یک قلاده سگ هار از سگمرگهای کردستان عراق به هلاکت رسید

یک قلاده سگ هار از سگمرگهای کردستان عراق به هلاکت رسید

حکومت سکولار و مرتد کرستان عراق که با پشتیبانی سیستمهای جاسوسی حکومت سکولار ترکیه و صهیونیستها و آمریکا مرتکب بدترین و فحیع ترین جنایات در حق کوردهای مسلمان و حتی سایر کوردهای سکولار مخالف خود شده اند به تدریج باید بدهی های خود را به ملت مسلمان کورد پرداخت کنند، حالا چه توسط مومنین این بدهی ها صاف شوند چه توسط یک سگ هار دیگری مثل خودشان و چه با بیماری مثل ایدز و سل و وفا و طاعون و غیره.

چند روز پیش چند قلاده مرتد سکولار از سگمرگهای احراب دمکرات و کومله کردستان ایران به درک واصل شدند و ساعتی قبل هم
محمد میرزا سوفی مسئول پیشین دستگاه جاسوسی و جنایت پاراستن و از نزدیکان مسعود بارزانی در انفجار خودرو به هلاکت رسید.

این پسر کثیف و پلید میرزا سوفی بنیان گذار دستگاه های امنیتی اقلیم کردستان و رابط اقلیم کردستان با دستگاه های امنیتی کفار سکولار غربی و ترکیه و صهیونیستها بود.
اتومبیل وی در اثر انفجار سوخته و جسد کاملا ازبین رفته است.

الله تعالی در کشتار بیشتر این مرتدین برکت بیندازد و بر تعداد این هلاک شده ها اضافه کند.

مقدماتی بر شناخت صحیح جهاد و اهل جهاد در آیات و احادیث و سخنان اهل فقه (۴)

مقدماتی بر شناخت صحیح جهاد و اهل جهاد در آیات و احادیث و سخنان اهل فقه (۴)

به قلم: م. الکوردی

جهاد چیست؟؟

در مورد جهاد و معانی و مفاهیم و شروط آن کتب و مقا لات زیادی نگاشته شده است و ما سعی می کنیم چکیده ای ازتعاریف و مفاهیم و شروط جهاد را بیان داریم.جهاد را در لغت و در اصطلاح عام و خاص شرعی، ابتدا بررسی می نماییم.ذکر یک نکته لازم است که اینجا عرض کنیم:

از تمام شیوخ و علمایی که نقل می شود در این نوشته ها به معنی آن نیست که تمام فتاوی و سخنان و رفتارهای آنان را شرعی می دانیم، بلکه مومن آن است که سخن های موافق قرآن و سنت را بعد از سنجش با قرآن و احادیث بپذیرد و سخنان خلاف شرعی که از علما صادر شده و با دو مصدر وحیانی در تضادند رد بنماید و این را هر مسلمانی می داند که هیچ کس جز رسول الله معصوم نبوده اند و از افرادی غیر ایشان صد درصد سر زدن خطا عادی است چرا که غیر رسول الله)ان هم در مورد معصومیت ایشان و مراتبش اختلافاتی است.عده ای می گویند فقط در ارسال و ابلاغ وحی معصوم بوده و عده ای هم می گویند در همه حالات.که این بحث جدایی می طلبد و مربوط به سخن کنونی ما نیست (معصومیت و مصونیت از خطایی وجود ندارد.

علما هم مراتب و درجات دارند و این درجه را بنا به علمی که در عمل به رشته اجرا در آورده باشند معین می نمایند)عالم باید با عملش سنجیده شود نه فقط با سخن بی عملش(.که در هر صورت خلاصه سخن این است که ما سخن حق را از هر کس ی شنوا هستیم و سخن باطل و فتاوی خلاف شرع را که موافق قرآن وسنت نباشد به دیوار می کوبیم آن هم با ادله قوی تر.اما سخن را کوتاه می کنیم و به اصل مبحث می پردازیم:

جهاد در لغت: در کتاب شرح عقیده طحاویه اثر ابن جبرین رحمه الله گفته شده است: وتعريف الجهاد في اللغة: بذل الجهد والوسع في الشيء الذي يكون فيه مشقة.[۱] یعنی:تلاش و کوشش در چیزهایی که در آن سختی است.

امام أبو الفضل أحمد بن علي بن محمد بن أحمد بن حجر العسقلاني )الْتوفى: ۳۵۶ ه( در تعریف جهاد در لغت می گوید: الجهاد في اللغة: الْبالغة واستفراغ الوسع في الشيء مشتق من الجهد يقال: جهد الرجل…. و وفيه تعالى: وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ(حج۷۸) و قوله تعالی: أَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ(فاطر۴۲، النور: ۵۴ ، مائده۵۳، انعام۱۰۹) [۲]یعنی: زیادت تلاش در چیزی و مشتق شده از جهد)کوشش و غایت ( مانند اینکه می گویند جهد الرجل یعنی غایت وتلاش مرد و به این آیات استناد می کند «أَقْسَمُوا بِاللهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ»: با نهايت تأكيد به خدا سوگند مي خورند. «جَهْدَ»: غايت و نهايت. و دلیل آن این است که حال و مفعول مطلق است. که در این مورد برای  مطالعه بیشتر به تفسیر بیضاوی رجوع نمایید(. وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ) یعنی: و در راه خدا جهاد و تلاش كنيد.آن گونه كه شايسته جهاد و بايسته تلاش در راه او است. پس ابن حجر عسقلانی آن را در دو معنی گرفته است:مبالغه درغایت و نهایت در عمل و به معنی تلاش و کوشش

ادامه خواندن مقدماتی بر شناخت صحیح جهاد و اهل جهاد در آیات و احادیث و سخنان اهل فقه (۴)

در سوریه جهاد فی سبیل الله یا جنگ فی سبیل آمریکا وناتو؟

در سوریه جهاد فی سبیل الله یا جنگ فی سبیل آمریکا وناتو؟

به قلم: مجاهد مهاجر

این روزها که جهاد مسلحانه در افغانستان خاتمه یافته است دسته هائی از مجاهدین به دنبال سرزمینهائی می گردند که در انجا جهاد برقرار باشد و گروههای متفرق موجود در سوریه و بخصوص گروه مافیائی جولانی تلاش دارد چنین نشان دهد که در سوریه جهاد اهل سنت بر علیه روسیه و ایران و غیره وجود دارد. اما واقعیت چیست؟

واقعیت این است که ارتش ناتو از کانال حکومت سکولار ترکیه همین الان در ادلب و سرزمینهای تحت حاکمیت این گروههای مسلح آزادانه در حرکت است و چیزی شده است مثل زمان اشغال افغانستان توسط حکومت شوروی یا آمریکا با این تفاوت که در سوریه این گروهها به نام اهل سنت این نیروهای ناتو را حمایت و پشتیبانی می کنند و اجازه نمی دهند کسی با آنها بجنگد.

واقعیت این است که حتی نزدیک به سه سال است گروههائی چون القاعده هم هیچ جنگی در سوریه ندارند و تمام گروهها منتظر صدور دستورات لازمه از خارج هستند و فعلاً دستور رسیده است که نجنگند. یعنی اعلام جنگ و صلح و حمله و عقب نشینی و … تماماً از سوی ناتو و از کانال حکومت سکولار ترکیه صادر می شود.

