القاعدة الجهاد و «جبهه ی جهانی اسلامی برضد سکولاریسم» در جنگ تحمیلی رمضان۱۴۴۷ق/۱۴۰۴ش کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی و مرتدین سکولار داخلی بر علیه دارالاسلام ایران، در جبهه ی دارالاسلام ایران ایستاده است

در جنگ تحمیلی رمضان۱۴۴۷ق/۱۴۰۴ش «جبهه» ی کفار محارب سکولار و اشغالگر آمریکائی – صهیونی و مرتدین سکولار داخلی بر علیه دارالاسلام ایران، در «جبهه» ی دارالاسلام ایران ایستاده ایم

بسم الله و الحمد لله      

اما بعد: السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

الله تعالی می فرماید: إنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنْيَانٌ مَّرْصُوصٌ (صف/۲-۴)، خطاب به تمام مومنین «اهل سنت و اهل جماعت»ی که دوست دارند الله آنها را دوست داشته باشد اعلام می شود:

هم اکنون که کفار سکولار و محارب آمریکائی «سرافعی»، به همراه کفار محارب سکولار و جنایتکار صهیونیستی و شرکای سکولار غربی آنها و مرتدین سکولار داخلی به دارالاسلام ایران یورش آورده اند، بر اساس «اجماع» تمام مومنین در طول قرون گذشته و حال مبنی بر «فرض عین» شدن جهاد در حمایت از دارالاسلام در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی، «جبهه ی جهانی اسلامی بر ضد سکولاریسم» به همراه «القاعدة الجهاد(بنیان جهاد) ضد سکولاریسم» و تمام هم مسیران منهجی سید قطب و الشیخ اسامه بن لادن (تقبلهما الله) و علامه کریکار (فک الله اسره) و سایر هم مسیران منهج صحیح اهل سنت و جماعت، جهاد مالی، جانی و زبانی خود را در جبهه ی دارالاسلام ایران بر علیه جبهه ی کفار سکولارِ محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولارِ داخلی تعریف می کنیم.

مومنین به صورت عام، و اهل دعوت و جهاد به صورت خاص باید بدانند:

  • همچنانکه الله تعالی امر می کند: وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ (توبه/۳۶) با همه سکولاریستها(ی محارب) بجنگید همان گونه که آنان همه شان با شما می‌جنگند، و بدانید که الله با پرهیزگاران است.‏
  • و هم اکنون که دو جبهه ی مشخصِ جبهه ی «کفر»، به پرچمداری کفار سکولار(مشرک)، و جبهه ی«اسلام»، به پرچمداری دارالاسلام ایران در برابر هم قرار گرفته اند
  • و در این دو جبهه ی کاملاً مشخص: الَّذِینَ آمَنُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ ‏(نساء/۷۶) کسانی که ایمان آورده‌اند، در راه الله می‌جنگند، و کسانی که کفرپیشه‌اند، در راه طاغوت می‌جنگند

 در اطاعت از این دستور صریح و آشکار الله و «اجماع» امت اسلامی، و در واکنش شرعی نشان دادنِ در برابر این تهاجم و «منکرِ» بزرگِ تولید شده توسط کفار سکولارِ محاربِ خارجی و داخلی، در میان مدعیان اسلام و ایمان، تماشاچی و نظاره گر شدن به هر بهانه ای، ویژگی و صفت بارز و آشکار دارودسته ی منافقین و سکولار زده هاست که شخص مدعی ایمان را از صف مومنین خارج کرده و وارد گروه منافقین می کند.

برادران و خواهران اهل دعوت و جهاد، درهای جهاد با سکولاریستها در هر سه بخش «جَاهِدُوا الْمُشْرِكِينَ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَأَلْسِنَتِكُمْ»[۱] باز شده است؛ در این میدان جهاد که صفِ مومنین و دروغگویانِ مدعیِ ایمان را مشخص می کند، و در برابر تمام شبهات و غوغاسلاری کفار سکولار و گروه منافقین، این قاعده و اصل را در نظر بگیرید که الله تعالی می فرماید: فَقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللّهِ لاَ تُکَلَّفُ إِلاَّ نَفْسَکَ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَسَى اللّهُ أَن یَکُفَّ بَأْسَ الَّذِینَ کَفَرُواْ وَاللّهُ أَشَدُّ بَأْساً وَأَشَدُّ تَنکِیلاً ‏ (نساء/ ۸۴) در راه الله بجنگ (حتی اگر هم تنها باشی) تو جز مسؤول (اعمال) خود نیستی. و مؤمنان را (هم به جنگ دعوت و) تشویق و تحریک کن، تا این که الله قدرت‌کافران را باز گیرد و قدرت الله بیشتر و مجازات او سخت‌تر است .‏

بر این اساس:

  1. جهت حفظ «وحدت فرماندهی» و «وحدت دستور»، تمام فعالیتهای جهادی ما زیر پرچم واحد فرماندهان دارالاسلام صورت می گیرد
  2. در حالت ضرورت و اضطرار، و در موقعیتهای خاص دفاع مشروع با شرایط تعریف شده و خاص آن، و به میزان قدرتی که دارالاسلام در این شرایط بین شهروندان خود توزیع کرده است، عملیات در هر سطحی بر علیه کفار محارب اشغالگر خارجی و احزاب سکولار و مرتد مسلح موجود در این «جبهه»، بر اساس سنت حسنه ی «ابوبصیر الکُردی رضی الله عنه» صورت می گیرد.

