دشمن مراقب و در کمین است، در کجا قرار گرفته ای؟

دشمن مراقب و در کمین است، در کجا قرار گرفته ای؟

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

اشخاص، گروهها و تفکرات و فرقه هائی که در میان مسلمین به وجود آمده و در برابر وحدت و یکپارچگی مسلمین قرار می گیرند همیشه مورد طمع دشمنان بوده اند تا از آنها برای ضربه زدن به اصل اسلام و حاکمیت آن استفاده کنند.

در همان صدر اسلام زمانی که آن سه نفر[۱] از جهاد فی سبیل الله تخلف می کنند شاه نصرانی غسان شخصاً برای یکی از آنها به نام کعب بن مالک نامه می نویسد و او را با جاه و مقام و ثروت تحریک می کند. این یعنی اینکه دشمن کوچکترین تحرکات ما را تحت نظر دارد آنهم در آن زمان که هیچ یک از امکانات رسانه ای کنونی وجود نداشت.

دشمن در آن زمان از عقوبت کعب بن مالک رضی الله عنه و جزئیات قضایای داخلی کوچک مسلمین با خبر بود و فرق بین این شخص با دارودسته ی منافقین که آنها نیز به رهبری عبدالله بن ابی به جهاد نرفته بودند را نیز می دانست، به همین دلیل برای کعب نامه می نویسند نه عبدالله بن ابی و دهها نفر دیگری که با او بودند؛ در این صورت باید انتظار داشته باشیم که از سایر امور مهم و بزرگ و بخصوص تحرکات جنگی و قدرت نظامی و… مسلمین آگاهی بیشتری داشته باشند.

در کنار این باز ما شاهد اتفاق دیگری در همان صدر اسلام هستیم . زمانی که معاویه در برابر خلیفه و امیرالمومنین مسلمین علی ابن ابی طالب رضی الله عنه قرار می گیرد باز شاه نصرانی روم برای معاویه نامه ای می نویسد و با جانبداری از او سعی می کند در امور داخلی مسلمین دخالت کند و  جنگ را به آن جهتی که می خواهد هدایت کند.

در طول تاریخ اتفاقاتی از این دست زیاد رخ داده است که عده ای فریب دشمن را خورده اند و  خواسته یا ناخواسته تبدیل به ابزاری در دست دشمن شده اند، که حتی مثل اندلس باعث نابودی خود و سرزمین خود شده اند.

هم اکنون نیز ما شاهد گروهها و احزاب زیادی در میان مسلمین هستیم که فریب خورده اند و  به میل خود در جبهه  ی دشمنان بر علیه سایر مسلمین وارد جنگ شده اند؛ دسته ای دیگر از مسلمین نیز وجود دارند که به خاطر تفکرات و سیاستهای اشتباهی که در مورد مسلمین دارند ناخواسته به عنوان ابزاری در اختیار دشمن قرار گرفته اند .

دو جریانی که به کرات در سرزمینهای مختلف اسلامی مورد سوء استفاده ی دشمن قرار گرفته اند سلفیت خاص نجدیت و اخوان المفلسین[۲] است. این تفکرات در هر سرزمینی که سر بلند کرده اند همیشه فریب نقشه های دشمنان را خورده و ناخواسته در خدمت اهداف دشمنان و ضربه زدن به مسلمین عمل کرده اند.

  باید هوشیار و مراقب بود و در نظر داشت که هم اکنون دشمن بیشتر از قرون گذشته با امکانات رسانه ای مختلف و عوامل نفوذی خود کوچکترین تحرکات فکری و جناح بندی های ما را زیر نظر دارد؛ در این صورت خود را ابزار دست دشمنان و عاملی جهت ضربه زدن به مسلمین و  مسخره تاریخ نگردانیم.


[۱] وعلی الثلـثة الذین خلفوا حتی اذا ضاقت علیهم الارض بما رحبت وضاقت علیهم انفسهم و….

[۲]  گروه منحرفی که سعی دارد خود را به ناحق به جریان مبارک اخوان المسلمین بچسباند.

وحدت اسلامی را چگونه فهمیده ای؟

وحدت اسلامی را چگونه فهمیده ای؟

به قلم: کارزان شکاک

عده ای بر این باورند که وحدت میان مذاهب اسلامی به این معنی است که ما با همدیگر هیچ اختلافی در مسائل فکری و فقهی نداریم و باید این اختلافات را نادیده بگیریم یا انکار کنیم ! یا عده ای بر این باورند که اگر صحبت از وحدت اسلامی می شود به این معناست که مسلمین دست از مذاهب خود کشیده و تابع یک مذهب شوند و… .

