اهل جماعت نمی شوی در کشتار مسلمین توسط کفار شریکی

اهل جماعت نمی شوی در کشتار مسلمین توسط کفار شریکی

به قلم: خالد هورامی

امام ابن حزم اندلسی رحمه الله می گوید: «اگر فردی [در جامعه ی اسلامی] از  گرسنگی در شهری بمیرد، اهل آن شهر  قاتلان او محسوب می شوند؛ و  دیه ی آن فرد از آنها گرفته می شود». در ادامه می افزاید: «فرد گرسنه به هنگام ضرورت می تواند در راه به دست آوردن حق خود از غذای اضافی نزد دیگران  بجنگد که در این صورت اگر کشته شود، قاتل وی قصاص می شود و اگر کسی را بکشد که مانع رسیدن او به حقش شده، مقتول گرفتار لعنت خداوند می گردد زیرا از حقی منع کرده و بازداشته است و جزو  باغیان محسوب می گردد». [۱]

الان:

مگر کشتار مسلمین غزه توسط صهیونیستهای سکولار را نمی بینی؟

مگر خود مجاهدین فلسطینی در جبهه ای تحت عنوان جبهه ی مقاومت که رهبریت آنرا دارالاسلام ایران بر عهده دارد عضو نیستند و با ایران در یک جبهه نیستند؟

پس تو در کجا ایستاده ای؟

اگر ادعا می کنی با مجاهدین فلسطینی هستی پس باید مثل مجاهدین فلسطینی در کنار ایران باشی، اگر نیستی، پس در ادعایت دروغ می گوئی.

اینهمه جنایت صهیونیستهای سکولار را با حمایت آمریکا و ناتو و حکومتهای خائن منطقه می بینی و تنها نظاره گر شده ای، پس بدان که شریک جرم اینها هستی چه بدانی چه ندانی.

تنها گزینه این است که اهل جماعت شوی و در جبهه ی مقاومت قرار بگیری . راه و گزینه ی دیگری وجود ندارد.


[۱] المحلى، الجزء السادس، المسألة رقم ۷۲۵ ص۲۲۶ و۲۲۷٫

تلنگری ابراهیم وار به مسلمین گرفتار در عذاب تفرق

تلنگری ابراهیم وار به مسلمین گرفتار در عذاب تفرق

ارائه دهنده: عبدالباسط

ابراهیم علیه السلام در جامعه ی خود تنها دعوت دهنده به اسلام بود و لازم بود به شیوه ای این پیام را با شوکی جدی به مردم می رساند . به همین دلیل ابتدا به این دلها و مغز های خواب زده به تعبیری تلنگری وارد کرد. او وارد بت خانه شد و همه بت ها را  به جز بت بزرگتر شکست واز همین موضوع به عنوان یک تلنگر برای متوجه و هوشیار کردن ذهن ها و قلب ها استفاده کرد.

وقتی مردم از این خبر آگاه شدند به او گفتند : أَأَنتَ فَعَلتَ هٰذا بِآلِهَتِنا يا إِبراهيمُ (الأنبياء آیه ۶۲) به مردم جواب داد : بَل فَعَلَهُ كَبيرُهُم هٰذا فَاسأَلوهُم إِن كانوا يَنطِقونَ (الأنبياء آیه ۶۳)

و همین موضوع نقطه عطفی شد در شروع دعوت ابراهیم نبی در برابر جهل و غفلت و تاریکی و قدرتهای ظالم و تالعیین قدرت و ثروتمندان درجه اول شد. به نوعی ابراهیم به تنهایی داعی  اسلام بود در برابر تمام جامعه  شرکی آن زمان.

بعد از آنکه به آنها گفته شد از بت بزرگ سوال کنید قران می فرماید :فَرَجَعوا إِلىٰ أَنفُسِهِم فَقالوا إِنَّكُم أَنتُمُ الظّالِمونَ(الأنبياء آیه ۶۴) و بعد از این تلنگر به آنها گفت :أَفَتَعبُدونَ مِن دونِ اللَّهِ ما لا يَنفَعُكُم شَيئًا وَلا يَضُرُّكُم (الأنبياء آیه ۶۶) و فرمود :أُفٍّ لَكُم وَلِما تَعبُدونَ مِن دونِ اللَّهِ ۖ أَفَلا تَعقِلونَ (الأنبياء آیه ۶۷)

ابراهیم نبی ابتدا با یک عمل به  اصطلاح شوک آور مرردم را  از غفلت خارج کرد و در بعد آگاه شدن مردم در یک جمله حقیقت را به آنها منتقل کرد . در آنجا دشمنان  و پیروان شهوت پول  و قدرت ساکت نماندندهمانطور که الله متعال می فرماید:وَاللَّهُ يُريدُ أَن يَتوبَ عَلَيكُم وَيُريدُ الَّذينَ يَتَّبِعونَ الشَّهَواتِ أَن تَميلوا مَيلًا عَظيمًا (النساء آیه ۲۷  )

بعد از این عمل به علت ضرری که به مستکبرین وارد شد گفتند :قالوا حَرِّقوهُ وَانصُروا آلِهَتَكُم إِن كُنتُم فاعِلينَ(الأنبياء آیه ۶۸)

حالا وضعیت ملت مسلمان و امت اسلامی چطور است ؟در ابتدا باید اشاره کرد این امت در غفلت هستند. و بیشترین منفعت از این غفلت را  قدرت های غیر بشری و غیر الهی  می برند.حکومت هایی بی پایه و سست که مانند آن بت ها حتی توان دفاع از  خود را هم ندارند.

