۳– آمادگى به جهاد: مسلمان بايد بعد از اهل جماعت شدن و دادن اطاعت خود به رهبر جماعت و دارالاسلام همه امكانات را براى جهادش فراهم سازد، من جمله امكانات نظامى، مالى و جسمى همراه با ارتفاع معنويات و اطمينان كامل به نصرت الله ج و حسن توكل به وي و آمادگى كامل به شهادت در راه الله ج و تحمل هرنوع مشكلات اعم از گرمى، سردى، بى خوابى، پياده گردي، زخمى شدن، زندان رفتن وغيره.
الله ج مسلمانان را امر نموده تا هرنوع آمادگى خويش را براى سركوبى دشمن بگيرند. چنانچه مى فرمايد: وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ يَعْلَمُهُمْ : و هرآنچه در توان داريد از نيرو واسپهاى آماده بسيچ كنيد تا با آن دشمن الله جل جلاله و دشمن خود تان و دشمنان ديگرى را غير از آنان كه شما نمى شناسيدشان و الله آنانرا مى شناسد بترسانيد. الانفال:۶۰
تقاضاى اسلام حاكميت دين الله بر عالم است. بايد همۀ زمين به دارالاسلام مبدل گردد، بناءً به تربيه افراد و آماده كردن وسايل ضرورت است و این ضرورت تنها از کانال جماعت و دارالاسلام و دادن اطاعت به رهبر جماعت می شود.
در آيه فوق قوت به (الرمى: انداخت) تفسير شده است و همه انواع انداخت را دربر ميگيرد. از نيزه شروع تا مرمى تفنگ و گلوله توپ و راكت هاى قاره پيما و بم اتوم همه و همه را بايد مسلمان تهيه كند، همچنان از وسايل سوارى و اكمالاتى چون اسپ و قاطر (ومن رباط الخيل) الى موتر، تانگ، هليكوپتر، جيت، از زير دريايى ها گرفته تاقمرهاى مصنوعى وغيره وسايل نظامى زمينى، هوايى و بحرى همه را تهيه نماييم تا بتوانيم دشمن را بترسانيم (ترهبون به عدوالله وعدوكم). تا زمانى به اين هدف نايل نمى شويم وارهابى واقعى به حساب نمى آئيم كه از هرلحاظ بر دشمن فوقيت نداشته باشيم و در ميدان نظامى، سياسى، اقتصادي، فرهنگى و….نتنها به دشمن محتاج نبوده بلكه از آنان برتر باشيم، فابريكه هاى سلاح سازى تانگ، كشتى و طياره سازى. براى تداوى مجاهدين رشد وتكامل علم طب. براى تقويه بنيه مالى و اقتصادي رشد تجارت، صنعت، استخراج معادن. جهت برترى نظامى تربيه افراد مسلكى درهمه ابعاد نظامى وعسكرى تا بتوانند از وسايل ماهرانه عليه دشمن استفاده كنند. وغيره اموراتى كه ذكرش درين مختضر نمى گنجد، طبق فرموده الله جل جلاله درآيه فوق برهمه مسلمانان فرض است.
سعيد حوى مى فرمايد: تقاضاى آيه مباركه اين است كه هر مسلمان چه مرد باشد يا زن ويا طفل بايد بهترين جنگنده باشد به همين دليل به اطفال آموختن اسپ سوارى، آب بازى و تير اندازى سنت است. و براى زن در صورت تجاوز دشمن جائز است كه بدون اجازه شوهرش به جهاد برود، آيا چگونه جهاد كنند كه فنون و روش جنگى را نياموخته باشند؟
استفاده ابزاری غلاة شیعه از ابزار تقیه جهت تخریب تشیع
به قلم: خالد هورامی
معنی لغوی تقیه: عده ای گفته اند که : لفظ تقه به معنای نجات دادن است، بر وزن قضاه که قاعده آن در صرف مثل قضات است. در کل تقیه به معنای ترسیدن، نجات دادن و پرهیز کردن است.
