نمایش دادگاه «امجد یوسف»، رهایی اهل سوریه از حاکمیت «هیئت جولانی» و مدل استبدادی، فاسد و تحریف‌شده‌اش از دین و انقلاب

نمایش دادگاه «امجد یوسف»، رهایی اهل سوریه از حاکمیت «هیئت جولانی» و مدل استبدادی، فاسد و تحریف‌شده‌اش از دین و انقلاب

به قلم: مجاهد مهاجر

«الشرع» (ابومحمد الجولانی/رهبری هیئت تحریرالشام) برای اینکه بتواند بر رسوایی «تالار الفیحاء» سرپوش بگذارد، نیاز داشت که «بویضانی» را بیرون بیاورد، به «دوما» برود و «امجد یوسف» را بازداشت کند (یا شاید هم او را در زمان مناسب از زندان خارج کند). اما موضوع مهم‌تری در جریان بود: اعتصاب تجار دمشق در حمایت از «مأمون الحمصی»؛ معارضی که پیش از آنکه پلمب‌کنندگانِ دفترش به دنیا بیایند، مخالف نظام بود. دفتر او اکنون با استناد به حکم قضایی صادر شده از سوی «نظام اسد» پلمب شده است.

آیا احمد زیدان، موسی العمر، هادی العبدالله و بقیه اعضای این دار و دسته می‌فهمند که اجرای حکم قضایی صادر شده توسط نظام اسد علیه یک معارض سوری، آن هم صرفاً به خاطر انتقاد از قدرت، چه معنایی دارد؟ همان‌طور که با «غسان عبود» انجام دادید و هفت حکم قضایی صادر شده از سوی نظام علیه او و نهادهایش را لغو نکردید.

جنایتکارانِ بخش «امنیت عمومی» به دستور «الشرع» و «انس خطاب»، به سراغ تک‌تک مغازه‌ها رفتند و تهدید کردند که اگر کسی در اعتصاب شرکت کند، مغازه‌اش برای همیشه بسته خواهد شد. تصور کنید این است ثمره «آزادسازی»! اینکه یک نظام استبدادی و خونریز دیگر در برابر چشمان مردم بازسازی شود، به این بهانه که «من برای شما سوریه را آوردم». همان‌طور که «الشیبانی» گفت: «شما گروگان‌های ما هستید؛ هر کاری بخواهیم با شما می‌کنیم چون ما شما را آزاد کردیم.»

اصول و مبانی تجزیه‌ناپذیرند؛ ظلم، ظلم است و ریختن خون، ریختن خون. قطعاً جنایتکاری مثل «امجد یوسف» با مجموع جرایم «هیئت» قابل قیاس نیست، اما فراموش نکنیم که ده‌ها نفر به دست «ابواحمد حدود» زیر شکنجه در زندان‌هایش کشته شدند. همچنین انفجار «اطمه» که او (ابواحمد حدود) عامل ورود خودروی بمب‌گذاری شده بود، منجر به کشته شدن ۷۰ مسلمان انقلابی از ارتش آزاد شد؛ یعنی ۷۰ خانواده را عزادار و بی‌سرپرست کرد.

این دیگر چه نوع استنطاق و بازجویی است؟ در حالی که بازجو (انس خطاب) با تکبر لم داده (منجعص) و بدون هیچ احساسی، از توصیفی بسیار نرم مانند «تو بی‌عاطفه هستی» استفاده می‌کند! از هر متخصص بازجویی و روانشناسی بپرسید، تحلیل دقیقی از وضعیت «انس خطاب» هنگام بازجویی از آن خنزیر (امجد یوسف) به شما خواهد داد.

ما هرگز دستور کتبی از بشار اسد برای بمباران شیمیایی غوطه پیدا نکردیم و نخواهیم کرد، اما آیا می‌توان گفت بشار بی‌گناه است؟ طبق سلسله‌مراتب، بشار مسئول تمام جنایات ارتش خود است. به همین ترتیب، «فادی صقر» مسئول دفاع وطنی در محله «تضامن» است و امجد یوسف تحت امر او بود. امجد یوسف اعتراف کرد که فادی صقر چهار برابر او آدم کشته است؛ پس چرا کسانی که از بازداشت امجد خوشحالند، فشار نمی‌آورند تا نظام فادی صقر را هم مثل امجد یوسف بازداشت و اعدام کند؟

همین سه روز پیش، یک بازداشتی اهل دیرالزور به صورت جسدی بی‌جان از زیر شکنجه در زندانِ تحت مدیریت «انس خطاب» خارج شد. به دروغ به او اتهام زدند که «مهره ایران» است. حتی اگر مهره ایران هم بود، باید بازجویی و محاکمه می‌شد، نه اینکه زیر شکنجه کشته شود.

پیروزی انقلاب کامل نخواهد شد مگر با رهایی از حاکمیت «هیئت» (تحریرالشام) و مدل استبدادی، فاسد و تحریف‌شده‌اش از دین و انقلاب.

