پاسخی شرعی و مختصر به شبهه ی سلفیون درباری نجدی در اطاعت از حکام

پاسخی شرعی و مختصر به شبهه ی سلفیون درباری نجدی در اطاعت از حکام

به قلم: ابوابراهیم هورامی

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «يَكُونُ بَعْدِي أَئِمَّةٌ لَا يَهْتَدُونَ بِهُدَايَ، وَلَا يَسْتَنُّونَ بِسُنَّتِي، وَسَيَقُومُ فِيهِمْ رِجَالٌ قُلُوبُهُمْ قُلُوبُ الشَّيَاطِينِ فِي جُثْمَانِ إِنْسٍ»، قَالَ: قُلْتُ: كَيْفَ أَصْنَعُ يَا رَسُولَ اللهِ، إِنْ أَدْرَكْتُ ذَلِكَ؟ قَالَ: «تَسْمَعُ وَتُطِيعُ لِلْأَمِيرِ، وَإِنْ ضُرِبَ ظَهْرُكَ، وَأُخِذَ مَالُكَ، فَاسْمَعْ وَأَطِعْ»[۱] «پس از من ائمه‌ای خواهند آمد که بر هدایت من نبوده و به سنت من عمل نمی‌کنند. در میان آنها مردانی خواهند بود که دارای قلب‌هایی همانند قلب شیطان در بدن انسان هستند. حذیفه می‌گوید: گفتم: یا رسول الله، اگر چنین زمانه‌ای را دریافتم، چه کنم؟ فرمود: از امیر حرف شنوی کرده و اطاعتش می‌کنی، حتی اگر تو را بزند و مالت را بگیرد باز هم بشنو و اطاعت کن».

در اینجا آشکار است که عبارت امیر آمده یعنی رهبر و پیشوا. در این صورت باید پرسید ولی امر مسلمین در شریعت اسلام چه کسی است؟ یا چه کسی به عنوان ولی امر تعیین می گردد؟

رسول الله صلی الله علیه وسلم در حج خداحافظی (الوداع) می فرماید: «…وَلَوِ اسْتُعْمِلَ عَلَيْكُمْ عَبْدٌ حَبَشِىٌّ يَقُودُكُمْ بِكِتَابِ اللَّهِ فَاسْمَعُوا لَهُ وَأَطِيعُوا»[۲] «… و هرگاه غلامی بر شما امیر شود که شما را به وسیلۀ کتاب خدا رهبری می‌کند، از او بشنوید و فرمان برید»

در این صورت شرط اطاعت به حکم کردن بر اساس کتاب و شریعت الله است همچنانکه باز به این لفظ از رسول الله صلی الله علیه وسلم نقل است که می فرماید: «اسْمَعُوا وَأَطِيعُوا وَإِنْ أُمِّرَ عَلَيْكُمْ عَبْدٌ حَبَشِىٌّ كَأَنَّ رَأْسَهُ زَبِيبَةٌ ما ٲقام فیکـم کتاب الله» «بشوید و فرمان برید هرچند غلامی حبشی بر شما امیر شود که سرش گویا دانه کشمشی است مادام که به کتاب الله بر شما فرمانروائی کرد.

یا به صراحت رسول الله صلی الله علیه وسلم در جای دیگری در مورد این امیران می فرماید : «فَاسْمَعُوا لَهُمْ وَأَطِيعُوا فِي كُلِّ مَا وَافَقَ الْحَقَّ» پس از ایشان بشنوید و فرمان برید در هرچه که با حق موافق است.

حق چیست؟ الله تعالی می فرماید: وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ ۖ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ ۚ (کهف/۲۹) بگو : حق (همان چیزی است که ) از سوی پروردگارتان (آمده) است (و من آن را با خود آورده‌ام و برنامه من و همه مؤمنان است) پس هرکس که می‌خواهد (بدان) ایمان بیاورد و هرکس می‌خواهد (بدان) کافر شود .

در این صورت: رهبر و ولی امر شرعی مسلمین تنها کسی است که بر اساس حقی که از جانب الله تعالی نازل شده جامعه را اداره می کند نه بر اساس قوانین کفری سکولاریستی و دموکراسی لیبرالها و کمونیستها.