این قدرت ها در مقابل کسانی که به آگاه کردن می پردازند می گویند: حَرِّقوهُ وَانصُروا آلِهَتَكُم إِن كُنتُم فاعِلينَ (الأنبياء آیه ۶۸)

و چه چیزی  به جز اختلاف و تفرقه این امت را از آگاهی دور می کند؟

چه چیزی این امت را از  دشمن اصلی غافل می کند به جز تفرقه و عدم وحدت؟

امام من و تو در دارالاسلام ایران یا افغانستان و… کیست؟

امام من و تو در دارالاسلام ایران یا افغانستان و… کیست؟

به قلم: خالد هورامی

امروزه اگر به مسلمین بگوئی که امامی که باید بر دارالاسلام حاکم باشد کدام است نمی داند، و طبعاً به او بگوئی که امامی که تو از او در اداره ی زندگی دنیوی خودت و در اداره ی کشورت از او در غیر معصیت الله اطاعت می کنی کدام است، هنوز کسی را برای خود انتخاب نکرده و مثل دوران جاهلیت در سرگردانی به سرمی برد و اگر هم بدون امام بمیرد باز مثل همینها می میرد.

شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در مورد وجوب امام و رهبر مسلمان و حکومت اسلامی از رسول الله استدلال بسیار زیبایی می کند که می فرماید: لازم است دانسته شود که ولايت امر مردم، از بزرگترين واجبات دين است. چون دين بدون آن برپا نميشود، زيرا مصلحت آدمي جز در اجتماع تحقق نمييابد و آنم به علت نياز برخي از ايشان به بعضي ديگر، و در هنگام اجتماع هم ناگزير بايد رئيسي داشته باشد؛ فَالْوَاجِبُ اتِّخَاذُ الْأَمَارَةِ دِينًا وَقُرْبَةً يَتَقَرَّبُ بِهَا إلَى اللَّهِ؛ فَإِنَّ التَّقَرُّبَ إلَيْهِ فِيهَا بِطَاعَتِهِ وَطَاعَةُ رَسُولِهِ مِنْ أَفْضَلِ الْقُرُبَاتِ. گرفتن امارت دینی (مقصود دولتی مطابق دین است) واجب است و نزدیکی است که نزدیک می شوید با آن به الله ، پس با این (امارت  دینی) به الله نزدیک شوید با اطاعت کردن از آن به اطاعت رسولش نزدیک می شوید که از بزرگترین نزدیکی هاست( به الله و رسول). (مجموع الفتاوی ۲/۳۹۰-۳۹۲)

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:

  •  لاَ يَحِلُّ لِثَلاَثَةِ يَكُونُونَ بِفَلاَةٍ مِنَ الأَرْضِ إِلاَّ أَمَّرُوا عَلَيْهِمْ أَحَدَهُمْ. جايز نيست براي سه نفر که در بياباني بسر برند، مگر آن که بايد يکي از آنان برايشان امير گردانيده شود.(مسنداحمد۲/۱۲)
  •  إِذَا خَرَجَ ثَلاَثَةٌ فِى سَفَرٍ فَلْيُؤَمِّرُوا أَحَدَهُمْ. هرگاه سه نفري به سفر رفتند، بايد دو تنشان يکي را بر خود امير سازند. ( شعيب الأرناؤوط، تخريج مشكل الآثار ۴۶۱۹)

ابن تيميه در شرح این حدیث می گوید: فَأَوْجَبَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ تَأْمِيرَ الْوَاحِدِ فِي الِاجْتِمَاعِ الْقَلِيلِ الْعَارِضِ فِي السَّفَرِ تَنْبِيهًا بِذَلِكَ عَلَى سَائِرِ أَنْوَاعِ الِاجْتِمَاعِ. آنحضرت – صلى الله عليه وسلم – امير گردانيدن يک نفر را در اجتماع کوچک مؤقتي در سفر واجب گردانيده، تا بدين ترتيب به انواع اجتماعات ديگر اشاره فرمايد.( مجموع الفتاوی۲/۳۹۱)

امام شوکانی هم در شرح این روایت می فرماید: وَإِذَا شُرِّعَ هَذَا لِثَلَاثَةٍ يَكُونُونَ فِي فَلَاةٍ مِنْ الْأَرْضِ أَوْ يُسَافِرُونَ فَشَرْعِيَّتُهُ لِعَدَدٍ أَكْثَرَ يَسْكُنُونَ الْقُرَى وَالْأَمْصَارَ وَيَحْتَاجُونَ لِدَفْعِ التَّظَالُمِ وَفَصْلِ التَّخَاصُمِ أَوْلَى وَأَحْرَى. و در ادامه همین مطلب می فرماید: إنَّهُ يَجِبُ عَلَى الْمُسْلِمِينَ نَصْبُ الْأَئِمَّةِ وَالْوُلَاةِ وَالْحُكَّامِ(نیل الاوطار۹/۱۵۷) قطعا برمسلمین نصب امامان و ولاه امور(امورداران) و حاکمان واجب است.

