عبدالحکیم شرعی: به هیچ فردی جواز فعالیت حزب سیاسی داده نخواهد شد
عبدالحکیم شرعی، سرپرست وزارت عدلیه گفته است که قانون اساسی حکومت پیشین افغانستان بر بنیاد شریعت اسلامی نیست و از همینرو، تلاشها برای ساخت قانون اساسی تازه جریان دارد.
سرپرست وزارت عدلیه که در برنامه حسابدهی دولت به ملت سخن میزد، تاکید کرد که هیچ ماده قانون اساسی حکومت پیشین شرعی نبوده است.
عبدالحکیم شرعی در این برنامه گفت: «در قانون اساسی سابقه کسی برایم نشان داده نخواهد توانست که در این ماده آن استناد به کتاب الله شده باشد یا سنت رسول و یا فقه حنفی ذکر شده باشد.»
این مقام امارت اسلامی همچنان تاکید کرده است که به هیچ فرد و گروهی جواز فعالیت حزبهای سیاسی را در کشور نخواهد داد. به باور او، مردم احزاب سیاسی را نمیپذیرند.
عبدالحکیم شرعی افزود: «تجربه ما و شما این را ثابت ساخته است، ملتی که این قدر ویران میباشد، یگانه دلیل آن همین احزاب سیاسی میباشد.»
تجاوز به نوامیس زنان مجاهد لکه ی چرکینی در تاریخ دارودسته ی جولانی در سوریه
به قلم: مجاهد مهاجر
گروه جولانی که :
دیکتاتوری و خیانت خود بر اهل سنت شمال سوریه و بخصوص به سایر جماعتهای مهاجر چون انصارالاسلام و حراس الدین و حراس التوحید و جماعت مسلم چچنی و …. را به انتهای خودش رسانده
و هر چند وقت یکبار یکی از مخالفین خودش را که اکثراً از مهاجرین هستند به آمریکا و ناتو می فروشد و ما در مناطق تحت حاکمیت او شاهد ترور تدریجی این مجاهدین توسط هواپیماهای بدون سرنشن آمریکا و ناتو و ترکیه هستیم
و همه ی ما شاهد حضور ارتش ترکیه و آمریکا در مناطق تحت حاکمیت جولانی هستیم،
یکی از بدترین و دردناکترین جنایاتی که در کارنامه ی گروه جولانی و گروههای متحد با او ثبت شده است تجاوز به نوامیس مجاهدین مخالف با خودشان است.
با آنکه عده ای از خائنین تحریف گر سعی در پنهان کردن این جنایت گروه جولانی و متحدین او به نوامیس مجاهدین و بخصوص نوامیس مجاهدین مهاجر هستند اما دهها مدرک شرعی و گواهی دهها نفر مثل محیسنی که در ان زمانی یکی از خودشان بود در اثبات این جرم درناک وجود دارد.
محیسنی در همان زمان در تغریداتش در حساب تویترش وقوع اغتصاب را تایید کرد اما گفت: در حجم آن مبالغه شده است. واین عین الفاظ کلام محیسنی در تایید واقعه ی اغتصاب است که عده ای او را از علمای صادق امت می دانند: هنا أكرر ماقلته مراراً وتكراراً ..
أنا لست أنكر وقوع (اغتصاب)والله المستعان
ولكني أذكر مبالغات حصلت حتى تصور الناس أن القضية اليوم هي قتال
بله این چنین است! وشهد شاهد من اهلها! و همین گواهی محیسنی کافی است تا تمام سخنان دروغگویان را باطل کند وبلکه دهها شاهد عینی در این قضیه وجود دارد که گواهی بسیاری از آنان منتشر و معروف شده اما عده ای نمی خواهند بینند و بشنوند یا خود را به نابینایی و ناشنوایی زده اند!
اگر کفار اشغالگر و مرتدین رسمی به نوامیس مسلمین دست درازی کنند فرق دارد با اینکه یک گروه و حزب تحت شعار جهاد و اسلام همین جرم و جنایت خبیثانه و کثیف را انجام دهد.
خاطرات غربت(۸- پایان) (قسمتی از سختی های بخشی از غربای اهل جهاد امت، در کشور اشغال شده و دست نشانده پاکستان)
به قلم: مجاهده غریب
همراه مجاهدان راههای پرخار و خطر طی میشد. هجر و فراق یاران قلب را در تنگنا قرار داده بود.رمقی در وجود خود احساس نمیکردیم.قدمهای ما سست برداشته میشدند و به سمت مقصدی نامعلوم پیش میرفتند.
