شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله :«السُّنة» و «أَهْلُ السُّنَّةِ» بودن و «الجَمَاعَة» و «أَهْلُ الجَمَاعَة» بودن، احکام و وظایف (۷)

«السُّنة» و «أَهْلُ السُّنَّةِ» بودن و «الجَمَاعَة» و «أَهْلُ الجَمَاعَة» بودن، احکام و وظایف (۷)

بسم الله و الحمد لله، اما بعد:

 السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

تمام کسانی که آگاهانه و به میل خودشان در هر شکل و قالبی خارج از «جماعت» مسلمین و خارج از اوامر و نواهی دارالاسلام مسلمین فعالیتهای خودشان را به پیش ببرند «منفردین از سه ابزار» و منفردین از «جماعت» و فرقه بازهایی هستند که ترک سنت کرده اند و تاریخ و بخصوص وقایع همین الان و چند دهه ی گذشته ی سرزمینهای مسلمین نشان داده است که این «منفردین از الجماعة» هرگز به نتایج شرعی جهاد دست پیدا نکرده اند بلکه اکثراً به عنوان یک مانع و آفتی جهت هدر دادن انرژی جهادی مومنین عمل کرده اند و به قول امام ابن حزم این فرقه های گمراه حتی یک روستای کفار را نیز فتح نکرده اند[۱] و در نهایت به سبکهای مختلفی در کمال تنهائی و بی کسی خوراک گرگهائی چون کفار اصلی و مرتدین محلی و دارودسته ی منافقین بومی و حتی فرقه هایی مثل خودشان شده اند، چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: فَعَلَيكُمْ بِالجَمَاعَةِ، فَإِنَّمَا يأْكُلُ الذِّئْبُ مِنَ الغَنمِ القَاصِيَةَ[۲] حتماً با جماعت باشید زیرا گرگ، گوسفند متواری از گله را به راحتی می خورد.

پس، کسی خیال نکند که منظور از این اهل تفرق و «منفردین از سه ابزار و الجماعة» که اکثراً به سوی آتش جهنم دعوت می دهند غیر مسلمین هستند بلکه اهل نماز و روزه « وإن صلَّى وصامَ» و مسلمان و به قول رسول الله صلی الله علیه وسلم: «هُمْ مِنْ جِلْدَتِنَا، وَيَتَكَلَّمُونَ بِأَلْسِنَتِنَا» هستند اما اموری شایسته را با اموری ناشایسته و غیر شرعی مخلوط کرده اند و از راهنمائی هائی غیر از راهنمائی های رسول الله صلی الله علیه وسلم استفاده می کنند «قَوْمٌ يَهْدُونَ بِغَيْرِ هَدْيِي، تَعْرِفُ مِنْهُمْ وَتُنْكِرُ» و اینگونه با ترک سنت الجماعة و با ترک راهنمائی های رسول الله صلی الله علیه وسلم و چنگ زدن به بدعت فرقه گرائی و ریختن به ناحق خون انسانها و طی کردن مسیر انحرافی، مومنین را به جهنم دعوت می کنند؛ چون الله تعالی هرگز از خون به ناحق ریخته شده گذشت نمی کند، این به اضافه ی دهها جرم دیگری که این فرقه ها و گروهها مرتکب می شوند شخص را مستحق عذاب دیدن در جهنم به اندازه ی جرمش می کند « دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ، مَنْ أَجَابَهُمْ إِلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا» به همین دلیل اگر راهی برای ملحق شدن به جماعت مسلمانان و رهبر آنها «تَلْزَمُ جَمَاعَةَ المُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ» پیدا نکرده ای «فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّهَا»[۳]ازتمام گروه ها و فرقه ها دوری کن، و خیال نکن فقط کفار مسلمین را به سوی جهنم دعوت می کنند بلکه دعوتگرانی در میان مسلمین نیز وجود دارند که اگر به دعوتشان جواب مثبت دادی و به آن عمل کردی تو را به آتش جهنم راهنمائی می کنند.

با آنکه در دورانی ممکن است که در مکانهائی مشخص فرقه های مختلف معروف به اهل سنت و جماعت دارای کلام و فکر مشترکی بوده باشند،[۴] با این وجوداهل الجماعه بودن به معنی اهل حاکمیت موجود بر دارالاسلام بودن در برابر اهل الفُرقه و فرقه بازان خارج از حاکمیت قرار گرفته است، البته گاه دیده شده است که بدعتهایی به وجود آمده اند و چون اهل «العلم» چنین بدعتی را به موقع انکار نکرده اند، به همین دلیل می بینیم که چنین بدعتی در میان مسلمین تبدیل به سنت شده است «إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ، فَلَمْ يُنْكِرْهَا أَهْلُ الْعِلْمِ صَارَتْ سُنَّةً»[۵] همین اصطلاح اهل سنت و جماعت هم توسط عده ای از تعریف شرعی آن خارج شده و تعریفی بدعی جایگزین آن شده است و چون در برابر چنین بدعتی سکوت شده و بر آن ردیه زده نشده است عده ای خیال می کنند این بدعت، سنتی از اسلام است؛در این صورت لازم است در تعریف مفاهیم به منابع فهم این مفاهیم و معانی یعنی «العلم» برگردیم که قرآن و احادیث هستند آنهم ابتدا بر فهم اجماع صحابه و بعد با بهره گیری از سایر اهل فقه و حکمت از تابعین و ائمه و پیروان صادق آنها و بخصوص شورای اولی الامر اهل فقه زمان خودمان.

در دورانهائی از بس فرقه های مختلف خودشان را معادل اهل الجماعه و اهل سنت گرفته اند و دیگران را متهم به ترک سنت و اهل بدعت و فرقه گرائی کرده اند که عده ای برایشان سوال پیش می آید: واقعاً این اهل سنت و جماعت چه کسانی هستند و این فرقه بازهای اهل بدعت چه کسانی هستند؟

شیعیان جعفری نقل می کنند زمانی که علی ابن ابی طالب امیر المومنین و حاکم بر دارالاسلام بود بعد از ورود به بصره در حال ایراد خطبه بود که مردی برخاست و گفت: یا امیرالمومنین اهل جماعت چه کسانی هستند و اهل تفرقه کیانند، و اهل بدعت کدام افراد هستند و اهل سنت کدامین افرادند؟

علی ابن ابی طالب به عنوان رهبر و نماد الجماعة ی حاکم بر دارالاسلام مسلمین در پاسخ این شخص گفت: اما اهل جماعت من و کسانی هستیم که ازمن تبعیت می کنند، اگر چه در اقلیت باشند، و این حقیقت، امر الهی و امر رسول الله می باشد«أَمَّا أَهْلُ الْجَمَاعَةِ فَأَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي وَ إِنْ قَلُّوا وَ ذَلِكَ الْحَقُّ عَنْ أَمْرِ اللَّهِ وَ عَنْ أَمْرِ رَسُولِهِ» و اهل تفرقه مخالفین من و مخالفین کسانی هستند که از من تبعیت می کنند، اگرچه در اکثریت باشند «وَ أَمَّا أَهْلُ الْفُرْقَةِ فَالْمُخَالِفُونَ لِي وَ لِمَنِ اتَّبَعَنِي وَ إِنْ كَثُرُوا»[۶] معاویه هم که بعد از شهادت امیر المومنین علی ابن ابی طالب و در زمان حاکمیت امیر المومنین حسن بن علی بر الجماعه مسلمین، در بیت المقدس مردم به او بیعت دادند و او را امیر المومنین نامیدند،[۷] بعد از اتفاقاتی چند و صلح با امیرالمومنین حسن بن علی و رسیدن خودش به پادشاهی، سال ۴۱ق را «عام الجماعة» سال الجماعة نامید،[۸] چون غیر از خوارج همه به حکومت او که با زور اسلحه به دست آورده بود و با زور اسلحه بر حاکمیت غلبه پیدا کرده بود[۹] بیعت دادند البته جاحظ می گوید: معاویه آن سال را عام الجماعه نامید، در حالیکه آن سال «سال فرقه و قهر و جبر و غلبه» بود. سالی که امامت به ملوکیت و نظام نبوی به نظام کسرایی تبدیل و خلافت مغصوب و قیصری شد.[۱۰] رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز این شاهیگری معاویه بعد از خلافت راشده را تحت عنوان: «مُلْكًا عَاضًّا»،[۱۱] نام می برد، یعنی شاهیگری مستبد و خودکامه. 

