دارالاسلام ایران در ولایت قندهار افغانستان شفاخانه‌ی بنام قاسم سلیمانی یکی از فرماندهان سپاه پاسداران می سازد

دارالاسلام ایران در ولایت قندهار افغانستان شفاخانه‌ی بنام قاسم سلیمانی یکی از فرماندهان سپاه پاسداران می سازد.

جواد کریمی قدوسی، نماینده مجلس شورای اسلامی دارالاسلام ایران گفت که میزان همکاری ایران با افغانستان به چگونگی رفتار طالبان با ایران دارد.

او که اخیراً به کابل رفته بود گفت شفاخانه‌ای به نام قاسم سلیمانی «در شهر قندهار در حال ساخت و آماده بهره‌برداری است.»

قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس، شاخه بیرون مرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی  بود که در سال ۱۳۹۸ در حمله هوایی نیروهای امریکایی در عراق کشته شد.
هم این میزان همکاری ایران و افغانستان و هم نامی که برای این شفاخانه انتخاب شده است باعث خشم و نا امیدی دشمنان زیادی شده است.

الانتماء الذي نريدُ أن نتحدث عنه

الانتماء الذي نريدُ أن نتحدث عنه

إنَّ الحمد لله نحمده ونستعينه ونستغفره، ونعوذ بالله من شرور أنفسنا وسيئات أعمالنا، من يهده الله فلا مضل له، ومن يضلل فلا هادي له، وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له، وأشهد أن محمداً عبده ورسوله صلى الله عليه وعلى آله وأصحابه ومن تبعهم وسار على نهجهم إلى يوم الدين، وسلم تسليماً كثيراً.

أمَّا بعد…

الانتماء الذي نريدُ أن نتحدث عنه هو الانتماء إلى هويةٍ واضحةٍ ثابتة، هوية مستقلة متميِّزة؛ فهو الذي يُعطي الأمم الوصف الذي تستحق به أن تكون أمماً، وهو القاعدة الأساسية لبناء الأمم، لأنَّ الهوية التي تنتمي إليها أي أمة هي تميزها عن غيرها.

فما هي هويتنا نحن المسلمون؟ ولمن يكون انتماؤنا؟ وإلى من ننتسب؟ ولأي شيءٍ نتعصب؟ وعلى أيِّ شيءٍ نوالي ونعادي؟

في العصور الأخيرة، وبالتحديد في القرن الهجري الماضي، حصل للأمة المسلمة ما يمكنُ أن نسميهِ أو نطلق عليه ب “أزمة الهوية”، أزمة تحقيق الانتماء، فحصل فيها ولها من التخبط والتنقل على موائد الشرق والغرب، ما أضاع الأمة وأفقدها استقلالها وتميزها وشخصيتها، وإلى هذا اليوم لا تزال الأمةُ تعيشُ هذه الأزمة, أزمة الهوية، أزمة الانتماء، إما في ضياع الهوية ضياعاً كاملاً عند فئةٍ من المستغربين، وإمَّا بالغش والغُبارية وتكدر الرؤية، عن كثير ممن ينتسبُ لهذه الأمة، سواءً كان من عامةِ الشعوب، أو كان ممن ينتمي إلى العمل الإسلامي، أو حتى من الحكومات أو غير ذلك.

لذلك يجبُ أن نحدد هويتنا بدقة، وأن نعرفها بوضوح؛ لنعرف ما هي حقيقتناوأهدافنا، وما هو المنهج الذي يجبُ أن نسير عليه؟

فهل هويتنا هي القومية أم الوطنية؟ أم التبعية للشرق أو الغرب أو لهيئة الأمم؟ أم هويتنا هي السير وفق النظام العالمي الجديد؟

ما هي هويتنا نحن المسلمين؟

إن َّالقومية جاءتنا عن طريق الغرب:

عن طريق أوروبا, ونشرها اليهود في تركيا، فأثاروا النعرة القومية الطورانية؛ ثُمَّ أخذها النصارى المارونيون في لبنان بالتحديد ونشروا القومية العربية، ففرقت بين المسلم من أرض العرب وبين المسلم من البلدان الأخرى، فبدل أن يكون الرقم الذي معنا يتعدى الألف مليون، أصبح لا يتجاوزُ مائة وخمسون مليون.

ثم حصل التفرق والانحطاط، هذه القومية ما أخذت حتى بقيم العرب في الجاهلية، والتي عبر عنها شاعرهم بقوله:

وأغض طرفي إن بدت لي جارتي                  حتى يواري جارتي مأواها

بل أخذت التحلل والتهتك، والفجور والفساد، ونقلوهُ إلى بلاد العرب بصفةِ التقدم والرقي والحضارة.

هل هويتنا هي الوطنية؟!

إنَّ الأوطان رقعةٌ ضيقة، ما الذي يحدها؟ ما الذي يُبَيِّنُها؟ هل هي المكان الذي قضيتَ فيه حياتك؟ وما تحديد هذا الوطن الذي يجبُ أن يتعصب له الإنسان، وأن يوالي عليه وأن يعادي؟

إنَّ الوطن لا يُحد ولا يوضح، فإذا قيل – مثلاً – إنَّ أهل مصر يجبُ أن يتعصبوا لمصر، فسيختلفُ أهل مصر لأي شيءٍ يتعصبون؛ للصعيد أم للقاهرة؟ وأهل الصعيد سيختلفون لأي شيءٍ يتعصَّبون لأسوان أو لأسيوط؟ إنَّ هذه الهوية لا تحديد لها، وإنَّها تفرقةٌ وضعفٌ وخورٌ في الأمة.