روح خستهی ما در آرمان پرواز بود و جسم ملول تمنای سکون دائمی را داشت. ساعتها بعد به منطقهای امن رسیدیم. هر کداممان در گوشهای ولو شد. همینطور که روی زمین پخش بودیم، یکی از مجاهدین با اراده و ایمان قوی بلند شد و گفت: «میدانم الآن قلب همگی ما کورهای از آتش است؛ ولی نباید سست شویم. ضعف ما به نفع دشمن و شکست اسلام است. یادتان نرود که مردان میدانِ قرون گذشته با همین گدازههای قلبی خود دنیای کفر را به خاکوخون کشیدند..»
حرفهایش آبی خنک بود بر آتش قلب ما. مجاهدها روحیه خود را بازیافتند. بهخاطر دوستانی که در هر شرایطی قوّت قلب بودند و خیرخواه دین الله، شاکر رب مهربان شدند.
به آسمان نگریستیم. یکباره در آن آسمان صاف ابرهایی ظاهر شدند و سوی ما آمدند. اندکی بعد باران شروع به باریدن کرد. با خیسشدن لباس و تن ما خنکی زیر پوست ما دوید و سرحال شدیم.
وقت مغرب خود را به آب رساندیم. همراه بعضی برادران نان خشکِ بیاتشدهای بود که درون آب میگذاشتند؛ نرم که میشد افطار میکردند.
نصف شب به نقطهٔ مرزی رسیدیم. چیزی همراه نداشتیم تا سیمخاردارهای مرز را قطع کنیم و عبور کنیم. کمی آنطرفتر خانهای متروکهای وجودداشت که شب را آنجا گذراندیم.
امیر همراه برادری راهی یافتن راه برای عبور از مرز شد. ساعتی بعد اطلاع دادند که هیچ راهی برای گذشتن نیست الاّ یک مکان. آن مکان وسط پادگان دشمن بود که آب سیمخاردارها را با خود برده بود.
بعد از ظهر آنجا رفتیم. در دل دعای نصرت و امداد الهی میکردیم. آنجا ماندیم و بعد نماز مغرب دعا کردیم. توکل کردیم و باز راه افتادیم.
نه راه معلوم بود و نه امن. چند متری پادگان دشمن توقف کردیم. نزدیک مرز رسیدیم. تا آن لحظه پا به پادگان دشمن نگذاشته بودیم که یکی از پشت سر ما را صدا زد و با اطمینان گفت: «از این سمت بیایید. برگردید». به آن سمت برگشتیم.
شخص گاوچرانی بود با لباسهای کهنه و مندرس. به سمتش رفتیم. از اهالی همان کشور بود و کارش بردن گاوها به آنسوی مرز. ما را به سمت کوهی هدایت کرد. کنار دامنهٔ کوه گلهای بزرگ گاوها وجودداشت. گاودار رو به ما گفت: «مقابلتان کمینی است. اینجا راهی برای رفتن وجود ندارد.» امیر گفت: «چارهای نیست. هرطوری شده باید برویم؛ چون زخمیها همراه ما هستند. مهمات و تجهیزاتی نداریم. اگر دشمن باخبر شود ما را محاصره میکند.»
همفکری کردیم. مشورت بر این شد تا یکی از برادرها را آنطرف بفرستیم تا سیمها را قطع کند و بیاید. گاوچران گفت: «نه. فقط یک راه وجوددارد؛ مجاهدی را همراه من بفرستید. ما میرویم، اگر کمین سر جایش بود سربازها با ما کاری ندارند و ما به راه خودمان ادامه میدهیم و بعد من در خفا آن مجاهد را به دنبال شما میفرستم.»
آنها که رفتند دست به دعا شدیم. چارهای نبود و همان سمت رفتیم. مسیر را اشتباه پیموده بودیم، تا خواستیم به مکان قبلی برگردیم دیدیم گاوچران نیز به سمت ما میآید. او نیز راه را اشتباه رفته و از مسیر دیگری به سمت ما آمده بود. فیصلهٔ الهی همینگونه بود.
مشوره کردیم و شب راه خروج از مرز را در پیش گرفتیم. وقتی که خواستیم از مرز بگذریم میان گاوها با احتیاط و کمری خمیده گذشتیم. پای ما که از مرز گذشت همان لحظه نیروی گشتی دشمن به مرز رسید. از فضل الله سبحان بود که چشمانشان کور شد و چیزی نفهمیدند.