الله متعال میفرماید: لَّا يَتَّخِذِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ٱلۡكَٰفِرِينَ أَوۡلِيَآءَ مِن دُونِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَۖ وَمَن يَفۡعَلۡ ذَٰلِكَ فَلَيۡسَ مِنَ ٱللَّهِ فِي شَيۡءٍ إِلَّآ أَن تَتَّقُواْ مِنۡهُمۡ تُقَىٰةٗۗ وَيُحَذِّرُكُمُ ٱللَّهُ نَفۡسَهُۥۗ وَإِلَى ٱللَّهِ ٱلۡمَصِيرُ (آلعمران/ ۲۸) «مؤمنان نباید کافران را به جای اهل ایمان، سرپرست و دوست بگیرند، و هر کس چنین کند در هیچ پیوند و رابطه ای با خدا نیست مگر آنکه از ایشان پرهیز کند، پرهیز کردنی و خدا شما را از [عذاب] خود بر حذر می دارد، و بازگشت [همه] به سوی خداست».
درست است گاهی انسان بخاطر هدفهای عالیتر، حفظ شرافت و کوبیدن باطل و بیان حق حاضر است از جان عزیز خود بگذرد، اما هیچ انسانی حاضر نیست بخاطر هدفهای اندک جان خود را بخطر بیاندازد. نکتهای که کاملا باید به آن توجه داشت این است که تقیه در همهجا یک حکم ندارد، بلکه گاهی واجب و گاهی حرام می باشد. وجوب تقیه در صورتی است که بدون فایدهای جان انسان بخطر بیفتد، اما در صورتی که تقیه موجب ترویج باطل و گمراه ساختن مردم و تقویت ظلم وستم گردد، حرام و ممنوع میباشد.[۱]
با توجه به داستان عمار بن یاسر رضی الله عنهما روشن است که تقیه در مواردی برای غیر معصوم جایز است. عمار هنگامي كه مشركان آزارش دادند و او مطابق با ميل آنان سخن گفت تا كه رهايش كنند، پس از رهائی نزد پيامبر رفت ايشان به وي فرمود: اگر دوباره آزارت دادند، باز هم چنين كن.
اما چرا برای معصوم تحت هيچ شرايطي تقيه جايز نيست؟ چون معصوم از طرف خودش سخن نمی گوید.همان گونه كه خداوند ميفرمايد: وَمَايَنطِقُ عَنِ ٱلۡهَوَىٰٓ * إِنۡ هُوَ إِلَّا وَحۡيٞ يُوحَىٰ [النجم: ۳-۴]. «و از روي خواهش «نفساني» سخن نميگويد، نيست آن مگر وحي كه بر او فرستاده شود».
پس كسي كه از طرف خود سخن نميگويد سخنانش وحي و حكم الهي محسوب ميشوند در این صورت اصلا امكان ندارد كه دروغ بگويد حتي در حال ضرورت. تجويز دروغ براي معصوم، حتي در حال ضرورت، به معناي تجويز دروغ براي خداوند متعال است . اين كه معصوم هيچ گاه دروغ نميگويد امري مسلّم و قطعي است و در آن هيچ ترديدي وجود ندارد.
بنابراين، كه هر كس كه امام علي و دیگران را معصوم ميداند و سپس بگويد كه: ايشان گاهي در حال تقيه دروغ ميگويد، تناقص گفته است، زيرا امكان ندارد كه معصوم دروغ بگويد حتي در حال تقيه و هر كسي كه در حال ضرورت از روي تقيه دروغ بگويد، امكان ندارد كه معصوم باشد.
عده ای با آنکه ائمه را معصوم می دانند اما زمانی که دیدند که سخنان آنها با رفتار اینها و تبلیغ اینها متفاوت است ، جهت کنار نهادن سخنان ائمه ی شیعه ی جعفری تقیه را در جای غیر مناسب آن و برای رهبرانی قرار دادند که از آن دور بودند . مجتهدین از آن دوری می کردند چه رسد به رهبرانی آنهم در چنان جایگاهی که برایشان متصور شده اند .