[۱] رواه مسلم ۱۸۴۷٫ (۴۸۱۳).

[۲] رواە :مسلم برقم :۴۸۶۴ فی:[باب وُجُوبِ طَاعَةِ الأُمَرَاءِ فِي غَيْرِ مَعْصِيَةٍ وَتَحْرِيمِهَا فِي الْمَعْصِيَةِ ]

در امور عمومی و اجتماعی اهل تقوا هستی؟

 در امور عمومی و اجتماعی اهل تقوا هستی؟

به قلم: سیروان هه ورامی

غیر از امور شخصی و فردی یکی از مواردی که ما را به علائم وجود تقوا در اشخاص راهنما می گرداند تقوا در امور اجتماعی و عمومی و بخصوص در امور سیاسی است.

داشتن تقوا در این مسائلی که به دیپلماسی مومنین با دنیای خارج از درون خودش مربوط می گردد هم مهمتر است و مهم مشکلتر و هم خیلی اثر گذارتر جهت تبلیغ قانون شریعت الله به دیگران.
باید نگاه کنیم که ما نسبت به مسلمین و مومنین چه واکنش و قضاوتی داریم؟ آیا واکنش و عملکرد ما طبق قانون شریعت الله است یا طبق هوای نفس خودمان؟ علاوه بر این باید در سیاستها و دیپلماسی خود نسبت به دشمنان و کفار نگاه کنیم که آیا طبق قانون شرعیت است یا طبق هوای نفس و برداشتهای اشتباه؟

اگر طبق قانون شریعت الله با مسلمین و غیر مسلمین برخورد می کنیم و حتی قضاوت و گفتار ما نیز بر مبنای قانون شریعت الله است پس باید امیدوار باشیم که آثار پرهیز از گناه و اشتباه و گرایش به تقوا در امور عمومیو اجتماعی در ما به وجود آمده است .

تقوای در گفتار یعنی گفتن سخن درست و استواری که منطبق با قانون شریعت الله باشد و از هر گونه دروغ و بهتان و ظلمی پاک و مبرا باشد چنانچه الله تعالی می فرماید : یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِیداً ‏(احزاب /۷۰) ای مؤمنان ! از خدا بترسید ( و تقوای الله داشته باشید) و سخن حق و درست و استوار بگوئید.‏

در اینجا واضح است زمانی که یک مسلمان حنفی ، شافعی، سلفی، حنبلی، شیعه، مالکی، اخوانی، مکتبی و… نسبت به مسلمان مخالف خود یا نسبت به دشمنان کافر خود دچار تهمت و افتراء و حتی دروغگوئی می گردد و یا دچار توهین و بد دهنی و تکفیر نابجا می گردد درواقع از جاده ی تقوا و ترس از الله تعالی دچار انحراف و کجروی شده است .

پس نگاه کنیم که در مورد دوست و دشمن، مومنین و غیر مومنین گفتار، قضاوتها و اعمال ما چگونه است؟

اگر طبق قانون شریعت الله تعالی نسبت به مومنین « رُحَماءُ بَينَهُم» و « أَذِلَّةٍ عَلَى المُؤمِنينَ» و نسبت به کفار « أَعِزَّةٍ عَلَى الكافِرينَ » و « أَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ » هستیم باید امیدوار باشیم که نشانه هائی از تقوای الله تعالی در ما به وجود آمده و اگر بر خلاف این است باید در گفتار و کردار و قضاوتهای خود تجدید نظر کنیم.

شما تا به حال در این مسائل مهم طبق فرموده ی « حاسِبُوا اَنْفُسَکُم قبلَ اَن تُحاسَبُوا» خودت را مورد محاسبه قرار داده ای قبل از آنکه توسط خالق انسانها مورد محاسبه قرار گیری؟

آیا جزو زیرکها هستی و به محاسبه ی خودت می پردازی یا دلت را به آرزوهای باطل و خیالات خوش کرده ای؟ چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «الْكَيِّسُ مَنْ دَانَ نَفْسَهُ وَعَمِلَ لِمَا بَعْدَ الْمَوْتِ وَالْعَاجِزُ مَنْ أَتْبَعَ نَفْسَهُ هَوَاهَا وَتَمَنَّى عَلَى اللَّهِ»[۱] هوشیار و دانا کسی است که نفس خود را کنترل کند و برای بعد از مرگ آمادگی نماید. نادان و ناتوان کسی است که تابع هواهای نفسانی خود باشد و آرزوهای بی‏جا نسبت به خداوند داشته باشد.

