مسیر نجدی های  اجناد القوقاز و جماعه الالبان سرانجام نجدی های گروهک مُلا فتاحی در ادلب سوریه

مسیر نجدی های  اجناد القوقاز و جماعه الالبان سرانجام نجدی های گروهک مُلا فتاحی در ادلب سوریه

به قلم: مجاهد مهاجر

اواخر پائیز پارسال (۱۴۰۱ش) بود که یکی از متحدین دارودسته ی جولانی تحت عنوان “اجناد القوقاز” (سربازان قفقاز) از  پایگاههای خود  واقع در منطقه ​”جسر الشغور” در حومه جنوب غربی ادلب و حومه شمال شرقی لاذقیه  ناپدید شد؛ امنی های جولانی در این زمینه سکوت کرده بودند و حتی دیگران را نیز از خبرگیری در این زمینه نهی می کردند تا اینکه چند روز گذشته در ویدیویی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، عبدالحکیم الشیشاني رهبر “اجناد القوقاز” را دیدیم که در شهر باهموت اوکراین در صفوف ارتش کفار سکولار اوکراین با ارتش سکولار روسیه در حال جنگ است.!

در گرماگرم همین خبر بودیم که دارودسته ی جولانی در بیانیه‌ای اختصاصی به «القدس العربی» خبر خروج گروه نجدی آلبانیایی «جماعه الالبان» از ادلب و اطراف آن به اوکراین را تأیید کرد و سایر رسانه ها نیز بیان کردند که این گروه نجدی متحد جولانی به نمایندگی از آمریکا و ناتو ادلب را به سمت اوکراین برای جنگ با نظامیان روسیه ترک کرده اند.

«جماعه الالبان» در سال ۲۰۱۲ در ادلب از گروهی از  عناصر «آلبانی»، «کوزوو»، «مقدونیه » و «دره پرشوو» در جنوب صربستان تأسیس شد. این  جماعت نجدی توسط «عبدالجشاری»  ملقب به (ابو قتاده آلبانی) که در اسکوپیه، پایتخت مقدونیه شمالی به دنیا آمد، اداره می‌شود.

در این نقل و انتقالها دو نکته ی بسیار مهم وجود دارد:

  1. حضور دارودسته ی جولانی در جنگ اوکراین به نمایندگی از آمریکا و ناتو و از کانال حکومت سکولار ترکیه پس از دیدار ابومحمد جولانی در منطقه «الشغر» در شمال شهر جسرالشغور در ریف غربی ادلب با  رهبران مهاجرین چچنی، روسی و اویغوری و … .
  2. روش خرج نمودن و اخراج مهاجرین موجود در ادلب و اطراف آن توسط دارودسته ی جولانی که در نتیجه ی سیاستهای چندگانه ی جولانی و فشار سیستماتیک به مهاجرین و گروههای مهاجر و خارجی توسط دارودسته ی جولانی است. 

حکومت سکولار ترکیه که متحد امنیتی رژیم صهیونیستی و آمریکا و از اعضای فعال ناتو است طرفی است که بر انحلال و خرج این گروههای مهاجر در شمال سوریه به عنوان اولین قدم در انهدام تمام مخالفین نظام بشار اسد نظارت می‌کند و این روند در حال انجام است. جولانی به عنوان جاسوس ترکیه (به گواهی شیخ ابومحمد مقدسی و …) این گروههای مهاجر را مجبور به انحلال سازمانشان کرده است و مجبورشان کرده است که زیر پرچم او باشند و…

البته دسته هایی از این گروههای مهاجر که می دانند در حال فروخته شدن توسط جولانی هستند به صحرای سوریه  رفتند و برخی از آن‌ها هم به گروه دوله (داعش) ملحق شده اند.

این سرانجام حتمی تمام مهاجرینی است که سرنوشت خودشان را به جولانی (جاسوس عصر) سپرده اند؛ یا جهاد فی سبیل آمریکا و ناتو، یا ملحق شدن به جماعت دوله(داعش) یا سرزدن به بیایانهای سوریه  یا اگر تحت تعقیب نباشند سکونت در ترکیه و اورپا و آمریکا.

این مسیر آینده ی حتمی گروهک نجدی مُلا فتاحی و امثال او در ادلب سوریه است؛ البته اگر قبل از آن به شیوه های مختلفی توسط امنی های جولانی و متحدین آنها چون هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا و ناتو ترور و حذف فیزیکی نشوند و یا به شیوه های مختلفی فروخته نشوند.

جهالت فرقه ی نجدی دوله (داعش) در انتخاب مسیر رفتن به بهشت

جهالت فرقه ی نجدی دوله (داعش) در انتخاب مسیر رفتن به بهشت

به قلم : عبدالحمید نورزایی ( با اضافاتی توسط فضل احمد هراتی)

گروه دوله (داعش) یکی از فرقه های نجدی است که از تفکرات محمد بن عبدالوهاب و علمای دعوت نجد پیروی می کند .