احمد الشرع  و پیمان ننگین اقتصادی با صهیونیستها در سوریه

احمد الشرع  و پیمان ننگین اقتصادی با صهیونیستها در سوریه

به قلم: ابوخالدکُردستانی

در حالی که مردم مظلوم غزه زیر آتش وحشیانه رژیم صهیونیستی جان می‌دهند، پرده ای دیگر از یک واقعیت تلخ خیانت باند جولانی در مناطق تحت تصرف آنها در سوریه کنار رفته است. جولانی خائن اکنون در پشت صحنه، رگ‌های حیاتی اقتصاد خود را به خون‌آلودترین منبع منطقه، یعنی گاز رژیم صهیونیستی گره زده است.

واقعیت ساده و تکان‌دهنده است: اردن هیچ ذخایر گازی ندارد؛ پس گازی که از مرزهای جنوبی به سمت مناطق تحت نفوذ جولانی سرازیر می‌شود، مستقیماً از میادین اشغالی صهیونیست‌ها تامین می‌گردد.

ای پیروان جولانی، و بخصوص ای مُلافتاحی دین فروش، آیا می‌دانید پولی که بابت قبض‌های برق و گاز از جیب بخشی از مردم ستمدیده سوریه خارج می‌شود، مستقیماً به خزانه رژیم صهیونیستی ریخته می‌شود؟ این یعنی هر بار که چراغی در قلمرو جولانی روشن می‌شود، گلوله‌ای برای سوراخ کردن سینه کودکان غزه ساخته می‌شود. شما نه با کفار محارب خارجی می‌جنگید و نه برای اسلام؛ شما شعبه‌ای از بازار مصرف صهیونیسم شده‌اید.

آنچه امروز در سوریه می‌گذرد، دقیقاً همان مسیری است که «آل‌سعود» در خفا و «امارات متحده یهودی» در عیان طی کردند. جولانی با عادی‌سازی اقتصادی و سیاسی، در واقع نسخه غیررسمی «پیمان ابراهیم» را امضا کرده است. او ثابت کرد که هیچ تفاوتی با حکام دست‌نشانده منطقه ندارد و یکی دیگر از صهیونیستهای عرب است.

اگر امارات و بحرین با افتخار به آغوش اسرائیل رفتند، جولانی زیر نقاب «انقلاب»، همان ماموریت را برای تثبیت امنیت مرزهای رژیم صهیونیستی و تضعیف محور مقاومت انجام می‌دهد.

جولانی نه یک رهبر مستقل، بلکه دست‌نشانده و «نوچه» گوش‌به‌فرمان برخی دولت‌های خلیجی است که خودشان در صف اول عادی‌سازی روابط با تل‌آویو ایستاده‌اند. دستور کار جولانی تغییر چهره از یک تروریست به یک «سیاستمدار میانه‌رو» برای خوش‌آمد غرب و تامین نیازهای لجستیکی از منابع صهیونیستی برای حفظ بقای قدرت پوشالی‌اش و سرکوب هرگونه صدای واقعی که بخواهد علیه این نفوذ اقتصادی صهیونیسم اعتراض کند بوده است.

ای گروه چند نفره ی مُلافتاحی، ای پس مانده های انصارالاسلام و ای کسانی که هنوز به دنبال احمد الشرع می‌دوید، چشمان خود را باز کنید. چطور می‌توانید شعار «خیبر خیبر یا صهیون» سر دهید در حالی که گرمای خانه‌هایتان و روشنایی مقرهایتان از صدقه‌سر معاملات مخفیانه رهبرتان با صهیونیست‌هاست؟ جولانی با خون شهدای واقعی سوریه تجارت کرد تا به کرسی لرزان قدرت تکیه بزند. او نشان داد که برای ماندن، حاضر است حتی قبله اول مسلمین را به دلارهای نفتی و گاز غصبی بفروشد.

همکاری اقتصادی جولانی با رژیم صهیونیستی، تیر خلاص دیگری بر پیکر ادعاهای دروغین اوست. او مهره‌ای کوچک در شطرنج بزرگ عادی‌سازی است که ماموریت دارد اسلام را از درون تهی و راه را برای سیطره اقتصادی اسرائیل هموار کند. بیداری مردم در برابر این «صهیونیستهای غیر عبری زمان» تنها راه نجات از این فتنه بزرگ است.

نقش امارات متحده عربی و سناریوهای آینده برای «احمد الشرع» (جولانی) پس از سقوط نظام اسد

نقش امارات متحده عربی و سناریوهای آینده برای «احمد الشرع» (جولانی) پس از سقوط نظام اسد

ارائه دهنده: فضل احمد هراتی

 افشای پشت‌پرده‌های سقوط دمشق و معامله ننگین جولانی با امارات

۱. اعتراف تکان‌دهنده محمد بن زاید:

در صبح سه‌شنبه ۱۰ دسامبر ۲۰۲۴ (دو روز پس از سقوط نظام اسد)، با یک چهره بانفوذ سیاسی و اجتماعی که روابط منطقه‌ای گسترده‌ای دارد در دمشق دیدار کردم. او که تازه از امارات بازگشته بود، نقل کرد که شب سقوط نظام با محمد بن زاید دیداری داشته است. بن زاید به او گفته بود: «اگر بشار اسد فقط ۲۰ روز دیگر صبوری می‌کرد تا ترامپ (رئیس‌جمهور آمریکا) بر سر کار بیاید، هیچ قدرتی روی زمین نمی‌توانست او را ساقط کند.» این نشان‌دهنده عمق تلاش امارات برای حفظ بقای نظام سابق است.