 تمامی این تصورات نه شدنی است و نه منظور داعایان به سمت وحدت بوده است و نمی تواند صحیح باشد. مسلمین می توانند ضمن داشتن اختلافات فقهی با تکیه بر مشترکات زیادی که دارند نوعی همبستگی و همکاری و اتحاد به وجود آورند و جهت سازندگی و مقابله با دشمنان متحدی که دارند صف واحدی را به وجود آورند و مانع نفوذ و تسلط دشمنان خارجی و نوکران محلی آنها بر سرنوشت خود شوند.

اختلافات مختلف میان مذاهب اسلامی گاه از سوی فتنه گران مایه ی تفرق وضعف و حتی جنگهای داخلی و تسلط دشمنان داخلی و خارجی بر مسلمین شده است. این اختلافات انکار نشدنی در واقع بهانه ای مناسب جهت نقدهای شرعی و مناظرات و بحثهای علمی و مستدلی می گردد که می تواند عوامل تفرقه زا و موانع اتحاد را نیز از میان برداشته و به طرفین شناختی صحیح از عقاید و افکارِ یکدیگر بخشد. در این صورت اتحاد به معنی نفی آزادی اندیشه و تحقیق، حقیقت جویی و عدالت خواهی نیست. اتحادی مطلوب است که در کنار این ارزش ها مطرح گردد.

نزدیکترین ثمره ی این مباحثات شرعی و اسلامی این است که مسلمین نسبت به همدیگر شناخت صحیحی پیدا می کنند و راه را بر فتنه انگیزان و تفرقه آفرینان می بندند و بحثها و گفتگوهای علمی و شرعی نه تنها تفرقه افکن نیستند بلکه وحدت آفرین نیز بوده اند.

 در این صورت صورت بیائید پروسه ی وحدت را انگونه که هست درک کنیم و در مسیر آن در حرکت باشیم.

سیستم حاکمیت ریشه ی اصلی اصلاح و فساد در جامعه

سیستم حاکمیت ریشه ی اصلی اصلاح و فساد در جامعه

به قلم: ابوعبدالله موکریانی

الله تعالی می فرماید: وَاتَّقُواْ فِتْنَةً لاَّ تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُواْ مِنکُمْ خَآصَّةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ (انفال/۲۵)‏خویشتن را از بلا و مصیبتی به دور دارید که تنها دامنگیر کسانی نمی‌گردد که ستم می‌کنند (بلکه اگر جلو ستمکاران گرفته نشود ، خشک و تر به گناه آنان می‌سوزد) و بدانید که خداوند دارای کیفر سخت و مجازات شدید است. و رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:« لتُنْقَضَنَّ عُرَى الْإِسْلَامِ ،عُرْوَةً عُرْوَةً , فَكُلَّمَا انْتَقَضَتْ عُرْوَةٌ، تَشَبَّثَ النَّاسُ بِالَّتِي تَلِيهَا، وَأَوَّلُهُنّ نَقْضًا الْحُكْمُ، وَآخِرُهُنَّ الصَّلَاةُ»  دستگیره های اسلام یک به یک شکسته می شود، هرگاه یک دستگیره نابود شود مردم به آنچه نزدیک آن است چنگ می زنند، اول آنها شکستن حکم است و آخر آنها نمازاست.

 با شکستن حکم کردن از کانال  خِلاَفَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ  مردم به آنچه نزدیک بود چنگ زدند.مسلمین آن زمان به حکومت بدیل اضطراری و شاهیگری بنی امیه چنگ زدند و به تدریج دستگیره ها یکی بعد از دیگری شکسته شده اند تا به زمان ما رسیده است و فتنه ای که آن زمان استارتش زده شده است هنوز دامنگیر ما هم هست آن هم با شدت بیشتری.