 فقیه زاهد ابوالمعالی الجوینی ملقب به إمام الحرمين (المتوفى: ۴۷۸هـ)می فرماید: فَنَصْبُ الْإِمَامِ عِنْدَ الْإِمْكَانِ وَاجِبٌ. تعيين و گماشتن امام(مراد امامت زمینی وشورایی تعین شده ازجانب مردم با شورای حل و عقد است)عندالامکان واجب است. (غياث الامم۱/۱۵٫باب حکم نصب الامام)

امام أبو الحسن علي بن محمد بن محمد بن حبيب البصري البغدادي، الشهير بالماوردي (المتوفى: ۴۵۰هـ) يا امام ماوردی می فرماید: وَعَقْدُهَا لِمَنْ يَقُومُ بِهَا فِي الْأُمَّةِ وَاجِبٌ بِالْإِجْمَاعِ وَإِنْ شَذَّ عَنْهُمْ الْأَصَمُّ. عقد امامت براي کسي که مسئوليت آن را به دوش ميگيرد، به اجماع امت واجب است، هرچند اصم به تنهايي با آن مخالفت کرده است. و امام ماوردی در تعریف امامت برای مسلمین می فرماید: الْإِمَامَةُ: مَوْضُوعَةٌ لِخِلَافَةِ النُّبُوَّةِ فِي حِرَاسَةِ الدِّينِ وَسِيَاسَةِ الدُّنْيَا. (الاحكام السلطانیه۱/۵) امامت براي جانشيني مقام نبوت، در پاسداري دين و سياست دنيا ( از جانب مردم و یا اهل حل و عقد) تعیین گرديده است.

پس داشتن امام و رهبر برای مسلمین یک واجب است هر چند مذهب این امام مخالف مذهب ما باشد. همچنانکه مذهب امام زمان ابوحنیفه و احمد بن حنبل و ابن تیمیه و… مخالف مذهب آنها بود.

امام کنونی من و تو در دارالاسلام ایران بر اساس منهج اهل سنت و جماعت، آیت الله خامنه ای است چه دوست داشته باشی چه نداشته باشی، همچنانکه امام کنونی مسلمین افغانستان مولوی هبه الله است و باید در غییر معصیت الله از آنها اطاعت شود.

با اهل جماعت شدن به سوی میدانهای جهاد بشتاب

با اهل جماعت شدن به سوی میدانهای جهاد بشتاب

به قلم: فاروق سنندجی

اگر می بینی که کفار سکولار صهیونیست چه بر سر مسلمین شافعی مذهب غزه می آورند و تو فقط تماشاچی هستی در حالی که می بینی دارالاسلام ایران پرچمدا جبهه ی مقاومت بر علیه آمریکا و ناتو صهیونیستهای سکولار است،

اگر می بینی که احزاب سکولار و مرتد محلی با قدرت اسلحه و ترور و ارعاب و با قدرت رسانه ای قوی که کفار سکولار جهانی در اختیار آنها قرار داده اند نه تنها عقاید و ایمان شما را مورد حمله قرار داده بلکه فرهنگ و موجودیت شما را نیز تهدید می کنند در حالی که می بینی تنها دارالاسلام ایران است که مانع حاکمیت اینها بر تو شده

اگر می بینی که رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز در مورد جنگ با سکولاریستها(مشرکین) می فرماید: جَاهِدُوا الْمُشْرِكِينَ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَأَلْسِنَتِكُمْ[۱] با مال و جان و زبان تان با سکولاریستها (مشرکین) جهاد کنید.

اگر می دانی که جهاد تنها زمانی بر رسول الله صلی الله علیه وسلم واجب شد که دارای جماعت واحد شدند و جماعت واحد شدن با رهبریتی واحد مقدمه ی جهاد است همچنانکه وضو مقدمه ی نماز است…

تا چه وقت مَیل به اهل جماعت شدن و جهاد با این کفار سکولار جهانی و محلی  به رویاها و افکار شخصی ات محدود می شود؟

تا چه زمانی این آرزو به اشک شرمساری که با دیدن فجایع مسلمانان می ریزید محدود می شود؟

یا با شور و شوق موقت در هنگام گوش دادن به نشید یا شعر

تا چه وقت عشق به جهاد با آمریکای سکولار و مزدورانش فقط مثل کاری باقی می ماند که در کنار سایر مشاغل خود انجام می دهید و اوقات فراغت خود را با آن می گذرانید؟

ای کسانی که در آمدن به جهاد با آمریکا و مزدورانش تردید دارید!

به سوی عبادتی بیایید که با هیچ عبادتی قابل مقایسه نیست  پس بیا تا شاهد مرگی باش که رسول الله صلی الله علیه و سلم سه بار آرزو کرد و فرمود:  وَالَّذِی نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِیَدِهِ، لَوَدِدْتُ أَنِّی أَغْزُوَ فِی سَبِیلِ اللهِ فَأُقْتَلَ، ثُمَّ أَغْزُوَ فَأُقْتَلَ، ثُمَّ أَغْزُوَ فَأُقْتَلَ. [۲] دوست داشتم كه در راه الله جهاد كنم و سپس كشته شوم و دوباره جهاد كنم و دوباره كشته شوم و دوباره جهاد كنم و دوباره كشته شوم.

موانع را بشکنید! از مرزها عبور کن! و اجازه نده اختلافات ریز مذهبی شیعی – سنی برای تو مانعی درست کند

و به سوی بهشتی بدوید که از هر جهت به وسعت آسمان و زمین است که الله سبحانه و تعالی برای بندگان شهیدش آماده کرده است

و این در خاورمیانه ممکن نیست مگر با پیوستن به جبهه ی مقاومت تحت پرچم دارالاسلام ایران.