۲. ویلای مجلل برای مادر جولانی در دبی:

نقش امارات در مدیریت مهره‌ها فراتر از سیاست است. امارات برای بردن وداد الخالد (مادر احمد الشرع/جولانی) یک هواپیمای اختصاصی فرستاد. او با هواپیمای پسرش نرفت و در امارات توسط «شیخه فاطمه» با شکوه فراوان استقبال شد. بلافاصله پس از ورود، یک ویلای فوق‌المرخص و گران‌قیمت در مجمع‌الجزایر مصنوعی «جزیره جهان» (The World Islands) دبی به نام او ثبت شد.

۳. استرداد زندانیان به امارات:

سلطه جدید در دمشق (تحت امر جولانی)، «عبدالرحمن یوسف القرضاوی» را به امارات تحویل داده است و قرار است در روزهای آینده «جاسم الشامسی» را نیز به آن‌ها تسلیم کند.

۴. بازی با کارت زندانیان؛ مهند المصری و البویضانی:

جولانی در اولین سفر خود به امارات، رفیق دیرینه‌اش «مهند المصری» را با هواپیمای خود بازگرداند. این در حالی است که «البویضانی» (فرمانده جیش‌الاسلام) یک سال و دو ماه در بازداشت بود. اگر جولانی واقعاً نفوذی بر بن زاید داشت، چرا در طول این مدت برای آزادی او واسطه نشد؟ چرا امارات درست اکنون او را آزاد کرد؟ همچنین اگر او واقعاً قدرتی دارد، چرا «جاسم الشامسی» را که ۷ ماه است بدون تهمت و صرفاً به درخواست امارات در بازداشت اوست، آزاد نمی‌کند؟

۵. نفاق سیاسی و خون‌های پایمال شده:

امروز شاهد صحنه‌های خنده‌آور و منافقانه میان کسانی هستیم که دیروز دشمن خونی هم بودند. «سمیر کعکه» اولین کسی بود که جولانی را مزدور نامید. درگیری‌های خونین میان «جبهه النصره» و «جیش‌الاسلام» در سال ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ صدها کشته از طرفین گرفت و عامل اصلی سقوط «غوطه شرقی» و فاجعه شیمیایی دوما بود. امروز این رهبران در حالی به روی هم لبخند می‌زنند که خون عناصر خود را فراموش کرده‌اند. کمی حیا داشته باشید؛ قیامت و سوال و جواب الهی در پیش است.

۶. سناریوی خروج جولانی؛ قرارداد ۳ ساله:

جولانی به خوبی برای «ضربه گیری» و زبان بدن آموزش دیده است. سفر شتاب‌زده او به «دوما» تلاشی برای پوشاندن افتضاح سالن الفیحاء بود. اما سوال اساسی اینجاست: آیا آن ویلای عظیم در دبی، تبعیدگاه و محل پناهندگی جولانی پس از پایان قراردادش با اربابانش است؟

بر اساس اطلاعات فاش شده (که تونی بلر نیز به آن اشاره کرده)، قرارداد جولانی ۳ ساله است:

• یک سال و نیم اول: جولانی با اختیارات کامل بر سوریه حکومت می‌کند (که این دوره در ماه ژوئن پیش‌رو به پایان می‌رسد).

• یک سال و نیم دوم: جولانی به عنوان رئیس‌جمهوری با اختیارات محدود باقی می‌ماند و قدرت اصلی به یک «شورای نظامی» و نخست‌وزیری که از خارج تعیین می‌شود، منتقل خواهد شد.

جریان نجدیت رسانه ای و مزدوران آل‌سلول از تکفیر عموم شیعه تا سربازی برای کفار محارب خارجی

جریان نجدیت رسانه ای و مزدوران آل‌سلول از تکفیر عموم شیعه تا سربازی برای کفار محارب خارجی

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

این روزها که هنوز سایه ی جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران وجود دارد، مومنین به صورت عام اگر چه عده ای از آنها آشکارا در جبهه ی دارالاسلام ایران قرار نگرفته اند اما آشکارا و به صورت موازی بر علیه آمریکا و صهیونیستها بوده اند و سعی کرده اند سخنی نگویند یا کار یانجام ندهند که در این جنگ به جبهه ی جنگ روانی یا مسلحانه ی کفار محارب آمریکائی و صهیونیستی کمکی شود.

این منهج اهل سنت و جماعت در طول تمام تاریخ آن است که از هر دارالاسلام و مسلمانی بر علیه هر کافر محاربی دفاع می کنند، فرق ندارد این دارالاسلام توسط فقه مذهبی آنها اداره شود یا فقه اسلامی دیگری و فرق ندارد این مسلمان یکی از هم مذهبی های آنها باشد یا مذهب اسلامی دیگری داشته باشد، مهم این است که مسلمان باشد.

از زمان ابن تیمه رحمه الله و هم اکنون نیز یکی از بزرگترین انحرافات جریان جاهلین و دین فروشان، ترویج این ادعاست که «دین یهود از مذهب شیعیان بهتر است». این سخن در حالی مطرح می‌شود که در همان سالها نه تنها ابن تیمیه رحمه الله بلکه قبل و بعد از او نیز تمام ائمه و بزرگان اهل سنت و جماعت میزان فاسد بودن این سخن را آشکار کرده اند.