در انجام این «فرض عین»، نیازی به فتوای هیچ بنده ای نیست، هر جا آمریکائی ها و صهیونیستها و شرکای آنها و احزاب سکولار و مرتد مسلح داخلی همسوِ با این کفارِ محاربِ سکولار و اشغالگر خارجی را دیدید، آنها را تا سطح «عملیات استشهادی گرگهای تنها» مورد حمله قرار دهید.

هرگز فراموش نکنید که «ما برای خودمان جهاد می کنیم»، پس اجازه ندهید شیطان و یارانش، در انجام این «فرض عین»، در ایمان و اراده ی جهادی شما شک و تردیدی به وجود بیاورند.

فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ ‏

وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ

اللَّهُمَّ مُنْزِلَ الْكِتَابِ، سَرِيعَ الْحِسَابِ، مُجْرِيَ السَّحَابِ، هَازِمَ الأَحْزَابِ، اهْزِمْ سکولاریین وَمَن حالَفَهُمْ مِنَ الْمُرتَدین. اللَّهُمَّ دَمِرهُمْ وَزَلْزِلْهُمْ. اللَّهُمَّ أَنْتَ عَضُدُنَا وَنَصِيرُنَا، بِكَ نَحُولُ، وَبِكَ نَصُولُ، وَبِكَ نُقَاتِلُ.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

برادرتان: ابوحمزه المهاجر هورامی

یک شنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ش/ ۱۲ رمضان۱۴۴۷ق

دانلود بیانیه ی صوتی الشیخ المجاهد ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله :


[۱]  رواه أبوداود۲۵۰۴ – والنسائی ۳۰۹۶- وابن حبان في صحيحه ۱۶۱۸- و الحاکم ۲/۸۱ والدارمی ۲/۲۱۳ / با مشرکان (= سکولاریستها = احزاب) جهاد کنید به وسیله ی اموالتان و جان ها و زبان هایتان

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۸)

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۸)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

بیایید این دلایل را که روس‌ها برای توضیح شکست‌هایشان به کار می‌برند، به یاد بیاوریم:

“… نیروها (روسی) یکدیگر را نمی‌شناختند؛ آنها در رزمایش‌های مشترک شرکت نمی‌کردند؛ آنها در طول نبرد با یکدیگر ارتباط برقرار نمی‌کردند؛ آنها نتوانستند درس‌های جنگ جهانی دوم را بیاموزند و در نبردهای خیابانی (علیرغم تجربیات گذشته) شکست خوردند.”

نویسنده مقاله عربی سپس کاستی‌های دیگر فرماندهی روسیه را فهرست می‌کند: “هیچ ستاد فرماندهی واحدی وجود نداشت (؟)”.

در این رابطه، یک چیز را می‌توان با قطعیت گفت: نیروهای روسی فقط از ژوئن تا اکتبر ۱۹۴۱، از اولین روزهای جنگ تا لحظه‌ای که سربازان آلمانی به مسکو نزدیک شدند، فاقد یک ستاد فرماندهی واحد بودند.

در این دوره، یک ستاد فرماندهی واحد مانند تاج طلایی بر سر الاغ به نظر می‌رسید. زیرا سربازان شوروی وحشت‌زده عقب‌نشینی می‌کردند، اما اکثر آنها به طور دسته جمعی تسلیم آلمانی‌ها شدند و در طول سه ماه جنگ، ۴.۵ میلیون سرباز شوروی اسیر شدند. به طور کلی، در روسیه غیرمعمول است که یک ژنرال روسی به کسی گزارش ندهد و از یک مرکز واحد دستورالعمل دریافت نکند.

در مورد ما، سپهبد A. Kvashnin به فرماندهی “گروه مشترک نیروهای فدرال در جمهوری چچن” منصوب شد. ستاد عملیات توسط سپهبد L. Shevtsov رهبری می‌شد. این حمله توسط یک گروه ویژه به رهبری وزیر دفاع روسیه، ژنرال ارتش P. Grachev، مستقر در یک پست فرماندهی راه آهن در Mozdok رهبری شد.

بهانه دیگر: “شرکت‌کنندگان در نبرد نقشه‌های دقیقی از گروزنی نداشتند.” این ممکن است به عنوان یک ضمیمه ضعیف به مجموعه دلایل کلی ارائه شده باشد. اما غیرممکن است که ژنرال‌های روسی کارت‌ها را به زیردستان خود ندهند و ماموریت‌ها و اهداف خود را به طور کامل توضیح ندهند. ژنرال‌های روسی را می‌توان به هر چیزی متهم کرد، اما نه به چنین رفتار بی‌ملاحظه‌ای هنگام برنامه‌ریزی یک عملیات بزرگ با چنین تعداد زیادی از نیروها و تجهیزات.

بهانه بعدی: “هیچ رونوشتی از ارتباطات وجود نداشت.” این گفته به ویژه با توجه به این نکته جالب است که جنگجویان چچنی هیچ رمزگذاری نداشتند. اطلاعات و دستورالعمل‌ها به صورت متن ساده منتقل می‌شدند. به هیچ وجه نمی‌توانست غیر از این باشد، زیرا هرگونه رمزگذاری، کسانی را که قبلاً هرگز در نبردی شرکت نکرده بودند و هرگز رادیو ندیده بودند، گیج می‌کرد.