البته زمانی هم به تاریخ مسلمین نگاه می کنیم متوجه می شویم که با از بین رفتن خلافت اسلامی و تبدیل شدن آن به ملوکیت و شاهیگری، عامل اصلی ایجاد تفرق و از بین رفتن وحدت میان مسلمین عوامل سیاسی و حکومتی بوده است. حتی قیام عده ای از تند روان و خوارج بر علیه عثمان بن عفان رضی الله عنه تا جنگهای معاویه با علی بن ابی طالب و حسن بن علی رضی الله عنهما و جنگ خوارج با علی رضی الله عنه همگی به حاکمیت و قدرت سیاسی بر می گردد. پس از آن قیام عبدالله بن زبیر و حسین ابن علی و زید بن علی رضی الله عنهم نیز باز به مساله ی حاکمیت و بازگرداندن قدرت حکومتی و سیاسی به مسیر شرعی آن بر می گردد.

ادامه خواندن سیستم حاکمیت ریشه ی اصلی اصلاح و فساد در جامعه

امنیت ما به امنیت منطقه گره خورده است

امنیت ما به امنیت منطقه گره خورده است

به قلم: مسعود سنه ای

اگر امنیت را از خانواده به سمت سایر نهادهای اجتماعی سوق بدهیم در واقع ما از امنیت داخلی خود صحبت کرده ایم، اما بخش بزرگی از امنیت ما به امنیت منطقه بستگی دارد. اگر دقت کنیم هم اکنون امنیت منطقه ی ما وضعیت مناسبی ندارد. هم اکنون تمام کفار سکولار جهانی هر یک جهت تأمین منافع خود امنیت سرزمینهای مسلمان نشین اطراف ما را با حضور مستقیم خود یا به وجود آوردن حکومتها و گروههای مزدور و دست نشانده بر هم زده اند.

نفوذ و قدرت گیری کفار سکولار جهانی و مزدوران محلی آنها در سرزمینهای اسلامی در واقع یعنی زنگ خطر برای تمام مسلمین شریعت گرا. اگر می بینیم که آمریکا و ناتو مستقیماً افغانستان و بخشهائی از عراق و سوریه را به اشغال خود در آورده و دهها گروه و حزب جهت تأمین منافعش به وجود آورده و شما به عنوان یک مسلمان شریعت گرا در برابر چنین جنایتی سکوت کرده و بی خیال شده ای در واقع راه را برای به خطر انداختن امنیت داخلی خودت هم فراهم کرده ای.

اگر آمریکا به بهانه ی تأمین امنیت ملی خودش هزاران کیلومتر آنطرف تر وارد سرزمینهای اسلامی ما می گردد و زمانی که از راهی نا امید می شود دنبال راه دیگری برای تسلط بر سرزمینهای ما هستند، شما چگونه است که در برابر چنین جنایاتی سکوت کرده ای و یا واکنشی از خود نشان نمی دهی در حالی که می دانی دفع چنین دشمن اشغالگری فرض عینی است مثل نماز و روزه و … که نیازی به اذن و اجازه ی کسی ندارد؟!

زمانی که ما احساس توانائی کنیم و این توانائی و قدرت را به کار بیاندازیم ، بدون شک دشمن مشرک و سکولاری که همیشه با زبان اسلحه با ما وارد گفتگو شده است به همراه مزدوران محلی اش مجبور به عقب نشینی می شوند، اما اگر ما سهل انگاری کرده و یا از احقاق حقوق خود کوتاه بیاییم، بدون شک دشمن نفوذ کننده و طمع ورز جلوتر آمده و ممکن است باز شاهد تکرار حمله ی مغولها و … باشیم

مغولها نزدیک به ۴۰ سال در سرزمینهای اسلامی شرقی چون ماوراء النهر و ترکستان و افغانستان و ایران مشغول جنایت بودند اما شاه عباسی و علمای آن زمان واکنشی نشان نمی دادند تا اینکه خودش نیز به آن شیوه ی فجیع از بین رفتند و هزاران مسلمان عراق و شام هم به سرنوشت مسلمین ایران و افغان و ترکستان و… دچار شدند.  

هم اکنون لازم است از خودت بپرسی برای حفظ امنیت داخلی و منطقه ای خودت چکار کرده ای؟

تعریف و رضایت دشمن از ما هشداری جهت بازنگری در افکار و رفتارها

تعریف و رضایت دشمن از ما هشداری جهت بازنگری در افکار و رفتارها

به قلم: ابوخالد کوردستانی

خداوند می فرماید: وَلَن تَرْضَى عَنکَ الْیَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ (بقره/۱۲۰) یهودیان و نصرانی ها هرگز از تو خوشنود نخواهند شد ، مگر این که از آئین ( تحریف شده و خواستهای نادرست ) ایشان پیروی کنی.

