امارت اسلامی افغانستان: جهاد در افغانستان تمام شده، جهاد افغانی ها در خارج از افغانستان اجازه نیست

امارت اسلامی افغانستان: جهاد در افغانستان تمام شده، جهاد افغانی ها در خارج از افغانستان اجازه نیست

به قلم: مُلا نور احمد فراهی

السلام علیکم و رحمت الله و برکاته

امیدوارم که تمام مجاهدین خوب و سری حال باشند

رئیس‌الوزرا شیخ محمد حسن آخند قبلاً از طریق تلویزیون ملی افغانستان گفت که:

” اشغال به پایان رسیده و جنگ در افعانستان ختم شده است و در افغانستان امنیت تامین شده و از جان و ‏مال مردم دفاع می شود و مشکلات برطرف خواهد شد… امارت اسلامی افغانستان به وعده اش متعهد است،

به جهان اطمینان می‌دهیم که در پالیسی ما هرگز جا ندارد که در امور دیگران به خصوص همسایه‌ها مداخله کنیم و ما مردمی نیستیم که در زبان ما چیزی باشد و در عمل ما چیزی دیگری. برای همه کشورها اطمینان میدهیم که با همه ارتباط خوب ودوستانه میخواهیم.”

این یعنی: جهاد در افغانستان تمام شده و…

سه روز قبل هم در جلسه ی بزرگان ومسئولین نظام امارت اسلامی اعم از وزیر صاحب و خلیفه صاحب نماینده استرمحکمه وغیره بزرگان نظام امارت اسلامی حظور داشتند؛

 البته هدف جلسه اغلباااا رابطه به دلگی هایکه افرادی خودرا بیرون از مرز به جهاد روان میکنند بود طرزالعملی را ایجاد کردند:

  1.  اولا قطعا اجازه نیست که بیرون از مرز بفریستند
  2. اگر هم فرد ویا افرادیکه رفتند ثابت شد هم فرد و هم دلگی مشر مقصر است …….

این یعنی: مجاهد اجازه ندارد خارج از افغانستان جهاد کند و اگر برای جهاد بیرون برود باید مجازات شود.

مجاهدین شریعت گرای یمن و سومالی و… خواستار تجهيز نظامي مرتدین از طرف دول سکولار خارجي شدند!

مجاهدین شریعت گرای یمن و سومالی و… خواستار تجهيز نظامي مرتدین از طرف دول سکولار خارجي شدند!

به قلم: محمد اسامه

مجاهدین شریعت گرا در سراسر دنیا تمايل دارند كه كشورهاي بزرگ سکولار صنعتي اسلحه هاي مدرني به مزدورانشان  در مناطق اشغال شده ی مسلمین برسانند، البته بهتر است تعداد اين اسلحه ها و تجهيزات زياد و تا آنجا كه امكان دارد پيشرفته و مدرن باشند !.

 مجاهدین شریعت گرا علت اين درخواست  عجيب را  اينگونه بيان كرده اند كه اگر اين اسلحه ها و مهمات در دست مزدوران و خائنین به دین و ملت باشند، زياد طول نمي كشد كه به غنيمت در دست مجاهدین شریعت گرا قرار مي گيرند .

در عرض اين چند سال براي نسل جوان ما ثابت شده است كه بي عرضه ترين و خائن ترين موجوداتي كه در ميان مسلمین وجود داشته اند همين سکولاریستها و مرتدینی هستند که در اختیار کشورهای اشغالگر و کافر سکولار جهانی و منطقه ای قرار گرفته اند.

اين مزدوران سكولار و مرتد اگر حمايت يكي از كشورهاي ظالم و سکولار منطقه يا جهاني را نداشته باشند عرضه ي مقابله با ۵۰۰ مسلمان مجاهد را  ندارند .

 اگر كسي نميتواند در مورد مجاهدتهای سرزمینهای مختلف مطالعاتي داشته باشد، همين اتفاقات جاري در یمن و پاکستان و مالی برايش كافي است اگر كمي عقل و قلبي سالم داشته باشد .

سکولاریستهای محلی بی عرضه ترین طبقات جامعه هستند که بقای آنها به بقا و حمایت اربابانشان بستگی دارد و در میان مسلمین با اینهمه تبلیغاتی که دارند هیچ جایگاهی نداشته و ندارند؛ فقط کافی است سرانجام پهلوی ها در ایران یا قاضی محمد در زمان شوروی ها و یا کومله ها و دمکراتهای مزدور صدام حسین را ببینید.

اما نکته ی جالب و مهم این است که کفار سکولار جهانی هم به میزان بی عرضگی و خائن بودن این سکولاریستهای بومی میان مسلمین پی برده اند و متاسفانه اسلحه های پیشرفته را در اختیارشان قرار نمی دهند.