شما جزو کدام دسته ای؟


[۱] رواه الترمذی و ابن ماجه

سکینه و اعتماد به الله ابزار درونی ما در جنگ با آمریکا و مزدورانش

سکینه و اعتماد به الله ابزار درونی ما در جنگ با آمریکا و مزدورانش

به قلم: کارزان شکاک

امروزه که مسلمین به صورت عام و جامعه ی ما به صورت خاص در معرض انواع جنگهای روانی و هویتی قرار گرفته اند، لازم است با بازگشت به خویشتن بار دیگر آرامش، سكینه، طمانینه و وقار را در خودشان به وجود بیاورند و به این شکل بار دیگر هویت واقعی اسلامی خودشان را پیدا کنند.

بدون شک آرامش و سکینه از اعتماد و حسن ظن به الله تعالی ناشی می شود. زمانی که از طریق شریعت الله اهداف شرعی خودت را انتخاب کردی و در راه رسیدن به این هدف تلاش می کنی درواقع دین الله را نصرت داده ای که نزدیکترین ثمره اش کسب عزت و نجات بندگان الله است. اینجاست که  خود را مشمول این قاعده و حکم الله تعالی کرده ای که می فرماید:

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُركُم وَيُثَبِّت أَقدامَكُم (محمد یا قتال /۷) ای مؤمنان ! اگر خدا را یاری کنید، خدا شما را یاری می‌کند (و بر دشمنانتان پیروز می‌گرداند) و گامهایتان را استوار می‌دارد (و کار و بارتان را استقرار می‌بخشد) .‏

اگر ما مسیر را درست برویم دارای سکینه و اعتماد و آرامشی می گردیم مثل اقیانوس عمیقی که هر بادی نمی تواند آنرا متلاطم و به هم بریزد . فقر و محاصره ی اقتصادی مثل شعب ابی طالب هم در چنین مومنی کارساز نیست.  محاصره ی نظامی مثل جنگ احزاب هم نمی تواند زره ای از اعتماد و اطمینان او به الله و وعده هائی که داده است کم کند.

اینجاست که مومنین می دانند که وعده ی الله تعالی بروبرگرد ندارد و قطعاً پیروزی با ماست حتی اگر ما ثمره ی این پیروزی را نیز مثل سمیه و یاسر و حمزه و …با چشم خود نبینیم، اما مطمئن هستیم که مسیری که داریم طی می کنیم و به دست سایر مومنین می سپاریم مسیر صحیحی است و در نهایت به اهدافمان می رسیم.

پس اینهمه جنگ روانی کفار سکولار جهانی و مزدوران محلی آنها به همراه شعبده بازی ها و سحر دارودسته ی منافقین دل شما را نلرزاند و شما را دچار شک و تردید نکند.

زمانی که به دور از تفرق و از کانال یکی از «۳ابزار» برتر در حرکتی شک نکن که باذن الله آینده قطعاً مال مومنین است و آمریکا و مزدورانش مسیر زوال و نابودی تدریجی را طی خواهند کرد.

آمریکا به عنوان قریش زمان رو دروی ماست، موضع شما چیست؟

آمریکا به عنوان قریش زمان رو دروی ماست، موضع شما چیست؟

به قلم: ابوعبدالله موکریانی

زمانی که آمریکا به عنوان قریش زمان اعلام کرد که جنگی صلبی را بر علیه مسلمین به راه انداخته است درواقع بیانگر توطئه و سناریوی وحشتناکی بود که عده ای از مسلمین را به دام انداخت.

همه می دانیم که معیار و ملاک برای اینکه تشخیص بدهیم که کشوری دارای چه نوع حکومتی است«قانون اساسی»[۱] آن کشور است. یعنی در این کشورها معیار «قانون اساسی» است نه کسانی که به دلایلی ممکن است دچار قانون شکنی شده و کارهائی بر خلاف قانون اساسی آن کشور انجام دهند.