يكي از دلايل اين كه أئمه از كسي جز خداي يگانه نميترسيدند، بيباك، صريح و حق گو بودهاند، روایت خواتيم است كه كليني و ديگران روايتش كردهاند، در آن روایت آمده كه: هر امامي در ابتداي امامت خود، انگشتر مخصوص خود را گشوده و هنگامي باقر انگشترش را گشود در آن چنين يافت كه كتاب الله را تفسير كن و پدرت را تصديق نما و پسرت را وارث خود بگردان و امت را تربيت كن، حق خدا را به جا بياور و در حال خوف و امن حق را بگو و از كسي جز خدا نترس» و او نيز چنين كرد[۲].
اين روايت صرحتاً اشاره ميكند به اين كه ائمه در بیان حق و قانون شریعت الله تقيه نميكردند بلكه در حال خوف و امن حق را ميگفتند و از كسي جز خدا نميترسيدند.
ابن ميثم بحراني هم قائل به تقیه برای امام علی و سایر ائمه نیست به همین دلیل در مورد توصیف امام علی می گوید:«اين ستايشي كه امام علي در باره يكي از آن دو نفر- ابوبكر يا عمرگفته است، مخالف با اجماع ما بر تخطئهي ابوبكر و عمر و غصب خلافت توسط آنان، ميباشد، يا اين كه اين سخن از حضرت علي نيست و يا اين كه اجماع ما اشتباه است».
یعنی در اینجا تقیه ای وجود ندارد، و این سخن را از دو احتمال خالي نميداند، يا اين كه اين سخنان از امام علي نيست و يا اين اجماع همفکران او اشتباه است. علماي شيعه تصريح كردهاند كه در نسبت نهج البلاغه به امام علي هيچ شك و ترديدي وجود ندارد، بنابراين تنها احتمال دوم باقي ميماند و آن اين كه اجماع همفکران وی اشتباه است نه سخنان ائمه ی شیعه که با قرآن هماهنگ است .
در این صورت روشن است تقیه یکی از همان مواردی است که ریشه در ادبیات اسلامی دارد اما توسط غلات مورد سوء استفاده قرار گرفته است . زمانی که محققين و علماي برجسته ی شيعه ی جعفری یکی از دسایس و دروغهای غلات را فاش نموده و پیروان غلات به تناقض يا مشكلي برخورد میكنند میگويند: امام تقيه كردند يا بنابر مصلحت آن سخن را گفتند. يا توريه و مماشات كردند و…
ادامه دهندگان غلاتی چون ابوالخطاب و مغیره ابن سعید و… می خواهند جهت برجسته نمودن جایگاه و آراء خود و غیر قابل استناد و الگو ننمودن آراء و شخصیت امامان چنین نشان دهند که سخنان و رفتار امام در هالهای از تقيه و توريه و مصلحت و مماشات و… پيچيده و مسخ شده است و اين الگو را نمیتوان در چنين جوي تشخيص دادچه برسد به پيروي و تبعيت.
زمانی که الگوپذیری از ائمه را منتفی نمودند، جهت پنهان نمودن این شعبده بازی خود، سعی می کنند با دادن جنبه ما فوق بشري به ائمه،شخص مسلمان را در تبعیت از خود و الگو بر داری از هر چیزی غیر از ائمه سوق دهند .
يكي از عللي كه جوانان، رو به سوي دین سکولاریسم و مذاهب متعدد آن ویا الگو برداری از هنرپيشهها، هنرمندان و ورزشكاران کافر خارجي آوردهاند نيز دقيقا همين نكته است: آنها، مثل خود ما قابل درک و داراي گوشت و پوست و استخوانند. مثل ما هستند. انسانند… پس میشود آنها را الگو قرار داد براي همين در قرآن در رابطه با پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم آمده:قُلۡ إِنَّمَآ أَنَا۠ بَشَرٞمِّثۡلُكُمۡ (کهف/۱۱۰). «بگو من نيز بشري مانند شما هستم»
هدف دیگر غلات از کاربرد غلط تقیه، توجیه سازگار شدن خود با اهداف کفار آشکار و حکومتهای ظالم و کشاندن مردم به این مسیر خطرناک و در نهایت به انحطاط کشاندن یکی ازاهداف شیعیان علی در کفر به طاغوت، ولاء و براء و تلاش جهت بازگرداندن حکومت به سبک اسلامی آن است. این همان سناریوی است که ما هم اکنون در غلاتی که به تشیع صفوی یا انگلیسی شناخته شده اند مشاهده نموده ایم. تقيه در کاربدی که غلات از آن دارند یعنی دوگانگي و تضاد ميان قول و عمل كه در حد خود براي در هم كوبيدن مبادی نيك و خير در انسان كافيست.