هەر عەمامە بەسەر بوو هاتە سەر شاشەکان و دەستی کرد بە گریان، بۆچی گریانتان نایەت بۆیان

هەر عەمامە بەسەر بوو هاتە سەر شاشەکان و دەستی کرد بە گریان، بۆچی گریانتان نایەت بۆیان

ئا : سيروان مه ريواني

پروفیسور دوکتوره عافیه صدیقی ساله هایه له ژیر ده یان جوره ئه شکه نجه دا به بی تاوان له سجنی ئه مریکادایه، روژانه ده یان هاوڵاتی و مندالی موسلمان له پاکستان و سوریه و سومال و مالی و…  لە دەرئەنجامی بۆردومان کردن دهکوژرین….

ئەوە هاوڵاتی و مناڵانی موسلمان بە بۆردومانی فرۆکەی سیکولاره کان و حوکومەتە مورتەدەکانی خەلیج و.. رۆژانە بە بەردەوام ئەبینین کە له عێراق و سوريا و يه مه ن و سومال و ئه فغانستان و پاكستان و ميسر و ئه الجزائير و….  ئەسوتێنرێن…

ئەمە سەیر نیە و یەکەمجار نیە.. سەیر ئەوانەن کە خۆیان بە پێشەوای دینی و عالمی ئومەت ئەزانن !! بۆ بێ دەنگن و کەسیان لەم ئاستەدا رۆژێك نەبوو دەنگی لێوە بێت ؟؟!

سەیر ئەوەیە کە که سانیک لەتۆڵەی سوتاندنی هەزارەها ژن و مناڵی موسلمان فرۆکەوانە ئەردەنیەکە ( موعاز کەساسبە )ی سوتاند ، هەر عەمامە بەسەر بوو هاتە سەر شاشەکان و دەستی کرد بە گریان ، گریانێکی بەخۆر بۆ موعازی مورته د ؟!! سەیر ئەوەیە کەسیان نابینین بێن تەنها رۆژێك و تەنها جارێك ، یەك فرمێسك بۆ ئەم خەلکە بێ تاوانە ، بۆ ئەم مناڵە پەپولانە بڕێژن …؟

تۆ بڵێی شێخ ئەبو محمدی مەقدیسی جارێك لەجاران بێتەوە سەر تەلەفزیۆنی (( ئەردەنی تاغوت )) و کە گریا بۆ موعاز کەساسبە .. بۆ ئەم مناڵانەش بگریەت ؟!! یان هەموو گریانەکان بوغز و قینە لە جیهادو و حەسادەتە لە مەزنی و گەورەی موجاهیدان ، یان ئەبێت چی تر بێت..

بۆ مەگەر سوتان هەر سوتان نیە ؟! موعازی فرۆکەوان ، فرۆکەوان بوو .. کە بۆی گریان .. بەلام ئەم مناڵانە خۆ هیچ تاوانێکیان نیە ، بۆچی گریانتان نایەت بۆیان ؟!!

اغتشاشگران ۱۴۰۱ ایران، مهره های سوخته ی دست آمریکا و سایر دشمنان ایران

اغتشاشگران ۱۴۰۱ ایران، مهره های سوخته ی دست آمریکا و سایر دشمنان ایران

به قلم: مژگان دیوانی مقدم/ سقز

در ایران عده ای معلوم الحال به عنوان لیدرهای بخش جنگ روانی دشمنان سعی دارند به بهانه های مختلفی مثل بنزین یا تخم مرغ و غیره اغتشاشاتی را به وجود بیاورند.

اینها که مستقیماً به دستهائی خارج از ایران گروه خورده اند با آنکه می دانند نه نظام با این اغتشاشات از بین می رود و نه مقصود و انگیزه ی کسانی که به کار گرفته اند نیز تحقق پیدا می کند (مثلاً نه قیمت بنزین پائین می آید یا نه نرخ تخم مرغ تغییر می کند و…) اما باز به کار خود ادامه می دهند.

در اصل، هدف کسانی که خارج از ایران برای این افراد طرح و برنامه می نویسند ارزان شدن فلان کالا یا حتی دفاع از فلان حقوق سکولاریستی برای مردم هم نیست بلکه ابتدا هویت عقیدتی و اسلامی مردم را هدف گرفته اند و بعد اصل نظام را؛ اما چون به این سادگی ها نمی توانند به چنین اهداف دور و بزرگی برسند برای خود اهداف کوتاه مدت و نزدیکی را مشخص کرده اند؛ مثلاً سعی می کنند با تحمیل این فشارها بر ایران، طی معامله ای، در منطقه و حتی در معادلات بین المللی برای خود امتیازی بگیرند و این اغتشاشگران کلاً سوخت و مهره های این معامله و بده بستانها می شوند که بعد از انجام معامله یا شکست در معامله (که اکثراً شکست بوده است) این اغتشاشگران نیز جزو مهره های سوخته و تاریخ گذشته می شوند؛ و لیدرهای اصلی دوباره پنهان می شوند برای اجرای سناریوهای جدید.  

