شستشویی مغزی مردم توسط اهل دعوت و جهاد چگونه است؟

شستشویی مغزی مردم توسط اهل دعوت و جهاد چگونه است؟

به قلم: صلاح الدین مجاهد

این روزها که جهاد قهرمانانه و افسانه ای جبهه ی مقاومت در غزه و جنوب لبنان و یمن و غیره در برابر صهیونیستهای جنایتکار سکولار و متحدین سکولار آنها در جریان است بارها و بارها از زبان رسانه های مختلف سکولار و حتی از زبان مردم جاهل اطراف خود شنیده ایم که می گویند این دعوتگران و این اهل جهاد مغز مردم را شستشو می دهند که چنین کارهای شجاعانه ای انجام می دهند و…

اما لازم است باور کنید که این سخن به قول امیر المومنین علی بن ابی طالب رضی الله عنه « كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا الْبَاطِلُ » است، یعنی کلمه ی حقی است اما منظور باطلی از آن دارند.

بلی دقیقا این ها راست می گویند البته :

  1. اهل دعوت و جهاد مغز ها را شستشو می‌دهند از حب دنیا
  2. اهل دعوت و جهاد مغز ها را شستشو می دهند از حب گناه
  3. اهل دعوت و جهاد مغز ها را شستشو می‌دهند از عقیده های باطل
  4. اهل دعوت و جهاد مغز ها را شستشو می دهند از داشتن ترس مرگ
  5. اهل دعوت و جهاد مغز ها را شستشو می دهند از داشتن روابط با نامحرم
  6. اهل دعوت و جهاد مغز ها را شستشو می دهند از داشتن حب زیاد به مخلوق به جای خالق
  7. اهل دعوت و جهاد مغز ها را شستشو می‌دهند از اعمال نفاق

و بجای آن تزریق می‌کنند:

  1. دوستی و حب جنت و بهشت جاودانه را
  2. دوستی و حب شهادت  را
  3. دوستی و حب الله جل جلا له را
  4. دوستی و حب رسول الله  صلی الله علیه وسلم را
  5. کفر به طاغوت را
  6. برائت از سکولاریستها (مشرکین) را
  7. دل نبستن بیش از حد به مخلوق را
  8. نترسیدن از کسی جز از خالق یکتا جل جلاله  را

این است راز شستشوئی که اهل دعوت و جهاد در دلها و مغزهای جاهلان و سرگردانها انجام می دهند و آنها را به مسیر توحید و اسلام و جهاد و به دست آوردن یکی از دو پیروزی (پیروز در دنیا یا بهشت همیشگی) راهنمائی می کنند.

پس بگذار تمام دنیا بداند که هدف تمام پیامبران شتشوی قلبها از انواع آلودگی ها و جایگزین کردن قانون شریعت الله در آن بوده و اهل دعوت و جهاد هم ادامه دهنده ی کار پیامبران هستند.

نکاتی از سخنان جدید عبدالحمید خراسانی به نسبت رهبر ایران و مردم ایران

نکاتی از سخنان جدید عبدالحمید خراسانی به نسبت رهبر ایران و مردم ایران

به قلم: فضل احمد هراتی

چند دهه است که در فضای مجازی و اینترنت دو کار خطرناک جهت تولید جنگ میان شیعه و سنی انجام می شود «بدون آنکه کسی بداند چه کسی و چه منبعی اولین بار این کار را انجام داده است»:

  1. با عقاید شیعیان غلاة و منحرف که از سوی خود شیعیان هم طرد شده اند و حتی تکفیر شده اند به کل شیعیان حمله می کنند
  2. سخنان علمای اهل سنت در مورد این شیعیان غلاة را «قیچی کاری» کرده و چنین به مخاطب تلقین می کنند که این علماء چنین دیدگاه و فتوائی در مورد تمام شیعیان دارند.

این جنگی روانی سازماندهی شده ای است که اهداف پلید و خطرناکی را در میان مسلمین دنبال می کند و بدون شک چنین سخنانی از سوی اهل سنت و جماعت که به راستگوئی و عدالت و انصاف به نسبت مخالفیین مشهور هستند صادر نشده است، بلکه از سوی سربازان جنگ روانی دشمنان طرح ریزی شده است که توسط عده ای مسلمین ناآگاه تکرار شده است.

بهترین راهکار جهت پوچ و باطل کردن این طرح خائنانه این است که پس و پیش این سخنان قیچی کاری شده از کسی که آنرا نشر می دهد خواسته شود، با این کار کل جنگ روانی دشمنان شکست می خورد چون منظور اهل علم روشن می شود.

البته لازم است بدانیم که اشتباه و خطاء ممکن است از سوی مجتهدان امت هم انجام شود چه رسد به کسانی که در چنین جایگاهی نیستند اما انسان «ارزشمند» و «حق طلب» کسی است که به محض آنکه متوجه می شود اشتباه کرده است این «شجاعت» را دارد که بگوید سخن من اشتباه بوده است و سخن اشتباهش را اصلاح کند.

گاه انسان از تمام منابعی که در اختیار دارد تمام تلاش و کوشش را می کند که حق را پیدا کند و زمانی که متوجه می شود حق چیست آنرا بیان می کند اما بعدا متوجه می شود اشتباه کرده است و باید اصلاح کند.

الله تعالی می فرماید: وَلَیۡسَ عَلَیۡکُمۡ جُنَاحٞ فِیمَآ أَخۡطَأۡتُم بِهِۦ وَلَٰکِن مَّا تَعَمَّدَتۡ قُلُوبُکُمۡۚ (الأحزاب/ ۵) هرگاه در این مورد اشتباه کردید (و مثلاً بر اثر عادت گذشته، یا سبق‌لسان، به لغزش افتادید و به خطا رفتید) گناهی بر شما نیست. ولی آنچه را که دلتان می‌خواهد (یعنی از روی عمد و اختیار می‌گویید، گناه است و کیفر دارد)

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: إذا حَكَمَ الحاكِمُ فاجْتَهَدَ ثُمَّ أصابَ فَلَهُ أجْرانِ، وإذا حَكَمَ فاجْتَهَدَ ثُمَّ أخْطَأَ فَلَهُ أجْرٌ.[۱]وقتی که حاکم قضاوت و حکم کند و برای این کار دست به اجتهاد بزند و در اجتهاد خود راه صواب و درست رود، دو اجر خواهد داشت و اگر به خطا برود، تنها یک اجر دارد».