به کشورمان بازگشتیم با بار ثقیل فراق برادرها. باری که هیچوقت روی زمین گذاشته نمیشود و ما را لحظهای آرام نمیگذارد. انشاءالله تا زنده هستیم راهشان را ادامه میدهیم تا از جمله خائنین به خون شهدا محسوب نشویم.
ما از نسل شیرمردانی که از هیچ چیزی باکی ندارند هستیم. ما حامیان حق هستیم و پیروز میدان جهاد. کار ما جهاد و راه ما حق و عزت ما شهادت و راهنمای ما قرآن و سنت هستند.
ای جوانان امت! قسم به ربّ محمد نصرت و لذتی که در راه جهاد هست در هیچ جا و مکانی دیگری یافت نمیشود. قسم به الله، شوقی که در چشیدن شهد شهادت است حتی در بهشت وجود ندارد.
با خلوص نعرهی “حی علی الجهاد” را در راه خدا سر دهید تا هیبت و طعم شمشیر و خنجر ما لرزه به تن دشمنان کند.
بهزودی شاهد به اهتزاز درآمدن پرچم اسلام در سرتاسر ملک الهی خواهیم بود که شریعتی الهی حاکم آن خواهد شد. و زنجیرهای استبداد پاره و درهای ظلمت گشوده خواهد شد. آنزمان است که قلب مجروح امت محمدﷺ مداوا میشود.
به امید فتح تمام ممالک غصب شدهٔ مسلمانها به امید رسیدن به پیروزهای مکرر به امید رسیدن شهادت و دیدن الله رسول و دوستان جنّتی به امید ظهور حق و حقیت…
بیانیه تحریک طالبان پاکستان در مورد استفاده از مجاهدین استشهادی کشورهای دیگر و سلاح های خارجی !
در روزهای گذشته این سخن در شبکه های مختلف تلویزیونی و شبکه های اجتماعی کشور پاکستان می گردد که تحریک طالبان پاکستان از مجاهدین استشهادی افغان و ایرانی و سلاح های مدرن ساخت آمریکا استفاده می کند، ما این گزارش های بی اساس را کاملا تکذیب می کنیم
تحریک طالبان پاکستان یک حزب جهادی و انقلابی در سطح کشور است که تنها با همکاری و حمایت مسلمانان پاکستان این جهاد مبارک را ادامه داده است و به شکلی بسیار منظم به سمت هدف خود (ایجاد جامعه اسلامی و رهایی از قدرت های ظالم) حرکت می کند، اعضای تحریک طالبان پاکستان با منهج درست، سیاست های مثبت و دعوت خردمندانه روز به روز بیش از انتظار در خاک پاکستان افزایش می یابد
ما قبلاً نیز این سخن را واضح کرده ایم که مسلمانان پاکستان سرشار از روحیه مذهبی و جهادی هستند و ما به هیچ کس دیگری نیاز نداریم زیرا آنها (از مردم پاکستان) نیروی انسانی فراوانی در کنار ما حضور دارند، سخن دوم در مورد استفاده از سلاح های آمریکایی این است که تحریک طالبان پاکستان هیچ کارخانه اسلحه سازی ندارد بلکه با حمایت مالی مسلمانان پاکستان از داخل کشور سلاح خریداری می کند و ما حتی قبل از شکست آمریکا در افغانستان از این سلاح ها استفاده کرده بودیم که فیلم های آن نیز منتشر شده بود، تسلیحات و منابع مدرن آمریکایی در بازارهای پاکستان مانند کفش و لباس فروخته می شود اما دست های خود فوج و اداره های مخفی در این تجارت یافت شده است
باید بدانید که هزاران کانتینر پر از سلاح های آمریکایی و منابع مدرن را سازمان های پاکستانی از کراچی تا طورخم و چمن غارت می کردند و یکی دو کانتینر را سوزانده تا آمریکا را به این باور برسانند که این ها تحت حمله طالبان قرار گرفته اند، چند ژنرال این کار را با موفقیت انجام داده و سلاح ها و منابع به دست آمده را با قیمت ارزان در بازارهای لاهور و پیشاور و غیره می فروختند که بیشتر آن با وساطت خیرخواهان از طریق مقامات حکومتی هر از گاهی به مجاهدین رسیده است والحمد للہ رب العالمین ـ
بعضی از رسانه ها در تحلیلات خود دچار اشتباهات بزرگی می شوند؛ هم رسانه های مدافع ملت و هم رسانه های احزاب سکولار و مرتد و دشمنان ملت.