با اهل جماعت شدن خودت را مشمول این حدیث کن تا همه ی امورت خیر باشد و عاقبت به خیر شوی که  رسول الله ﷺ :می فرماید: « عَجَبًا لأَمْرِ المُؤْمِنِ، إنَّ أمْرَهُ كُلَّهُ خَيْرٌ، وليسَ ذاكَ لأَحَدٍ إلَّا لِلْمُؤْمِنِ، إنْ أصابَتْهُ سَرَّاءُ شَكَرَ، فَكانَ خَيْرًا له، وإنْ أصابَتْهُ ضَرَّاءُ، صَبَرَ فَكانَ خَيْرًا له»[۳] . شگفتا از حال مؤمن که همه ی اوضاع و احوالش برای او خير است و کسی جز مؤمن، چنين وضعی ندارد: اگر با امر خوشايندی مواجه شود، شکر می کند و اگر دچار زيان و امر ناگواری گردد، صبر می نمايد؛ و اين برای او خير است.

پس به شما می گویم رحم کنید به خودتان، به خودتان رحم کنید!

شما محروم هستید از این نعمت (جهاد)، از این نعمتی که مجاهدین اهل جماعت از آن برخوردار هستند چون جاهلیت و هوای نفس به تو اجازه نمی دهد اهل جماعت شوی …


[۱] أخرجه أبو داود (۲۵۰۴)، وأحمد (۱۲۲۶۸) واللفظ لهما، والنسائي (۳۰۹۶) باختلاف يسير

[۲]  البخاري ۳۱۲۳ / مسلم ۱۸۷۶

[۳]  مسلم ۲۹۹۹ / الألباني، صحيح الجامع  3980

تأثیر مستقیم وحدت بر زندگی درونی و ظاهری مسلمین

تأثیر مستقیم وحدت بر زندگی درونی و ظاهری مسلمین

به قلم: محمد اسامه

خطرناکتر از بمب اتم و تجهیزات نظامی و تکنولوژیهای پیشرفته برای کفار اتحاد و وحدت اسلامی ما و تشکیل دارالاسلام و جماعت در ایران بوده است و الحمدلله این اتحاد و دارالاسلام ما پابرجاست، یک لحظه از  جماعت و دارالاسلام و اهل جماعت شدن غافل نخواهیم بود، با خونمان آبیاریش خواهیم کرد تا اینکه شاخ و بر گهایش بر این کره خاکی سایه افکند. باذن الله

 اگر مجتمعی اسلامی را دیدی که در آن با وجود تفاوتهای مذهبی و حتی قومیتی از هر گونه درگیری مذهبی و نژادی پرهیز می کنند، و با اطاعت از الله و رسولش صلی الله علیه وسلم در حفظ وحدت و پرهیز از منازعه و تفرق اسباب« فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ريحُکُمْ» را فراهم نکرده اند، بدانید که قدرت و شکوه و حتی معنویت و شادی و طراوت هم در میان آنها بیشتر است.

بعد از اینهمه جنایات دشمنان و تاراج منابع مادی و حتی تهاجم بر عقاید و فرهنگ مسلمین، وحدت اسلامی همان چیزی است که هم اکنون دنیای اسلام به شدت نیازمند آن است. زمانی که مسلمین با هم متحد می شود قدرتی به وجود می آید که باعث دلگرمی آنها شده و مرعوب دشمنان نمی گردند.

اگر می بینی که فلان مسلمان یا فلان گروه و جماعت و حکومت و ملت مرعوب کفار سکولار و اشغالگر خارجی شده است به دلیل این است که در دام تفرق افتاده و احساس سستی و تنهائی و بی پشتیبانی می کند . اولین تأثیرات این تفرق بر آنها این است که باطنش را تهی می کند و به گونه ای بی ابهت می گردد که الله تعالی تحت عنوان «تَذْهَبَ ريحُکُمْ» از آن نام می برد.

 زمانی که مسلمین با قدرت وحدت اسلامی به هم دلگرم می شوند به تدریج ترس و رعبی که در قلب مسلمین جای می گیرد از بین رفته و احساس قدرت و شکوه و عزت نفس و نشاط به آنها دست می دهد و با این قدرتی که تولید کرده اند ترس به دل دشمنان الله و مسلمین منتقل می گردد و الله تعالی به تولید چنین ترسی در دل دشمنان امر می کند و می فرماید: تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ۚ (انفال/۶۰)

 تا به حال از خود پرسیده ای که در چه مسیری در حرکت هستی ؟ در مسیر وحدت و اهل جماعت شدن  با آنهمه ثمراتی که برای خودت و سایر مسلمین دارد ؟ یا در مسیر تفرق که آنهمه مصیبت برای خودت و سایر مسلمین به ارمغان آورده است؟

آیا زمان آن فرا نرسیده  که به هوش بیائیم ؟

تنها راه اهل جماعت شدن  یا هم جبهه ای شدن با جماعت است

تنها راه اهل جماعت شدن  یا هم جبهه ای شدن با جماعت است

به قلم: سید منیر غله کائی

بسم الله والحمدلله والصلاة والسلام على رسول الله وعلى آله وصحبه ومن والاه

بسیاری از مومنین می پرسند چرا برایمان فقط شعار مانده و خون جگر خوردن؟ چرا یک میلیارد و هشت صد میلیون مسلمان نمی توانیم با کمتر از ۵ میلیون صهیونیست سکولار جنگ کنیم و….؟

قال الله جل وعلا: ﴿وَٱعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ ٱللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُواْۚ﴾

وقال النبي صلى الله عليه وسلم: المسلِمُ أخو المسلِمِ، لا يَخونُه ولا يَكذِبُهُ ولا يَخذُلُه، كُلُّ المسلِمِ على المسلِمِ حَرامٌ؛ عِرضُهُ ومالُهُ ودَمُهُ، التَّقوى هاهنا، بحسْبِ امرئٍ من الشرِّ أن يَحقِرَ أخاهُ المسلِمَ”

برادر مسلمانم : در فکر تفرقه اندازی در صف مسلمین مباش؛ هرجا تفرقه اندازان را دیدی آنها را دعوت به سوی وحدت صف کن!