در همان روزها ابتدائی اغتشاشات ۱۴۰۱ش در داخل ایران به بهانه فوت آن دختر سکولار سقزی، آمریکا به بهانه حمایت از زن و حقوق بشر، نه تنها تحریمهای جدید اقتصادی را بر علیه مردم ایران تحمیل کرد که بزرگترین ناقض حقوق طبیعی انسانهاست، به صورت واضح و علنی از اغتشاشگرانی که مرتکب انواع جرام ضد انسانی و ضد اسلامی می شدند نیز حمایت کرد چنانچه «رابرت مالی» نماینده ویژه آمریکا در امور ایران در همایشی در «اندیشکده کارنگی» علنا گفت: «ما وقتمان را جایی صرف می‌کنیم که فایده داشته باشد، از جمله حمایت از اعتراضات در ایران».

 اغتشاشگران هرزه آنچه جنایت بود در سنندج و مناطق کورد نشین و تهران و اصفهان و غیره مرتکب شدند و حتی جنایات کومله ها در پاره و منطقه ی ما در زجر کش کردن مردم به بهانه های واهی و بی ارزش را زنده کردند.

اگر در اوایل انقلاب اسلامی ۵۷ پاوره با موزائیک زخمی های بیمارستان را سربریدند در سنندج هم با سنگهای سنگ نمای ساختمان پیر مرد بیچاره را کشتند در سقز و بوکان هم بدترین جنایت را مرتکب شدند و در تهران هم با بلوک سر جوانان را له کردند و…

اگر اینها در سال ۶۱ و در سنندج ملامحمد کریمیان ۶۵ ساله را با قرآنها و کتابهای دینی اش در داخل منزلش به آتش کشیدند و به شهادت رساندند ۲۳ تیز ۱۴۰۱ش هم ملایوسف محمدی صاحب ۴ فرزند را در منزلش به آتش کشیدند و به شهادت رساندند.

اما ثمره چه شد؟

آمریکا و سایر دشمنان دست از پا درازتر عقب کشیدند و اپوزیسیون هم بادش در رفت و لیدرها هم یا اسیر و مجازات شدند یا پنهان شدند و ماند:

  1. اضافه شدن برگهایی دیگر بر جنایات سکولاریستها در میان مردم ما
  2. فریب خوردن و کشته شدن و زندان و دنیایی پشیمانی برای مهره های سوخته ای که زنده مانده اند
  3. ضرر اقتصادی بسیاری از شهروندان و کسب و کارها و حتی ورشکسته شدن بعضی از بازاریان که فروش آنها از عصر به بعد بود و اینها مجبور به بستن مغازه های خود می شدند

لطفا ابزار دست دشمنان نشویم و فریب نخوریم؛ دشمن دشمن است و با شعار و سروصدا ماهیتش عوض نمی شود.

حمله کمین تحریک طالبان پاکستان بر قافله فوج در وزیرستان شمالی

حمله کمین تحریک طالبان پاکستان بر قافله فوج در وزیرستان شمالی

صبح امروز در «ولایت بنوں»، «وزیرستان شمالی »در منطقه «گڑیوم» علاقه «ڈاکی گوری ڈانگی» مجاهدین تحریک طالبان پاکستان برای قافله فوج کمین زدند که در آن ۴ نیروی فوج هلاک و تعداد دیگر زخمی شدند در حالی که یک خودرو نیز به طور کامل تباه شد ـ للہ الحمد و المنه

این بخش از ثمرات جهاد در افغانستان با التماس و گدایی به دست نیامده است

می‌گفت: آخرین شب زندگیم در کنار خانواده ام بود، که آمدم خانه، بدون هیچ حرفی خوابیدم، غرق دیدار الله شدم که ناگهان قطره ای بر صورتم چکید! چشمانم را که باز کردم دیدم بالای سرم پسر کوچکم با مادرش ایستاده هست و گریه می‌کنند، گفتم چرا گریه می‌کنید؟ گفتند تو که می‌روی شهید می‌شوی ما را برای چه کسی می‌گذاری؟

برادران و خواهران بدانید: این بخشی از ثمرات جهاد در افغانستان با التماس و گدایی به دست نیامده است بلکه این نظام با قربانی کردن جان خود، گذشت از زن و فرزند و لذت دنیوی آمده است، از اهداف جهاد خود محافظت کنیم و اجازه ندهیم بر خونها و مجاهدتهای مجاهدین معامله و تجارت کنند .

خاطرات غربت(۲) (قسمتی از سختی های بخشی از غربای اهل جهاد امت، در کشور اشغال شده و دست نشانده پاکستان)

خاطرات غربت (قسمتی از سختی های بخشی از غربای اهل جهاد امت، در کشور اشغال شده و دست نشانده پاکستان)