فجر آزادی در قلب قفقاز  و طنین تکبیر در کوه‌های «تسی–لوام»

 فجر آزادی در قلب قفقاز  و طنین تکبیر در کوه‌های «تسی–لوام»

به قلم: صلاح الدین مجاهد

قرن‌هاست که کوه‌های سرافراز قفقاز، شاهد ایستادگی مردانی است که زنجیرهای اسارت را برنتافتند. امروز، وزش نسیم آزادی از سرزمین «اینگوشیا»، بار دیگر مژده‌دهنده پایانی نزدیک بر دوران طولانی اشغال و استبداد است. قیام «ارتش آزادی‌بخش اینگوش»، تنها یک حرکت نظامی نیست؛ بلکه برخاستن دوباره ایمان در برابر کفر و عدل در برابر ظلم است.

گسیل داشتن گردان‌های زرهی روسیه به سمت کوه‌های استراتژیک «تسی–لوام»، نشان از قدرت تسلیحات آن‌ها نیست، بلکه گواهی بر لرزه‌ای است که بر اندام اشغالگران افتاده است. وقتی ندای حق از «رادیو صوت القوقاز» طنین‌انداز می‌شود، لشکریان کفر درمی‌یابند که نه تانک‌های زرهی و نه دیوارهای آهنین، توان مقابله با اراده ملتی را ندارند که شهادت را راه رسیدن به عزت می‌داند.

ای برادران با ایمان در قفقاز، بدانید که چشم‌های امت اسلامی به سوی شماست. قیام شما در برابر ظلمی که قرن‌ها بر این سرزمین سایه افکنده، مصداق بارز در هم شکستن هیبت پوشالی قدرت‌های سکولاری است که گمان می‌کردند ایمان مردم را با آهن و آتش از بین برده‌اند. امروز کوه‌های قفقاز بار دیگر به پناهگاهی تسخیرناپذیر برای مجاهدانی تبدیل شده است که وعده الهی را باور دارند.

نبرد در کوهستان‌های «تسی–لوام»، آغاز فصلی جدید است؛ فصلی که در آن «صوت القوقاز» نه تنها یک رسانه، بلکه فریاد فروخفته مظلومانی است که اکنون زمان برخاستن‌شان فرا رسیده است. اشغالگران بدانند که قفقاز، گورستان متجاوزان سکولار خارجی و مرتدین سکولار داخلی خواهد بود و آفتاب آزادی، از پشت قله‌های رفیع اینگوشیا، به زودی تمام سرزمین‌های اسلامی را گرم خواهد کرد.

عزت از آن الله، رسول او و مؤمنانی است که در راه حق استوار می‌مانند.

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۷)

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۷)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

هم در آن زمان و هم امروز، بیش از ۲۰ سال بعد، منابع روسی سعی می‌کنند تعداد سربازان و خودروهای زرهی خود را که برای حمله به گروزنی اعزام شده‌اند، کمتر از حد واقعی اعلام کنند. و بر این اساس، تعداد چچنی‌هایی را که از شهر دفاع می‌کنند، به میزان زیادی افزایش دهند. این قابل درک است؛ روس‌ها نمی‌توانستند برای تأیید رسوایی خود به ارقام واقعی استناد کنند.

در مجموع ۱۵۰۰ خودروی زرهی در حمله به گروزنی و محاصره آن استفاده شد. ادعای مشارکت ۱۵۰۰۰ سرباز در این حمله، آنطور که منابع روسی ادعا می‌کنند، چیزی جز تحقیر را تداعی نمی‌کند.

در ارتش روسیه، این تنها قدرت یک لشکر است. در همین حال، گروزنی از چهار طرف توسط دو لشکر تحت فرماندهی روخلین و بابیچف و دو تیپ ترکیبی تحت فرماندهی ژنرال پولیکوفسکی و ژنرال استاسکوف مورد حمله قرار گرفت. این حداقل ده‌ها هزار سرباز است. به این نیروها باید انبوه عظیمی از نیروهای داخلی، پلیس ضد شورش و واحدهای ویژه واکنش سریع و همچنین واحدهای سرویس امنیت فدرال (که اکنون سرویس امنیت فدرال است) به علاوه نیروی هوایی را اضافه کرد.

در مورد نیروهای شبه‌نظامی چچنی، تعداد آنها در مجموع به چند هزار نفر می‌رسید. از این تعداد، حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ چچنی از به اصطلاح “گردان آبخازیا” تجربه جنگی واقعی داشتند.

ستاد کل چچن چندین واحد رزمی داشت که در مجموع تا ۳۰۰۰ پرسنل داشتند. بیش از نیمی از این نیرو به دلایلی از منطقه جنگی عقب‌نشینی کردند. به طرز عجیبی، اولین کسانی که فرار کردند چچنی‌ها بودند – افسران حرفه‌ای ارتش شوروی، به استثنای دو یا سه نفری که به دعوت دودایف به چچن آمده بودند.