واضح است هم اکنون، این نوع مرزبندی‌های فاسد و کاذب، تنها برای ضربه زدن به اینهمه حمایت جهانی مسلمین از دارالاسلام ایران در برابر کفار  محارب خارجی و جهت ایجاد جنگ داخلی در امت اسلام و منحرف کردن افکار عمومی از دشمنان اصلی آمریکائی و صهیونیستی طراحی شده است.

همین نجدی های رسانه ای چون مجریان شبکه ی کلمه را می بینیم که با وقاحت تمام، استعانت از کفارغربی و بخصوص نیروهای نظامی آمریکا و ناتو اسرائیل را برای جنگ با دارالاسلام ایران جایز می‌شمارند. آن‌ها حضور ارتش‌های کفار محارب و اشغالگر در سرزمین‌های اسلامی را تحت عناوین فقهی توجیه می‌کنند تا بقای تخت و تاج خائنین به دین و ملت اسلامی را تضمین کنند. از نظر آن‌ها، حتی بمباران مسلمانان ایران و یمن و فلسطین و سومالی و مالی و … توسط هواپیماهای کفار محارب و مزدوران اماراتی و سعودی و امثالهم «جهاد» محسوب می‌شود.

این جریان هرگونه قیام علیه حاکمان سکولار و دست نشانده و کفار محارب و اشغالگر خارجی را «خروج» نامیده و مبارزان را «خوارج» خطاب می‌کنند. آن‌ها میان کسی که علیه اسلام شورش کرده و کسی که علیه  آمریکا و مزدوران آمریکا قد علم کرده، تفاوتی قائل نمی‌شوند. هدف آن‌ها از این نام‌گذاری، مشروعیت بخشیدن به قتل‌عام جوانان مؤمن و ساکت کردن هرگونه فریاد عدالت‌خواهی است.

افرادی مانند «محیسنی و مُلافتاحی و عطون و سیاف و محقق» و امثال آنها کسانی هستند که در مقاطعی با فتاوای مشکوک، جنگ میان گروه‌های اسلامی را برافروختند و عملاً در زمین بازی سازمان‌های جاسوسی غربی بازی کردند. این «دجالان به روز شده» با استفاده از مفاهیم دینی، جوانان را به مسلخ جنگ‌های نیابتی می‌برند که خروجی آن تنها تقویت جبهه آمریکا و صهیونیستها و سایر کفار محارب و تضعیف توان امت اسلام است.

آن‌ها واقعیت حاکمان خود را پنهان می‌کنند. حاکمانی که در ظاهر ادعای «خادم‌الحرمین» بودن دارند، اما در حقیقت مزدوران گوش‌به‌فرمانی هستند که تمام سیاست‌های خود را با واشنگتن تنظیم می‌کنند و سگ‌های شکاری و «گاوهای شیرده» برای کفار محارب هستند که تنها ابزاری برای تأمین امنیت اسرائیل و منافع اقتصادی آمریکا و غرب در منطقه هستند.

در اینص ورت یم توانیم بگوئیم که هدف جریان نجدیت رسانه ای و مفتیان وابسته به آل‌سلول از تهاجم به تشیع در چنین وضعیت جنگی و تحریف سخنان بزرگان دین در مورد تشیع تنها جهت ایجاد تفرقه، توجیه اشغالگری و توحش کفار امریکائی و صهیونیستی و تقدیس خیانت دولتهای خائن در خدمت به این کفار محارب است.

اگر به دقت نگاه کنیم، اینها سربازان بخش جنگ تبلیغی دشمنان هستند، و در مواردی سود اینها برای کفار محارب در فریب مسلمین بسیار بیشتر از هزاران رسانه ی سکولاری است که برای سکولاریسم دعوت می دهند.

یورش صهیونیستها به منازل مسلمین سوریه و سکوت خفت بار ملا فتاحی

یورش صهیونیستها به منازل مسلمین سوریه و سکوت خفت بار ملا فتاحی

به قلم: خالد سیف الله المسلول

اجازه دهید نگاهی به بخشی از وضعیت کنونی سوریه بیندازیم:

  • در حالی که شیوخ باند جولانی به آداب حیض و نفاس و دستشویی مشغول شده اند
  • و یا در حال مشغول کردن مسلمین به مسلمین با اختلافات ریز فقهی هستند،
  • و در حالی که ملا فتاحی به مسائل تاریخی آشفته و آلوده ی متعلق به غلاه شیعه و منحرفین میان شیعیان جعفری و حکومت‌های مختلف موجود در ایران خودش را مشغول کرده
  • صهیونیستها در حال اشغال بیشتر سوریه و اذیت و آزار مسلمین آنجا هستند.

امروز هم یک واحد نظامی وابسته به کفار محارب و اشغالگر رژیم صهیونیستی، متشکل از ۱۰ خودروی نظامی، وارد منطقه جباتا الخشب در حومه استان قنیطره شده است.

نیروهای مهاجم کفار محارب پس از ورود به این منطقه، به منازل مسلمین غیر نظامی اهل سنت یورش برده و اقدام به تفتیش خانه‌ها کرده‌اند.