جالب است بدانید که :

  • نجدی های ترکستان شرقی  چینی های اشغالگر را رها می کنند و می ایند تا چینیها را در افغانستان بکشند وخود را منفجر کنند ….
  • نجدی های کشورهای دست نشانده و سکولار می آیند تا در افغانستان اسلام را اجرا کنند و خود را منفجر کنند….
  • نجدی ها ازتاجیکستان با حکومتی سکولار و وحشی می ایند تا برای رفتن به بهشت و برپایی حکومت اسلامی خود را در افغانستان منفجر کنند…
  • نجدی ها از مراکز فساد و فحشا لاهور و پنجاب حکومت سکولار و مزدور پاکستان رد میشوند تا با انفجار خود در کابل شریعت اسلام را تطبیق کنند …
  • نجدی ها از پایګاه نیروههای امریکایی رد میشوند تا خود را در مساجد شیعیان افغانستان منفجر کنند …
  • نجدی ها طالبان را مرتد میدانند چون شیعیان را اجازه داده تا در حکومت نقش افرینی کنند و چرا امنیت و اسایش شهروندان شیعه را تامین کرده اند….
  • نجدی ها حکومتهای سکولار و جنایتکار ترکیه و تاجیکستان و آذربایجان را رها می کنند و از کنار آنها به سلامتی عبور می کنند تا خود را به شاهچراغ شیراز برسانند و در انجا مسلمین زن و مرد و پیرو وجوان غیر مسلح و نمازگذار را قتل عام کنند.

این پاره ای از از تفکرات مسموم نجدیت به صورت عام در مورد مسلمین مخالف خودش و تفکرات خاص فرقه ی نجدی دوله (داعش) در مورد مسلمین مخالف خودش است.

این مسیری است که نجدیت برای رفتن به بهشت برای خودش انتخاب کرده است، با مشغول کردن خود به مسلمین و ضربه زدن به اهل دعوت و جهاد در میان مومنین و رها کردن کفار اصلی و مرتدین سکولار محلی.

نجدیت با برداشت اشتباهی که از مشرک و مشرکین و عبادت و بدعت و توحید و شرک و… دارد و با برداشتن عذرهای معتبر برای مسلمین از زمان پیدایش آن تا کنون به همین شکل مسیر رفتن به بهشت را وارونه انتخاب کرده اند. 

دغل بازی و دروغپراکنی رسانه ای فرقه نجدی دوله (داعش) در برابر ا.ا. افغانستان (۲٫ طالبان و موسیقی)

دغل بازی و دروغپراکنی رسانه ای فرقه نجدی دوله (داعش) در برابر ا.ا. افغانستان (۲٫ طالبان و موسیقی)

به قلم: کیوان مریوانی

گفتم که معمولاً دروغ به عنوان یک مکانیسم دفاعی از سوی کسانی استفاده می شود که شرایط را برای خود نامناسب می بینند مثلاً از چیزی می ترسند یا منافعشان در خطر می افتد و در تضاد منافع با دیگران می افتند.

رسانه های فرقه نجدی دوله (داعش) که اکثراً بزرگان اهل علم خود را یا به دلیل کشته شدن یا ریزش و جدائی از دوله از دست داده اند و هم اکنون در فضای مجازی توسط مفتی های اناشید و نفوذی های سایبری از سازمانهای جاسوسی دشمنان اداره می شود از دروغ به عنوان یک سیستم دفاعی جهت حفظ منافع خودش استفاده می کند.

یکی دیگر از دروغهائی که نشر داده اند این است که وزیر امور خارجه ی ا.ا.افغانستان گفته ما با موسیقی مشکلی نداریم و آزاد است در حالی که: وزارت امر به معروف و نهی از منکر امارت اسلامی اجرای موسیقی در اماکن عمومی مثل تالارها یا هر جائی که برای همسایگان مزاحمت ایجاد کند را ممنوع کرده اند و حتی اعلام کرده است که هیچ مردی حتی داماد حق ورود به تالار مختص زنان را ندارد.

حالا خبرنگاری پاکستانی به زبان پشتو از امیرخان متقی سوال می کند: فرهنگ ما پشتونها موسیقی دوست داردسیاست شما خاصتا در مورد موسیقی چه هست؟ امیر خان متقی هم با کنایه و خنده می گوید: اگر در خیبرکه هست مشکلی که ندارید؟  یعنی این سیاست ممنوعیت موسیقی فقط در امارت اسلامی ممنوع است اما در خیبر پختوخواه پاکستان که آزاد هست و وجود دارد شما که مشکلی ندارید.

حالا به نظر شما این مجازی های دوله (داعش) دست از دروغگوئی برمیدارند و شرمنده می شوند؟

اینها با قیچی کاری و سوء استفاده از جهل مخاطبین خود به زبان پشتو به سادگی دروغ می گویند. آیا اینها سایبریهای نفوذی دشمنان هستند یا مشتی جاهل احمق که کلیپهای قیچی کاری شده ی جبهه ی مرتدین احمد مسعود را کورکورانه بازنشر می کنند؟

لطفا به شعور خودتان احترام بگذارید و از دروغ و دروغگویان پرهیز کنید.    

روح و مفهوم توحید از نگاه سید علی حسینی خامنه ای رهبر دارالاسلام و اهل جماعت ایران

روح و مفهوم توحید از نگاه سید علی حسینی خامنه ای رهبر دارالاسلام و اهل جماعت ایران

بِسْمِ ٱللّهِ ٱلرَّحْمنِ ٱلرَّحِيم

نحن قوم ابتعثنا الله لنخرج من شاء من عبادة العباد إلى عبادة الله، ومن ضِيق الدنيا إلى سعَتَها، ومن جَوْر الأديان إلى عدل الإِسلام، فأرسلنا بدينه إلى خلقه لندعوهم إليه؛ فمن قبل ذلك قبلنا منه ورجعنا عنه، ومن أبى قاتلناه أبداً حتى نفضيَ إلى موعود الله.[۱]