سیره ی رسول الله صلی الله علیه وسلم به ما می گوید که این اسوه ی حسنه بدون داشتن قدرت حکومتی و با تحمل آنهمه اذیت و آزار به مدت ۱۳ سال بدون اتکاء به تقیه ی مورد نظر غلات، در میان مشرکین و بدترین مخلوقات لجباز الله، به دعوت توحید و انکار خدایان ، قوانین و سنتهای مورد پذیرش آنها پرداخت.
نکته ی بسیار عجیب و آشکاری که عقایدغلات (کفار پنهان داخلی) را نمایان تر می کند انتظاراتی است که آنها در قالب تقیه از امامان ارائه می دهند. دقيقا همان انتظاراتي که كفار از رسول الله صلی الله علیه وسلم داشتند چون: داشتن علم غيب، ارتباط با فرشتگان و ديدن آنها، ارائة معجزات عجيب و غريب، داشتن كتاب يا صحيفهای يكجا از جانب خداوند و…
اینجا هم آشکارا روشن است که غلات هیچ ربطی به اسلام و فرقه ی شیعه ی جعفری ندارند بلکه همان کفاری هستند که لباس عوض کرده اند و نبود یا ضعف قدرت اجرائی و حکومتی مسلمین به اینها میدان داده است تا همان چيزهايي که در خودشان است را به ديگران، نسبت دهند.
دارودسته ی جولانی و فرقه های اطراف ادلب کپی اربکی های افغانستان و صحوات عراق و مالی و سومالی و…!
به قلم: مجاهد مهاجر
این روزها که حکومت سکولار بشار اسد به اتحادیه عرب برگشته است و زمزمه های فروش فرقه های مختلف ادلب و اطراف آن به گوش می رسد و هر چند وقت یکبار یکی از فرماندهان القاعده نجدی اظواهری یا فرقه نجدی دوله و… در رسانه ها پخش می شود در حالی که همگی در سرزمینهای تحت حاکمیت جولانی (جاسوس ترکیه) هستند به سخنانی می رسیم که سالها قبل در مورد این فرقه های مختلف و رنگارنگ و جهاد فی سبیل ناتو اینها از کانال حکومت سکولار ترکیه گفته شده بود.
بارها و بارها گفته شده است که رهبران گروههای مسلح و متفرقی که در پناه ترکیه ،آمریکا ، آل سعود ، قطر و امارت در برابر نیروهای حکومتی سوریه قرار گرفته اند، مزدور و صحواتی هستند که با خون و مال و ناموس و دین مردم بازی و تجارت می کنند ؛ به همین دلیل مسلمین را از شر چنین دستگاهها و مافیاهای مخوفی برحذر داشته ایم . اما عده ای از مردم که قدرت تحلیل و دنبال گرفتن واقعیتها را ندارند، تا با چشم خود خیانت و مزدوری این احزاب خائن را نبینند باور نمی کنند .
هیچ مسلمانی شک ندارد که حکومت سکولار ترکیه علاوه بر آن که قانون شریعت الله را کنار نهاده است به صورت عملی عضو ارتش کفار ناتو می باشد و هر جا که لازم بوده (مثل افغانستان و لیبی و سوریه و عراق و … ) در خدمت کفار و بر علیه مسلمین جنگیده است ، در نتیجه حکم چنین حکومت سکولاری همچون همان کفاری است که در ارتش آنها عضو شده است .