سکوت خفت بار باند جولانی از جمله ملا فتاحی در برابر این کفار محارب و اشغالگر صهیونیست چه معنی دارد؟

در زمان حمله آمریکا و صهیونیستها به ایران هم باند جولانی خودشان را برجسته کردن اختلافات فقهی و تاریخی با ایران مشغول کرده بودند و به این شکل در جبهه ی کفار محارب سکولار و اشغالگر آمریکایی-صهیونیستی قرار گفته بودند.

آیا هنوز متوجه نیستید که با چه موجوداتی طرفیم؟

جولانی و شیوخ پیرو او از ممنوعیت موسیقی تا نادیده گرفتن اهداف جهاد و انقلاب

جولانی و شیوخ پیرو او از ممنوعیت موسیقی تا نادیده گرفتن اهداف جهاد و انقلاب

به قلم: کارزان شکاک

از همان ابتدا و در جنگهائی که گروههای خائن و جاسوسی چون باند جولانی بر تنظیم دولة در سوریه تحمیل کردند و از همان ابتدا دیدیم که همین باند جولانی با مرتدین حزب کارگران اوجالان ( PKK-PYDقسد) جبهه ای مشترک بر علیه تنظیم دولة به وجود آوردند تا به اینجا رسیده اند که رسماً و آشکارا به تحالف تحت پرچم آمریکا جهت جنگ با تمام دشمنان آمریکا و غربی ها و صهیونیستها پیوسته اند و مرتدین ( PKK-PYDقسد) با باند جولانی هم صف و هم جبهه ی و متحد و یکی و برادران آشکار شده اند، میزان خیانت و جنایت این باند خائن به تدریج برای همگان روشن شده است هر چند که در همان ابتدا چهره ی این مرتدین برای حکمای اهل دعوت و جهاد روشن و واضح بود.  

این انحراف در نهایت به نتیجه ای رسید که همه انتضارش را داشتیم: تولید صهیونیست عرب دیگری در سوریه و پرورش مزدوری جهت حفظ منافع آمریکا و غرب در سوریه.

بر این اساس و به تدریج حیطه ی فاعلیت مریدان و باند این جریان خائن نیز تغییر پیدا کرد و در برهه‌ای که چشمان جهان اسلام به ظلم بی‌امان اشغالگران و مظلومیت مردمان تحت ستم دوخته شده است، شاهد ظهور و تداوم رویکردهایی هستیم که بیش از آنکه مرهمی بر زخم‌ها باشند، خود به عاملی برای تفرقه و انحراف تبدیل شده‌اند.

شیوخ دین‌فروش که تحت لوای جولانی فعالیت می‌کنند، امروز بیش از آنکه به مقابله با دشمنان اصلی امت اسلام بپردازند، تمام توان و وقت خود را صرف امر و نهی مردم از موسیقی و دخالت در آداب شخصی و مسائل جزئی زندگی خصوصی آنان کرده‌اند. در حالی که جهان اسلام و به ویژه مردم سوریه، قربانی توطئه‌های بین‌المللی و تجاوزات خارجی هستند، این جریان به جای بسیج امکانات برای مقابله با اشغالگران کافر محارب آمریکائی – صهیونی، به وضع قوانین سفت و سخت در مورد لذت‌های مشروع و سلیقه‌های فردی مشغول است.

آنچه بیش از همه جای تأمل دارد، سکوت و بی‌تفاوتی محض این جریان نسبت به اشغالگران آمریکا و رژیم صهیونیستی است. در شرایطی که آرمان فلسطین در معرض بزرگترین تهدیدات قرار دارد و مردم مظلوم غزه، هر روز زیر بمباران و محاصره، در خون خود غوطه می‌خورند، هیچ خبری از موضع‌گیری قاطع، حمایت عملی یا حتی محکومیت جدی از سوی این شیوخ و رهبران نیست. این بی‌عملی، این شبهه را تقویت می‌کند که گویا آرمان مقدس فلسطین و سرنوشت مظلومان غزه، به راحتی به آمریکا و صهیونیست‌ها فروخته شده است.

این رویکرد نه تنها نشان‌دهنده اولویت‌های وارونه و گمراهی از مسیر اصلی مبارزه است، بلکه با فداکاری‌ها و خون‌هایی که برای آزادی و عزت ریخته شده، در تناقض آشکار قرار دارد.

 وقتی ده سال از عمر و خون یک انقلاب برای رسیدن به اهدافی والا صرف می‌شود و در نهایت شاهد بازگشت به نقطه صفر و تکرار همان الگوهای حکومتی هستیم که هدف اعتراض بودند، این سوال مطرح می‌شود که گناه مهاجرین و انصارسوریه و عموم مردم این سرزمین چیست که باید تاوان چنین تجربه‌های بی‌ثمر و پرهزینه‌ای را بپردازند.

 اگر قرار بر این بود که پایان کار چنین باشد، قطعا از بسیاری فداکاری‌ها، خون‌ها و مجازات‌ها جلوگیری می‌شد و سرنوشت مردم جور دیگری رقم می‌خورد اما ثمره ی جهاد فی سبیل آمریکا و ناتو چیزی جز این نیست و در هر سرزمینی و در هر تاریخی پیاده شود نتیجه یکی است.