یک وقت شما در یک راهی دارید می‌روید؛ با یک رفیقی، با یک همسفر و همگامی، در یک راهی دارید حرکت می‌کنید و می‌روید، با همدیگر بحثتان می‌افتد. شما می‌گویید که آقا، زمین‌های دو طرف این جاده به نظر من شوره‌زار است، اصلاً در اینجا محصولی به دست نمی‌آید. او می‌گوید نه آقا، زمین‌های دو طرف این جاده اتفاقاً آمادگی کاملی دارد برای کشت فلان چیز. شما می‌گویید، او می‌گوید؛ شما دلیل می‌آورید، او دلیل می‌آورد؛ خب، این بحث چقدر اهمیت دارد؟ دارید می‌روید دیگر. اتومبیل آقایان با سرعت صدوبیست دارد از این جاده رد می‌شود. نه الآن بناست بنشینید آنجا خاکش را آزمایش کنید، نه بناست یک تکه از این زمین‌ها را بخرید تا بعد بیایید اینجا چغندرکاری کنید، نه بناست استشهاد و استعلامی را که درباره‌ی این زمین‌ها می‌شود جواب دهید، هیچ اثری برای شما ندارد این سؤال و جواب. همین اندازه پاسخی‌ست به یک سؤال، جوابی‌ست در مقابل یک مطلبی که مطرح شده است و بس، هیچ چیز دیگری نیست. اگر چنانچه شما گفتی و ثابت کردی که این خاک‌ها لم‌یزرع و بی‌حاصل است، یا او ثابت کرد که نه‌خیر، اینجاها چغندر بسیار عالی و جالبی درمی‌آید و سبز می‌شود؛ هر کدام از شماها که حرفتان را ثابت بکنید، راهتان، کارتان، حرکت کنونی‌تان تغییری پیدا نمی‌کند. این‌جوری نیست که اگر ثابت شد لم‌یزرع است، بگویید خب، حالا که لم‌یزرع است پس برگردیم، نه‌خیر؛ به اینجا کاری نداشتید، یا اگر ثابت شد که اینجا حاصل‌خیر است، بگویید خیلی خب، حالا که حاصل‌خیز است، بیا دو رکعت نماز پای این زمین حاصل‌خیز بخوانیم، نه‌خیر؛ هیچ تأثیری ندارد. اگر شما غالب بشوید و ثابت کنید حرفتان را، او غالب بشود و ثابت کند حرفش را، هیچ‌گونه تأثیری در حرکت شما، در این سفری که دارید می‌روید، در آینده‌ی شما، در رفاقت شما، در هیچی ندارد. این یک‌جور بحث، یک‌جور سؤال، یک‌جور پاسخ به یک سؤال.

یک وقت هست که شما دو نفر، در ماشین نشستید، همین ماشین با همین سرعت در همین جاده دارد حرکت می‌کند، یکهو رفیقتان می‌گوید که به نظر من این جاده‌ای که ما داریم می‌رویم، می‌رسد به شمال، در حالی که هدف شما جنوب است. شما می‌گویید نه‌خیر آقا، این جاده‌ای که ما داریم می‌رویم، می‌رسد به جنوب. او می‌گوید نه، شما می‌گویید نه؛ این بحث بین شما دو نفر درمی‌گیرد. اگر او ثابت کند حرفش را، سر ماشین را باید برگرداند، از این طرف باید رفت، این طرف کاری نداشتی. اگر شما ثابت کنید حرفتان را، با همین رویه، با همین روش، بلکه یک خرده هم تندتر، بایستی راهتان را بگیرید و پیش بروید. الآن همین دودلی میان شما و دوزبانی که به وجود آمد، اولین اثرش این است که راننده پایش می‌رود روی ترمز، یک خرده شلش می‌کند؛ ببینیم حالا کجا می‌رویم، بالاخره به مقصد می‌رسیم یا نمی‌رسیم. این را می‌گویند سؤال و جوابی و بحثی که پاسخ آن بحث و نتیجه‌ی آن بحث، تعیین‌کننده است. بحث توحید این‌جوری است.

ادامه خواندن روح و مفهوم توحید از نگاه سید علی حسینی خامنه ای رهبر دارالاسلام و اهل جماعت ایران

واکنش تحریک طالبان پاکستان به اظهارات اخیر شورای امنیت سازمان ملل!

واکنش تحریک طالبان پاکستان به اظهارات اخیر شورای امنیت سازمان ملل!

در گزارش اخیر شورای امنیت سازمان ملل متحد ادعا شده است که گویا تحریک طالبان پاکستان توسط “گروه های تروریستی بین المللی” برای از بین بردن محدودیت های امارت اسلامی افغانستان استفاده می شود. همچنین در این گزارش تلاش ناموفقی برای اثبات روابط تحریک طالبان پاکستان با “القاعده” و “جنبش اسلامی ترکستان” صورت گرفته است.

در این گزارش ادعای قابل جلب توجه اینست که خطر ادغام تحریک طالبان پاکستان با داعش وجود دارد، به همین دلیل امارت اسلامی بالای آنها محدودیت ها وضع نمی نمایند، همه ای این ادعاها بی اساس و به دور از واقعیت است.
تحریک طالبان پاکستان می خواهد به شورای امنیت سازمان ملل متحد بفهماند که به جای گزارش بر اساس شواهد جعلی و ادعاهای دور از واقعیت، باید در سیاست دو رویه دولت پاکستان تجدید نظر کند و از درگیر شدن در فکر شیطانی آنها خود داری نماید.