برادر مجاهدم: به منهج ابوالقاسم پیش برو؛ در فکر این باش که چطور بتوانی صف مسلمین را بیشتر بسازی و صف کفار را ازهم بشکنی!

برادر موحدم : هرگز در فکر مذهب بازی و احزاب بازی وقوم بازی مباش؛ به فکر این باش که به برادران مسلمانت منهج درست، عقیده توحید ولاء وبراء را تعلیم بدهی!

برادر مؤمنم: امروزه کفار ومنافقین می‌خواهند مسلمین را درگیر جنگ های مذهبی و قومی کنند اما تو هرگز این اجازه را به آنها نده!

ای امت اسلام: تا چی زمان فریب منافقین را می‌خورید؛ تا چی زمان باعث روشن ساختن آتش تفرقه می‌شوید!

ای امت مسلمه : بیایید در فکر این باشیم که چطور صف مسلمین را یكي بسازیم و چطور بتوانیم مناطق اشغال شده را آزاد نماییم، و به شرع الله حکم کنیم!

اگر همه با چشم سر نگاه کنیم می بینیم که تنها جبهه تحت حمایت دارالاسلام ایران است با صهیونیستهای سکولار جهاد می کند و بقیه مسلمین فقط تماشاچی هستند و خون دل می خورند.

چرا خون دل خوردن؟ اگر امارت اسلامی درهای جهاد را بسته کرده اما درهای جهاد در دارالاسلام ایران باز است.

بیا برای جهاد با آمریکا و متحدین آمریکا یا اهل جماعت دارالاسلام ایران شو یا و در جبهه دارالاسلام ایران قرار بگیر اگر صادق استی و با صهیونیستها و آمریکائیان و ناتو سکولار وارد جهاد شو.

به قول شیخ اسامه: آمریکا سر افعی است.

سنگر جنگ روانی و روشنگری با زبان سنگری از سنگرهای جهاد

سنگر جنگ روانی و روشنگری با زبان سنگری از سنگرهای جهاد

به قلم: سلیمان ژاورودی  

در میان جامعه ی ما برای اولین بار در تاریخ باستان و پس از اسلام، مردم ما شاهد گرایش عده ای از مردم جاهل به عقاید سکولاریستی هستند.

این آفتها و این لکه هیا چرکین بر تاریخ و دامان بعضی از خانواده ها تا کنون مسبب مصیبتهای زیاید بر مردم ما بوده اند که نزدیکترین آن، اغتشاشاتی بود که در سال ۱۴۰۱ش به راه انداختند که طی آن بار دیگر مردم ما جنایات احزاب سکولار کومله ها و دمکراتها در اوایل انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ش را در شکل کوچکتری تجربه کردند.

این هرزه های سکولار قصد دارند این جسد مرده و متعفن هرزگی را بار دیگر زنده کنند، با آنکه چنین غیر ممکن است با این وجود  لازم است ما در برابر این سکولاریستها موضع گیری شرعی داشته باشیم و بی تفاوت نباشیم.

سکولاریسم عقاید مشرکین باستان و حال بوده است که امروزه تحت عنوان سکولاریستها ابراز وجود کرده اند. مثل هم جنس بازها تنها اسمشان عوض شده و گرنه ماهیت همان است که از گذشته های دور تا کنون وجود داشته است.

هم اکنون سکولاریستها که در منابع فقهی ما تحت عنوان مشرکین یا احزاب از آنها نام برده اشده است در خط مقدم و صف اول جهاد با مومنین و تمام پیروان صادق شریعتهای آسمانی هستند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم در جهاد با این سکولاریستها می فرماید: جاهِدوا المشرِكينَ بأموالِكُم، وأنفسِكم، وألسنتِكُم. [۱] با سکولاریستها با مالهایتان و جانهایتان و زبانهایتان جهاد کنید.

پس رسانه سنگر مهم و بزرگی از سنگرهای جهاد با کفار سکولار است.

این بخش نیاز به افراد با همت، صبور، با عزم و اراده فولادین دارد که در برابر جنگ رسانه‌ای گسترده و فراگیر دشمنان بایستند.

مهمترین وظایف مجاهدین رسانه:

  1. بیان منهج صحیح اسلامی
  2. دعوت به وحدت و اهل جماعت شدن
  3. تمرکز بر سکولاریستها و متحدین آنها به عنوان دشمنان اصلی
  4. بالا بردن همت و روحیه مسلمان
  5. نشر اخبار و فتوحات مجاهدین اهل جماعت  
  6. دعوت حکیمانه به هدایت ربانی
  7. توصیه به صبر و ثبات
  8. نشر میراث علمی بزرگان
  9. و …

ای اصحابِ رسانه بدانید که رباط شما در این سنگرِ مهم و بزرگ جبهه ی دشمنان سکولار و اهل بدعت و اهل تفرق را آزار می دهد.

با اینکه جبهه ی دشمنان از نظر قدرت نظامی و تسلیحاتی قدرتمند تر اند اما بازهم شکست خورده میدان اند.

