مولوی عبدالحمید زاهدان پایبند فقه ابوحنیفه و حنفی مذهب است یا…؟

مولوی عبدالحمید زاهدان پایبند فقه ابوحنیفه و حنفی مذهب است یا…؟

به قلم: مسعود سنه ای

در اسلام هویت هر شخصی به عقایدی بستگی دارد که خودش را به آن پایبند کرده است . به همین دلیل گفته می شود یهودی یا نصرانی ( مسیحی) یا زرتشتی و صابئی و مشرک (سکولار) یا گفته می شود مسلمان.

در اینجا نژاد و قومیت اصلاً مطرح نیست بلکه آنچه معرف اشخاص است عقاید و دین آنهاست.

پس یک مولوی یا آخوند یا مُلا زمانی که در مورد مسائل مختلف اجتماعی صحبت می کند باید استنادش به منابع فقهی باشد و معیار برایش شریعت الله باشد هر چند این شریعت الله را بر اساس مذهب خودش تاویل و تفسیر کند.

در میان مسلمین کسانی هستند که در همه چیز از الله و رسولش صلی الله علیه وسلم حرفشنوی دارند و اطاعت خودشان را در هر چیزی به شریعت الله می دهند که مومنین هستند؛ اما کسانی هم وجود دارند که ادعای مسلمان بودن دارند و حتی ممکن است خطیب مسجد یا مسئولی حکومتی هم باشند اما برای قوانین سکولاریستی که مورد پذیرش سکولاریستها است دعوت می دهند؛ اینها دارودسته ی منافقین میان مسلمین هستند که به عنوان ستون پنجم دشمنان نیز عمل می کنند.

مولوی عبدالحمید زاهدان که در لباس یک خطیب منتسب به مذهب حنفیت اما به کام سکولاریستها و لائیکها و دموکراسی خواهان صحبت می کند یکی از این افراد است که در تازه ترین صحبتهایش در نماز جمعه می گوید: “بزرگ‌ترین بیداری این است که تعصبات بی‌جا در میان مردم ایران اعم از هر دین، مذهب، قوم، جنسیت، پیر و جوان کاهش پیدا کرده است….همین  بس است که ما ایرانی هستیم و انسانیم. چرا از دین و مذهب سوال می‌کنید، به شایستگی نگاه کنید.”

کنار گذاشتن دین و مذهب و تمرکز بر نژاد و اومانیسم (انسان گرائی) که زیر بنای سکولاریسم است دشمنی آشکار با قوانین شریعت الله و اسلام است؛ به همین دلیل است که می بینیم این مولوی می گوید حتی برایش مهم نیست که حاکم و مسئولی لائیک هم داشته باشد.

برای یک مسلمان تنها قانون شریعت الله و دین اسلام مهم است نه نژاد و قوانین سکولاریستی که بر اساس انسان محوری تولید شده اند.

مردم مسلمان و حنفی مذهب بلوچ باید از این مولوی دلیل سخنانش را بخواهند چون خود امام ابوحنیفه می گوید:  «لا يَحِلُّ لِأَحَدٍ أَنْ يَأْخُذَ بِقَولنا مَا لَمْ يَعْلَمْ مِن أینَ أخَذناهُ»[۱] برای احدی جایز و حلال نخواهد بود که سخن ما را بدون اینکه بداند ما آن را کجا گرفته‌ایم، بپذیرد. یا می گوید: حرامٌ على مَن لم يعرف دليلي أن يُفتي بكلامی؛[۲] حرام است بر كسى كه دليل مرا نداند و با اقوال من فتوى بدهد.