تحریک طالبان پاکستان یک تحریک آزاد، مستقل و انقلابی که استوار به اصول، قوانین، و اندیشه های خود است که اهداف آن بسیار روشن است. تحریک طالبان پاکستان نیازی به روابط با هیچ سازمان و کشوری ندارد. الحمدلله
به همین دلیل از سازمان ملل می‌خواهیم که اقدامات تحریک طالبان پاکستان و مسائل مربوط به آن را از دید متعصب پاکستان نه بیند، بلکی حقائق را از نزدیک بررسی کند، ما بسوی به دست آوردن حقوق خود میرویم. إن شاء الله تعالی
بنابراین به سازمان ملل لازم است قبل از بحث در این مورد، افکار، قوانین و اعلامیه های تحریک طالبان پاکستان را به دقت مطالعه کنند.

محمد خراسانی
سخنگوی تحریک طالبان پاکستان

۱۰/ محرم الحرام/ ۱۴۴۵ھـ ق
۲۸/جولای/۲۰۲۴م

علل نفوذ غلات در جریان شیعه ی علوی

علل نفوذ غلات در جریان شیعه ی علوی

 به قلم: خالد هورامی

تشیع علوی جریانی موازی با تشیع غلاة تلاشی جهت بازگرداندن حکومت شورای اسلامی و نهادهای مرتبط با آن و مبارزه با حکومتهای سلطنتی و زیر مجموعه های آن بود . مبنای عقیدتی این جریان نیز همان اصول شریعتی بود که  تا امام علی علیه السلام در میان مسلمین رواج داشته و بر مبناي روش عمل و سخنان والا و عميق امام علی و ائمه ی پس از وی ادامه داشته است.

منهج پیامبر و قرآن ثابت نموده است جهت تثبيت و قوام  اسلام نیازی به نيازي به دروغ پردازي و بناي پايه‌هاي آن بر دروغ و تعصب و دشنام و ناسزا نبوده است. ما درکل قرآن و سنت صحیح نبوی حتی یک دروغ و تهمت در مورد شیطان و یاران او نمی بینیم.

 شیعیان علی نیز که خود را به عنوان ادامه دهنده ی این منهج می دانسته اند ضمن پایبندی به آن، سعی نموده است به عنوان مسلک مدارا و دوستي با خودي و تحمل مخالف به خود هویت مستقلی ببخشد.

با رعایت این روند شیعه ی علی در طول تاریخ نماد ومسلک ظلم ستيزي و مبارزه با باطل، مسلک پويايي و تدبرعميق علمي و معرفتي در جهان طبيعت و دنياي درون و آيات الهي، و تلاشی جهت بازگرداندن حکومت به سبک اسلامی آن بوده است. 

بدون شک این روند خطر جدی برای کفارآشکار(اهل کتاب، شبهه اهل کتاب، مشرک) و پنهان (منافقین) بوده است که به نحوی قدرت مورد دلخواه خود را از دست داده بودند، به همین دلیل جهت ضربه زدن و ممانعت از تحقق چنین هدفی، ممانعت از دسترسی عوام به چنین اندیشه های نابی، انتقام از فاتحین سرزمینها و از بین برنده ی حاکمیتها، کفار آشکار و پنهان جریانی موازی با آن را تولید کرده اند که تاریخ به جریان غلات (کفار پنهان داخلی) مشهور شده است و منافقین پرچمدار آن بوده اند .

علاوه بر این دشمنان کافر، حکومتهای ظالم حاکم بر مسلمین نیز جهت ضربه زدن به این جریان از هر گونه جنگ روانی کوتاهی نکرده اند. اینها به خوبی درک کرده بودند که غیر ممکن است کسی علی گونه و حسین گونه اسلام را فهمیده باشد اما مرتب توسري بخورد و زير بار هر خفت و خواري برود، مگر امکان دارد بر چنين فرد آزادیخواه، عدالت طلب، جسور و گستاخي حکومت کرد؟

غلات نیز به خوبی دریافته بودند که بازگشت حکومت به سبک اسلامی آن مساویست با وحدت و قدرت یابی مجدد مسلمین و تولد کسانی چون علی بن ابی طالب و عمر فاروق و ابوبکر صدیق و این به هیچ وجه به نفع آنها نبود ، چون اینها به تجربه دریافته بودند که چنین بازگشتی می تواند چقدر برایشان محدودیت، ذلت و ضرر در بر داشته باشد .

اینها به خوبی می دانستند که الله متعال می فرماید: تِلۡكَ أُمَّةٞ قَدۡ خَلَتۡۖ لَهَا مَا كَسَبَتۡ وَلَكُم مَّا كَسَبۡتُمۡۖ وَلَا تُسۡ‍َٔلُونَ عَمَّا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ (بقرة/ ۱۴۱) «آن گروه پیشین، همه درگذشتند،هرچه کردند برای خود کردند و شما نیز هرچه کنید به سود خویش کنید و شما مسئول کار آنان نخواهیدبود».

و همچنین می دانستند که قرآن یکی از اهداف آمدن پیامبران را رفع اختلافات میان انسانها معرفی می‌کند. رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز توانست تفرقه ملت عرب و حتی سایر ملل را به وحدت تبدیل کند و کسانی چون امام علی رضی الله عنه با آنکه خود را بهترین گزینه برای جانشینی  رسول الله صلی الله علیه وسلم  می‌دانست و بارها اعلام کرد که شایسته‌ترین فرد برای خلافت است اما هرگز حاضر نشد به خاطر مصلحت شخصی وحدت جامعه را به خطر اندازد و حتی بارها به خلفا در حفظ وحدت و اقتدار جامعه‌ی اسلامی مشورت و یاری داد و همه تلاش خود را برای تحقق وحدت به کار بست . پس سیره ی سیاسی و عملی علی بن ابی طالب رضی الله عنه یعنی آموزش چگونگی حفظ وحدت و صرف نظر کردن از مصالح شخصی به خاطر حفظ وحدت و درک این مهم که وحدت و اهل جماعت شدن بهترین و مطمئن ترین راه اقتدار مسلمین است.   