اما واحدهای مسلح چچنی دائماً توسط جوانان روستایی که به دعوت جهاد پاسخ داده بودند، تکمیل می‌شدند. آنها داوطلبانه برای اولین بار وارد گروزنی شدند تا در نبرد شرکت کنند. هر گروه ورود خود را با ژنرال مسخدوف در ستاد کل، واقع در زیرزمین ساختمان ریاست جمهوری، جشن گرفتند.

پس از دریافت دستورالعمل‌ها و مهمات، گروه‌ها به سمت مواضع تعیین شده خود حرکت کردند. در میان آنها بسیاری بودند که قبلاً هرگز مسلسل به دست نگرفته بودند، اما از اعتراف به آن خجالت می‌کشیدند. بنابراین، ستاد کل یک اردوگاه آموزشی یک هفته‌ای را که در یکی از جماعت‌های رزمی تأسیس شده بود، تصویب کرد، جایی که آنها کار با سلاح، تاکتیک‌های اولیه نبرد شهری و دعاها (اذکار) را در طول نبرد آموزش می‌دادند.

به طور متوسط، هر گروه شامل ۱۲ تا ۱۵ نفر بود. و همانطور که در تلویزیون چچن توصیه شده بود، هر گروه سعی می‌کرد یک نارنجک‌انداز، یک مسلسل و یک تفنگ تک‌تیرانداز تهیه کند. اما در واقعیت، همه گروه‌ها نمی‌توانستند نارنجک‌انداز یا تفنگ تهیه کنند – آنها گران بودند. و حتی همه افراد گروه سلاح‌های خودکار نداشتند.

در طول تغییر شیفت در مواضع مقدم (رباط)، که به طور متوسط ​​هر سه روز یکبار اتفاق می‌افتاد، اغلب سلاح‌ها جا می‌ماندند. مجاهدین غیرمسلح مجبور می‌شدند به پایگاه خود پیشروی کنند و خطر مواجهه با گروهی از نیروهای ویژه دشمن را که شبانه به عقب مجاهدین اعزام می‌شدند، به جان بخرند.

این وضعیت واقعی با “جنگجویان آموزش دیده دودایف” بود.

در پرونده ی اپستین، زمانی که القاعده در سوریه هنوز القاعده بود و جولانی آنرا مسخ نکرده بود

در پرونده ی اپستین، زمانی که القاعده در سوریه هنوز القاعده بود و جولانی آنرا مسخ نکرده بود

به قلم: ابوخالد کُردستانی

زمانی که جهاد در سوریه به علیه حکومت سکولار بشار اسد شروع شد اسمی از القاعده نبود و به دنبال آنکه ابوبکر بغدادی با نصف بیت المال خودش جولانی (همین احمد الشرع خائن) را به همراه صدها مجاهد جهت یاری اهل سوریه به سوریه روانه کرد و جبهه النصره را تشکیل داد باز القاعده ای در سوریه وجود نداشت.

پس از خیانت جولانی به ابوبکر بغدادی و پذیرش بیعت این خائن از سوی دکتر ایمن الظواهری برای اولین بار القاعده در سوریه اعلام موجودیت کرد و پس از خیانت جولانی به القاعده و شکستن بیعت با الظواهری، عده ای همچنان به القاعده وفادار ماندند و جماعت حراس الدین را تشکیل دادند.

در ابتدا حراس الدین از آزادی های بالاتری برخوردار بود و تا زمانی که هنوز تحت کنترل جولانی خائن درنیامده بود می توانست به صورت مستقل عملیاتهائی را انجام دهد، یکی از عملیاتهای آن موردی است که در پرونده ی اپستین آمده و به این شکل نام یکی از شاخه های سازمان القاعده در پرونده‌های منتشر شده اپستین ذکر شده است.

در یک ایمیل که خود اپستین به پروفسور نوآم چامسکی در سال ۲۰۱۵ ارسال کرده در جوابش چامسکی می‌گوید” پنتاگن تلاش کرد که گروهی از مخالفان میانه‌رو را در سوریه فعال کند تا مأموریتهایی را انجام دهند

همچنین چامسکی در همان ایمیل به او می‌گوید که پنتاگون ۵۰ نفر را آموزش داده و آنها را از طریق ترکیه به شمال سوریه فرستاد در حالی که میلیونها دلار برای آنها هزینه کرد اما سازمان القاعده از تشکیل این گروه آگاه شد و این گروه را سریع ریشه کن کرد”.

این القاعده زمانی که مثل بسیاری از گروههای دیگر تحت مدیریت آمریکا و صهیونیستها و میت ترکیه از کانال جولانی خائن درآمد به تدریج غیر فعال و مسخ و در نهایت منحل شد.

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۶)

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۶)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

به خوبی شناخته شده است که حمله برق‌آسا به پایتخت چچن شکست خورد و نبرد در شهر ۵۴ روز به طول انجامید. مجاهدین چچنی نه تنها مقاومت شایسته‌ای از خود نشان دادند، بلکه در همان روزهای اول حمله، خیابان‌های گروزنی را به گورستانی برای خودروهای زرهی روسی تبدیل کردند.

