اهل توحید یعنی
کسانی که به «لا اله الا الله» و رسالت محمد رسول الله صلی الله علیه وسلم اقرار
کرده اند و با خواندن نماز به صورت مجمل وارد دایره ی اسلام شده اند . این مسلمین
همگی در یک سطح قرار نگرفته اند و به دلایل مختلفی چون نبود حکومت یکپارچه ی
اسلامی و نبود شورای واحد فقهای اسلامی و دهها دلیل دیگر به انواع اشتباهات و آلودگی ها مبتلا شده اند
اما با این وجود دارای عذرهای معتبر شرعی هستند که باعث می شوند این آلودگی ها و
اشتباهات جاهلانه و غیر عمدی به اسلام آنها صدمه ای نزند و اهل سنت طی قرون متمادی
با این دسته تعاملی دلسوزانه و حکیمانه داشته اند .
اما با ظهور آل
سعود دسته ای علمای نجد پدید آمده اند که به نام توحید دارند با اهل توحید می جنگند.
توحیدی اختراع کرده اند همانند توحید خوارج که گناه کبیره را شرک و کفر اکبر می دانند.
مگر ندیدیم که در داخل لجنه مفوضه دوله، بحث تکفیر نووی و ابن قدامه را کردند . این
عقیده چرا از آنجا سر برآورد؟ و کسانی که تکفیر نمی کنند ولی معتقد هستند که درخواست
دعا از میت شرک اکبر است، دچار تناقض شده اند. چون از یک طرف می گویند در شرک اکبر
هیچ عذری نیست و اسم شرک بر فاعلش ثابت می شود، از طرف دیگر علمایی که به زعمشان شرک
اکبر کرده اند را تکفیر نمی کنند!
و این همه تناقض
ها بخاطر دور شدنشان از اهل سنت است. هزار فرقه و گروه شده اند. بخاطر همین تناقضاتشان
میبینید در مساله عذر به جهل گیج و سرگردان شده اند یک عده میگویند در شرک اکبر عذر
هست یه عده میگن عذر نیست یک عده قبل از اقامه تکفیر می کنند یک عده بعد از اقامه و
همه اینها بخاطر سرگردان شدنشان است. چنین
کسی هنوز کیفیت شرک مشرکان را نشناخته، پس چطور می تواند موحدان را بشناسد. علمای منتسب
به دعوت نجد و مشهور به سلفی، قریب به اتفاقشون چنین عقیده ای دارند.
شیخ عبدالرزاق مهدی نجدی، ساحرقبلی گروه فتاحی و
آوردن عذر برای اردوغان سکولار و مرتد
به قلم : ابوعبدالله موکریانی
همه ی ما می دانیم که کفار اصلی با
آمدن پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم و نازل شدن قرآن اقامه ی حجت شده اند و در این دنیا عذری ندارند
اما اهل قبله بر خلاف کفار دارای عذرهای معتبر شرعی هستند .
در کنار این دسته از کفار اصلی دسته ای
دیگر از کفار نیز هستند که قبلا مسلمان بوده اند اما ۱- آگاهانه، ۲- عمدا و ۳- به
میل خودشان دست از کل اسلام یا بخشهای از
آن کشیده و تابع قوانین دین دیگری شده اند . به این دسته از کفار در ادبیات اسلام
لفظ مرتد اطلاق می گردد .
اردوغان حاکم حکومت سکولارو مرتد ترکیه و از اعضای برجسته ی پیمان نظامی ناتو قبلا در حزب اسلامی نجم الدین اربکان حضور داشت که هدف خود را بازگرداندن جامعه به قانون شریعت الله و تشکیل حکومتی اسلامی اعلام کرده بودند، اما اردوغان به اربکان خیانت کرد و مسیر خود را به کلی از رهبر و استادش جدا کرد و در مسیر دین سکولاریسم قرار گرفت و به این شکل آشکار و به صورت آگاهانه، عمدی و اختیاری مرتد گشت . اربکان هم به صراحت در مصاحبه با القدس العربی اعلام کرد که اردوغان خائن و دست نشانده ی رژیم صهیونیستی است.
البته با روی کار آمدن اردوغان بسیاری از قوانین
ضد شرعی به تصویب رسید و حتی یک قانون در مسیر کمک به قانون شریعت الله به تصویب
نرسیده است .
حالا شیخی مثل عبدالرزاق مهدی که قبلا
از شیوخ برجسته ی گروه فتاحی و جولانی بود با استناد به سخنان شیخش طریفی می گوید
: اردوغان بخاطر تاویل عذر دارد و حکم به اسلامش داده می شود!!
