مقاصد الجهاد وأنواعه

مقاصد الجهاد وأنواعه  

بسم الله، والصلاة والسلام على نبينا محمد وعلى آله وصحبه أجمعين.

أما بعد…

فإن الجهاد في سبيل الله شرَعه الله تعالى لِتكون كلمة الله هي العليا، ولِيعبد الله وحده لا شريك له، ولِينصر به الإسلام والمسلمون.

فالجهاد؛ ضرورةٌ لحماية الإسلام وإقامة شريعته في الأرض، وبتركه يتسلّط الأعداءُ على الأمة ويزيلون شرع الله ويستحلّون بلاد الإسلام.

فلهذا؛ فالجهاد في سبيل الله أصلٌ مصاحبٌ لشريعة القرآن، فينصر شريعة القرآن ويقيم دولته… ثم يقوم بحمايتها.

وليس الجهاد حكماً طارئاً – كما يدعيه البعض – بل هو مصاحبٌ لدولة الإسلام في الأرض، وهو دائمٌ إلى قيام الساعة، وهو من أبرز صفات الطائفة الناجية المنصورة – أهل السنة والجماعة –

ففي صحيح مسلم عن جابر بن عبد الله رضي الله عنهما قال: سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول: (لا تزال طائفة من أمتي يقاتلون على الحق، ظاهرين إلى يوم القيامة).

وعن جابر بن سمرة عن النبي صلى الله عليه وسلم، أنه قال: (لن يبرح هذا الدين قائماً يقاتل عليه عصابة من المسلمين حتى تقوم الساعة) [رواه مسلم].

وعن عقبة بن عامر رضي الله عنه قال: سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم، يقول: (لا تزال عصابة من أمتي يقاتلون على أمر الله، قاهرين لعدوهم، لا يضرهم من خالفهم، حتى تأتيهم الساعة وهم على ذلك) [رواه مسلم].

وإنّ مِنْ مُسَلّمَاتِ البشريةِ؛ أنّ أيَّ فكرةٍ وعقيدةٍ – ولو كانت باطلة – لا يمكن أن تحكم ويكون لها كيانها، ما دامت نظريةً لم يُؤْتَ صاحبُها قوةً تنصرها وتحميها، ولهذا فترك الجهاد اليوم أمام اليهود في فلسطين، وأمام الصليبيين الذين يجتاحون العالم الإسلامي؛ يمثل خطراً وهلاكاً للمسلمين في دينهم وفي أنفسهم وفي أعراضهم وفي أموالهم وأراضيهم.

فقد قال تعالى: {وَأَنفِقُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ تُلْقُواْ بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُوَاْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}، فأمر الله تعالى بالجهاد بالمال، وعدم الركون إلى الدنيا، وعلل الحكم بأن ترك الجهاد من إلقاء النفس في التهلكة، لأن العدو إذا غلب على بلاد المسلمين أفسد فيها وأهلك الحرث والنسل وحارب الدين والأخلاق.

عن أسلم عن أبي عمران قال: (غزونا من المدينة نريد القسطنطينية – وعلى الجماعة عبد الرحمن بن خالد بن الوليد، والروم ملصقوا ظهورهم بحائط المدينة – فحمل رجل على العدو فقال الناس: “مه! مه! لا إله إلا الله! يلقي بيديه إلى التهلكة!”، فقال أبو أيوب: “إنما نزلت هذه الآية فينا معشر الأنصار، لما نصر الله نبيه، وأظهر الإسلام، قلنا: هلم نقيم في أموالنا ونصلحها، فأنزل الله تعالى: {وَأَنفِقُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ تُلْقُواْ بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُوَاْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}، فالإلقاء بالأيدي إلى التهلكة أن نقيم في أموالنا ونصلحها وندع الجهاد”).

قال أبو عمران: (ولم يزل أبو أيوب يقاتل في سبيل الله، حتى قتل في القسطنطينية) [رواه أبو داود].

فبين أبو أيوب رضي الله عنه أن المراد بالآية؛ هو أن الانشغال بالدنيا بإصلاحها، وترك الجهاد والنفقة هو إلقاء الأيدي في التهلكة.

فمن أقبل على إصلاح دنياه، وانشغل بوظيفته، وتنمية أمواله من خلال التجارة وغيرها، وهو يشاهد جيوش الصليبيين تجتاح العالم الإسلامي؛ فهو في حقيقة الأمر يلقي بيديه إلى التهلكة.

فالنجاة تكون بالتصدي للمعتدين وجهادهم، وأما الاستكانة لهم وترك جهادهم فهو الهلاك والهلع.

كما أن المسلم بقعوده عن الجهاد وركونه إلى الدنيا؛ يحرق دينه ويتصف بصفات المنافقين الذين قال الله عنهم: {لَوْ كَانَ عَرَضاً قَرِيباً وَسَفَراً قَاصِداً لاَّتَّبَعُوكَ وَلَكِن بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ وَسَيَحْلِفُونَ بِاللّهِ لَوِ اسْتَطَعْنَا لَخَرَجْنَا مَعَكُمْ يُهْلِكُونَ أَنفُسَهُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ}.

فليس القعود عن الجهاد وخذلان المجاهدين، ومداهنة الصليبيين وعملائهم والخوف من سطوتهم؛ هو طريق السلامة والنجاة، بل هو طريق الهلاك الذي يصيب المسلم في دينه وفي نفسه وماله – كما نص على ذلك القرآن –

فصاحب العلم يهلك نفسه إذا لم يجاهد ويحرض الأمة على مواجهة الصليبيين، والتاجر يهلك نفسه إذا أمسك عن الجهاد بماله خوفاً من الصليبيين وعملائهم، وكل مسلم يهلك نفسه؛ إذا قعد عن الجهاد.