این حکم حکومتهای سکولاری چون ترکیه درنزد اهل سنت است ، حالا با چه استدلالی گروههای متحد با القاعده ایمن الظواهری (نه القاعده اسامه بن لادن) فریب جوانکی جاسوس به نام جولانی را خورده و تحت پرچم ناتو و چنین حکومتی قرار گرفته اند؟ آیا همین حکومت متحد آمریکا و دیگر جنایتکاران عرب و غیر عرب بر علیه مسلمین نیست؟ مگر اسامه بن لادن آمریکا و ناتو و صهیونیسم جهانی را دشمن شماره یک مسلمین معرفی نکرده بود؟
حالا چه شده که با دوستان آمریکا و اسرائیل دوستی می شود و با ریش بلند و شمایل مجاهدین و لباس قندهاری و خون هزاران جوان نا آگاه و فریب خورده از منافع آمریکا و اسرائیل حمایت می شود؟
این یکی از ثمرات فرقه بازی و حزب بازی و تفرق است و باید منتظر باشیم که همچون اربکی های افغانستان چه وقت این اربکی های سوریه نیز توسط اربابانشان رها شده و به فروش می رسند؟
بعد ازشکست آمریکا درویتنام یک هلیکوپتر بر پشت بام سفارت آمریکا برای فراری دادن اعضای سفارت نشست وقتی آخرین عضو آمریکایی ازنردبان گذشت نردبان روهمراه با وطن فروشان وخائنان ویتنامی، به سمت مردم خشمگین هل داد. آمریکا این است، دارودسته ی جولانی و ملا فتاحی هم منتظرهمچین روزی باشید.
آیا جمع چند نفره ی ملا فتاحی که چندین سال است در هیچ جبهه ای شرکت نکرده و عملاً به دستور ارباب بزرگشان ناتو (از کانال حکومت سکولار ترکیه) راکد شده اند هنوز در توهم جهاد و رباط به سر می برد و نمی خواهد از مستی و توهم این شعارهای دلخوشکنک بیرون بیاید؟
آیا عده ای مجازی نمی خواهند دست از این توهمات در مورد جهاد در شام بردارند؟ مگر خیال کرده اند اهل دعوت و جهاد فرق بین جهاد فی سبیل الله و قتال الفتنه و قتال فی سبیل ناتو فریب این مجازی ها را نمی دانند؟
سرلشکر سلامی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی: فروپاشی آمریکا و اسرائیل را شاهدیم، اتفاقات بزرگی در راه است
سرلشکر سلامی گفت :
غرب بهتازگی درک کرده که سیستمها باعث پیروزی در جنگها نمیشوند بلکه این انسانها هستند که میتوانند سرنوشت هر جنگ را رقم بزنند.
آمریکاییها دیگر تمایلی به حمایت از صهیونیستها ندارند. دیگر کسی به فلسطین اشغالی سفر نمیکند و مقامات صهیونیستی هم راه به خاک آمریکا ندارند.
صهیونیستهایی که چند ماه قبل به رجزخوانی افتاده بودند، اکنون خیره ماندهاند زیرا هر روز بیش از ۳۰ عملیات مسلحانه در سرزمینهای اشغالی صورت میگیرد.
آنها میخواستند سوریه را به آشوب بکشند اما بشار ماند، دوباره به اتحادیه عرب بازگشت و اکنون صهیونیستها خودشان دم از فروپاشی میزنند. اتفاقات بزرگی در راه است.
امرت اسلامی افغانستان: ما آموزش دختران و زنان را “حرام” نخواندهایم
کفار به صورت عام و دارودسته ی منافقین داخلی هم به صورت خاص تبلیغ می کنند که امارت اسلامی افغانستان درس خواندن دختران را حرام کرده و….اما واقعیت چی هست؟
مولوی امیرخان متقی [حفظه الله تعالی] سرپرست وزارت خارجه امارت اسلامی در حاشیه همایشی در اندیشکده مطالعات راهبردی اسلامآباد، حرام خواندن و ممنوعیت دائم آموزش و تحصیل دختران و زنان را از سوی امارت اسلامی رد کرد. وی گفت:
ما هیچگاه نگفتهایم که آموزش زنان حرام است، ما هیچگاه این حرف را نزدهایم که آموزش زنان ابداً ممنوع است، بلکه گفته شده که تا امر ثانی این (موضوع) معطل خواهد بود.
