پیامی به رهبران و سربازان جماعت نصرة الإسلام والمسلمین: التزام به منهج اهل سنت و جماعت و چنگ زدن به وحدت مسلمانان

پیامی به رهبران و سربازان جماعت نصرة الإسلام والمسلمین: التزام به منهج اهل سنت و جماعت و چنگ زدن به وحدت مسلمانان

بسم الله الرحمن الرحیم

جهاد در راه خدا، قلّه اسلام است، و ما شاهد فداکاری‌ها و تلاش‌های شما در راستای اعتلای کلمه حق و یاری مستضعفین در مالی بوده‌ایم. در حالی که از خداوند متعال برای شما پایداری و توفیق را مسئلت داریم، خیرخواهی برای خدا، رسولش و عموم مسلمانان، ایجاب می‌کند که اصول راسخی را یادآوری کنیم که بنای پیروزی جز بر آن‌ها استوار نمی‌گردد؛ و آن منهج اصیل اهل سنت و جماعت در تعامل با امت و وحدت آن است.

اولاً: وحدت امت، سد دفاعی و رمز پیروزی است

خداوند متعال ما را به وحدت امر فرموده و از تفرقه به شدت برحذر داشته است. در کتاب کریمش می‌فرماید:وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا  (آل عمران/ ۱۰۳)و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید.

و جل شأنه، از نزاع و درگیری که منجر به سستی و از بین رفتن قوت می‌شود، هشدار داده و می‌فرماید:وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ  (الأنفال/ ۴۶)و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و با یکدیگر نزاع نکنید که سست می‌شوید و هیبت و قدرت شما از میان می‌رود.

و این پیامبر ما محمد صلی الله علیه وسلم است که امت خود را از بازگشت به کفر پس از ایمان به دلیل کشتار داخلی برحذر می‌دارد و می‌فرماید: لَا تَرْجِعُوا بَعْدِي كُفَّارًا يَضْرِبُ بَعْضُكُمْ رِقَابَ بَعْضٍ.[۱] پس از من کافر نشوید که گردن یکدیگر را بزنید. و همچنین می‌فرماید: المُسلِمُ أخو المُسلِمِ، لا يَظلِمُه، ولا يَخذُلُه، ولا يَحقِرُه.[۲] مسلمان برادر مسلمان است، به او ظلم نمی‌کند، او را تنها نمی‌گذارد و تحقیرش نمی‌کند.

ثانیاً: خطر تکفیر و اثرات ویرانگر آن

بارها و بارها در میادین جهادی دیگر – از الجزایر و شام و عراق و یمن و لیبی گرفته تا بخش‌هایی از خود آفریقا – دیده‌ایم که چگونه رویکردهایی که بر تکفیر بی‌محابای مسلمانان، از «صوفی»یا «قبوری» یا «شیعه» یا غیره، تکیه کرده‌اند، به فجایع مهلک انجامیده است. این رویکردها که به سمت برخی از گروه‌های جهادی متمایل شده‌اند که از فهمی محدود و افراطی از منهج نجدیت (الدعوة النجدیة) تأثیر پذیرفته‌اند، باعث ریختن خون‌های معصوم، پاره‌پاره شدن صف مسلمانان، و تبدیل شدن تلاش مجاهدان از مبارزه با دشمن اصلی به مبارزه با برادر مسلمان شده است، که این امر شوکت امت را تضعیف کرده و مجاهدان را از پایگاه مردمی‌شان محروم ساخته است.

تکفیر امری عظیم و خطرناک است که نباید جز با برهان روشن از شرع و پس از تحقق شروط و رفع موانع، و توسط راسخین در علم، و با منهج اهل سنت و جماعت که با رحمت و حلم و تحقیق و بصیرت توصیف می‌شود، به آن پرداخته شود. این منهج در اخراج کسی از دین عجله نمی‌کند مادامی که به شهادتین اقرار کند و به سمت قبله نماز بگزارد.

ثالثاً: منهج اصیل اهل سنت و جماعت در تعامل با امت

اهل سنت و جماعت اکثریت عظیم امت هستند که اصول ایمان و مقاصد شریعت آن‌ها را گرد هم آورده است، اگرچه ممکن است مذاهب فقهی‌شان (مانند حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی) یا برخی دیدگاه‌های کلامی‌شان متفاوت باشد، اما در مجموع، آن‌ها با یکدیگر هم‌دل و مهربان هستند. واجب است که مجاهدان از منهج ائمه اربعه و دیگر ائمه هدایت پیروی کنند، کسانی که به اختلافات علمی احترام می‌گذاشتند و عموم مسلمانان را تکریم می‌کردند و برای وحدت صفوف آن‌ها تلاش می‌کردند، نه برای تفرقه آن‌ها.

رابعاً: مسلمانان همان آبی هستند که ماهی جهاد با آن زنده می‌ماند

راست گفته کسی که فرمود: «مسلمانان همان آبی هستند که ماهی جهاد با آن زنده می‌ماند.» هرچه آب زلال‌تر و فراوان‌تر باشد، ماهی قوی‌تر و تواناتر برای بقا و رشد خواهد بود. و هرچه این آب کم شود یا با تکفیر، محدودیت و تفرقه آلوده گردد، ماهی در معرض هلاکت و نابودی قرار می‌گیرد. پایگاه مردمی شما از مسلمانان در مالی، پس از خداوند متعال، سوخت و تکیه‌گاه و یاور شماست. با تعامل حکیمانه و نرم و با رحمت و عدل با آن‌ها، و عدم تکفیر یا طرد آن‌ها به دلیل اختلافات فرعی یا اعمالی که ممکن است حقیقتشان بر آن‌ها پوشیده باشد، شما اطمینان آن‌ها و حمایتشان را جلب می‌کنید، و این چیزی است که جهاد بدون آن نمی‌تواند استوار بماند.