به قلم: مجاهده غریب

کار روزانه ما لحظه‌شماری برای رفتن بود. شوقی وصف‌نشدنی چون پروانه‌ای در کنج قلب ما بال‌بال می‌زد. بعد از گذشت مدتی که برای ما اندازه گذر سال‌ها بود، دستور حرکت رسید. روزهای انتظار به پایان رسید و آماده سفر شدیم.
وقت حرکت امیر مقصد هجرت را تعیین کرد؛ سوی پاکستان.
خود را به مقر رساندیم و چند روزی آن‌جا اطراق نمودیم. در طی چند روز دیگر برادران مهاجر نیز از راه رسیدند. جمع ما کامل شد.
هوا بسیار سرد بود. چند روز دیگر دندان روی جگر گذاشتیم و انتظار کشیدیم تا هوا بهتر شود. دل تو دل‌مان نبود. هوا که بهتر شد سریع مشغول به کار شدیم. برادرها به چند دسته تقسیم شدند؛ یکی توشه راه را آماده می‌کرد، دیگری خشاب‌ها را پر می‌کرد. یکی مشغول تمیزکردن سلاح‌ها بود و یکی دست به‌دعا از الله طلب نصرت می‌کرد. آن‌یکی در حال تلاوت قرآن. برادر دیگر با صدای سحرآمیزش اشعاری حماسی می‌سرود تا اوقاتمان به‌سرعت بگذرد و انرژی ما بیشتر شود.

شب زود خوابیدیم تا سرحال رهسپار شویم. صبح با بانگ خروس و نوازش نسیم از خواب بلند شدیم. سمت مسجد رفتیم و سوی خالق قامت بستیم. با شوق هجرت و ذوق خدمت سر از پا نمی‌شناختیم. خود را به سرعت باد به محل استقرار رساندیم. کمربندهای خشاب‌دار را به کمر بستیم. چشم‌های ما از شادی برق می‌زد و لبخند از لب‌‌ها جدا نمی‌شد.
قبل از حرکت اندکی مشغول تلاوت شدیم. برادرهای محل اجازه نمی‌دادند تا دست به سیاه و سفید بزنیم؛ خود مشغول خدمت ما بودند. صبحانه را تدارک دیدند. چای خوش‌رنگ را مقابل ما گذاشتند و قمقمه‌های ما را پر از آب کردند. حتی بندهای کفش ما را ترمیم و درست کردند.

پرتوهای نور خورشید که بر دنیای ما تابید برای نماز اشراق بلند شدیم. وقت جدایی امیدی به برگشت نداشتیم؛ برای شهادت می‌رفتیم و ممکن بود این آخرین دیدار ما باشد.
آن میان چهره‌های گرفته و چشمان غمگین مردهای مقر را می‌دیدیم که به ما غبطه می‌خوردند. همراه امیرها برای بدرقه ما آمدند. بعد از گفتگوی کوتاه و نصایح تأمل‌برانگیز، دعای خیر خود را همراه ما کردند. با برادران خداحافظی کردیم و راه افتادیم.

میان راه نشیدهای حماسی را زمزمه می‌کردیم و خاطرات جهاد افغانستان را تعریف می‌کردیم. آن روز تا نیمه‌‌های شب با موتور در راه بودیم. تنها برای نمازها توقف می‌کردیم. خسته بودیم. نصف شب بود به یک مسافرخانه که چند کیلومتری مرز بود رسیدیم.
دو روز بعد وقت عصر خود را به خط مرز رساندیدم. امیر گفت «شما اینجا باشین تا ما بریم برج‌های دشمن رو با دوربین شب چک کنیم.»
اطاعت کردیم. کنار خط مرزی، بالای سر ما نورافکن‌ها در حال چرخش بود. دست به دعا بودیم که امیر صدایمان زد. رفتیم.
امیر و همراهانش سیم‌خاردارها را برای عبور قطع کرده بودند. سعی کردیم بدون جلب توجه از آنجا بگذریم. آن مسیر برای خود پل صراطی بود. با گذشتن چند برادر شلیک‌ها شروع شدند. بی‌توجه‌ به گلوله‌باران‌ خودمان را به رودخانه رساندیم. آن‌جا منتظر باقی دوستان ماندیم. تا همه جمع شدند، باز حرکت کردیم.
وسایل سنگین مهمات، توان راه رفتن را از ما ربوده بود. با ملولیت پیش می‌رفتیم. تا رسیدن به مقصد هر ثانیه خطر در کمین ما بود. درون غار کوهی جایی را برای رفع خستگی اختیار نمودیم. ساعتی خوابیدیم. نوازشِ نسیم سحرگاه جانی تازه به تن‌های بی‌رمق مجاهدین دمید، با قوت برای نماز صبح برخاستیم.

از هر سمت بوی کمین و فتنه دشمنان به مشام می‌رسید. همه‌ی راه‌ها در اختیار آن‌ها بود. سختی راه بسیار بود. هرلحظه ممکن بود دشمن از راه برسد. گرسنگی و تشنگی، خشکی و هوای گرم بیابان دل‌ها را می‌فشرد. آرامش ما تنها با یاد الله بود.
به‌جای استراحت شب‌ها راه می‌رفتیم و روزها میان کوه‌ها سپری می‌کردیم. لب‌ها از تشنگی خشک می‌شد و ترک برمی‌داشت. چشم‌ها از گرسنگی دودو می‌زد. پاها با پیاده‌روی‌ها تاول زده بود.