پس حق یکی است و خطاکار باید به محض آنکه متوجه شد خطا و اشتباه کرده خطای خودش را اصلاح کند، اگر کسی تمام تلاش خودش را در بیان سخنی انجام دهد هر چند اشتباه کرده باشد و حق طلب باشد گناهی بر او نیست چون او دارای یک اجر است و اجر هم در کنارِ گناه نخواهد بود و اجرش به خاطر خطای ارتکابی‌اش نیست، بلکه فقط به خاطر جستجو و تلاش وی جهت دستیابی به حق است و زمانی که اشتباهش را اصلاح و بیان می کند صاحب سه اجر می شود اجری که به خاطر تلاش جهت بیان حق کرده و اشتباه کرده و دو اجر به خاطر بیان حقی که الان برایش روشن شده است و آنرا بیان کرده است.

افرادی که از این قاعده دوری می کنند و به محض رسیدن به حق از آن اطاعت نمی کنند و اشتباه خود را اصلاح نمی کنند و تابع بغی (تجاوز و سرکشی از حق) و هوی و جهل می شوند همین برای گناهکارشدن و هلاک‌شدن آنها کفایت می‌کند.

بغی قصدِ فساد و ظلم و حسد و تکبر و کذب است چون از حدی که شریعت تعیین کرده که نباید از آن فراتر رود، تجاوز کرده است.  الله تعالی می فرماید: إِنَّ ٱلدِّینَ عِندَ ٱللَّهِ ٱلۡإِسۡلَٰمُۗ وَمَا ٱخۡتَلَفَ ٱلَّذِینَ أُوتُواْ ٱلۡکِتَٰبَ إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلۡعِلۡمُ بَغۡیَۢا بَیۡنَهُمۡۗ وَمَن یَکۡفُرۡ بِ‍َٔایَٰتِ ٱللَّهِ فَإِنَّ ٱللَّهَ سَرِیعُ ٱلۡحِسَابِ (آل عمران/ ۱۹) «بی‌گمان دینِ (حق و پسندیده) در پیشگاه الله اسلام است و اهل کتاب (در آن) به اختلاف برنخاستند مگر بعد از آگاهی (بر حقیقت و صحت آن؛ این کار هم) به سبب بغی و تجاوز و سرکشی میان خودشان بود (و انگیزه‌ای جز ریاست‌خواهی و انحصارطلبی نداشت). و کسی که به آیات الله کفر ورزد، (بداند که) بی‌گمان الله زود حساب‌رسی می‌کند.

ابن کثیر در تفسیر این آیه می گوید: «آیه به این معنی است که آنان بر همدیگر بغی کردند و به خاطر حسادت و بغض و کینه به همدیگر و پشت‌کردنشان به هم، در مورد حق دچار اختلاف شدند و کینه‌ای که از یکدیگر داشتند آنان را واداشت که با اقوال و افعال همدیگر گرچه بر حق هم باشد، مخالفت ورزند.( تفسیر ابن کثیر: ۱/ ۳۵۴٫)


[۱]  بخاری ۷۳۵۲/ مسلم ۱۷۱۶

سخنان ابوعبیده سخنگوی حماس در مورد سید حسن نصرالله تلنگری دیگر جهت بیداری اهل سنت

سخنان ابوعبیده سخنگوی حماس در مورد سید حسن نصرالله تلنگری دیگر جهت بیداری اهل سنت