شما باید از این مولوی بپرسید در کجای قرآن و سنت صحیح و در کدام اثر مذاهب اسلامی اهل سنت آمده است که فقط نژاد و قومیت و انسانیت (اومانیسم) مهم است نه دین اسلام و قوانین شریعت الله؟

باید از این مولوی بپرسید در کجای قرآن و سنت صحیح و  مذهب امام ابوحنیفه و سایر مذاهب اسلامی آمده است که معیار و محک ایرانی بودن است نه اسلام و دین اسلام؟

ما ملت کورد تجربیاتی تلخ از این دست از مُلاها مثل شیخ عزالدین حسینی و مُلا عبدالله حسن زاده و… داریم؛ ملت بلوچ نباید اجازه بدهند امثال این مولوی با احساسات مذهبی آنها بازی کنند و آنها را در راه اهدافی خاص خرج کنند همچنانکه دین فروشن بلوچ پاکستانی در دهه های گذشته این کار را کردند.

بلوچهای ایران نباید تجربیات ۸۰ ساله ی حکومت سکولار و فدرال پاکستان در بلوچستان پاکستان و سایر مناطق پاکستان را نادیده بگیرند و دوباره این تجربیات تلخ را تکرار کنند.  


[۱] ابن عبدالبر در «الانتقاء فی فضائل الثلاثه الفقهاء» (۱۴۵)

[۲] القحطاني، محمد عبد الله، البيان والتفصيل في وجوب معرفة الدليل، ص۱۴۰/ الدهلوي، الإنصاف،  ص۱۰۴

دیدگاه آیت الله خامنه ای رهبر دارالاسلام ایران در مورد اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

دیدگاه آیت الله خامنه ای رهبر دارالاسلام ایران در مورد اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

به قلم: شیعه علی

آیت الله خامنه ای رهبر ایران که از مترجمین آثار سید قطب در قبل از انقلاب اسلامی هستند بر این باور است که اگر عزت واقعی می خواهیم باید در راه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اصحاب ایشان قدم بگذاریم و می گوید:

پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله ده سال حکومت کرد، اما اگر بخواهیم عملی را که در این ده سال انجام گرفته، به یک مجموعه پُرکار بدهیم تا آن را انجام دهند، در طی صد سال هم نمی توانند آن همه کار و تلاش و خدمت را انجام دهند! اگر ما کارهای امروزمان را با آنچه که پیغمبر انجام داد، مقایسه کنیم، آنگاه می فهمیم که پیغمبر چه کرده است. اداره آن حکومت و ایجاد آن جامعه و ایجاد آن الگو، یکی از معجزات پیغمبر است.

آن مردمی که ده سال با او زندگی کردند، روزبه‌روز محبت پیغمبر و اعتقاد به او در دلهایشان عمیقتر شد. وقتی در فتح مکه، ابوسفیان مخفیانه و با حمایت عبّاس – عموی پیغمبر – به اردوگاه آن حضرت آمد تا امان بگیرد، صبح دید که پیغمبر وضو میگیرد و مردم اطراف آن حضرت جمع شده‌اند تا قطرات آبی را که از صورت و دست ایشان میچکد، از یکدیگر بربایند! گفت: من کسری و قیصر – این پادشاهان بزرگ و مقتدر دنیا – را دیده‌ام؛ اما چنین عزّتی را در آنها ندیده‌ام.

آری؛ عزّت معنوی، عزّت واقعی است؛ «وللَّه العزّة و لرسوله و للمؤمنین»؛ مؤمنین هم اگر آن راه را بروند، عزّت دارند.(۸۰/۲/۲۸)

این دیدگاه آیت الله خامنه ای در مورد ثمره ی دعوت پیامبر و پیمودن راه آنهاست که راه عزت است.

شورای علمای طالبان به سبک کمونیستهای چین یا به روش اسلامی؟

شورای علمای طالبان به سبک کمونیستهای چین یا به روش اسلامی؟

به قلم: مجاهد غورباستان

سکولاریستها در منابع فقهی با دو نام اسم برده شده اند ۱- مشرکین ۲- احزاب؛ یعنی این احزاب و سکولاریستها هرگز یک حزب نبوده و نخواهند بود به همین دلیل در طول تاریخ برای خودشان مجالسی تشکیل داده اند تا این احزاب مختلف در آن جمع شوند و با رای گیری و گفتگو به نتیجه ای واحد برسند.