خلاصه:

قرآن کریم و سنت شریف نبوی ما را از نزاع و تفرقه برحذر داشته و به وحدت و چنگ زدن به ریسمان خدا ترغیب کرده‌اند. و ما با چشم یقین دیده‌ایم که رویکردهایی که به سمت غلو و تکفیر گرایش پیدا کرده‌اند، منجر به تضعیف جهاد، پراکندگی امت و شکست تلاش‌های آن شده‌اند. بنابراین، از شما می‌خواهیم که به منهج میانه‌رو و معتدل اهل سنت و جماعت پایبند باشید، و در جمع‌آوری کلمه و متحد ساختن صفوف، و دوری از هر آنچه که به تفرقه بین مسلمانان منجر می‌شود، بکوشید.

پیروزی حقیقی در درک و به کار بستن این اصول عظیم نهفته است. پس بگذارید تجربه شما در مالی، درسی و عبرتی برای یک منهج جهادی باشد که ثمره‌اش عزت، پیروزی و تمکین است، نه تفرقه، ضعف و خواری.

خداوند شما را توفیق دهد و گام‌هایتان را در راه خیر اسلام و مسلمین استوار بدارد.


[۱]  متفق علیه

[۲]  رواه مسلم

إلى قادة وجنود جماعة نصرة الإسلام والمسلمين: لزوم منهج أهل السنة والجماعة والاعتصام بوحدة المسلمين

إلى قادة وجنود جماعة نصرة الإسلام والمسلمين: لزوم منهج أهل السنة والجماعة والاعتصام بوحدة المسلمين

بسم الله الرحمن الرحیم

إن الجهاد في سبيل الله هو ذروة سنام الإسلام، وقد شهدنا تضحياتكم وجهودكم المبذولة في سبيل إعلاء كلمة الله ونصرة المستضعفين في مالي. وإذ نسأل الله لكم الثبات والتوفيق، فإن النصح لله ورسوله ولعامة المسلمين يوجب علينا التذكير بأسس راسخة لا يمكن أن يقوم صرح النصر إلا عليها، وهي منهج أهل السنة والجماعة الأصيل في التعامل مع الأمة ووحدتها.

أولاً: وحدة الأمة صمام الأمان والنصر

لقد أمرنا الله تعالى بالوحدة وحذرنا من الفرقة أشد التحذير، فقال سبحانه في كتابه الكريم:

﴿ وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا ﴾ (آل عمران: ۱۰۳).

وقال جل شأنه محذراً من التنازع الذي يذهب بالقوة ويُوقع بالفشل:

﴿ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ ﴾ (الأنفال: ۴۶).

وها هو نبينا محمد صلى الله عليه وسلم يحذر أمته من الوقوع في الكفر بعد الإيمان بسبب الاقتتال الداخلي، فيقول: “لَا تَرْجِعُوا بَعْدِي كُفَّارًا يَضْرِبُ بَعْضُكُمْ رِقَابَ بَعْضٍ” (رواه البخاري ومسلم). ويقول صلى الله عليه وسلم: “المُسلِمُ أخو المُسلِمِ، لا يَظلِمُه، ولا يَخذُلُه، ولا يَحقِرُه” (رواه مسلم).

ثانياً: خطورة التكفير وأثره المدمر

لقد رأينا مراراً وتكراراً في ميادين جهادية أخرى – من الجزائر والشام والعراق واليمن وليبيا وصولاً إلى أجزاء من أفريقيا نفسها – كيف أن المناهج التي تعتمد على التكفير العشوائي للمسلمين من “صوفية” أو “قبورية” أو “شيعة” أو غيرهم، قد أدت إلى فجائع مهلكة. هذه المناهج، التي تنحو منحى بعض الجماعات الجهادية التي تأثرت بفهم ضيق ومُتشدد للمنهج النجدي، قد تسببت في إهدار الدماء المعصومة، وتمزيق صف المسلمين، وتحويل جهود المجاهدين من قتال العدو الأصلي إلى قتال الأخ المسلم، مما أضعف شوكة الأمة وأفقد المجاهدين حاضنتهم الشعبية.

إن التكفير أمر عظيم وخطير، لا يجوز الخوض فيه إلا ببرهان مبين من الشرع وبعد استيفاء الشروط وانتفاء الموانع، وعلى يد راسخين في العلم، وبمنهج أهل السنة والجماعة الذي يتصف بالرحمة والحلم والتحقيق والتبصر، ولا يتسرع في إخراج أحد من الملة ما دام يقر بالشهادتين ويصلي إلى القبلة.

ثالثاً: منهج أهل السنة والجماعة الأصيل في التعامل مع الأمة

إن أهل السنة والجماعة هم السواد الأعظم من الأمة، الذين يجمعهم أصول الإيمان ومقاصد الشريعة، وإن تباينت مذاهبهم الفقهية (كالحنفية والمالكية والشافعية والحنبلية) أو بعض آرائهم الكلامية، فهم في عمومهم متآلفون ومتراحمون. الواجب على المجاهدين أن يتأسوا بمنهج الأئمة الأربعة وغيرهم من أئمة الهدى، الذين كانوا يحترمون خلاف العلماء ويجلون عموم المسلمين، ويسعون لتوحيد صفوفهم لا لتفريقها.

رابعاً: المسلمون هم الماء الذي تحيا به سمكة الجهاد

لقد صدق من قال إن “المسلمين هم الماء الذي تحيا به سمكة الجهاد”. فكلما كان الماء صافياً وغزيراً، كانت السمكة أقوى وأقدر على البقاء والنمو. وكلما قل هذا الماء أو تلوث بالتكفير والتضييق والفرقة، أوشكت السمكة على الهلاك والزوال. إن حاضنتكم الشعبية من المسلمين في مالي هي وقودكم وسندكم وعونكم بعد الله تعالى. فبالتعامل معهم بالحكمة واللين والرحمة والعدل، وعدم تكفيرهم أو إقصائهم بسبب خلافات فرعية أو ممارسات قد تخفى عليهم حقيقتها، تضمنون التفافهم حولكم ودعمهم لكم، وهو ما لا يستقيم الجهاد بدونه.