اولا همه می دانیم که تاویل معتبر شرعی باید از قرآن و سنت صحیح انجام
شود حالا سوال اینجاست که :
کنار زدن
کلی قانون شریعت الله در امور اداره ی زندگی حکومتی ، اجتماعی اقتصادی ، فرهنگی ،
حقوقی، اموزشی و…. و دفاع از قوانین کفری دین مشرکین (سکولاریستها) از کدام آیه یا حدیث تاویل شده است؟
شرکت در
ارتش کفار ناتو و قتل عام مسلمین افغانستان و عراق و سوریه و سومالی و لیبی
و… به نفع کفار از کدام آیه یا حدیث
تاویل شده است؟
دادن
پایگاه نظامی انجرلیک به قریش زمان آمریکا جهت قتل عام مسلمین در عراق و سوریه
و… از کدام آیه یا حدیث تاویل شده است؟
قانونی
کردن تن فروشی و فاحشه گری از کدام آیه یا حدیث تاویل شده است؟
قانونی
کردن هم جنس بازی از کدام آیه یا حدیث تاویل شده است؟
و….
این ساحران سلفی نجدی که بدون شرم و حیاء ، به همین سادگی برای
طاغوتهای مرتد دست به تولید عذر تراشی های غیر شرعی می زنند و حکم به اسلام آنها
می دهند، در عوض با استناد به هزاران شبهه و زبان بازی های غیر شرعی سعی دارند
عذرهای معتبر شرعی را از مسلمین نفی نموده و به سادگی اهل قبله را تشریک و تبدیل و
تکفیر و ضال و مضل و… می دانند و مسلمین را به سمت و سوی جنگ داخلی و تفرق بیشتر
سوق می دهند .
این است ماهیت واقعی علمای سوء، الرویبضه، دعاه علی ابوب جهنم، علمای
سوء و بلعم های باعورائی که در کنار جنگ نظامی کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار
محلی ، جنگ روانی را نیز بر مسلمین تحمیل کرده اند . این دسته از ساحران ایمان
مسلمین را هدف گرفته اند و با ایجاد تفرق
بیشتر و تولید جنگهای داخلی و تضعیف مسلمین زمینه
را برای تسلط کفار اصلی و مرتدین محلی فراهم می کنند .
ترجمه: «انس بن مالک
رضی اللہ عنه بیان می کند که رسول اللہ صلی اللہ علیه وسلم فرمودند:
در شب معراج من بر
قبر حضرت موسیٰ علیه السلام رد شدم که در نزدیک تپه های قرمز او را دیدم که در قبر
خود ایستاده نماز می خواندند».
⚡️و شيخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله می گوید: « إن الذي عليه جماهير السلف
والخلف أنه كان يقظة».
ترجمه: «آنچه که
جماهیر سلف و خلف بر آن هستند این است که معراج پیامبر در بیداری ایشان بوده است».[۳]
❌اما شیخ
محمد بن صالح العثیمین رحمه الله از علمای دعوت نجد، می گوید: « أما رؤية النبي صلى
الله عليه وسلم لموسى فهي أيضاً من الرؤيا التي لا نعلم كيفيتها، رآه يصلي في قبره
لكن لا ندري كيفية ذلك، ونحن الآن نشاهد في رؤيا المنام بعض الأموات وهم يتطوعون لله
عز وجل، ربما تشاهد أباك أو أخاك أو أحداً من أقاربك في المنام يصلي وهو ميت».
ترجمه: «اما رویت
پیامبر صلی الله علیه وسلم از موسی، این هم از رؤیایی است که کیفیت آن را نمی دانیم،
او را در قبرش دید منتها کیفیت آن را نمی دانیم، و ما الآن نیز در رؤیای خواب بعضی
از مردگان را مشاهده می کنیم و آنان مشغول عبادت خداوند عزوجل هستند، چه بسا پدرت یا
برادرت یا یکی از نزدیکانت که مرده است را در خواب ببینی که دارد نماز می خواند».[۴]
?چنانکه مشاهده می کنید، واقعه اسراء و معراج پیامبر صلی الله علیه وسلم
که در بیداری رخ داده است و در آن واقعه، پیامبر صلی الله علیه وسلم از کنار قبر موسی
گذر کرد و او را در قبرش دید که نماز می خواند اما شیخ عثیمین رحمه الله می گوید پیامبر
صلی الله علیه وسلم، موسی علیه السلام را در خواب دیده است و مثالی برای آن می زند
و می گوید همانند این است که یکی از ما در خواب یکی از مردگان را ببیند که دارد نماز
می خواند، و این نوع خواب را قیاس می کند و شبیه می داند به دیدن پیامبر صلی الله علیه
وسلم از موسی در شب اسراء و معراج!
? علت اینکه علمای دعوت نجد، تمایل
به انکار قدرت عمل مردگان در عالم برزخ دارند، این است که آنها می گویند دعا کردن یک
نوع عمل است، و درخواست دعا از میت شرک اکبر است برای اینکه مردگان نمی توانند چنین
عملی انجام بدهند و درخواست عمل از آنان یعنی درخواست از آنان در چیزی که جز الله بر
آن قادر نیست «فیما لا یقدر علیه إلا الله»!
?عموم علمای دعوت نجد، کلمۀ «إله» را به معبود تعریف کردهاند و میگویند
معنای لا إله إلا الله، یعنی هیچ معبود (به حقی) جز الله وجود ندارد.