فالجهاد وعزة الأمة؛ قرينان، كما أن ترك الجهاد والذل؛ قرينان، وهذا ما شهدت عليه نصوص الشرع، وشهد عليه الواقع اليوم، فقد قال صلى الله عليه وسلم: (إذا تبايعتم بالعينة، وأخذتم أذناب البقر، ورضيتم بالزرع، وتركتم الجهاد سلط الله عليكم ذلاً لا ينزعه عنكم حتى ترجعوا إلى دينكم) [أخرجه أحمد و أبو داود].

وبعد أن بايع المسلمون أبا بكر رضي الله عنه بالخلافة، تكلم أبو بكر رضي الله عنه، فحمد الله وأثنى عليه بما هو أهله، ثم قال: (أما بعد؛ أيها الناس، فإني قد وليت عليكم ولست بخيركم، فإن أحسنت فأعينوني، وإن أسأت فقوموني، الصدق أمانة، والكذب خيانة، والضعيف فيكم قويٌ عندي حتى أرجع عليه حقه إن شاء الله، والقوي فيكم ضعيف حتى آخذ الحق منه إن شاء الله، لا يدع قومٌ الجهاد في سبيل الله إلا خذلهم الله بالذل، ولا تشيع الفاحشة في قوم إلا عمهم الله بالبلاء، أطيعوني ما أطعت الله ورسوله، فإذا عصيت الله ورسوله فلا طاعة لي عليكم) [رواه ابن إسحاق بإسناد صحيح].

ففي هذه الخطبة؛ ذكر الخليفة أبو بكر رضي الله عنه قواعدَ عظيمةً من قواعد وأصول الحكم في الإسلام، وهي الأصول التي قامت عليها الخلافة الراشدة، فأرشد إلى معاونة الحاكم على البر والتقوى، وأشار إلى نصح الحاكم وتقويمه ومحاسبته عند الإساءة، ثم حث على الصدق وحذر من الكذب، ثم ذكر مساواة الجميع أمام القضاء، وإقامة العدل بين الناس ورفع الظلم، ثم ذكر الجهاد وحذر من القعود عنه، الذي سيكون سبباً للذل، وتسلط الأعداء, وزوال دولة الإسلام، ثم حذر من خطر انتشار الفاحشة، وما يترتب على انتشارها من العقوبات العامة والبلاء، ثم بين أن طاعة الحاكم تكون بالمعروف، فلا يطاع في معصية الله ورسوله.

ادامه خواندن مقاصد الجهاد وأنواعه

نقدی بر «المرصاد» رسانه تبلیغاتی اداره استخبارات طالبان در نشر دروغپراکنی نسبت به تشیع

نقدی بر «المرصاد» رسانه تبلیغاتی اداره استخبارات طالبان در نشر دروغپراکنی نسبت به تشیع

به قلم: فضل احمد هراتی

مذاهب مختلف اسلامی از درون خود به فرقه های مختلفی تقسیم شده اند و در میان این فرقه ها دسته هائی منحرف وجود دارند که به آنها غلاة میان این مذاهب گفته می شود که ابتدا توسط همان مذهبی که از دل آن بیرون آمده اند محکوم و طرد و حتی تکفیر شده اند بعد از سوی سایر مذاهب اسلامی.

کسی که با استناد به غلاة میان هر مذهبی در مورد همان مذهب قضاوت کند واقعاً دچار ظلم آشکاری شده است و این ظلم یا از سوی دوستان جاهل صورت می گیرد یا دشمنان آگاه که هدفی جز تولید نفرت میان مسلمین و مشغول کردن مسلمین و در نهایت تولید جنگ داخلی میان مسلمین ندارند.

شیعه ستیزی یا حنفی ستیزی و حنبلی ستیزی و  شافعی ستیزی و غیره توسط مذاهب مخالف تجربیات تلخی است که در طول قرنهای گذشته هر یک از مذاهب اسلامی توسط مذهب مخالف در بغداد و شام و خراسان و اصفهان و ری و… تجربه کرده است و اگر دقت شود پشت تمام این جنگهای میان مذاهب اسلامی سه دست وجود داشته است:

  1. حاکمیتهای ظالم و فاسد که بیشترین تاثیر را در مشغول کردن مسلمین به مسلمین داشته اند
  2. دارودسته ی منافقین که اتحاد و یکدست بودن مسلمین را خطری برای خود می دانند و به عنوان ستون پنجم دشمنان خارجی اکثراً بلندگوی دشمنان خارجی هستند و جنگ رواین نیابتی را از سوی دشمنان خارجی بر مسلمین تحمیل می کنند.
  3. جاهلین و متعصبین که حتی از فقه امام مذهب خود هم بی خبرند و با چنگ زدن به فتواهای آلوده ی چند مولوی و آخوند و مُلای گذشته که در مورد فرقه های غلاة میان مذاهب صادر کرده اند هم اکنون آن فتوا را در مورد تمام پیروان آن مذهب به کار می برند.

اگر ما توسط گروه دوم و سوم مطالبی خلاف واقع در مورد مذاهب ببینیم یا بشنویم جای تعجب نیست و امروزه با وجود اینهمه رسانه ی ماهواره ای و اینترنتی و فضای مجازی امری عادی شده است، اما اگر از سوی نهادهای رسمی حکومتها و بخصوص نهادهای نظامی و امنیتی صورت گیرد بدون شک امری عادی نیست و توطئه ها و سناریوهائی پشت سر آن است.  