الخلاصة:

لقد حذرنا القرآن الكريم والسنة النبوية الشريفة من التنازع والفرقة، وحثت على الوحدة والاعتصام بحبل الله. ولقد رأينا بعين اليقين أن المناهج التي جنحت إلى الغلو والتكفير قد أدت إلى إضعاف الجهاد وتشرذم الأمة وفشل مساعيها. لذا، ندعوكم إلى التمسك بمنهج أهل السنة والجماعة الوسطي المعتدل، والاجتهاد في جمع الكلمة، وتوحيد الصفوف، وتجنب كل ما يؤدي إلى الفرقة بين المسلمين.

إن النصر الحقيقي يكمن في استحضار هذه المبادئ العظيمة، فلتكن تجربتكم في مالي درساً وعبرة لمنهج جهادي يُثمر العزة والنصر والتمكين، لا الفرقة والضعف والخذلان.

وفقكم الله وسدد خطاكم لما فيه خير الإسلام والمسلمين.

عالیقدر مولوی هبة الله آخند زاده رهبر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در سمینار وزارت مالیه: تأکید بر امانت‌داری و خدمت به مردم

عالیقدر مولوی هبة الله آخند زاده رهبر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در سمینار وزارت مالیه: تأکید بر امانت‌داری و خدمت به مردم

رهبر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، عالیقدر مولوی هبة الله آخند زاده حفظه‌الله، در سمینار دو روزه اصلاحی و آموزشی که برای مسئولان وزارت مالیه برگزار شده بود، حضور یافته و ایراد سخن فرمودند.

ایشان ضمن ارائه رهنمودها و توصیه‌های لازم به شرکت‌کنندگان، تأکید ویژه‌ای بر رعایت احکام شرعی و امانت‌داری داشتند.

عالیقدر مولوی هبة الله خطاب به مسئولان وزارت مالیه متذکر شدند که فراگیری احکام شرعی هر مسئولیتی که بر عهده می‌گیرید، بر شما فرض است.

ایشان افزودند: «هر محصولی که در گمرکات جمع‌آوری می‌کنید، از بیت‌المال مسلمانان محسوب می‌شود. در حفظ و مصرف آن، همچون اموال یتیمان امانت‌داری کنید و تلاش نمایید که صرف مصالح عامه مردم گردد، نه منافع شخصی.»

رهبر امارت اسلامی از مسئولان خواستند تا خود را خادم ملت و دولت خویش بدانند، از غفلت و بی‌توجهی پرهیز نمایند و امانت‌داری و رعایت مصالح عامه را سرلوحه کار خویش قرار دهند.

عالیقدر مولوی هبة الله همچنین تأکید کردند که از گماشتن افراد نااهل به مناصب خودداری شود، درهای خود را به روی مردم باز بگذارند و به طور مستمر با علماء و دانشمندان مشورت و نشست داشته باشند.

تداوم جنایات رژیم پاکستان علیه دارالاسلام  ا.ا.افغانستان و هدف‌گیری غیرنظامیان در کُنَر وهمسویی با رویکردهای آمریکائی

تداوم جنایات رژیم پاکستان علیه دارالاسلام  ا.ا.افغانستان و هدف‌گیری غیرنظامیان در کُنَر وهمسویی با رویکردهای آمریکائی

به قلم: فضل احمد هراتی

در حالی که امت اسلامی در نقاط مختلف جهان با چالش‌های عدیده‌ای روبه‌رو است، رژیم سکولار پاکستان بار دیگر با زیر پا گذاشتن موازین شرعی و همسایگی، حملات موشکی و وحشیانه خود را بر حریم دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، متمرکز کرده است. این حملات که یادآور تاکتیک‌های ظالمانه آمریکایی-صهیونیستی است، نشان‌دهنده ماهیت واقعی رژیمی است که بقای خود را در ناامنی همسایگان مسلمان می‌بیند.

در تازه‌ترین اقدام جنایتکارانه، حملات موشکی رژیم پاکستان به ولایت کنر منجر به شهادت ۴ تن از هموطنان بیگناه و زخمی شدن بیش از ۷۰ تن دیگر شده است. هدف قرار دادن مستقیم دانشگاه و مناطق مسکونی، نه تنها نقض صریح حاکمیت ملی امارت اسلامی، بلکه طبق بیانیه‌های رسمی مقامات، یک «جنایت جنگی» آشکار محسوب می‌شود. این رویکرد، مشابه همان جنایاتی است که رژیم صهیونیستی در غزه و اشغالگران آمریکایی در سال‌های گذشته در خاک افغانستان و در جنگ رمضان ۱۴۰۴ش در دارالاسلام ایران مرتکب می‌شدند.

نکته قابل تامل اینجاست که رژیم پاکستان این حملات متجاوزانه را در حالی ادامه می‌دهد که مسائل حیاتی جهان اسلام، از جمله وضعیت در ارومچی (پایتخت ایغور در ترکستان شرقی)، همچنان نیازمند توجه و همبستگی است. اما این رژیم به جای دفاع از آرمان‌های اسلامی، لوله تفنگ خود را به سمت برادران مسلمان خود در امارت اسلامی نشانه رفته است تا خوش‌خدمتی خود را به آمریکا و آل سعود و امارات متحده عربی ثابت کند.

مجاهدین امارت اسلامی افغانستان ضمن محکومیت شدید این حملات، بر حق مشروع خود برای دفاع از خاک و جان شهروندان تأکید می‌ورزند. هدف قرار دادن مراکز علمی و تحصیلی (دانشگاه کنر) نشان‌دهنده هراس دشمنان دارالاسلام از پیشرفت و ثبات در سایه نظام اسلامی است. خون شهدای کنر، گواهی بر مظلومیت ملتی است که در برابر فتنه‌های رژیم‌های وابسته به غرب ایستادگی می‌کند.