این امر منجر به سردرگمی و آشفتگی کامل در میان نیروهای روسی شد. جنگجویان چچنی با شور و شوق شکارچیان، خودروهای زرهی روسی را نابود کردند. موقعیت‌های باورنکردنی توصیف شده‌اند، مانند فرار یک تانک روسی از یک ژیگولی که یک نارنجک‌انداز چچنی، با خم شدن از پنجره، سعی در هدف قرار دادن هدف در حال فرار داشت.

در آن زمان، تعداد زیادی از روزنامه‌نگاران و خبرنگاران جنگی از آژانس‌های خبری برجسته غربی، از جمله نمایندگان رسانه‌های اصلی روسیه، در گروزنی بودند. نمایندگان سازمان‌های حقوق بشر و بشردوستانه نیز حضور داشتند. تمام جهان شاهد فروپاشی نقشه‌های ژنرال‌های روسی بود.

و همانطور که انتظار می‌رفت، طوفانی از انتقاد در جامعه روسیه فوران کرد. همه و همه به زبان آوردند: کارشناسان نظامی، نمایندگان مجلس، فعالان حقوق بشر و رهگذران عادی. بسیاری با تمسخر سخنان پاول گراچف، وزیر دفاع روسیه، را نقل کردند که روز قبل گفته بود گروزنی را می‌توان با یک هنگ چترباز در عرض دو ساعت تصرف کرد.

از میان تمام دلایلی که برای حمله ناموفق ارائه شد، دو دلیل برای عموم مردم روسیه جذاب‌ترین و راحت‌ترین بودند:

اولین دلیل، و اغلب تکرار شده‌ترین دلیل، این بود که پیشروی ستون‌های تانک به داخل شهر بدون پشتیبانی کافی پیاده نظام، یک اشتباه فاحش بود.

دومین چیزی که به راحتی برای مردم عادی روسیه جذاب بود، این افسانه بود که “پسران ۱۸ ساله بی‌تجربه” برای حمله به گروزنی علیه “جنگجویان باتجربه و آموزش دیده دودایف” فرستاده شدند.

بیایید فوراً به ادعای دوم بپردازیم تا دوباره به آن برنگردیم. نه تنها نیروهای ضربت ارتش روسیه به طور منظم برای حمله اعزام شدند، بلکه قاتلان باتجربه وزارت کشور و نیروهای ویژه که قیام‌های مردمی در اوش، فرغانه، تفلیس، باکو و ویلنیوس را با خون سرکوب کرده بودند، نیز در این حمله شرکت داشتند.

در میان آنها همان موجودات انسان‌نمایی بودند که در سال ۱۹۹۲ نوزادان اینگوش را تکه‌تکه کرده و جلوی چشم مادرانشان به خوک‌ها خوراندند. (امروزه، همین موجودات عمداً کودکان را در مالی می‌کشند.) بنابراین، داستان‌های پسران ۱۸ ساله نمی‌تواند افرادی را که خشم وحشیانه و سادیستی ارتش روسیه را تجربه کرده‌اند، تحت تأثیر قرار دهد.

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۵)

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۵)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

درباره استراتژی روسیه در دو جنگ چچن

بخش ۱

علاوه بر این، ۲۶ نوامبر ۲۲ سال از اولین حمله تانک‌ها به گروزنی (جوخار) توسط لشکرهای تامان و کانتمیروفسکایا ارتش روسیه می‌گذرد. ​​شکست این حمله با یک جنگ تمام عیار و حمله دیگری به پایتخت چچن همراه بود.

در طول ۲۲ سال گذشته، ترول‌های روسی اینترنت را با دروغ‌ها و داستان‌های ساختگی در مورد جنگ پر کرده‌اند. ما در تلاش برای پایبندی به حقیقت، در مورد آن روزها برای شما خواهیم گفت.

با توصیف و تحلیل اولین جنگ روسیه و چچن شروع خواهیم کرد.

اگرچه عنوان مقاله عربی به اولین «جنگ چچن» اشاره دارد، اما فقط وقایع مرتبط با حمله به گروزنی را که در ۳۱ دسامبر ۱۹۹۴ آغاز شد، شرح می‌دهد.

این توصیف سطحی، یک‌جانبه و ناقص است. نویسنده این مقاله حتی به سه عملیات نظامی بسیار مهم انجام شده توسط مجاهدین چچن در طول جنگ اول چچن اشاره مختصری نکرده است. هر یک از این عملیات‌ها منحصر به فرد بودند و در آن زمان به موضوع اصلی تمام رسانه‌های جهانی تبدیل شدند.

این عملیات‌ها ضربات دردناکی به اعتبار ارتش روسیه و به ویژه به اعتبار واحدهای نیروهای ویژه روسی مانند آلفا، تفنگداران دریایی، کلاه مارون و دیگران وارد کردند. منظور ما حمله جسورانه ۲۰۰ مجاهد به رهبری شامل باسایف (رحیم‌الله) به عمق خطوط دشمن در بودیونوفسک (ژوئن ۱۹۹۵) است.

سپس حمله سلمان رادویف به کیزلیار و نبرد چهار روزه در روستای پروومایسکایا در داغستان (ژانویه ۱۹۹۶) از راه رسید.

در نهایت، عملیات جهاد، که در اوت ۱۹۹۶ انجام شد. سپس ۸۵۰ مجاهد چچنی وارد گروزنی شدند و توانستند ارتش ۱۵۰۰۰ نفری روسیه را در داخل شهر فلج کنند.