نقش ابومحمد
مقدسی و ابوقتاده فلسطینی در خیانت به اهل سنت اردن و منطقه و خدمت به طاغوت اردن
و متحدین آن
به قلم :
ابوخالد کوردستانی
دقیقا زمانی که
دوله در سوریه تبدیل به قدرت برتر شده بود و در اردن عملیاتهائی چون عملیات معان در
جنوب اردن را انجام می داد «دادگاه امنیت دولت اردن» در جلسهای غیر مترقبه حکم تبرئه
«ابو قتاده فلسطینی» را صادر کرد . ابوقتاده به جرم دست داشتن در قضیه «بمبگذاریهای
الالفیه» در زندان به سر می برد. ابوقتاده اولین کسی بود که فتوای خوارج بودن دوله
را صادر کرد و جرقه های جنگ داخلی میان گروههای سوری با دوله را شعله ور ساخت .
به همراه آزادی
ابوقتاده چهره ی شناخته دیگری به نام ابومحمد مقدسی نیز آزاد شد که او هم با خوارج
خواندن دوله و تکفیر بعضی از گروههای مسلح سوری در کنار ابوقتاده نقش به سزائی در
جنگ داخلی و تضعیف گروههای مسلح اهل سنت سوریه ایفاء کرد.
در این ارتباط «محمد
ابو رمان»، کارشناس امور جنبشها و حرکتهای اسلامی میگوید که تبرئه ابو قتاده در
صورتی که در کنار تبرئه ابو محمد المقدسی صورت گیرد، به این معناست که اردن تلاش میکند،
خود را با تحولات و تغییرات منطقهای همراه و منسجم کند.
اردن با آزاد
نمودن این دو فرد و بعضی دیگر از همفکران اینها در واقع جریانی موازی با دوله را
تحت مدیریت و برنامه های خود سازماندهی و اداره کرد تا به این شکل ابتدا به نوعی
خود را همراه با اینها نشان دهد و جلو پیوستن مردم اردن به دوله را بگیرد و از
دیگر سو به دوله و سایر گروههای سلفی
جهادی در منزل خودشان در سوریه و عراق با جنگ روانی این افراد در کنار جنگ نظامی ضربه
بزند .
البته لازم است
گفته شود که این اقدام طاغوت اردن که متحد استراتژیک اسرائیل و آمریکا به شمار می
رود امر جدید و تازهای نیست بلکه قبلا که
ابومصعب زرقاوی در عراق قدرت گرفته بود و عملیاتهائی را در اردن انجام داد
باز ابومحمد مقدسی و بسیاری از همفکرانش آزاد شدند تا با فتواهای شبه انگیزش به
این شاگرد غیر قابل کنترلش از پشت خنجر بزند . اردن به خوبی از این ابزار استفاده کرد .
آمریکا و اسرائیل و طاغوت اردن و تقریبا تمام دوستان و دشمنان اسلامی می دانند که فعالیتهای امثال ابومحمد مقدسی و ابوقتاده فلسطینی و طارق عبدالحلیم و ابوصیر طرطوسی و هانی السباعی و امثالهم در سرزمینهائی که در آن به سر می برند کاملا مسالمیت آمیز و در چارچوب قوانین کفری حاکم بر آن کشورهاست و به نحوی همکاری آشکاری بین این افراد با دستگاههای امنیتی و مدیریتی این کشورها در قانونمند کردن مریدانشان وجود دارد و به سبک خودشان مریدان را برای طاغوتها رام و قابل کنترل می کنند .
با آنکه
این طاغوتها به موجودیت این اشخاص راضی نیستند، اما چون می توانند از این جریان برای
اهداف خود بهره داری کنند، میل به مدیریت و سازماندهی این جریان در آنها را افزایش
می دهد؛ بخصو اگر وجود یک دشمن خارجی هم فکر با اینها چون زرقاوی و دوله مشاهده
شود.
به همین دلیل آزادی المقدسی و تبرئه ابو قتاده امری
پیش بینی شده بود، چون منطقه در شرایط بسیار حساس و سختی به سر میبرد و لازم بود
که دارالکفر اردن (حیات خلوت اسرائیل و مرکز جاسوسی آمریکا در منطقه) پایگاههای اجتماعی
و مردمی دوله در داخل این کشور را با تقویت جریان موازی امثال ابوقتاده و ابومحمد
مقدسی و.. از بین برده و خشک کند و به طور کامل راه ورود دوله به داخل اردن را ببندد،
چون درسهای لازم را از اوضاع جاری در عراق گرفته بود و علاوه بر آن با فتواهای
برنامه ریزی شده ی این مفتی ها و دعواهای زرگری انها، به صورت تدریجی و نوبتی
گروههای مسلح سوریه را به جان هم انداخته و با تولید جنگ داخلی از درون آنها را از
بین ببرند و به این سبک دشمن را خارج از مرزهای خود نابود کنند .