البته این گروهها با خود نیز در حال رقابت و درگیری و جنگ هستند و علت اصلی درگیریهای میان این گروهها در سوریه به خاطر وابستگی آنها به یکی از جناحهای آمریکا یا ناتو  و  اختلاف در منافع این جناحها و کشورهایی است که از مخالفان سوریه حمایت می‌کنند و از آنجا که هر یک از این کشورها تلاش می‌کنند گروه مشخصی از مخالفان را حمایت مالی و لجستیکی کنند درگیری‌ها میان نیروهای مخالف را که از سوی قطر،‌ عربستان و ترکیه یا سایر کشورها حمایت می‌شوند افزایش یافته است.

با آنکه ساکنان این مناطق از سختی‌های معیشتی فراوانی از جمله درگیری‌های مداوم رنج می‌برند جنگ برای به دست آوردن قدرت میان احزاب و گروههای مختلف ارتش آزاد سوریه و گروه‌های به ظاهر اسلامگرایی مثل گروه جولانی و احرار الشام و…  امروز از درگیری سیاسی عبور کرده و حتی به اختلافات عقیدتی و حتی نژادی ریشه‌ای رسیده است و می‌توان گفت اختلاف میان  اینها حتی در اهداف نهایی آنها و در اهداف و مقاصد طرف‌هایی که از آنها حمایت می‌کنند نیز دیده می‌شود.

واضح است که گروههای مسلح سوریه با جناح‌بندی‌ها و گروه‌های مختلفشان امروز در شرایط مطلوبی به سر نمی‌برند و مناطقی که تحت سلطه آنها قرار دارد شاهد مجموعه ای از افراد سود جو و هزاران خانواده اهل سنت است که در راه اهداف آمریکا و ناتو خرج می شوند و دشمنی با روسیه و ایران باعث شده است که آمریکا و ناتو ورژیم صهیونیستی را زا کانال حکومت سکولار ترکیه به همدیگر نزدیک نماید.

پس فریب نخوریم؛ در سوریه جبهه ی آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی بر علیه جبهه ی ایران وجود دارد و در ادلب و مناطق تحت کنترل دارودسته ی جولانی و ارتش آزاد جنگ فی سبیل آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی بر علیه ایران وجود دارد نه جهاد فی سبیل الله.

ما از نزدیک اینها را تجربه کرده ایم شما با نام جهاد و دفاع از اهل سنت فریب تبلیغات رسانه ای دارودسته ی جولانی و غیره در شمال سوریه را نخورید. 

 شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله :عده ای از مولوی ها و آخوندها و مُلاها خواهان رفراندوم در ایران برای تعیین اجرای شریعت یا اجرای قوانین کفری سکولاریسم هستند، یا…

«السُّنة» و «أَهْلُ السُّنَّةِ» بودن و «الجَمَاعَة» و «أَهْلُ الجَمَاعَة» بودن، احکام و وظایف (پاسخ به سوالات)

س: عده ای از مولوی ها و آخوندها و مُلاها خواهان رفراندوم در ایران برای تعیین اجرای شریعت یا اجرای قوانین کفری سکولاریسم هستند، یا می خواهند اجرای حدود به رای مردم باشد و… آیا این خواسته می تواند شرعی باشد؟

ج : شخص با کفر به طاغوت یعنی اقرار به «لا اله» و سپس با ایمان به الله یعنی اقرار به «الا الله» وارد دین اسلام می شود و هر چهار معنی و مفهوم دین یعنی ۱- قدرت حکومتی ۲- قانون و برنامه ۳- اطاعت کردن ۴- مجازات و پاداش را به دین اسلام می دهد.

طاغوت در قرآن و احادیث یعنی کافر و کفر به طاغوت یعنی کفر به کفار و تمام قوانین و برنامه های ضد اسلامی آنها که ابتدا کفر به شیطان می شود و سپس کفر به کفار ۵گانه ی آشکار میان انسانها یعنی: ۱- الَّذِينَ هَادُوا [یهودی ها]۲- وَالصَّابِئِينَ [مندائیان یا ستاره پرستان] ۳- وَالنَّصَارَىٰ [مسیحی ها] ۴- وَالْمَجُوسَ[زرتشتی ها] ۵- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا [مشرکین= احزاب = سکولاریستها]  (حج/۱۷) .

این اولویتی است که یک مسلمان باید قبل از مساله ی دیگری بداند، شخص مسلمان هنوز نمی داند طاغوت یعنی چه و کدامها هستند تا به آنها  و قوانین و حاکمیت آنها کفر کند! هنوز نمی داند دین یعنی چه تا هر ۴ معنی و مفهوم دین را به اسلام بدهد! هنوز نمی داند برائت از سکولاریستها یعنی چه تا بر اساس برائت از سکولاریستها « إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ » (ممتحنه/۴) در مساله ی طعام و ازدواج و جزیه و قوانین و نظام حکومتی و نهادهای حکومتی و غیره از سکولاریستها برائت کند! هنوز نمی داند که بر اساس آیات قرآن دشمنان شماره ۱و۲و۳و۴ او چه کسانی هستند و هنوز از دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان که مسلمین در همان دوران مکی و قبل از نازل شدن دهها حکم و هزاران حدیث در دوران مدنی یاد گرفته بودند و آیاتی مثل آیات اولیه ی سوره ی روم به آن گواهی می دهند شناخت و آگاهی ندارند. 

الله تعالی یهود و سکولاریستها را دشمنان شماره یک مومنین معرفی می کند و می فرماید: لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَى (مائده/۸۲)  اگر مومنی بداند که یهود و سکولاریستها دشمنان شماره یک آن هستند هرگز برایش قابل تصور است که برای یک لحظه هم به این فکر کند که امکانش هست بین حاکمیت قوانین شریعت الله با قوانین این کفار انتخابات شود که مثلاً اگر اکثریت سکولاریستهای مکه به قوانین سکولاریستی رای دادند مومنین هم تابع این قوانین سکولاریستی شوند؟

پیامبران و مومنین بر علیه این قوانین کفری و حاکمیت کفری آنها بر قلب و زندگی و جامعه و حاکمیت بر مردم قیام و انقلاب کرده اند و مهم نیست مثل ابراهیم علیه السلام یا موسی و هود و لوط و غیره تعداد این پیروان شریعت الله چند نفر است؛ حالا چگونه برای عده ای تخدیر شده قابل تصور شده است که این پیامبران و پیروان صادق آنها روزی از روزها بگویند ای کفار سکولار بیائید انتخابات کنیم هر کسی که برنده شد قوانین آن یکی حاکم شوند و دیگران تسلیم قوانین و حاکمیت اکثریتی شوند که در این انتخابات برنده شده اند؟

رسول الله صلی الله علیه و سلم معیار رستگاری را همین کفر به طاغوت «لا اله» و سپس ایمان به الله «الا الله» می داند و می فرماید: أيُّها النَّاسُ قولوا لا إلَهَ إلَّا اللَّهُ تُفلِحوا.[۱] و بر همین اساس است که ما به کفار سکولار و سکولاریستها می گوئیم: قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ (کافرون/۱) ای کافرها: لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ (کافرون/۱) دین شما برای خودتان، و دین من برای خودم. آن ۴ معنی و مفهوم دین شما برای خودتان و این ۴ معنی و مفهوم دین یعنی ۱- قدرت حکومتی ۲- قانون و برنامه ۳- اطاعت کردن ۴- مجازات و پاداش هم متعلق به دین اسلام. در اینجا از تمام نظام حکومتی و اداری کفار سکولار اعلام برائت و بیزاری و دوری شده است به همین دلیل است که می بینیم رسول الله صلی الله علیه وسلم تحت هیچ شرایطی حاکم و پادشاه جامعه شدن بر اساس قوانین سکولاریستی را نمی پذیرد یا زمانی که عمر بن خطاب و سایرین ایمان می آورند به کلی از پارلمان «دارالندوه» و نظام حکومتی این کفار سکولار دوری می کنند و خارج می شوند در حالی که قبلاً یکی از اعضای آن بودند.