برای جبران شکست های پی در پی در مقابل مجاهدینِ میدان، روی به جنگ رسانه آورده اند و حقایق را وارونه جلوه می دهند.

بنابراین باید باشند گروهی از شما تا در مقابل دشمنان قسم خورده اسلام در این سنگر مهم هم صف آرایی کنند و به دشمن اجازه نفوذ ندهند.

نیک بدانید جهاد و رباط در سنگر رسانه از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است و فعالیت های شما دشمنان دین و عقیده را به شدت آزرده خاطر ساخته است.


[۱]  أبو داود (۲۵۰۴) أحمد (۱۲۲۶۸) النسائي (۳۰۹۶)

در برابر سکولاریستها و سکولار زده ها و عادی سازی گناه بایستیم

در برابر سکولاریستها و دارودسته ی منافقین و عادی سازی گناه بایستیم

به قلم: کیوان مریوانی

آنچه بیشتر از گناه به شخص و جامعه ضربه می زند قبح شکنی و عادی سازی گناه است. یعنی شخص انجام گناه در جلو چشمش برایش عادی می شود و حساسیتی نسبت به آن نشان نمی دهد و اگر و اگر کسی به او هشدار دهد، تعجب می‌کند و خیال میی کند چنین شخصی تندرو و افراطی است.

کفار سکولار در قالب سریالها و فیلمهای مختلف در ماهواره ها و فضای مجازی چنین طرحی را که قبلا در میان جوامع نصرانی و یهودی آزمایش کرده و به موفقیت رسیده اند در میاین مسلمین پیاده کنند تا در قالب «آزادی های شخصی» انواع مفاسد را به تدریج در جامعه عادی کرده و سپس تبدیل به قانون کنند.

این جنگی روانی و تبلیغی آشکاری است که قبل از جنگ مسلحانه شروع شده است و بر اساس سخن رسول الله صلی الله علیه وسلم که می فرماید: جَاهِدُوا الْمُشْرِكِينَ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَأَلْسِنَتِكُمْ .[۱]با مال و جان و زبان تان به جهاد سکولاریستها بروید. مومنین باید در برابر این جنگ روانی کفار سکولار فعالیت‌ تبلیغی شان را در شبکه‌های اجتماعی بیشتر کنند تا صدای‌شان رساتر از کفار سکولار و دارودسته ی منافقین باشد.

ما باید در برابر تهاجمات کفار سکولار و سکولار زده های محلی یک جریان فراگیر به وجود بیاوریم و اندیشه‌های انحرافی که از هر جهت بر سر مردم ما باریده و قصد دارند فرصتی برای گسترش و تأثیرگذاری بر افکار عمومی پیدا می‌کنند را خنثی کنیم تا با قانون شریعت الله تعادل و ثبات عقیدتی و فکری و رفتاری جامعه را حفظ کنیم.

این جریان باید در قدم اول مسلمین را به «اهل جماعت شدن» و پرهیز از تفرق دعوت کند و سپس با تمرکز بر سکولاریسم به عنوان دشمن شماره یک خود وحدت فکری و اجماع حرکتی به وجود بیاوریم و با تمرکز بر هزاران مشترکات اسلامی که داریم خواسته‌ها و اهداف شرعی مسلمین را برآورده کنیم.

نبود این وحدت، نهضت‌ها را در معرض خطر انحراف از مسیر اصلی خود قرار می‌دهد و آن را به نزاع‌ و جنگ‌ داخلی تبدیل و از محتوای اصلی و اهداف والایش تهی می‌کند.

از این رو، اهمیت امنیت فکری به عنوان یک عنصر اساسی برای محافظت از جامعه در برابر تفرق و انحراف آشکار می‌شود و این مهم تنها با وجود یک جریانِ اصلیِ قوی که نمایانگر ارزش‌های مشترک و اصول عالی باشد و به عنوان یک مرجع فکری و فرهنگی برای افراد جامعه عمل کند، محقق می‌شود.

این جریان باید قادر به جذب تنوع فکری و پذیرش تفاوت‌ها زیر چتر تحمل و احترام متقابل باشد، بدون اینکه فرصتی برای اندیشه‌های انحرافی فراهم کند که بذر فتنه و تفرقه بکارند.

جریان مبارزه با سکولاریسم و سکولاریستها می تواند تمام مومنین اهل جماعت را با هم متحد و یک جهت کند، چون بر اساس فقه هر یک از مذاهب اسلامی به سکولاریسم و سکولاریستها نگاه شود یک نتیجه می دهد.

این حرکت اگر صادقانه صورت پذیرد به سادگی می تواند در برابر تهاجمات فکری و جنگ روانی سکولاریستها بایستد و مانع عادی سازی گناه و جرم در میان مسلمین شود.


[۱]  أبو داود۲۵۰۴ / أحمد ۱۲۲۶۸/ نسائي ۳۰۹۶

چه کسی تصور می کرد جبهه ی مقاومت به چنین جایگاهی برسد؟

چه کسی تصور می کرد جبهه ی مقاومت به چنین جایگاهی برسد؟

به قلم: مسعود سنه ای

صحنه هایی از جنایت و تنهائی مسلمین که ما چند ماه است در غزه مشاهده می کنیم در زمانهای مختلف برای مسلمین در اندلس و خراسان و ایران و غرب آفریقا و مالی و سومالی و بوسنی و هرزگوئین و غیره تکرار شده است.