رسانه های احزاب سکولار و مرتد خارج نشین می خواهند به مخاطب القاء کنند که اینهایی که به خیابانها ریخته اند از طرفدران ما هستند و…
بعضی از رسانه های مدافع ملت هم ناخودآگاه در این دام می افتند و چنین نشان می دهند که اینهائی که داخل خیابانها ریخته اند همگی مزدور اجانب و غیره هستند
اما واقعیت این است که دسته هایی از مردم ما خواسته ها و اعتراضات برحقی داشته و دارند اما هرگز راضی به این اغتشاشات نبوده و نیستند و زمانی که اغتشاشات سکولاریستها و سکولار زده ها شروع شد این طیف از مردم ما هرگز وارد خیابانها نشدند.
اعتراضات زمانی که در مکانی مشخص برگذار نمی شد در همان قدم اول باعث اختلال در زندگی عادی بخشهایی از مردم شهر شد و چون هدف اصلی اعتراضات نیز گم شده بود و معترضین راه مطالبه گری خود را نیز نمی دانستند به سادگی افراد فرصتطلب و اغتشاشگر به درون اعتراضات نفوذ کرده و مسائل دیگری پیش آوردند و اعتراضات را به انحراف کشیدند و خود معترضین توسط همین اغتشاشگران متحمل آسیب مالی و حتی جانی شدند؛ بسیاری از کشته سازی ها از همین معترضین صورت گرفت.
با شروع اغتشاشات و نا آرامی های داخلی همیشه فشار بیرونی و تحریمهای بینالمللی نیز بر مردم ایران تحمیل شده است و مشکلات اقتصادی که به هر حال میتوان بهعنوان یکی از محورهای نارضایتی و اعتراض دسته هایی از مردم قلمداد کرد، نهتنها بهبود پیدا نمیکند و مشکل اقتصادی حل نمی شود بلکه عموم مردم مجبور خواهند بود به دلیل تحریمات و فشارهای اقتصادی دشمنان خارجی و محدودیتهای کسب و کار شهروندان به دلیل اغتشاشات و نا آرامی ها عموم قشر ضعیف جامعه وضعیت اقتصادی و فشار اقتصادی بدتری را نیز تجربه خواهند کرد.
اغتشاشات ۱۴۰۱ سکولاریستها و سکولار زده های ایران که به بهانه مرگ یک دختر سکولار سقزی انجام شد، تنها چیزی که مطالبه نشد و درخواست نشد این بود که از کانال قانونی مساله ی قتل این دختر روشن شود، حتی تنها چیزی که مطرح نشد مشکلات اقتصادی مردم بود بلکه تماماً اصل قوانین شریعت الله و مقدسات اسلامی و اصل نظام مورد حمله قرار گرفت.
در این مرحله نیز باز، هم لیدرها و اعضای احزاب سکولار و مرتد حضور داشتند و هم مشتی جوان احساسی و فریب خورده ی سکولار زده که مرجع تقلید آنها شده بود رسانه های ماهوراه ای و فضای مجازی.
اما نتیجه چه شد؟
اقتدار بیشتر ایران و عقب نشینی های آشکار آمریکا و آل سعود و سایر قدرتهای ریز و درشت منطقه و از هم پاشیدگی و حتی تزلزل اپوزیسیون احزاب سکولار خارج نشین چون دارودسته ی رجوی در آلبانی و جنگ داخلی کومله ها و ترور دمکراتها توسط همدیگر و …
و البته، قربانی شدن هرزه های داخلی و جوانان فریب خورده ی بومی
مشرک به زبان عامیانه یعنی ابوجهل و ابولهب و امثالهم و الله تعالی به صراحت این دسته از کفار را از سایر کفار جدا کرده است .
یعنی مشرکین دسته ای از کفار هستند که تابع قانون هیچ یک از شریعتهای آسمانی نیستند و خودشان برای خودشان قانون درست می کنند و اجازه نمی دهند قانون شریعت الله در امور حکومتی و اجرائی و قوانین جزائی و مدنی و خانوادگی و اقتصادی و آموزش و پرورش و غیره دخالت کند و فقط باید قوانین خودشان باشد.