به قلم: مسعود سنه ای

بارها و بارها رهبران و سخنگوی حماس و جهاد اسلامی و سایر گروههای جهادی فلسطین و حتی مجاهدین میدانی حماس با ادبیاتی اسلامی و برادرانه در اهمیت و جایگاه ایران و جبهه ی مقاومت چون حزب الله و انصارالله یمن و سایر گروههای جهادی عراق تعریف و تمجیدها و تشکرات کرده اند و یا به مناسبت ترور سید حسن نصرالله بیانه صادر کرده و اعلام می کنند که سید حسن نصرالله در مسیر قدس و در حمایت از ملت فلسطین و مقاومت در برابر دشمن صهیوینستی به شهادت رسید و… اما تمام این موارد توسط گروههایی خاص که خود را در زبان حامی فلسطین می دانند اما در عمل در جبهه ی آمریکا و ناتو(ترکیه) و رژیم صهیونیستی بر علیه جبهه ی مقاومت هستند تحریف و قیچی کاری شده و اجازه نداده اند مخاطبین آنها چنین سخناین را ببینند یا بشنوند.
سخنان ابوعبیده در سالگر عملیات مبارک ۷ اکتبر که مدتها قبل از آن همه منتظر چنین بیانیه ای از سوی حماس و مقاومت اسلامی فلسطین بودند رساتر و بزرگتر از آن بود که اینها بتوانند این سخنان را سانسور و تحریف و قیچی کاری کنند.
ابوعبیده می گوید: “ای خانواده های ما و ای ملت ما و ایی امت ما، آنچه که باعث افتخار مقاومت و گردانهای ما و جنبش مقاومت ما در این نبرد و در همه ی روند آن می شود این است که فرماندهانش را پیش از سربازانش به عنوان شهید تقدیم می کند و خوشحالی صهیونیستها در خصوص ترور فرماندهان ما و رهبران مقاومت در رأس و ابتدای آنها رهبر این جنبش و مجاهد بزرگ اسماعیل هنیه رحمت های الله و خشنودی او بر وی باد، و رهبر بزرگ شهید حسن نصر الله دبیرکل حزب الله، الله ایشان را به عنوان شهید بپذیرد، و غیر از اینها از کاروان شهیدان نیک در همه جبهه ها، بزرگترین دلیل بر این است که این دشمن متکبر از تاریخ درس نمی گیرد و حقایق و واقعیتها و فرهنگ و اراده ی ملت ما را متوجه نیست.”
ابوعبیده که سخنگوی مردان مجاهد حاضر در میدان جهاد است بهتر حامیان خودشان را می شناسد یا دیگرانی که از دور تنها تماشاچی هستند؟ قطعاً ابوعبیده و امثال ابوعبیده. پس چرا سخنان ابوعبیده در مورد سید حسن نصرالله، تماشاچی ها و گروههای همسو با جبهه ی آمریکا و ناتو و صهیوینستها را هراس کرده است؟
عبدالله محیسنی که اهل کویت و از طرفداران سرسخت سابق گروه جولانی و هم اکنون تنها نظاره گری در ادلب است و به بشکه ی شام معروف است گواهی می دهد که دارودسته ی جولانی به نوامیس اهل سنت و به خصوص به زنان و دختران مهاجر تجاوز کرده اند با این وجود با سر هم کردن چند شبهه از ابوعبیده ایراد می گیرد چرا به سید حسن نصر الله گفته شهید و در موقعیتهای مختلف از آنها تشکر و قدردانی کرده است؟
به نظر شما باید از کسی که به اسلحه و با جانش از مسلمین اهل سنت غزه حمایت کرده است تشکر کرد یا از کسانی که به نوامیس اهل سنت تجاوز کرده اند؟
نکته ی مهمی در مورد اتهامات محسینی و گروههای همسو با آن متهم کردن امثال سید حسن نصرالله و آیت الله خامنه ای به داشتن عقیده به تحریف قرآن و توهین به ام المومنین رضی الله عنه است که هرگز نتوانسته و نخواهند توانست آنرا ثابت کنند چون این جریان از شیعیان واقعاً این گونه نیستند؛ تمام آثار مکتوب و سخنرانی های آنها موجود است: قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (بقره/۱۱۱)
مورد دیگر جنگ سوریه است که قصد دارند آنرا جنگی شیعی – سنی نشان دهند در حالی که هر انسان کم هوشی می داند که این جنگ بین ایران و متحدین آن با آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی است که گروههایی با شعار سلفی گری و غیره در جبهه ی آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی قرار گرفته اند و اهل سنت را فدای طرحهای اینها کرده اند.
علاوه بر این، شیخ عبدالرزاق المهدی محدث مشهور ساکن در ادلب گواهی می دهد که گروه جولانی زنان و دختران و حتی کودکان اهل سنت را ظالمانه زندانی کرده اند و حتی کسانی که برای مردم غزه کمکهای مالی جمع آوری می کنند را دستگیر و زندانی می کنند.
آیا ابوعبیده باید این گروهها را که در زیر چتر آمریکا و ناتو و ۱۱۳ نهاد کمک رسانی جهانی و منطقه ای هستند و یک سال است تنها نظاره گر جنایات صهیونیستها با اسلحه ی آمریکا و ناتو هستند و حتی مانع کمکهای مادی به مسلمین غزه می شوند چه بنامد؟
تنفر امثال ابوعبیده از این گروهها غیر قابل انکار است، به همین دلیل اینها را تنها در قالب «تماشاچی» و «نظاره گر» نام می برد. یعنی دارودسته ی منافقینی که الله تعالی در زمان جنگ احزاب می فرماید: يَوَدُّوا لَوْ أَنَّهُمْ بَادُونَ فِي الْأَعْرَابِ يَسْأَلُونَ عَنْ أَنْبَائِكُمْ (احزاب/۲۰) ایشان دوست می‌دارند در میان اعراب بادیه‌نشین، صحرانشین شوند (تا اذیّت و آزاری بدیشان نرسد، و بدین اکتفاء می‌کنند که از از دور تماشاچی باشند و از دور) اخبار شما را جویا شوند.

ابوعبیده رضی الله عنه اهل مدینه  و ابوعبیده حفظه الله جهان اسلام را به جهاد کمک فرا می خواند

ابوعبیده رضی الله عنه اهل مدینه  و ابوعبیده حفظه الله جهان اسلام را به جهاد کمک فرا می خواند

به قلم: ابراهیم هورامی

آنچه برای اصحاب به عنوان ابزاری جهت امر به معروف و نهی از منکر به کار می رفت ابتدا قرآن کریم بود و اگر در قرآن آیه ای یافت نمی شد و یا در فهم آیه نیاز به توضیحات رسول الله صلی الله علیه وسلم بود به احادیث مراجعه می کردند و در مرحله ی بعدی رای شورا و اجماع آنها مرجع حکم بر دارالاسلام و جماعت می شد که از زبان رهبریت بر دارالاسلام بیان می شد.

در زیر نمونه ای تاریخی ذکر می شود: به عمر بن خطاب رضی الله عنه خبر رسید که ابوعبیده بن الجراح رضی الله عنه در شام محاصره شده و دشمن از هر طرف به او هجوم آورده است…

عمر رضی الله عنه در جواب نامه او نوشت: اما بعد،  همانا هیچ سختی و شدتی بر بنده ایی نمی آید، مگر این که خداوند متعال بعد از آن گشایش و فرجی را نازل خواهد کرد و بعد از هر سختی آسانی است پس: یَـٰۤأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ ٱصۡبِرُوا۟ وَصَابِرُوا۟ وَرَابِطُوا۟ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ[آل عمران: ۲۰۰]

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، [بر تکالیف دینی و رنج‌های دنیوی] شکیبایی ورزید و [در برابر دشمنان] پایدار باشید و مرزها[ی سرزمین اسلامی] را نگهبانى كنيد و پرهیزگاری پیشه کنید؛ باشد که رستگار شوید.