زمانی که مسلمین اندلس که در حال قتل عام شدن توسط صلیبی ها بودند و از حکومت ممالیک مصر و از حکومت عباسیان درخواست کمک می کردند کسی به داد آنها نرسید.

زمانی که مسلمین ترکستان و خراسان و ایران به مدت بیشتر از ۴۵ سال در حال قتل عام شدن توسط مغولهای سکولار بودند باز نه حکومت عباسی به داد آنها نرسید و نه اجازه داد کسی به دادشان برسد.

به همین شکل ما قرنهاست شاهد چنین فجایعی بوده ایم تا اینکه در عصر حاضر مومنین مجاهد داوطلب جهت یاری مظلومین به میدانهای جهاد هجرت کرده اند اما مهمتر از همه تشکیل جبهه ای است که با پرچمداری دارالاسلام ایران تحت عنوان جبهه ی مقاومت شکل گرفته که بر «سرافعی» یعنی آمریکا و متحدین آن چون رژیم صهیونیستی و ناتو و مزدوران حاکم بر سرزمینهای اسلامی تمرکز کرده است.

اگر امروز ابوعبیده در پیام خودش از ایران و سایر اعضای جبهه ی مقاومت  سخن می گوید، و اگر مسلمین مجاهد غزه و فلسطین و تمام دنیای بیدار از این جبهه تجلیل می کنند نشان می دهد که این جبهه، با تمرکز بر قرآن هدایتگر و شمشیر یاری دهنده در حال حرکت است.

ابوعبیده و سنوار و سایر رهبران جهاد اسلامی و حماس که در زیر ضربات وحشیانه ی کفار سکولار صهیونیست و متحدین آنها هستند و عزیزان خود را روزانه از دست می دهند و خودشان هم هر لحظه منتظر شهادت و دیدار با الله هستند با اخلاق و منهجی که دارند در مورد اعضای جبهه ی مقاومت دروغ نمی گویند و درباره خوابهای پریشان صحبت نمی کنند، بلکه به فضل الله در مورد یک قدرت بزرگ ریشه دار برای مومنین دنیا صحبت می کنند که اگر مومنین بخواهند بعد از الله بزرگترین حامی و پشتیبان آنها به وجود آمده است چون: هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ (انفال/۶۲) اوست که به نصرت خود و یاری مؤمنان تو را قدرتمند و مؤیّد و منصور و یاری رساند. الله به وسیله ی مومنین ما را یاری می دهد، اگر همه تماشاچی باشند الله با چه کسی مظلومین را یاری دهد؟  

این جبهه و جماعتی است که ما باید اهل آن شویم و از آن پاسداری و مراقبت کنیم و درخت آن را با خون و اجساد و فدارکاری هایمان سیراب کنیم، تا هدف نهایی جهاد محقق شود و وعده الله در پیروز گردانیدن مومنین بر دشمنانشان آشکار شود و ثمره ی جهاد مومنین آنی باشد که الله به آن راضی باشد نه اینهمه شکست و ذلیلی و جنگیدن در جبهه ی دشمنان.

سایه ی این جبهه باید تمام سرزمینهای اسلامی تحت اشغال کفار را فرا بگیرد. این، نعمت و ابزار و سببی است که امروز الله در اختیار ما قرار داده و با این نعمت و وسیله مورد آزمایش و غربالگری قرار می گیریم و صفوفمان متمایز می شود.

امروزه کسی با چند نفر نمی تواند بگوید مستقل عمل می کنم، چه بخواهد چه نخواهد یا در جبهه ی مقاومت قرار می گیرد یا در جبهه ی آمریکا و ناتو و سایر کفار؛ حتی اگر مثل داعش هم به پیش رود باز تنها قادر به عملیاتهای ایزائی است که نه خروجی عملیاتهای آن به نفع مومنین است، نه آنچه الله در فتح برای مجاهدین اهل جماعت وعده داده است محقق می شود.

جبهه ی مقاومت با تمرکز بر قرآن هدایتگر و با تمرکز بر هزاران نقاط مشترکی که داریم و با احترام گذاشتن به مختصات مذهبی اعضای این جبهه توانسته در این جهاد نسلی تربیت کند که امید است به خواست الله زمین را فتح نماید و وعده الله را محقق گرداند.

قطعا راه حق را تنها کسی درک می کند که الله هدایتش داده باشد، و این راه در نظر منافقان و اهل گمراهی راه و مسیری صعب العبور و ناممکن و راه هلاکت و نابودی است .

چه کسی تصور می کرد حماس و جهاد اسلامی نزدیک به ۳۵۰ روز در برابر صهیونیستهای سکولاری مقاومت و جهاد کند که کل کشورهای عربی با آنهمه نیرو و تجهیزات تنها ۶ روز دوام آوردند؟ چه کسی تصور می کرد که اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن مستقیماً آمریکا و رژیم صهوینستی و متحدین آنها را مورد حمله قرار دهند و..

  اولین گام مبارک را دارالاسلام ایران برداشت و خیر و برکتش این چنین فراگیر شد، و این راه تنها راه و مسیری است که موفقیت خود را ثابت کرده است زیرا از سرچشمه قرآن و قدرت اتحاد تمام مسلمین سیراب شده است.