در میان عربهای مشرک قریش اسم این مجلس آنها دارالندوه بود و در میان مشرکین مدینه هم اسم آن سقیفه بنی ساعده بود و در میان کفار سکولار غربی هم انواع مجالس مختلف سنا و سناتورها و … وجود داشته است و اسم این سیستم را گذاشته اند «دموکراسی» یعنی حاکمیت قوانین مردم بر مردم به جای حاکمیت قوانین شریعتهای آسمانی بر مردم.

در میان اینهمه حزب سکولاری که وجود دارد کمونیستها تنها یک حزب هستند اما زمانی که به حاکمیت می رسند تنها به فکر خودشان اجازه فعالیت می دهند و اسم آنرا گذاشته اند «دیکتاتوری پرولتاریا» به همین دلیل در تمام شوراها و مجالس آنها تنها سکولاریستهای کمونیست وجود دارند.

در اسلام تنها ابزاری که جهت حاکمیت سفارش شده است «شورا» است اما بر خلاف کمونیستها در این شورای اسلامی تمام مومنین با تمام تفاسیری که دارند مشارکت می کنند و فرق ندارد ابوبکر مثلا در جنگهای رده نظری داشته باشد و عمر نظر دیگری، مهم آن است که این دیدگاههای مختلف مطرح می شوند و در نهایت دیدگاه صحیحی که به شریعت نزدیکتر است پذیرفته یم شود همچنانکه دیدگاه ابوبکر در جنگ با جبهه مرتدین پذیرفته شد.به همین شکل ما شاهد اختلافات فقهی علی و ابن مسعود و عمر و عثمان و… در پاره ای از مسائل با هم بوده ایم و در نهایت رای برتر پذیرفته شده است.

در اسلام، غیر از سکولاریستها (احزاب) سایر کفار اهل ذمه نیز اجازه ی فعالیت بر اساس دین و عقیده ی خود را دارند چه رسد به تفکرات مختلف اسلامی و حاکمیتی که به شهروندانش اجازه نمی دهد دیدگاههای مختلف خود را مطرح کنند بدون شک از نظر فکری و عقیدتی ضعیف است و چون می داند ضعیف است و در صورت مطرح شدن دیدگاههای قوی این ضعیف بودن او مشخص می شود و مریدانش متزلزل می شوند اجازه ی فعالیت را به مخالفین فکری خود نمی دهد.

قبل از سرکار آمدن طالبان و در زمان حاکمیت کفار آمریکائی و نوکرانش و در حالت ضرورت مسلمین شیعه و سنی با تمام تفکراتشان دو شورا تشکیل داده بودند یکی «شورای علمای سراسری افغانستان» و دیگری «شورای اخوت اسلامی افغانستان» و  شیعیان و سنی ها در کنار این شورای مشترک دارای شورای خاص خود هم بودند مثلاً علمای شیعه «شورای علمای شیعه افغانستان» را تشکیل داده بودند.

بعد از آنکه طالبان دوباره به قدرت رسید مولوی هبت ‌الله آخوندزاده طی حکمی فرمان داد که برای هر ولایت یک شورای علما تشکیل شود. این شوراهای ولایتی علما، با ساختاری مشخص، بخشی از نظام و حاکمیت محلی حکومت طالبان است. این شوراها، ماهیت مشورتی و نظارتی دارند و مطابق احکام فرمان ملا هبت ‌الله آخوندزاده، مقامات محلی طالبان در هر ولایت، بر پیروی از مشورت‌های این شورا، ملزم و مکلف می‌باشند.

تعداد اعضای شورای علما در هر ولایت افغانستان، بسته به میزان جمعیت و شرایط جغرافیایی آن ولایت‌ها، از سوی دفتر رهبر طالبان مستقر در قندهار تعیین می‌شود. پس از آن، علمای هر ولایت در یک انتخابات ولایتی در میان علمای همان ولایت، اعضای آن را انتخاب می کنند و لیست برگزیدشدگان را برای تأیید نهایی و توشیح توسط رهبر طالبان، به قندهار می‌فرستند.