این ماموریتی
است که مفتی های ساکن در دارالکفرهای انگلیس و کانادا و اردن و آل سعود و ترکیه
و… با موفقیت انجامش داده اند. آیا قرار نیست اهل سنت بیدار شوند؟
ابومحمد مقدسی که عده ای سعی دارند او
را به عنوان عالم اهل سنت جا بزنند ، واقعیت این است که این شخص خود را متعلق به
مذهب نجدی می داند و هم اکنون نیز در میان صدها گروه و فرقه ی مختلف و متضاد نجدی
تنها عده ای قلیل او را قبول دارند .
با این وجود لازم است که مذهب نجدی این
شخص را از زبان خودش بخوانیم . ابومحمد مقدسی با آنکه می گوید کتابهای امثال ابن تیمیه و ابن
قیم (سلفیت نوع دوم)[۱] را مطالعه
کرده است اما در نهایت تاثیر پذیری وی از آثار علمای نجد (سلفیت نوع سوم) بوده است
و در این زمینه می گوید :
فعكفت على مطالعة كتب شيخ الإسلام ابن تيمية
وتلميذه ابن القيّم، ثمّ لفت انتباهي في فترات تردّدي على المدينة المنوّرة كتب الشيخ
محمد بن عبدالوهّاب وتلاميذه وأولاده وأحفاده من أئمة الدعوة النجدية التي تزخر بها
المكتبات العامة والخاصّة هناك، فعكفت عليها وقتاً طويلاً ولا أظنّني تركت كتاباً لهم
مطبوعاً إلا طالعته، فكان لهذه الكتب بالتحديد أثر عظيم في توجّهي بعد ذلك، وسافرت
إلی الباکستان وأفغانستان مرارًا … وهناك
كان أول طبعة لكتاب «ملة إبراهيم» الذي كتبته في تلك الفترة، وكان تأثري بكتب أئمة
الدعوة النجدية فيه واضحا جليا؛[۲]
مشغول مطالعهٔ کتاب های ابنتیمیه و شاگردش
ابنقیم شدم، سپس در آن روزهایی که به مدینهٔ منوره رفت و آمد داشتم، کتابهای محمد
بن عبدالوهاب، شاگردان، فرزندان و نوادگانش از علمای دعوت نجدی ، که در کتابخانههای
عمومی و خصوصی مدینه به وفور یافت می شود، توجه مرا به خود جلب کرد. پس وقت زیادی را
برای مطالعهٔ آن گذاشتم، بهطوریکه هیچ کتاب منتشر شده از آنان نبود مگر اینکه آن
را مطالعه کردم، پس این کتابها بهطور واقع اثر زیادی در گرایش فکری من بعد از آن
گذاشت. و بارها به كشور افغانستان و پاکستان مسافرت کردم و در آنجا اولین چاپ از کتاب
«ملت ابراهیم»[۳] بود که در در
آن ایام نگاشتم و تأثیرپذیری من از کتابهای بزرگان دعوت نجدی، روشن و آشکار است..
علاوه بر این در مصاحبه اش با «مجلة العصر»، خودش را
تربیتیافتهٔ مدرسهٔ سلفی نوع سومی چون بن باز، بن عثیمین و البانی معرفی کرده و دراین
باره می گوید:
أنا شخصیا فأنا من الناس الذین درسوا وتتلمذوا
علی مشایخ السلفیة في زماننا أمثال الشیخ ابن باز وابن عثیمین والألبانی وغیرهم سواء
مباشرة من خلال حضور کثیر من محاضراتهم ودروسهم أو من خلال سماع أشرطتهم وقراءة مؤلفاتهم؛[۴]
من به شخصه ازجمله كسانی هستم كه نزد بزرگان
سلفیه در عصر ما، همچون بن باز، بن عثیمین، البانی و غیر آنان، شاگردی و کسب علم کردم، و این علوم را یا بهطور مستقیم و با حضور در بسیاری
از مجالس سخنرانی و کلاس های درس آنان، و یا در خلال شنیدن نوارها و خواندن تألیفات
آنان به دست آوردم.
ابومحمد مقدسی در نهایت این مذهب را به ابومصعب زرقاوی تزریق نمود،
بخصوص زمانی که در زندان با وی آشنا شد و دیدیم که زرقاوی هرگز در افغانستان و
پاکستان به شیخ اسامه بن لادن هم بیعت نداد، چون ابومحمد مقدسی هم شیخ عبدالله
عزام و هم شیخ اسامه بن لادن را دارای منهج آلوده و مدافع مشرکین افغان و… می
دانست. ابومصعب تنها در عراق جهت جذب نیروهای مهاجر بود که به القاعده بیعت داد و
پس از مرگ ابوانس شامی (شرعی جماعت القاعده) کلا منهجش را به سمت منهج مذهب نجدی
ابومحمد مقدسی کشاند و با منتقل شدن این مذهب به دوله باعث آنهمه تفرق و ذلیلی و
شکست و نابودی برای اهل سنت عراق و سوریه و افغانستان و… تا کنون گشته است .