در مسیر حرکت رو به جلو دارالاسلام ایران به حکومت اسلامی بر منهاج نبوت عجله نکنیم

در مسیر حرکت رو به جلو دارالاسلام ایران به حکومت اسلامی بر منهاج نبوت عجله نکنیم

به قلم: مسعود سنه ای

انقلاب اسلامی سال ۵۷ ایران در وضعیتی اتفاق افتاد که نه تنها مردم ایران بلکه اکثریت مطلق سرزمینهای اسلامی تحت اشغال کفار سکولار جهانی قرار گرفته بودند و در نوعی خلاء هویتی و محرومیت تحمیلی فکری و سپس اقتصادی قرار گرفته بودند.

انقلاب ایران در همان قدم اول باعث فروریختن ابهت پوشالی آمریکا و متحدینش و سپس باعث بیداری ملتهای مختلف اسلامی و ایجاد اعتماد به نفس در میان مسلمین شد به نحوی که کل نظام کفری آنزمان به رهبری آمریکا و شوروی و تمام دول خائن عرب منطقه و خائنین محلی چون گروه رجوی و کومله ها و دمکراتها و… از کانال صدام حسین سعی در نابودی این انقلاب کردند اما با آنهمه تکنولوژی و امکاناتی که داشتند این جبهه ی گمراهی و توحش با تمام جنایات و توحشی که آفریدند شکست خورده و به نتیجه ی دلخواه خود نرسیدند.

مردم ما در این دوران بدترین جنایات را توسط این جبهه متحمل شد اما با پشت سر گذاشتن این دوران، پیشرفت رعد آسای قدرت نظامی و علمی ایران شروع و به جای رسیده که هم اکنون دارالاسلام ایران قدرت برتر خاورمیانه شده است و همچنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم با اتحاد داخلی و سپس با متحد شدن با کفار یهودی اطراف مدینه و نصرانی های نجران و مجوس الاحساء و مشرکین بنی خزاعه و بنی ضمره و…  جهت تمرکز بر دشمن اصلی یک جبهه ی واحدی در برابر کفار مشرک قریش تشکیل داده بود و در نهایت به ثمرات این جبهه و نابودی دشمن اصلی و فتح مکه رسید، دارالاسلام ایران نیز با تشکیل جبهه ی مقاومت از یمن تا غزه و با اتحاد با کفار روسی و چینی، بر دشمن اصلی یعنی آمریکا(قریش مشرک زمان) تمرکز کرده است و در مسیر پیروزیی قرار گرفته است که رسول الله صلی الله علیه وسلم در آن قرار گرفته بود، اما عده ای عجله می کنند.

خبّاب رضی الله عنه می گوید: شکایت خود را نزد پیامبر صلی الله علیه و سلم بردیم – در حالی که او در سایه کعبه به بالش خود تکیه داده بود – به او گفتیم: آیا برایمان طلب یاری نمی کنی؟ آیا برایمان دعا نمی کنی؟

پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود : قدْ كانَ مَن قَبْلَكُمْ، يُؤْخَذُ الرَّجُلُ فيُحْفَرُ له في الأرْضِ، فيُجْعَلُ فيها، فيُجاءُ بالمِنْشارِ فيُوضَعُ علَى رَأْسِهِ فيُجْعَلُ نِصْفَيْنِ، ويُمْشَطُ بأَمْشاطِ الحَدِيدِ، ما دُونَ لَحْمِهِ وعَظْمِهِ، فَما يَصُدُّهُ ذلكَ عن دِينِهِ، واللَّهِ لَيَتِمَّنَّ هذا الأمْرُ، حتَّى يَسِيرَ الرَّاكِبُ مِن صَنْعاءَ إلى حَضْرَمَوْتَ، لا يَخافُ إلَّا اللَّهَ، والذِّئْبَ علَى غَنَمِهِ، ولَكِنَّكُمْ تَسْتَعْجِلُونَ.[۱] قبل از شما افرادی بودند، که زمین را برایش حفر می کردند و در آن می گذاشتند، و ارّه ای می آوردند و بر سرش قرار می دادند و او را دو نصف می کردند اما این کار او را از دینش باز نمی داشت، و شانه های آهنین را در گوشت و استخوانش فرو می بردند اما این کار او را از دینش باز نمی داشت، سوگند به الله این موضوع بزودی خاتمه می یابد، تا اینکه فرد سواره از صنعا تا حضرموت سفر می کند و هیچ ترسی ندارد مگر از الله ، یا ترس از گرگ نسبت به گوسفندانش، اما شما عجله می کنید.

برای انسانی که قصد رسیدن به مکه دارد مهم این است که در مسیر صحیح قرار گرفته باشد، برای حاکمیتی هم که قصد دارد به حکومت اسلامی بر منهاج نبوت و بازگرداندن عزت و تمدن اسلامی دست پیدا کند مهم این است که در مسیر صحیح قرار گرفته باشد.

رشد یک حاکمیت مثل رشد یک انسان نیست، گاه چهل سال یک انسان با ۵ سال یک حاکمیت برابری نمی کند، پس اینکه ما مثل رسول الله صلی الله علیه و سلم و آنهمه صحابی از دنیا برویم و مومنین در زمان ابوبکر و عمر رضی الله عنهما به وعده هایی که رسول الله صلی الله علیه وسلم داده بود دست پیدا کنند مهم نیست، برای ما مهم این است که صبورانه مثل صحابه در مسیر صحیح حرکت کنیم و با الله معامله کنیم و بهشت را از الله بخواهیم همچنانکه الله می فرماید: إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ ۖ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ ۚ وَمَنْ أَوْفَىٰ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ ۚ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ ۚ وَذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (توبه/۱۱)


[۱]  بخاری ۶۹۴۳-۳۶۱۲