به سادگی می توانید در این کلام امیرالمومنین علی بن ابی طالب و همچنین در عمل معاویه، أَهْلُ الْجَمَاعَة را در برابر أَهْلُ الْفُرْقَةِ  ببینید، البته البَرْبَهَاری امام حنابله در عصر خودش(ت۳۲۹ق ۳۲۰ش) و از مخالفین سرسخت شیعیان جعفری، در تعریف جماعت می گوید: والجماعةُ: ما اجتمع عليه أصحابُ رسولِ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وسلَّم في خلافةِ أبي بكرٍ و…. .[۱۲] یعنی از نگاه ایشان نیز، جماعت یعنی: حاکمیت بر دارالاسلام که با انتخاب رهبر توسط صحابه شکل گرفت.

ادامه خواندن  شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله :«السُّنة» و «أَهْلُ السُّنَّةِ» بودن و «الجَمَاعَة» و «أَهْلُ الجَمَاعَة» بودن، احکام و وظایف (۷)

 شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله :«السُّنة» و «أَهْلُ السُّنَّةِ» بودن و «الجَمَاعَة» و «أَهْلُ الجَمَاعَة» بودن، احکام و وظایف (۶)

«السُّنة» و «أَهْلُ السُّنَّةِ» بودن و «الجَمَاعَة» و «أَهْلُ الجَمَاعَة» بودن، احکام و وظایف (۶)

بسم الله و الحمد لله، اما بعد:

 السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

با دقت در منابع شرعی متوجه می شویم که در مورد رهبریت و امراء الجماعة هم ظوابط و شروطی وجود دارد:

  1. این اطاعت کردن از رهبر دارالاسلام و«۳ابزار» در معروف است نه در گناه و معصیت: لا طَاعَةَ في مَعْصِيَةٍ، إنَّما الطَّاعَةُ في المَعروفِ.[۱]رسول الله صلی الله علیه وسلم باز می فرماید: السَّمْعُ والطَّاعَةُ علَى المَرْءِ المُسْلِمِ فِيما أحَبَّ وكَرِهَ، ما لَمْ يُؤْمَرْ بمَعْصِيَةٍ، فإذا أُمِرَ بمَعْصِيَةٍ فلا سَمْعَ ولا طاعَةَ.[۲] بر شخص مسلمان حرف شنوی و اطاعت در اموری که دوست دارد یا از آن کراهت دارد و بدش می آید، وظیفه و حقی است بر گردنش، تا زمانی که به معصیت امر نشده است. زمانی که به معصیت امر شد، نه حرف شنوی کند و نه اطاعت کند.

امام شوکانی (وفات۱۲۵۰ق)  در مورد امام الجماعه و دارالاسلام که اشتباهاتی مرتکب می شود مثل تمام اهل سنت و جماعت بر این باور است که بر اساس احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم باید به صورت پنهانی نصحیت شود نه به صورت آشکار و عمومی و نباید کاری انجام شود که حاکم الجماعة و دارالاسلام به واسطه ی آن کار خوار و سبک شود، و با توجه به اینکه احادیث متواتری در عدم قیام بر علیه حاکم ظالم وجود دارد: ولكن على المأموم أن يطيع الإمام في طاعة الله، ويعصيَه في معصية الله؛ فإنه لا طاعَةَ لمخلوقٍ في مَعصيةِ الخالقِ.[۳] بر زیر دستان واجب است که در اطاعت از الله از امام اطاعت کند، و در معصیت و سرپیچی از الله از امام سرپیچی کند؛ در این صورت و بدون شک اطاعتی برای مخلوق در معصیت و گناه از خالق وجود ندارد.

حتی زمانی که حاکم  و امیر به معصیت و سرپیچی از الله دستور می دهد کسی مانع از بیان و رد دادن بر چنین منکری نیست که رهبر و حاکم و امیر به آن دستور داده است، البته اگر شخص تمام جوانب را سنجیده[۴] و این توانائی را در خود می بیند که حاکم و مسئولی را امر به معروف و نهی از منکر کند، به قول ابن عباس در پاسخ به کسی که در این زمینه از او راهنمایی خواسته بود: ذلك الذي تُريد؟ فكن حينئذٍ رجلاً.[۵] این چیزی است که می خواهی؟ در این صورت مرد باش.

  • نسبت به ظلمهائی که رهبر دارالاسلام و الجماعة تولید شده توسط «۳ابزار» مرتکب می شود قاعده همان قاعده ی عام عدم تکیه و نزدیکی به ظالمین « وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا» (هود/۱۱۳) است و رسول الله صلی الله علیه وسلم باز می فرماید: «أَلَا مَنْ وَلِيَ عَلَيْهِ وَالٍ، فَرَآهُ يَأْتِي شَيْئًا مِنْ مَعْصِيَةِ اللهِ، فَلْيَكْرَهْ مَا يَأْتِي مِنْ مَعْصِيَةِ اللهِ، وَلَا يَنْزِعَنَّ يَدًا مِنْ طَاعَةٍ»[۶] بدانید کسی که امیری بر او باشد، و سپس امیرش را در حالی ببیند که عمل معصیتی را انجام می دهد، آن معصیت را زشت و بد بداند و هرگز دست از طاعت نکشد [از جماعت جدا نشود و برای خودش فرقه و حزبی تشکیل ندهد]

شخص مومن علاوه برعدم همکاری با رهبر ظالم دارالاسلام و «۳ابزار»، لازم است با دوری و کنار گیری و پرهیز از این ظلمها و معصیتها، حکیمانه و صبورانه در مسیر رفع این ظلمها نیز کوشش کند به شرطی که عمل ما در مبارزه با این ظلمها و مفاسد منجر به ظلم بزرگتر و مفسده ی بزرگتری چون شرک تفرق و سستی و بی ابهتی «فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ» (انفال/۴۶) و تضعیف الجماعة و دارالاسلام در برابر دشمنان و یا انهدام دارالاسلام و تسلط «کفار۶گانه»ی آشکار و حتی دارودسته ی منافقین بر مومنین نگردد و مانع تکامل و ارتقای الجماعة ی کنونی به مراحل بالاتر نگردد چون: لا يَجُوزُ دَفْعُ الْمَفْسَدَةِ الْقَلِيلَةِ بِالْمَفْسَدَةِ الْكَثِيرَةِ. تلاش جهت کنار زدن یک مفسده ی کوچک که منجر به جایگزین شده مفسده ی بزرگ شود جایز نیست.

 در اینجا و در این حالت ضرورت و ناتوانی در برداشتن منکر با دست و با تحمل این حاکم و نظام فاسد مسلمان بر الجماعة و دارالاسلام «دفع الأفسد بالفاسد» شده و «تحمل أَخَفَّ الضررين و أَخَفَّ الْمَفْسَدَتَيْنِ و أهونَ الشرينِ لِدَفْعِ أَشَدِّهِمَا»[۷]صورت گرفته است. یعنی فاسدتر و ضررمند تر و بدتر از این را با او که خودش هم فاسد و بد است عوض کرده ایم. ما بدون شک خواهان مصالحی هستیم اما باید بدانیم که در هر حال: «دَرْءُ المَفَاسِدِ مُقَدَّمٌ عَلَى جَلْبِ المَصَالِحِ» دفع مفسده مقدم و سزاوارتر از جلب مصلحت است.