جولانی و شیوخ دین فروش آن از مصلحت‌گرایی تا تماشای فحشا و ملحق شدن به تحالف تحت پرچم آمریکا

جولانی و شیوخ دین فروش آن از مصلحت‌گرایی تا تماشای فحشا و ملحق شدن به تحالف تحت پرچم آمریکا

به قلم: ابوعبدالله موکریانی

سال‌هاست که دسته ای از کسانی که خود را جزو اهل دعوت و جهاد می دانند و یا در لباس تحلیل‌گران خود را نشان داده اند، هرگونه عقب‌نشینی و انحراف از اصول شریعت مقدس اسلام را به حساب مصلحت گذاشته و توجیه می‌کردند که شرایط جاری، چنین اقتضایی دارد.

 این رویکرد تساهل‌آمیز، در مراحل مختلفی از تحولات سوریه، از تقسیم قدرت با آنچه جنایتکاران رژیم اسد خوانده می‌شدند تا همکاری با ائتلاف آمریکائی که به شهادت بسیاری از مجاهدین انجامید، مشاهده شد. در تمامی این مراحل، توجیهاتی از قبیل جلوگیری از دشمن‌تراشی بیشتر یا ناچاری در سازگاری با واقعیت‌ها مطرح می‌گردید و بسیاری از دلسوزان و منتقدان، سکوت اختیار کرده یا توجیهات را می‌پذیرفتند، شاید به امید اینکه این مصلحت‌اندیشی‌ها در نهایت به خیر و صلاح امت منجر شود.

اما آنچه امروز شاهد آن هستیم، فراتر از هرگونه مصلحت قابل توجیهی است که پیشتر به آن استناد می‌شد. درد اصلی اینجاست که نه تنها جلوی منکرات و مفاسد اخلاقی و اجتماعی گرفته نمی‌شود، بلکه بر اساس گزارش‌ها و مشاهدات، خود جولانی، در مجالس منکر و فحشا حضور پیدا می‌کند و با کمال جسارت، نظاره‌گر آن است. اینجاست که دیگر سخن از مصلحت‌گرایی، برای بسیاری از ناظران و حتی پیروان سابق، قابل درک و پذیرش نیست و این اقدامات، ماهیت مصلحت را به خیانت و همدستی تغییر می‌دهد.

این تحولات، پرسش‌های جدی و اساسی را در اذهان عمومی شکل می‌دهد. شیوخ دین‌فروش و مبلغان دینی چون ماموستا عبدالرحمن فتاحی که از ابتدا تا کنون پشتیبان این جریان بوده اند و برای توجیه اقدامات رهبران خود، دست به تأویل و تلبیس می‌زده اند، امروز چگونه می‌توانند چنین رویکردهایی را توجیه کنند؟

 این اقدامات نه تنها با آرمان‌های اولیه جهاد و انقلاب و خون‌های ریخته شده در تعارض است، بلکه به وضوح نشان می‌دهد که اولویت‌های این جریان از دفاع از شریعت و امت، به سوی حفظ قدرت و سازش‌های کفر آمیز با کفار آمریکائی و غربی و صهیونیستها تغییر یافته است.

این وضعیت، بیش از هر زمان دیگری، ضرورت بازنگری در مواضع و محکومیت این  خیانت آشکار  را گوشزد می‌کند.

جهاد حقیقی و قدس  و پیروان  جولانی درسوریه

جهاد حقیقی و قدس  و پیروان  جولانی درسوریه

به قلم: ابوخالد کُردستانی

در این آتش بس نمایشی که آمریکا التماس آنرا از دارالاسلام ایران می کرد و اخیرا به صورت یکجانبه این آتش بس جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش را تمدید کرده دیدیم که جولانی به امارات متحده ی صهیونی مسافرتی داشت تا در مورد مسائل امنیتی و… با این حاکم دست نشانده تمدید اتحاد خائنانه داشته باشد که هر دوی آنها ارباب مشترکی دارند.

ای پیروان جولانی مرتد و ای کسانی که در رکاب او، سال‌هاست دم از جهاد، شریعت و عزت مسلمین می‌زنید، بیایید تا امروز، در آستانه مسئولیت تاریخی و در محضر حقایق آشکار، با یکدیگر صادق باشیم.

شما بودید که با ادعاهای بزرگ و شعارهای کوبنده از برپایی دولت اسلامی و حاکمیت شریعت، مسلمین جهادگر و شریعت‌مدار را از چهار گوشه جهان فراخواندید. شما بودید که جهاد را تنها راه عزت امت، آزادی مقدسات و رفع ظلم از مظلومین می‌دانستید.

در کتب الهی و سنت نبوی، جهاد فی سبیل الله به وضوح تبیین شده است؛ جهادی که برای اعلای کلمه حق، رهایی سرزمین‌های اسلامی از اشغال، و نجات مظلومان از چنگال ظالمان است. قرآن کریم بر عدم به سرپرستی گرفتن دشمنان دین و امت تأکید می‌ورزد: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ (ممتحنه/۱)

احادیث نبوی نیز همواره بر وحدت امت، پایداری در برابر کفر و نفاق، و اهمیت سرزمین شام و بخصوص قدس شریف به عنوان قبله اول مسلمین و جایگاه معراج رسول الله صلی الله علیه وسلم تأکید داشته‌اند.