این را نیز می دانیم که الله متعال در مورد مشرکین(سکولاریستها) می فرماید: وَلاَ یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ حَتَّىَ یَرُدُّوکُمْ عَن دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ (بقره/۲۱۷) (مشرکان) پیوسته با شما خواهند جنگید تا اگر بتوانند شما را از آئینتان برگردانند.

در این صورت واضح است که مشرکین (سکولاریستها) و یهود و نصارا تنها زمانی از ما راضی می شوند که ما دست از محتوای چهار گانه ی دین (۱- قدرت حکومتی ۲- قانون  3- اطاعت کردن ۴- مجازات و پاداش) کشیده و این مفاهیم را تقدیم دین سکولاریسم و سکولاریستها(مشرکین) کرده باشیم و اسلامی تهی و تو خالی برای خود باقی گذاشته باشیم  و یا اینکه به کلی دست از اسلام کشیده و وارد دین آنها گردیم .

به همین دلیل است که دکتر عبدالله عزام تقبله الله می گوید اگر یهود و نصارا از شما اعلام رضایت کردند پس در ایمان خود شک کنید.

 در کنار این باز ما می بینیم که به دلیل وجود عده ای فریب خورده یا نفوذی در میان مسلمین دشمن سعی می کند برای ایجاد تفرق و چند دستگی از بعضی از ما تعریف کند و یا اعلام رضایت کند . در چنین حالاتی ما باید هوشیاری و حذر خود را حفظ کرده و بی درنگ مانع از پیاده شدن توطئه های دشمن گردیم . اگر دشمن از ما تعریف می کند باید متوجه گردیم که نقاط ضعف ما چه بوده و چه اشتباهی کرده ایم .

آیا ناقص العقل ترین و لجبازترین مسلمان نیز وجود دارد که نداند آمریکا دشمن اصلی و شماره یک قانون شریعت الله و تمام فرق اسلامی است؟

پس اگر دیدید آمریکا (قریش زمان) از حزب، جماعت، حکومت یا حتی از اشخاصی تعریف یا حمایت کرد بدانیم که قضیه از چه قرار است؟!

اگر دیدید که ناتو (از کانال حکومت سکولار ترکیه یا قطر و…) از حزب، جماعت و گروهی اعلام رضایت و حمایت کرد بدانیم که قضیه از چه قرار است؟!

تنها راهکار رفع مشکلات اقتصادی

تنها راهکار رفع مشکلات اقتصادی  

به قلم: آغسار تورکمن

هم اکنون آمریکا به عنوان قریش زمان جنگی فراگیر و همه جانبه ی روانی، نظامی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و… را بر تمام مسلمین شریعت گرا و تمام مذاهب اسلامی که قصد دارند محتوای چهار گانه ی دین[۱] را به دین اسلام اختصاص دهند تحمیل کرده است.

اینها حقایق پنهانی هستند که بر اثر رسانه های مختلف برای عموم انسانها با هر سطحی از سواد و آگاهی روشن شده است. فقط چشمی بینا و قلبی سلیم لازم است تا به این حقایق پی برد. در این صورت ما باید بر کارهائی که این قریش زمان و متحدینش می توانند انجام دهند آگاهی داشته باشیم و در برابر این کارها واکنش صحیح نشان دهیم.

به عنوان مثال آمریکا در زمینه ی اقتصادی به ابزار تحریم متوسل می شود، در این صورت ما باید اقتصاد خودمان را درونی کرده و با درون زائی کردن اقتصاد همچون تمام کشورهای مدرن صنعتی سعی کنیم بر اقتصاد مقاومتی سازماندهی شده تکیه کنیم .

در این زمینه بدون شک ما نیز- همچون تمام کشورهائی که این دوران را طی کرده اند تا به امروز رسیده اند – باید یک مرحله ی گذاری را طی کنیم که دارای مشکلات خاص خودش است. طی کردن سختی های این مرحله ی گذار علاوه بر همنوائی عموم مردم نیاز به برنامه ریزی دقیق و علمی مسئولین اجرائی حکومتی دارد . طی کردن کردن این مرحله ی گذار با واردات بی رویه و تولید ضعیف و با خرید محصولات مشابه خارجی که در داخل تولید می شود و در نتیجه ضعف تولید را به دنبال دارد سازگاری ندارد.