همین کفر به طاغوت و برائت از سکولاریستها و دشمن شناسی و درجه بندی شرعی دشمنان اولویتهائی هستند که هم اکنون توسط مومنین اهل دعوت و بخصوص توسط این مولوی ها و مُلاهای خائن به دین و مردم آموزش داده نمی شود و نهادینه و فرهنگی و عقیدتی نمی شود که زمینه ساز و مسبب تمام لغزشها و انحرافات بعدی مردم شده است.

ادامه خواندن  شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله :عده ای از مولوی ها و آخوندها و مُلاها خواهان رفراندوم در ایران برای تعیین اجرای شریعت یا اجرای قوانین کفری سکولاریسم هستند، یا…

 شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله :رهبر ما با آنکه حزبی سکولار و دمکرات دارد و برای دموکراسی تلاش می کند اما نماز می خواند و کافر نیست و نباید بر علیه آنها قیام کرد

«السُّنة» و «أَهْلُ السُّنَّةِ» بودن و «الجَمَاعَة» و «أَهْلُ الجَمَاعَة» بودن، احکام و وظایف (پاسخ به سوالات)

س۲۳: رهبر ما با آنکه حزبی سکولار و دمکرات دارد و برای دموکراسی تلاش می کند اما نماز می خواند و کافر نیست و نباید بر علیه آنها قیام کرد و جنگید، صحابه از پیامبر پرسیدند بر علیه حاکم بجنگیم که از او خوشمان نمی آید؟ پیامبر می گوید: نه، تا زمانی که بینتان نماز می خوانند. این در مسلم آمده است و خودتان هم گفتید. پس چرا بر علیه حکومتهای سکولار و احزاب سکولار آزادی خواه هستید که نماز هم می خوانند؟

ج: کفار سکولار دسته ای از کفار ۵ گانه ی آشکاری هستند که جزو طاغوتهای میان انسانها به شمار می روند و در کنار شیطان باید قبل از ایمان به الله به این کفار ۵گانه کفر کرد که عبارتند از: ۱- الَّذِينَ هَادُوا [یهودی ها]۲- وَالصَّابِئِينَ [مندائیان یا ستاره پرستان] ۳- وَالنَّصَارَىٰ [مسیحی ها] ۴- وَالْمَجُوسَ [زرتشتی ها] ۵- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا [مشرکین= احزاب = سکولاریستها]  (حج/۱۷)

الله تعالی در مورد رسالت تمام پیامبران می فرماید: وَ لَقَدْ بَعَثْنا في‏ کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ (نحل/۳۶) ما به میان هر ملّتی پیغمبری را فرستاده‌ایم (و محتوای دعوت همه پیغمبران این بوده است) که الله را عبادت کنید و از طاغوت دوری کنید. پس دوری از طاغوت و نفی این کفار یک مقدمه است جهت ورود که در قالب کفر به طاغوت مطرح شده است و الله تعالی می فرماید: فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انْفِصَامَ لَهَا (بقره/۲۵۶) بنابراین کسی که کفر به طاغوت کند و به الله ایمان بیاورد، به محکم‌ترین دستاویز درآویخته است اصلاً گسستن ندارد.

تمام این طاغوتها غیر از سکولاریستها (مشرکین/ احزاب) نماز خواندن بخشی از اصول عقاید و برنامه های آنهاست اما دین سکولاریسم چیزی به نام نماز ندارد و نماز از اصول مورد پذیرش سکولاریستها نیست، با این وجود چون در میان سکولاریستها کسانی وجود دارند که بعضی از قوانین شریعت اسلام را انکار می کنند و بعضی دیگر را قبول دارند «وَمِنَ الْأَحْزَابِ مَن يُنكِرُ بَعْضَهُ» (رعد/۳۶) ممکن است در میان اینها افرادی پیدا شوند که نماز بخوانند یا روزه بگیرند یا خود را پایبند به عبادتهایی بدانند، همچنانکه ممکن است سکولاری پیدا شود که خودش را ملزم به نماز خواندن به سبک یهودی ها یا نصرانی ها یا زرتشتی ها یا صابئین کند؛ با این وجود اینها کفاری هستند که قبل از ایمان به الله باید به اینها نیز کفر کرد و حتی از خود این سکولاریستهای نجس: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ (توبه/۲۸) و نظامهای حکومتی اینها نیز برائت کرد: إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ (ممتحنه/۴) در حالی که از سایر کفار برائت نمی شود بلکه تنها از عقایدشان برائت می شود.

پس بر من و شما و هر انسانی لازم است قبل از استناد به احادیث و حتی قبل از استناد به قرآن ابتدا ایمان را یاد بگیرد که  محتوا و مفهوم مفاد ندای: أيُّها النَّاسُ قولوا لا إلَهَ إلَّا اللَّهُ تُفلِحوا.[۱] یا همان شهادتین: أشهَدُ أنْ لا إلهَ إلَّا اللهُ، أشهَدُ أنَّ مُحمَّدًا رسولُ اللهِ؛ می شود: فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ (بقره/۲۵۶) کفر به طاغوت (لا اله) و ایمان به الله (الا الله) . زمانی که اینگونه ایمان را یاد گرفتیم بعد از آن هر چه قرآن و احادیث را یاد بگیریم بر ایمانمان اضافه می شود به قول صحابه: تعَلَّمنَا الإیمانَ، ثُمَّ تَعَلَّمنَا القُرآنَ، فَازدَدنَا إیمَانَاً.[۲]

واضح است با کفر به طاغوت دیگر ترکیباتی مثل یهودی مسلمان یا زرتشتی مسلمان یا سکولار مسلمان و غیره وجود ندارد، شخص در دنیا یا جزو مسلمین است یا جزو یکی از این کفار است و دسته ی ترکیبی سومی وجود ندارد: هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ فَمِنْكُمْ كَافِرٌ وَمِنْكُمْ مُؤْمِنٌ ۚ(تغابن/۲) و بر اساس قاعده ی نفی سبیل «وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا» (نساء/۱۴۱) هیچ راهی وجود ندارد که از چنین راهی کفار بر مسلمین مسلط و حاکم شوند بخصوص کفار نجس سکولار؛ این یک نکته، نکته ی بعدی به مساله ی نماز خواندن حاکم مسلمان بر جماعت و دارالاسلام بر می گردد که لازم می دانم به صورت مختصر این حدیث را با احادیث دیگری توضیح دهم:

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: بهترین رهبرانتان کسانی اند که شما آنها را دوست می دارید و آنها شما را دوست می دارند، و شما برای آنها دعا می کنید و آنها برای شما دعا می کنند، و بدترین رهبرانتان کسانی اند که شما با آنها بغض و کینه می ورزید و آنها با شما بغض و کینه می ورزند، و شما آنها را لعنت و نفرین می کنید و آنها شما را نفرین و لعنت می کنند، گفته شد: ای رسول الله، آیا با شمشیرآنها را بدور نیندازیم؟ (رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: لَا، مَا أَقَامُوا فِیکُمُ الصَّلَاةَ، نخیر، (با شمشیر به جنگ آنها نروید) تا زمانی آنها در میانتان نماز را برپا داشتند، و چون از رهبرانتان چیزی (ناپسند و خلاف شرع) دیده که آن را نمی پسندید، پس آن کارش را ناپسند بدارید، وَلَا تَنْزِعُوا یَدًا مِنْ طَاعَةٍ و دستی ازاطاعت و فرمانبرداری بیرون نکشید. [۳]

ادامه خواندن  شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله :رهبر ما با آنکه حزبی سکولار و دمکرات دارد و برای دموکراسی تلاش می کند اما نماز می خواند و کافر نیست و نباید بر علیه آنها قیام کرد

 شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله :در کنار ما صدها حزب سکولار وجود دارند که می گوئیم اینها هیچ چون کافر هستند اما در میان اینهمه گروه و جماعت و حزب و افکار مختلف که همگی به نام دین حرف می زنند

«السُّنة» و «أَهْلُ السُّنَّةِ» بودن و «الجَمَاعَة» و «أَهْلُ الجَمَاعَة» بودن، احکام و وظایف (پاسخ به سوالات)

س۲۲: در کنار ما صدها حزب سکولار وجود دارند که می گوئیم اینها هیچ چون کافر هستند اما در میان اینهمه گروه و جماعت و حزب و افکار مختلف که همگی به نام دین حرف می زنند یکی غیر مسلح است و می گوید مکتبی هستم با چند شاخه یکی می گوید سلفی هستم با چند شاخه یکی می گوید دیوبندی و اخوانی و… هستم و یکی هم مسلح است و می گوید من هیئت التحریر یا انصارالاسلام و داعش و غیره هستم و هیچ کسی هم به دوغ خودش نمی گوید ترش است و خودش را بر حق می داند ….  راستش ما حق را گم کرده ایم و نمی دانیم حق با کی هست و سردرگم شده ایم؛ راه چاره چه هست؟

ج: راه چاره این است که در همان قدم اول بدانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم برای چنین موقعیتهائی چه فرموده است و سخنان رنگارنگ تمام فرقه ها و تفاسیر مختلف را رها کن.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: دُعَاةٌ علَى أبْوَابِ جَهَنَّمَ، مَن أجَابَهُمْ إلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا، دعوتگراني هستند كه بر دروازه هاي جهنم قرار دارندهركس دعوت آن ها را بپذيرد او را در آن مي اندازند؛ حذیفه می گوید عرض كردم: اي رسول الله، آن ها را براي مان توصيف نماييد؟ فرمود: هُمْ مِن جِلْدَتِنَا، ويَتَكَلَّمُونَ بأَلْسِنَتِنَا، آن ها از جنس ما هستند و با زبان ما سخن مي گويند (یعنی با نام اسلام و با ادبیات اسلامی و در قالب مبلغ و دعوتگر خود را نشان می دهند)؛ گفتم اگر آن ها را درک نمودم چه دستوري به من مي دهيد؟ فرمود: تَلْزَمُ جَمَاعَةَ الْمُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ، با جماعت مسلمانان و امام و رهبرشان باش. اگر مسلمانان جماعت و امام نداشتند؟ فرمود: فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الْفِرَقَ كُلَّهَا وَلَوْ أَنْ تَعَضَّ بِأَصْلِ شَجَرَةٍ حَتَّى يُدْرِكَكَ الْمَوْتُ وَأَنْتَ عَلَى ذَلِكَ .[۱]در آن صورت از همه ی آن گروه ها و فرقه ها دوري کن اگر شده تنه ی درختي را محکم بگير تا مرگت فرا رسد، و تو بر همان حال باشی .

الله تعالی رسول ما صلی الله علیه وسلم را به اهل جماعت بودن امر کرده است: إِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِي بِالْجَمَاعَةِ.[۲] و رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز می فرماید: وَأَنَا آمُرُكُمْ بِخَمْسٍ اللَّهُ أَمَرَنِي بِهِنَّ: (و من شما را به ۵ چیز که  الله من راه به آنها امر کرده، امر می کنم:) السَّمْعُ وَالطَّاعَةُ وَالْجِهَادُ وَالْهِجْرَةُ وَالْجَمَاعَةُ (شنیدن، اطاعت کردن، جهاد، هجرت، و جماعت) فَإِنَّهُ مَنْ فَارَقَ الْجَمَاعَةَ قِيدَ شِبْرٍ فَقَدْ خَلَعَ رِبْقَةَ الْإِسْلَامِ مِنْ عُنُقِهِ (هرکس به اندازه  یک وجب از جماعت دور شود، یقینا طناب اسلام را از گردنش باز کرده است) إِلَّا أَنْ يَرْجِعَ،(مگر اینکه (به جماعت) برگردد).[۳]

پس قدم اول «اهل جماعت شدن» و به دست آوردن حمایت و پشتیبانی الله تعالی «يَدُ اللَّهِ عَلَى الْجَمَاعَةِ»[۴] یا « يَدُ اللَّهِ مَعَ الْجَمَاعَةِ »[۵] و دوری از تمام این فرقه ها و گروهها و احزاب مختلف به ظاهر اسلامی است که اکثرا صاحبان ضرارهای مختلف آنها را مدیریت می کنند؛ قدم دوم این است که به سوی شورای اولی الامر حرکت کنی و تا زمانی که به چنین شورائی نرسیده ایم تا همچون یک قاضی با اجماع واحدش رای واحدی را صادر کند و به تمام این اختلافات خاتمه دهد باید تابع مذهب مردم همان منطقه ای باشی که در آن به سر می بری( تابع رای رهبران مذهب نه مُلاها و مولوی هائی که جزو دارودسته ی منافقینی هستند که در حال کاسبی و تجارت با مذهب و تخریبات خاص خود هستند).

الله تعالی می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلاً ‏(نساء/۵۹) ای کسانی که ایمان آورده‌اید ! از الله(با پیروی از قرآن) و از رسول(الله محمّد مصطفی با تمسّک به سنّت و احادیث او) اطاعت کنید، و از متخصصین اولی الامر خود اطاعت کنید و اگر در چیزی اختلاف داشتید آن را به الله(با عرضه به قرآن) و پیغمبر او (با رجوع به سنّت و احادیث نبوی) برگردانید، اگر به الله و روز قیامت ایمان دارید. این کار (یعنی رجوع به قرآن و پیامبر) برای شما بهتر و خوش سرانجام تر است.‏

تمام این رهبران مذاهب هم تابع قرآن و سنت صحیح بوده اند و پیروان خود را به این امر دعوت کرده اند که اگر سخنان آنها مخالف با قرآن و احادیث صحیح بود سخنان آنها را رها کنند، پس به سادگی می توان به دور از فرقه بازی و تولید شاخه و مذهبی جدید در داخل همان مذهب فعالیت و اصلاحگری کرد تا زمانی به شورای اولی الامر فقهای مذاهب اسلامی و اجماع واحد برسیم باذن الله.

مورد مهم دیگری که این روزها عده ای از برداران ما در آن دچار فهم اشتباه شده اند این است که الله تعالی می فرماید: وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ (عنکبوت/۶۹) ‏کسانی که برای (رضایت) ما و در راه  پیروزی دین) ما جهاد کنند، آنان را در راههای منتهی به خود رهنمود (و مشمول حمایت و هدایت خویش) می‌گردانیم، و قطعاً الله با نیکوکاران است.