ادامه خواندن  شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله :«السُّنة» و «أَهْلُ السُّنَّةِ» بودن و «الجَمَاعَة» و «أَهْلُ الجَمَاعَة» بودن، احکام و وظایف (۶)

 شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله :«السُّنة» و «أَهْلُ السُّنَّةِ» بودن و «الجَمَاعَة» و «أَهْلُ الجَمَاعَة» بودن، احکام و وظایف (۵)

«السُّنة» و «أَهْلُ السُّنَّةِ» بودن و «الجَمَاعَة» و «أَهْلُ الجَمَاعَة» بودن، احکام و وظایف (۵)

بسم الله و الحمد لله، اما بعد:

 السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 رسول الله صلی الله علیه وسلم در اهمیت الجماعة می فرماید: یهودیان بر هفتاد و یک گروه متفرق شدند، یکی از آنها دربهشت است وهفتاد گروه شان در دوزخ هستند. نصاری برهفتاد دو گروه متفرق شدند، هفتاد و یک گروه در دوزخ هستند ویک گروه شان دربهشت اند.سوگند به آن ذاتی که جان محمد به دست اوست، امت من برهفتاد و سه گروه متفرق می شوند تنها یک گروه مستحق بهشت وهفتاد و دو گروه مستحق جهنم هستند، سوال شد که: يَا رَسُولَ اَللَّهِ، مَنِ الْفِرْقَةُ النَّاجِيَةُ؟.[۱]ای رسول الله، آن گروه نجات یافته (که مستحق بهشت شدند) چه کسی هستند؟ فرمود: هِيَ الْجَمَاعَةُ، يَدَ اللَّهِ عَلَى الْجَمَاعَةِ. آن گروه «جماعت» است؛ دست الله بر جماعت است. [۲] البته در لفظ دیگری هم فرموده: مَا أَنَا عَلَيْهِ وَأَصْحَابِي.[۳] که قطعاً آنچه که اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم بر آن بودند الجماعة بود.

یا می فرماید صلی الله علیه وسلم: إِنَّ أُمَّتِي سَتَفْتَرِقُ عَلَى اِثنتَيْنِ وَسَبْعِينَ فِرْقَةً، كُلُّهَا فِي النَّارِ؛ إِلَّا وَاحِدَةً وَهِيَ الْجَمَاعَةُ.[۴] گاه لفظ ۷۰مثل بسیاری از روایتها بر کثرت دلالت دارد. به هر حال تمام این فرقه های خارج از الجماعة نیز جزو مسلمین و بخشی از امت رسول الله صلی الله علیه وسلم هستند اما همگی به خاطر این جرم جدا شدن از الجماعة به مدتی که الله می داند چقدر است در آتش جهنم می مانند «إِلَّا وَاحِدَةً وَهِيَ الْجَمَاعَةُ» مگر یکی از آنها نباشد که آنهم جماعت است.

ابن عباس ترجمان القرآن نیز در تفسیر آیه ی: ‏وَلاَ تَکُونُواْ کَالَّذِینَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَیِّنَاتُ وَأُوْلَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ (آل عمران/۱۰۵) ‏و مانند کسانی نشوید که متفرق و پراکنده شدند و دچار اختلاف شدند (آن هم) پس از آن که نشانه‌های روشن (پروردگارشان) به آنان رسید، وایشان را عذاب بزرگی است.‏ می گوید: أمَرَ اللَّهُ المُؤْمِنِينَ بِالجَماعَةِ، ونَهاهم عَنِ الِاخْتِلافِ والفِرْقَةِ، وأخْبَرَهم: إنَّما هَلَكَ مَن كانَ قَبْلَكم بِالمِراءِ والخُصُوماتِ في دِينِ اللَّهِ.[۵] الله مومنین را به الجماعة امر کرده و آنها را از اختلاف و تفرق نهی کرده است، و به مومنین خبر می دهد که افرادی که قبل از شما بودند به خاطر جدال، جروبحث، لجبازی و دشمنیها، مخالفتها و ضدیتها در دین الله هلاک شدند.

امام سیوطی بعد از ذکر این تفسیر ابن عباس در تفسیرش، این حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم را نیز می آورد که می فرماید: إنَّ أهلَ الكِتابَيْنِ افترَقوا في دينِهم على ثِنْتَينِ وسَبْعينَ مِلَّةً، وإنَّ هذه الأُمَّةَ ستفترِقُ على ثلاثٍ وسَبْعينَ مِلَّةً- يَعْني الأَهْواءَ- كلُّها في النَّارِ إلَّا واحِدةً، وهي الجماعةُ.[۶] همانا يهود و نصاري در دينشان هفتاد و دو ملت شدند، و این امت من هم به هفتاد و سه ملت تقسيم مي شوند، تمام آنها در آتش جهنم هستند مگر يک گروه، و آن الجماعة است.

نکته ی ریزی که در این دسته از احادیث و تفاسیر صحابه  و سایر اهل فقه بر آیات قرآن وجود دارد این است که :

  • در اینجا بحث از اجتهادات مختلف و تفاسیر مختلف داخل الجماعة ی «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ» نیست که مثلاً ابوبکر یک رای داشته باشد و عمر رای دیگری یا ابن عباس یک رای داشته باشد و علی رای دیگری یا عثمان یک رای داشته باشد و ابن مسعود رای دیگری و ابن عمر دارای دیدگاه خاص خودش، و به این شکل ما شاهد مذاهب مختلف اصحاب باشیم.
  • و یا اینکه در الجماعة ی حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی از زمان اموی ها  تا کنون ما شاهد صدها مذهب و فرقه ی فقهی و کلامی و عرفانی و اهل تصوف و غیره در میان مسلمین مختلف باشیم؛

 بلکه بحث بر سر یک امر حکومتی به نام الجماعه است که تأثیر مستقیمی بر تمامی این مذاهب و افکار و تفاسیر اسلامی و حتی تأثیر مستقیمی بر اجرائی شدن کامل خود اسلام و مختص کردن مفاهیم ۴گانه ی دین به دین اسلام و تأثیر مستقیمی بر زندگی فردی و اجتماعی مومنین و مسلمین در دنیا و تأثیر مستقیمی بر جهاد و آزاد سازی سرزمینهای تحت حاکمیت کفار و  تأثیر مستقیمی بر قیامت مسلمین و مومنین دارد.

ادامه خواندن  شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله :«السُّنة» و «أَهْلُ السُّنَّةِ» بودن و «الجَمَاعَة» و «أَهْلُ الجَمَاعَة» بودن، احکام و وظایف (۵)

 شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله :«السُّنة» و «أَهْلُ السُّنَّةِ» بودن و «الجَمَاعَة» و «أَهْلُ الجَمَاعَة» بودن، احکام و وظایف (۴)

«السُّنة» و «أَهْلُ السُّنَّةِ» بودن و «الجَمَاعَة» و «أَهْلُ الجَمَاعَة» بودن، احکام و وظایف (۴)

بسم الله و الحمد لله، اما بعد:

 السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم با آنکه منبعی مستقل تشریع و بهترین روشنگر قرآن و ارشاد و راهنمای عمل مومنین در فهم و عمل به آیاتی از آیات قرآن و کسب ثواب و رسیدن به کمال و درجات عالیه است؛ با این وجود می بینیم که بین بسیاری از این ارشاد و راهنمائی های رسول الله صلی الله علیه وسلم با «سنت» ایشان تفاوتهائی وجود دارد. رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:

  • خيرُ الحديثِ كتابُ اللَّهِ وَخَيْرُ الْهَدْىِ هَدْيُ مُحَمَّدٍ.[۱] بهترین سخن کتاب الله است و بهترین راهنمائی، راهنمائی محمد است.
  • فإن خيرَ الأمورِ كتابُ اللهِ وخيرَ الْهَدْىِ هَدْيُ محمدٍ.[۲] بهترین امور کتاب الله است و بهترین راهنمائی، راهنمائی محمد است.
  • الهَديُ هَديُ محمَّدٍ علَيهِ السَّلامُ.[۳] راهنمائی، راهنمائی محمد است.
  • فإنَّ أصدَقَ الحديثِ كتابُ اللهِ، وإنَّ أفضلَ الْهَدْىِ هَدْيُ محمَّدٍ.[۴] به درستی که راستترین سخن کتاب الله است و برترین راهنمائی، راهنمائی محمد است.
  • –          إنَّ أحْسَنَ الحَديثِ كِتَابُ اللَّهِ، وأَحْسَنَ الْهَدْىِ هَدْيُ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عليه وسلَّمَ.[۵] به درستی که خوبترین سخن کتاب الله است و خوبترین راهنمائی، راهنمائی محمد است.