وقتی پاهای زخمی خودم و مجاهدان را می‌دیدم به یاد غزوه ذات‌الرقاع می‌افتادم. مجاهدان مانند یاران پیامبرﷺ پارچه‌های خود را پاره می‌کردند و به پای خود می‌بستند، تا راحت‌تر بتوانند راه بروند، و تاول‌ها و زخم‌ها اذیت‌شان نکنند.
آذوقه ما فقط چند عدد خرما همراه با آب بود. بالاخره بعد از گذشت چند شب به شهری به‌نام “وانا” در وزیرستان جنوبی رسیدیم. آن‌جا خانه‌ای را برای خود پایگاهی درست کردیم و مستقر شدیم.
وقت استراحت از آبله‌های آب می‌چکید. آن‌ها را مداوا کردیم.

ان‌شاءالله ادامه دارد.

قیاس عبدالحمید زاهدان در برخورد با مخالفین حکومت، یزید معیار برای مقایسه شدن است یا…؟

قیاس عبدالحمید زاهدان در برخورد با مخالفین حکومت، یزید معیار برای مقایسه شدن است یا…؟

به قلم: براهندک بلوچ

«يَربوع» که شبيه موش صحرايی يا راسو است یک درِ معمولی و آشکار برای رفت و آمد خودش دارد. اما در کنار این درِ محل رفت و آمد خود، از طریق تونل هایی که در خانه اش زده در یک نقطه یا نقاط دوردست تری، در یا درهای دیگری هم برای احتیاط می کند. این درهای احتیاطی را طوری به سمت سطح زمین می کند که سوراخ نشود، بلکه یک قشر نازک باقی می گذارد، نه آن قدر نازک که خود قشر خراب شود و پایین بیاید، بلکه در این حد که اگر روزی خطری از در آشکار (که همه می دانند) پیدا شد، او بتواند با سرش محکم به این قشر بزند و آن را خراب کند و فرار نماید. این که از این درِ آشکار و شناخته شده وارد می شود، اما  از آن درِ پنهانی خارج شود، عرب به این می گوید: نافقاً؛ یعنی یک راه مخفی درونی پوشیده … . عده ای هم گفته اند که: نام سوراخ مخفی يربوع «نافقاء» است که کلمه ی «منافق» هم از همین واژه گرفته شده است.

دارودسته ی منافقین یا سکولار زده ها نیز، دو در و دو راهرو برای خودشان قرار داده اند؛ یک درِ ورودی که ظاهری است و به راهرو و تونل اصلی باز می شود که اسلام است؛ و یک راهرو و تونل انحرافی و پنهان دیگری که دارای یک درِ خروجی است که باید فرض کنیم درِ پنهانی، احتیاطی و اصلی است که برای روز مبادا و برای خودش نگه داشته است.

مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی امام جمعه مسجد مکی زاهدان مدتهاست با روش «یکی به نعل میزنه یکی به میخ» سخنان راست و دروغ و ضد و نقیضی را بیان کرده که همیشه یک راه دررو برای خودش گذاشته است؛ ابتدا سم خودش را در دفاع از سکولاریسم و سکولاریستها و ضربه زدن به حاکمیت بر دارالاسلام می ریزد و بعد با غوغاسالاری و شعار دادن و داستان سرائی و زبان بازی یک راه در رو برای خودش می گذارد،  غیر از سرگردانی برای مریدانش و آماده سازی آنها برای خدمت به احزاب و گروههای سکولار و غیر سکولار و غیر از خوراک تبلیغاتی برای رسانه های کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار و مرتد محلی و دارودسته ی منافقین بومی  خیری برای مردم ستمدیده و سرگردان بلوچ حنفی مذهب در بر نداشته است.

این مولوی در سخنان خود اصلاً توجهی به منهج اهل سنت و جماعت در مسائل مختلف عقیدتی و اصلاحی و بخصوص در مساله ی امر به معروف و نهی از منکر ندارد و مثلاً به صراحت اعلام می کند که اشکالی ندارد ما دارای حاکمیتی لائیک باشیم و یک لائیک مسئول حکومتی ما باشد و  در (۱۹ خرداد ۱۴۰۲ش) هم اعلام می کند: ایران کشور یک قشر و قوم و مذهب و حتی کشور فقط اسلام نیست… فکر مذهبی جواب نمی‌دهد. اگر اهل‌سنت گمان کند که این کشور متعلق به اهل‌سنت است یا شیعه گمان کند که این کشور متعلق به شیعه است این تفکر جواب نخواهد داد، بلکه باید فکر انسانی و فکری بالاتر از مذهب داشته باشیم…. اگر بنده به جای شما بودم از صندلی خودم پایین می‌آمدم و در کنار مردم می‌ایستادم و خود را در اختیار عقلای قوم و مردم می‌گذاشتم.”