پس در میان فرقه های مختلف موجود در جماعت، مسیر صحیح متعلق به اهل جهاد و جنگ مسلحانه ی با کفار است چنانچه قرطبی در تفسیرش ذیل این آیه می آورد که امام سُفْيَانُ بْنُ عُيَيْنَةَ به امام عبدالله بن مبارک ترکستانی می گوید: إِذَا رَأَيْتَ النَّاسَ قَدِ اخْتَلَفُوا فَعَلَيْكَ بِالْمُجَاهِدِينَ وَأَهْلِ الثُّغُورِ فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ: “لَنَهْدِيَنَّهُمْ” [۶]اگر دیدی که مردم اختلاف دارند پس با مجاهدین و کسانی باش که رد مرزهای دارالاسلام در حال جهاد هستند چون الله می فرماید: آنها را هدایت می دهم.

ادامه خواندن  شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله :در کنار ما صدها حزب سکولار وجود دارند که می گوئیم اینها هیچ چون کافر هستند اما در میان اینهمه گروه و جماعت و حزب و افکار مختلف که همگی به نام دین حرف می زنند

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله :واقعاً روش برخورد با بی حجابی در دارالاسلام چگونه است؟ آیا باید با حکومتهائی مثل طالبان و ایران در مبارزه با بی حجابی کمک کرد؟

«السُّنة» و «أَهْلُ السُّنَّةِ» بودن و «الجَمَاعَة» و «أَهْلُ الجَمَاعَة» بودن، احکام و وظایف (پاسخ به سوالات)

س۲۱: واقعاً روش برخورد با بی حجابی در دارالاسلام چگونه است؟ آیا باید با حکومتهائی مثل طالبان و ایران در مبارزه با بی حجابی کمک کرد؟

ج: اساس برای مومنین لباس تقوی است: وَلِبَاسُ التَّقْوَىَ ذَلِكَ خَيْرٌ ذَلِكَ (اعراف/ ۲۶) و [برای مؤمن،] لباس پرهیزگاری بهتر است. و لباس پرهیزگاری هم تنها با تبعیت از قوانین شریعت الله به دست می آید که یکی از این قوانین شریعت الله رعایت حجاب اسلامی و حفظ عورت برای زن و مرد مسلمان و پرهیز از تبرج جاهلی و کشف عورت است.

این تبرج جاهلی و کشف عورت و لختی گری هم باز یا بر اساس شهوات است یا شبهات. شخص و جامعه ای مشخص تا زمانی که بر اثر شهوات به تبرج و لختی گری و کشف عورت جاهلی و نفهمانه می رسد چند مرحله را به صورت تدریجی طی می کند:

  • ابتدا در عقاید و اندیشه ها و جهانبینی و قلب خودشان در مورد الله و طبعاً قوانین شریعت الله دچار ظن و گمانهای نفهمانه و توهمات جاهلی می شوند: يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ (آل عمران/۱۵۴)
  • در مرحله ی دوم همین شکها و گمانها و توهمات جاهلی و نفهمانه را به صورت قوانینی برای اداره ی زندگی خودشان در می آورند: أَفَحُکْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّه حُکْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ (مائده/۵۰)، آيا جويای حكم جاهليّت هستند؟ آيا چه كسی برای افراد معتقد، بهتر از الله حكم می‌كند؟
  • و در مرحله ی سوم چون تمام این شک و گمانها و قوانین نفهمانه و جاهلی در راستای لذایذ نفسانی و مخالفت با قوانین شریعت الله است، اولین شکل ظاهری این دشمنی با الله و قوانین شریعت الله ظاهر شدن و لخت شدن و خودنمایی جاهلی زنان  و کشف عورت زنان و حتی مردان در ملأ عام است به همین دلیل الله تعالی می فرماید: وَلاتَبَرَّجنَ تَبَرُّجَ الجاهِلِيَّةِ الأولى (احزاب/۳۳) و همچون جاهليّت پيشين در ميان مردم ظاهر نشويد و خودنمائی نكنيد.

مصطفی کمال پاشا مشهور به ایشِک تورک، رضاخان پهلوی و سایر حکام دست نشانده ی سکولار و همین احزاب جوجه سکولار محلی خودتان را نمی بینید که چگونه با کشف عورت اولین جرقه های مخالفت آشکار خودشان را با قوانین شریعت الله و سایر شعائر اسلامی نشان می دهند؟  شیطان هم با همین وسوسه ها و شک و گمانها به آدم و حوا قبولاند که در برابر قانون شریعت الله از قانون شیطان تبعیت کنند و اولین نشانه ی این انحراف هم کشف عورت و لخت شدن آدم وحوا بود.

پس واضح و مشخص است که بی حجابی یک منکر اجتماعی و امر بدی است مخالف شریعت الله تعالی؛ روش برداشتن منکر همانی است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده: مَن رَأَى مِنكُم مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ بيَدِهِ، فإنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسانِهِ، فإنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ، وذلكَ أضْعَفُ الإيمانِ. هرکس از شما منکری را مشاهده نمود، با دستش، تغییر دهد. اگر توانایی آنرا نداشت، با زبانش تغییر دهد. و اگر این را هم نتوانست، با قلبش، تغییر دهد (مبارزه منفی کند) و این، ضعیف‌ترین مرحله‌ی ایمان است.[۱]

بر اساس قاعده ای که به ما می گوید این دست از منکرات ریشه ی آنها یا در شبهات است یا در شهوات، کسانی هم که مرتکب این منکر می شوند دو دسته هستند:

  1. مومنینی چون آدم و حوا هستند که به محض آنکه متوجه می شوند با این توهمات و شک و گمانهائی که شیطان برایشان به وجود آورده تابع قانون شیطان شده اند و قانون شریعت الله را کنار زده اند و با این کار به خودشان ظلم کرده اند فوراً توبه می کنند و می گویند: رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ(اعراف/۲۳) پروردگارا! ما (با نافرمانی از تو) بر خویشتن ستم کرده‌ایم و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی از زیانکاران خواهیم بود.‏

مشکل این دسته از مومنین یا تأویل اشتباه آنهاست یا نرسیدن حکم صحیح شریعت به آنهاست یا بد رسیدن این حکم به آنهاست به گونه ای که جزو اهل تأویل و اهل بدعت شده اند و دچار خطا در حکم و فراموشی حکم شده اند، یا اینکه در خانواده و جامعه ای قرار گرفته اند که مجبور به کشف حجاب شرعی شده اند که در هر سه حالت مورد بخشش الله تعالی قرار می گیرند چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: إنَّ اللهَ تعالى وضع عن أُمَّتي الخطأَ، و النسيانَ، و ما اسْتُكرِهوا عليه.[۲]

در هر دو حالت خطا و فراموشیِ حکم، به محض اینکه متوجه می شوند بر خلاف حکم الله و شریعت الله عمل می کنند و با رایج کردن این سنت جاهلی در میان مردم: مُبْتَغٍ في الإسْلامِ سُنَّةَ الجاهِلِيَّةِ، خواهان بوجود آمدن و تداوم رسم و رسوم دوران جاهليت در اسلام مي ‌باشند و جزو «أَبْغَضُ النَّاسِ إلى اللَّهِ»[۳] مبغوضترين مردم نزد الله شده اند فوراً از این جرم اجتماعی و از ادامه دادن به این سنت جاهلی و سیئه توبه می کنند؛ در حالت سوم هم متاسفانه دیده شده است که پدرانی مفسد سکولار، دختران و حتی زنان خود را با دهن کجی به به الله و رسولش صلی الله علیه وسلم و دهن کجی به حاکمیت و خانواده و جامعه مجبور به کشف حجاب می کنند که این برای مومنین و  دارالاسلام واقعاً نشان دهنده ی یک فاجعه است.