در تمام این احادیث و روایات، کتاب الله یعنی قرآن، و راهنمائی های رسول الله صلی الله علیه وسلم که در قالب احادیث ایشان جای میگیرد به صورت دو امر جداگانه آمده اند. یعنی: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ (نساء/۵۹) ‏ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از الله (با پیروی از قرآن) اطاعت کنید و از رسول (با پیروی از احادیث او) اطاعت کنید؛ دو تا اطاعت کردن مطلق از الله و رسول الله صلی الله علیه وسلم که بهتر و راست تر و خوبتر از آنها وجود ندارد و هیچ مخلوقی در اطاعت کردن هم پایه ی آنها قرار نمی گیرد، و سخن الله و رسولش صلی الله علیه وسلم  قابل مقایسه با سخن هیچ مخلوقی نیست بلکه سخن و عمل تمام مومنین و بخصوص متخصصین شورای اولی الامر الجماعة، وابسته به تأئید آن توسط الله و رسول الله صلی الله علیه وسلم است؛ اما نکته ی مهم اینجاست زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم از سنت و پیروی از سنت صحبت می کند، مومنین را به پیروی از سنت خودش و سنت جانشینان هدایت یافته ی بعد از خودش نیز دعوت می کند و سنت خودش را مثل و برابر با سنت این خلفای هدایت یافته ی بعد از خودش معرفی می کند و می فرماید: فَعَلَيْكُمْ بِسُنَّتِي وَسُنَّةِ الْخُلَفَاءِ الرَّاشِدِينَ الْمَهْدِيِّينَ،[۶]به سنت من و سنت جانشينان هدايت يافته ی بعد از من تمسك جوييد.

 در کنار این امرِ به پیروی از سنت خودش و سنت جانشینان راشد و هدایت یافته ی بعد از خودش، می فرماید: يَكونُ بَعْدِي أَئِمَّةٌ لا يَهْتَدُونَ بهُدَايَ، وَلَا يَسْتَنُّونَ بسُنَّتِي.[۷]پس از من ائمه‌ای خواهند آمد که پایبند هدایت و راهنمائی من نیستند و به سنت من عمل نمی‌کنند.

در اینجا بعد از راهنمائی های رسول الله صلی الله علیه وسلم که این دسته از حکام و رهبران و امراء پایبند آنها نیستند، مشخص است منظور از سنت، الجماعة و شیوه ی اداره و مدیریت الجماعة است که عده ای از این شیوه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم خارج می شوند و این شیوه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم را در مواردی یا کلاً ترک می کنند؛ چون رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: تَرْكُ السُّنَّةِ : فَالْخُرُوجُ مِنَ الْجَمَاعَةِ.[۸] ترک سنت، خروج از الجماعة است.

 در واقع خروج از الجماعة باعث متزلزل شدن عمل به بسیاری از آیات قرآن و احادیث و راهنمائی های رسول الله صلی الله علیه وسلم می شود و شخص بدون الجماعة هرگز قادر نخواهد بود به تمام آیات و احادیث عمل کند و حتماً باید بخشهایی از آیات و احادیث را به نفع جاهلیت و به نفع قوانین کفاری که بر او حاکمیت دارند کنار بگزارد و عملاً بسیاری از آیات و احادیث را تعطیل و نادیده بگیرد. به همین دلیل است که رسول الله صلی الله علیه وسلم مومنین را به پیروی از جماعت خودش و جماعت جانشینان هدایت یافته ی بعد از خودش امر می کند که در واقع معنی سنت را می دهد و اهل فقه گفته اند: الْإِمَامَةُ: مَوْضُوعَةٌ لِخِلَافَةِ النُّبُوَّةِ فِي حِرَاسَةِ الدِّينِ وَسِيَاسَةِ الدُّنْيَا. [۹] امامت موضوعی است برای جانشینی نبوت در امر حراست از دین و سیاست دنیا. یا: أَنَّه نِيَابَةٌ عَنْ صَاحِبِ الشَّرِيعَةِ فِي حِفْظِ الدِّينِ، وَسِيَاسَةُ الدُّنْيَا بِهِ.[۱۰] نماینده ی صاحب شریعت در حفظ دین و سیاست و اداره ی دنیا به وسیله شریعت است.

ادامه خواندن  شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله :«السُّنة» و «أَهْلُ السُّنَّةِ» بودن و «الجَمَاعَة» و «أَهْلُ الجَمَاعَة» بودن، احکام و وظایف (۴)

 شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله :«السُّنة» و «أَهْلُ السُّنَّةِ» بودن و «الجَمَاعَة» و «أَهْلُ الجَمَاعَة» بودن، احکام و وظایف (۳)

«السُّنة» و «أَهْلُ السُّنَّةِ» بودن و «الجَمَاعَة» و «أَهْلُ الجَمَاعَة» بودن، احکام و وظایف (۳)

بسم الله و الحمد لله، اما بعد:

 السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

مورد دیگری که به شناخت ما در مورد سنت و ترک سنت کمک می کند چگونگی برخورد با احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم و اطاعت از سنت خلفای راشدین و تولید سنتهای حسنه در میان مومنین است.

زمانی که الله تعالی به رسول الله صلی الله علیه وسلم امر می کند: ‏یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ (مائده/۶۷) ‏ای رسول (الله)هر آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده است را برسان؛ پاره ای از آیات مجمل، عام و یا مطلق هستند که رسول الله صلی الله علیه وسلم این آیات مجمل را تشریح و آیات عام را خاص و آیات مطلق را مقیّد می‌کند و در ضمن آن، امر و نهی ها و یا اخباری را ارائه می دهد؛ یا در میان مومنین کسانی بودند که جهت فهم بهتر و آشکار کردن معنای آیات نیاز به توضیح و روشنگری داشتند؛ الله تعالی در مورد این بخش از کار روشنگری رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ (نحل/۴۴) و قرآن را بر تو نازل کرده‌ایم تا این که برای مردم روشن سازی چیزی که برای آنان نازل شده است.

 این روشنگری های رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد قرآن بهترین راهنمائی «خَيْرَ الْهَدْىِ هَدْىُ مُحَمَّدٍ»[۱] هستند که از مجموع قرآن و این راهنمائی های رسول الله صلی الله علیه وسلم شریعت و سنت اسلام شکل می گیرد. به عنوان مثال الله تعالی می فرماید:  

  • وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِنَ اللَّهِ (مائده/۳۸) دست مرد دزد و زن دزد را به کیفر عملی که انجام داده‌اند به عنوان یک مجازات الهی قطع کنید.

در اینجا دزد به صورت عام و مطلق بیان شده است و به هر میزان که دزدی شود را در بر می گیرد، دست هم باز به صورت مطلق و عام بیان شده است و کل دست از سر انگشت تا کتف را شامل می شود؛ اما رسول الله صلی الله علیه وسلم روشن می کند و ما را راهنمائی می کند که :لَا تُقْطَعُ يَدُ السَّارِقِ إلَّا في رُبْعِ دِينَارٍ فَصَاعِدًا.[۲] دست دزد قطع نمی‌شود مگر مال دزدی از یک چهارم دینار بیشتر باشد. به این شکل به صورت گفتار، میزانی که دست دزد باید بریده شود را روشن می کند و در«عمل بیانی» نیز دست دزد را از مچ قطع می کند.