این بود آن همه ادعا، آن همه فراخوان و آن همه شعار. اما امروز می‌پرسیم: «چی شد؟» چه بر سر آن عزم جزم، آن پایبندی به شریعت و آن هدف والای آزادی قدس آمد؟ آیا این بود نتیجه آن همه فداکاری و خون‌های ریخته شده؟

وقتی که شاهدیم نه تنها جلوی منکرات و مفاسد اخلاقی و اجتماعی گرفته نمی‌شود، بلکه بر اساس گزارش‌های موثق، رهبر شما، جولانی، در مجالس گناه و فحشا حضور پیدا کرده و نظاره‌گر آن است و جولانی در کنار طاغوتهای مرتدی چون بن زاید قرار دارد؛ و زمانی که می‌بینیم شما، در سکوت مطلق، نظاره‌گر ظلم و ستم بی‌امان به برادران و خواهرانمان در فلسطین و غزه هستید و هیچ موضع قاطع و عملی در برابر اشغالگران آمریکایی و رژیم صهیونیستی اتخاذ نمی‌کنید، دیگر چگونه می‌توان سخن از جهاد فی سبیل الله و شریعت‌مداری به میان آورد؟

ما از شما می‌پرسیم: آیا می‌شود با آمریکا و اسرائیل و بن زاید و حاکمان مرتد اردن و ترکیه و مصر و بحرین و آذربایجان، قدس را آزاد کرد؟! آیا می‌توان با چشم‌پوشی از اوامر صریح قرآن و سنت در مورد عدم یاری‌جستن از دشمنان و نادیده گرفتن سرنوشت قدس، همچنان ادعای پیروی از شریعت و رهبری امت را داشت؟ شیوخ دین‌فروش و مبلغان وابسته که برای توجیه این تناقضات آشکار به تلبیس و تأویل می‌پردازند، در برابر تاریخ و در پیشگاه خداوند چه پاسخی خواهند داشت؟

حقیقت تلخ اینجاست که این مسیر، نه مسیر جهاد است و نه راه تشکیل حکومت اسلامی و تطبیق شریعت الله و آزادی سرزمین شام و آزادی قدس، بلکه راهی است که به تولید صهیونیست عربی جدید و حافظ مرزهای صهیونیستها و منافع آمریکا و غربی ها و انحراف و خیانت آشکار ختم می‌شود.

عربهای صهیونیست در امارات متحده عربی و مراسم روز نکبت. روز تأسیس رژیم صهیونیستی‌

عربهای صهیونیست در امارات متحده عربی و مراسم روز نکبت. روز تأسیس رژیم صهیونیستی‌

به قلم: کیوان مریوانی

اگر دارالاسلام ایران تهدید کرده که اگر آمریکایی های کافر محارب از طریق زمینی حمله ای به دارالاسلام ایران داشته باشند علاوه بر نابودی آنها، امارات و بحرین را از طریق جنگ زمینی آزاد می کنند باید بدانید که دلیل اینهمه رک گویی چیست؟

بله، زمانی که سازمان پخش اسراییل اعلام کرد: «نتانیاهو از ترس جان خود، در مراسم افروختن مشعل، جلیقه ضدگلوله بر تن کرده بود.»

و روزنامه «یدیعوت آحارونوت» نیز نوشت: «از بیم انتقام ایران، در هفته‌های اخیر تدابیر امنیتی در اطراف او به‌طور چشمگیری افزایش یافته است.»

این صهیونیستهای هرب هم که بخشی از جبهه ی کفار محارب و اشغالگر آمریکایی-صهیونیستی هستند باید بیشتر نتانیابو از انتقام مومنین اهل دعوت و جهاد بترسند.

امروز سفیر امارات در اراضی اشغالی با انتشار تصاویری از حضور خود در مراسم روز نکبت، که توسط صهیونیست‌ها روز استقلال اسرائیل خوانده می‌شود نوشت:

” تشکر از هرتزوگ، رئیس‌جمهور اسرائیل بابت استقبال گرم به مناسبت روز استقلال؛ شرکت در این جشن برای ششمین بار افتخار بزرگی است.”

ای ننگ بر شما که از نسل عبدالله بن ابی سلول هستید و همین کفار خارجی شما را بر سرنوشت مسلمین مسلط کرده اند.

منتظر بمانید که جولانی خائن در سوریه هم روابط سوریه با صهیونیستها را به حد امارات و بحرین و آل سعود و اردن و امثالهم در آورد.

سقوط غیرت و دیاثت سیاسی گروه منافقین در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ بر دارالاسلام ایران

سقوط غیرت و دیاثت سیاسی گروه منافقین در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ بر دارالاسلام ایران

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

اینکه کسی چون موشه رضا پهلوی که همسرش دو ماه و در سه کشور با یک پورن استار به تفریح و… می رود برایش دیاثت سیاسی و خیانت به دین و ملت عادی است و برای او سایر احزاب سکولار و مرتد که تحت عنوان اپوزیسیون ایران از آنها نام برده می شود نیز عادی است که در کنار کفار محارب آمریکائی – صهیونی قرار بگیرند؛ اما گروه منافقین که در شبکه هائی چون کلمه و … و با ظاهری اسلامی در جبهه ی آمریکا و صهیونیستها قرار گرفته اند تحت چه عنوانی نام برده می شوند؟

سقوط غیرت و «دیاثت سیاسی» بهترین عنوان برای گروه منافقینی است که در ظاهر ادای مسلمین را در می آورند اما عملا در جبهه ی دشمنان دارالاسلام ایران قرار گرفته اند.