در این صورت آمریکا کشوری است سکولار (مشرک) و همه می دانیم که مشرکینی مثل مشرکین قریش تابع قوانین هیچ یک از شریعتهای آسمانی نیستند . یعنی نه تابع قوانین نصرانیت هستند و نه یهودیت و نه شریعت پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم.

پس هدف از اینکه آمریکا اعلام می کند که جنگی صلیبی را بر علیه فلان مذهب یا حکومت یا جریان اسلامی خاص راه انداخته است و در کنارش می گوید که با اسلام مشکلی ندارد و تنها با فلان فرقه و قدرت اسلامی مخالفیم، چیست؟

 هدف این است که شریعتهای آسمانی را به هم مشغول نموده و به عنوان یک ابزار از نصرانیت و مسلمین مخالف  خود استفاده نموده و به مسلمین هم بگوید اگر خشمی دارید بر سر نصرانی ها و ان دسته از مسلمینی خالی کنید که فریب خورده اند نه بر سکولاریستها و به این شکل از سکولاریستها محافظت می شود.  

در اینجاست که مسلمین فریب خورده به همراه نصرانی های فریب خورده  دشمن اصلی یعنی سکولاریستها(مشرکین) و رئیس سکولاریستها و قریش زمان یعنی آمریکا را رها می کنند و این دشمن اصلی هم با خیال راحت به همراه مزدوران سکولارش به جنایات و غارت مسلمین می پردازد.

آیا وقت آن نرسیده که غافل ترین مسلمان هم به خود آید و دشمن اصلی تمام شریعتهای آسمانی را هدف گیرد؟

برادر و خواهر مسلمانم : آمریکا به عنوان قریش زمان رو دروی ماست و لحظه ای نیست که خونی از مسلمین نریزد و ناموسی را پایمال نکند و منطقه ای را ویران نکند؛ آیا وقت آن نرسیده که بیدار شوی و دست از تفرق و درگیر یهای داخلی برداری و بر این دشمن اصلی تمرکز کنی ؟


[۱] أبو يعلى الحنبلي -رحمه الله می گوید:  وكل دار كانت الغلبة فيها لأحكام الإسلام دون أحكام الكفر فهي دار إسلام، وكل دار كانت الغلبة فيها لأحكام الكفر دون أحكام الإسلام فهي دار كفر (المعتمد في أصول الدين .ص:۲۷۶ )./  ابن مفلح الحنبلي -رحمه الله- نیز می گوید : فكل دار غلب عليها أحكام المسلمين فدار الإسلام، وإن غلب عليها أحكام الكفار فدار الكفر، ولا دار لغيرهما ( الآداب الشرعية  1/212).

تاثیرات سختی راه و دادن قربانی در ایمان و اراده ی مومنین

تاثیرات سختی راه و دادن قربانی در ایمان و اراده ی مومنین

به قلم : ابوعبدالله جاف جوانرو

زمانی که ام المومنین خدیجه رضی الله عنها جریان بعثت رسول الله صلی الله علیه وسلم را به پس عمویش، ورقه بن نوفل که مردی بود در جاهلیت نصرانی شده بود، گفت؛ ورقه بن نوفل آینده ای که در انتظار رسول الله صلی الله علیه وسلم بود را پر از خطر و دشواری و سختی و… پیش بینی کرد. چون با آنچه از داستان پیامبران در انجیل خوانده بود می توانست بگوید که چه چیزی برای چنین منادیانی اتفاق خواهد افتاد؛ و ما دیدیم که مشرکین (سکولاریستها)ی قریش جه جنایاتی مرتکب شدند و سرانجام آنها نیز چه شد.

هم اکنون نیز اگر می بینیم که مؤمنین حوادث تلخ و فشارهای دشمن را می‌بینند و چهره‌ی پلید مخالفان را می‌شناسند، ایمانشان عمیقتر و به خدا مطمئنتر می‌شوند و با خودشان می‌‌گویند: ما همان مسیر صحیح انبیاء و صدقین و شهدای راستین را گرفته ایم که بر سر این راه،  اینهمه مشكلات و سختی و ترور و فشار و دشمنی قرار دارد.