 طی کردن این مرحله ی گذار ممکن است چند سال طول بکشد اما تنها راه خنثی کردن تحریمات اقتصادی دشمنان خارجی و یگانه راه علاج معضلات اقتصادی پیش آمده ست. در سایر مسائل عقیدتی، فرهنگی جهت مبارزه با جنگ روانی دشمن نیز باید به همین سبک به داده های خود مراجعه و تأکید کرد.


[۱] ۱- قدرت حکومتی ۲- قانون و برنامه ۳- اطاعت ۴- مجازات کردن و پاداش دادن

جنگ روانی دشمنان و تغییر نقاب دارودسته ی منافقین ما را آشفته نکند و دلها را نلرزاند

جنگ روانی دشمنان و تغییر نقاب دارودسته ی منافقین ما را آشفته نکند و دلها را نلرزاند

به قلم: ابوعبدالله جاف جوانرو

‏الله تعالی می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ یَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِکَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ ‏(مائده/۵۴) ای مؤمنان! هرکس از شما از آئین خود بازگردد خداوند جمعیّتی را خواهد آورد که خداوند دوستشان می‌دارد و آنان هم خدا را دوست می‌دارند …

در اینجا الله متعال می فرماید که شریعتی که پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم آورده با برگشتن و ارتداد و دست کشیدن عده ای مومنین هم از ادامه ی راه باز نمی ماند حالا چه رسد به دست کشیدن دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها که همیشه دنبال فرصتی برای  دست کشیدن و آشکار کردن تمایلات فاسد درونی خود بوده اند.

اگر در جنگ احد تعداد این افراد منافق صفت به یک سوم ارتش رسول الله صلی الله علیه وسلم می رسید به نظر شما امروزه با اینهمه رشد جمعیت باید تعدادشان چند نفر باشد؟ فقط کافی است که به نسبت جمعیت روستا و شهر و محل اقامت خودت محاسبه کنی که هم اکنون که نه رسول الله صلی الله علیه وسلم هست و نه آنهمه صحابی باید تعداد اینها چند نفر باشد؟

پس ریختن چند جوان در داخل خیابانها یا چند حزب سکولار و مرتد نباید باعث نگرانی و آشفتگی ما شود، بلکه باید سازماندهی شده و از کانال یکی از «۳ابزار» برتر خود را قدرتمند سازیم؛ و از اینکه خود را قدرتمند نکرده ایم باید دچار نگرانی و آشفتگی گردیم . چون تنها نیروئی که در برابر این منافق صفتان تأثیر دارد تنها قدرت نظامی است و قدرت علمی و مالی و فرهنگی و اجتماعی به تنهائی کافی نبوده و نیست.

ادامه خواندن جنگ روانی دشمنان و تغییر نقاب دارودسته ی منافقین ما را آشفته نکند و دلها را نلرزاند

در برابر خطر و آفت غیر قابل انکار«عوام زدگی» مُلاها و مولوی ها چاره اندیشی کنیم

در برابر خطر و آفت غیر قابل انکار«عوام زدگی» مُلاها و مولوی ها چاره اندیشی کنیم

به قلم: ابوسلیمان هورامی

امروزه و در اثر تبلیغات گسترده و جنگ روانی وسیعی که دشمنان سکولار و دین فروشان به راه انداخته اند به نحوی می توان گفت شبکه های ماهواره ای هدایت شده توسط دشمنان برای عده ای از اهل سنت ایران حکم مرجع تقلید و شافعی ها و حنفی ها و سایر راهنمایان دین را پیدا کرده اند.

 به همین دلیل دیده می شود که لایه ای از عقاید اسلامی اهل سنت با افکار مسموم کاملاً سیاسی و جناحی دشمنان به خورد عوام اهل سنت داده شده و آنها نیز با ژستی شبه روشنفکری و حق گرایانه به بازنشر این معجون تولید شده که حق و باطل با هم قاطی شده می پردازند، که در تمام موارد حق شرعی که مورد نظر الله تعالی است پوشیده و کتمان می شود چنانچه الله تعالی می فرماید: وَلاَ تَلْبِسُواْ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَکْتُمُواْ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ ‏(بقره/۴۲) و حق را ( که از جانب خدا فرو فرستاده شده است) با باطل ( که خودتان آن را به هم بافته‌اید) نیامیزید، و حق را پنهان نکنید . و حال آن که می‌دانید.‏

آن دسته از عوامی که اینگونه آلوده شده اند علاوه بر نگه داشتن آنچه از که گذشته به آنها رسیده و به آن خو گرفته اند سعی دارند وضع موجود فکری خود را نیز که از شبکه های ماهواره ای به آنها رسیده حفظ کنند و با هر چیزی که این وضع موجود فکری و عقیدتی آنها را به هم بریزد واکنش منفی نشان داده و مخالفت می کنند.