بر اساس گزارش‌ها، در تمام ولایت‌هایی که شیعیان حضور دارند، بخصوص در ولایت‌های دایکندی، بامیان، غور، بلخ، غزنی و میدان وردک که ولایت‌های شیعه نشین افغانستان می‌باشند، علمای شیعه در ساختار شورای علمای این ولایت‌ها حضور ندارند و از لیست نهایی حذف شده‌اند. حال آن که در انتخابات ولایتی در ماه‌های گذشته بخصوص در ولایت دایکندی اکثریت اعضای برگزیده شده این شورا از اهل تشیع بودند ولی پس از اعلام لیست نهایی از سوی رهبر طالبان، تمام علمای شیعه از لیست شورای علمای این ولایت، حذف شده است.

در کنار این باز دیده می شود که علمای اهل سنتی که دارای تفکرات سلفی و یا اخوان المسلمین و … هستند نیز به کلی (آنهم با خشونت) حذف شده اند و عده ای از اهل سنت حتی جرئت مطرح شدن و ابراز عقاید خود را نیزندارند چه رسد به جرئت مشارکت در این شوراها و تنها یک تفکر از میان اهل سنت افغانستان نیز پذیرفته شده اند که از سوی علماء و حتی افکار عمومی بازخوردها و پیامدهای منفی را با خود به همراه داشته است و باعث فاصله گرفتن این تفکرات اسلامی از طالبان و نظام حاکم آن است.

طالبان باید بداند در این عصر رسانه و اینترنت هرگز نیم تواند مثل قرون گذشته یک تفکر خاص را بر سایر مسلمین تحمیل کند و لازم است از قرون گذشته عبور کرده و به زمان حاضر برگردد و از تفکرات اسلامی مخالف خودش نترسد اگر واقعاً حق را می خواهد و می خواهد حق بر اساس قرآن و ادله الفقه مسلمین حاکم شود نه تفکرات خاص خودشان.

حملات پی در پی و مرگبار حرکت جوانان مجاهد سومالی ( الشباب) بر مرتدین و مزدوران آمریکا و ناتو

حملات پی در پی و مرگبار حرکت جوانان مجاهد سومالی ( الشباب) بر مرتدین و مزدوران آمریکا و ناتو

در حمله مجاهدین الشباب به یک پادگان نظامی شبه نظامیان در شهر بيدوا در ایالت باي در جنوب غربی سومالی، ۱۰ تن از نیروهای شبه نظامی دولتی از جمله یک افسر کشته و زخمی شدند و تجهیزات نظامی بغنیمت گرفته شد. همچنین به یک پایگاه و دو پادگان نظامی در محله بولوجميعو، در شهر بيدوا، و شهرک جوفجدودبوري و منطقه #مايافولكا حومه جوفجدودبوري حمله کردند. همچنین مجاهدین الشباب به پایگاه نظامی نیروهای کنیایی در شهر عيلواق در ایالت جذو در جنوب غربی سومالی حمله کردند. همچنین مجاهدین الشباب با بمب انفجاری یکی از مقامات شهر بلدحاوا دولت سومالی را هدف قرار دادند.

علاوه بر این در پی حملات مجاهدین الشباب در حومه شهر مهداي، ایالت شبیلی الوسطی، در جنوب سومالی، ۵ تن از نیروهای شبه‌نظامی دولتی از جمله دو افسر کشته و ۷ تن دیگر زخمی شدند. همچنین مجاهدین الشباب برای دومین روز متوالی به کاروان نظامی نیروهای اتیوپی بین شهرهای ييد و ربدوري در ایالت بكول در جنوب غربی سومالی کمین کردند. همچنین یکی از اعضای شبه نظامیان دولتی توسط نیروهای امنیتی مجاهدین الشباب در منطقه تريدشي پایتخت سومالی مگاديشو ترور شد. ولله الحمد والمنه

حمله کمین تحریک طالبان پاکستان برای کاروان ارتش سکولار و مرتد پاکستان در وزیرستان شمالی ۷ کشته و زخمی

حمله کمین تحریک طالبان پاکستان برای کاروان ارتش سکولار و مرتد پاکستان در وزیرستان شمالی ۷ کشته و زخمی

حوالی ساعت ۱۴ بعد از ظهر امروز [دیروز]، مجاهدین تحریک طالبان پاکستان به یک کاروان ارتش متشکل از حدود ۶ خودرو بین مناطق زرکی و خدی در ولسوالی میرعلی در ولایت بانو در وزیرستان شمالی کمین کردند که در نتیجه آن ۷ تن از نیروهای ارتش کشته و زخمی شدند.