ابو عبیده رضی الله عنه در جواب نامه عمر نوشت: خداوند متعال می فرماید: { ٱعۡلَمُوۤا۟ أَنَّمَا ٱلۡحَیَوٰةُ ٱلدُّنۡیَا لَعِبࣱ وَلَهۡوࣱ وَزِینَةࣱ وَتَفَاخُرُۢ بَیۡنَكُمۡ وَتَكَاثُرࣱ فِی ٱلۡأَمۡوَ ٰ⁠لِ وَٱلۡأَوۡلَـٰدِۖ كَمَثَلِ غَیۡثٍ أَعۡجَبَ ٱلۡكُفَّارَ نَبَاتُهُۥ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَرَىٰهُ مُصۡفَرࣰّا ثُمَّ یَكُونُ حُطَـٰمࣰاۖ وَفِی ٱلۡـَٔاخِرَةِ عَذَابࣱ شَدِیدࣱ وَمَغۡفِرَةࣱ مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضۡوَ ٰ⁠نࣱۚ وَمَا ٱلۡحَیَوٰةُ ٱلدُّنۡیَاۤ إِلَّا مَتَـٰعُ ٱلۡغُرُورِ }[سوره الحديد: ۲۰]

بدانید که زندگى دنیا، بازیچه و سرگرمى و زیور، و فخرفروشى در برابر یكدیگر و افزون‌طلبى در اموال و فرزندان است؛ [این زندگى،] همچون بارانى است كه گیاهان [روییده از] آن، كشاورزان را به شگفت می‌آورد؛ سپس [این گیاه شاداب،] پژمرده شود؛ آنگاه مى‌بینى كه زرد می‌شود و سپس خاشاک مى‌گردد؛ و در آخرت، [نصیبِ منافقان و کافران] عذابی شدید است؛ و [نصیبِ مؤمنان،] آمرزش و رضایت الهی است. [در هر حال] زندگى دنیا چیزی جز [لذت و] برخوردارىِ فانی [و فریبنده] نیست.

عمر با نامه ابو عبيده بن جراح بالاى منبر می‌رود و آنرا بر اهل مدینه قرائت نمود، سپس گفت: ای اهل مدینه، ابوعبیده من و شما را فرا‌ می خواند پس برای جهاد در راه خدا خارج شوید.

ابوعبیده با این آیه اهل مدینه و حاکمیت بر دارالاسلام را به کمک می طلبد و مومنین اهل مدینه فوراً به ندای او پاسخ می دهند، اما ابوعبیده ی زمان ما در فلسطین یک سال است که مسلمین جهان را به کمک می طلبد تنها «جبهه ی مقاومت» تحت پرچم ایران به ندای او پاسخ داده اند.

بیشتر از ۴۲هزار مسلمان اهل سنت زن و کودک و پیرو جوان در جلو چشمان مسلمین جهان به فجیع ترین شیوه ی ممکن با اسلحه و بمبهای آمریکا و فرانسه و انگلیس و سایر متحدین صهیونیستهای جنایتکار توسط صهیوینستها قتل عام شده اند و تمام مردم جهان از جمله مسلمین اهل سنت جهان این جنایات را روزانه و از کانال ماهواره ها و فضای مجازی با چشم سر می بینند اما صرفنظر از حمایت علنی بسیاری از حکام خائن حاکم بر اهل سنت چون مصر و اردن و آل سعود و … و صرفنظر از گروههای شبه جهادی مثل گروه جولانی و … که در جبهه ی آمریکا و ناتو و صهیونیستها قرار گرفته اند بقیه هم فقط تماشاچی هستند و کاری انجام نمی دهند.

آیا ما در حال تکرار فجایع اندلس و صدها قتل عام دیگر مسلمین توسط کفار و نظاره گر شدن اهل سنت هستیم؟

آیا تنها «جبهه ی مقاومت» تحت پرچم ایران است که راه اصحاب را ادامه می دهد و به ندای کمک ابوعبیده لبیک می گوید؟  

این ننگ را با چه پاک می کنید؟

راز و رمز پیروزی مومنین اهل دعوت و جهاد

راز و رمز پیروزی مومنین اهل دعوت و جهاد

به قلم: خالد سیف الله المسلول

حملات مستقیم دیروز دارالاسلام ایران به رژیم صهیونیستی در واقع حمله ی مستقیم «اهل جماعت» به جبهه ی آمریکا و ناتو و مزدوران عرب و شکستش ابهت پوشالی آنها بود که در ذهن و قلب عده ای شکست خورده ی روحی و خودباخته جا خوش کرده است.

راز و رمز پیروزی مسلمانان بر تمام نیروهای کفر و شرک و تسلط بر سرزمین شان و کنترل نمودن غالبیت آن و حکمرانی آن با شریعت الله ، چنگ زدن آنان به عقیده برگرفته شده از قرآن و سنت به عنوان عاملی درونی و چنگ زدن به جماعت حاکم بر دارالاسلام و اهل جماعت شدن به عنوان یک عامل قدرت بخش ظاهری است.

آن عقیده ی ربّانی که بر اساس عبودیت کامل در برابر الله و احساس نیاز به او بنا شده است و همچنین محکم نمودن گره های ولاء و دوستی نسبت به مومنان و برائت و بیزاری ازکفار سکولار و نداشتن تعلّق و دلبستگی به اسباب مادی است.

پس داشتن یقین به وعده الله که نصرت و پیروزی و رسیدن به قدرت و تمکین وی می باشد به همراه اهل جماعت شدن و دوری از تفرق و فرقه بازی، عاملی اساسی در محقق شدن این هدف می باشد تا اینکه «فتنه ای باقی نماند و دین خالصانه از آن الله گردد» [انفال/ ۳۹] .