[۱] سلفیت نوع اول شامل علمایی چون
امام مالک، و امام شافعی و امام احمد بن حنبل و علمای اهل حدیث خیر القرون می گردد
[۲] ابومحمد المقدسی، حوار أبي محمد المقدسي
مع مجلة “نداء الاسلام” (مقابلة نداء الإسلام ۱۴۱۸ق)، ص۲٫
[۳] ابوبصیر طرطوسی یکی دیگر از
ملاهای مذهب نجدی بر این باور است که این کتاب را ابومحمد مقدسی از از روی کتاب
ملت ایراهیم جهیمان العتیبی رونوشت کرده و متعلق به مقدسی نیست .
[۴] ابومحمد مقدسی، مقابلة مع مجلة العصر
۱۴۲۳ق (حوار أبي محمد المقدسي مع مجلة “العصر”)، ص۵٫
ابومحمد مقدسی در برابر جهاد مسلمین
و شیخ عبدالله عزام حق می گوید و ناحق می خواهد
به قلم : کارزان
شکاک
ابومحمد مقدسی
در نوشته های اخیرش اش مدعی است که منهج شیخ
عبدالله عزام رحمه الله اخوانی است و در این منهج تلاشی برای معالجه ی شرکیات افغانها
و آگاه کردن وجود نداشت و این کار را به آینده موکول کرده بود . بعد می گوید:
” این انکار شرک و آگاه سازی مردم از
بزرگترین برکات جهاد است؛ اساس و پایه اسلام همین یاد دادن توحید به مردم و نهی آنها
از شرک است؛ در واقع جهاد وسیلهای جهت دستیابی به این هدف است. ”
همه ی ما می
دانیم که بسیاری از اصلاحات عقیدتی و نهی از منکرات تا زمانی که کفار و مرتدین
حاکمیت جامعه را بر عهده دارند غیر ممکن است . همین الان هم اگر نگاه کنید متوجه
می شوید که دایره ی اصلاح در کشورهای اروپائی و سرزمینهای مسلمان نشینی که طاغوتها
بر آن حاکم هستند بسیار تنگ و محدود است و مسلمین تنها در چارچوب این قوانین کفری
می توانند به بعضی از فعالیتهای خود ادامه دهند. پس حاکمیت طاغوتها خودش بزرگترین
مانع در راه اصلاح جامعه بوده است .
حالا تصور کنید
ما ۳۰-۴۰ سال پیش در سرزمینی مثل افغانستان باشیم که کفار سکولار خارجی آن را
اشغال نموده و دست نشاندگان مرتد خود را بر آن حاکم کرده باشند و مسلمین بخواهند
با وحدت فراگیر قدرتی بزرگ در برابر این دشمن بزرگ به وجود بیاورند؛ در چنین
وضعیتی شخصی مثل دکتر عبدالله عزام کتاب “الدفاع عن أراضي المسلمينأهم فروضالأعيان” را می نویسد و بر این باور است که در وضع موجود وحدت و دفاع از سرزمینهای مسلمین مهمترین فرض
عین است که حتی سایر فرضها را نیز تحت شعال قرار می دهد مثل نماز و روزه و …[۱]
در چنین وضعیتی و
در زمان شکست روسهای سکولار جامیها و مدخلی ها از طرف دستگاه آل سعود و آمریکا و
افرادی چون قدسی سر می رسند و به بهانه ی مشرک بودن مسلمین افغانستان با شعار
فریبنده ی “التَّوحيد أولاً و دائماً“ مسلمین را به تفرق و چند دستگی و مشغول کردن
آنها به همدیگر به جای وحدت بر علیه دشمن مشترک تحریک می کنند.
همه ی ما می
دانیم که در وحدت قدرت و عزت و ابهت و شکوه و پیروزی وجود دارد و در تفرق فشل و
سستی و بی ابهتی و ذلیلی و شکست . رسالت بزرگ امثال ابومحمد مقدسی و ابوقتاده
فلسطینی و هانی السباعی و طارق عبدالحلیم و تمام بزرگان مذهب نجدیت وارد کردن این
مصیبتها بر مسلمین بوده است که در نهایت به قدرت گیری کفار سکولار جهانی و مرتدین
و طاغوتهای محلی ختم شده است .
لازم است هم اکنون که پشت پرده ی شعار «التَّوحيد
أولاً و دائماً» آنها روشن شده است
بگوئیم : «کلمة حقّ یراد بها
الباطل» این سخن حقی است که از آن اراده باطل می شود. حق می گویند و ناحق می خواهند.
[۱] چون در جنگ شخص ممکن است روزه اش را بشکند یا نمازش را به سبک
دیگری بخواند و حتی آنرا به تاخیر بیاندازد و…
عذر بدتر از گناه ابومحمد مقدسی در توجیه تکفیر مجاهدین افغانستان
به قلم:
ابوعبدالله جاف جوانرو
پس از آنکه علمای
اهل سنت در برابر زیاده روی ها و اتهامات نابجای ابومحمد مقدسی به مسلمین
افغانستان در زمان جهاد بر علیه سکولاریستهای شوروی و ترور شخصیتی عبدالله عزام
توسط این ملای سلفی نجدی ساکن در دارالکفر اردن[۱]
واکنشهای شرعی نشان دادند، این شخص نجدی مذهب هم در دفاع از خود مطالبی تحت عنوان
«درد دلی با بعضی از دوستان» آورده است که به نحوی عذر بدتر از گناه بوده و
حائز اهمیت هستند.