هل ننتمي لهيئةِ الأمم؟

وللشرعيةِ التي يُطنطنون بها، وهي في واقع الأمرِ جاهلية يُسيِّرها اليهود والنصارى، فنحن كما قال جرير:

ويقضى الأمر حين تغيب تيم               ولا يستأمرون وهم شهود

أم هل ننتمي للنظام العالمي الجديد؟ الذي نكون عجلةً من عجلاته، ولكن السائق غربي يقود الحافلة، إلى أي شيءٍ ننتمي؟ وما الذي يُميزنا عن غيرنا؟ وما الذي يحدد هوية هذه الأمة؟ ما الذي يجعلنا نجتمع على كلمة سواء؟

إنَّ هويتنا أيُّها – الأخ القارئ -؛ هي هذا الدين الذي أكرمنا الله به وأخرجنا به من الضلالةِ إلى الهدى، ومن العمى إلى البصيرة، هذا الدين هو القاسم المشترك الوحيد الذي تلتقي عنده وحدة الإسلام، هذه الأمة الكبرى من مشرق الأرض إلى مغربها، فلا يجمعها جنسٌ ولا تجمعها لغةٌ ولكن يجمعها دين واحد، هو هذا الدين الذي اتحدت وائتلفت عليه.

لقد كان المسلمُ يخرجُ من أقصى المغرب وينتقل إلى أقصى المشرق وهو يعتبر الجميع بلاده، بل إنَّهُ ينتقلُ من بلدٍ بعيد إلى بلد آخر، فإذا جاء احتفى به أهل البلد وعينوه لهم قاضياًوإماماً.

انظر – مثلاً – إلى ابن خلدون العالم الكبير والمؤرخ، وهو صاحبُ “المقدمة” التي هي من قواعد علم الاجتماع, ولد في بلاد تونس، وفيها نشأ وانتقل إلى بلاد الأندلس، فاستقبلوه استقبالاً حافلاً، وانتقل إلى مصر فعينوه فيها قاضياً.

وهكذا كانت الأمة:

ولستُ أدري سوى الإسلام لي             وطناً الشام فيه ووادي النيل سيانِ

وكل ما ذكر اسمُ الله في بلدٍ                 عددت أرجاءه من لب أوطانِ

بل إنَّ تاريخ هذه الأمة المسلمة يتعدى الألف وأربع مائة سنة، الماضية إلى أعماق التاريخ, إلى يوم أن أنزل آدم عليه السلام إلى هذه الأرض، منذ أن وجد الإسلام على هذه الأرض وذاك هو تاريخنا.

إن َّالأمة المسلمة أمة واحدة من عهد آدم عليه السلام، كما قال الله تعالى: {إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ} [سورة الأنبياء: ۹۲]، وقال سبحانه في سورة المؤمنون: {يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ} [سورة المؤمنون: ۵۱].

فدين هذه الأمة دين واحد هو الإسلام: {إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ} [سورة آل عمران]، وتاريخها واحد هو تاريخ الأنبياء – عليهم الصلاة والسلام – ثم أتباعهم من المؤمنين.

ادامه خواندن الانتماء الذي نريدُ أن نتحدث عنه

امامت نزد شیعیان و جایگاه کسی که آن را قبول نداشته باشد

امامت نزد شیعیان و جایگاه کسی که آن را قبول نداشته باشد

به قلم: خالد هورامی

این روزها و در فضای مجازی و بخصوص در ماهواره ها شیعیان انگلیسی و همچنین سنی های آمریکائی با چند زدن به تفکری خاص از غلاة میان شیعه در مورد «امامت» قصد دارند چنین نشان دهند که شیعیان تمام مذاهب حنفی و مالکی و شافعی و حنبلی و دیگران را تکفیر می کنند.

در برابر این جنگ روانی و تحریف آشکار بهترین گزینه تبیین و روشنگری است که سعی می شود به صورت مختصر و مستند به این موضوع که از مختصات مذهب شیعه ست پرداخته شود و قضاوت نهائی به خواننده ی محترم سپرده شود.

استناد به آیات قرآن:

برخی از علمای شیعه با استناد به آیات قرآن چنین برداشت کرده اند که امامت بلافصل علی بن ابی طالب رضی الله عنه و دیگر ائمه توسط سه آیه ی قرآن بیان شده است که به ان اشاره می شود: 

  1. يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُواْ ٱلرَّسُولَ وَأُوْلِي ٱلۡأَمۡرِ مِنكُمۡۖ فَإِن تَنَٰزَعۡتُمۡ فِي شَيۡءٖ فَرُدُّوهُ إِلَى ٱللَّهِ وَٱلرَّسُولِ إِن كُنتُمۡ تُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِۚ ذَٰلِكَ خَيۡرٞ وَأَحۡسَنُ تَأۡوِيلًا (نساء/ ۵۹) .«ای کسانی که ایمان آورده‏اید! فرمانبرداری كنید خدا را و فرمانبرداری كنید پیغمبر را و فرمان روایان را از جنس خویش، و هرگاه در چیزی نزاع داشتید آن را به خدا و پیامبر خدا بازگردانید اگر به خدا و روز آخرت ایمان دارید! این (کار) برای شما بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است».