ولله الحمد والمنه

مولوی فضل الرحمن کوهی از زندان آزاد شد

مولوی فضل‌الرحمن کوهی از زندان آزاد شد

مولوی فضل الرحمن کوهی پس از سه سال و نه ماه حبس، امروز دوشنبه (۳ میزان ۱۴۰۲) آزاد شد.

امروز (دوشنبه ۳ میزان ۱۴۰۲) طی تماس تلفنی از طرف دادسرای ویژه روحانیت مشهد آزادی مولانا فضل‌الرحمن کوهی اعلام شد

به هلاکت رسیدن ۴ مزدور مرتد امارات متحده عربی در شبوه یمن

به هلاکت رسیدن ۴ مزدور مرتد امارات متحده عربی در شبوه یمن

امارات متحد عربی و آل سعود و تحالفی که درست کرده اند چند سال است که به نیابت از آمریکا و ناتو در حال قتل عام مسلمین یمن هستند.

در تازه ترین خبر امروز یکشنبه ۹ ربیع الاول ۱۴۴۵ ه ق ۴ مزدور اماراتی بر اثر هدف قرار دادن وسیله نقلیه متعلق به مزدوران اماراتی با بمب انفجاری که منجر به انهدام کامل آن شد، در منطقة مصينعة در شبوة، کشته شدند.

ولله الحمد والمنه

هر جا جهادی بر علیه کفار سکولار و اشغالگر در جریان است و هر جا که ملتی مسلمان قصد برپائی حاکمیتی بر اساس شریعت الله و در کنار زدن مزدوران را دارد مرتدین آل سعود و امارات با گلوله و دلار و دیپلماسی در کنار دشمنان دین و ملت هستند.

اشتباهات مسئولین قضائی و امنیتی ایران  در برابر خون مردم بلوچ

اشتباهات مسئولین قضائی و امنیتی ایران  در برابر خون مردم بلوچ

به قلم: براهندک بلوچ

زمانی که در یک کشور سکولار یک شخص سکولار اتهامی به مخالفینش وارد می کند از وی خواسته می شود که بر اساس قوانین سکولاریستی حاکم بر جامعه ادعای خودش را ثابت کند و گرنه شخص مورد اتهام واقع شده می تواند از وی شکایت کند و اعاده ی حیثیت کند.

در امور عمومی و اجتماعی هم باز اگر کسی ادعا و اتهامی را مطرح کند که در جامعه تولید ناامنی و اغتشاش کند، سیستم قضائی و دادستان به نمایندگی از سوی مردم و به عنوان مدعی العموم این حق را دارد که چنین شخصی را بازداشت نموده و از وی دلیل و سند بخواهد و چنانچه دلیلی ارائه نداد باید جریمه شود و چنانچه به دلیل سخنان او ضرری به اموال عمومی و مردم رسیده باشد این شخص یا حزب اتهام زن باید جبران خسارت کند.

در ایران یک مولوی معلوم الحال مدعی شد که تجاوز زنا به یک دختر برایش محرز شده است و براثر این سخن این مولوی، جوانان و نوجوانانی به پاسگاه نظامی حمله کردند که در نتیجه ی آن فاجعه ای خلق شد که ضررمند اصلی جوانان احساسی باغیرت و فریب خورده ی بلوچ بودند، چون آن مولوی که می دید دروغ گفته و باید حساب پس بدهد فرار کرد و خانواده هایی داغ دیده و ضررمند باقی ماندند.