در کنار این آفتی که به افکار و عقاید این عوام اهل سنت توسط کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار محلی و شبکه های جنگ روانی آنها (که عده ای دین فروش و دارودسته ی منافقین هم با الفاظی شبه اسلامی در آن حظور دارند) وارد شده است، مصیبت و آفت دیگر این است که نظام مالی علما و خطیبان اهل سنت تا حدود زیادی به این عوام گروه خورده است.

ادامه خواندن در برابر خطر و آفت غیر قابل انکار«عوام زدگی» مُلاها و مولوی ها چاره اندیشی کنیم

علمای اهل سنت ایران در جنگ با دشمن شماره یک قانون شریعت الله اقدام پیشگیرانه کرده اند یا خیانتِ سکوت؟

علمای اهل سنت ایران در جنگ با دشمن شماره یک قانون شریعت الله اقدام پیشگیرانه کرده اند یا خیانتِ سکوت؟

به قلم: کارزان شکاک

یکی از تاکتیکهای مهم در دشمن شناسی این است که در هر دوره و مقطعی از زمان متوجه شویم که موقعیت دشمن چگونه است و قصد دارد در برابر ما چه کاری انجام دهد. به زبان ساده تر اینکه متوجه شویم دشمن برای ما چه نقشه ای دارد.

مسلمین دارای دشمنی شماره یک به نام مشرکین یا سکولاریستها به همراه یهود هستند «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا»  که این مشرکان (سکولاریستها) پیوسته و همیشه با زبان اسلحه با آنها وارد گفتگو خواهند شد تا اینکه مسلمین دست از مفاهیم چهارگانه ی دین[۱] اسلام بکشند و در این زمینه ها از دین خود برگردند و تسلیم دین سکولاریسم شوند چنانچه الله تعالی به صراحت می فرماید: وَلاَ یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ حَتَّىَ یَرُدُّوکُمْ عَن دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ (بقره/۲۱۷) (مشرکان) پیوسته با شما خواهند جنگید تا اگر بتوانند شما را از دینتان برگردانند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز در تعریف جنگ می فرماید: «الْحَرْبُ خُدْعَةٌ»[۲] جنگ نیرنگ و فریب است.

اگر مسلمین دارای دشمنانی دائمی جنگ طلب به نام سکولاریستها در طول تاریخ هستند و جنگ هم یعنی مکر و فریب، پس باید مسلمین مواظب باشند که فریب نخورند و جهت پیشگیری باید شناخت درستی از دشمن داشته باشند و سر از نقشه های دشمن در بیاورند.

زمانی که مسلمین توانستند حدس بزنند که نقشه ی دشمن برای آنها چیست سعی می کنند برای پیشگیری آمادگی های لازم را فراهم کنند. مسلمین در چنین حالتی از آمادگی ها هم می توانند مقاومت و دفاع بهتری داشته باشند و یا در صورت لزوم حمله ی پیش دستانه ی مناسب و به موقعی داشته باشند.

هم اکنون اهل سنت ایران با جنگ اقتصادی و نظامی و فرهنگی و عقیدتی بی سابقه ای از سوی سکولاریستهای جهانی به رهبری آمریکا و ناتو و مرتدین سکولار محلی مواجه است که در این جنگ نابرابر دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها نیز در جنگ روانی و از طریق شبکه های مختلف ماهواره ای چون نور و کلمه و وصال و… و صدها گروه و کانال مجازی به جبهه ی سکولاریستها و مرتدین پیوسته اند.