قطعا ایمان به قدرت و نیروی الله – عز وجل و داشتن حسن ظن نسبت به او که یاور و جبار و انتقام گیرنده است و اینکه تمام امور در دستان اوست، کمک می کند تا یقین محکمی در درون مجاهد شکل بگیرد، هر اندازه ملتهای کفر و ائتلاف هایشان طغیان کنند و به تجهیزات و تکنولوژی و نیروی نظامی خود افتخار نمایند؛ این هرگز مانعی در برابر تقديرات الله -عز وجل- نسبت به آنان نخواهد بود .

 هر مومن اهل جماعتی که یقینش به وعده های الله -عز وجل- را شکل دهد و بدون هیچ شک و تردیدی آن را تصدیق نماید؛ آنچه را که دشمنان الله ترویج می دهند و روی آن مانور میزنند، در نظرش خوار و کوچک می گردد.{أَمَّنْ هَذَا الَّذِي هُوَ جُنْدٌ لَكُمْ يَنْصُرُكُمْ مِنْ دُونِ الرَّحْمَنِ إِنِ الْكَافِرُونَ إِلَّا فِي غُرُورٍ} [ملک/ ۲۰]  ترجمه: «آیا این کسی که لشکر شماست، میتواند شما را در برابر الله یاری دهد؟ ولی کافران تنها گرفتار فریبند!».

اما اگر این میزان از یقین در جماعت حاکم بر دارالاسلام و اهل جماعت متحد نشود، و شخص، مومن اهل جماعت نشود و این درجه از یقین در فرقه های مختلف قرار اده شود بدون شک این درجه از یقین نه تنها منجر به پیروزی نخواهد شد بلکه حرکت به سوی شکست و ذلیلی را تسرییع می کند چون: الجَماعَةُ رَحمَةٌ و الفُرقَةُ عَذابٌ.[۱] جماعت رحمت است و جدائی و تفرق عذاب. چون چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: إِنَّمَا أَهْلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمُ الْفُرْقَةُ.[۲] در حقیقت آنچه که امت‌های پیش از شما را هلاک ونابود گردانید جدائی و تفرق (از جماعت مومنین) بود.

پس در نبرد با ملت های کفر موازین قدرت را نباید تنها از دیدگاه مادی و دنیوی منحصر نمود، منشأ این فهم کوتاه ، تاثیر گرفتن از بسیاری نظریات جنگی است که به دست افرادی وضع شده که در حساب خود نیاورده اند که پیروزی بدست الله است و تحمل نکرده اند که در میادین نبرد و جهاد استوار باشند و در مواجهه با سختی و بلا صبر و شکیبایی نمایند، بنابراین شیطان این نظریات را برایش مزيّن ساخته است و آنان را دچار سردرگمی نموده تا دوباره به سمت دنیا و پشت کردن به جماعت و اهل جماعت و دارالاسلام گرایش پیدا کنندو اهل تفرق و فرقه بازی شوند .


[۱]  الألباني، السلسلة الصحيحة ۶۶۷

[۲] مسند أحمد ۱۵۳۹

اگر بگوئی آمریکا (سر افعی) در حال نابودی است

اگر بگوئی آمریکا (سر افعی) در حال نابودی است

به قلم: محمد اسامه

امروزه حکومتهای مرتد و احزاب و فرقه های مختلف به ظاهر اسلامگرا و سکولار زیادی وجود دارند که موجودیت خود را به وجود آمریکا گره زده اند و سرنوشت خود را با سرنوشت آمریکا بسته اند به همین دلیل آمریکا سر افعی است، اگر آمریکا در منطقه و یا جهان از بین برود این حاکمیتها و احزاب نیز خودبه خود از بین میروند.

زمانیکه که جکومت سکولار و سوسیالیستی شوروی در اوج قدرت بود اگر به جوجه کمونیستهایی که داخل ایران یا هر جای دیگری بودند میگفتی شوروی فرو خواهد پاشید و از بین خواهد رفت تو را به باد سخره می‌گرفتند چرا که معبودشان در نظرشان آنچنان بزرگ بود که نابودیش را محال می‌دانستند… به همین دلیل به نامه آیت الله خمینی به گورباچف که وعده نابودی شوروی را داده بود زیاد خندیدند اما بعد از نابودی شوروی تا کنون این ما هستیم که به آنها می خندیم

و حال و روز امروز کسانی که دموکراسی و لیبرالیسم آمریکا را معبودشان قرار داده‌اند نیز اینچنین است…

اگر به آنها بگویی آمریکای سکولار و لیبرال از بین خواهد رفت و نابود می‌شود خواهند گفت؛ دیوانه شده‌ای!!!

آمریکا؟؟!! ابر قدرت جهان؟؟!! امکان ندارد شکست بخورد!!!

و این جواب هم‌کیشان قدیم‌شان است زمانی‌ که گفتند:فَأَمَّا عَادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَقَالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً (فصلت/۱۵) امّا قوم عاد به ناحق در زمین تکبّر ورزیدند و گفتند: «چه کسی از ما نیرومندتر است؟

و پروردگار در پاسخ‌ به آنها می‌فرماید: أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً (فصلت/۱۵) آیا نمی‌دانستند خداوندی که آنان را آفریده از آنها قوی‌تر است؟

پس آمریکای سکولار و لیبرال بدون شک نابود خواهد شد و از سرزمینهای اسلامی نیز برچیده خواهد شد اگر ما خود را جزو مومنین اهل جماعت قرار دهیم و به جهاد دامنه دار خود تحت پرچم این جماعت و دارالاسلام ادامه دهیم که هم اکنون دارالاسلام ایران بزرگترین و اصلی ترین پرچمدار این جهاد است.

آمریکا به قول سید قطب رحمه الله «شیطان بزرگ» است و به قول اسامه بن لادن آمریکا «سر افعی» است، جهاد را باید بر این دشمن متمرکز کرد و از جبهات و جنگهای انحرافی دوری کرد.