قبل از این اتفاق حتی یک مولوی و عالمی از بلوچستان از این مولوی نپرسید شما چگونه توانستی این جرم زنا را ثابت کردی؟ حتی یک مسئول قضائی و امنیتی در این کشور هم از این مولوی نپرسید تو چگونه توانستی این جرم زنا را بر اساس قوانین حاکم بر کشور و یا حتی بر اساس مذهبی که داری ثابت کردی؟ چون بر اساس مذهب حنفی و تمام مذاهب اسلامی ثابت کردن جرم زنا به دو شیوه است: ۱- اقرار هر دو طرف ۲- شهادت ۴ مومن آنهم با شرایطی که فقه تعیین کرده است.

این سهل انگاری ها و کم کاری های اهل علم  منطقه و مسئولین قضائی و امنیتی کشور مسبب تولید فاجعه ای در روز جمعه در زاهدان شد که همه دیدیم.

  در نماز جمعه هفته ی قبل هم باز مولوی عبدالحمید زاهدان مساله ای را مطرح کرد که واقعاً تعجب کردم چگونه یک مولوی می تواند تا این اندازه عوام زده و دور از مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله باشد! مولوی عبدالحمید که ثمره ی سخنانش غیر از تحریک افکار عمومی جهت شورش و اغتشاش نیست گفت: «مهسا بخاطر مسئله پوشش بازداشت می‌شود و مامورین او را می‌برند و وقتی جنازه او را تحویل می‌دهند مردم همه احساسی می‌شوند. بالاخره کسی که گناهی ندارد؛ کسی که سرش برهنه باشد، یا کم حجاب باشد، قتل که نکرده که کشته شود».

این مولوی بارها این سخن را تکرار کرده است و بارها نهادهای مختلف و پزشکان گفته اند که این خانم به دلیل ضرب و جرح در پاسگاه کشته نشده است بلکه قبلاً بیمار بوده و… .

اینجاست که نهادهای مختلف  قضائی و امنیتی باید ورود کنند و از این مولوی بخواهند که بر اساس قوانین حاکم بر جامعه و یا بر اساس فقه مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله این قتل را ثابت کند و اگر ثابت شد که عمداً دروغ می گوید باید به نمایندگی از سوی مردم او را ادب و مدیریت کنند.

این حق مردم ماست که از نظام قضائی و حکومتی خود بخواهند که جلو کسانی را بگیرند که با سوء استفاده از احساسات جوانانشان جوانان آنها را قربانی می کنند و خانواده های آنها را داغدار می کنند.

تقاضای ما مردم بلوچ از نظام و قضائی و امنیتی کشور زمانی که سرنوشت خود و فرزندانمان را در دستان آنها قرار داده ایم تقاضای نامعقول و غیر شرعی نیست.

لطفاً رسیدگی کنید قبل از آنکه بر اساس دروغپراکنی و سخنان متناقض این مولوهای جاهل به مذهب امام ابوحنیفه برای جوانان ما اتفاقی شبیه اتفاق زاهدان و خاش و … پیش بیاید.  

پیامی به کسانی که مسئولیت ابلاغ و‌ رساندن دعوت حق را بر عهده دارند

پیامی به کسانی که مسئولیت ابلاغ و‌ رساندن دعوت حق را بر عهده دارند

فرمانده : أبو حمزه المهاجر مصری

به برادران دلاور و شیرمرد اهل رسانه:

  • در این زمینه به سنگرت دل ببند و آن را لازم بگیر، زیرا تو از موحدان دفاع می کنی،
    به سنگرتان متمسک شوید چون ما به شما در جایی که هستید نیاز داریم.
  • مراقب باشید و گمان نکنید که فعالیت شما، نفل و عبادت کمی است، بلکه این فعالیت شما فرض و واجب است که بر عهده شما گذاشته شده است، پس در انجام وظیفه این امانتِ بزرگ بکوشید.
  • پس از فریب دشمنان برحذر باش، هر اندازه توان داری به اسباب چنگ بزن و کوتاهی نکن که با خطر افتادن جانت ما از وجود تو محروم خواهیم شد و خودت را به خطر می‌اندازی،
    به اندازه توان اسباب را اختیار کن و به الله توکل کن که او حفاظت کننده است و به خطر ها و ریسک‌ها توجه نکن، هیچ کاری بدون خطر نیست،
  • در عراق خون برادران اهل رسانه ریخته شد
    مسئول ضبط صوت سخنرانی های رهبر مجاهدین به شهادت رسید.
    و مجاهد رسانه‌ای دیگر مجبور شد کمربند انفجاری اش را در وسط دشمنان منفجر کند…