ادامه خواندن شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله :واقعاً روش برخورد با بی حجابی در دارالاسلام چگونه است؟ آیا باید با حکومتهائی مثل طالبان و ایران در مبارزه با بی حجابی کمک کرد؟

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله :چون اهل سنت ایران دارای حزب و تشکیلاتی مثل احزاب سکولار نبوده اند…

«السُّنة» و «أَهْلُ السُّنَّةِ» بودن و «الجَمَاعَة» و «أَهْلُ الجَمَاعَة» بودن، احکام و وظایف (پاسخ به سوالات)

س۲۰: چون اهل سنت ایران دارای حزب و تشکیلاتی مثل احزاب سکولار نبوده اند این احزاب سکولار به راحتی توانسته اند با سوء استفاده از احساسات قومیتی یا با بهانه کردن مشکلات اقتصادی و تفکرات مبارزاتی جوانان اهل سنت این جوانان را فریب داده و به سوی خودشان بکشانند و جذب تشکیلات و سازمانهای انحرافی سیاسی خود کنند. بعضی از علما معتقد به تعدد احزاب و تکثر گرائی هستند و گفته اند برای جلوگیری از این کار احزاب سکولار خود اهل سنت هم باید دارای احزاب خاص خودشان باشند و این جوانان را به خود جذب کنند. مشکل این تفکر کجاست؟ تازه، در ایران هم تشکیل حزب مشکلی ندارد و قانونی است.

ج: چون در بحث «دارالاسلام و دارالکفر، احکام و وظایف» به تفصیل و مستند در مورد « حزب، حزب سالاری و احزاب در دارالاسلام و دارالکفر» و حرام بودن تحزب و فرقه سازی و حزب بازی در اسلام صحبت شده در اینجا به صورت مختصر عرض کنم که لازم بود بعد از اصطلاح اهل سنت اصطلاح اهل جماعت را نیز اضافه می کردید که پاسخ به سوالتان است.

اهل جماعت شدن یعنی پرهیز از تفرق و حزب بازی؛ حزب سازی یکی از صفات سکولاریستهاست که الله تعالی یکی دیگر از نامهای سکولاریستها یا مشرکین را «احزاب» می اورد. یعنی سکولاریستها در طول تاریخ هرگز یک حزب نبوده و نخواهند بود. به همین دلیل الله تعالی ما را از آلوده شدن به این صفت سکولاریستها نهی می کند و امر می کند: مُنِیبِینَ إِلَیْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکِینَ ‏(روم/۳۱) به سوی خدا برگشته، و از او پرهیز کنید، و نماز را برپای دارید، و از زمره سکولاریستها (مشرکان) نگردید .‏ مِنَ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَکَانُوا شِیَعاً کُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ (روم/۳۲)‏ از آن کسانی که دین خود را پراکنده و بخش بخش کرده‌اند و به دسته‌ها و گروههای گوناگونی تقسیم شده‌اند. هر حزبی هم از روش و آنچه که دارد خرسند و خوشحال است.‏

با استناد به سخنان ام المومنین ام سلمه رضی الله عنها که فرمود: إِنَّ نَبِيَّكُمْ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَدْ بَرِئَ مِمَّنْ فَرَّقَ دِينَهُ وَاحْتَزَبَ.[۱] پیامبرتان  صلی الله علیه وسلم بریء است از آنکه دینش را فرقه فرقه کرده و حزب گرایی کند، تحزب در دین و فرقه سازی در دین به حاکمیت و الجماعة و رهبریت دارالاسلام بر می گردد و اولین حزب سازان و فرقه سازها و اهل بدعت همین خوارج «اهل بغی» بر حاکمیت و الجماعة زمان عثمانبن عفان  بودند.

متأسفانه و برخلاف دیدگاه شما و به دلیل جهل حنفی ها و شافعی ها و سایر فرقه ها به اصطلاح «اهل جماعت» در منابع فقهی اسلامی، ما شاهد فرقه های مختلف و تشکیلات مختلف و متعدد مسلح و غیر مسلح در ایران و بخصوص در میان بلوچها و کوردها هستیم که به عنوان یک مانع و آفت در دامن زدن به تفرق بیشتر میان مسلمین و جلوگیری از اهل جماعت شدن این مذاهب عمل می کنند که اکثراً توسط احزاب سکولار و مرتد و یا مومنین جاهل به منهج اهل سنت و جماعت و بخصوص دارودسته ی منافقین و ضرار سازها مدیریت و اداره می شوند و دارودسته ی منافقین قطعاً تحت هیچ شرایطی با میل و اراده ی خود دست از ضرار سازی و فرقه سازی و حزب بازی برنمی دارند و اهل اتحاد یا وحدت و حتی بر اساس مذهبی که ادعایش را دارند اهل جماعت هم نمی شوند و تنها با قدرت نظامی و حکومتی مدیریت و محدود و منقبض می شوند.

اینکه در دارالاسلام ایران یا امارت اسلامی افغانستان یا سایر سرزمینهایی که مثل بخشهائی از یمن و سومالی و مالی و بورکینافاسو آزاد شده اند و منکرات و بدعتهایی در میان آنها وجود دارد دلیل بر مجاز بودن انجام این منکرات و بدعتها توسط اهل سنت و جماعت نیست؛ در حکومت بدیل اضطراری اسلامی حاکم بر دارالاسلام و جماعت ایران هم مثل تمام حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی تاریخ اسلام منکرات و بدعتهای مختلفی وجود دارند که باید بر اساس منهج صحیح امر به معروف و نهی از منکر با دست یا زبان یا قلب با آنها مبارزه شود و برداشته شوند، حزب سازی منکر و بدعتی است که باید توسط متخصصین و اولی الامر امور حقوقی و از کانال شرعی آن برداشته شود نه اینکه به رسمیت شناخته شود و در انجام این منکر به موجود بودن آن استناد شود.

الله تعالی ما را از حزب بازی نهی کرده و رسولش صلی الله علیه و سلم امر کرده که «اهل جماعت» شویم : تَلْزَمُ جَمَاعَةَ الْمُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ، با جماعت مسلمانان و امام شان باش. و حتی اگر مسلمین دارای جماعت و امام و رهبری واحد نبودند: فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ جَمَاعَةٌ وَلَا إِمَامٌ، باید از تمام این فرقه سازها و حزب بازها دوری و کناره گیری کرد: فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الْفِرَقَ كُلَّهَا[۲]. یعنی در اسلام هیچ راهی برای حزب بازی و فرقه بازی و ضرار سازی وجود ندارد.