آمریکا به صورت مستقیم یا از کانال نوچه هایش چون رژیم صهیونیستی و حکام دست نشانده ی عرب و مفتی ها و علمای سوء و گروههای متفرقی که با نام اسلام و قومیت گرائی و غیره در اختیار دارد می خواهد با مطرح کردن مسائل مذهبی و قومیتی و فکری و غیره برای ما جبهات و جنگهای انحرافی درست کند، به این جرثومه فساد چنین اجازه ای ندهیم و در پازل و سناریوی آمریکا بازی نکنیم و اسباب بازی دست این دشمن شماره یک خود نشویم .

‍ آیا پای آمریکا و ناتو و سایر کفار سکولار به سرزمینهای اسلامی را ایران یا سایر فرقه های جهادی کشاند؟ 

آیا پای آمریکا و ناتو و سایر کفار سکولار به سرزمینهای اسلامی را ایران یا سایر فرقه های جهادی کشاند؟ 

به قلم: محمد الکوردی

عده ای از دارودسته ی منافقین به همراه احزاب سکولار و مرتد محلی می خواهند به مخاطب خود بقبولانند که علت حضور آمریکا و ناتو و سایر اشغالگران سکولار در سرزمینهای اسلامی وجود ایران و جبهه ی مقاومت آن و وجود فرقه های مختلف جهادی دیگر است.

احزاب سکولار و مرتد چون در برابر مردم خود تنها هستند و موجودیت آنها با موجودییت این اشغالگران سکولار گره خورده است چنین توهمی را در سر مردم می کارند و دارودسته ی منافقین به ظاهر اسلامگرا نیز با همین هدف اما با ادبیاتی شبه اسلامی و دغل بازانه این توهم را پخش می کنند؛ اما از یاد برده اند که حکومتهای سکولار و اشغالگر فرانسه، بریتانیا و ایتالیا سرزمین های اسلامی را در سال های ۱۸۳۲ تا ۱۹۲۰ میلادی از شرق تا غرب اشغال کرده و میلیون ها نفر از ملت های مسلمان را کشته و آواره نمودند و در آن موقع مطلقاَ چیزی به نام دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت و سایر فرقه ها و جماعتهای اسلامی وجود نداشتند.

صهیونیستهای سکولار فلسطین را اشغال و میلیون ها نفر از فلسطینیان را کشتند و آواره کردند ولی دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت و سایر فرقه ها و جماعتهای اسلامی در آن موقع وجود نداشتند.

حکومت سکولار روسیه در ۱۹۷۸ میلادی افغانستان را اشغال کرد و شهرهایش را ویران ساخت و میلیون ها نفر از مردمش را به اجبار بیرون کرد قبل از آنکه دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت و سایر فرقه ها و جماعتهای اسلامی وجود داشته باشند.

حکومت سکولار و اشغالگر چین هم چندین دهه قبل از وجود دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت و سایر فرقه ها و جماعتهای اسلامی دست به اشغال ترکستان شرقی زد، صرب های سکولار، “سارایوو” و شهرهای بوسنی را محاصره کرده هزاران نفر را کشتند و مردم را آواره نمودند اما در آنجا جماعتی به عنوان “اسلامی” یا “جهادی” وجود نداشت، روسیه چچن و گروزنی را در سال های ۱۹۹۴ و ۱۹۹۹ میلادی با خاک یکسان کرد!

آن چیزی که امروز در دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت و سایر فرقه ها و جماعتهای اسلامی جریان دارد فقط اراده ی مومنین برای آزادی از چنگال طاغوتهای سکولار و اشغالگر خارجی و مزدوران و مرتدین محلی است که سبب شده است تمام دولت های سکولار در جنگ علیه آنها شرکت داشته باشند.

ملت های منطقه همه تحت نفوذ آمریکا و ناتو هستند که بعد از جنگ جهانی دوم تا به امروز بر آنان سیطره یافته اند. تحمیل کردن این فکر که جماعت های اسلامی مسبب این جنگ ها هستند نتیجه ی سادگی و سطحی نگری است.

به گونه ای وانمود می کنند که جنگ های غرب در منطقه به سبب وجود دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت و سایر فرقه ها و جماعتهای اسلامی و مبارزه با تروریسم و افراط گرایی است نه بخاطر دشمنی با اسلام یا تسلط بر ثروت های منطقه !!

اما در حقیقت این همان ادامه ی جنگ های سکولاریستی و استعماریست، در حقیقت بزرگترین جنگِ کفار با امت اسلام است هدفِ آنان از بین بردن دارالاسلام و قوانین شریعت الله، غارت ثروت های ما و به بردگی کشاندن ملت های مسلمان است. وجود دارالاسلام ایران و جبهه مقاومت و سایر فرقه ها و جماعتهای اسلامی تنها دست آویزی برای جنگِ آنان با امت اسلامی به بهانه ی تروریسم می باشد.

در این سرگردانی به مجاهدین اهل جماعت نگاه کن که در حال جهاد با کفار اشغالگر هستند

در این سرگردانی به مجاهدین اهل جماعت نگاه کن که در حال جهاد با کفار اشغالگر هستند

به قلم: محمد اسامه

امام عبدالله ابن مبارک الترکستانی این عالم فقیه اهل جهاد که به «فخرالمجاهدین‌» شهرت‌ داشت‌ که در وقت جنگ حاضر بود اما در هنگام تقسیم‌ غنایم‌ غیبت‌ می‌کرده‌ است‌ در مسیر بازگشت از جهاد با روم و در سال ۱۸۱ق در هیت عراق و در زمان حاکمیت هارون الرشید عباسی بر الجماعة وفات کرد.[۱] از او روایت است که گفته اند: إذا رأيت الناس قد اختلفوا فعليك بالمجاهدين وأهل الثغور فإن الله تعالى يقول : لنهدينهم .

وقال الضحاك : معنى الآية ; والذين جاهدوا في الهجرة لنهدينهم سبل الثبات على الإيمان

هنگامی که مردم باهم اختلاف کردند پس به مجاهدان و سنگربانان بپیوند، چرا که الله عزوجل می‌فرماید: والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا،

آنان که در راه ما جهاد می‌کنند را هدایت و راهنمایی می‌کنیم

علامه ضحاک رحمه‌الله می‌فرماید: مراد از هدایت، راه‌های ثبات بر ایمان هستند که الله عزوجل مجاهدین و مهاجرین را به آنها راهنمایی می‌کند.