معیار، پذیرش یا عدم پذیرش قانون شریعت الله در امور زندگی و اطاعت کردن از او بوده و هست. حتی باور به شریعت تحریف شده ی الله هم می توانست آن ها را از دایره ی مشرکین خارج کند
امروزه به این مشرکین می گویند سکولار همچنانکه به دهری ها می گویند آتئیست و به لوطی ها می گویند دگرباش و هم جنس باز و…. ماهیت یکیه فقط اسم عوض شده .
امروزه و با ادبیات امروزین مشرکین یعنی سکولاریستها و مشرک یعنی سکولار. تنها لغت عوض شده و ماهیت یکیه .
در مورد جدا بودن کفار مشرک یا سکولار از سایر کفار هم آیه هست هم قول صحابی و هم رای اهل علم . می دانیم که کفار آشکار ۶ دسته هستند : ۱- یهود ۲- مشرکین ۳- مجوس ۴- صابئین ۵- نصارا ۶- مرتدین ???? این یعنی این کفار از هم جدا هستند . الله تعالی این کفار اصلی را از هم جدا کرده . به عنوان مثال مگر نمی بینند که الله تعالی می فرماید:- إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا: مومنین – وَالَّذِينَ هَادُوا : یهودی ها – وَالصَّابِئِينَ : صابئین – وَالنَّصَارَى : مسیحی ها – وَالْمَجُوسَ : زرتشتی ها – وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا : مشرکین/ احزاب/ سکولاریستها – إِنَّ اللَّـهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِۚ إِنَّ اللَّـهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ (حج/۱۷)
مگر نمی بینید چه جوری الله تعالی این کفار را از هم جدا کرده؟
همچنانکه نمی توانی به یک یهودی بگوئی تو نصرانی هستی به او و سایر کفار نمی توانی بگوئی مشرک هستی. بلکه به نصرانی می گوئی نصرانی و به مشرک می گوئی مشرک و به یهودی می گوئی یهودی و…
چون هر کدام در شریعت الله دارای احکام خاص خودشان هستند . لطفاً آیاتی که آورده ام را به دقت مطالعه بفرمائید. نگاه کنید چگونه الله تعالی اینها را از هم جدا کرده؟
در قول صحابی هم به امیر المومنین علی ابن ابی طالب رضی الله عنه اشاره می کنم که به صراحت اهل کتاب را از مشرکین جدا می کند و ابن کثیر رحمه الله می گوید : قال على رضي الله عنه: بُعث رسول الله صلى الله عليه وسلم بأربعة أسياف:۱ – سيف المشركين: ۲- سيف أهل الكتاب: ۳- سيف البغاة: 4- سيف المنافقين:
نگاه کن علی بن ابی طالب چگونه مشرکین را از اهل کتاب و دیگران جدا می کنه؟
ابن تیمیه هم که دعوت نجدیت در هر چه دلشان خواست به او استناد می کنند میگه :
اینکه مشرکین را از اهل کتاب جدا کنیم مذهب جمهور سلف و خلف از ائمه ی اربعه و غیر آنهاست « ???? وهَذَا مَذْهَبُ جَمَاهِيرِ السَّلَفِ وَالْخَلَفِ مِنْ الْأَئِمَّةِ الْأَرْبَعَةِ وَغَيْرِهِمْ????. »
و هر کسی اهل کتاب را جزو مشرکین بدونه در عصر ما جزو اهل بدعته . متوجه شدید ؟ میگه جزو اهل بدعته : ???? وهُوَ الْيَوْمُ مَذْهَبُ طَائِفَةٍ مِنْ أَهْلِ الْبِدَعِ
حالا زمانی که کفار اهل کتاب و شبه اهل کتاب جزو کفار مشرک یا سکولار نیستند آیا خیانت و دغل بازی نیست که مسلمین مخالف خودت را هر چند اهل بدعت هم باشند جزو کفار مشرک قرار دهی؟
مقدماتی بر شناخت صحیح جهاد و اهل جهاد در آیات و احادیث و سخنان اهل فقه (۶)
به قلم: م. الکوردی
مجاهد کیست؟؟
اسامي كه بر مجاهد فی سبیل الله اطلاق می گردد:
۱-غازی: در کتاب المعجم الوسیط در تعریف آن آمده است که : غزا العدو غزوا وغزوانا: سار إلى قتالهم وانتهابهم في ديارهم فهو غاز. [۱]یعنی: رفتن به جنگشان (مراد جنگ با کفار) و به زور گرفتن چیزهای چپاول شده در دریارشان پس آن شخص غاز (جهادگران) می باشد. خداوند می فرماید: أَوْ كَانُواْ غُزًّى(آل عمران ۱۵۶) یعنی: یا به جنگ مي پرداختند.