وب‌سایت المرصاد، رسانه رسمی و تبلیغاتی اداره استخبارات امارت اسلامی افغانستان روز پنج‌شنبه، نهم سنبله (شهریور) ۱۴۰۲ش، در مطلبی به قلم فردی به نام مجیب احمد نشر داد که: ” شیعه، خوارج، قادریه و مرجئه از مذاهب «ضاله و باطل» است و «مسلمانان باید خود را از این فرقه‌های گمراه کننده نجات دهند. … و مذاهب نامبرده براساس احادیثی برجا مانده از صحابه پیامبر اسلام، «خودخواه و گمراه کننده» استند”.

این کلی گوئی ها در مورد مذهب شیعه با آنهمه فرقه ای که در طول تاریخ داشته است غیر از تنفر پراکنی و زمینه سازی برای یک توطئه ی بزرگ چیز دیگری نیست بخصوص زمانی که شیعه را در کنار خوارج قرار می دهند، آنهم زمانی که امام ابوحنیفه رحمه الله در دو قیام شیعیان بر علیه اموی ها و عباسیان به رهبری زید و ابراهیم مشارکت داشت و در رد مرجئه مطالبی دارد و در کوفه مناظراتی با فرقه ی خوارج داشت اما هرگز شیعه را در کنار این فرقه های منحرف قرار نداد. پس این سخنان ربطی به مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله و حتی ربطی به امامان ۴ مذهب نیز ندارد.  

البته دو ماه قبل هم همین رسانه ی رسمی المرصاد در مطلبی شیعیان و «خوارج» را دو دشمن دین اسلام معرفی کرد و گفت شیعیان در طول تاریخ اسلام، به پیروان دین اسلام خیانت کرده‌اند!

با آنکه خائنین در میان هر قومی وجود داشته اند اما جهت باطل نشان دادن این توطئه فقط کافی است کمی فکر کنیم در زمان اشغال چند ساله افغانستان توسط کفار کمونیست شوروی یا اشغال ۲۰ ساله ی افغانستان توسط کفار آمریکائی و ناتو خائنین میان حنفی های افغانستان چند میلیون نفر بودند؟ یا در پاکستان و لیبی و سودان و سومالی و عربستان و یمن و … خائنین میان حنفی ها و شافعی ها و مالکی ها و حنبلی ها و نجدی ها چند میلیون هستند آنوقت با همین انصاف بگوئیم که خائنین میان شیعیان در عراق و افغانستان و پاکستان هم چند نفر و چه کسانی هستند؟

کدام کشور و قوم و مذهب در دنیا هست که خائن نداشته باشد؟ پس با خائنین میان هر مذهب و قوم و کشوری نمی توان در مورد آن قوم و مذهب صحبت کرد؛ و کسی که دچار این اشتباه شود یا غرضی دارد یا مرضی دارد.   

ما روشنفکران اهل سنت مخالف این جهالتها هستیم و بر این باوریم این سخنان رسمی امارت اسلامی افغانستان در مورد شیعیان که چند میلیون شهروند افغانستان هم از شیعیان هستند باید تصحیح شود و جلو تکرار این دروغپراکنی های رسمی گرفته شود چون ممکن است باعث ضربه خوردن و وارد شدن صدماتی به روابط طالبان با شیعیان افغانستان و حتی کشور ایران شود.

قطعنامه گردهمایی علمای کرام و متنفذین ولایت کابل

قطعنامه گردهمایی علمای کرام و متنفذین ولایت کابل.

بسم الله الرحمن الرحیم

۱ــ مردم و علمای کرام و متنفذین ولایت کابل، امارت اسلامی افغانستان را ثمره قربانی ها و زحمات فراوان مردم مجاهد افغانستان میداند و حمایت آنرا وجیبه شرعی و ملی می داند.

۲ــ علمای کرام و متنفذین از امارت اسلامی میخواهد که در تعامل با جهان با درنظرداشت شریعت اسلامی، استقلالیت، حیثیت افغانستان و مصالح ملی و به تقاضای عصر حاضر از عملکرد لازمی کار گیرند و از جامعه جهانی میخواهند که با نظام حاکم افغانستان و با درنظرداشت واقعیت های عینی برخورد مسئولانه و تعامل نمایند تا اینکه در میان طرفین زمینه تفاهم و تعامل کامل رسمی برقرار گردد.

۳ـــ امارت اسلامی افغانستان سیاست خارجی اقتصاد¬محور خویش را با همسایه ها و منطقه توسعه دهند تا در صادرات و واردات وطن سهولت ها بیشتر شود و برای محصولات افغانی بازاریابی صورت گیرد.

۴ــ شرکت کنندگان مجلس از تجار و سرمایه¬گذاران میخواهند سرمایه¬گذاری در کشور را افزایش داده تا زمینه کار برای هموطنان ایجاد گردد.

۵ــ شرکت کنندگان مجلس از امارت اسلامی افغانستان میخواهند در استخراج معادن و از شهرها در ساخت و ساز تعمیرات در قوانین و بیوروکراسی آن سهولت ایجاد نماید. موانع شغلی از بین برده شود و فرصت کاری برای هموطنان مساعد گردد.

۶ـــ اشتراک کنندگان مجلس بنا بر ضرورت های علوم دینی و عصری و بخاطر تقویت مراکز تعلیمی در کشور تأکید دارند و از امارت اسلامی افغانستان میخواهند که با درنظرداشت ارزش های اسلامی و عنعنان افغانی توجه نموده و درین راستا اقدامات جدی نمایند.