یا، الله تعالی به برپا داشتن نماز و پرداخت زکات امر می کند: وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ (بقره/۴۳) و رسول الله صلی الله علیه وسلم چگونگی برپا داشتن نماز و پرداخت زکات را مشخص می کند؛ یا الله تعالی امر می کند که روزه بر مومنین واجب است: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ (بقره/۱۸۳) و رسول الله صلی الله علیه وسلم چگونگی ادای این فریضه را نیز مشخص می کند به همین شیوه الله تعالی به می فرماید: كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ ۗ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ (بقره/۲۱۶) جنگ مسلحانه بر شما واجب شده است، و حال آن که از آن خوشتان نمی آید، اما چه بسا چیزی را دوست نمی‌دارید و آن چیز برای شما خیر باشد، و چه بسا چیزی را دوست داشته باشید و آن چیز برای شما شر باشد، و الله می‌داند و شما نمی‌دانید؛ بعد از این حکم کلی جهاد، رسول الله صلی الله علیه وسلم زیر و بمها و چگونگی انجام این فریضه ی مهمی که بعد از ایمان به الله و رسولش صلی الله علیه وسلم «الجهادُ سِنامُ العملِ»[۳] جهاد اوج و قله ی عمل است روشنگری ها و راهنمائی هایی را ارائه می دهد که انجام این فریضه ی جهاد را در کانال شرعی آن هدایت می کند.

یا الله تعالی می فرماید: حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَالْدَّمُ (مائده/۳) بر شما حرام است (خوردن گوشت) مردار و خون؛ اما رسول الله صلی الله علیه وسلم در این حکم کلی دو مورد را استثناء می کند و می فرماید: أُحِلَّتْ لنا مَيتَتانِ ودَمانِ، فالمَيتَتانِ السمكُ والجَرادُ، والدمَانِ: الكَبِدُ والطِّحالُ.[۴] برای ما دو مرده و دو خون حلال شده است، دو تا مرده ماهی و ملخ هستند و دو تا خون هم جگر و طِحال است.

یا مثلاً الله تعالی می فرماید: الَّذِینَ آمَنُواْ وَلَمْ یَلْبِسُواْ إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَئِکَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ ‏(انعام/۸۲) کسانی که ایمان آورده باشند و ایمان خود را با ظلم نیامیخته باشند، امن و امان متعلق به اینهاست، و آنان هدایت شده ها هستند.‏ اصحاب از رسول الله صلی الله علیه وسلم می پرسند: أيُّنَا لَمْ يَظْلِمْ؟[۵] یا با لفظ: أَيُّنَا لَمْ يَلْبِسْ إيمَانَهُ بظُلْمٍ؟[۶]  یا با لفظ : أَيُّنَا لا يَظْلِمُ نَفْسَهُ؟ [۷] کدام یک از ما هست که دچار ظلم نشود یا ایمانش را با ظلم آلوده نکند؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: ليسَ هو كما تَظُنُّونَ، إنَّما هو كما قالَ لُقْمانُ لاِبْنِهِ: يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ باللَّهِ إنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ (لقمان/۱۳)[۸] اینگونه نیست که شما خیال می کنید، این (ظلم در اینجا) تنها همانی است که لقمان به پسرش گفت: پسرم  شریک الله (چیزی یا کسی را) قرار نده، واقعاً شرک ظلم بزرگی است.‏

از عقبة بن عامر رضی الله عنه روایت است که می گويد: از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيدم که بالای منبر می فرمود: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ (انفال/۶۰) آنچه از قدرت در توان تان است، برای جنگ با آنان آماده سازيد. و رسول الله صلی الله علیه وسلم در توضیح اضافه کرد: «أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ»[۹] بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است. یکی از معجزه های این آیه و حدیث به کارگیری کلمات «قُوَّةٍ = قدرت و نیرو» و « الرَّميُ = تیر اندازی» است که با گذشت زمان و تغییر تکنولوژی های مختلف از تیرو کمان و شمشیر به انواع سلاحهای مختلف و مدرن کاربرد دارند. به هر حال این خاص کردن کلمه ی عام و مطلق «قُوَّةٍ = قدرت و نیرو» به «الرَّميُ = تیر اندازی» نه تنها باعث روشنگری برای مومنین می شود، بلکه علاوه بر آن، راههای سوء استفاده ی دارودسته ی منافقین و الرویبضه و ائمة المضلین و دعاة علی ابواب جهنم از کلمه ی «قُوَّةٍ = قدرت و نیرو» را می بندد که می خواهند با بازی با این کلمه، ایمان و شعور و دنیا و سایر ضرورتهای مسلمین را به بازی بگیرند.  

ادامه خواندن  شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله :«السُّنة» و «أَهْلُ السُّنَّةِ» بودن و «الجَمَاعَة» و «أَهْلُ الجَمَاعَة» بودن، احکام و وظایف (۳)

په یامێک بۆ به کرێگیراوه کانی ئه مریکا و ناتو( حیزبه سیکولار و مورته ده کاتی کوردستان)

په یامێک بۆ به کرێگیراوه کانی ئه مریکا و ناتو( حیزبه سیکولار و مورته ده کاتی کوردستان)

ئا: کارزان شکاک

بـزانن ئەى ئەوانەى كە هاتـوون بۆ كوشتارى يه‌كتاپەرستان لە سەحەوات و بێـدینە هەڵگەڕاوەکان ئائه‌مانە شێری برسین کە گەڕاونه‌تەوە بۆ خواردنی لاشەی داگیرکەران و به کرێ گیراوه کانیان ، وە باش بزانن کە تیروره کانتان و کـەره‌ستە جەنگییه‌کانتان هیـچ نییە بەلامانەوە و هه‌ر تێك دەشکێت و‌ دەکەوێتە ژێـرپێمانەوە لە گـۆڕه‌پانـی کوشتاردا, وه چاک بزانن کە هاوکاريه‌كانتان له ‌ڕێـگه‌ی صدام حسین و سیکولاره جیهانیه کانه وه  هیچ سودێکتان پێ ناگەیەنێت و تەنها بارگرانییە بۆتان و داخێـک ده‌بێت لە سه‌ر دڵە بۆ گه‌نه‌كانتان وه چه‌ندین بـه‌ڵێنمان پێدان وە ڕاستگۆیشین بەرامبەر پە یمانەکانمان کە داهاتووتان پڕئێش و توندتر دە بێت بە  ویستی خوای پەروەردگار

انتظار از دارالاسلام و درک اختلاف در کیفیت ایمان مومنین، اسباب اختلاف در تکلیف

انتظار از دارالاسلام و درک اختلاف در کیفیت ایمان مومنین، اسباب اختلاف در تکلیف

‏به قلم: مسعود سنه ای

بعد از نصرت الله دو عامل پیروزی مسلمین بر کفار: ۱- ایمان ۲- اهل جماعت شدن است.

به هر میزان که کیفیت این ایمان مومنین اهل جماعت بالاتر باشد به همان میزان می توان بر تعداد بیشتری از کفار پیروز شد و به هر اندازه که کیفیت این ایمان پائین می آید و افرادی ضعیف الایمان در جبهه ی مومنین به وجود می آیند به همان اندازه بر تعداد کمتری می توان غلبه پیدا کرد.

الله تعالی می فرماید:  یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى الْقِتَالِ إِن یَکُن مِّنکُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یَغْلِبُواْ مِئَتَیْنِ وَإِن یَکُن مِّنکُم مِّئَةٌ یَغْلِبُواْ أَلْفاً مِّنَ الَّذِینَ کَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ یَفْقَهُونَ ‏(انفال/۶۵)

‏ای پیغمبر ! مؤمنان را به جنگ ( با دشمن) تحریک و تشویق کن . هرگاه بیست نفر شکیبا ( و ورزیده و قویّ‌الایمان ) از شما باشند بر دویست نفر غلبه می‌کنند، و اگر از شما صد نفر باشند بر هزار نفر از کافران غلبه می‌کنند، به خاطر این که کافران گروهی هستند که نمی‌فهمند.‏

‏ الآنَ خَفَّفَ اللّهُ عَنکُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِیکُمْ ضَعْفاً فَإِن یَکُن مِّنکُم مِّئَةٌ صَابِرَةٌ یَغْلِبُواْ مِئَتَیْنِ وَإِن یَکُن مِّنکُمْ أَلْفٌ یَغْلِبُواْ أَلْفَیْنِ بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ ‏‏(انفال/۶۶)

‏هم اینک خداوند برای شما تخفیف قائل شد و دید در شما ضعفی است اگر از شما صد نفر شکیبا باشند ، بر دویست نفر غلبه می‌کنند، و اگر هزار نفر باشند بر دو هزار نفر – با مدد و یاری الهی‌ – پیروز می‌شوند ، و (در هر حال فراموش نکنید که ) خدا با شکیبایان است.