اسلام از شیعه و سنی تشکیل شده است، فکر انسانی بالاتر از اسلام چیست که این مولوی برای آن دعوت می دهد؟ سکولاریسم است که شب روز برای پیروی از حقوق بشر سکولاریستی  نعره می زند. آیا حکم کسی که این سخن را بگوید در منهج اهل سنت و جماعت چیست؟

در نماز جمعه ۶ مرداد ۱۴۰۲ ش هم گفت: «یزید تمام این جنایات را برای بقای حکومت خود مرتکب شد.. برای بقای حکومت نباید مردم کشته شوند» از این جنایت یزید فاسق فاجر به این نتیجه ی کلی می رسد که : حکومت، دنیاست و دنیا ارزش ندارد که انسان به‌خاطر آن مخالفان خود را بکشد… اگر مردم بخواهند یک مسئولی نباشد حق با مردم است. ببینید مردم چه می‌خواهند. رضایت پروردگار در رضایت مردم است.”

یعنی به نظر شما در زمان ابوبکر صدیق که آنهمه مردم مرتد شدند به گونه ای که امام نسائی در فرموده‌ای می‌آورد که: «ارتدَّتِ العربُ» [۱]عرب مرتد شدند یا کسی چون ام المومنین عایشه رضی الله عنها می گوید:«ارتدَّتِ العربُ قاطبةً»[۲] عرب همگی مرتد شدند و عمر بن خطاب می گوید: إِنَّ الْعَرَبَ قَدِ ارْتَدَّتْ عَلَى أَعْقَابِهَا کُفَّارًا.[۳] قطعاً عرب مرتد گشته اند بر راه پیشنیان کافرشان، یا امام ابن خُزَیمه ی نیشابوری (۲۲۳ -۳۱۱ق) می‌ گوید: «ارتدَّ عامَّة العرب» یعنی عرب به شیوه ای عمومی‌ مرتد شدند؛ آیا دستور رسول الله صلی الله علیه وسلم به جنگ با این مرتدین و کار ابوبکر و اجماع صحابه در جنگ با جبهه ی مرتدین اشتباه بود؟  یا به نظر شما در خروج و قیام اغتشاشگران بر علیه عثمان بن عفان حق با آن مردم بود؟ یا در اهل بغی شدن معاویه و آنهمه کشت و کشتار با دو خلیفه ی راشد یعنی علی بن ابی طالب و حسن بن علی باز حق با معاویه بود؟ مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ (قلم/۳۶) شما را چه شده؟ چگونه شما (این چنین) حکم (ظالمانه) می‌کنید؟

اینکه به صورت کلی می گوئی: «رضایت پروردگار در رضایت مردم است» دقیقاً سخن ماکیاولی است که می گفت:”هدف وسيله را توجيه مي كند”، و شعارش این بود”صدای خلق صدای خداست” و خشنودی خداوند را در خشنودی مردم است.  

اما الله تعالی تنها قانون شریعت خودش را حق می داند نه اکثریت و اقلیت را و می فرماید: وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ ۚ(انعام/۱۱۶) ‏اگر از اکثر مردم  پیروی کنی، تو را از راه خدا دور می‌سازند . و می فرماید: وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ ۚ (مومنون/۷۱) ‏اگر حق و حقیقت از خواستها و هوسهای ایشان پیروی می‌کرد (و جهان هستی بر طبق تمایلاتشان به گردش می‌افتاد) آسمانها و زمین و همه کسانی که در آنها بسر می‌برند تباه می‌گردیدند (و نظم و نظام کائنات از هم می‌پاشید) .


[۱] النسائی ۳۰۹۴ صححه الالبانی

[۲] ابن عساکر، تاریخ دمشق ۳۰/۳۱۱

[۳] واقدی، کتاب الرده  ۱/۵۱

خاطرات غربت(۱) (قسمتی از سختی های بخشی از غربای اهل جهاد امت، در کشور اشغال شده و دست نشانده پاکستان)

خاطرات غربت(۱) (قسمتی از سختی های بخشی از غربای اهل جهاد امت، در کشور اشغال شده و دست نشانده پاکستان)

به قلم: مجاهده غریب

“مقدمه”

در میان فریادهای جهانیان نورهای چشم‌گیری خواهد درخشید. فروغی که آفتابِ درخشان و مهتاب نقره‌فام ایامِ جور و ستم شوند. به امیدِ طلوع آن انوار خواهیم نشست تا به دیده سر بنگریم که ابرهای انبوه و دلگیر کنار رفته و صبحگاه دیگری دمیده است.

بار دیگر جهان ما با مردانی خوش‌سیما و با سجایای زیبا خواهد درخشید، که با فطرت دست‌نخورده خود لکه‌های ننگین و شرمساری را از روی اوراق‌ تاریخ محو می‌کنند. دلاورانی که دنیا را با حکم الهی زیر سنجش حق و عدالت قرار می‌دهند. انسان‌ها را زیر بیرق توحیدی گرد هم خواهند آورد و جهان شیطان‌صفتان را به زورآزمایی با خود دعوت می‌کنند.