سکوت معنا دار مولوی عبدالحمید زاهدان در برابر ادعای نقشبندی و تولید فاجعه جمعه خونین زاهدان

سکوت معنا دار مولوی عبدالحمید زاهدان در برابر ادعای نقشبندی و تولید فاجعه جمعه خونین زاهدان

به قلم: براهندک بلوچ

سال گذشته مولوی نقشبندی «ادعا» کرد که زنای آن نظامی بلوچ با آن دختر بلوچ برایش محرز شده است و  جهت اثبات جرم زنا بر اساس مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله و سایر مذاهب اسلامی آمده است که خداوند تنها به دو شیوه صورت می گیرد:

  1.  اعتراف زن و مرد زناکار 
  2. ۲-     گواهی ۴ شاهد عادلی که این صحنه زنا را بطور محسوس و يقينی عمل جنسی و ارتكاب زنا را مشاهده‌ كرده باشند نه با حدس و گمان ،و اگر سه نفر از اين چهار نفر، گواهی بوقوع اين جريمه بدهند و نفر چهارمی برخلاف گواهی آنان‌گواهی دهد، يا اينكه يكي از اين چهار نفر ازگواهی خويش منصرف‌گردد، بايد حد قذف درباره اين‌گواهان اجراگردد و این گواهان باید شلاق بخورند.

البته تمام حدود با وجود شبهه ساقط می شوند و تنها وقتي حد زنا هم اجرا می ‌گردد كه وقوع اين جريمه بطورقطعی به ثبوت رسيده باشد. پس در اثبات جرم زنا می بینیم که الله تعالی راهی قرار نداده است که از آن راه شخص بتواند به سادگی دیگران را متهم به زنا کند.

یک سال است که مولوی نقشبندی «ادعا» کرد که این جرم برایش محرز شده است اما نه خودش دلیلی شرعی بر اساس مذهب خودش ارائه داد و نه کسی از او دلیلی خواست و بر اثر این ادعای ثابت نشده توسط عده ای از جوانان باغیرت نماز خوان فاجعه ی خونین زاهدان تولید شد.

سوال اینجاست: زمانی که مولوی عبدالحمید در مورد آن دخترک بی حجاب کُرد سقزی که در مرکز گشت ارشاد تهران مُرد نظر می دهد و خواستار بررسی علت مرگ است و در مورد جنگ روسیه و اوکراین و … نظر می دهد و نقد می کند و… چرا در برابر این دروغ آشکار و این مفسده ای که این مولوی به بار آورد سکوت کرده است؟

سکولاریستهای بی ناموس و بی غیرت کُرد در سراسر دنیا به همراه سایر سکولاریستهای بی غیرت و ناموس فروش دست به دست هم داده و در مورد مرگ مشکوک آن دختر سقزی داستان سرائی کردند تا اینکه منجر به آنهمه فجایع شد که دیدیم.

همه می دانیم که محرک آن جوانان باغیرت بلوچ در حمله با آن پاسگاه نیز همین مولوی بود که بدون آنکه جرم زنا از کانال شرعی آن ثابت شده باشد با شبهاتی که نشر داد بانی و باعث آنهمه فاجعه شد.

دوباره می پرسیم: چرا مولوی عبدالحمید و سایر اهل علم و خطبای مساجد در این زمینه سکوت کرده اند و با استناد به فقه خودمان چیزی نمی گویند در حالی که اکراهی وجود ندارد که بهانه ی اکراه داشته باشند؟

ملت مومن و باغیرت بلوچ و سایر مومنین اعمال شما را می بینند.