دو حکم مذکور در دو آیه ، مربوط به دو گروه مختلف و در شرائط متفاوت است . هنگامی که مسلمانان قویّ‌الایمان باشند ، می‌توانند کافران بیشماری را درهم شکنند ، و هنگامی که مسلمانان گرفتار ضعف و سستی عقیده شوند می‌توانند بر کافران کمتری پیروز گردند . آیه ۶۵ دالّ بر عزیمت و اراده است و آیه ۶۶ دالّ بر رخصت و اجازه .‏

زمانی که شرایط اینگونه تغییر می کند و روزی یک مومن با ده کافر می تواند بجنگد و روزی می تواند تنها با دو نفر بجنگد این یعنی رهبریت جماعت باید شرایط را متوجه شود و متناسب با شرایط از زیر دستانش وظیفه و تکلیف بخواهد و طبق آن شرایط عمل کند.

اگر مسلمین موجود در دارالاسلام و جماعت این شرایط را متوجه نشوند و انتظارات بیشتری از جماعت داشته باشند و مسئولین جماعت و دارالاسلام نیز متناسب با شرایطی که دارند برنامه ریزی و عمل نکنند و از شرایط و جایگاهی که نظام در آن قرار دارد غفلت کنند همه ی مومنین و اعضای جماعت و حتی جریان بیداری اسلامی ضربه خواهد خورد.

اما اگر مومنین اهل جماعت متناسب با وضع موجود و نیاز روز و آگاهانه دست به جهاد و مبارزه زدند باذن الله قطعاً پیروزی با آنها خواهد بود و دشمنان شکست خواهند خورد. الله تعالی می فرماید: وَلَو قاتَلَكُمُ الَّذينَ كَفَروا لَوَلَّوُا الأَدبارَ ثُمَّ لا يَجِدونَ وَلِيًّا وَلا نَصيرًا (فتح/۲۲) و اگر کافران (سکولار در سرزمین حدیبیّه) با شما پیکار می‌کردند بزودی فرار می‌کردند، سپس ولیّ و یاوری نمی‌یافتند! سُنَّةَ اللَّهِ الَّتي قَد خَلَت مِن قَبلُ ۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبديلًا(فتح/۲۳) این سنّت الهی است که در گذشته نیز بوده است؛ و هرگز برای سنّت الهی تغییر و تبدیلی نخواهی یافت!

مقدماتی بر شناخت صحیح جهاد و اهل جهاد در آیات و احادیث و سخنان اهل فقه (۳)

مقدماتی بر شناخت صحیح جهاد و اهل جهاد در آیات و احادیث و سخنان اهل فقه (۳)

به قلم: م. الکوردی

سنن و مسانید:

سنن ترمذی رحمه الله:

۳۱-وعنْ عُثْمَان، رضي اللَّهُ عَنْه، قَال: سَمِعْتُ رَسُول اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم يقُول: «رباطُ يَوْمٍ في سبيلِ اللَّه خَيْرٌ مِنْ ألْفِ يَوْمٍ فيما سواهُ مِنَ المَنازلِ » . رواهُ الترمذيُّ وقال: حديثٌ حسن صَحيح.

از عثمان رضي الله عنه روايت شده که گفت:استقامت و پايداري يک روز در راه خدا از هزار روز در ماسواي آن از منزل ها بهتر است.

۳۲-وعَنْ مُعاذٍ رضي اللَّه عَنْه، عن النبي صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم، قَال: « منْ قاتل في سَبيلِ اللَّهِ مِنْ رَجل مُسلِمٍ فُواقَ نَاقةٍ وجبتْ له الجَنَّة، ومَنْ جُرِحَ جُرْحاً في سبيلِ اللَّه أوْ نكِب نَكبَةً، فَإنَّهَا تجيءُ يَوْمَ القِيامة كأغزَرِ ما كَانَت: لَوْنُهَا الزَّعْفَران، ورِيحُها كالمِسكِ» . رواهُ أبو داود، والترمذيُّ وقال: حديثٌ حسَنٌ صحيح

از معاذ رضي الله عنه روايت است که:پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمود: هر مرد مسلماني که بالاي شتر در راه خداي تعالي جهاد کند، (کنايه از کم بودن جهاد است) بهشت بر او واجب مي شود. و کسيکه در راه خدا زخمي شده و يا حادثهء بدي براي او روي دهد، وي در روز قيامت مي آيد، در حاليکه بيشتر از حالت اوليست. رنگ آن زعفران و بوي آن مانند مشک است.

۳۳-وعنْ أبي هُريرة، رضِي اللَّه عَنْه، قال: مَرَّ رَجُلٌ مِنْ أصْحَاب رسُولِ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم، بشِعْب فيهِ عُيَيْنَةٌ مِن ماءٍ عَذْبة، فأَعجبته، فَقَال: لَو اعتزَلتُ النَّاسَ فَأَقَمْتُ في هذا الشِّعْب،ولَنْ أفعلِ حَتى أسْتأْذنَ رسُولَ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم، فذكر ذلكَ لرسُولِ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم، فَقَال: « لا تفعل، فإنَّ مُقامَ أحدِكُمْ في سبيلِ اللَّهِ أفضَلُ مِنْ صلاتِهِ في بيتِهِ سبْعِينَ عاما، ألا تُحبُّونَ أنْ يَغْفِر اللَّه لَكُمْ ويُدْخِلكَمُ الجنَّة؟ اغزُوا في سبيلِ اللَّه، منْ قَاتَلَ في سَبيلِ اللَّهِ فُوَاقَ نَاقَة وَجَبتْ له الجَنَّةُ » . رواهُ الترمذيُّ وَقال: حديثٌ حَسَن.

از ابو هريره رضي الله عنه روايت شده که گفت:مردي از اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم از کنار درهء که در آن چشمهء شيريني بود، گذشت و خوشش آمد و گفت: چه مي شود که از مردم کناره گرفته و در اين دره زندگي کنم. و هرگز اين کار را نخواهم کرد تا از رسول الله صلي الله عليه وسلم اجازت طلبم. سپس اين موضوع را به رسول الله صلي الله عليه وسلم ياد آوري کرد و آنحضرت صلي الله عليه وسلم فرمود: اين کار را مکن. زيرا مقام يکي از شما در راه خدا بهتر است از نماز هفتاد سال او در خانه اش. آيا دوست نداريد که خداوند براي شما بيامرزد و شما را به بهشت داخل نمايد؟ در راه خدا جهاد کنيد و کسيکه بالاي شتري در راه خدا جهاد کند، بهشت برايش لازم مي گردد.

۳۴- وعن ابن عبَّاس، رضي اللَّه عَنْهُمَا، قَال: سمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم يقُولُ: «عيْنَانِ لا تَمسُّهُمَا النَّار: عيْنٌ بكَت مِنْ خَشْيةِ اللَّه، وعيْنٌ باتَت تحْرُسُ في سبِيلِ اللَّهِ». رواه الترمذيُّ وقال: حديثٌ حسن.

از ابن عباس رضي الله عنهما روايت است که گفت:از رسول الله صلي الله عليه وسلم شنيدم که مي فرمود: دو چشم است که آن را دوزخ لمس نمي کند: چشمي که از ترس خدا بگريد و چشمي که در راه خدا پاسداري و نگهباني نمايد.

۳۵-وعَنْ أبي هُريْرةَ رضي اللَّهُ عنهُ قال: قالَ رسُولُ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « ما يَجِدُ الشَّهِيدُ مِن مَسِّ القتْلِ إلاَّ كما يجِدُ أحدُكُمْ مِنْ مسِّ القَرْصَةِ » رواه الترمذي وقال: حديثٌ حسنٌ صحيح.