پس رژیم پاکستان با در پیش گرفتن سیاست‌های خصمانه و الگوبرداری از شیوه‌های سرکوب صهیونیستی، تنها شکاف خود را با مومنین دارالاسلام افغانستان عمیق‌تر می‌کند. بیداری ملت‌های منطقه و استحکام دارالاسلام در خاک افغانستان، در نهایت منجر به شکست نقشه‌های شوم کسانی خواهد شد که به جای برادری، مسیر تجاوز و کفر را برگزیده‌اند.

افول آمریکا در منطقه و بیداری مومنین و قدرت گیری دارالاسلام

افول آمریکا در منطقه و بیداری مومنین و قدرت گیری دارالاسلام

به قلم: ابومحمود کندزی

از پایان جنگ جهانی دوم به بعد، شاهد ظهور سازمان‌های بین‌المللی سکولار بوده‌ایم که مدعی برقراری نظم و عدالت در جهان هستند. اما واقعیت میدان نشان می‌دهد که این نهادها هیچ‌گونه دلسوزی یا توجهی به منافع ملت‌های مظلوم، به‌ویژه جهان اسلام، ندارند. قوانین سکولاریستی این سازمان‌های کفری صرفاً در راستای تأمین منافع کفار محارب و در رأس آن‌ها آمریکا و غرب تدوین شده است. امروزه تضاد عملکرد این سازمان‌ها کاملاً هویدا است؛ آن‌ها مردم مستضعف جهان و به‌ویژه مسلمین را به مثابه بردگانی در بندِ سیاست‌های خود گرفته‌اند.

علاوه بر این امروز شاهد آن هستیم که آمریکای جهان‌خوار به همراه صهیونیستهای وحشی در عرصه‌های مختلف از «دارالاسلام ایران» شکست خورده است. با این حال، تکبر، غرور و خودبزرگ‌بینی نهادینه شده در سران این کشور، اجازه نمی‌دهد که به این شکست مفتضحانه اعتراف کنند. آن‌ها همچنان با وجود ناتوانی، به شاخ و شانه کشیدن‌های توخالی ادامه می‌دهند تا ضعف خود را پنهان سازند.

در افغانستان نیز، پس از بیست سال اشغالگری، چپاول، ایجاد ناامنی و کشتار بی‌رحمانه، ارتش آمریکا با سرافکندگی و شکست از این مرز و بوم بیرون رانده شد. اکنون در مقابل «دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان»، آن‌ها باز هم از پذیرش واقعیت شکست سر باز می‌زنند. وقاحت استکبار به جایی رسیده که گاهی دم از بازپس‌گیری پایگاه بگرام می‌زنند و گاهی وقیحانه مطالبه تجهیزات نظامی به‌جا مانده را می‌کنند.

آمریکا که در تقابل مستقیم ناکام مانده، اکنون به استفاده از مزدوران محلی خود روی آورده است. آن‌ها از «غلامانشان در پاکستان» به عنوان ابزاری برای فشار بر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان استفاده می‌کنند. این تحرکات، نشان‌دهنده استیصال آمریکا و شرکایش در برابر بیداری و ایستادگی ملت‌های مسلمان است که دیگر حاضر به تحمل سلطه بیگانگان نیستند.

جریان نجدیت رسانه ای و مزدوران آل‌سلول از تکفیر عموم شیعه تا سربازی برای کفار محارب خارجی

جریان نجدیت رسانه ای و مزدوران آل‌سلول از تکفیر عموم شیعه تا سربازی برای کفار محارب خارجی

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

این روزها که هنوز سایه ی جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش بر دارالاسلام ایران وجود دارد، مومنین به صورت عام اگر چه عده ای از آنها آشکارا در جبهه ی دارالاسلام ایران قرار نگرفته اند اما آشکارا و به صورت موازی بر علیه آمریکا و صهیونیستها بوده اند و سعی کرده اند سخنی نگویند یا کار یانجام ندهند که در این جنگ به جبهه ی جنگ روانی یا مسلحانه ی کفار محارب آمریکائی و صهیونیستی کمکی شود.

این منهج اهل سنت و جماعت در طول تمام تاریخ آن است که از هر دارالاسلام و مسلمانی بر علیه هر کافر محاربی دفاع می کنند، فرق ندارد این دارالاسلام توسط فقه مذهبی آنها اداره شود یا فقه اسلامی دیگری و فرق ندارد این مسلمان یکی از هم مذهبی های آنها باشد یا مذهب اسلامی دیگری داشته باشد، مهم این است که مسلمان باشد.

از زمان ابن تیمه رحمه الله و هم اکنون نیز یکی از بزرگترین انحرافات جریان جاهلین و دین فروشان، ترویج این ادعاست که «دین یهود از مذهب شیعیان بهتر است». این سخن در حالی مطرح می‌شود که در همان سالها نه تنها ابن تیمیه رحمه الله بلکه قبل و بعد از او نیز تمام ائمه و بزرگان اهل سنت و جماعت میزان فاسد بودن این سخن را آشکار کرده اند.

واضح است هم اکنون، این نوع مرزبندی‌های فاسد و کاذب، تنها برای ضربه زدن به اینهمه حمایت جهانی مسلمین از دارالاسلام ایران در برابر کفار  محارب خارجی و جهت ایجاد جنگ داخلی در امت اسلام و منحرف کردن افکار عمومی از دشمنان اصلی آمریکائی و صهیونیستی طراحی شده است.

همین نجدی های رسانه ای چون مجریان شبکه ی کلمه را می بینیم که با وقاحت تمام، استعانت از کفارغربی و بخصوص نیروهای نظامی آمریکا و ناتو اسرائیل را برای جنگ با دارالاسلام ایران جایز می‌شمارند. آن‌ها حضور ارتش‌های کفار محارب و اشغالگر در سرزمین‌های اسلامی را تحت عناوین فقهی توجیه می‌کنند تا بقای تخت و تاج خائنین به دین و ملت اسلامی را تضمین کنند. از نظر آن‌ها، حتی بمباران مسلمانان ایران و یمن و فلسطین و سومالی و مالی و … توسط هواپیماهای کفار محارب و مزدوران اماراتی و سعودی و امثالهم «جهاد» محسوب می‌شود.