بله، همچون دوران اشغال اندلس توسط کفار نصرانی  و واکنش گروه منافقین متعلق به قبایل ملوط طوائفی و همچون دوران اشغال سرزمینهای ترکستان و ماوراء النهر و خراسان بزرگ و ایران توسط  کفار سکولار مغول و همسوئی گروه منافقین با آنها چون محمود یلواج و دیگران با آنها، تاریخ بار دیگر شاهد ظهور چهره‌ هائی است که جهت خدمت به دشمنان دارالاسلام ایران نه تنها بر خون‌های ریخته شده، بلکه بر آرمان‌های اصیل اسلامی و ملی پا می‌گذارند. مجریان خائن و مرتد شبکه ی کلمه امروز نقاب از چهره برداشته و با وقاحتی تمام، سخن از «بی‌طرفی» و «تماشاچی بودن» به میان می‌آورند در حالی که تمام تبلیغات آنها به ضرر دارالاسلام ایران است و حتی افرادی چون ترشابی و کیانی و خدمتی آشکارا از دیوث کاملی چون موشه رضا پهلوی دفاع می کنندو برای او تبلیغ می کنند.

عده ای از گروه منافقین آشکار شده در شبکه ی کلمه در حالی دم از بی طرفی می‌زنند که توحش آمریکائی ها و صهیونیستها خاک دارالاسلام ایران را به خاک و خون کشیده است. کدام دلیل، چه اسلامی و چه سکولار، اجازه می‌دهد که خاک کشورش تحت ضربات مرگبار دشمنان خارجی باشد و مدعی دلسوزی برای مردم و کشور، سخن از «بی طرفی و دوری از جنگ» بزند؟ این نه تدبیر سیاسی، بلکه «دیاثت سیاسی» و خیانت به تمام معناست.

زمانی که جبهه واحد «دارالاسلام» از ایران و جنوب لبنان گرفته تا دلاوران یمن و مجاهدان حماس، رژیم صهیونیستی را زیر ضربات سنگین خود گرفته‌ بودند و لرزه بر اندام این غده سرطانی و آمریکای وحشی و غلامان مرتد آنها در کشورهای حاشیه خلیج فارس و اردن انداخته‌ بودند، این بی غیرتان و دیوثهای سیاسی به جای ایستادن در صف حق، سیگنال سازش برای تل‌آویو و واشنگتن و مرتدین حاکم بر سرزمینهای اسلامی می‌فرستادند. آنها ثابت کرده اند که توحید نجدیت آل سعود و شعارهای بی اساس آنها در مبارزه با بدعتها و خرافات و…، تنها برای تولید تفرق بیشتر در میان مسلمین و مشغول کردن مسلمین به مسلمین و تولید جنگ داخلی در میان مسلمین و در نهایت تقویت جبهه ی کفار محارب متحد بوده است .

ای گروه منافقین آشکار شده، اگر ذره‌ای از «غیرت اسلامی» در وجودتان باقی مانده بود، امروز باید تمام قوای خود را برای جهاد با کفار محارب و اشغالگر خارجی و انجام فرض عین جهاد با این کفار محارب بسیج می‌کردید نه برای حمله به دارالاسلام ایران و جبهه ی مقاومت همسو با آن. اگر اسلام را نمی‌فهمید، دست‌کم به اندازه یک «سکولار میهن‌پرست» غیرت داشته باشید و از تمامیت ارضی کشوری که مدعی دلسوزی برای آن هستید دفاع کنید و نشان دهید با ربع پهلوی در بخشی از دیاثت یا هر دو بخش آن فرق دارید.

خجالت بکشید، چطور می توانید از بازسازی اقتصاد و بهبود رفاه مردم صحبت کنید در حالی که دشمن کافر محارب زیر ساختهای همین ملت را مورد حمله قرار می داد و حتی تهدید می کرد ایران به عصر حجر بر می گرداند . ای ننگ و نفرین بر شماها باد .

این نشان می‌دهد که تمام شعارهای شبه اسلامی و شبه توحیدی شماها  همواره برای«معامله» با دشمنان اهل دعوت و جهاد و دارالاسلام ایران بوده است.

ای مجریان خائن شبکه ی «کلمه» بدانید که تاریخ و اهل سنت و جماعت، این ننگ را فراموش نخواهند کرد. کسی که در برابر اشغالگری آشکار آمریکائی ها صو صهیونیستها سکوت می‌کنند و هم‌زمان به نیروهای مبارز پشت می‌کنند یا حتی با این نیروهای مبارز وارد جنگ روانی شده اند، نه تنها غیرت اسلامی ندارد، بلکه از کمترین اصول اسلامی و ملی نیز تهی هستند.

اهل دعوت و جهاد بودن، مردان میدان و غیرت مصعبی و بلالی و ابوبکری و علوی و عمری می‌طلبد، نه منافقانی که با دین و خون مردم و خاک خود تجارت می‌کنند.