اولین قطار از دارالاسلام ایران وارد دارالاسلام افغنستان شد
اولین قطار از دارالاسلام ایران به عنوان مرحله آزمایشی وارد ایستگاه روزنیک در ولایت هرات شد و مرحله دائمی آن متعاقباً ان شاء الله تعقیب خواهد شد و توسعه شبکه ریلی که از ولایات مختلف افغانستان می گذرد نقش مهمی در راه اندازی آن خواهد داشت. اتصال منطقه ای برای تامین مالی این پروژه بزرگ ملی در نظر گرفته شده است.
بیعت یک گروه بزرگ جهادی دیگر از وزیرستان شمالی به تحریک طالبان پاکستان بر هجرت و جهاد و حملات چند جانبه به ارتش مزدوران سکولار پاکستان
روز گذشته گروه معروف جهادی آریانا شهید اهل تحصیل میرعلی از ولایت بنوں وزیرستان شمالی به فرمانده ای محترم کمانڈر یاسر داوڑ [حفظہ اللہ] به امیر تحریک طالبان پاکستان محترم مفتی ابومنصور عاصم نور ولی محسود [حفظہ اللہ] به هجرت و جهاد بیعت کردند و عزم خود را اعلام کرد که تمام قوانین تحریک طالبان پاکستان که مطابق با شریعت خواهد بود، ما در پرتو مطهره آن را کاملا رعایت خواهیم کرد. ان شاء الله محترم یاسر داوڑ مدت هاست که به فعالیت های جهادی خود در وزیرستان شمالی و اطراف آن ادامه می دهد. به همین مناسبت از همه گروههای جهادی فعال در سراسر پاکستان دعوت میکنیم تا در کنار یک رهبر و جماعت واحد به جهاد خود ادامه دهند تا ثمره این جهاد مقدس را هر چه زودتر ببینیم. ان شاء الله
حمله لیزری تحریک طالبان پاکستان در «آژانس خیبر» شب گذشته در «ولایت کوہات»، «آژانس کرم» در منطقه «پارہ چنار» در علاقہ «تری منگل» بر ایست بازرسی «سید کرم» مجاهدین تحریک طالبان پاکستان حمله لیزری کردند و دو نیروی فوج را هلاک کردند.
حمله تحریک طالبان پاکستان بر سنگر پلیس در «پشاور»شب گذشته در «ولایت پشاور» منطقه «بڈبیرہ» مجاهدین تحریک طالبان پاکستان در واقع «متنو» بر ایست بازرسی «ثمر آباد» با نارنجک و سلاح لیزری حمله کردند که در آن اطلاعات نقصان جانی و مالی وجود دارد.