مساله ای در مورد حج پیش آمد و ابن عباس حدیث رسولش صلی الله علیه وسلم را به مومنین اطراف خودش گفت، اما آنها گفتند ابوبکر و عمر چنین کردند و نهی کردند. ابن عباس می گوید: أُرَاهُمْ سَيَهْلِكُونَ، أَقُولُ: قَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَيَقُولُونَ: نَهَى أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ. [۳]می بینم که آنها به زودی هلاک میشوند. زیرا من میگویم که نبی صلی الله علیه وسلم چنین فرمود، و آنها (در مقابل) می گویند: ابوبکر و عمر از این عمل نهی کردند. یا با لفظ: یوشِكُ أَنْ تَنْزِلَ عَلَیكُمْ حِجَارَةٌ مِنْ السَّمَاءِ، أَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ وَتَقُولُونَ: قَالَ أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ.[۴] نزدیک است از آسمان بر شما سنگ فرود آید، می گویم رسول‌الله صلی الله علیه وسلم گفت و شما می گوئید: ابوبکر و عمر گفت؟!

الان در این زمینه ی خاص اهل جماعت شدن و پرهیز از فرقه بازی و حزب سازی به شما گفته می شود الله تعالی و رسولش صلی الله علیه وسلم و تمام اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم و تمام مذاهب معروف به اهل سنت چنین گفته اند آنوقت شما می گوئید فلان خطیب یا مولوی این زمان چنین گفت؟ منزلت و جایگاه کدام یک جهت عمل بالاتر است، اگر جزو مومنین هستی؟

ادامه خواندن شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله :چون اهل سنت ایران دارای حزب و تشکیلاتی مثل احزاب سکولار نبوده اند…

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله :چرا در دارالاسلام شما به احزاب سکولار اجازه فعالیت داده نمی شود؟

«السُّنة» و «أَهْلُ السُّنَّةِ» بودن و «الجَمَاعَة» و «أَهْلُ الجَمَاعَة» بودن، احکام و وظایف (پاسخ به سوالات)

س۱۹: چرا در دارالاسلام شما به احزاب سکولار اجازه فعالیت داده نمی شود؟

ج: چون جماعت ما در صورت توانائی  فاضلابش را چال می کند و اجازه نمی دهد که در کوچه و بازارش جاری شود.

الله متعال می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ (توبه/۲۸) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به تأکید و بدون شک بدانید که سکولاریستها(مشرکان/احزاب) نجس و پلید هستند.

  • چه مومن آگاهی اجازه می دهد نجاست و پلیدی وارد خانه اش شود؟ هیچ کس؛ به همین دلیل شما حتی برای یکبار هم که شده نمی بینید که یک مومن کافر سکولاری را به عنوان مهمان به خانه اش دعوت کرده باشد و الله تعالی با آنکه طعام و ذبیحه و ازدواج با زنان پاکدامن کفار یهودی و نصرانی را حلال دانسته : الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ (مائده/۵)، امروز (با نزول اين آيه) برای شما همه ی چيزهای پاكيزه حلال شد، و (ذبائح و) خوراك اهل كتاب برای شما حلال است و خوراك شما برای آنان حلال است، و (ازدواج با) زنان پاكدامن مؤمن، و زنان پاكدامن اهل كتاب پيش از شما حلال است.

اما از دواج با زنان این سکولارهای نجس را مادام که سکولار هستند و ایمان نمی آورند حرام کرده است و اجازه نمی دهد این نجاسات وارد منازل مومنین شوند و می فرماید: وَلاَ تَنکِحُواْ الْمُشْرِکَاتِ حَتَّى یُؤْمِنَّ (بقره/۲۲۱) و با زنان سکولار(مشرک) تا ایمان نیاورند ازدواج نکنید، چرا؟ «أُوْلَئِکَ یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ ‏(بقره/۲۲۱) آنان (اعم از زنان یا مردان سکولار) به سوی آتش (جهنم) دعوت می‌کنند.

ما ضمن کفر به تمام کفار ۵گانه ی : «۱- الَّذِينَ هادُوا  2- وَ الصَّابِئِينَ ۳- وَ النَّصارى‌ ۴- وَ الْمَجُوسَ ۵- وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا»(حج/۱۷) تنها از دسته ی ۵- وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا ( سکولاریستها/ احزاب) اعلام برائت می کنیم نه از سایر کفار. ما از عقاید تمام کفار اعلام برائت کرده ایم اما تنها از جسم و موجودیت کفار سکولار اعلام برائت می کنیم. إِنّا بُرَآءُ مِنكُم وَمِمّا تَعبُدونَ مِن دونِ اللَّهِ (ممتحنه/۴) ما (ابتدا) از شما و (بعد)از چیزهائی که بغیر از الله عبادت می کنید، بیزار و گریزانیم. یا می فرماید: وَأَذَانٌ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الأَکْبَرِ أَنَّ اللّهَ بَرِیءٌ مِّنَ الْمُشْرِکِینَ وَرَسُولُهُ ‏(توبه/۳)  این اعلامی است از سوی خدا و پیغمبرش به همه مردم در روز بزرگترین حجّ ( یعنی عید قربان) که خدا و پیغمبرش از سکولاریستها(احزاب/مشرکان) بیزارند.

به همین دلیل نه ذبیحه و طعام این نجسها را می خوریم و نه با زنان این سکولارهای نجس ازدواج می کنیم و نه از آنها جزیه قبول می شود و نه در حاکمیت آنها و نظام حکومتی آنها مشارکت می کنیم و نه حتی این نجسهای سکولار را به یک مهمانی ساده به منزلمان دعوت می کنیم.

ما دارای ۱- قدرت حاکمیت ۲- قانون و برنامه ی خاص خودمان هستیم و می خواهیم اطاعت خودمان را به این حاکمیت بدهیم و مجازاتها و پاداشهای ما نیز بر اساس این قوانین و توسط این حاکمیت صورت گیرد این کفار سکولار نجس هم می خواهند این موارد متعلق به آنها باشد به همین دلیل با قدرت نظامی و اسلحه مانع از اجزائی شدن قوانین شریعت الله و حاکمیت شریعت الله می شوند و با زبان زور و قدرت اسلحه می خواهند اطاعت مسلمین را به سوی حاکمیت خودشان و قوانین خودشان بکشانند و مجازات و پاداش هم بر اساس قوانین سکولاریستی خودشان و توسط حاکمیت سکولار خودشان باشد. وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا ۚ(بقره/۲۱۷) یک دیکتاتوری به تمام معنا در برابر حاکمیت و قوانین شریعت الله.  انتظار دارید با این نجسهای دیکتاتور و یاران شیطان چه برخوردی شود؟ : الَّذِینَ آمَنُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِیَاء الشَّیْطَانِ إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفاً ‏(نساء/۷۶) کسانی که ایمان آورده‌اند، در راه الله می‌جنگند، و کسانی که کافر هستند، در راه طاغوت می‌جنگند . پس با یاران شیطان بجنگید. بیگمان نیرنگ شیطان همیشه ضعیف بوده است.‏

شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله : پدر من طرفدار یکی از احزاب سکولار بود، سالهای سال به او گفته شد که این احزاب سکولار کافر هستند اما گوش نمی داد، و با همین عقیده مرد؛ حالا

«السُّنة» و «أَهْلُ السُّنَّةِ» بودن و «الجَمَاعَة» و «أَهْلُ الجَمَاعَة» بودن، احکام و وظایف (پاسخ به سوالات)

س۱۸: پدر من طرفدار یکی از احزاب سکولار بود، سالهای سال به او گفته شد که این احزاب سکولار کافر هستند اما گوش نمی داد، و با همین عقیده مرد؛ حالا هم در حج بدهکار است و هم مقداری بدهکار مالی مردم است بدون آنکه ارث و میراثی هم به جا گذاشته باشد که بدهی او را بدهیم . در ضمن چند سال هم نماز نخواند آیا می توانیم بدهی او را بدهیم؟ اصلاً آیا واجب است ما بدهی پدر سکولارمان را بدهیم؟