پس بدانید که راهی که فرقه ی ناجیه از کانال یکی از «۳ابزار» برتر در برابر اینهمه دشمن آشکار به رهبری قریش زمان آمریکا و  متحدین و مزدوان منطقه ایش در پیش گرفته است راه درستی است و دادن قربانی و تحمل سختی های این مسیر نتیجه ی طبیعی این مسیر و سنت تغییر ناپذیر الله تعالی است که بر عمق ایمان مومنین می افزاید .

پس دشمن نباید ما را از سختی راه و گرفتن قربانی از ما بترساند، شهدای ما مشعلهائی هستند که با خونشان به ما راه صحیح را نشان می دهند و اجازه نمی دهند مسلمین در کوره راههای دین فروشان و «الرویبضه» و «علمای سوء» و «دعاة علی ابواب جهنم» بیافتند.

دعوتگران به سوی جهنمی« دُعَاة على أبواب جهنَّم،» که « مَن أجابَهُم إليها قذَفُوه فيها»[۱] هر کسی به ندای آنها پاسخ دهد در آتش می افتد .  


[۱] ، رواه البخاري ومسلم وابن ماجة وغيرهم.

پیشرفت و ترقی شعاری برای جنگ با قانون شریعت الله

 پیشرفت و ترقی شعاری برای جنگ با قانون شریعت الله

به قلم: مسعود سنه ای

ترقی و تحول در مسائل مادی یکی از سنتهای الهی است که باید از آن استقبال نمود و به شیوه ای آن را مدیریت کرد که هم با ارزشهای اسلامی هماهنگ باشد و هم جامعه را به پیش ببرد. در این صورت اولین قدم این است که ما باید بدانیم که برای جامعه ی ما کدام مدل از پیشرفت لازم است؟

نزدیک به یک قرن است که عده ای با سوء استفاده از واژ های ترقی و پیشرفت، خیانتهای غیر قابل انکار و وحشتناکی را در برابر دین و فرهنگ و حتی جامعه ی مسلمین مرتکب شده اند و با نام خدمت و مردم و …ضربات سهمگینی را بر ملت ما وارد کرده اند.

تمامی سکولاریستهائی که رسماً به جنگ با قانون شریعت الله و فرهنگ اسلامی ما آمده اند شعارشان توسعه و پیشرفت بوده است. اینها با آنکه همیشه مزدور و دست نشانده ی کفار سکولار جهانی بوده اند و بر رهبران صادق و آزادیخواه شریعت گرا انواع محدودیتها و زندانها و تبعیدها و اعدامها را تحمیل کرده اند، اما در زمینه های اساسی و زیر بنائی نیز غیر از فساد عقیدتی و فکری و اخلاقی و جنسی برای ملتهای ما پیشرفتی به ارمغان نیاورده اند.

تمام این خیانتها و فجایع سکولاریستهای محلی تحت نام پیشرفت و ترقی انجام گرفته است و با همین شعارهای عوام فریبانه چندین دهه است به ملتهای مسلمان ضربه زده اند. البته در سطح جهانی هم تمام سکولاریستهای جهانی چون انگلیس و هلند و فرانسه و آمریکا و… با همین بهانه ی ترقی خواهی و نوسازی و دموکراسی جنایات و قتل عامها و خیانتها وجنگ افروزی ها و کودتاها و غارتهای خود را توجیه کرده اند.

 به این شیوه کفار سکولار جهانی و سکولاریستهای خائن محلی از نام پیشرفت و ترقی سوء استفاده کرده اند.پس  بگذار خائنین سکولار تا می توانند در رسانه های خود سرو صدا کنند و شعار دهند چون ما کارنامه و عملکرد آنها را در اختیار داریم.

تاریخ این یک قرن گذشته واضح ثابت کرده است که تنها مسلمین شریعت گرا هستند که می توانند مدل پیشرفت شرعی خود را به مسلمین ارائه دهند که نه تنها حافظ ارزشهای اسلامی و استقلال و عزت آنهاست بلکه در زمینه های مادی و تکنولوژی هم ترقی و پیشرفت واقعی را به ارمغان خواهد آورد.