آیت الله خمینی می‌نویسد: در این آیه مراد از «اولی الامر» دوازده امام است.[۱]

  • ٱلۡيَوۡمَ أَكۡمَلۡتُ لَكُمۡ دِينَكُمۡ وَأَتۡمَمۡتُ عَلَيۡكُمۡ نِعۡمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ ٱلۡإِسۡلَٰمَ دِينٗا (المائدة/ ۳).«امروز، دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و دین اسلام را برای شما اختیار كردم».
  • يَٰٓأَيُّهَا ٱلرَّسُولُ بَلِّغۡ مَآ أُنزِلَ إِلَيۡكَ مِن رَّبِّكَۖ وَإِن لَّمۡ تَفۡعَلۡ فَمَا بَلَّغۡتَ رِسَالَتَهُۥۚ وَٱللَّهُ يَعۡصِمُكَ مِنَ ٱلنَّاسِۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡكَٰفِرِينَ (المائدة/ ۶۷)

«ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است،  (به مردم) برسان! و اگر چنین نكردی، رسالت او را انجام نداده‏ای، خداوند تو را از مردمان نگاه می‌دارد، هر آیینه خداوند گروه كافران را هدایت نمی‌كند».

آیت الله خمینی می گوید: حضرت رسول اكرم (ص) مطابق با این آیه در تاریخ ۱۸ ذی الحجه سال دهم هجری در محلی بنام غدیر خم امامت حضرت علی علیه السلام را اعلام كردند و از مردمان حاضر در آنجا به دست حضرت علی علیه السلام  بیعت گرفتند.[۲]

استناد به روایت غدیر خم :

این حدیث از طرق مختلف و متعددی روایت شده است به گونه ای که ان را در ردیف احادیث مشهور قرار داده است . علامه ابن حجر عسقلانی می گوید:وأما حديث «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلَيٌّ مَوْلاهُ» فقد أخرجه الترمذي والنسائي وهو كثير الطرق جداً، وقد استوعبها ابن عقده في كتاب مفرد، وكثير من أسانيدها صحاح وحسان[۳]حدیث «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلَيٌّ مَوْلاهُ» را ترمذی و نسائی بیان كرده‌اند، و با طرق مختلف، روایت شده است. ابن عقده در كتابی مستقل، همه طرق را جمع‌آوری كرده است. خیلی از اسانید این حدیث در رتبه «صحیح» و «حسن» قرار دارند .

ابن حجر هیثمی مكی نیز می گوید: وبيانه أنه حديث صحيح لا مرية فيه وقد أخرجه جماعة كالترمذي والنسائي وأحمد وطرقه كثيرة جداً ومن ثم رواه ستة عشر صحابياً، وفي رواية لأحمد: أنه سمعه من النبی صلی الله علیه وسلم ثلاثون صحابياً، وشهدوا به لعلي لـما نوزع أيام خلافه كم مر وسيأتي، وكثير من أسانيدها صحاح وحسان ولا التفات لـمن قدح في صحته ولا لـمن رده بان علياً كان باليمن لثبوت رجوعه منها وادراكه الحج مع النبي صلی الله علیه وسلم  وقول بعضهم: إن زيادة اللهم وال من والاه الخ موضوعة مردود فقط ورد ذلك من طرق صحح الذهبي كثيراً منها».

بدون تردید این حدیث، صحیح است. جماعتی از محدثین مانند ترمذی، نسائی و احمد (رحمهم الله) این حدیث را تخریج كرده‌اند. این حدیث اسانید بسیار دارد. شانزده صحابی، این حدیث را روایت كرده‌اند و مطابق با یک روایت مسند احمد سی صحابی، این حدیث را از رسول الله  صلی الله علیه وسلم شنیده‌اند. هنگامی كه در دوره خلافت علی ، با وی مخالفت شد، اصحاب به وسیله همین حدیث گواهی دادند. بسیاری از اسانیدش، به درجه «صحیح و حسن» رسیده‌اند. حرف شخصی كه بر صحت این حدیث، اعتراض كند یا با این گفتار كه در آن وقت علی  در یمن بود رد كند بی اعتبار است. چرا كه بازگشت حضرت علی  از یمن و شركتش همراه رسول الله   در حجة الوداع، به ثبوت رسیده است. حرف كسانی كه گفته‌اند«اللهم وال من والاه» بر حدیث اضافه‌ای است موضوع، پذیرفتنی نیست. برای اینكه این اضافه، با چندین سند، روایت شده است و امام ذهبی بیشتر سندها را صحیح قرار داده‌است[۴]. منابع مختلفی محرک و عوامل ایراد این خطبه را به سفر یمن و اختلافات پیش آمده با امام علی رضی الله عنه بر می گردانند . [۵]

ادامه خواندن امامت نزد شیعیان و جایگاه کسی که آن را قبول نداشته باشد

آشنائی با فرمانده: ابومصعب عبدالودود و سازمان القاعده در غرب اسلامی

آشنائی با فرمانده: ابومصعب عبدالودود و سازمان القاعده در غرب اسلامی

به قلم: مجاهد مهاجر

در میان اهل سنت اکثریت  کسانی که به سازمانهای جهادی ضد آمریکائی پیوسته اند و با اشغالگران به جهاد و نبرد برخاسته اند از تحصیلکردگان دانشگاه و به نحوی جدای از طبقه ی مُلاهای رسمی و حکومتی بوده اند یکی از این افراد شخصیتی الجزایری تبار به نام «عبدالمالک دروکدال» ملقب به «ابومصعب عبدالودود» می باشد که رهبریت «القاعده در مغرب اسلامی» را بر عهده داشت.