این جریان هرگونه قیام علیه حاکمان سکولار و دست نشانده و کفار محارب و اشغالگر خارجی را «خروج» نامیده و مبارزان را «خوارج» خطاب می‌کنند. آن‌ها میان کسی که علیه اسلام شورش کرده و کسی که علیه  آمریکا و مزدوران آمریکا قد علم کرده، تفاوتی قائل نمی‌شوند. هدف آن‌ها از این نام‌گذاری، مشروعیت بخشیدن به قتل‌عام جوانان مؤمن و ساکت کردن هرگونه فریاد عدالت‌خواهی است.

افرادی مانند «محیسنی و مُلافتاحی و عطون و سیاف و محقق» و امثال آنها کسانی هستند که در مقاطعی با فتاوای مشکوک، جنگ میان گروه‌های اسلامی را برافروختند و عملاً در زمین بازی سازمان‌های جاسوسی غربی بازی کردند. این «دجالان به روز شده» با استفاده از مفاهیم دینی، جوانان را به مسلخ جنگ‌های نیابتی می‌برند که خروجی آن تنها تقویت جبهه آمریکا و صهیونیستها و سایر کفار محارب و تضعیف توان امت اسلام است.

آن‌ها واقعیت حاکمان خود را پنهان می‌کنند. حاکمانی که در ظاهر ادعای «خادم‌الحرمین» بودن دارند، اما در حقیقت مزدوران گوش‌به‌فرمانی هستند که تمام سیاست‌های خود را با واشنگتن تنظیم می‌کنند و سگ‌های شکاری و «گاوهای شیرده» برای کفار محارب هستند که تنها ابزاری برای تأمین امنیت اسرائیل و منافع اقتصادی آمریکا و غرب در منطقه هستند.

در اینص ورت یم توانیم بگوئیم که هدف جریان نجدیت رسانه ای و مفتیان وابسته به آل‌سلول از تهاجم به تشیع در چنین وضعیت جنگی و تحریف سخنان بزرگان دین در مورد تشیع تنها جهت ایجاد تفرقه، توجیه اشغالگری و توحش کفار امریکائی و صهیونیستی و تقدیس خیانت دولتهای خائن در خدمت به این کفار محارب است.

اگر به دقت نگاه کنیم، اینها سربازان بخش جنگ تبلیغی دشمنان هستند، و در مواردی سود اینها برای کفار محارب در فریب مسلمین بسیار بیشتر از هزاران رسانه ی سکولاری است که برای سکولاریسم دعوت می دهند.

جنگ رمضان ۱۴۰۴ش و واکاوی یکی از شبهات و فتاوای «دین فروشان آل‌سلول» در خدمت به کفر جهانی و خیانت به ثروت امت

جنگ رمضان ۱۴۰۴ش و واکاوی یکی از شبهات و فتاوای «دین فروشان آل‌سلول» در خدمت به کفر جهانی و خیانت به ثروت امت

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

در روزهای جنگ رمضان ۱۴۰۴ش که دارالاسلام ایران تحت شدیدترین هجمه‌های نظامی و اقتصادی مثلث شوم «آمریکا، صهیونیسم و مزدوران منطقه‌ای» قرار گرفته و جنگی نابرابر در ماه مبارک رمضان بر مؤمنین تحمیل شده، بار دیگر شاهد ظهور «علمای درباری» و جریان «سربازان بخش جنگ روانی دشمن» هستیم. این جریان با تلبیس و تمسک به شبهات، تلاش می‌کند تا دفاع مشروع دارالاسلام ایران را جرم‌انگاری کند.

مزدوران دین فروش مدعی‌اند که بستن تنگه هرمز مصداق «قطع طریق» (راهزنی) است. اما در فقه مذاهب چهارگانه ، حکم «محاربه و قطع طریق» متعلق به کسی است که برای ارعاب مسلمین و غارت اموال آن‌ها سلاح بکشد و الله تعالی در مورد مجازات آنها می فرماید:

إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ۚ ذَٰلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا ۖ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ (مائده/ ۳۳) کیفر آنان که با خدا و پیامبرش می جنگند، و در زمین به فساد و تباهی می کوشند، فقط این است که کشته شوند، یا به دارشان آویزند، یا دست راست و پای چپشان بریده شود، یا از وطن خود تبعیدشان کنند. این برای آنان رسوایی و خواری در دنیاست، و برای آنان در آخرت عذابی بزرگ است.

آیا بستن گلوگاه اقتصادی کفر که از آن برای تأمین سوخت ماشین جنگی علیه مسلمانان استفاده می‌شود، فساد است یا جهاد؟ فقه اسلامی به حاکم مسلمین اجازه می‌دهد در مقام دفاع از دارالاسلام، از «محاصره اقتصادی» علیه کفار محارب آمریکایی و اسرائیلی  استفاده کند همانگونه که رسول الله صلی الله علیه و سلم به کاروانهای تجاری قریش حمله کرد و غزوه ی بدر به همین دلیل اتفاق افتاد و همانگونه که ابوبصیر الکوردی رضی الله عنه به کاروانهای تجاری قریش و متحدان آن حمله می کرد و شریان اقتصادی آنها را چنان مورد تهدید قرار داد که کفار قریش مجبور به عقب نشینی از بخشی از صلح حدیبیه شدند و اجازه دادند مسلمین به دارالاسلام مدینه بروند.