در اینجا سوالی که از علمایان اهل سنت ایران پرسیده می شود این است که شما به عنوان پیشگیری چه آمادگی هائی در برابر این جنگ بی سابقه ی همه جانبه انجام داده اید؟ آیا وقت آن نرسیده است که تکلیف خودتان را با مشرکین (سکولاریستها) مشخص کنید؟ تا کی قرار است به خاطر عوام زدگی موضع خود را واضح و روشن مشخص نکنید؟

علمای اهل سنت باید بدانند که سکوت در این زمینه ها و در این مقطع حساس زمانی عین خیانت است، چون با چشم سر جریان ارتداد عمومی به دین سکولاریسم و دموکراسی سکولاریستها را می بینند؛ و با چشم سر می بینند که این سکولاریستها و دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها در جنگ خزنده ی نرم و روانی خود چه بر سر عقیده و آداب و رسوم اسلامی و فرهنگ و حیا و ناموس مردم شهر و روستا و محل آنها آورده اند.  

پس همه حق داریم از این علمای بزرگوار بپرسیم شما چه آمادگی هائی در میان اهل سنت در برابر این سیل ویرانگر انجام داده اید؟ آیا پیشگیری و اقدام پیش دستانه در دفاع از عقیده و دین و ناموس و فرهنگ اسلامی خود انجام داده اید یا مرتکب خیانت سکوت شده اید؟


[۱] ۱- قدرت حاکمیت ۲- قانون و برنامه ۳- اطاعت ۴- جزا و پاداش

[۲] متفق علیه . بخاری ۲۸۶۵/ مسلم ۱۷۳۹

سلفیت نوع سوم (نجدی) از توهم وحدت و اتحاد مذاهب اسلامی تا واقعیت

سلفیت نوع سوم (نجدی) از توهم وحدت و اتحاد مذاهب اسلامی تا واقعیت

به قلم: ابواسامه بوکانی

همه ی اهل سنت باید بدانند که سلفیت نوع سوم (نجدی)[۱] یعنی جماعت دوله، تنها جماعت دوله بود که صادقانه و بدون ریا و حقه بازی توانست سلفیت نجدی یا همان سلفیت نوع سوم را در زمین واقع پیاده کند که همه ی ما خروجی و عملکرد نهائی آن را نیز دیدیم؛[۲] اما بقیه ی صدها گروه و حزب و دسته هائی که هر یک شیوخ و ملاهای خاص خودشان را دارند[۳] ولی منهج فکریشان را مثل دوله تطبیق نمی دهند در واقع ریاکاران و حقه بازها و نان به نرخ روز خورانی هستند که هر یک به خاطر منافعی دنیوی تحت عنوان مصلحت و حکمت و … غیرت و جرئت عملی کردن افکارشان را ندارند و گرنه همه ی آنها بالقوه حامل همان منهج و همان اصطلاحات و اعمال دوله هستند که به همان دلایل زمینه ی فعلیت پیدا نکرده است.

با آنکه سلفیت نوع سوم یا همان سلفیت نجدی به دو گروه عمده ی جهادی و غیر جهادی تقسیم می شوند اما در داخل جهادی های شان صدها گروه مختلف وجود دارد که همگی در برابر هم اسلحه کشیده اند. مگر جنگ داخلی بین گروه جولانی با دوله و احرار الشام و جیش علوش و زنکی و صدها گروه دیگر را تنها در سوریه ندیدم؟ یا جنگ دوله با تمام این گروههای سلفی نجدی را ندیده ایم؟ تمام این گروهها همگی با تولید عباراتی چون مرتد و خوارج و صحوچی و …در برابر هم اسلحه کشیده اند در حالی که همگی سلفی نجدی بوده و هستند. این صدها گروه مسلح تنها در سوریه بود[۴] حالا بماند در لیبی و یمن و … .

در میان سلفی های غیر جهادی هم تا دلت بخواهد گروه و دسته هست و هر دسته ای به شیخ خودش چسبیده و بر علیه سایرین جبهه بندی می کند. البته اکثریت مطلق این دسته در اختیار طاغوتها هستند و طاغوتها اینها را پرواربندی نموده و منابر مساجد و شبکه های مختلف ماهواره ای و کرسی های دانشگاه و مدارس را نیز در اختیارشان قرار داده اند. فقط کافی است که اطراف خود را نگاه کرده و یا نگاهی به شبکه های ماهواره ای بیاندازید تا حقیقت برایتان روشن شود.

ادامه خواندن سلفیت نوع سوم (نجدی) از توهم وحدت و اتحاد مذاهب اسلامی تا واقعیت