رهبری روسیه که خود را در موقعیتی خطیر می‌دید، مجبور شد وارد مذاکرات صلح شود و توافقنامه‌ای موسوم به خاساویورت را امضا کند که روسیه را ملزم می‌کرد تا ژانویه ۱۹۹۷ تمام نیروهای خود را از چچن خارج کند.

نویسنده مقاله عربی نه تنها به این وقایع مهم جنگ اول چچن که ارتش روسیه را در وضعیت نامطلوبی قرار می‌داد، نمی‌پردازد، بلکه خائنین به مردم چچن را «چچنی‌های دوست» نیز می‌نامد.

در مورد مجاهدین، آنها در بهترین حالت «شورشی» و در چندین جا «تروریست» نامیده می‌شوند. بنابراین، نقاب «بی‌طرفی و بی‌طرفی» نویسنده کنار می‌رود.

علاوه بر این، اگر کسی ادعای بی‌طرفی و بی‌طرفی می‌کرد، این جنگ را «روسیه-چچن» می‌نامید، نه «چچن». فقط کسانی که آن را از اردوگاه روسیه، از منظر تبلیغات روسیه، می‌دیدند، آن را «جنگ چچن» می‌نامیدند. اما از آنجایی که نویسنده این مقاله تنها حمله به گروزنی در سال‌های ۱۹۹۴-۱۹۹۵ را از کل جنگ اول روسیه و چچن بررسی می‌کند، ما نیز خود را به این وقایع محدود خواهیم کرد.

نقد و واکاوی بیانیه سازمان القاعده؛ ضرورت بازگشت به سیاست وحدت‌گرا و عبور از تفکر نجدی

نقد و واکاوی بیانیه سازمان القاعده؛ ضرورت بازگشت به سیاست وحدت‌گرا و عبور از تفکر نجدی

به قلم: خالد سیف الله المسلول

سازمان مرکزی القاعده ی الشیخ ایمن الظواهری تقبله الله اخیرا بیانیه ای نشر داده که در آن با تمرکز جهاد بر آمریکا و هشدار در مورد سرازیر شدن ناوگانهای نظامی و تجهیزات آمریکا و شرکایش در خاور میانه، مومنین را به آمادگی و انسجام در جهاد با این «سر افعی» دعوت می کند.

این حرکت، در واقع نوعی بازگشت به منهج القاعده ی الشیخ اسامه بن لادن تقبله الله است اما بدون رها کردن منهج محدود بین و اشتباه نجدیت الشیخ ایمن الظواهری و عدم بازگشت به منهج سید قطبی الشیخ اسامه بن لادن نمی توان به آن جامه ی عمل پوشاند و در نقدی استراتژیک می توان گفت چنین جبهه ی واحدی علیه اشغالگران شکل نمی‌گیرد.

در حالی که القاعده ی الشیخ ایمن الظواهری در بیانیه خود از خطر «صلیبی‌ها و صهیونیست‌ها» و ناوهای هواپیمابر سخن می‌گوید، پرسش اساسی اینجاست: چرا در میدان عمل یمن، پتانسیل‌های موجود برای اخراج متجاوزان هماهنگ نمی‌شود؟

اگر دشمن اصلی آمریکا، اسرائیل و حامیان منطقه‌ای آن‌ها (سعودی و امارات) هستند، تداوم درگیری با نیروهای انقلابی داخلی یمن (اتحادیه شافعی ها و زیدی های حاکم بر صنعا) تنها به سود واشنگتن و تل‌آویو است. برای قطع دست صهیونیسم از دریای سرخ و شبه‌جزیره، لزوم یک «اتحاد تاکتیکی» برای ضربه زدن به منافع آمریکا و سقوط حکام وابسته به غرب، بیش از هر زمانی احساس می‌شود.

یکی از دلایل اصلی بن‌بست کنونی القاعده، چرخش از اندیشه‌های منهجی-انقلابی اهل سنت و جماعت به سمت انحصارگرائی بر تفکر مخرب نجدیت است که همین نجدیت خودش قابله ی تفرق و جنگ داخلی میان خودش است چه رسد به ایجاد تفرق و چند دستگی میان مسلمین غیر نجدی.

 شیخ اسامه تحت تأثیر تفکرات «سید قطب»، بر مبارزه با «دشمن دور اما اصلی و سرافعی» (آمریکا) و بیداری فراگیر امت اسلامی تأکید داشت. او به دنبال عزت امت بود، نه غرق شدن در مسائل حاشیه‌ای فقهی اما نفوذ علمای «نجدی» که ریشه در تفکرات محمد بن عبدالوهاب دارند، و پذیرش دیدگاههای آنها توسط الشیخ ایمن الظواهری، القاعده را به دام «تفرق داخلی میان القاعده» و سپس به تفرق میان سایر مومنین اهل دعوت و جهاد و در نهایت به جنگ داخلی انداخته است. این رویکرد باعث شده تا به جای مبارزه با آمریکا به عنوان سرب افعی و کفر جهانی، انرژی جوانان صرف نفی دیگر مجاهدین و حتی صرف تکفیر دیگر مسلمانان شود. این مسیر اشتباه، نه تنها پیروزی به ارمغان نمی‌آورد، بلکه باعث انزوای مجاهدان اهل دعوت و جهاد شده و می‌شود و در نهایت سود تمام فعالیتهای آنها به جیب آمریکا و شرکایش و مرتدین سکولار داخلی می رود؛ مگر همین الان سوریه و یمن و لیبی و.. را نمی بینید؟