از ابو هريره رضي الله عنه روايت شده که:رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: شهيد درد مرگ را جز به اندازهء که يکي از شما ديگري را با ناخن بگيرد (بگزد) حس نمي نمايد.

مسند الامام احمد بن حنبل رحمه الله:

۳۶-قال رسول الله صلي الله عليه و سلم:بُعِثْتُ بَيْنَ يَدَي السَّاعَةِ بالسَّيْفِ حَتّي يُعْبَدَ اللهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيْكَ لَهُ، وجُعِلَ رِزْقِيْ تَحْتَ ظِلِّ رُمْحِي، وَجُعِلَ الذُّلُّ وَالصَّغَارُ عَلَي مَنْ خَالَفَ أمْرِي، وَمَنْ تَشَبّهَ بِقَوْمٍ فَهُوَ مِنْهُمْ. مسند احمد ج ۲ ص ۵۰و ۹۲،ابن ابي شيبه در (مصنف) (۱۹۴۰۱) ، و عبد بن حميد در «مسند» (۸۴۸)، و طبراني در «مسندشاميين (۲۱۶)، و بيهقي در «الشعب» (۱۱۹۹) حكم الباني في تخریج مشکله الفقر: صحیح مناوی: سنده حسن (التيسير شرح الجامع الصغير» (۱/۴۳۴)

رسول الله فرمودند:«من پيشاپيش قيامت همراه با شمشير (و مبارزه با كفار) فرستاده شده ام، تا الله يگانه و لاشريك مورد پرستش قرار گيرد و موفقيت من زير سايه ي شمشيرم است، خواري و ذلت بر مخالفانم مقرر گرديده است و هر كس كه خودش را شبيه قومي بگرداند از آنان است».

۳۷-قال رسول الله صلي الله عليه و سلم:

رأس اْلأمرِ الإِسْلامُ، و عَمُودُهُ الصّلاَةُ، و ذِرْوَة سَنَامِهِ الْجهادُ. مسند الامام احمد بن حنبل  (5/231)الجامع الصحیح وهو سنن الترمذی۲۶۱۶٫سند صحیح

رأس دين، اسلام است و ستون آن نماز و قله ي رفيعش جهاد است

۳۸-قال رسول الله صلی الله علیه و سلم:

إِذَا تَبَايَعْتُمْ بِالْعِينَةِ وَأَخَذْتُمْ أَذْنَابَ الْبَقَرِ وَرَضِيتُمْ بِالزَّرْعِ وَتَرَكْتُمْ الْجِهَادَ سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ ذُلًّا لَا يَنْزِعُهُ حَتَّى تَرْجِعُوا إِلَى دِينِكُمْ.

ترجمه: هر گاه معامله ي عينه كرديد و دم گاو را گرفتيد(كنايه از اهميت فوق العاده به كشاورزي است) و به زراعت دل خوش كرديد و جهاد را ترك كرديد الله شما را خوار خواهد كرد و تنها راه رهايي از آن بازگشت به دين است. (احمد(۲/۴۲، ۸۴) ابوداود(۳۴۶۲). الالبانی: صحیح)

ابی داوود رحمه الله:

۳۹وعنهُ رضي اللَّه عنْه، قال: سمِعْتُ رسُول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم يقول: « إنَّ اللَّه يُدخِلُ بِالسهمِ ثَلاثةَ نَفَرٍ الجنَّة: صانِعهُ يحتسِبُ في صنْعتِهِ الخير، والرَّامي بِه، ومُنْبِلَهُ، وَارْمُوا وارْكبُوا، وأنْ ترمُوا أَحَبُّ إلَيَّ مِنْ أنْ تَرْكَبُوا. ومَنْ تَرَكَ الرَّميَ بعْد ما عُلِّمهُ رغبَةً عنه. فَإنَّهَا نِعمةٌ تَركَهَا » أوْ قال: « كَفَرَهَا » رواهُ أبو داود.

ترجمه:از عقبه رضي الله عنه روايت شده که: از رسول الله صلي الله عليه وسلم شنيدم که مي فرمود: همانا خداوند با يک تير سه کس را به بهشت داخل مي کند: سازنده اش را که به نيت نزديکي به حق تعالي و رسيدن بخير آن را مي سازد. و کسيکه بدان تير مي اندازد. و آنکه تير را آماده نموده و براي شليک بديگري مي دهد. پس تير اندازيد و سوارکاري کنيد و تير اندازي در نزدم محبوبتر است از اينکه سوارکاري کني و آنکه تير اندازي را بعد از آموختن از روي عدم احساس نياز بدان (به واسطهء عذر) ترک کند، او در حقيقت نعمتي را ترک کرده است يا فرمود: کفران نموده است.

۴۰- وعنْ أنس، رضي اللَّه عنْه، أنَّ النبي صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « جاهِدُوا المُشرِكينَ بِأَموالِكُمْ وأَنْفُسِكُم وأَلسِنَتِكُم » . رواهُ أبو داود بإسناد صحيح.

ترجمه: از انس رضي الله عنه روايت است که:

پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمود: با مشرکين به مالها و جانها و زبانهاي تان جهاد کنيد.

توجه:ما فقط به پاره ای از آیات و احادیث در مورد جهاد و مجاهد و فضایلش پرداختیم .برای اینکه به ذهن خواننده متبادر شود که جهاد ثبوتش بر همه مسلمین عیان است و کسانی که از روی ترس و جهل به تاویلات غیر عالمانه روی آورده اند در واقع فهم صحیحی از قرآن و سنت نداشته اند.از اینکه زبان ما تند است بسیار پوزش می طلبیم ولیکن الله را شاهد می گیریم که آنقدر این تاویلات جاهلانه زیاد شده است که نزدیک است دین اسلام روی به سوی تحریف شدن بگذراد. ولیکن در جواب کسانی که با این تاویلات جاهلانه دین خدا را می خواهند ذلیل کفار کنند و همچون اهل کتاب سعی در تحریف کتاب داشته باشند می گوییم:

يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ(صف۸) مي خواهند نور (آئين) خدا را با دهانهايشان خاموش گردانند، ولي خدا نور (آئين) خود را كامل مي گرداند، هرچند كه كافران دوست نداشته باشند

دین الله هیچ گاه خاموش نخواهد شد و نور حضرت حق است که همیشه تابان است.

سازمان جاسوسی آمریکا و تحویل ۲بالگرد به امارت اسلامی افغانستان

سازمان جاسوسی آمریکا و تحویل ۲بالگرد به امارت اسلامی افغانستان

به قلم: مُلا نور احمد(زید)

بعد از دو سال از حاکمیت امارت اسلامی افغانستان و چند ماه قبل از آن که توافقنامه دوحه بین آمریکا و طالبان امضاء شد هنوز بسیاری از نقاط تاریک این توافقنامه برای مردم روشن نشده است و مردم افغانستان که برای حاکمیت شریعت جهاد کرده اند و آنهمه قربانی داده اند هر چند وقت یکبار با مسائل و اتفاقات عجیبی مواجه می شوند که جوابی برای آن ندارند!

یکی از اتفاقات تازه ای که رخ داد خبری است که امرالله صالح، معاون اول دولت دست نشانده و مرتد پیشین افغانستان، روز جمعه ۱۶ تیر در توییتی نوشت: «سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا دو هلیکوپتر می-۱۷ ساخت روسیه را به اداره استخبارات [اطلاعات] طالبان (GDI) به شماره ۱۶۳ و ۱۶۵ تحویل داده است که اکنون در بخش غربی فرودگاه هوایی کابل پارک شده‌اند.»

امرالله صالح مرتد افزود که “دو هلیکوپتری که سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا به اداره استخبارات طالبان واگذار کرده است متعلق به دولت جمهوری افغانستان بود و زیر مدیریت سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا بود… این هلیکوپترها مدتی پیش از فروپاشی دولت جمهوری افغانستان برای تعمیر و مراقبت به امارات متحده عربی منتقل شده بودند و اخیرا به طالبان واگذار شده‌اند…این واگذاری بخشی از ضمیمه‌های مخفی توطئه معامله دوحه است که به عنوان هدیه به طالبان پیشکش شده است… کمک‌های نقدی آمریکا برای هدف‌های بشردوستانه نیست… توطئه معامله دوحه برای به خدمت گرفتن طالبان و در ادامه، [استفاده از] گروه‌های افراطی به عنوان ابزار ژئوپلیتیک بود.”