۷ــ اشتراک کنندگان مجلس، مبارزه با مواد مخدر، جمع آوری معتادین، رسیدگی به مشکلات تک گدایان، جلوگیری از آن نوع برنامه ها و عنعنات که باعث گمراهی جامعه میگردد، از عملکرد مدبرانه و مشفقانه امارت اسلامی سپاس¬گزاری نموده و در جامعه از برنامه های اصلاحی به شکل تدریجی و نرم و در راستای تطبیق آن توجه بیشتر امارت اسلامی را میخواهند.

۸ـــ اشتراک کنندگان مجلس از تمام ادارات نظامی و ملکی امارت اسلامی افغانستان میخواهند که در مقابل فساد به مانند قبل متحد باقی بمانند و اجازه ندهند که فاصله بین امارت اسلامی و مردم ایجاد گردد و در راستای حفظ بیت¬المال توجه جدی بیشتر نمایند.

۹ــ اشتراک کنندگان مجلس از امنیت سرتاسری و ثبات در کشور اظهار خرسندی می نمایند و از ادارات امنیتی و دفاعی می خواهند که برای تأمین امنیت کشور و حفظ سرحدات توجه خاص و جدی نمایند و اجازه ندهند که امنیت و ثبات بدست آمده را گروه های مخرب و مغرض به چالش بکشد.

۱۰ــ اشتراک کنندگان مجلس از جامعه جهانی جداً می خواهند که با امارت اسلامی همکاری اقتصادی نموده و در راستای رفع محدودیت های بانکی و آزادسازی پول های منجمد شده افغانستان اقدام جدی نمایند.

۱۱ــ ما اشتراک کنندگان مجلس از تمامی مسئولین امارت اسلامی جدی تقاضا می نماییم که تمام احکام و فرامین امیرالمؤمنین حفظه الله را در بخش ها مربوطه عملی و تطبیق نمایند و با متخلفین برخورد جدی نمایند.

۱۲ــ ما اشتراک کنندگان مجلس یکبار دیگر بیعت خویش را با زعیم امارت اسلامی افغانستان عالیقدر امیرالمؤمنین حفظه الله تجدید می کنیم. همچنان ما مردم مرکز و ولسوالی های کابل حمایت و پشتیبانی خویش را از امارت اسلامی اعلان می کنیم.

والسلام گردهمایی علمای کرام و متنفذین ولایت کابل

۱۴/۲/۱۴۴۵هـ ق

۸/۶/۱۴۰۲هـ ش ــ ۲۰۲۳/۸/۳۰ م

دوقطب متضاد یا راه کج؟ آیا علمای حوزوی قادر به دروس دانشگاهی اند؟

دوقطب متضاد یا راه کج؟ آیا علمای حوزوی قادر به دروس دانشگاهی اند؟

به قلم: عبدالله ایلیار

لب لباب قضیه توانایی علما نه.
بلکه مشکل نفس طرح سوال است.
که  چرا ما از صدها سال بدینسو زمینه ساز همچو سوال شدیم؟
چرا نمیپرسیم  که چگونه این تقسیم بندی علوم بنام؛
علوم دنیوی و اخروی یا علوم عصری و دینی بوجود آمد؟
در حالیکه ما در آموزه های اسلامی خود فقط علوم اسلامی و غیر اسلامی داریم و بس.
علوم که در آن مصالح دنیا و آخرت انسان ها  با تمام اشکالش نهفته اسلامی و علوم که به ضرر بشر بوده انسان را بسوی انحراف سوق دهد علوم غیر اسلامی است.
چرا در هند و پاکستان افغانستان مدارس جداگانه ایجاد شد؟
چرا اکثر شاگردان مکاتب ما از اداب وضو و تیمم بیخبرند؛ و نیم از علمای ما از حدود و اقلیم جغرافی کشورهای اسلامی خبری ندارند؟
چرا ما از بعضی رشته های علوم کاملا بیگانه ماندیم و انس نگرفتیم؛ گویی بعضی از این علوم در سیاره دیگری باشد.
هنوز که هنوز است حاضر نیستیم در مناهج و نصاب مکاتب و مدارس تغیر آوریم.
مدارس رسمی بنام عصری یا دولتی بیشتر با برنامه و نصاب وارداتی از غرب اداره میشود؛ که از صنف اول تا مافوق دکتورا؛  مصارف آن از قلم و کتاب و میز و تعمیر گرفته تا فراغت شاگردانش  بدوش بودجه دولت میباشد؛ و فارغینش با اسناد رسمی کاریابی مورد قبول در ادارات دولتی با معاش تضمین شده؛ و بعد از ختم شغل هم با امتیاز پول تقاعدی و دارای زندگی مرفه اقتصادی مطمئن.