ج: الله تعالی می فرماید: وَ أَنْ لَيْسَ لِلإِنْسَانِ إِلاَّ مَا سَعَى(نجم/۳۹) ‏و این که برای انسان پاداش و بهره‌ای نیست جز آنچه خود کرده است و برای آن تلاش نموده است.  رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز در جایی می فرماید: إِذَا مَاتَ الإنْسَانُ انْقَطَعَ عنْه عَمَلُهُ إِلَّا مِن ثَلَاثَةٍ: إِلَّا مِن صَدَقَةٍ جَارِيَةٍ، أَوْ عِلْمٍ يُنْتَفَعُ بِهِ، أَوْ وَلَدٍ صَالِحٍ يَدْعُو له.[۱] هنگامی که انسان (مسلمان) بميرد اعمال (صالحه اش)  پايان مى پذيرد، جز سه عمل: ۱ . صدقه جاريه.۲ دانشى كه مردم از آن بهره مى گيرند. ۳ . فرزند صالح كه براى او دعا كند. اینها مواردی هستند که انسان در زمان حیاتش در به وجود آمدن و تولید آنها نقش داشته است.

علاوه بر این، زنان و مردانی مومن از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم می آمدند و از رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد بدهی مادرشان در روزه[۲] یا بدهی پدرشان در حج [۳]سوال می کردند در حالی که وفات کرده بودند که آیا آنها می توانند به جای این پدر و مادر وفات کرده بدهی آنها را در این اموری که متعلق به حق الله هستند پرداخت کنند؟ یا یکی می آمد و می پرسید که خواهرم نذر کرده بود که حج برود اما قبل از آن وفات کرد آیا من می توانم به جای او این نذرش را ادا کنم و به جایش حج بروم؟[۴] رسول الله صلی الله علیه وسلم می پرسید: أرأيتَ لو كان على أبيك ديْنٌ ، أكنتَ قاضيَه ؟ یا : لو كان على أُمِّكَ دَيْنٌ أكُنْتَ قاضِيهِ عنها؟  یا: أَرَأَيْتِ لو كانَ عَلَيْهَا دَيْنٌ أَكُنْتِ تَقْضِينَهُ؟ هرگاه بدهى به مردم داشت، تو پرداخت مى كردى؟ اصحاب جواب می دادند: بله. رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: فَدَيْنُ اللهِ أَحَقُّ بالقَضَاءِ./ فدَيْنُ اللهِ أَحَقُّ أن يُقْضَى.[۵] پرداخت بدهى الله لازمتر است.

این صحابی که به جای خواهر مسلمانش نذر حجش را انجام می دهد اصلی ترین عاملش ایمان خواهرش است نه نژاد خواهرش، و می توان گفت این کار خیر این صحابی، ثمره ی کار خود پدر یا مادر یا برادر و خواهر این صحابی است که این پدر یا مادر و برادر و خواهر با ایمانشان زمینه ی انجام چنین خیراتی توسط این صحابی را فراهم کرده اند؛ یعنی این صحابی به خاطر اینکه خواهرش مسلمان و اهل ایمان اسلامی بوده چنین کاری را برایش انجام می دهد و چنانچه این خواهر یا برادر یا پدر یا مادر غیر مسلمان و کافر بودند چنین کارهایی برایشان انجام نمی شد. حتی ابراهیم علیه السلام از دعای استغفار و بخشش گناه برای پدرش منع می شود «إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ» (ممتحنه/۴) حالا چه رسد به انجام سایر خیرات و پرداخت بدهی های چنین کافر مجرم سکولار یا کافر غیر سکولاری هر چند پدر یا برادر یا مادر و خواهر و سایرین باشند.

پس این پدر یا مادر و خواهر و برادر و سایرین ابتدا باید جزو مسلمین باشند نه هیچ یک از کفار: ۱- الَّذِينَ هَادُوا [یهودی ها]۲- وَالصَّابِئِينَ [مندائیان یا ستاره پرستان] ۳- وَالنَّصَارَىٰ [مسیحی ها] ۴- وَالْمَجُوسَ[زرتشتی ها] ۵- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا [مشرکین= احزاب = سکولاریستها]  (حج/۱۷). زمانی که اینها با کفر به شیطان و این ۵کافر آشکار میان انسانها و با شهادتین وارد اسلام شود شما می توانید تمام این خیرات یاد شده در منابع فقهی مذهب خودت را برایش انجام دهی. شخصی که بعد از دادن آگاهی شرعی به او و اقامه حجت شرعی بر او، عمدا و به میل خودش و اختیاری، خودش را معجونی از مسلمانی و یهودی بودن یا معجونی از مسلمانی و سکولار بودن و یا ترکبی از مسلمان بودن با سایر کفار بداند چنین شخصی اصلاً وارد دایره ی اسلام و مسلمین نشده است و جزو همان کفاری محسوب می شود که خود را به آن چسبانده است و اگر بعد از مسلمان شدن هم مثل مریدان پیامبران دروغین اواخر عمر رسول الله صلی الله علیه وسلم و زمان حاکمیت ابوبکر بر الجماعه باز اکثریت مطلق عبادت اسلامی را نیز به جای بیاورند و خود را ترکیبی از اسلام و سایر افکار بشری بدانند باز از اسلام خارج شده اند که چند دهه است متأسفانه این التقاطی ها خودشان را به یکی از احزاب کفار سکولار می چسبانند. 

دقت داشته باشید، تا زمانی ما شخص را جزو دارودسته ی منافقین می دانیم و او را از حقوق اسلامی اش بهره مند می کنیم که صف خودش را از صف مومنین و جماعت و دارالاسلام مسلمین جدا نکرده باشد و زمانی که با پیوستن به یکی از احزاب کافر سکولار یا سایر کفار بر کفر خودشان گواهی می دهند و صف خودشان را به این شکل از جماعت مسلمین جدا می کنند چنین اشخاصی جزو همان حزب سکولار و کافر محسوب می شوند که خودشان گفته اند جزو آن هستند.   

اما در مورد فریضه ی نماز که در دنیا مشخصه ی مسلمان بودن شخص است از شما سوال می کنیم: آیا شما در دنیا می توانی به جای پدر یا مادر یا خواهر و برادرت یا دیگران نماز بخوانی و به خاطر این نماز خواندن شما آنها را از طبقه ی کفار سکولار یا سایر کفار خارج کنی و وارد دایره ی مومنین کنی؟ یا مثلاً اگر به خاطر نماز نخواندن گرفتار چنگال حاکمیت اسلامی شدند شما بگوئید که من به جایش نماز می خوانم تا مجازات نشود؟ 

اگر شما در زمان حیاتشان نمی توانی چنین کاری را برایشان انجام دهی و با این کار آنها را صاحب ایمان کنی پس بعد از مرگشان هم نخواهی توانست با نماز خواندن به جای آنها یا شهادتین گفتن به جای آنها، آنها را وارد دایره ی مسلمین و مومنین کنی؛ کار خیر انجام دادن برای مرده های مسلمان است نه مرده های کافر. 

ادامه خواندن شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله : پدر من طرفدار یکی از احزاب سکولار بود، سالهای سال به او گفته شد که این احزاب سکولار کافر هستند اما گوش نمی داد، و با همین عقیده مرد؛ حالا