البته منظور ابن مبارک از مجاهدین اهل ثغور مجاهدین اهل جماعت و دارالاسلام است نه اهل تفرق. امام قرطبی در تفسیر آیه ی: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا (آل عمران/۱۰۳) می گوید: الله تعالی به پیوند دادن قلبها دستور می دهد و از الفرقة و جدائی نهی می کند، در این صورت بدرستی که جدائی هلاکت و جماعت نجات است. الله به ابن مبارک رحم کند زمانی که  گفت: إنَّ الْجَمَاعَةَ حَبْلُ اللَّهِ فَاعْتَصِمُوا … مِنْهُ بِعُرْوَتِهِ الْوُثْقَى لِمَنْ دَانَا. [۲]

بله، به قول رسول الله صل یالله علیه وسلم: الجَماعَةُ رَحمَةٌ و الفُرقَةُ عَذابٌ.[۳] جماعت رحمت است و جدائی و تفرق عذاب.

پس اصلا در مورد فرقه ها و احزاب و گروههای متفرق نپرس و از همه دوری کن چون : إِنَّمَا أَهْلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمُ الْفُرْقَةُ.[۴] در حقیقت آنچه که امت‌های پیش از شما را هلاک ونابود گردانید جدائی و تفرق (از جماعت مومنین) بود.

 الان در این سرگردانی، تنها به دارالاسلام ایران به عنوان جماعت و جبهه ی مقاومت آن با مذاهب و تفکرات مختلف اسلامی نگاه کن، مذهب و فکر اسلامی خودت را داشته باش اما به هدف جهاد نگاه کن که همه را یکی کرده است.

 از خودت هم بپرس : در این طوفان الاقصی و حتی قبل از آن تو و امثال تو با صهیونیستهای کافر اشغالگر جنگیده اید یا دارالاسلام ایران و جبهه ی مقاومت؟

آیا تو و امثال تو «عملاً» در کنار آمریکا و ناتو (متحدین رژیم صهیونیستی) هستید یا «عملاً» در کنار مجاهدین غزه و فلسطین و بر علیه آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی؟


[۱]  ابن‌ سعد، محمد، الطبقات‌ الکبری، به‌ کوشش‌ احسان‌ عباس‌، ج۷، ص۳۷۲

[۲] تفسير القرطبي: ج ۴ ص ۱۵۹

[۳]  مسند أحمد،  4/ 278

[۴] مسند أحمد ۱۵۳۹

اندلس و الان غزه و جنوب لبنان نگاه کن تا بدانی اسلام نابود نمی شود اما مسلمین چه؟

اندلس و الان غزه و جنوب لبنان نگاه کن تا بدانی اسلام نابود نمی شود اما مسلمین چه؟

به قلم: محمد اسامه

در تاریخ اسلام از زمانی که حکومت اسلامی بر منهاج نبوت تبدیل به شاهیگیر های مختلف شد و تفرق به میان مسلمین رخنه کرد ما شاهد مصیبتهای زیادی بوده ایم .

مسلمین به عنوان مثال نزدیک به هشت قرن در اندلس یعنی در اسپانیا و پرتقال کنونی حاکمیت داشتند و حتی مدتی بر بخشهایی از اروپا و ایتالیا حاکم بودند اما تفرق بلائی بر سر آنها در آورد که هم اکنون هیچ مسلمان بومی در این سرزمینها باقی نمانده است و مسلمین در این دیارها از بین رفتند.

پس اسلام از بین نرفت اما مسلمین در این سرزمینها نابود شدند.

 با این وجود در قدم اول اهل جماعت شوید و دست از فرقه بازی و تفرق به بهانه های قومیتی و مذهبی بردارید و عبرت بگیرید و در قدم دوم فریب کثرت دشمنان دین را نخورید چرا که خداوند متعال هرگز اعداد زیادشان را مدح نکرده است.

در سال ۶۵۶ هجری قمری تاتارها بعد از۴۵ سال کشتار در ترکستان و خراسان و ایران در نهایت وارد بغداد شدند و آن را اشغال کردند و در چهل روز بیش از یک میلیون مسلمان را به قتل رساندند..!!

اما در سال ۶۵۸ در نبرد (عین جالوت) از مسلمین متحد شده شکست خوردند، سپس اکثر تاتارها به دین اسلام گرویدند..!!

 سختی و مصیبت بر امت اسلام زمانی نشانه اوج و پیشرفت آن است و زمانی کسانی که بر انقراض و نابودی اسلام شرط می‌بندند دچار توهم شده‌اند که ما اهل جماعت شویم و دست از فرقه بازی و تفرق برداریم.

{ …وَیَأۡبَى ٱللَّهُ إِلَّاۤ أَن یُتِمَّ نُورَهُۥ وَلَوۡ كَرِهَ ٱلۡكَـٰفِرُونَ }.[سوره التوبة: ۳۲]

دارالاسلام و جماعت ایران ظرفیت اصلاح و ارتقاء و تکامل را دارد و نعمت و فرصتی است برای حرکت رو به جلو و حرکت به سوی حکومت اسلامی بر منهاج نبوت.

پس نا امید نشو و اهل جماعت و دارالاسلام شو و دست از تفرق و فرقه بازی به بهانه های پوچ قومیتی و مذهبی بردار.

اگر می بینی که هم اکنون تنها قدرت برتر منطقه در جهاد با آمریکا و رژیم صهیونیستی تنها دارالاسلام ایران و جبهه ی مقاومت تحت پرچم آن است و تو تنها به فرقه بازی و حزب سازی و تفرق دلخوش هستی و تنها مثل دارودسته ی منافقین نظاره گر و تماشاچی جنایات صهیونیستهای سکولار در غزه و لبنان شده ای پس بدان مسیر را اشتباهی می روی.