«دروکدال» (متولد ۲۰ آوریل ۱۹۷۰ در روستای «زیان» از توابع ولایت «البلیده» در شمال «الجزایر») در جریان تحصیل وی در دانشکده «فنی» دانشگاه «البلیده» در سال ۱۹۹۲ با تفکرات جهادی آشنا شد و بعد از پایان تحصیلات به مجاهدین مستقر در کوه ها پیوست.

در بیانیه مورخ ۱۳ سپتامبر ۲۰۰۶، «دروکدال» از ائتلاف رسمی جماعت «الدعوة و القتال» و تشکیلات «القاعده» خبر داد و خودش نیز با «اسامه بن لادن»  قت تشکیلات بیعت کرد. در بیانیه ۲۴ ژانویه ۲۰۰۷ اعلام کرد که در نتیجه ادغام این دو تشکیلات و پس از رایزنی با «بن لادن»، جماعت «الدعوة و القتال»، به تشکیلات «القاعده در کشورهای مغرب اسلامی» تغییر نام داد.

«دروکدال» طی مصاحبه ای با روزنامه «نیویورک تایمز» در ژوئیه ۲۰۰۸ بار دیگر، مسئولیت پیوستن جماعت «الدعوة و القتال» به تشکیلات «القاعده» را به صورت رسمی اعلام کرد.

تا زمانی که شیخ اسامه بن لادن زنده بود تمرکز القاعده تنها بر آمریکا و ناتو و مزدوران آن بود و از هر گونه درگیری داخلی با مسلمین دوری می کرد به همین دلیل  «القاعده در کشورهای مغرب اسلامی» بر کفار اشغالگر خارجی و مزدوران و منابع آنها تمرکز کرده بودند به همین دلیل:

  • حملاتی که در اکتبر ۲۰۰۶ با خودروهای بمب گذاری شده به دو پاسگاه پلیس در «درگانه» و «الرغایه» در حومه شرقی پایتخت «الجزایر» انجام دادند.
  • حمله به اتوبوس حامل کارکنان خارجی شرکت نفت الجزایری- آمریکایی «براون اند روت کوندور» در دسامبر ۲۰۰۶ و در نزدیکی «بوشاوی».
  • –          حمله به کاروان وابسته به شرکت روسی «استروی ترانسگاز» در مارس ۲۰۰۷، حملات هفتگانه با خودروهای بمب گذاری شده به زیرساخت های امنیتی در دو ولایت «بومرداس» و «تیزی وزو» در فوریه ۲۰۰۷٫

همچنین بر حملاتی که به کاخ حکومتی و دفتر واحد تحقیقات جنایی وابسته به پلیس پایتخت «الجزایر» انجام شد، نیز نظارت داشت. این حملات در آوریل ۲۰۰۷ صورت گرفت و طی انفجار با خودروهای بمب-گذاری شده، ۳۳ تن کشته و ۲۴۵ نفر مجروح گشتند.  

«القاعده در کشورهای مغرب اسلامی» مسئولیت حملات دسامبر ۲۰۰۷ به دفاتر سازمان ملل و ساختمان «دادگاه قانون اساسی» در «الجزایر» را بر عهده گرفت. «دروکدال» در آگوست ۲۰۰۸، بر انجام سه حمله  استشهادی نظارت داشت که در ولایت های «بومرداس»، «بویره» و «تیزی وزو» صورت گرفت.

القاعده دو گردشگر اتریشی که در سال ۲۰۰۸ در جنوب «تونس» را ربود، ۲ نماینده سازمان ملل که در دسامبر ۲۰۰۸ در شمال «نیجر» ربوده شدند و ۴ گردشگر اروپایی که در ژانویه ۲۰۰۹ در منطقه مرزی «مالی» و «نیجر» ربوده شدند.

در نوامبر ۲۰۱۲، تشکیلات «القاعده در کشورهای مغرب اسلامی»، جماعت «انصار الدین» و جنبش «التوحید و الجهاد» در غرب آفریقا با یکدیگر ائتلاف کردند. هیئتی متشکل از هر سه گروه، دفاتری در شمال «گائو» باز کردند و راهبرد مشترکشان مشخص شد.

امیر خان متقی سرپرست امور خارجه امارت اسلامی افغانستان: در مجالس بین المللی نیز وعده و اطمینان داده شده است که جهانیان از مخالفین نظام کنونی افغانستان حمایت نمی‌کنند

امیر خان متقی سرپرست امور خارجه امارت اسلامی افغانستان: در مجالس بین المللی نیز وعده و اطمینان داده شده است که جهانیان از مخالفین نظام کنونی افغانستان حمایت نمی‌کنند

به قلم: فضل احمد هراتی

در واکنش به سخنان شرم‌آور  دوستُم خائن در نشستی که با دیگر سران قومی داشت که اظهار داشت ما شهید و قربانی دادیم و افغانستان را به آمریکایی‌ها دادیم و آمریکائی ها با ۱۲ عسکر صاحب افغانستان شدند و ما بریشان زندانی گرفتیم و گوانتامو را پر کردیم و…. اما آنها در حق ما نامردی کردند….
مناصران امارت اسلامی در سایت رسانه ای امارت اسلامی نکته ی مهمی را اعلام کردند و گفتند:
شما رهبران فراری، افغانستان را مفت ندادید، معامله کردید میلیون میلیون دالر از سازمان سیا و حکومت آمریکا گرفتید
مردم را ساده فرض نکنید!