جوانان صف ، کسانی که در برابر کفار سکولار جهانی و محلی فضائل سوره کهف را مجسم و تعالیم سوره صف را عملی می کنند

جوانان صف ، کسانی که در برابر کفار سکولار جهانی و محلی فضائل سوره کهف را مجسم و تعالیم سوره صف را عملی می کنند

مؤلف: شیخ ابو سعد العاملی

بسم الله، والصلاة والسلام على رسول الله وعلى آله وصحبه ومن والاه .. و اما بعد:

همانا خداوند متعال مردم را آفرید و برای آن¬ها پیامبرانی فرستاد تا برای عبادتش به پا خیزند و توحید را محقق سازند.

«وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» زاریات ۵۶«من پريها و انسانها را جز برای پرستش خود نيافريده‌ام.»

‏«وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِی إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ» انبیاء ۲۵«ما پيش از تو هيچ پيغمبری را نفرستاده‌ايم، مگر اين كه به او وحی كرده‌ايم كه: معبودی جز من نيست، پس فقط مرا پرستش كنيد.»

پس اساس تمامی دعوتها از زمانی که خداوند متعال آدم علیه السلام را خلق کرد، تا برپایی قیامت دو چیز است: عبادت خداوند متعال و دست یافتن به عقیده توحیدی. و واجب است که از تمامی آنچه که با این دو اصل مخالفت می کنند و یا مانع دستیابی به آن دو می¬شوند، برائت جسته و با آن دشمنی نمود و آنگاه با آن وارد جنگ شد، تا هیچ فتنه ایی باقی نماند و دین خالصانه از آن خدا گردد.

و از جمله ویژگی های جوانان برحق، فزونی ایمان و دست کشیدن از تمامی لذت ها و شهوت های دنیا و ترک خانواده، همسر و مناصبش در راه هجرت به خاطر دین و محفاظت از عقیده می باشد .. و مبارزی است بزرگ و آشکار در برابر جاهلیت و همه نیروهای باطل ..

ادامه خواندن جوانان صف ، کسانی که در برابر کفار سکولار جهانی و محلی فضائل سوره کهف را مجسم و تعالیم سوره صف را عملی می کنند

الگو پذیری و الگو سازی در مبارزات همه جانبه ی کنونی

الگو پذیری و الگو سازی در مبارزات همه جانبه ی کنونی

به قلم: مسعود سنه ای

خداوند می فرماید: وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِّتَکُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً (بقره/۱۴۳) و بی‌گمان شما را ملّت میانه‌روی کرده‌ایم تا گواهانی بر مردم باشید و پیغمبر بر شما گواه باشد.

بدون شک برای یک مسلمان خدمت رسانی به دین الله و بندگان الله کانالهای مختلفی دارد و عرصه های حضور بی شمار و گاه بدون هیچ گونه محدودیتی هستند.

هم اکنون که کفار سکولار (مشرک) و اشغالگر جهانی به کمک نیروهای مسلح و تبلیغی خود تهاجم همه جانبه ای را بر مردم ما تحمیل کرده اند مسلمین نیز می توانند هر کدام به اندازه ی توان و تخصص خود در عرصه های مختلف دفاعی، فرهنگی، عقیدتی، سیاسی، اقتصادی، هنری، علمی و…  در همه جا و همه نوع فعالیت وارد شوند و در برابر این تهاجمات همه جانبه موضع مناسب بگیرند.  

کسانی هستند که خودشان در این عرصه ها نخبه و الگوئی هستند برای دیگران و افرادی هم هستند که بعد از وارد شدن به این عرصه ها به تدریج برجسته و بزرگ می شوند و رسول الله صلی الله علیه وسلم به عنوان یک رهبر و دعوتگر و حاکم و… در تمام زمینه ها برای مسلمین الگو و سرمشق است. چنانچه الله تعالی می فرماید:

لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیراً ‏(احزاب/۲۱)

سرمشق و الگوی زیبائی در ( شیوه گفتار و کردار) پیغمبر خدا برای شما است. برای کسانی که (دارای سه ویژگی باشند:) امید به خدا داشته، و جویای قیامت باشند، و خدای را بسیار یاد کنند .‏

شما در این جنگ فراگیر سکولاریستها(مشرکین) در کدام عرصه فعال هستید که رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد این مشرکین (سکولاریستها) امر کرده است که :

جَاهِدُوا الْمُشْرِکِینَ بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنْفُسِکُمْ وَأَلْسِنَتِکُمْ. با مال ها، جان ها و زبانهایتان با مشرکان بجنگید.