درک این واقعیت عملی از علی بن ابی طالب توسط مسلمین یعنی سم کشنده برای نابودی غلات . به همین دلیل غلات با زنده کردن اختلافاتی چون اختلاف جزئی امام علی  با بعضی از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم  بر سر خلافتی که هزاروچهارصد سال پیش پایان یافت و… مسلمین را به جان هم انداخته اند .

پس اینها جهت ممانعت از اهل جماعت شدن مسلمین و ممانعت از وحدت میان مسلمین و قدرت گیری مجدد آنها و تشکیل مجدد حکومت به سبک شورائی و اسلامی آن از هر دسیسه و دروغی به خدا و رسولش نیز ابائی ندارند چه رسد به سایر مخلوقات . به همین دلیل به سادگی همین دروغهای خود را بر قرآن تحمیل می کنند تا بتوانند وحدت مسلمانان را از بین ببرندو مانعی اساسی در بازگشت مجد و عزت مسلمین در تشکیل حکومت یکپارچه ی اسلامی گردند .

 در این صورت هرگز نباید این تفرقه اندازان را انسانهائی احمق و ناآگاه فرض کرد، بلکه بیماری مهلکی هستند که از درون جسم مسلمین را ضعیف نموده اند و حتی عده ای از مسلمین جاهل را نیز ناخواسته در مسیر اهداف خود قرار داده اند .

د مولوی هبه الله حفظه الله د شفاهي هدایت

د مولوی هبه الله حفظه الله د شفاهي هدایت په اساس هغه مجاهدین چې په رسمي ډول دندې لري او يا هغه مجاهدین چې دندې نلري لکن د تصفیي فورمه د ځان سره لري کولای شي چې یو میل اسلحې جواز بغیر له فیس څخه واخلي.

با «اهل جماعت» شدن دشمن اصلی را بشناسیم و…

با «اهل جماعت» شدن دشمن اصلی را بشناسیم و…

به قلم: براهندک بلوچ

مارتین لوتر در کتاب «درباره‌ی یهودیان و دروغهای آنان» بیان می‌کند: یهودیان به سبب انکار عیسی کافر هستند‌. و در کتاب دیگرش می‌گوید: یهودیان دیگر قوم برگزیده خدا نیستند و بلکه قوم شیطان هستند. کنیسه‌ها بایستی سوزانده شوند، کتاب‌های دینی یهودیان نابود شود، جلوی درس دادن خاخام‌ها گرفته شود و اموال و خانه‌های آنان غارت گردد. [۱]

 در برابر این نگرش می بینیم که یهودیان که در تمام کشورهای نصرانی در اقلیت بودند به سوی سکولاریسم و بورژوازی و گاه مثل کارل مارکس و دیگران به سوی ماتریالیسم و آتئیسم و کمونیسم دعوت می کردند تا به این شکل فشار جامعه ی نصرانی را از دوش خود بردارند. البته زمینه های عقیدتی برای گرایش یهودی ها به سرمایه داری وجود داشت:  نخست خود را قوم برگزیده دانسته و خود را طلایه داران سیطره بر جهان می‌دانند، و در کنار این مسئله متکی بر برده و نجس بودن غیر یهودند. نکته دیگر اینست که با منش سرمایه‌دارانه سعی در تطبیق دوگانه‌ی ارباب- برده یا ارباب-کارگر دارند. این خوی آنان، باعث جنبش حرکتی‌شان به سمت قدرت طلبی در بُعد جهانی شده است.[۲]

هم اکنون که سکولاریسم چهره‌ی غالبیت حکومت‌های تحت امر سازمان ملل است، نشان داده است که  رایت جنگ، بین کفار اهل کتاب با اسلام نیست، بلکه جنگیست بین دین سکولاریسم با دین اسلام، به عبارتی نه جنگی یهودی – صلیبی با اسلام! بلکه جنگ سکولاریسم با غیر سکولاریسم است.

هم اکنون کفار سکولار جهانی نیز احزابی سکولار با رهبرانی تماماً وابسته و مقلد بر مسلمین تحمیل کرده اند تا تز( این احزاب سکولار) را با آنتی تز(اسلام) درگیر کنند، و نتیجه مطلوب سنتز (حاکمیت کفار سکولار جهانی) حاصل گردد. یعنی حمایت از  احزاب سکولار بومی و پذیرفتن نوکری برایشان،  برای ایجاد جهان دو قطبی، قطب سکولاریسم در برابر قطب اسلام.  

کفار سکولار جهانی با این سیاست به قول ضرب المثل: سر مار را با دشمن بکوب! قطب اسلام را با دو حربه تضعیف کند: حربه‌ی نوکری تحت لوای احزاب سکولار ملی گرا و سوسیالیست و روبرو کردن مستقیم این مزدوران سکولار  با اسلام، و حربه‌ی گسترش سکولاریسم و پرورش عقاید و فرهنگ و هویت سکولاریستی در میان عوام مسلمین؛ این مسیری است که سکولاریسم جهانی در دو بخش جنگ روانی و مسلحانه در پیش گرفته است.