این شخص می گوید : در آن زمان تزکیه برای خائنان و دعوتگران دموکراسی همچون سیاف و ربانی
و امثالشان صادر شد تا اینکه دولتشان که برپایه دموکراسی بود را بر روی جسد شهدا پایهگذاری
کردند؛ حتی زنان هم در آن زمان چنین افراد دموکراسی خواهی را تکفیر میکردند. اما با
این وجود کسانی که از روی بصیرت و دلایل چنین خائنانی را تکفیر میکردند، متهم به غلو
و تندروی میشدند.
ج: بدون شک در آن برهه از زمان نه سیاف و ربانی
و… ادعای دموکراسی خواهی داشتند ونه احمد شاه مسعود و حکمتیار و غیره. تمام اینها در ظاهر خواستار تحکیم شریعت الله
بودند. آثار این اشخاص تماما مبین این واقعیت است و کسی نمی تواند در آن زمان از
آثار این اشخاص دلیلی برای دعوت به دین دموکراسی سکولاریستها بیاورد بلکه تماما در
مورد تطبیق قانون شریعت الله و تشکیل حکومتی اسلامی بود .
حالا اینها بعدها مثل ابومحمد مقدسی و ابوقتاده
و طارق عبدالحلیم و غیره با مصلحت تراشی ها و عوام فریبی های خاص خودشان تابع
قوانین طواغیت دموکراسی خواه شده و به زندگی ننگین تحت این قوانین رضایت دادند فرق
دارد با آنچه که قبل از این دوران ادعایش را می کردند و در آثار و سخنرانی هایشان
بیان می کردند. شیخ عبدالله عزام غیب نداشت تا ببیند که در میان صدها فرمانده ی
موجود چند نفر از آنها مرتد شده و تابع طاغوتهای منطقه ای و جهانی می شوند و چند
نفر از آنها صادقانه تا آخر ثابت قدم می مانند .
پس علت تکفیر
مجاهدین افغان به صورت عام نزد ابومحمد
مقدسی و امثالهم اموری بوده است که بر اساس مذهب نجدی، آنها را شرک و مرتکبین را
مشرک و خارج از اسلامی می دانستند، و به همین سادگی نه تنها مجاهدین افغان بلکه
اکثریت مطلق مسلمین افغانستان و حتی جهان اسلام را نیز مشرک دانسته و تکفیر می
کردند .
مذهب سلفیت نجدی که
به دروغ مدعی است برای اتحاد مذاهب کار می کند اما در واقع مذهبی انعطاف ناپذیر
است که دارای دهها فرقه ی ضد و نقیض بوده و با برداشتن عذرهای شرعی برای مسلمین و
برداشت اشتباه از کلمه ی مشرک و مشرکین و… به راحتی اهل قبله را از دایره ی
اسلام خارج نموده و تکفیر می کند .
امثال ابومحمد
مقدسی که به سادگی تمام اهل سنت افغانستان و حتی جهان اسلام را بر اساس مذهب نجدی
اش به جرم مشرک بودن تکفیر می کند و در مورد تمام سرزمینهای مسلمان نشین رای داده
و حکم صادر می کند تا کنون حکم طاغوت اردن را صادر نکرده است با وجود آنکه صدها
بار از سوی کسانی چون عبدالرزاق مهدی و … از وی درخواست شده تا حکم این شخص مرتد
را بیان کند .
این دسته از سلفی
های نجدی عملا در اختیار طاغوتهای حاکم بر کشورشان هستند و با آنکه دهها فرقه و
گروه هستند اما هر کدام به نحوی به طاغوتهای حاکم بر خودشان خدمت می کنند و در عوض
بی رحمانه بر علیه هر آنچه خارج از سرزمین محل اقامت خودشان است فتوا صادر می کنند
و همه را از دم تیغ تکفیر خود می گذرانند .
[۱] مرکز
جاسوسی آمریکا در خاورمیانه و حیاط خلوت اسرائیل
چگونگی اداره امارت
اسلامی و ریشه یابی علت جنگ دوله بر علیه آن و مسلمین افغانستان
به قلم: ابوبکر
الخراسانی
سرزمین افغانستان
از همان قرون اولیه ی اسلامی با وجود نفوذ مذاهب اسلامی دیگری چون شوافع و … اما
در نهایت تابع مذهب حنفی گردید و تا کنون این مذهب نقش اول را در زندگی مسلمین این
دیار و بسیاری از سرزمینهای اطراف آن بازی می کند .