متاسفانه آنطرف موسسات که آموزش دینی علوم قرآن و سنت و فقه (علوم اصلی) را به عهده دارند، در مدارس نیمه در و دروازه؛ با ساخت و ساز ابتدایی؛ نان قاق وظیفه و چنده ای کمک اهل خیر عشر و ذکات.
چرا این دوگانگی ؟
و اهم علت رضایت مسولان امور در این تبعیض و در این همه مدت زمانی طویل.
درست است  آموختن علم با این همه مشکلات بجاست و همین مشکلات و سختی های روزگار بود که جیل از قهرمانان بت شکن دوران را تقدیم امت اسلامی نمود الحمدلله ثم الحمدلله این امر در عصر امارت اول و در زمان حاضر در جهاد علیه کفر و فرعونیان زمان بیشتر نور افشانی کرد.
و به برکت همین پا برهنه های ژولیده مو لباس پاره نان قاق، ما آزادی و استقلال از پنجه خون اشام کفر جهانی را به آغوش گرفتیم  و به آنسوی افق های دور دست امیدواریم.
ولی راضی بودن و تن دادن و قبول کردن همچو شرایط ناگوار و زندگی پارسای و به ظاهر زهد و درحقیقت رهبانیت غیر پذیرفتنیست.
و آینده ای روشن را در عصر تمدن حاضر با تکنالوژی هزار سر در مقابل ما نمیگذارد.
قبول همچو منهج تعلیم باهمچو شرایط ناگوار، اولاجفایی درحق دین و ثانیا در حق این نسل و تحقیر در آموزش علوم دینیست.
این نان قاق وظیفه با چای سبز.
جای ناشکری نیست و این را کم نمیدانیم.
ولی بدون شک این کم ندانستن،  از قناعت ما نمایندگی نمیکند: بلکه گویایی عجز و ناتوانی و کسالت ما در حصول اعطایی نعمات الهی است.
و حکایت از نبود توجه جدی ما در همچو  امور دارد.

در کجایی دین گفته شده که همه ای امت از همه لوازم آسایش زندگی راحت مستفید شوند ولی طالب علم با نان گدایی  اهل منت امرار حیات نماید.
در کجا دین گفته شده که دانش آموزان زمین پهناور با همه وسایل مرفه اطاقهای لکس و آرامش افکارحیات به سربرند ولی دانش آموزان مدرسه قرآن و سنت در اطاقهایی نمناک با نیم نان  تکرار درس نمایند.

ادامه این راه قدم گذاری ناخود آگاه به همان راهی خواهد بود که مدارس و علوم  ما را بیش از دوصد سال از امروز جدا ساختند. و خواستند از یک کانون علمی  سکولار کمونیست ملحد بیرون آید.
و کانون دیگری عبای قناعت حافظ شیرازی به تن کند و در دیر مغان، خانقاه زمان زیست کنند.
بس است بخود آئیم  و به این افتخار کاذب خاتمه دهیم.
در سایه بیرق اسلام در تغیر برنامه و منهج و نصاب درسی نو، جوابگوی عصر نو، قدم برداریم.
  استاد حوزه ما فخر رازی باشد.
و استاد دانشگاه ما اقبال لاهوری.

در مورد زنان و دختران افغان و ایرانی : آنجا سکوت، این جا فریاد؟!

در مورد زنان و دختران افغان و ایرانی : آنجا سکوت، این جا فریاد؟!

به قلم: زرینه ازان

یک سال گذشته در کشور ایران اتفاقاتی توسط هرزه های سکولار اتفاق افتاد و بسیاری از مردم مسلمان در برابر این هرزه ها سکوت کردند که اگر به واقع به این سکوت نگاه کنیم بوی خیانت از آن می آمد، چون سکوت در بعضی جاها خیانت است به عقیده و فامیل و وطن.
آنهمه مفاسد اخلاقی ایرانیهای خارج نشین وجوددارد اما مردم سکوت کرده اند و عده ای حجاب را در داخل ایران هم ترک کرده اند و مردم ایران می بینند و سکوت کرده اند و…


این اتفاق قبلا در شکل تکامل یافته آن برای افغانها رخ داد:

  • زنان و دختران از کابل و برخی ولایات دیگر جهت عیاشی و خوش گذرانی آمریکایی ها به بگرام برده میشدند و شبانه روز به کرایه داده میشدند مردم ساکت بودند.
    مارکیت های شهر بیشتر از سودا و معامله محلی برای ارتباط های نا مشروع ساخته شده بود مردم ساکت بکدند.
    یک تعداد استدیوم های تلویزیونی و رادیویی مرکز فساد و روابط نا مشروع شده بودند و دختر های زیبا فقط استخدام میشدند مردم ساکت بودند.
  • علنا در صفحه ی تلویزیون به دختران مردم توهین میشد و مجریانی چون نبی روشن قسیم و جلالی دل شان بود از بی حیایی تمام دختران مردم را بغل بزنند مردم چیزی نمیگفتند که به زنان مسلمان توهین میشود.
    برنامه ی رو در رو جز بی حیایی چیزی ترویج نمیکرد و دیده میشد دختران بی شرم و بچه های بی ادب کمال بی شرمی در برنامه ی زنده داشتند مردم ساکت بودند.
    بعضی پوهنتون ها محل فتنه و.فساد شده بود، دختر های مقبول جهت سوء استفاده چانس داده میشدند و یا هم نمره ی شان کم میشد تا حاضر به انجام روابط نا مشروع شوند مردم ما ساکت بودند.
  • هر کس دوست دختری داشت و به هوتل و شیر یخ فروشی ها قرار میگذاشتند و مردم ما ساکت بودند. رسانه های چون ایران انترنشنل که فقط فوکس کامره اش بر باسن برآمده ی زن خبرنگار است مردم در برابرش ساکت بودند.
    رسانه های دیگری که زنان با حجاب اجازه ی فعالیت در آن را ندارند و از شرایط شان است که وقت خبر گفتن نباید زن شلوار داشته باشد و موی سرش را بپوشد مردم در برابر آن ساکت بودند. ایران انترنشنل و افغانستان انترنشنل را ببینید. به بهانه ی روز عاشقان روابط نا مشروع کم کم جنبه ی رسمیت را به خود میگرفت مردم ساکت بودند.
  • تحت نام دختر و پسر مدل سال برنامه های مدلینگ آزادانه فعالیت داشت که دختران را انواع لباس های غیر اسلامی میپوشاندند و در رسانه ها و مقابل مردم باسن خود را چپ و راست بچرخانند تا مدل سال معرفی شوند مردم ما ساکت بودند.
    و هزاران مفسده ی دیگر اما امروز که گفته میشود همه زن مسلمان باید حجاب شرعی داشته باشد. محل کار زنان و مردان از هم جدا باشد و مجریان زن باید زیور و زینت شان را نمایش ندهند یک تعداد مردم صدا بلند کردند که به حق زن جفا شده حتی جالب است که خارجی ها نیز خود را در این قسمت همدرد زنان جلوه میدهند.
    آقای عاقل و هوشیار آیا هنوز از خواب بیدار نشدی؟
    آیا واقعا دوست میداری خواهر و مادرت به همان وضعیت قبلی گرفتار باشند؟