قرطبی در تفسیر این آیه می فرماید: يعني غزاة وواحدهم غاز.[۲]یعنی غزات و یکی از آنان غاز (جهادگر) می باشد.و رسول الله در حدیثی متفق علیه می فرماید: عَنْ زَيْدِ بْنِ خَالِدٍ – رضي الله عنه – : أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ – صلى الله عليه وسلم – قَالَ: «مَنْ جَهَّزَ غَازِيًا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَقَدْ غَزَا، وَمَنْ خَلَفَ غَازِيًا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِخَيْرٍ فَقَدْ غَزَا». [۳]ترجمه: زيد بن خالد – رضي الله عنه – روايت مي كند كه رسول الله – صلى الله عليه وسلم – فرمود: «هركس كه مجاهدي را در راه خدا، مجهز كند (ساز و برگ نظامي اش را فراهم سازد) همانا جهاد كرده است. و هر كس كه خانوادة مجاهدي را بنحو شايسته، سرپرستي نمايد، او نيز جهاد كرده است».
۲-جندی: در کتاب لسان العرب آمده است که : الجند: الأعوان والأنصار، والجند العسكر ويجمع على أجناد. [۴]یعنی: سرباز:دوستان و یاوران ،سرباز نظامی و جمع می شود بر اجناد (سربازان) یعنی جمع جند،اجناد می شود.در قرآن آمده است که: {إِذْ جَاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا وَجُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا} [الأحزاب: ۹] .ترجمه: بدان گاه كه لشكرها به سراغ شما آمدند ولي ما تندباد را بر آنان گماشتيم و لشكرهائي را به سويشان روانه كرديم كه شما آنان را نمي ديديد.
۳-مقاتل:در کتاب لسان العرب در تعریف آن آمده است که : من قتله يقتله قتلا، إذا أماته، والمقاتلة الذين يلون القتال.[۵]الله می فرماید: {يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ} [التوبة: ۱۱۱] .یعنی: (آنان بايد) در راه خدا بجنگند و بكشند و كشته شوند.
ملاحظه دو چیز بر این اسماء لازم است تا بدانها لقب مجاهد فی سبیل الله را داد:نخست: در راستای فی سبیل الله باشد به عبارت واضح تر اینکه مجاهد باید با نیت پاک در راستای اعلا و بزرگی دین الله عمل کند و در راستای اقامت احکام و شریعت الهی کوشا باشد .دوم: مجاهد نباید محارب باشد برای مسایل مادی و دنیوی ، یا برای کینه های قبلی که شخصی است بجنگد و یا برای مسایل نژادی و طبقاتی بجنگد بلکه مجاهد باید اعلای کلمه الله و اعلای توحید و پیروزی پرچم توحید بر پرچم کفر و شرک و نفاق و ارتداد و.. بجنگد.
ابوالاعلی المودودی الهندی در مورد دوری اسلام از اطلاق لفظ حرب بر مجاهد توضیحاتی می دهد و می فرماید: والذي أراه وأجزم به أنه ليس لذلك إلا سبب واحد وهو أن لفظة الحرب كانت ولا تزال تطلق على القتال الذي تشب لهيبه وتستعر ناره بين الرجال والأحزاب والشعوب لمآرب شخصية وأغراض ذاتية.[۶] خلاصه سخنش این است که کسی که قصد جنگیدن نماید برای اهداف ذاتیش و مسایل شخص اش و حزب و قومیت لفظ حرب بر او اطلاق می شود او در واقع قتال(جهاد و جنگ در راه الله) ننموده است.