در این پاسخ، نکته ی بسیار مهمی نهفته است، نکته و مورد دیگر در سخنان اخیر مولوی امیر خان متفی نهفته است.

مولوی امیر خان متقی، سرپرست وزارت امور خارجه در نشست بزرگ علماء و متنفذین که در تالار لویه جرگه برگزار شده است، گفت:

*ضعف افغانستان به زیان همه است، در مجالس بین المللی نیز وعده و اطمینان داده شده است که جهانیان از مخالفین نظام کنونی افغانستان حمایت نمی‌کنند* .

عضو مجلس شورای اسلامی دارالاسلام ایران: تصور برخی از افراد که طالبان تروریست اند تصور خلاف واقعیت است!…فرصت‌هایی که برای تأمین منافع ما وجود دارد، نباید از دست برود.


عضو مجلس شورای اسلامی دارالاسلام ایران: تصور برخی از افراد که طالبان تروریست اند تصور خلاف واقعیت است!…فرصت‌هایی که برای تأمین منافع ما وجود دارد، نباید از دست برود.

سید محمود نبویان، عضو مجلس شورای اسلامی دارالاسلام ایران که اخیراً با هیأتی از مجلس نمایندگان این کشور به کابل سفر کرده بود، گفته است که تصور برخی از افراد که طالبان تروریست اند، تصور «خلاف واقعیت» است.

سید محمود نبویان گفت: امروز از لحاظ فرهنگی «تحولات زیادی» در طالبان ایجاد شده افزوده است و «امنیت شیعیان افغانستان تأمین شده است.»

او گفت: «در زمان اشرف غنی و به دستور امریکا، داعش گروه‌های مختلفی را در مرز ایران و افغانستان برای ایجاد ناامنی مستقر کرده بود؛ اما طالبان گروه داعش را در مرز ایران تارومار کردند.»
نبویان  به نقل از چند تن از علمای شیعه گفته است: «در دیدار ما تأکید آنان بر این بود که شیعیان امسال آزادانه مراسم عید غدیر را در افغانستان برگزار کردند، هم‌چنین امنیت خوبی برای برگزاری مراسم عزاداری ایام محرم در این کشور تأمین شده بود.»

نبویان تاکید کرد: « *فرصت‌هایی که برای تأمین منافع ما وجود دارد، نباید از دست برود. اگر ما فرصت‌ها را از دست دهیم، کشورهای دیگر از این فرصت‌ها بهره می‌برند. ما باید از ظرفیت همسایگان خود استفاده کنیم و هدف اصلی سفر هیئت پارلمانی جمهوری اسلامی ایران به افغانستان این مسئله بود* .»

دیدار رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران آیت الله خامنه ای با رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت ( ۱۴۰۲/۶/۸ )

دیدار رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران آیت الله خامنه ای با رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت ( ۱۴۰۲/۶/۸ )

رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران در دیدار رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت گفت:

  • این هفته مزیّن است به نام دو شهید بزرگوار، شهید رجایی و شهید باهنر.
  • نکته‌ مطرح شدن این دو نفر چیست؟ در جهت‌گیری آنهاست. جهت‌گیری این دو نفر شهید عزیز، جهتگیری انقلابی و الهی بود.
  • زندگی آنها درست منطبق بود با سرنوشت آنها. یعنی دنبال رضای الهی بودند، رضای الهی و کار برای مردم که این هم مشمول رضای الهی است، این مهم است پس. یعنی اسم رمز دولت‌های ما باید این باشد، کسب رضای الهی و کار برای مردم. اصلاً باید هدف را در این دو جمله خلاصه کنیم.
  • همهٔ اقدامات مثبت دولت که با این زحمت انجام می‌شود، تحت‌الشعاع مشکلات معیشتی مثل گرانی مسکن و اجاره‌بها قرار می‌گیرد و این حیف است.
  • عمدهٔ تحریم‌ها،‌ با هدف گروگان‌گرفتن معیشت مردم است؛ باید در کنار مذاکرات،‌ تحریم‌ها را خنثی کرد.
  • مهم‌ترین شاخص خنثی‌سازی تحریم‌ها، کاهش تورم است.
  • بنده در این سی و چند سال از همه‌ی دولتها با گرایشها و توانهای مختلف حمایت  حمایت کردم. دلیلش هم واضح است؛ چرا که شرایط کشور و اهدافی که ما برای خودمان ترسیم کردیم در جمهوری اسلامی اقتضاء میکند که همه به قوه‌ی مجریه که وسط میدان است، کمک کنند
  • رهبری کمک کند، مردم کمک کنند، روشنفکرها کمک کنند، نخبگان کمک کنند؛ قاعده‌اش این است؛ همه‌ی دولتها مستحق این کمک همه‌جانبه هستند. ما به همه‌ی دولتها کمک کردیم.
  • لکن در مورد این دولت علاوه‌ی بر کمک، بنده با نگاه به این دو ساله، تمجید هم می خواهم بکنم.
  • متأسفانه زبان دولت در بیان آنچه که انجام گرفته زبان رسایی نیست؛ اتفاقاتی که افتاده اتفاقات خوب،‌ به آن اندازه‌ای که شایسته و حقش هست به آن اندازه در نظر مردم و ذهن مردم منعکس نشده. بنده میخ واهم یک مقداری بگویم شاید کمک بشود به اینکه حقایق و واقعیت هایی که در مورد دولت هست برای آحاد مردم و افرادی که نظر و غرضی ندارند بیشتر آشکار بشود.
  • آنچه که من میخواهم تکیه کنم این است که تعداد قابل توجهی از شاخصهای اقتصاد کلان رشد را نشان می دهد، پیشرفت را نشان می دهد.
  • بعضی از دولتها طبیعتشان این است که فردا را قربان امروز میکنند این دولت نکرده این کار را. کارهای بزرگ و زیربنایی را انجام داده که اثرش ممکن است امروز ظاهر نشود به طور کامل اما بالاخره ظاهر خواهد شد
  • در دولت سیزدهم در بخش مدیریتی هم کارهای بسیار خوبی در دولت انجام گرفته است. یکی از آنها حضور در بین مردم و مواجهه‌ی مستقیم با مشکلات مردم است.  این بسیار کار مفیدی است.
  • از چند جهت مفید است. یکی‌ اینکه که شما اطلاعات دست اول پیدا می کنید. فواید دیگر هم دارد. ارتباط نزدیک و متواضعانه و صمیمی با مردم. این خیلی مهم است.
  • ما حق نداریم با مردم رفتار از جایگاه استعلاء و استکبار برخورد کنیم و حرف بزنیم. ما کسی نیستیم. آنچه که هست متعلق به مردم است.
  • اگر شأن شغلی و مقامی هم به ما داده شده اولاً مردم داده‌اند، ثانیاً داده شده برای اینکه به مردم خدمت بکنیم.
  • ساده‌زیستی و کاهش تشریفات در سلوک شخصی و حکومتی دولت به خصوص شخص آقای رئیس‌جمهور برای من چشم‌گیر است. روحیه‌ی جهادی در دولت نشان داده می شود.
  • به کارگیری جوانان در رده‌های گوناگون مدیریتی، این بسیار چیز مهمی است. چیز لازمی است و بحمداللّه در این دولت انجام گرفته است
  • در بخش سیاست خارجی. تحرک دولت تحرک بسیار خوبی است. این سیاستی که شما اتخاذ کردید که عبارت است از ارتباط با همسایگان، این بسیار سیاست خوبی است. این را باید دنبال کرد. ما باید با هیچ یک از همسایگانمان مناقشه نداشته باشیم.
  • هرچه مناقشه هست، تبدیل بشود به همکاری. این کاری است ممکن و یک مقداری هم انجام گرفته و بعد از این هم باید انجام بگیرد یا ارتباط با همه‌ی دولتهای در دنیا که مایل به ارتباط با ما هستند با یک استثنای محدودی که حالا مشخص است.
  • ما ارتباط با قاره‌های مختلف، آمریکای جنوبی، آفریقا، آسیا، شرق آسیا، همه جا، این سیاست ارتباط متعدد و متنوع با کشورهای مختلف، با خصوصیاتی که دارند از لحاظ سیاسی، از لحاظ اقلیمی، از لحاظ امکانات اقتصادی و غیره، فرهنگی، این کار درستی است.
  • عضویت در دو پیمان مهم بین‌المللی در فاصله‌ی کوتاه، موفقیت خیلی خوبی بود.
  • در مورد اقتصاد هم امسال ما شعاری که مطرح کردیم، دو بخش داشت. یکی مهار تورم، یکی رشد تولید.
  • مهمترین کاری که برای مهار تورم میشود انجام داد این است که ما تولید کشور را بتوانیم بالا ببریم.
  • چگونه میتوان تولید را رشد داد. دو نکته اینجا وجود دارد.
  • یکی اینکه ما حمایت کنیم، دوم اینکه موانع سر راه را برداریم. حمایت یعنی چه؟ یعنی حمایت قانونی اولاً، مقررات جوری باشد که تولید آسان بشود، برای تولیدکننده هم آسان بشود، هم باصرفه بشود. بعد حمایتهای مالی، مقداری که حالا بعهده‌ی دستگاه‌های دولتی است تأمین منابع ارزی و ریالی در آن حدی که جزو وظائف است و همچنین حمایتهای فرهنگی از تولید داخلی. حمایت فرهنگی از تولید داخلی یعنی اینکه ما تفهمیم کنیم به مردم که آنجایی که محصول داخلی وجود دارد باید مردم به سمت محصول داخلی بروند.
  • به جوسازی‌ها و حاشیه‌سازی‌ها اعتنا نکنید. کار خودتان را بکنید. گاهی شما یک تصمیمی گرفتید، تصمیم درستی است. یک عده خوششان نمی‌آید، جنجال می کنند.
  • اگر اقدامتان اقدام سنجیده‌ای است، اندیشیده‌ای است و روی فکر تصمیم‌گیری شده، اعتنا نکنید.
  • گاهی اوقات می خواهند یک اقدامی را تحمیل کنند بر دولت گروه‌های فشارند اینها. اینها را توجه نکنید. کار خودتان را با فکر انجام بدهید.

«نجدیت» آل سعود، عمیلِ دستگاه‌های استخباراتی طواغیت  

«نجدیت» رسمی آل سعود، عمیلِ دستگاه‌های استخباراتی طواغیت  

به قلم: ابوابراهیم هورامی

همه می دانیم که «نجدیت درباری» و رسمی همیشه توجیه گر دستورات و اعمال حکام و دربار بوده است چون در رژیم آل سعود نوعی سکولاریسم یا جدائی دستگاه حاکمیت از دستگاه مُلاهای مذهبی وجود دارد و هیئت کبار   علمای آن و مفتی های این هیئت نمادی از استفاده ی مذهب در اختیار سیاستهای حکام بوده است نه اینکه حاکمیت و سیاست در اختیار دین باشد. 