باردیگر سربازانی پا بر عرصه زمین می‌گذارند که دست از جان شسته‌اند. گمنامانی که به الله قسم‌خورده‌اند تا برای مردانه زیستن و با غیرت خفتن از خون خود مایه بگذارند. از زندگی خود بگذرند تا با خلافت راستین ابوبکر و با عدل عمر، شریعت الله را در دنیا جاری کنند.

غیورانی از تبار بهادرهای امت که پا در رکاب قعقاع و مُثنیٰ و خالد گذاشته‌اند. شمشیر حیدر به دست گرفته‌ و سوار بر اسب صلاح‌الدین هستند و پیش می‌روند.
آنانی که از جانِ جهان می‌گذرند، به موج‌های دریا، کوه‌های دشت‌ها و ریگ‌های بیابان می‌زنند تا در راه جانان خطی خوش با خون خود بنگارند که اسلام دین حق و حقیقت است.

آسمان و زمین گواه هستند مردانی که درس جهاد و قتال را از اصحاب نقش‌گرفته و حماسه می‌آفرینند هنوز موجوداند. آن‌هایی که صحنه‌هایی برای معاصران به نمایش می‌گذارند تا بدانند این امت هنوز زنده و قلب تپنده‌ای برای زورآزمایی با دنیای کفر دارند.

داستانی که در پیش روی شماست، خاطرات چند قسمتی از سختی‌های جهاد غربای_امت در کشور پاکستان است. این خاطرات با این هدف به تحریر درآورده‌ شده تا بدانید که انسان‌های نیک‌اندیش و با غیرت، قدم‌روی نقش یاران سینه‌چاک نبی‌اکرمﷺ در راه الله جان می‌گیرند، در نهایت جان می‌دهند تا قطرات خون آن‌ها گواه بر خدمت آن‌ها به اسلام باشند، تا لکه‌ی ننگِ بی‌غیرتی را از چهرهٔ خود و امت برکنند.

انسانیت یعنی چه؟ مولوی عبدالحمید اسماعلی زهی زاهدان برای چه چیزی زمینه سازی می کند؟

انسانیت یعنی چه؟ مولوی عبدالحمید اسماعلی زهی زاهدان برای چه چیزی زمینه سازی می کند؟

به قلم: عبدالرحمن براهوئی (بلوچ)

اگر به تمام فرهنگ لغتهای دنیا مراجعه کنید متوجه می شوید که انسانیت یا همان انسان گرائی ترجمه ی اومانیسم Humanism)) یا انسان محوری به جای الله محوری است. انسانیت یا انسان محوری یعنی : جایگزینی برای ادیانی که به خدای ماوراء طبیعی و زندگی در آخرت اعتقاد دارند.( The Humanist Magazine). در این دیدگاه خداباوری نقشی ندارد و دیدگاه‌های ماوراء طبیعی از واقعیت را نمی‌پذیرد (انجمن بین‌المللی انسان‌گرایی) در این دیدگاه اصالت بر خواسته های نفسانی انسان است نه خواسته های خدا و دین اسلام یا یهودیت و غیره .

دقت داشته باشیم که: اومانیسم یا انسان محوری یا انسانیت زیر بنای عقیده ی سکولاریستهاست و سکولاریسم بر اساس این عقیده پایه ریزی شده است؛ و در میان مسلمین توسط سه دسته مورد استفاده قرار می گیرد:

  1.  احزاب سکولار و مرتد که دقیقا منظور خود را صادقانه بیان می کنند و دنبال کنار زدن قوانین دین اسلام از حاکمیت هستند
  2. ۲-     دارودسته ی منافقین میان طیفهای مختلف عوام و خواص جامعه که همین اهداف را دارند اما چون چند چهره و بی غیرت و موزی هستند صادقانه آنرا بیان نمی کنند و ما تنها از روی ظاهر عملی آنها و بخصوص از روی سخنانشان می توانیم هدف واقعی اینها را بشناسیم .الله تعالی می فرماید: وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِی لَحْنِ الْقَوْلِ (محمد/۳۰) تو قطعاً آنان را از روی طرز سخن و نحوه گفتار می‌شناسی.

یعنی همچنانکه از روی ظاهر صورت دارودسته ی منافقین و از روی اعمال و سخنان دارودسته ی منافقین می توانیم آنها را به سادگی تشخیص دهیم به همین شکل و خیلی ساده تر می توانیم مومنین را نیز تشخیص دهیم؛ این شناخت، یک ضرورت ابتدائی برای هر مومنی است.

  • عوام الناس جاهل و نا آگاهی از میان مومنین که  منهج صحیح اسلامی را نمی دانند و خیال می کنند انسانیت یعنی اخلاق عمومی و هر چیز خوبی که خدا به آن راضی است و یا حتی اخلاق عقیدتی که در شریعت الله وجود دارد .