القاعده اگر به دنبال بازپس‌گیری ابهت گذشته در زمان الشیخ اسامه بن لادن تقبله الله و حفاظت از سرزمین‌های اسلامی (از غزه تا کاشغر و ترکستان شرقی، از اندونزی تا مراکش) است، باید لزوم بازنگری در ساختار مشورتی و علمی خود را درک و هضم کند و منهج آن دسته از «علما‌ی نجدیت» که راه اشتباه تکفیر را ترسیم کرده و باعث تفرقه در جبهه ضدآمریکایی می‌شوند را کنار بگذارد و به ریشه‌های اصلی خود یعنی «عزت اسلامی» و مبارزه با استعمار و تمرکز جهاد بر سر افعی(آمریکا) بازگردد؛ مسیری که در آن اولویت با اخراج اشغالگران و سرنگونی حکام دست‌نشانده و مرتد است، نه جنگ‌های مذهبی داخلی.

بیانیه القاعده ی نجدی به درستی از خطر ناوهای آمریکایی سخن می‌گوید، اما قدرت واقعی در «وحدت میدانی» است. اگر القاعده راه خود را از تفکر نجدی جدا نکند و به منهج الشیخ اسامه بن لادن تقبله الله بر نگردد و با نیروهای ضد آمریکائی – صهیونیستی در منطقه (حتی با وجود اختلافات مذهبی) همسو نشود، تاریخ آن‌ها را به عنوان جریانی قضاوت خواهد کرد که فرصت طلایی برای ضربه نهایی به هژمونی آمریکا را با جنگ‌های داخلی از دست دادند.

به یاد بیاورید که الشیخ اسامه بن لادن تقبله الله نه تنها با تمام نیروهای مذهبی میان مسلمین تشکیل جبهه ای واحد داد بلکه حتی در جریان اشغال عراق توسط آمریکا و شرکایش به نیروهای جهادی دستور داد که حتی با مرتدین بعثی هم که در برابر آمریکائی ها در حال جنگ هستند تشکیل یک جبهه ی واحد بدهند و با این مرتدین بعثی جنگی نشود؛ چون آمریکا سر افعی است و بیرون راندن کافر محارب و اشغالگر خارجی در اولویت است و هر گونه جنگ داخلی به نفع این دشمن محار خارجی و ضربه زدن به اهل دعوت و جهاد است.

در این صورت می توانیم بگوئیم که عزت و پیروزی القاعده در گرو بازگشت به منهج اصیل «اهل سنت و جماعت» با قرائت منهجی و انقلابی سید قطب و الشیخ اسامه بن لادن و الشیخ ابوحمزه المهاجر هورامی است. تنها با گذار از تنگ‌نظری‌های نجدی و حرکت به سوی یک جبهه واحد اسلامی است که می‌توان دست آمریکا و صهیونیست‌ها و شرکا و مزدوران آنها را از سرزمین‌های وحی و خاور میانه کوتاه کرد.

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۴)

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۴)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

۲۳ ژانویه ۱۹۹۶

انتقال گروگان‌ها به نمایندگان سازمان‌های عمومی داغستان برای ساعت ۱۱ صبح در نووگروزننسکویه (اویسخار) برنامه‌ریزی شده بود. با این حال، این رویداد تا ۲۴ ژانویه به تعویق افتاد، زیرا مقامات داغستانی از مقامات روسی برای امنیت گروگان‌هایی که به خانه بازمی‌گشتند، تضمین خواستند و خواستار عدم اعزام آنها به “اردوگاه‌های تصفیه” شدند.

۲۴ ژانویه ۱۹۹۶

۴۶ گروگان به نمایندگان مردم داغستان تحویل داده شدند.

۳۶ گروگان پیش از آن به اقوامی که برای تحویل گرفتن آنها آمده بودند، تحویل داده شده بودند.

یک کنفرانس مطبوعاتی در روستای نووگروزننسکی برگزار شد که در آن اصلان مسخدوف، شامیل باسایف، سلمان رادویف و مولودی ادوگف حضور داشتند. احمد قدیروف، مفتی موقت وقت، نیز حضور داشت.

طرف چچنی از مقامات روسی خواست که اجساد مجاهدینی را که واحد رادویف نتوانسته بود در کیزلیار و پروومایسکی جمع‌آوری کند، تحویل دهند. پنجاه و دو قبر حفر شد. پیشنهاد شد که جنگجویان چچنی اسیر شده با افسران اسیر OMON مبادله شوند.

۲۵ ژانویه ۱۹۹۶

سی و شش جسد از مجاهدین چچنی به چچن تحویل داده شد. در مورد جنگجویان اسیر شده، آنها زودتر از یک ماه بعد نجات یافتند – در واقع فقط هفت نفر. مقامات نظامی روسیه از ارائه هرگونه اطلاعاتی در مورد سه نفر از آنها خودداری کردند. ظاهراً آنها تا سر حد مرگ شکنجه شده بودند. نفر چهارم چند روز قبل از انتقال زندانیان بر اثر جراحات وارده درگذشت. یک فرد تنها در صورتی می‌تواند پس از یک ماه بر اثر جراحات بمیرد که عمداً مراقبت‌های پزشکی دریافت نکند.