طالبان شش تن را به اتهام شنیدن و نواختن موسیقی در بلخ افغانستان بازداشت کرد

شش تن به اتهام شنیدن و نواختن موسیقی در بلخ افغانستان بازداشت شدند

محتسبین ریاست امر به معروف و نهی از منکر بلخ شش تن را به اتهام شنیدن و نواختن موسیقی در ناحیه نهم شهر مزارشریف بازداشت کرده است.

عبدالرحمن حنیف سخنگوی ریاست امر به معروف و نهی از منکر این ولایت می‌گوید که این افراد شب گذشته از یک محفل ختنه سوری بازداشت و برای تحقیق بیش‌تر به ریاست امر به معروف و نهی از منکر این ولایت انتقال داده شده‌اند.

سالگرد اعدام سید قطب مجدد کفر به طاغوت و تصحیح مفاهیم در میان مسلمین توسط سکولارهای ملی گرا

سالگرد اعدام سید قطب مجدد کفر به طاغوت در میان مسلمین توسط سکولارهای ملی گرا

در ۷شهریور ۱۳۴۵ش سید ابراهیم حسین شاذلی قطب شناخته‌شده با نام سید قطب از مجددین کفر به طاغوت و ولاء برای تمام مسلمین وبرائت از کفار سکولار به رهبری آمریکا شیطان بزرگ و تمرکز جهاد بر این دشمن اصلی و از بزرگترین مفکران و ادیبان معاصر جهان اسلام به شهادت رسید.

سید که به شهید قرآن مشهور است زندگی خود را صرف تصحیح مفاهیم اسلامی و دعوت به حاکمیت قرآن و اقتدا به یاران پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم و تشکیل دوباره‌ی نسلی صحابه‌گونه کرد.

ایشان آثار فکری و ادبی گرانبهایی را بعد از خود به ارث گذاشتند کتابها و مواقف سید خواب را از چشم طاغوتیان سکولار ربود طوریکه نجات خود را در قتل او دیدند غافل از اینکه اگر چه جسم سید را اعدام کردند اما با مرگش افکار او رونق و حیات بیشتری یافت و  مشعل هدایتی گردیدند بر راه مصلحان.

مگر نه اوست که می فرمود:
“سخنان ما مرده و بی جان باقی خواهد ماند تا آنگاه که جانمان را در راهش فدا کردیم و آن وقت است که روح در آن می دمد و زنده خواهد شد و در بین زندگان منتشر خواهد شد.”

هنگامی که از او خواستند تا پای کاغذی را امضا و از مواقفش بازگردد گفت: «آن انگشتی که در نماز شهادت به توحید خداوند می دهد هرگز قبول نخواهد کرد که کلمه ای را در اقرار به حکم طاغوتیان بنویسد»

در ایران کسانی چون آیت الله خامنه ای و آیت الله سید هادی خسرو شاهی اولین مترجمین آثار سید قطب به زبان فارسی بودند و محققین انقلاب کنونی را انقلابی از نوع اخوان المسلمینی سید قطب می دانند که نخستین جرقه های آن توسط نواب صفوی ( شهید اخوان المسلمین) زده شد تا به زمان ما رسیده است.

از مهم ترین آثار سید:
معالم فی الطریق (نشانه‌های راه)
فی ظلال القرآن (تفسیر کامل قرآن)

یکی از اشعار معروف سید قطب شعر: ” أخي أنت حرٌّ وراء السدود” است که می گوید:

أَخِي أنت حرٌّ وراء السدود … أخي أنت حرٌّ بتلك القيود
– ای برادرم! تو در پشت این دیوارها آزادی و با وجود این بندها و محدودیتها،آزادی
إذا كنت بالله مستعصما … فماذا يَضيرُك كيدُ العبيد؟!!–
– چون به خدا تمسک بجویی، نیرنگ بندگان،ترا چه ضرر رساند؟
أخي ستُبيد جيوش الظلام … ويُشرق في الكون فجر جديد
– ای برادرم! سپاه تاریکی هلاک می گردد و سپیده نو در هستی خواهد درخشید