البته این را نیز در نظر داشته باشیم که احزاب مختلف سکولار هرگز یکدست نیستند و دیده می شود که سکولاریستهایی وجود دارند که پاره ای از عبادات شخصی را بر اساس یهودیت انجام می دهند یا بر اساس نصرانیت یا بر اساس زرتشتی گری و صابئی گری و یا بر اساس یکی از مذاهب اسلامی؛ به همین دلیل در بین خودشان نیز به دلیل همین اختلافات جزئی اختلاف درست می شود. 

از این رو می بینید که اختلافات بلوک شرق ارتدکس-لیبرال روسیه هر روز بیشتر از بلوک کاتولیک-لیبرال غرب رُخ می نماید و رقابت قدرت را به نمایش می‌گذارند تا یکی بر دیگر چیره گردد و منافع و سیادت بیشتری را کسب‌ کنند‌.‌

با آنکه تمامی این جریانات در برابر قطب اسلام به ظاهر خود را متحد نشان می‌دهند. لکن همانطور که آفریدگارمان می‌فرماید: تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّىٰ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْقِلُونَ [حشر: ۱٤]؛ ، شما آنها را جمع و متّفق می‌پندارید در صورتی که دلهاشان سخت متفرق است، زیرا آن قوم دارای فهم و عقل نیستند.

مسلمانان در میان این گرگ‌های سکولار بایستی زیرکانه عمل کنند و در همان قدم اول «اهل جماعت» شوند و اجازه ندهند مذهب شیعی یا حنفی یا مالکی و غیره حاکمیت مانع از «اهل جماعت» شدن آنها شود. در این میان مرجئه‌های منتسب به اسلام و بخصوص طیف نجدیت درباری جامیون و مدخلی‌ها در مناطق مسلمان نشین رسالت تطهیر حکام دست نشانده و واجب الاطاعه بودن اوامر این حکام را برعهده گرفته‌اند. همچنانکه سازمان cia در مقاله‌ای رسمی، اسم ربیع بن هادی المدخلی را به عنوان عنصری برای مقابله با مخالفان این حکام نام می‌برد،[۳] مسلمان در این میان باید هشیار باشد که توسط رسانه‌ها جای خوب و بد را برایشان تغییر ندهند، و حول اسلام  و جماعت متحد گردند و اهل جماعت شوند.  

راه حل امت در وحدت پیرامون جماعت و اهل جماعت شدن است، راه حل در جماعت شدن تحت لوای رهبر و حاکم واحده است، راه حل در تغییر ندادن حقیقت نبرد به سمت و سوهای قومیتی و مذهبی است. پس بیایید بیدار باشیم و درست قدم برداریم.


[۱] درباره‌ی نام و نسل مقدس مسیح Vom Schem Hamphoras ، صـ۱۲٤

[۲] الکنز المرصود فی قواعد التلمود،  روهلنج و شارل لوران، الطبعة الاولی؛ صـ ٦٦

[۳] لینک سند (https://i.imgur.com/pHbidah.jpg)

مقدماتی بر شناخت صحیح جهاد و اهل جهاد در آیات و احادیث و سخنان اهل فقه (۵)

مقدماتی بر شناخت صحیح جهاد و اهل جهاد در آیات و احادیث و سخنان اهل فقه (۵)

به قلم: م. الکوردی

مراحل تكوين جهاد: جهاد اسلامي چه مراحلي داشته است؟

جهاد در اسلام سه مرحله داشته است:

مرحله ي اول: اجازه به مسلمانان در اين باره بدون اجبار و الزام همان گونه كه در كلام الهي مشهود است:[أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ (حج/۳۹)] (اجازه [دفاع از خود] به كساني داده مي شود كه به آنان جنگ (تحميل) مي گردد، چرا كه بديشان ستم رفته است. و الله توانا است بر اين كه ايشان را پيروز كند).

 مرحله ي دوم: امر به مبارزه با كساني كه با مسلمانان مي جنگند و دست كشيدن از جنگ با كساني كه به اين امر مبادرت نمي ورزند .الله تعالي در اين باره مي فرمايد:[ لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ] (بقره ۲۵۶) «اجبار و اكراهي در قبول دين نيست، چرا كه هدايت و كمال ازگمراهي و ضلالت مشخص شده است ».و آيه ي:[ وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ] (كهف۲۹) «و بگو حق (همان چيزي است كه) از سوي پروردگارتان آمده است. پس هركسي كه مي خواهد ايمان بياورد و هركس كه مي خواهد كافر شود».و آيه ي:[ وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ (بقره۱۹۰)] «و در راه الله بجنگيد با كساني كه با شما مي جنگند. و تجاوز و تعدي نكنيد؛ زيرا الله تجاوز گران را دوست نمي دارد».

به گفته ي گروهي از عالمان، الله تعالي در سوره ي نساء مي فرمايد:[ وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَوَاءً فَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِيَاءَ حَتَّى يُهَاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا (۸۹) إِلَّا الَّذِينَ يَصِلُونَ إِلَى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ أَوْ جَاءُوكُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَنْ يُقَاتِلُوكُمْ أَوْ يُقَاتِلُوا قَوْمَهُمْ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَيْكُمْ فَلَقَاتَلُوكُمْ فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقَاتِلُوكُمْ وَأَلْقَوْا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلًا (۹۰) (نساء۹۰،۸۹)]«آنان (منافقان) دوست مي دارند كه شما كافر شويد؛ همان گونه كه خود كافر شده اند و (در كفر با ايشان) مساوي شويد. پس در اين صورت ياراني از ايشان نگيريد (و آنان را از خود ندانيد) تا آن گاه كه (ايمان مي آورند و) در راه الله هجرت مي كنند. ولي اگر از اين كار سر باز زدند؛ آنان را هر كجا يافتيد بگيريد و اسير كنيد و در صورت لزوم بكشيد، و از ميان ايشان يار و ياوري بر نگزينيد. مگر كساني كه با گروهي پيوند پيدا مي كنند و (پناه مي برند) كه ميان شما و آنان پيمان است، و يا كساني كه پيش شما مي آيند و نه سر جنگ با شما دارند و نه مي خواهند با قوم خود بجنگند. و اگر الله مي خواست ايشان را بر شما چيره مي كرد و آنان با شما مي جنگيدند. بنابراين اگر از شما كناره گيري كردند و با شما نجنگيدند و پيشنهاد صلح كردند، الله به شما اجازه نمي دهد كه متعرض آنان شويد». و آيات بعدي.