واقعیت جنگ میان ما و دشمنان و بهترین نقشه ی عمل مومنین

واقعیت جنگ میان ما و دشمنان و بهترین نقشه ی عمل مومنین

به قلم: ابوصلاح الدین الکوردی

زمانی که ما فی سبیل الله در برابر کفار سکولار جهانی به رهبری آمریکا و مزدورانشان مجاهدت می کنیم به این شکل نیست که جان و مالمان را در اختیار دشمن قرار دهیم و بگوئیم: بفرما بکُش ما تنها بهشت را می خواهیم.

نه اینگونه نیست .این درست است که ما جانهایمان را با الله در برابر بهشت مورد معامله  قرار داده ایم: « إِنَّ اللَّهَ اشتَرىٰ مِنَ المُؤمِنينَ أَنفُسَهُم وَأَموالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ ۚ » اما همچنانکه آنها به ما ضربه می زنند و ما را می کشند ما هم به آنها ضربه می زنیم و آنها را می کشیم« يُقاتِلونَ في سَبيلِ اللَّهِ فَيَقتُلونَ وَيُقتَلونَ» (توبه/۱۱۱)

  • زمانی که ما در برابر جنگ روانی دشمن روشنگری می کنیم و دروغها وتوطئه هایش را فاش می کنیم در واقع بزرگترین ضربه ها را به دشمن زده ایم و مانع نفوذ دشمن به ایمان و دلهای مسلمین شده ایم.
  • زمانی که یکی از سربازان ما در جریان جنگ اطلاعاتی و امنیتی با مزدوران داخلی کشته می شود قبل از آن مانع نفوذ دشمن در خاک مسلمین شده است و مانع ایجاد فساد و حاکمیت یافتن کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی و مزدورانش بر مسلمین شده است.

به این شکل هر یک از سربازان جنگ روانی و مسلحانه ی ما قبل از آنکه به شهادت برسند صدها ضربه به دشمن وارد کرده و دشمن را در رسیدن به اهدافش ناکام کرده اند. این همه پیروزی در دنیا و در قیامت وعده ی حقی است که الله تعالی در تورات و انجیل و قرآن به مسلمین متحد داده است« وَعدًا عَلَيهِ حَقًّا فِي التَّوراةِ وَالإِنجيلِ وَالقُرآنِ ۚ »

به نظر شما اگر مسلمین متحد شوند و از شرک تفرق دوری کنند کسی هست به اندازه ی الله تعالی به وعده هایش وفا کند؟ قطعاً خیر« وَمَن أَوفىٰ بِعَهدِهِ مِنَ اللَّهِ ۚ »  پس به خاطر معامله ای که با  الله کرده ایم باید خوشحال باشیم و تا زمانی که متحد و یکدست در برابر دشمنان بر اساس قانون شریعت الله متحد شده ایم و از هر گونه جنگ داخلی پرهیز می کنیم  باید بدانیم که به پیروزی بزرگی دست خواهیم یافت «فَاستَبشِروا بِبَيعِكُمُ الَّذي بايَعتُم بِهِ ۚ وَذٰلِكَ هُوَ الفَوزُ العَظيمُ»

با این شرایط باید دشمنان بدانند که عصر «بزن و در رو» تمام شده و اگر به ما ضربه ای می زنند ما در برابر دهها ضربه به او وارد کرده ایم ؛ همچنین مسلمین باید بدانند اگر خواهان چنان پیروزی بزرگی در معامله ی خود با الله هستند باید متحد و یکدست شوند و از هر گونه تفرقی دوری کنند که باعث سستی و بی ابهتی و در نهایت باعث ذلیلی و شکست می گردد چنانچه الله تعالی می فرماید:

 وَأَطِیعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ ‏(انفال/۴۶) و از خدا و پیغمبرش اطاعت نمائید و (در میان خود اختلاف و ) کشمکش مکنید،  (که اگر کشمکش کنید ) درمانده و ناتوان می‌شوید و شکوه و هیبت شما از میان می‌رود (و ترس و هراسی از شما نمی‌شود). شکیبائی کنید که خدا با شکیبایان است .‏

چنگ زدن به وحدت و تحمل ناملایمات تفرقه اندازان و وسوسه ی کفار آشکار و  دارودسته ی منافقین که سعی در ایجاد تفرق در میان مسلمین را دارند کار سهل و آسانی نیست و نیاز به صبر دارد و الله با صابرین است؛ آیا شما جزو صابرین هستی؟

از عذاب تفرق به نعمت وحدت یا بلعکس؟

از عذاب تفرق به نعمت وحدت یا بلعکس؟

به قلم: کارزان شکاک

مسلمین با نعمت ایمان و اسلام که دلهای آنها به هم نزدیک شده بود «وَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ» با اتحاد و صفی پولادین «صَفًّا كَأَنَّهُم بُنيانٌ مَرصوصٌ» توانستند که تمام شبه جزیره ی عربستان و دو امپراطوری بزرگ آن زمان را نیز نابود کرده و قانون شریعت الله را بر جهان مترقی آن زمان تطبیق دهند. تمام این ثمرات و عزت بعد از نصرت الله از ایمان مسلمین و وحدت فراگیر آنها ناشی شد.

اما به دنبال این عزت و شکوهی که ناشی از وحدت بود مسلمین به تدریج در مسیر عذاب تفرق و جنگهای داخلی «الجَماعَةُ رَحمَةٌ و الفُرقَةُ عَذابٌ» قدم گذاشتند . الله متعال در مورد کسانی که دچار عذاب شده اند می فرماید : ذَلِکَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِّعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ وَأَنَّ اللّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ ‏(انفال/۵۳) این بدان خاطر است که خداوند هیچ نعمتی را که به گروهی داده است تغییر نمی‌دهد مگر این که آنان حال خود را تغییر دهند (و دیگر شایستگی نعمت خدا را نداشته باشند و بلکه سزاوار نقمت گردند) و بیگمان خداوند شنوای (اقوال و) آگاه (از افعال مردمان) است.‏

 وحدت نعمتی بود که مسلمین با دست خود آن را به عذاب تفرق عوض نمودند تا به اینجا رسیده اند که اکثریت مطلق مسلمین تحت تسلط کفار سکولار جهانی و مرتدین محلی قرار گرفته و به انواع بلاها گرفتار شده اند و کار به جائی رسیده که حتی توان دفاع از خود را ندارند چه رسد به اینکه سرزمین دیگری را نیز آزاد گردانند.

وحدت برای مسلمین تنها راهکار خروج از این عذابها و بازگشت به عصر طلائی اسلام و عینی کردن قوانین و نعمتهای اسلام در روی زمین است. مسلمین باید بدانند که بیشتر از ظرفیت خود به نقصان و عقب ماندگی آلوده و گرفتار شده اند و با اینهمه تجاربی که کرده اند دیگر فرصتی برای آزمون و خطا وجود ندارد.  

واقعیتها نشان می دهند که مسلمین با وحدت اسلامی و پرهیز از تفرق توان و قدرت حرکت رو به جلو و گذر از اشتباهاتی که کرده  اند را دارند و قادر خواهند بود گذشته ی با عزت و نیرومند خود را بار دیگر احیاء نمایند، و می توانند به تمام دنیا ثابت نماید که عصر طلائی اسلام آرزوی ئی محال و دست نیافتنی نیست بلکه تکرار شدنی و رو به جلو و در حال ترقی است تا اینکه به تدریج باز مسلمین به حکومت اسلامی بر منهاج رسول الله صلی الله علیه وسلم دست یابند که به مومنین وعده داده شده است .  

تفرق بزرگترین مانع رسیدن به این نعمت و ماندن در عذاب و ذلیلی بوده و وحدت بزرگترین ابزار دست یابی مجدد به این نعمت است .

شما در مسیر کسب کدام یک در حرکتی؟