با این وجود به این خیزش جدید «نجدیت درباری» معاصر می پردازیم و در ابتدا با تأكيد بر “جامیون آل سعود” نگاهی مختصر به نشأت مداخله  می‌‌اندازیم. به جنگ دوم خلیج فارس رجوعی می‌کنیم. در سال ١٤١٦هجری قمری محمد امان الجامي که شخصی اتیوپیائی بود سیاست‌های دولت وقت آل سعود را طی فتواهای ناشرعی تایید می‌نمود؛ از جمله به ورود نیروهای آمریکای سکولار مهر تایید می‌زد و در همین راستا دولت آل سعود را یاری می‌داد.

پس از او و با معرفی شخصی دیگر بنام “ربیع بن هادی المدخلی” سیاست‌های آل سعود با ادبیاتی شبه اسلامی برای عوام و علما و طلبه های دینی تائید می‌شد؛ ربیع همان سیاست‌های استادش را با شدت بیشتری ادامه داد. او پا فراتر نهاد و تمام کسانی که حتی قلبا با طاغوت آل سعود همراهی نمی‌کرد؛ با لفظ مبتدع و خارجی مخاطبه می‌نمود.

 فرقه‌ی مدخلی مثل تمام نجدیت در درون خود کشمکش‌های زیادی را سپری می‌کنند. از یک طرف ” محمد سعید رسلان” و از طرف دیگر “محمد بن هادی المدخلی” و “عمر بازمول” قصد دارند پس از مردن ربیع المدخلی به رهبری این فرقه گمراه برسند. آنچه که عیان است این جریان نسل به نسل در خدمت به طواغیت متشددتر می‌شوند. و چیزی هم که بر غالب تحلیلگران آشکار است این است که استخبارات سعودی با چراغ سبز ربیع المدخلی قصد دارند که “محمد بن هادی المدخلی” که کل مخالفین عقیدتی‌شان را خوارج می‌خواند را به جانشینی ربیع برگزینند.

 جریان رئالیستی مداخله که خود را نیز رئالیست نشان می‌دهند؛ هر آن عملی را توجیه می‌کنند که مورد تایید ال سعود باشد. حتی این جماعت بودند که کفار سکولار به رهبری آمریکا را دوباره به شبه جزیره عربستان وارد کردند. آنان مناصران دولت  سکولار آمریکا و طاغوت آل سعود برای ادامه اشغالگری و چپاول در بلادالحرمین بودند در حالی که رسول الله فرموده است: لا يجتمع دينان في جزيرة العرب[موطاء] نبايد دو دين در جزيره  العرب ‌گردهم آيند. و در جائی دیگر فرموده است: أخرجوا المشركين من جزيرة العرب. سکولاریستها( احزاب/ مشرکین) را ازجزیرة العرب بیرون برانید.

حال باز مدخلی‌های عبدالطاغوت به میدان امدند و چون این احادیث را جلوی خود دیدند، به شروحی باطل بر این احادیث پرداختند، از جمله مقبل الوادعي. حتی فوزان که ارجاء در بند بند استخوانش رسوخ کرده است شیوه مدخلی‌ها را برای حاکم طاغوتش پیش گرفت. با وجود مخالفت فوزان با مداخله در برخی موارد، اما او نیز در خدمت به حکومت آل سعود دست راست نباشد، حداقل آن دست چپ این حکومت است.

 آیه قرآن فرموده است که کفار سکولار نجس هستند: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلَا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَٰذَا (توبه/۲۸) حال چنان شده که مداخله در برابر آیات و احادیث صریح به شروحی فاسد پرداختند تا کفر واضح دولت سعودی را بپوشانند و کفار سکولار را به جزیره العرب وارد کنند و در اختیار کفار سکولار در تهاجم به مسلمین قرار بگیرند.

آنان در جواب گفتند که سکولاریستها(مشرکین/ احزاب) به رهبری آمریکا را تحت امان و ذمه به جزیره العرب بازگرداندیم. گویا این سفهاء احلام از یاد برده اند که دولت سعودی مزدور و دست نشانده ی همین کفار سکولار و بر کفر است و دولتی اسلامی نیست و حق تعیین ذمه و امان را بالتبع ندارد. و احادیث و آثار اجازه این را نداده‌اند که پایگاه کفار سکولار (مشرک)برای عداوت بر مسلمین در سرزمین مسلمین ساخته شود و پای دشمنان قسم‌خورده مسلمین را به خاک اسلام بازگردانند.

اینجا خیانت نجدیت جدید درباری در قالب مدخلی‌ها جرقه‌اش زده شد.سپس آنان کفرهای بواح حکام سعودی را شرعی سازی می‌کردند تا مانع حرکت مسلمین بر ضد کفرهای بواح آنان شوند و هر عالمی هم در سعودی مخالفت می‌کرد بلافاصله زندانی و اعدام می‌شد.آنان جاسوسی از علماء ودعوتگران ضد طاغوت برای استخبارات ال سعود را حلال می‌دانند. همچنانکه ربیع المدخلی یکی از شیوخ مشهور در سعودی به نام “یحیی الحجوری” به جاسوسی و همکاری با استخبارات سعودی تحریض و دعوت می‌دهد.