حمله تعارضی تحریک طالبان پاکستان در «آژانس خیبر» شب گذشته در «ولایت مالاکنڈ»، «آژانس باجوڑ» در منطقه «ناواگئ» علاقہ «چارمنگ» در پایگاه ایستگاه ماشین مجاهدین تحریک طالبان پاکستان حمله تعارضی حملہ کردند که تا یک ساعت جاری ماند الحمدللہ۔ در این عملیات امکان قوی نقصان جانی و مالی فوج وجود دارد. ولله الحمد والمنه
انقلاب و مبارزات مسلحانه ی مجاهدین محض خشونت نیست ، بلکه تنها راه خلاصی از خشونت افسارگسیخته ی جاهلیت است
—– ابوحمزه المهاجر هورامی
بسم الله و الصلواه و السلام علی رسول الله صلی الله علیه وسلم اما بعد :
السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
در جنگ روانی موجودی که علیه آزادیخواهان و مجاهدین مسلح فرقه ی ناجیه در سرزمینهای تحت اشغال سکولاریستهای خارجی و مرتدین محلی صورت می پذیرد ، همیشه یکی از شبهات و ادعاهای دروغینی که از جانب رسانه های اشغالگران و از بلندگوی دین فروشان محلی مطرح شده ، این بوده است که انقلاب به شیوه ی مسلحانه و در کل قیام مسلحانه بر علیه حملات مسلحانه ی اشغالگران و نوکران محلی اشان خشونت ، تندروی و رادیکالیسم است ؛ و در برابر ، با یک ژست مدنی گرفتن چنین به سم پراکنی مشغول می شوند که ، نباید در برابر اسلحه ی اشغالگران و حکومت فعلی دست نشانده دست به خشونت و اسلحه برد، باید مسالمت آمیز خواستها را دنبال کرد، باید نافرمانی مدنی کرد و غیره. حتی اگر در این راه ، همچون وضع گذشته و فعلی مصر ، هزاران نفر قتل و عام و اسیر و شکنجه و تبعید گردند !!!
این دامی است که شیاطین گمراه و گمراه گر جهت مبارزه با خواسته های برحق مردمان ستمدیده همیشه گفته اند، همه جای دنیا ضد انقلابیون یکی از عرصه های حمله شان به صف مردم در حال رهائی و آزادی همین بوده و در سرزمینهای مسلمان نشین هم همیشه این گفته ها وجود داشته و امروز هم مشخصا در دل یک انقلاب و دفاع جاری در برابر سکولاریستهای اشغالگر خارجی و مرتدین محلی باز دوباره می بینیم همین تبلیغات مسموم سکولاریستها و موعظه های فریبنده ی دین فروشان دارد انجام می شود.
در این وقت اندکی که ما در اختیار داریم این مسئله را در دو بعد مورد بررسی قرار می دهیم :
اول اینکه : همین صورت ظاهر ادعاهای یاد شده را گرفت و روشن نمود که آیا تغییر و تحول و انقلابی که مورد نظر اسلام و مجاهدین مسلح فرقه ی ناجیه است ، برابر با خشونت است ؛ یا خشونت بر آنان تحمیل می شود ؟ و زمانی که می گویند انقلاب و دفاع در برابر اشغالگران خارجی سکولار و مرتدین محلی خشونت است معنی خشونت چیست ؟
و دوم اینکه : روشن کنیم که آیا به خاطر صلح طلبی ، آشتی گرائی ، انسان دوستی و ضدیت با پدیده ی خشونت است که این حملات تبلیغی وسیع را به راه انداخته اند ، و واقعا خشونت گریزی باعث شده است که اینها در برابر مبارزات مسلحانه و دفاع مشروع انقلابی مردمان تحت ستم بایستند و یا مسئله چیز دیگری است ؟
با ذکر یک نکته ، که می توان تا حد زیادی آنرا توضیح واضحات دانست ، به روشن نمودن مسئله می پردازیم ؛ فرض کنید یک قاتلی، آدمکشی، یک دزد و سارقی به خانه شما حمله کرده و شما و خانواده اتان را تحت انواع حرکات خشونت آمیز قرار داده ؛ می کشد، میزند، شکنجه می کند، دختر و خواهر و مادر شما را مورد اذیت و آزار قرار داده و اموالتان را به سرقت می برد و…. حالا در چنین وضعی اگر شما در برابر چنین قاتل ، متجاوز و سارقی دست به اسلحه ای ببرید، با چوبی ، تفنگی یا مشت و لگدی به او حمله کنید، آن وقت آیا به کسی حق می دهید که بگوید آی خشونت متقابل شد، خشونت محکوم است و شما نباید دست به خشونت بزنید؟!