امارت اسلامی
افغانستان نیز متشکل از علمای کرام این مذهب است هر چند مجاهدین سایر مذاهب نیز در
کنار آن بر علیه دشمن مشترک می جنگند اما در نهایت مذهب حنفیت نقش اول را بازی می
کند . در این صورت می توان گفت : بنا هر چیز اصل آن می باشد بنا امارت اسلامی از
علماء کرام مذهب حنفیت تشکیل شده و قیادت امارت اسلامی هم به دست علماء کرام این
مذهب است و حقانیت امارت به اصل دین شروع شده تا فی الحال هم هیچ چیز از اصول شریعت بر اساس مذهب حنفیت در
محاکم امارت اسلامی ترک نشده است؛ هر چند
به خاطر شرایط اضطرار جنگی ممکن است تطبیق احکام شریعت به شکل عادی آن یا به تاخیر
افتاده باشد یا شکلش عوض شده باشد اما در هر صورت انکار نشده است که این هم باز
تطبیق شریعت در شرایط خاص جنگی است .
پس امارت اسلامی هم به صورت شورائی از علمای
کرام و هم بر اساس مذهب حنفی اداره می شود که با اضطرار و شرایط جنگی مواجه است.
در چنین وضعیتی
دسته ای از مسلمین افغانستان به دلیل داشتن مذهب سلفیت خاص نجدی و اختلافاتی که
این مذهب با مذهب رایج مسلمین افغانستان دارد از صف واحد مسلمین جدا شده و برای
خودشان گروه جداگانه ای تشکیل داده اند، و حتی غیر از این تفرقی که ایجاد کرده اند،
طبق مذهب خودشان اقدام به تکفیر امارت اسلامی افغانستان و حتی طبق مذهب خودشان با
مشرک و قبرپرست خواندن اهل سنت افغانستان اقدام به تکفیر مسلمین اهل سنت افغانستان
نموده اند و چندین مکان مذهبی مسلمین ستمدیده و جنگ زده ی این دیار را به بهانه
های قبر پرست و صوفی و مشرک بودن منفجر کرده و دهها مسلمان را قتل عام کرده اند.
این تفرق قبیحی
که به خاطر اختلافات مذهبی به وجود آورده اند باعث صدمات زیادی به مسلمین در
بخشهائی از افغانستان شده است و کمترین صدمات آن محقق شدن مفاد این آیه ی قرآن است
که می فرماید : وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ
فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ
(انفال/۴۶) و از خدا و پيغمبرش
اطاعت نمائيد و ( در ميان خود اختلاف و ) كشمكش مكنيد، ( كه اگر كشمكش كنيد ) درمانده
و ناتوان ميشويد و شكوه و هيبت شما از ميان ميرود ( و ترس و هراسي از شما نميشود
) . شكيبائي كنيد كه خدا با شكيبايان است .
در این صورت
باید بدانیم که علت کشمکش و جنگ طلبی های دوله بر علیه صف واحد جهاد افغانستان و
ایجاد تفرق و انشقاق در آن به دلیل اختلافات مذهبی سلفیت خاص نجدیت با مذهب حنفی
رایج در میان مسلمین این دیار است و تمام بهانه های دیگر آنها تنها برای پنهان
کردن این واقعیت است .
بهانه هائی چون عدم
اعلام مرگ عمر ثالث رحمه الله توسط شورای رهبریت امارت اسلامی، تعامل با شرایط
اظرار جنگی و تطبیق شریعت بر اساس این شرایط جنگی ، روابط با کشورها و مذاهب مختلف
جهت تمرکز بر دشمن اصلی و قریش زمان که آمریکاست وبه همراه ناتو سرزمین افغانستان
را به خاک و خون کشیده اند و…
این روش تعامل
مذهب سلفیت خاص نجدی با مسلمین تمام مذاهب اسلامی از زمان پیدایشش تا کنون بوده است
و این مذهب (که ادعای اهل سنت بودن واقعی را دارد)هر جا رفته باعث فساد جهاد آن
دیار و حتی نابودی جهاد در سرزمینهائی شده است که این مذهب قددرتی پیدا کرده است؛
چون با تولید تفرق و مشغول کردن مسلمین به مسلمین و انجام دادن جنایات وحشیانه در
قبال مسلمین در نهایت جبهه ی واحد مسلمین را دچار تزلزل و سستی و بی ابهتی نموده و
مسلمین را از جهاد دلسرد و ناامید کرده و به سوی کفار و طاغوتها کشانده است .
این است واقعیت
مذهب سلفیت خاص نجدیت و ثمرات آن در میان مسلمینی که مذهبی غیر از این مذهب خودشان
را دارند، امیدوارم مسلمین از سابقه و تاریخ این مذهب از زمان پیدایش آن تا کنون
عبرت بگیرند و دست از جنگ داخلی و شرک تفرق بردارند، چون تفرق کل زیانش به مسلمین و
کل سودش به کفار و دشمنان مسلمین بر می گردد .
سیاست آمریکا و
متحدینش در تثبیت دین سکولاریسم و دموکراسی در میان مسلمین
به قلم :
ابوعبدالله جاف جوانرو
آمریکا به عنوان
پرچمدار فعلی مشرکین(سکولاریستها) هم اکنون در جایگاه قریش و امثال ابوجهل و
ابولهب قرار گرفته است . مشرکین یا به تعبیر امروزین سکولاریستها ، دین خود را
همیشه با زور اسلحه بر ما تحمیل کرده و می کنند و تا زمانی با ما می جنگند که ما
دست از مفاهیم ۴ گانه ی دین خود بکشیم .