تعیینات، انتصابات جدید مولوی هبه الله رهبر امارت اسلامی افغانستان

تعیینات، انتصابات جدید مولوی هبه الله رهبر امارت اسلامی افغانستان

بر اساس حکم مولوی هبه الله رهبر افغانستان تعیینات ذیل صورت گرفت:
۱. والی قبلی لوگر، مولوی عبدالعلی قدرت الله بحیث والی ولایت پروان.
۲. والی قبلی تخار، مولوی ضیاء الرحمن مدنی بحیث والی ولایت لوگر.
۳. والی قبلی پروان، مولوی عبیدالله امین زاده بحیث والی ولایت تخار.
‏۴. قومندان امنیه قبلی ولایت غور، سید محمد حنیف عباده، بحیث قومندان امنیه ولایت بامیان.
۵. قومندان امنیه قبلی ولایت بامیان صدیق الله شاهین بحیث قومندان امنیه ولایت غور.

۶. قومندان امنیه قبلی ولایت کاپیسا، مولوی ضیاء الحق بحیث قومندان امنیه ولایت تخار.
۷. والی قبلی ولایت کنر، حاجی محمد عثمان بحیث قومندان امنیه ولایت کاپیسا.
۸. قومندان امنیه قبلی ولایت جوزجان، ملا سراج الدین، بحیث قومندان امنیه ولایت فاریاب.
۹. رئیس قبلی شورای علمای ولایت کندز، شیخ صنیع الله فرهمند، بحیث رئیس محکمه نظامی زون کندز.
۱۰. سرپرست قبلی محکمه نظامی زون کندز شیخ عبدالوارث، بحیث رئیس محکمه نظامی زون بلخ تعیین شدند.
برای همه در کارهای آنان اخلاص و موفقیت را استدعا داریم.

شعار شام_الحبیـــــــــــــــــــــــــب و جنایت به سبک احزاب ۷گانه و ۸گانه در کابل افغانستان

شعار شام_الحبیـــــــــــــــــــــــــب و جنایت به سبک احزاب ۷گانه و ۸گانه در کابل افغانستان

به قلم: مجاهد مهاجر

همه ی مردم افغانستان خاطرات تلخ جنگ احزاب مختلف قبل از آمدن عمر سوم رحمه الله را به یاد دارند بخصوص مردم کابل.

در این جنگها گاه افراد یک محله طرفدار یک حزب بودند و افراد یک محلات دیگر از احزاب دیگر طرفداری و حمایت می کردند و گاه از میان یک فامیل و خانواده طرفداران چند حزب وجود داشت و زمانی که جنگ شروع می شد از هر کسی کشته می شد به ضرر مردم مسلمان منطقه بود.

مدتهاست که در شمال سوریه هم چنین جنگ و فتنه ای وجود دارد؛ عده ای از احزاب به نام اهل سنت در طرف آمریکا و ناتو قرار گرفته اند و حتی تانکها و نفربرهای ناتو و حکومت سکولار ترکیه در مناطق تحت حاکمیت آنها آزادانه حرکت می کنند و اعلام جنگ و صلح این گروهها مثل دارودسته ی جولانی و احرارالشام و ارتش آزاد و… در دست ترکیه و آمریکاست و جاسوسی اینها برای خاص و عام واضح و آشکار شده است چنانچه بارها شیخ ابومحمد مقدسی از حامیان سابق گروه جولانی به جاسوس بودن جولانی و دارودسته ی جولانی برای ترکیه گواهی داده است.

در این طرف هم حکومت بشار است و متحدین آن چون ایران و روسیه؛ اما نکته ی مهم این است که روستها و شهرها و مناطق تحت حاکمیت هر دو که هر چند وقت یکبار مورد حکملات راکتی و بمباران های هوائی قرار می گیرند همه از اهل سنت هستند.

به عنوان مثال بعد از چند مدت که دارودسته ی جولانی موفق به پرتاب چند راکت شده اند و طی آن دهها مسلمان بی گناه را به همراه چند سرباز بشار اسد کشته اند بدون ذکر تعداد کشته ها از مسلمین غیر مسلح و بی گناه با سر و صدای زیاد می گویند: الله اکبرالله اکبر ولله الحمد … نیروهای جنایتکار اسد با چند راکت مورد حمله قرار گرفتند و ۲ نفر از آنها کشته و چند نفر زخمی شدند و… اما نمی گویند بر اثر این راکت پراکنی های کورد چند نفر از مسلمین بی گناه را رد روستاها و مناطق مسکونی کشته اند!

از این طرف هم زمانی که بشار اسد و متحدینش مناطق آنها مورد حملات راکتی و هوائی قرار می دهند باز با سر و صدائی زیاد می گویند: انا لله و انا الیه راجعون … نیروی هوایی اشغالگر روسیه با موشک‌های ترموباریک اطراف روستای كفرلاتا وسرجة در جبل الاربعین در حومه جنوبی ادلب را بمباران کردند.

در اینجا هم هرگز نمی گویند چند نفر از نیروهای مسلح خودشان و یا از مسلمین عادی کشته شده اند که اینها در چنین حملاتی این مسلمین را سپر انسانی کرده اندو…

به هر حال چه این احزاب مختلف ادلب نشین در اطراف ادلب و حماه و غیره راکت پراکنی کنند و چه بشار اسد و متحدینش در هر حال از مسلمین اهل سنت کشته می شود ….

این است ثمره ی قتال الفتنه و جنگ فی سبیل آمریکا و ناتو و تجارت با خون و ناموس و مال اهل سنت و جماعت در خاک سوریه.

 تکرار فجایع کابل افغانستان اینبار در استان ادلب و حماه و شمال سوریه