فأطلق لروحك إشراقها … ترى الفجر يرمقنا من بعيد
-پس بگذار که روحت آزادانه بدرخشد،تا ببینی که سپیده از دور ما را نظاره می کند.
أخي: قد أصابك سهم ذليل … وغدرا رماك ذراع كليل
– برادرم! تیری زبون به تو اصابت نموده است و بازویی ضعیف ترا ظالمانه هدف قرار داده است
ستُبتَر يوماً فصبرٌ جميل … ولم يدمَ بعدُ عرين الأسود
– روزی از پای درمی آید و قطع می شود،پس صبری نیکو پیشه کن،که هنوز خون از لانه شیر جاری نگشته است
أخي قد سرت من يديك الدماء … أبت أن تُشلَّ بقيد الإماء
– برادرم! خون از دستهایت جاری گشت،اما هرگز اجازه ندادند که در بند بندگی و اسارت سست شوند
 سترفع قربانها للسماء … مخضبة بوسام الخلود
-آری قربانی خویش را در حالی که آغشته به خون است و دارای نشان جاودانگی است به سوی آسمان بالا می برند
أخي هل تُراك سئمت الكفاح؟ … وألقيتَ عن كاهليك السلاح
-برادرم! آیا بنظر می آیی که از مبارزه خسته شده ای و سلاح را از دوش انداخته ای؟
فمن للضحايا يواسي الجراح؟ … ويرفع راياتها من جديد
-پس کیست که قربانیان را تسلی دهد و زخمشان را مرهم نهد و دوباره پرچم آنان را به اهتزاز در آورد؟
أخي: إنني اليوم صلب المراس … أدكُّ صخور الجبال الرواس
-برادرم همانا من امروز نیرومند و توانا،صخره کوههای محکم و استوار را خرد می کنم و می کوبم
أخـي إن نمُـتْ نـلـقَ أحـبابـنا … فــروْضاتُ ربي أُعــدت لـنا
– برادرم اگر بمیریم دوستانمان را ملاقات خواهیم نمود
و باغ های پروردگار برایمان مهیا می شود
غدا سأشيحُ بفأسِ الخلاص … رؤوسَ الأفاعي إلى أن تبيد.
-و فردا با تبر نجات،سر افعیها را قطع می کنم تا از بین بروند.

توزیع کارت مصونیت برای مقام‌های حکومت مرتد و دست نشانده پیشین در افغانستان توسط امارت اسلامی

توزیع کارت مصونیت برای مقام‌های حکومت مرتد و دست نشانده پیشین در افغانستان توسط امارت اسلامی

کمیسیون تماس با شخصیت‌ها از توزیع کارت مصونیت برای مقام‌های حکومت پیشین افغانستان خبر می‌دهد.

احمد الله وثیق، سخنگوی این کمیسیون می‌گوید که این روند را به هدف اطمینان برای شخصیت‌های نظامی، سیاسی و علمی در کشور آغاز کرده‌اند.

سخنگوی کمیسیون تماس با شخصیت‌ها، گفت: «یک عده از شخصیت‌ها که در حکومت پیشین نظامی یا سیاسی بودند و از کشور نرفته‌اند و با خانواده‌های شان در کشور هستند برای آن‌ها نیز روند توزیع کارت‌ها شروع شده است روز گذشته نیز برای اعضای پارلمان و ولسی جرگه ما کارت توزیع کردیم.»

دو خبر در یک روز و نشان دادن عمق جنایات راکتیاران و دوستُم های حاکم بر ادلب سوریه در قتل عام اهل سنت

دو خبر در یک روز و نشان دادن عمق جنایات راکتیاران و دوستُم های حاکم بر ادلب سوریه در قتل عام اهل سنت

به قلم : مجاهد مهاجر

دیروز رسانه های وابسته به دارودسته ی جولانی جاسوس در ادلب دو خبر را به سبک خودشان نشر دادند:
خبراول:

انا لله و انا الیه راجعون

بر اثر حملات هوایی هواپیماهای اشغالگر روسی به روستای “عرب حسن” در شرق حلب، ۵ غیرنظامی از جمله کودکان کشته و ۱۳ تن دیگر زخمی شدند.

خبر دوم:

الله اکبر
الله اکبر ولله الحمد

مجاهدین تحريـ الشـ ـام ـر مواضع توپخانه ملیشیات جنایتکار أسد را در جبهه روستای “الدرة” شمال اللاذقية مورد حمله موشکی قرار دادند که الحمدلله به هدف اصابت نمودند. ولله الحمد والمنه

به نظر شما ساکنین هر دو روستا چه کسانی هستند؟ اهل سنت .
اما نکته ی مهم اینجاست که هر دو طرف آمار افراد غیر نظامی که کشته اند را نمی دهند و تنها آمار غیر نظامیانی که طرف مقابل کشته است را نشر می دهند.

یعنی دارودسته ی جولانی مثل راکتیار و دوستُم و احمد شاه مسعود و غیره با این راکت پراکنی در حال قتل عام اهل سنت هستند درست مثل بمبهای روسیه و بشار اسد.

دارودسته ی جولانی چند سال است درهای جنگ را بسته اند و به همین موشک پراکنی ها از دور قناعت کرده اند، چون دستور اربابش ترکیه همین است، اما قربانی های هر دو طرف از اهل سنت هستند.

پس لطفا اسم جهاد را با این خیانتها خراب نکنید و بیشتر از این اهل سنت را فریب و قربانی نکنید .

اگر عرضه جهاد بر اساس منهج اهل سنت و جماعت را ندارید حداقل دست از قتال الفتنه بردارید و با خون و ناموس و مال و وطن مسلمین بازی نکنید .