هفته ی گذشته، جو بایدن رئیس‌جمهوری آمریکا که به تحویل‌ دادن تجهیزات پیشرفته آمریکایی به ارزش میلیون‌ها دلار به طالبان متهم است، در پایان نشست خبری و در پاسخ به پرسش یکی از خبرنگاران گفت که دولت او از طالبان در مبارزه با القاعده کمک می‌گیرد.

این اتفاقات جزو مواردی است که سوالات و علامتهای تعجب زیادی را برای مردم افغانستان و طرفداران خارجی امارت اسلامی افغانستان به وجود آورده است، همچنانکه فشار بر فرماندهان مجاهد سابق و کنار زدن آنها و بستن انواع مالیاتهای غیر شرعی غیر از عشر و زکات بر مردم و … و در برابر، مشغول کردن اذهان عمومی به مسائل حاشیه ای چون بستن مکاتب دخترانه و بستن آرایشگاههای زنانه و ممنوعیت موسیقی و… هم علامتهای سوال و تعجبی برای مردم به وجود آورده است.

  انتظار می رود مسئولین امنیتی و رسمی امارت اسلامی که در کوچکترین مسائل بیانیه صادر می کنند در مورد این مسائل مهم هم توضیح لازم را به مردم و طرفداران خود بدهند.

طیف حسن امینی سنندج و بیانیه های تکراری آنها در حمایت از سکولاریستهای مرتد به بهانه حمایت از محیط زیست

طیف حسن امینی سنندج و بیانیه های تکراری آنها در حمایت از سکولاریستهای مرتد به بهانه حمایت از محیط زیست

به قلم: مسعود سنه ای

 هیچ کسی نمی تواند میزان جنایات احزاب سکولار متنوع و رنگارنگ کورد در حق دین و جان و ناموس و خاک و حیا و شرف کوردها را نادیده بگیرد اما زمانی که حکومت ایران بر علیه آنها وارد جنگ می شود و مثلاً چند بوته درخت سوخته می شوند فوراً عده ای مُلا و غیر مُلا در قالب مدافع محیط زیست و غیره در محکومیت حملات ایران بیانیه پشت بیانیه صادر می کنند اما در برابر جنایات و خونهائی که این احزاب سکولار از کوردها ریخته و می ریزند سکوت می کنند، اینها فقط بر عیب گیری مسلمین تمرکز کرده اند اما در مورد ارتداد و آنهمه جنایات و ظلم و فساد سکولارها سکوت کرده اند.

فرعون در مورد موسی عَلَيْهِ وَعَلى نَبِيِّنَا الصَّلاةُ وَ السَّلام می گفت: وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِي أَقْتُلْ مُوسَىٰ وَلْيَدْعُ رَبَّهُ ۖ إِنِّي أَخَافُ أَن يُبَدِّلَ دِينَكُمْ أَوْ أَن يُظْهِرَ فِي الْأَرْضِ الْفَسَادَ (غافر/۲۶) ‏فرعون ( به اطرافیان و مشاوران خود ) گفت: بگذارید من موسی را بکشم و او پروردگارش را ( برای نجات خود از دست من ) به فریاد خواند. من از این می‌ترسم که آئین شما را تغییر دهد ، یا این که در زمین فساد را گسترش دهد و پراکنده سازد .‏ متوجه شدید این سکولار به اطرافیانش چه گفت؟ :

  1. موسی می خواهد دین سکولاریستی آنها دگرگون و تغییر دهد؛ سخن حقی است که این کذاب می گوید، چون هدف تمام پیامبران نابودی دین سکولاریسم و سکولاریستها بوده است.
  2. ۲-     پیامبر الله را مروج فساد می داند! که دروغ آشکاری است

اما خروجی این سخنان راست و دروغ می شود: پنهان کردن حق و بسیج مردم بر علیه حقی که همراه موسی بود؛ دقیقاً همان چیزی که الله تعالی کفار یهودی عصر پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم را از آن برحذر می دارد و می فرماید: وَلاَ تَلْبِسُواْ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَکْتُمُواْ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ ‏(بقره/۴۲) و حق را با باطل نیامیزید، و حق را پنهان نکنید. و حال آن که می‌دانید.‏

پس سوزاندن و قطع درختان در حالت عادی کار صحیحی نیست اما اگر مثل رسول الله صلی الله علیه وسلم در محاصره ی یهودیان بنی نضیر مجبور به قطع این درختان شدیم چه؟ مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَىٰ أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ (حشر/۵)  ‏هر درخت مرغوب خرمائی را که بریدید، یا بر پایه‌ها و ریشه‌های خود برجای گذاشتید، به فرمان  الله و اجازه او بوده است تا فاسقین (بیرون روندگان از قانون شریعت الله) را خوار و رسوا گرداند.

اما چه کسانی هستند که این موارد را برچسته و بزرگ می کنند و جنایات کفار را ناچیز و کوچک نشان می دهند و حتی نادیده می گیرند؟ ابن تیمیه در مورد دسته هائی از منحرفین میان شیعه که مسلمین را به خاطر گناهان کوچکشان مورد عیبجوئی قرار می دهند اما از کفر و گناهان بزرگ کفار و دارودسته ی منافقین «كاليهود والنصارى والمشركين والإسماعيلية والنصيرية وغيرهم» که آنها را نیز بر علیه مومنین یاری می رسانند چشم پوشی می کنند می گوید: مَنْ نَاقَشَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الذُّنُوبِ، وَهُوَ لَا يُنَاقِشُ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ عَلَى كُفْرِهِمْ وَنِفَاقِهِمْ، بَلْ وَرُبَّمَا يَمْدَحُهُمْ وَيُعَظِّمُهُمْ، دَلَّ عَلَى أَنَّهُ مِنْ أَعْظَمِ النَّاسِ جَهْلًا وَظُلْمًا، إِنْ لَمْ يَنْتَهِ بِهِ جَهْلُهُ وَظُلْمُهُ إِلَى الْكُفْرِ وَالنِّفَاقِ.[۱] هرکسی که به خاطر گناهان با مومنین جرو بحث کند، اما در عین حال با کفار و منافقین به خاطر کفرشان و نفاقشان جروبحث نمی کند بلکه به مدح و ستایش و بزرگداشت این کفار و منافقین هم می پردازد، دلیل بر این است که بدون شک چنین شخصی از جاهلترین و ظالمترین انسانهاست، اگر این جهل و ظلمش او را به درجه ی کفر و نفاق نرساند. 

این دسته از شیعیان منحرف که غلاة میان شیعیان بودند و امروزه تحت عنوان شیعیان انگلیسی شناخته شده اند چون سایر مذاهب معروف به اهل سنت و حتی زیدی ها و معتزله و غیره که مثل خودشان فکر نمی کرده اند را مرتد می دانستند نزد خودشان دلیلی داشتند و می گفتند ما یک کافر اصلی یا یکی از دارودسته ی منافقین را بر علیه مرتدین یاری می دهیم؛ یا پیروان محمد بن عبدالوهاب با مشرک نامیدن مسلمین مخالف خودشان و سپس تکفیر نابجای آنها می گفتند حکم کفار مشرک و مرتدین بدتر از حکم یهود و نصارا است و با کفار سکولار انگلیسی و فرانسوی که سرزمینهای مسلمین را اشغال کرده بودند و مشرکین اصلی بودند کاری نداشتند و تنها با عثمانی ها و سایر مسلمین مخالف خود می جنگیدند، حالا بهانه ی این دسته از مُلاهای کوردستان مثل حسن امینی و غیره در حمایت از این احزاب سکولار  که نزد تمام مذاهب اسلامی مرتد هستند چیست؟


[۱] ابن تيميه، منهاج السنة (٤/ ٣٧٣)