در اواخر ژانویه ۱۹۹۶، به ابتکار بوریس یلتسین، رئیس جمهور روسیه و ویکتور چرنومردین، نخست وزیر، کرملین تصمیم گرفت رئیس جمهور جمهوری چچن ایچکریا (CRI)، جوهر دودایف، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری چچن ایچکریا (CRI)، اصلان مسخدوف و فرمانده سلمان رادویف را از بین ببرد. دستورات مربوطه به سرویس‌های ویژه روسیه صادر شد. تروریسم رسماً به سطح سیاست دولتی فدراسیون روسیه ارتقا یافت.

پس از آنکه شامیل باسایف آنها را در ژوئن ۱۹۹۵ مجبور به توقف حمله کرد، ارتش روسیه رویای انتقام را در سر می‌پروراند. آنها نیاز داشتند یلتسین را که از قبل برای درک ماهیت واقعی خود در تلاش بود، عصبانی کنند.

سرویس‌های اطلاعاتی روسیه تلاش کردند از کمپین رادویف برای اهداف تبلیغاتی سوءاستفاده کنند و برای این منظور راهرویی به بیمارستان و زایشگاه کیزلیار ترتیب دادند.

این نقشه شکست خورد، اما تبلیغات روسیه، از روز اول این “عملیات”، خستگی‌ناپذیر جار زد که هدف اصلی رادویف گروگان‌گیری در زایشگاه است. روس‌های عادی، از جمله یلتسین که کم‌کم نشانه‌های زوال عقل را نشان می‌داد، به راحتی این روایت را باور کردند. دولت و جامعه به شروع یک قتل عام جدید رضایت دادند.

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۳)

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۳)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

۱۸ ژانویه ۱۹۹۶

صبح زود، واحد سلمان رادویف محاصره را شکست و به همراه گروگان‌ها، با قایق از رودخانه ترک به چچن عبور کردند. بسیاری از آنها از طریق خط لوله گاز از رودخانه عبور کردند. در طول روزهای نبرد در پروومایسکویه، ۲۳ جنگجوی چچنی کشته شدند. این واحد هنگام عبور از میدان مین، شش نفر از نیروهای امدادی خود را از دست داد.

یک گروه ۱۵ نفره از جنگجویان در روستا باقی ماندند – ۱۱ نفر از آنها اسیر و بقیه کشته شدند.

در طول فرار، جنگجویان رادویف ۱۴۰ گروگان (بدون احتساب پلیس ضد شورش اسیر شده) را به اسارت گرفتند. بیش از ۵۰ گروگان از راهپیمایی عقب ماندند و توسط نیروهای روسی اسیر شدند. ۸۲ گروگان و ۲۹ زندانی با موفقیت به چچن منتقل شدند. پلیس ضد شورش اسیر شده، زخمی‌ها را حمل می‌کرد.

صبح، رادیو آزادی ارتباط خود را با مولودی ادوگوف، وزیر مطبوعات و اطلاعات جمهوری چچن ایچکریا، از دست داد. او چند روز گذشته از طریق تلفن ماهواره‌ای در حال گزارش وقایع پروومایسکویه بود.

همانطور که بعداً معلوم شد، مأموران FSB به دفتر شرکت آمریکایی اینمارست، که خدمات ارتباطات ماهواره‌ای ارائه می‌دهد، رسیدند و با این ادعا که تلفن «در دست تروریست‌ها» است، خواستار قطع آن شدند.

خبرنگاران رادیو آزادی از پروومایسکویه بازدید کردند و ۳۰ جسد را در آنجا دیدند. تشخیص اینکه کدام یک از آنها گروگان و کدام یک جنگجوی چچنی بودند، غیرممکن بود.

به گفته نیروهای داخلی از بریانسک، نیروهای روسی متحمل خسارات بسیار سنگینی شدند. تنها بیست نفر از واحد آنها کشته شدند. ساکنان محلی گزارش دادند که هلیکوپترهای پزشکی حامل کشته‌ها و زخمی‌ها هر نیم ساعت یکبار از روستاهای اطراف در طول نبرد حرکت می‌کردند.

تعداد کل جنگجویان چچنی کشته شده در کیزلیار و پروومایسکویه ۷۰ نفر بود.

نیروهای روسی بیش از ۲۵۰ نفر را در نبرد پروومایسکویه از دست دادند. بیست و پنج خودروی جنگی پیاده نظام و نفربر زرهی، پنج تانک و یک هلیکوپتر منهدم شد. در جریان فرار از روستا، جنگجویان چچنی تقریباً ۵۰ سرباز روسی دیگر و چندین خودروی زرهی را منهدم کردند.

تا ۵۰ گروگان توسط آتش روسیه کشته شدند.

گروگان‌هایی که از پروومایسکویه فرار کردند، بلافاصله به چنگ FSB افتادند که آنها را به اصطلاح “اردوگاه‌های تصفیه” فرستاد، جایی که مجبور شدند در مورد وقایع روزهای قبل دروغ بگویند.