یعنی دینی داشته باشیم که از:
قدرت حاکمیت
۲-
قانون و برنامه
۳-
اطاعت کردن از این قانون و حاکمیت
۴-
پاداش دادن و مجازات کردن با این
قوانین و توسط این حاکمیت اسلامی ؛
خالی و تهی باشد و در این
۴ مورد تابع دین آنها شویم .
خداوند در باره ی
این سیاست همیشگی سکولاریستها(مشرکین) در برابر مسلمین می فرماید : وَلا یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ حَتَّى یَرُدُّوکُمْ
عَنْ دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا وَمَنْ یَرْتَدِدْ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ
فَیَمُتْ وَهُوَ کَافِرٌ فَأُوْلَئِکَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِی الدُّنْیَا
وَالآخِرَهِ وَأُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ (البقره:۲۱۷ )
چنانچه
مشاهده نمودیم الله تعالی می فرماید: «پیوسته و همیشه» با شما خواهند جنگید تا اگر
بتوانند شما را از دینتان بربگردانند. زمانی که محتوای دین را از ما گرفتند و محتوای
دین خودشان را جایگزینش کردند در واقع ما را از دینمان برگردانده و تابع دین
خودشان کرده اند . و هر کسی که ۱- آگاهانه ۲- عمدا ۳- به میل خودش تابع دین آنها شود حکم مرتد را دارد . و لله
المستعان
این سیاست
مشرکین (سکولاریستها) قریش در برابر رسول الله صلی الله علیه وسلم و اصحابش بود
چنانکه امام طبری می فرماید : حدثنا أبو عاصم قال : حدثنا عیسى عن ابن أبی نجیح عن
مجاهد فی قول الله عز وجل : ” ولا یزالون یقاتلونکم حتى یردوکم عن دینکم إن
استطاعوا ” ، قال : کفار قریش .
هم اکنون نیز
آمریکا برای چند دهه است که پرچمدار مشرکین (سکولاریستها) جهان و جایگزین قریش شده
است، و با زور اسلحه و به کارگیری انواع تهدیدات نظامی و استفاده از انواع اسلحه
های اتمی و شیمیائی و فسفوری و… مستقیما به جنگ نظامی با مسلمین شریعت گرای تمام
مذاهب اسلامی اقدام کرده است و در کنار این جنگ نظامی آشکار و گرم در بخش جنگ نرم
و سرد نیز سرمایه گذاری هنگفتی کرده است .
آمریکا و
متحدینش قصد دارند دین سکولاریسم را با جنگ روانی و نرم از کانال رسانه های خود و
بخصوص از کانال منافقین (سکولار زده ها) و مزدورانشان به تدریج جایگزین مفاهیم و
محتوای دین اسلام کنند و دین مسلمین را از آن چهار مفهوم و محتوای اصلیش خالی و
تهی کنند .
تاملی در اعدام گروهی و دسته جمعی ۳۷ جوان اهل سنت توسط
آل سعود
به قلم : کیوان
مریوانی
بدون شک در این
دو قرن گذشته در زیر این آسمان آبی حکومت و نظامی کثیف تر از آل سعود برای اهل سنت
وجود نداشته و ندارد . این حکومت مزدور و دست نشانده جنایاتی را در حق اهل سنت
سراسر جهان و بخصوص اهل سنت سرزمین وحی مرتکب می شود که حتی اربابان او چون آمریکا
و انگلیس هم از انجام دادن آشکار آن ابا دارند و آزادی هائی را از اهل سنت عربستان
گرفته است که اربابان او این آزادی های بیان را در کشورهایشان به اهل سنت داده اند
.
البته این را هم
بدانید که هر جا آمریکا و انگلیس و سایر کفار و طاغوتهای جهانی و محلی جنایتی را
بر علیه اهل سنت مرتکب می شوند حتما آل صهیود و امارات و قطر و کویت هزینه های آن
را پرداخت کرده و حتی در کشتار اهل سنت نیز با این کفار همکاری نموده اند .
آل سعود که
دوسال پیش ۴۸ عالم بزرگ و دانشجوی اهل سنت را در برابر سکوت جهان به صورت دسته
جمعی اعدام کرد و در سال ۲۰۱۸ نیز ۱۴۹ نفر را اعدام
نمود و دیروز نیز ۳۷ دانشجو و طلبه ی علم را به صورت
گروهی و دسته جمعی به اتهامات موهوم در شهرهای مکه و مدینه وریاض و … اعدام کرد .
نکته ی قابل تامل این است : آل سعود زمانی که
اینگونه اهل سنت خود را قتل عام نموده و در قتل عام اهل سنت یمن و سوریه و عراق و
سومالی و مصر و لیبی و الجزائر و چچن و افغانستان و غیره دست دارد حالا چگونه است
که به شبکه های ماهواره ای منتسب به اهل سنت ایران کمک مالی می کند و شیوخ درباریش
که فتوای قتل عام این علماء و دانشجویان و طلبه ها را صادر می کنند برای این شبکه های ماهواره ای تبلیغ می کنند؟