر مخلوقات کنار می زنند باید از آنها حذر کنید و مواظب اینها باشید و هوشیاری خودتان را نسبت به اینها حفظ کنید چون اینها اگر جزو کفار آشکار نباشند و ادای مسلمین را در شعائر اسلامی در بیاورند در واقع یکی از دارودسته ی منافقین هستند و الله تعالی در موردشان می فرماید: فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (نور / ۶۳) آنان که با امر رسول الله صلي الله عليه و سلم مخالفت میکنند از این کار باز آیند یا اینکه دچار فتنه و یا عذاب دردناکی خواهند شد.
امام طحاوی (۲۲۹-۳۲۱ق) محدث و فقیه حنفی و ابویعلی موصلی (۲۱۰ – ۳۰۷ هجری) از محدثان حنفی، از سالمبن عبدالله بن عمر روایتی نقل میکنند که ایشان گفته است: روزی با ابن عمر در مسجد نشسته بودیم. مردی از اهل شام وارد شد و از ایشان در مورد تمتع از عمره به حج سؤال نمود؟ ابن عمر در پاسخ گفت: کار خوبی است. مرد گفت: پدرت ما را از این کار منع میکرد. ابن عمر رضی الله عنه گفت: وای بر تو! دستور پدرم را اجرا میکنی یا دستور رسولالله صلي الله عليه و سلم را که به آن عمل کرده و دستور داده است؟ ایشان گفت دستور پیامبر صلي الله عليه و سلم را.[۲]
همچنین ابن عساکر (۴۹۹- ۵۷۱ق) روایت می کند: سعدبن ابراهیم در مسئلهای طبق رأی ربیعه بن ابی عبدالرحمن علیه مردی قضاوت کرد، به ایشان گفت: خلاف قضاوت رسول الله صلی الله علیه وسلم قضاوت کردی. سعد رو به ربیعه کرد و گفت این ابن ابیذئب فردی قابل اعتماد است، از رسول الله صلی الله علیه وسلم حدیثی روایت میکند که بر خلاف رأی شما است. ربیعه گفت: شما اجتهاد کرده اید قضاوت شما انجام گرفته و قبول است. سعد گفت: عجبا! قضاوت خود را اجرا کنم و قضاوت رسولالله صلي الله عليه و سلم را رد کنم؟ خیر، بلکه قضاوت خود را در مقابل قضاوت پیامبر، پس میگیرم، و فوراً شرعنامه را خواست و آن را پاره کرد و مجدداً به نفع کسی که محکوم شده بود، قضاوت کرد.[۳]
اگر دقت کنید در اینجا مساله اصلاً بر سر دشمنی مثلاً ابن عمر با پدرش عمر بن خطاب نیست، و مساله اصلاً دشمنی و لج کردن و طعن زدن و ناچیز شمردن و تحقیر و هتک حرمت عمر بن خطاب یا فلان امام و عالم و فقیه نیست بلکه مساله بر این است که :
- اولاً: تمام مخلوقات باید سخن الله و رسولش صلی الله علیه وسلم برایشان مهمتر و محبوبتر و در اولویت و بالاتر و مقدم تر از سخن هر کسی باشد
- و ثانیاً: تمام اصحاب و تابعین و ائمه ی بعد از ایشان نیز سفارش کرده اند که اگر سخنشان که قطعاً اجتهادی بوده، به صورت غیر عمد مخالف قرآن یا حدیث صحیحی بود سخن آنها ترک شود و سخن الله و رسولش صلی الله علیه وسلم گرفته شود چون سخن اینها هم همان سخن الله و رسولش صلی الله علیه وسلم است.
ابوالفتح ابن دقیق العید که در قرن هفتم قمری زندگی کرده[۴] هنگامی که به جمعآوری مسائلی که در آنها رأی ائمه چهارگانه ی حنفی و مالکی و شافعی و حنبلی با حدیث صحیح مخالف بود پرداخت و آنها را به شکل کتابی درآورد، در مقدمهی آن چنین نوشت: نسبت دادن این مسائل، به ائمه بزرگوار حرام است، بنابراین بر فقهایی که از آنها تقلید میکنند لازم و ضروری است که این مسائل را بدانند تا با نسبت دادن آنها به ائمه، باعث افترا بر آنان نشوند.[۵]
پس تمام کسانی را که می بینند سخن فلان امام مذاهب یا فلان فقه و عالم – حالا چه رسد به فلان نویسنده و خطیب دغل بازی که جزو دارودسته ی منافقین است- را می گیرند که مخالف سخن الله و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم است و بر این سخن اشتباه این اشخاص عمل می کند و سخن الله و رسولش صلی الله علیه وسلم را کنار می زند بدانید بدون شک چنین شخصی علاوه بر جرم مخالفت ۱- آگاهانه ۲- عمدی ۳- و اختیاری با الله و رسولش صلی الله علیه وسلم، به آن امام و عالم و فقیه هم افترا و دروغ بسته است.
ادامه خواندن شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله :طالبان کنونی و عدم تکفیر مرتدین و شبهه ی مرجئه بودن امام ابوحنیفه رحمه الله (۱۲)