هم اکنون نیز باید دقت کرد که  ثروت مسلمین غنیمت رایگان کفار است یا سلاح امت؟

درحالی‌که نفت و گاز منطقه به ثمن بخس به جیب صهیونیست‌ها و آمریکا می‌رود تا بمب بر سر کودکان مسلمان فرود آید، دین فروشان خائن نگران امنیت انتقال این انرژی هستند؛ در حالی که فشار اقتصادی بر کفار محارب غربی و شرکای آنها جهاد به سبک رسول الله صلی الله علیه وسلم است و باید بر این اهرم اقتصادی تا رسیدن به اهداف دارالاسلام انگشت گذاشت و زمانی که الله می فرماید: وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ (مائده/ ۲) تسهیل عبور انرژی برای دشمنی که در حال جنگ با دارالاسلام است، صریح‌ترین مصداق «اعانت بر کفر» و خیانت به انفال و اموال عمومی مسلمین است. طبق فقه مذاهب، اموال مسلمین نباید مایه تقویت جبهه کفار محارب شود.

آمریکا و اسرائیل با تجاوز مستقیم به خاک دارالاسلام ایران، عملاً وضعیت جنگی (حربی) ایجاد کرده اند. در چنین شرایطی، طبق اجماع فقهای سلف و خلف، «جهاد دفاعی» بر هر مسلمانی فرض عین است.

اگر دفاع از مالِ شخصی شهادت است (مَنْ قُتِلَ دُونَ مَالِهِ فَهُوَ شَهِیدٌ[۱])، دفاع از ثروت ملی و مرزهای دارالاسلام در برابر اشغالگران آمریکایی و صهیونیستی، والاترین مراتب جهاد است. دین فروشان با عوام فریبی و جعلیات خود قصد دارند دست مدافعان اسلام را ببندند تا دشمن به‌راحتی یورش آورد.

جریان دین فروش با تمسک به جهالت مسلمین، قائل به «وجوب اطاعت از حاکم هرچند مرتد و مزدور باشد» هستند. آن‌ها حاکمانی را که «سگ‌های شکاری و گاوهای شیرده ترامپ» (به تعبیر خود غربی‌ها) هستند، «اولی الامر» می‌نامند در حالی که الله تعالی می فرماید: وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا (نساء/۱۴۱) و خدا هرگز هیچ راه سلطه ای به سود کافران بر ضد مؤمنان قرار نداده است. چون این کفار بر خلاف شریعت الله دستور می دهند و رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: لا طاعَةَ لمخلوقٍ في معصيةِ اللهِ عزَّ وجلَّ.[۲] در معصیت الله عزوجل، هیچ اطاعتی از مخلوق جایز نیست.

حاکمی که با آمریکا و صهیونیستها پیمان می‌بندد و راه را برای بمباران مسلمانان باز می‌کند ولایتی بر مؤمنین ندارد، و بستن تنگه هرمز تا رسیدن دارالاسلام ایران به اهداف مشروع خودش اقدام راهبردی در برابر تجاوز کفار محارب آمریکائی – صهیونیستی است.

دین فروشان دجال در حالی بر بستن تنگه توسط دارالاسلام ایران می‌تازند که سکوت مِهرآمیز خود را در برابر محاصره اقتصادی و نظامی دارالاسلام توسط آمریکا حفظ کرده‌اند.

بستن تنگه هرمز، ابزاری است برای قطعِ «سبیل» و سلطه کفار بر مقدرات مسلمین. این اقدام، نه قطع طریق، بلکه «سدِ طریقِ کفار» است.

در این صورت این دین فروشان، نه مفسر دین، بلکه مترجم اراده‌ی پنتاگون در لباس روحانیت هستند. آن‌ها با قلب واقعیت، جای ظالم و مظلوم را عوض می‌کنند. امروز باز مرز میان «مومنین اهل دعوت و جهاد» و «اسلام آمریکایی – صهیونیستی» در تنگه هرمز و در میانه نبرد رمضان ۱۴۰۴ش مشخص شده است.


[۱]  أخرجه البخاری فی: ۴۶ ـ کتاب المظالم: ۳۳ ـ باب من قاتل دون ماله.

[۲]  أخرجه البخاري (۷۲۵۷)، ومسلم (۱۸۴۰)، وأبو داود (۲۶۲۵)

مسئولین و سربازان امارت اسلامی افغانستان باید حکومت غلامان در پاکستان را پاسخگوی خیانتها و جنایتهایش کنند

مسئولین و سربازان امارت اسلامی افغانستان باید حکومت غلامان در پاکستان را پاسخگوی خیانتها و جنایتهایش کنند

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

در پی حملات وحشیانه و خائنانه ی نیروهای رژیم غلام پاکستان بر حریم دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، وزارت امور خارجه ا. ا. افغانستان، امروز شارژدافیر سفارت این رژیم را در کابل احضار نموده و مراتب اعتراض شدید و انزجار امت اسلامی را به وی ابلاغ کرد.

وزارت امور خارجه امارت اسلامی، حملات اخیر نیروهای پاکستانی بر اهداف غیرنظامی، تأسیسات عامه در امتداد خط فرضی دیورند و به‌ویژه حمله به یک مرکز تعلیمی در ولایت کنر را با شدیدترین الفاظ محکوم می‌کند. این اقدامات:

  • تجاوز به خاک پاک دارالاسلام که با خون مجاهدین آزاد شده است.
  • هدف قرار دادن مراکز آموزشی و تعلیمی که نشان‌دهنده عمق عداوت رژیم طاری با آگاهی و تعلیم نسل مسلمان است.
  • این حملات برخلاف تمامی اصول بین‌المللی و حسن همجواری است.

امارت اسلامی افغانستان، ادعاهای واهی و دروغین مقامات پاکستانی مبنی بر آغاز خشونت‌ها از سوی افغانستان را به‌طور قاطع رد می‌کند. رژیم پاکستان که خود درگیر بحران‌های داخلی و خدمت به منافع بیگانگان است، سعی دارد با فرافکنی و نشر اکاذیب، ریشه‌های ناکامی خود را پنهان کند. باید تصریح کرد که ریشه‌های اصلی ناامنی، در سیاست‌های دوگانه و غیرمسئولانه خودِ این رژیم دست نشانده و خائن نهفته است.