امروز آمریکای سکولار و اتحادیه ی اروپای سکولار و مصر و اردن و ترکیه و آل سعود و امارات و سودان سکولار و تمام متحدین سکولار آمریکا به همراه آمریکای سکولار در کنار رژیم صهیونیستی سکولار هستند بر علیه مسلمین غزه و جنوب لبنان، حالا کمی فکر کن و نگاه کن تو با قلب یا زبان یا با دستت در کدام جبهه قرار گرفته ای؟

سوال واضح و جواب هم واضح است اگر با خودت صادق باشی.

پس تا دیر نشده دست از فرقه بازی و تعصب جاهلی بردار و در جبهه ی مسلمین بر علیه آمریکا «سرافعی» و رژیم سرطانی صهیونیستی و متحدین آنها قرار بگیر.

حقیقت جنگ غزه  و حملات کنونی به جنوب لبنان: جنگ دنیای سکولار با مسلمین

حقیقت جنگ غزه  و حملات کنونی به جنوب لبنان: جنگ دنیای سکولار با مسلمین

به قلم: محمد اسامه

عده ای جاهل که هنوز فرق بین کفار سکولار(مشرک) با کفار یهودی و نصرانی و… را نمی دانند و هنوز نمی دانند که کفار اصلی میان انسانها ۵ دسته هستند: ۱- الَّذِينَ هَادُوا [یهودی ها]۲- وَالصَّابِئِينَ [مندائیان یا ستاره پرستان] ۳- وَالنَّصَارَىٰ [مسیحی ها] ۴- وَالْمَجُوسَ[زرتشتی ها] ۵- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا [مشرکین= احزاب = سکولاریستها]  (حج/۱۷) در نوعیت جنگ صهیونیستهای سکولار بر علیه مسلمین غزه دچار اشتباه هم می شوند.

اینها هنوز سرگردان هستند چگونه است که کافری سکولار چون آمریکا و ناتو و مرتدینی سکولار چون محمود عباس و سیسی مصر و ملک عبدالله اردن و حکام سکولار امارات و ترکیه و … به حکومت سکولار رژیم صهیونیستی بر علیه مسلمین غزه و جنوب لبنان و یمن باید کمک کنند.

فقط کافی بود بدانند که همه ی اینها «سکولار» یا به زبان عربی «مشرک» هستند . همین و بس.

اسحاق هرتزوگ رئیس جمهور رژیم سکولار صهیونیستی می گوید : این جنگ فقط جنگ بین اسرائیل و حماس نیست، بله چنین جنگی است که هدف حقیقی‌ آن حفاظت از تمدن غرب و حفظ ارزش‌های فرهنگ غرب می باشد.

متوجه شدید؟

یعنی واقعا هنوز نمی دانید جنگ کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی بر علیه اسلام و مسلمین است؟

سرکردگان ملت کفر آشکار عقیده خود را بیان کرده و بر علیه اُمت اسلام جنگ خود را اعلان می کنند و حاکمیتهای بر مسلمین هم حتی کَکِشان نمی گزد که هیچ بلکه همراه با این کفارسکولار در جنگ بر علیه اسلام هستند.

 حقیقیت کشورهای طاغوتی را می دانیم اما :

  • قلب ما در آنجا به درد می آید که هنوز نیز بسیاری از جماعت ها برای حفظ منافع شخصی خود حتی جرأت سخن گفتن ندارند و در سعی و تلاش هستند تا حاکمان جانی آمریکا و غیره را از خود راضی نگه دارند، همیشه منافع اُمت اسلام بالاتر از منافع شخصی و حزبی بوده و هست.
  • قلب ما در آنجا به درد می آید که گروههای نجدی ادلب نشین و غیره ادلب نشین نجدی و نجدی زده و مفتی های نجدی همسو با اینها عملاً و در جنگ روانی و حتی در جنگ مسلحانه در صف آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی قرار گرفته اند و از کشته شدن مسلمین در غزه و جنوب لبنان توسط وحشی های سکولار و صهیونیست ابراز خوشحالی و شادی می کنند در حالی که بر اساس آیات اولیه ی سوره ی روم ما باید به شکست کسانی راضی باشیم که از نظر دینی از ما دورتر هستند و به پیروزی کفار نصرانی که از نظر دینی به ما نزدیکتر هستند. وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ (روم/۴)

منهج اهل سنت و جماعت و منهج صحیح اسلامی به ما می گوید: ما باید به پیروزی هر مسلمانی بر هر کافری خوشحال باشیم نه بالعکس؛ اما دارودسته ی منافقین و مزدوران بخش جنگ روانی دشمن در قالب مفتی و فرقه های شبه جهادی و غیره برعکس این را به مردم نشان می دهند.

جاهلها: اینکه در دارالاسلام یک مسلمان اهل بدعت بمیرد و ما خوشحالی کنیم فرق دارد با این که یک مسلمان در جنگ با کفار اشغالگر به قتل برسد؛ یعنی احمقترین اسنان هم این را می داند اما شیطان شما را در مسیری برده که این یک زره شعور را هم از شما گرفته است.  

همه این را بدانیم که تمام کفار سکولار از جمله کفار سکولار صهیونیست و مرتدین سکولار محلی اطراف خودمان، تنها زمانی از تو راضی می شوند که : ۱- قدرت حاکمیت ۲- قانون و برنامه ۳- اطاعت و فرمانبرداری ۴- مجازات و پاداش های تو که مجموعاً مفاهیم و معانی دین را تشکیل می دهند مورد رضایت و پسند آنها باشد و آنها در این ۴ معنی و مفهوم از تو راضی باشند.

پس جنگهای متنوع و متفرق روانی و تبلیغی و مسلحانه ی  کفار سکولار جهانی و منطقه ای و محلی را جدی بگیر .

واقعیت جنگهای کنونی و دسته بندی های کنونی جهانی و منطقه ای در برابر مومنین همین است.