سکولاریستهای جهانی و مرتدین سکولار محلی و موعظه گران دین فروش گمراه گری که در چنین موقعیتی خشونت متقابل را محکوم می کنند در واقع شریک دزدند و نه رفیق قافله. عملا در کنار آن کسی هستند که دارد می زند و می کشد و چپاول و هتک حرمت می کند . در مورد انقلاب و در برابر سکولاریستهای اشغالگر ی چو ن آمریکا ، اتحادیه اروپا ( ناتو ) روسیه و چین و تمام حکومتهای جیره خوارشان هم دقیقا قاعده همینطور هست.
اشغالگرانی که به همراه دست نشاندگان محلی اشان از هیچ جنایتی در حق مردم مسلمان ما دریغ نکرده، از قتل عامهای دست جمعی به وسیله ی موشکها و هواپیماهای بدون سرنشین تا تحریمهای غذائی و داروئی و مرگ و میر میلیونها کودک و انسان بی گناه مسلمان تا اعدامهای صدها هزار نفره تا شکنجه تا تجاوز در زندانها ، به گلوله بستن مردم در خیابانها، سر به نیست کردن جوانها، تجاوز به دختر و پسر و در گلو خفه کردن هر فریاد آزادی خواهی و انسانی. این اشغالگران سکولار خارجی به همراه حکومتهای دست نشانده و مرتد محلی هر جنایت و توحشی را که در تصور می گنجید علیه مردم به کار گرفته اند و امروز در برابر مردمی که بلند شده اند برای اینکه دقیقا در برابر این ماشین جنایت بگویند ما این را نمی خواهیم، بلند شده اند تا این ماشین جنایت را در هم بکوبند و کنار بزنند، یک عده با ژستی مترقیانه و در قالبی سکولاریستی و یا ظاهری مذهبی ، تبلیغ و موعظه می کنند که خشونت نکنید! خشونت چیز بدی است !
پیروی کردن از قانون شریعت و بکار گیری اسلحه و انقلاب در برابر اشغالگران و نوکران محلی شان خشونت نیست ، بلکه تنها راه خلاصی از خشونت است. و این خشونت حاکم توسط سکولاریستهای خارجی و مرتدین سکولار محلی تنها در کشتارها ، اعدامها و شکنجه ها خود را نشان نمی دهد. شما زیر پا نهادن قانون شریعت ، فقر فزاینده ، فحشاء و ناامنی را در نظر بگیرید، جوانانی که به اعتیاد کشیده می شوند، دختران جوانی که به فحشا و تن فروشی کشیده می شوند، مواد مخدر، سرقت و دزدی، انواع بیماریهای روانی و جنسی ، افسردگیها ، تاراج منابع و ثروتهای مردم مسلمان ، ذلیلی و دیکتاتوری سکولاریستی حاکم بر مردم و… اینها همه گوشه هایی از جنایتهای این سکولاریستهای اشغالگر خارجی و حکومتهای مرتد محلی است و هر روزی که از عمر این حکومتهای منحوس می گذرد، بر دامنه این فجایع افزوده می شود.
مردمان ستمدیده قیام کرده و تصمیم گرفته اند که به هر طریقی که می توانند خود را از شر این خشونت بی سابقه ای که اشغالگران و نوچه هایشان بر آنان تحمیل نموده اند خلاص کنند ، در نتیجه دست زدن به اسلحه و زور در برابر اسلحه و زور چنین نظام و سیستمی اجتناب ناپذیر است. این اشغالگران و نوچه هایشان نه با زبان خوش اجازه می دهند که قانون شریعت الله پیاده شده و سرزمینهای ما را ترک کرده و کنار می روند، نه با موعظه، نه با قانون و قانونیت نه با نافرمانی مدنی و نه با رای و انتخابات پارلمانی . این را تاریخ ملل از هزاران سال پیش ثابت نموده و خود مان نیز بیشتر از صد سال است که دیده ایم و روشهای مختلفی را آزموده ایم . این اشغالگران سکولار و نوچه هایش را که با زور اسلحه خود را بر ما تحمیل نموده اند تنها با زور می توان پایین کشید و جامعه حق دارد و محق است و تنها راهش این است که با تمام قدرت علیه این بیماری واگیر مسلح شده و دست به حمله ی متقابل و دفاع مشروع بزند .