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، بر اساس نصوص شرعی و قواعد فقهی، حق مشروع و مسلم خود برای دفاع از خاک، ثغور و جان مردم مسلمان خود را محفوظ می‌داند و به طرف پاکستانی اکیداً توصیه می‌شود از تکرار چنین حرکات نابخردانه و متجاوزانه خودداری کند. تداوم این‌گونه برخوردهای غیرمسئولانه، عواقب سنگین و ناگواری به دنبال خواهد داشت که مسئولیت آن مستقیماً بر عهده رژیم اسلام‌آباد خواهد بود.

امارت اسلامی افغانستان همواره خواستار ثبات در منطقه است، اما هرگونه دست‌درازی به حریم دارالاسلام را با مشت آهنین پاسخ خواهد داد.

لزوم هوشیاری دارالاسلامهای افغانستان و ایران در برابر دسیسه‌های حکومتهای سکولار پاکستان و ترکیه

لزوم هوشیاری دارالاسلامهای افغانستان و ایران در برابر دسیسه‌های حکومتهای سکولار پاکستان و ترکیه

به قلم: محمد اسامه

بر کسی پوشیده نیست که حکومت سکولار ترکیه یکی از قدرتمندترین اعضای ارتش ناتو است که شما حتی یک ساعت پیدا نمی کنید که یکی از اعضای ناتو در نقطه ای از سرزمینهای اسلامی در حال قتال با مسلمین نباشد؛ همچنین بر کسی نیست که حکومت سکولار پاکستان نیز دست نشانده و بخشی از مزدوران ناتو است که اخیرا با آل سعود پیمان امنیتی و نظامی بسته است.

در کنار این می بینیم امروز که پرچم شریعت در دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان برافراشته شده و دارالاسلام ایران نیز در برابر کفار محارب آمریکائی صهیونی و غلامان منطقه ای آنها ایستاده است، جبهه نفاق و کفر در لباس رژیم‌های دست‌نشانده‌ای چون پاکستان و ترکیه، کمر به نابودی این نهال نوپا بسته‌اند. بر این دو قطب اقتدار اسلامی واجب است که با هشیاری کامل، مرزهای خود را از نفوذ و دسیسه‌های «این دو خائن» مصون بدارند.

در حالی که دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان در آغاز راه تثبیت حاکمیت الهی است، رژیم سکولار ترکیه با اتخاذ سیاستی منافقانه، به مأمنی برای فراریان و خائنان به ملت افغانستان تبدیل شده است.

مهره‌های سوخته‌ای چون عبدالرشید دستم، محقق، سیاف و دیگر مزدوران سابق که دستشان به خون و مال مردم آلوده است، تحت حمایت حکومت سکولار ترکیه به طراحی توطئه مشغولند. این افراد خائن به دین و وطن از تریبون‌های استانبول و آنکارا علیه نظام اسلامی اعلام جنگ کرده و با حمایت‌های لوجستیک و سیاسی رژیم سکولار ترکیه، قصد تضعیف پایه های دارالاسلام را دارند.

نمونه بارز این دسیسه‌ها، اظهارات اخیر «محقق» در خاک ترکیه است که با بی‌شرمی تمام، خط فرضی و استعماری «دیورند» را مرز رسمی میان دارالاسلام افغانستان و دارالکفر طاری پاکستان خواند. این سخنان نه تنها یک ابزار تبلیغاتی برای رژیم سکولار پاکستان، بلکه تعرضی آشکار به تمامیت ارضی و عزت دارالاسلام است. رژیم سکولار ترکیه باید پاسخگو باشد که چرا اجازه می‌دهد از خاکش برای رسمیت بخشیدن به نقشه‌های استعماری و تجزیه‌طلبانه استفاده شود؟

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان باید در عرصه بین‌الملل، از موضع قدرت و عزت (العزة لله و لرسوله و للمؤمنین) با این تهدیدات برخورد کند. باید به رژیم ترکیه تفهیم شود که اگر یکی از مخالفان نظام لائیک ترکیه در خاک امارت اسلامی افغانستان ساکن می‌شد و علیه آن نظام سخن می‌گفت، آیا آن‌ها سکوت می‌کردند؟ قطعاً خیر. پس چرا امارت اسلامی در برابر پناه دادن به باغیان و مفسدان خاموش بماند؟

وزارت امور خارجه باید با سیاستی صریح و سخت، ترکیه را میان «رابطه با نظام اسلامی» یا «حمایت از خائنان فراری» مخیر سازد. جلوگیری از فعالیت سیاسی مخالفان، کمترین مطالبه بر حق دارالاسلام است.

دو حکومت سکولار و خادم دشمنان یعنی پاکستان و ترکیه با هماهنگی جبهه کفر غربی، به دنبال ایجاد آشوب در مرزهای افغانستان و ایران هستند؛ آنچه گروه مزدور جبهه مبارزین مردمی یا همان جیش العدل سابق در مرزهای ولایت سیستان و بلوچستان و با حمایت استخبارات نظامی پاکستان انجام می دهد مثل همان حملاتی است که دیروز پاکستان به ولایت کُنر افغانستان انجام داد؛ پس هوشیاری در برابر دسیسه‌های اطلاعاتی پاکستان و بازی‌های سیاسی ترکیه، یک ضرورت شرعی است. امارت اسلامی نباید اجازه دهد که «خط دیورند» یا «فتنه‌های قومی» توسط مهره‌های مقیم ترکیه به ابزاری برای فشار تبدیل شود.

زمانِ مماشات با رژیم‌هایی که در ظاهر ادعای دوستی و در باطن به دشمنان اسلام پناه می‌دهند، به پایان رسیده است. دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان باید با تکیه بر قدرت الهی و اتخاذ سیاست خارجی قاطع، رژیمهای سکولار پاکستان و ترکیه را وادار به پاسخگویی نموده و ریشه‌های مداخله را از بن برکند و در حد توان با پاکستان مقابله کند همان کاری که دارالاسلام ایران با دولتهای خائن اطراف خلیج فارس در زمان جنگ رمضان ۱۴۰۴ انجام داد.