تعریف مجاهد فی سبیل الله: مجاهد کسی است که با جان و نفسش با کفار برای بلندی و اعتلای کلمه الله و پایین آوردن و پست نمودن کسانی کافر شدند و کفر می ورزند بجنگد.پیامبر گرامی صلی الله علیه وسلم در تعریف مجاهد فی سبیل الله می فرماید: من قاتل لتكون كلمة الله هي العليا فهو في سبيل الله.[۷]يعني:رسول الله – صلى الله عليه وسلم – فرمود: «كسي كه براي اعلاي كلمة الله بجنگد، او مجاهد راه خدا است»
امام طبری در تفسیرش در تعریف مجاهد فی سبیل الله می فرماید: المجاهدون هم: المستفرغون طاقاتهم في قتال أعداء الله وأعداء دينه.[۸]یعنی:مجاهدان آنهایی هستند که:نهایت تلاش و توانشان در جنگیدن با دشمنان خدا و دشمنان دین بکار می گیرند.
مجاهد با این تفاصیل كسي است كه در راه الله پیکار کند ولیکن باید شروطی در او جمع گردد و شروطی از او دور باشد تا بدو لقب مجاهد داد.
ابوالعباس قرافی رحمه الله (متوفي ۶۸۱هجري) در این مورد می گوید: هُوَ مَنِ اجْتَمَعَتْ لَهُ الشُّرُوطُ وَالْأَسْبَابُ وانتفت عنه الموانع. [۹]او کسی است که برایش در او اسباب و شروطی جمع گردد و موانعی از او دورباشد و نفی گردد.اجتماع شروط و اسبابی مانند: شروط وجوب جهاد برای در حال هجوم کفار و دشمن و آغاز قتال با آنان با این شروط:اسلام،بلوغ،آزادی(برده نباشد)، مرد بودن، استطاعت،عقل . وموانعی که باعث نفی جهاد از افراد می گردد: كفر، کوچک بودن ،دیوانگی،عجز بدنی و مالی و…
[۱] المعجم الوسيط (۲/۶۵۲) والمصباح المنير مادة (غزا) ص ۴۴۷
[۳] البخاري مع الفتح كتاب الجهاد والسير، باب فضل من جهز غازيا في سبيل الله، ح رقم (۲۸۴۳) ومسلم بشرح النووي كتاب الإمارة، باب فضل إعانة الغازي، ح رقم ۱۳۵ (۱۸۹۵)
خداوند می فرماید: وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ ۖ وَاصْبِرُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ (انفال/۴۶) و همه پیرو فرمان خدا و رسول باشید و هرگز راه اختلاف و تنازع را نروید که در اثر تفرقه ضعیف شده و قدرت و عظمت و ابهت شما نابود خواهد شد، بلکه همه باید یکدل، پایدار و صبور باشید، که خدا همیشه با صابران است.
یکدلی و قدرت مومنین در جماعت و اهل جماعت شدن خودش را نشان می دهد و تنها جماعت است که گمراه نمی شود و خداوند هم حمایت خودش را از جماعت بیان کرده نه از فرقه ها و گروههای متفرق چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:إنَّ اللَّهَ لا يَجْمَعُ أمَّتي عَلَى الضَّلَالةٍ ويدُ اللَّهِ على الجماعةِ.[۱] «يَدُ اللهِ مَعَ الجَمَاعة.[۲] بدون شک الله امت مرا بر سرگردانی و گمراهی جمع نمیکند و دست الله با (بر) جماعت است.
پس شما اهل جماعت شو و امیدوار اگر به وعده های الله و رسولش صلی الله علیه وسلم اعتماد داری . به کسانی که میپندارند امت به چنان شکست و ضعفی رسیده که سابقه نداشته است پس به ناکامی و ناامیدی رسیدهاند
بگو:
مسجد الأقصی پیش از صلاح الدین ایوبی رحمه الله، حدود ۱۰۰ سال اسطبل اسبهای صلیبیان بود و هیچ نمازی در آن برپا نمیشد
ومغولها قبل از قطز رحمه الله، مسلمین را مثل آب خوردن همچون گوسفندان سر میبریدند به آن دلیل که مقاومتی در حدّ مقاومت مرغ و گوسفند به هنگام سر بریدن هم وجود نداشت!
وغلاة قرمطی، درِ کعبه را کَندند و همراه پرده کعبه دزدیدند و ۲۲ سال هم حجر الأسود را به مقر خود در بحرین بردند و حج و نماز، سالها در آنجا به سبب آن مجرمان متوقف شد و حجر الأسود را پس از تهدید شیعیان فاطمی مصر برگرداندند زیرا اهل سنت همانند امروزه مشغول خوردن و دنیا اندوزی بودند!