اغتشاشات ۱۴۰۱ش هرزه های سکولار در دارالاسلام ایران و برگی زرین در کارنامه ی کوردهای انقلابی

اغتشاشات ۱۴۰۱ش هرزه های سکولار در دارالاسلام ایران و برگی زرین در کارنامه ی کوردهای انقلابی

به قلم: کامران دهبکرى/ مهاباد

امروز در یکی از رسانه های متعلق به کوردستان عراق خواندم که رهبران احزاب سکولار و خائن کوردستان ایران از ترس اتفاقاتی که بعد از ۲۸ شهریور در راه است و احتمال آن می رود که کوردهای سکولار و خائن عراق آنها را به دارالاسلام ایران تحویل دهند از شمال عراق فرار کرده اند.

‍ این اتفاق من را یاد اتفاقات اغتشاشگران هرزه ی سکولار پارسال انداخت که در آن تمام رسانه های سکولار کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار و مرتد داخلی و حتی رسانه های فضای مجازی دارودسته ی منافقین بومی و بخصوص دسته هائی از مُلاهای دین فروش سکولار زده ی فرصت طلب چنین نشان می دادند که سکولاریسم در راه است و حاکمیت سکولاریستها نزدیک است و…

عده ای جوان جاهل هرزه که فریب خورده بودند به همراه لیدرهایی که این احزاب سکولار به دستور آمریکا و ناتو و صهیونیستها به داخل ایران فرستاده بودند مرتکب جنایاتی نابخشودنی در حق مسلمین انقلابی منطقه و حتی ماموستاها و علمایانی شدند که در این اغتشاشات بی طرف بودند؛ مثل کشتن ۸۶ نیروی مدافع امنیت و زجر کش کردن پیرمردی که بازنشسته بسیج یا سپاه بود سوزاندن آن ماموستا در منطقه کلاترزان سنندج و… .

حتی زمانی که دارالاسلام ایران جهت پرهیز از هر گونه درگیری با مردم عادی اجازه نداد که نیروهای امنیتی وارد خیابانها شوند این احزاب سکولار توهم برشان داشت که می توانند با پشتیبانی آمریکا و ناتو و صهیونیستها بر مهاباد مسلط شوند همان کاری که مسلیمه ی کذاب میان کوردها یعنی قاضی محمد مرتد به حمایت شوروی های کمونیست انجام داد.  

این احزاب سکولار تا اینجا عقلشان کشید و بعد از آن را ندیدند که شوروی چگونه قاضی محمد را واگذار کرد و مردم مسلمان منطقه نیز چگونه این مرتد خائن و مزدور شوروی ها را به فتوای ملاخلیل رحمه الله تنها گذاشتند و حتی خواهان مرگ و اعدام او در جلو چشمانشان شدند.

این احزاب سکولار و مرتد فراموش کردند که همین مردم بومی مسلمان بودند که اسلحه برداشتند و با کمک نیروهای امنیتی دارالاسلام ایران این احزاب سکولار و خائن مرتد را به عراق ریختند و تا امروز در حال فاصولیاخوری در اردوگاهها هستند؛ به همین دلیل این کفتارها توهم برشان داشت که شهر مهاباد بی دفاع است و اینها می توانند به اهداف خود برسند که نا گاه غرش الله اکبر شیران مجاهد ایل منگور بار دیگر در خیابانها طنین انداز شد.  

در همان لحظات اولیه تمام این کفتارها شرمگاهشان را با دمشان پوشاندند و زوزه کنان پا به فرار گذاشتند و در عرض کمتر از چند دقیقه اینهمه هارت و پورت و تیراندازی های آنها خاموش شد و بعد از محاصره ی آنها و دستگیری چند لیدر کومله ها و دمکراتها و مهمات آنها بقیه پنهان شدند.

این احزاب سکولار و مرتد هنوز در همان توهمات قبل از انقلاب و در توهمات رسانه ای هستند و خیال می کنند همچنانکه احزاب سکولار و مرتد کورد در کوردستان عراق و سوریه توانسته اند با حمایت کفار سکولار جهانی و منطقه ای خود را بر مردم مسلمان کورد تحمیل کنند اینها نیز خواهند توانست چنین مصیبتی را بر کوردهای مسلمان تحمیل کنند اما از بطن جامعه و بدنه ی کوردهای مسلمان ایران بی خبرند و نمی دانند چه قدرتهای اسلامگرا و مجاهدی وجود دارند که با دلی مملو از کینه و نفرت تنها منتظر فرصتی جهت باز شدن درهای جهاد برای نابودی این مرتدین و گرفتن آنهمه بدهی از این مرتدین هستند. این مرتدین سکولار به خاطر کشتار برادرانمان و آنهمه فسادی که بر جامعه ی ما تحمیل کرده اند به ملت مسلمان کورد بدهکار هستند و باید این بدهی ها را با خونشان پرداخت کنند.باذن الله.

اگر مردم قوم منگور مجوز ریختن به خیابانها جهت پاک کردن این لکه های چرکین را داشتند هزاران مجاهد دیگر وجود دارند که مجوزی برای مقابله مستقیم با این هرزه های سکولار را ندارند و منتظر روز خودش هستند و تنها در حد دفاع مشروع بر اساس قوانین حاکم بر دارالاسلام ایران وارد عمل می شوند.

ما از کشته شدن این سکولاریستهای مرتد و کنده شدن این غده های چرکین و علفهای هرز در جامعه با بیماری ایدز یا سل و صاعقه و تصادف و حتی توسط خودشان خوشحالیم. صرفنظر از جاروجنجال رسانه های مختلف، این خواست درونی ملت مسلمان کورد است. برای هرزه های سکولاری هم که فریب این احزاب سکولار اجیر شده و خائن را خورده اند بهترین کار به هوش آمدن از این توهمات رسانه ایست قبل از آنکه مثل این احزاب سکولار زندگی دنیوی خود را نیز ببازند.