اتحاد دو دارالاسلام، دوسنگر توحید و ضرورت فوری پیمان امنیتی میان کابل و تهران در برابر توطئه های دشمنان

اتحاد دو دارالاسلام، دوسنگر توحید و ضرورت فوری پیمان امنیتی میان کابل و تهران در برابر توطئه های دشمنان

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

اگر به منابع شرعی خود نگاهی بیندازیم پُر است از دلایل و مستنداتی که مومنین را به اتحاد و وحدت اسلامی و پرهیز از تفرق دعوت می کند و حتی در جاهایی به عنوان عبرتگیری و تهدید می فرماید: وَالَّذِينَ كَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَفَسَادٌ كَبِيرٌ (انفال/ ۷۳)و کسانی که کافر شدند، یاران و پیوند‌دهندگان یکدیگرند؛ اگر شما (مؤمنان) چنین نکنید (و با یکدیگر متحد نشوید)، در زمین فتنه و فساد بزرگی پدید می‌آید.

آیا فساد ناشی از اتحاد کفار سکولار جهانی و منطقه ای و تفرق میان مومنین را با چشم سر نمی بینی؟

به عنوان نمونه ای نزدیک و زنده، امروز جغرافیای اسلام شاهد توطئه‌ای پیچیده و خطرناک است. در حالی که «دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان» و «دارالاسلامِ ایران» به عنوان دو دژ مستحکم در برابر کفار محارب آمریکائی و صهیونی ایستاده‌اند، مثلث شومِ «آمریکا، صهیونیسم و ایادی منطقه‌ای آن‌ها» درصدد گشودن جبهه‌ای تازه برای ضربه زدن به دارالاسلام هستند.

دیدیم و اخبار و شواهد میدانی نیز نشان داده اند که مزدوران «پاکستان» و «سعودی» زیر سایه‌ی فرماندهی شیطان بزرگ (آمریکا)، پیمان‌های نظامی و امنیتی بستند. این توافقات نه برای امنیت منطقه، بلکه دقیقاً برای هدف قرار دادن نظام‌های اسلامی در افغانستان و ایران طراحی شده است.

پاکستان به عنوان «سگ شکاری آمریکا» و عربستان به عنوان «خزانه‌دار و گاو شیرده کفر»، مأموریت دارند تا با حمایت لجستیکی و مالی از گروه‌های فتنه‌گر و ایجاد درگیری‌های مرزی، تمرکزِ دو کشور مسلمان را برهم زده و زمینه‌ی بازگشت نفوذِ آمریکا را فراهم کنند. حملات اخیر و بخصوص حملات دیروز پاکستان به کُنَر در ا.ا.افغانستان، سرآغاز این نقشه‌یِ شوم است که از اتاق‌های فکر واشنگتن هدایت می‌شود.

در برابر جبهه‌ی متحد کفر و نفاق، هیچ راهی جز اتحاد راهبردی و فوری وجود ندارد. دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و ایران اسلامی، دارای دشمن مشترک، مرزهای مشترک و آرمان‌های مشترک هستند.

بستن یک «پیمان جامع امنیتی و دفاعی» میان این دو نظام، یک ضرورتِ شرعی و عقلی است. این پیمان باید شامل موارد زیر باشد:

  • دفاع مشترک: هرگونه تجاوز به خاک افغانستان یا ایران، تجاوز به کل جبهه‌ی توحید تلقی شود.
  • همکاری اطلاعاتی: برای شناسایی و سرکوب مهره‌های ستون پنجمِ دشمن که از سوی پاکستان و سعودی تغذیه می‌شوند.
  • سد محکم در برابر غلامان مسلح صادراتی: مقابله با فتنه‌هایی که تحت عناوین مختلف از سوی سازمان‌های جاسوسی غرب در مرزها ایجاد می‌شود.

باید به خود یاد آوری کنیم که هرگاه مسلمین در برابر دشمن واحد، پراکنده شده‌اند، دشمن از شکاف میان آن‌ها برای نابودی هر دو استفاده کرده است. پاکستان و سعودی بارها نشان داده‌اند که در لحظات حساس، قبله‌ی خود را به سمت کاخ سفید کج می‌کنند.

امروز که امارت اسلامی افغانستان پس از دهه‌ها جهاد، پرچم اسلام را برافراشته و دارالاسلام ایران به عنوان قدرت بلامنازع ضدِ صهیونیستی در منطقه می‌درخشد، دشمن قصد دارد با استفاده از «غلامان حلقه به گوشِ» خود در منطقه، این دو قدرت را ضعیف کند.

حفظ «نظام اسلامی» از اوجب واجبات است. برای صیانت از خون شهدای جهاد افغانستان و پاسداری از عزت مردم مسلمان، مقامات امارت اسلامی باید هرچه سریع‌تر مواضع هم‌پیمانی خود را به صورت رسمی و عملی با همسایه‌ی مقتدر خود (ایران) مستحکم کنند.

این اتحاد، پیامی لرزاننده به ریاض و اسلام‌آباد خواهد بود که بدانند: «عصر یکه‌تازی مزدوران آمریکا به پایان رسیده است.»

همچنین این اتحاد می تواند سببی شود که الله در جهاد دارالاسلام برکت بیندازد و این مومنین مجاهد متحد را دوست داشته باشد چنانچه می فرماید: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيَانٌ مَرْصُوصٌ (صف:/ ۴) به راستی که خدا دوست دارد کسانی را که در راه او در صفی (واحد) می‌جنگند، گویی آنان بنایی استوار و پولادین هستند.

زمان، زمان بیداری و اقدام است. پیش از آنکه فتنه‌ی دشمن مشترک شعله‌ور شود، باید «اتحادِ دو دارالاسلام» را به امضا رساند.