هنگامی که پایتخت فرانسه “پاریس” در سال ۱۹۴۰ به دست نازیها سقوط کرد هیتلر بر سر قبر ناپلئون بناپارت رفت و به او ادای احترام کرد و گفت:
“ناپلئون عزیزم، عذر میخواهم که کشورت را شکست دادم اما باید بدانی که ملت تو مشغول اندازهگیری مُدهای زنان بودند در حالی که ملت من مشغول اندازهگیری دهانهی خمپارهاندازها و تفنگها بودند.
براستی که این واقعیت، امروزه کاملا بر ملتهایی مطابقت میکند که مشغول سریالها، ترانهها، رقص و خوشگذرانیها و امور بیارزش هستند و همین امر است که نسلی دور از دین را برایمان آشکار ساخته است؛ نسلی خودباخته و شکستخورده که از هر آنچه به اسلام و آموزههای بینظیرش ربط دارد شرم میکند.
این در حالیست که امروزه خبری از آن فجایع نیست و دارالاسلام قدرتمند ایران در مناطق زیادی از جهان اسلام پیروز شدهاست و روند فتوحات و بیرون راندن آمریکا و متحدینش ادامه دارد آن هم به لطف کسانی که با خداوند متعال صادق هستند و در هر عصری از تاریخ امت سربرمیآورند و اهل جماعت شده اند.
پس:
به هیچ وجه اندوهگین و ناامید نباش و اهل جماعت شو و با دوری از ضرار سازها و فرقه بازها و قتال الفتنه در حد توانت برای دینت تلاش کن .
[۱] الألباني، الذب الأحمد ۱۱- صحيح الجامع ۱۸۴۸- صحيح الترمذي ۲۱۶۷ / ابن ابی عاصم (۸۰)، طبرانی و لالکائی.
بیانیه توضیحی تحریک طالبان پاکستان در خصوص فتوای منسوب به مولوی هبة الله آخوندزاده رهبر امارت اسلامی افغانستان
چند روز پیش مولوی محمد یعقوب مجاهد صاحب، وزیر دفاع امارت اسلامی، خطاب به مسئولین حکومتی و نیروهای امنیتی، در یک کندک نظامی فتوای دارالافتای رسمی افغانستان دربارهٔ جهاد در خارج از کشور، را بیان کرده بود، که رسانههای غلام پاکستان سریعا به طور غیر مسئولانه بطور گسترده مبالغه کردند، و از آن این طور تعبیر کردند که امیرالمومنین طی حکمی جهاد مقدس جاری در پاکستان را حرام اعلام کرد. اما امروز الحمدالله، سخنگوی امارت اسلامی، مولوی ذبیح الله مجاهد وضاحت داده و اضافه کرده که هیچ نوع فرمانی از طرف مقامات امارت اسلامی و امیرالمومنین حفظه الله در این زمینه صادر نشده است.
تحریک طالبان پاکستان بارها وضاحت داده است که جهاد ما جهاد مقدسی است برای آزادسازی سرزمین مقدسمان از ارتش اجیر و غلامی که انگلیس آن را درست کرده است تا در پرتو قرآن و سنت جامعه دینی در این سرزمین مقدس شکل بگیرد.
تحریک طالبان پاکستان استحکام و ثبات امارت اسلامی افغانستان را وظیفه دینی خود میدارند و همچنین قیام مجدد و ثبات امارت را در اولویت قرار میدهد و در این زمینه نیز قبلا دو اعلامیه نشر کرده و دراین باره وضاحت داده که برادران مجاهد افغانمان در این جهاد مقدس جاری در پاکستان برای همکاری مسلحانه کوشش نکنند.
نماینده سابق آمریکا در امور افغانستان خطاب به مخالفان امارت اسلامی: آمریکا برای محافظت از شما دیگر به افغانستان حمله نخواهد کرد!
زلمی خلیلزاد خطاب به سران فراری خارجنشین افغانستان:اگر آنها به این تصورند که آمریکا بار دیگر به طالبان حمله کند و نیروهایش را برای محافظت از آنها بگمارد، اشتباه میکنند و آن دوره پایان یافته است.
مخالفان طالبان با استفاده از عفو عمومی به کابل بروند و با طالبان درباره مسئله حکومت فراگیر و قانون اساسی گفتگو کنند.
سخنان خلیل زاد بسیار واضح است و برای طرفهای مختلف جامعه و حتی مسلمین سراسر دنیا پیامهای خاصی را ارسال کرد تا نگرش خودشان را در مورد حاکمیت طالبان واقع بینانه کنند.