حالا صرفنظر از ظاهر زندگی مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی و صرفنظر از دروغها و اتهاماتی که به الله و پیامبران و اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم زده، تنها با بررسی چند سخن از سخنان این خطیب مسجد مکی زاهدان شما خودتان بگوئید این شخص جزو کدام دسته است و برای چه چیزی زمینه سازی می کند؟ برای حاکمیت بر اساس شریعت الله و حاکمیت مذهب حنفی مردم بلوچستان یا برای حاکمیت مذهب شافعی مردم کُردستان یا برای اومانیسم واقعی و حاکمیت سکولاریسم؟

  • ۶خرداد ۱۴۰۱(نماز جمعه)  ما باید برای انسانیت اشک بریزیم و غمخوار باشیم.
  • –         11شهریور ۱۴۰۱ (نماز جمعه) برای ما شیعه و سنی و حتی مسلمان و غیر مسلمان هیچ تفاوتی با هم ندارند. ما به انسانیت معتقدیم.
  • –         14آبان ۱۴۰۱ (جمع جوانان طوایف مختلف در مسجد مکی) بهائیان، دراویش، مسیحیان، مذاهب، اقوام و ادیان مختلف  که در انسانیت و وطن با ما شریک هستند باید برابر دیده شوند.
  • –         5آبان ۱۴۰۱ (دیدار با سران طوایف در مسجد مکی) تنها روی مذهب فکر نمی کنیم، روی انسانیت فکر می کنیم، همه نیاز به آزادی و حرمت داریم.
  • –         9دی ۱۴۰۱ (نماز جمعه) هر ایرانی حق انسانی دارد. ما باید حقوق بشر را رعایت کنیم . ما به انسانیت فکی می کنیم.
  • –         23دی ۱۴۰۱ (نماز جمعه) ما به انسانیت فکر می کنیم
  • –         28بهمن ۱۴۰۱ (نماز جمعه) همه اقوام و مذاهب و انسانها در حقوق مساوی هستند و اصل، انسانیت است و به انسانیت فکر می شود.
  • –         17اسفند ۱۴۰۱ (دیدار با طایفه شه بخش) ما فقط طرفدار حق و حقوق قوم یا مذهب خود و حتی فقط طرفدار مسلمانان نیستیم، بلکه برای ما انسانیت مطرح است و معتقدیم کسی که حتی خدا را هم قبول ندارد حق و حقوقی دارد.
  • –         19اسفند ۱۴۰۱(نماز جمعه)انبیاء بر انسانیت تاکید کردند
  • اسفند۱۴۰۱ (نماز جمعه): الله تعالی انسان را برای نفع رسانی به انسانیت و مخلوقات آفریده است
  • –         4 فروردین ۱۴۰۲(نماز جمعه) برای ما مذهب و تنها دین مطرح نیست؛ دین مهم است اما برای ما انسانیت مطرح است.
  • –         21 فروردین ۱۴۰۲ (در ضیافت خانواده ی کشته شده های جمعه خونین زاهدان)امروز مردم بلوچستان ما جدا از تفکرات قومی و مذهبی به اسلام و انسانیت فکر می کنند، آنچه مهم است انسانیت است.
  • –         25فروردین ۱۴۰۲(نماز جمعه زاهدان) اسلام اعتدالی به انسانیت می اندیشد
  • –         28 فروردین( در اعتکاف مسجد مکی) انسانیت خیلی مهم است؛ اگر شخص تورات و انجیل و زبور و قرآن را با خود به همراه داشته باشد اما انسانیت نداشته باشد  هیچ فایده ای ندارد.
  • –         12 اریبهشت ۱۴۰۲ (در دیدار علمای سرباز  و راسک)برای ما شیعه و سنی و مسلمان و غیر مسلمان تفاوتی ندارد . برای ما حق و انسانیت مهم است .
  • –         14 اردیبهشت ۱۴۰۲ (دیدار با مولوی های سیستان) معتقدیم آزادی های هایی را که اسلام و قوانین بین المللی به انسانها داده اند و آزادی هایی که شایسته ی  انسانیت هستند به بشر داده شوند.
  • –         22 اردیبهشت ۱۴۰۲ (نماز جمعه) اگر شفقت و مروت و انسانیت در وجود یک انسان نباشد نشانه آن است که ئر زندگی این انسان دین وجود ندارد
  • –         28 اردیبهشت ۱۴۰۲ (دیدار با مولوی های کورین و..) ما به انسانیت فکر می کنیم
  • –         12 تیر ۱۴۰۲(دیدار با مولوی های خاش و..) ما نیز باید به انسانیت بیاندیشیم و برای منافع همه مردم دنیا فکر کنیم.
  • –         23 تیر۱۴۰۲ (نماز جمعه)  ما به اصل اسلام و به همه ی مسلمانان و به اصل انسانیت و حقوق تمام انسانها می اندیشیم … اساس دارالعلوم زاهدان بر این است که در آن برای انسانیت فکر می شود. … صحابه با بنای تمدن جدید به انسانیت خدمت کردند
  • –         30 تیر ۱۴۰۲ (نماز جمعه) خلفای راشدین به انسانیت می اندیشیدند
  • –         6 مرداد ۱۴۰۲ (نماز جمعه): امام حسین به انسانیت درس شجاعت و شهامت و آزادگی دارد