مرحله سوم: جهاد با مشركان به صورت مطلق و جنگيدن با آن ها در سرزمين هايشان تا اين كه فتنه اي باقي نماند و خالصاً دين الله بماند و به تمام ساكنان زمين خير برسد و دامنه ي اسلام گسترش يابد و داعيان كفر و الحاد از بين بروند و بندگان از حكم شريعت عادل و تعاليم آسان آن بهره مند شوند.

 به وسيله ي اين دين استوار، انسان ها را از تنگناهاي دنيا به گشايش اسلام و از عبادت خلق به عبادت خالق سبحان و از ظلم ستمگران و حكام جور به عدالت شريعت و احكام ناب و راه گشاي اسلام رهنمون گردند. اين همان چيزي است كه برنامه ي دين بر اساس آن استقرار يافته و رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ تا مرگ در راه آن و براي آن بوده است.

الله تعالي نيز در اين باره در سوره البراءة(توبه) آياتي نازل كرده است:[ فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ]«هنگامي كه ماههاي حرام پايان گرفت، مشركان (عهدشكن) را هر كجا که بيابيد بكشيد ». (توبه/۵)[ وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ](با آنان پيكار كنيد تا فتنه اي باقي نماند و دين خالصانه از الله گردد).«انفال/۳۹»و نيزاحاديثي كه يادآور شديم بيانگر همين حقيقت است و صحت آن را تأييد مي كند.

– بعضي از علما معتقدند كه مرحله دوم؛ يعني: مبارزه با كسي كه با مسلمانان در جنگ است و عدم مبارزه با كسي كه با مسلمانان سر جنگ ندارد، منسوخ شده است. چون اين حكم در هنگام ضعف مسلمانان بوده است؛ اما وقتي الله تعالي نيروها و امكاناتشان را افزايش داد به آنان دستور رسيد كه با همه ي آنان بجنگند تا تنها دين الله بماند يا اگر شرايط پرداخت جزيه را دارند، جزيه بدهند. اما گروه ديگري از علما معتقدند كه مرحله دوم منسوخ نگشته است بلكه در زمان نياز به آن عمل مي شود. آنگاه كه مسلمانان قوي بودند و توانستند با دشمنان بجنگند و در راهش جهاد كنند، بايد طبق دستور آيه توبه و آن چه از مفهوم آن بر مي آيد به جهاد بپردازند، اما زماني كه توانايي اين كار را ندارند بايد فقط با كساني كه با آن ها مي جنگند، بجنگند و با كساني كه اين كار را نمي كنند، نجنگند. تا به اين وسيله به آيه سوره ي نساء عمل كرده باشند و قول صحيح تر و بهتر از قول نسخ، همين است و ابن تيميه نيز همين قول را ترجيح داده است.

به اين ترتيب مشخص شد كه هر كس كه كم ترين بصيرت را هم داشته باشد مي داند كه سخن بعضي از نويسندگان معاصر كه مي گويند: جهاد فقط بصورت دفاعي مشروعيت دارد، سخن نادرستي است و ادله اي كه ذكر كرديم نيز با آن تعارض دارد و درست همان است كه ما به تفصيل به آن پرداختيم و اهل علم و تحقيق آن را ترجيح داده اند.هركس در سيره رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ و اصحاب تأمل كند، آن چه ما در خصوص جهاد با مشركان ذكر كرديم برايش روشن خواهد شد و گفته هاي ما را با آيات و احاديث منطبق مي يابد.

ادامه خواندن مقدماتی بر شناخت صحیح جهاد و اهل جهاد در آیات و احادیث و سخنان اهل فقه (۵)

زوایای برخورد امروز سربازان امارت اسلامی افغانستان در مزار شریف با بخشی از عزادارن تاسوعا- عاشورا

زوایای برخورد امروز سربازان امارت اسلامی افغانستان در مزار شریف با بخشی از عزادارن تاسوعا- عاشورا

به قلم: شیر علی حیدری مزاری

برای پی بردن به زوایای دقیق اتفاقات امروز مزار شریف که طی آن دسته هائی از سربازان امارت اسلامی افغانستان به دسته هائی از شیعیان عزارادری که به خیابان اصلی ریخته بودند و در حال قمه زنی و تیغ زنی به خود بودند باید به دو نکته ی مهم دقت داشته باشیم: اول اینکه امارت اسلامی طی سخنان و پیامهای متعدد خاطر نشان کرده است که شیعیان برای انجام تمام مراسمهای خود آزای عمل و امنیت کامل دارند. به عنوان مثال:

  • ذبیح الله مجاهد، سخنگوی امارت اسلامی در صحبت با رسانه‌ها اطمینان میدهد که نیروهای امارت اسلامی برای تامین امنیت «ایام محرم» شب و روز تلاش می کنند، تا این مراسم مانند سال گذشته بدون کدام واقعه ناگوار سپری شود، و شهروندان کشور در یک فضای امن مراسم محرم را برگزار کنند.
  • شیخ محمد قاسم خالد، والی کابل در نشستی که به‌منظور تامین امنیت بهتر روزهای عاشورا با مسوولان ارگان‌های مربوطه برگزار شد گفته است، تامین امنیت شهروندان اهل تشیع مسوولیت ما است و این مسوولیت را با ایمان داری انجام می‌دهیم. به شهروندان اهل تشیع اطمینان می‌دهم که امنیت کامل در ایام محرم تامین خواهد شد و آنان می‌توانند مراسم مذهبی شان را در فضای آرام برگزار کنند. وخطاب به مسوولان امنیتی گفته است، در روزهای عاشورا، برای تامین امنیت بهتر هموطنان اهل تشیع و به مکان‌های ویژه آنان توجه کنید و باید به هیچ کسی اجازه داده نشود که به مراسم صدمه وارد کند.
  • مولوی عبدالله سرحدی والی امارت اسلامی در بامیان با حضور در مراسم عید غدیر در مصلی نماز جمعه دره سادات گفت: مکتب امام حسین(ع) را تبلیغ کنید و ترویج دهید.مولوی عبدالله سرحدی با حضور در مراسم عید غدیر در مصلی نماز جمعه دره سادات گفت:عاشورای حسینی نزدیک است و علما و مبلغین دین وظیفه دارند حقایق و اهداف قیام عاشورا و احکام دین را به صورت درست آن برای مردم بازگو نموده و راه و طریقت و مکتب امام حسین (ع) را در جامعه اسلامی تبلیغ و ترویج کنند.تدابیر امنیتی شدید در سطح ولایت بامیان به خصوص مکان‌های پر ازدحام و نواحی شهر و مرکز بامیان از قبل اتخاذ شده است و مسئولین و نیروهای امنیتی بطور شبانه‌روزی در خدمت شهروندان قرار دارند تا مردم بتوانند در مرکز و شهرستان‌ها با خیال راحت مراسم عزاداری‌شان را برگزار کنند.علما و برگزارکنندگان مراسم عزاداری در قبال اشخاص ناشناس، مشکوک و بیگانه که در مساجد و تکایا حضور می‌یابند، حساس باشند و در صورت متوجه شدن حضور چنین افرادی هر چه سریع‌تر به دفتر مقام ولایت و بخش‌های امنیتی گزارش دهند.
  • معاون والی لوگر به همراه مقامات دولتی، نظامی و استخباراتی طالبان در لوگر در دیدار با شماری از علما و بزرگان شیعیان این ولایت:هموطنان شیعه می‌توانند با خاطر جمع از محرم‌الحرام بزرگداشت به عمل بیاورند. در روزهای محرم‌ به افراد مشکوک اجازه ندهند تا به مکان‌های مذهبی و تکیه‌خانه‌های آنان نزدیک شوند. بزرگان شیعیان ولایت لوگر با نیروهای امنیتی و دفاعی همکاری و در ارتباط باشند تا هیچ رویداد امنیتی به ویژه در روزهای محرم در ولایت رخ ندهد.

خالد زدران، سخنگوی فرماندهی امنیه کابل می گوید:  برای انجام مراسم مذهبی در روزهای محرم مکان‌های مناسب و مطمین در هماهنگی نهادهای امنیتی و نمایندگان اهل تشیع مشخص شده و کسانی‌که غیر منظم و خلاف گفته‌های بزرگان در منطقه‌ها و سرک‌های عامه بیرون شده و بی‌نظمی خلق کردند، نیروهای امنیتی آن‌ها را مانع می شوند. امارت اسلامی به تمامی حقوق هموطنان اهل تشیع حرمت می‌گذارد و تمامی نیروهای امنیتی برای تامین امنیت شان شب و روز در خدمت اند.

این موضع واضح امارت اسلامی بوده است تا این شیعیان را از انفجارات داعش و غیره حفظ کنند. شورای علمای شیعه افغانستان هم در بیانیه ای اعلام کردند: عزاداران با در نظر داشت مسائل امنیتی در روزهای آینده از تجمع در جاده‌ها و رفت و آمد گروهی خودداری کنند.
بر اساس این بیانیه، شورای علمای شیعه افغانستان براساس دلایل امنیتی این تصمیم را گرفته است. همچنین این شورا از عزاداران خواسته است تا از قمه زنی پرهیز کنند.‌

حالا می رسیم به نکته ی دوم و آنهم اینکه: دسته ای از شیعیان که در ایران به شیعیان انگلیسی و دراویش و غلاة  مشهور هستند و برخلاف فتوای آیت الله خامنه ای وآیت الله سید محسن حجت کابلی و سایر مراجع شیعه دست به قمه زنی و تیغ زنی می زنند، با زیر پا گذاشتن تدابیر امنیتی به خیابانها می ریزند و شروع می کنند به قمه زنی و تیغ زنی و عربده کشی و… . و بدون توجه به هشدارهای امارت اسلامی حتی با تیغه های تیز و شمشیرهای خود به سربازان امارت اسلامی هم درگیر می شوند و سربازان امارت اسلامی هم با قنداق اسلحه و با همین سلاحهای سرد خودشان اقدام به دور کردن اینها می کنند!

به نظر شما اگر این دسته از شیعیان قمه زن و تیغ زنی که نه به امنیت خود و نه امنیت سایر شهروندان اهمیت می دهند اینگونه به خیابانها بریزند حکومت ایران با آنها چه برخوردی می کند؟