دارالاسلام ایران و پیروی از روش ابوبکر صدیق در مدیریت جنگ رمضان ۱۴۰۴ش

دارالاسلام ایران و پیروی از روش ابوبکر صدیق در مدیریت جنگ رمضان ۱۴۰۴ش

به قلم: خالد سیف الله المسول

یکی از اختلافات عمر بن خطاب با ابوبکر صدیق این بود که ابوبکر صدیق به فرماندهان میدانی خود چون خالد بن ولید این اختیار و آزادی عمل را می داد که بر اساس قواعد و شرایط میدان جنگ خودش مستقلاً تصمیم بگیرد و نیازی به گزارش به رهبریت در این موارد خاص میدان نیست اما عمر بن خطاب معتقد بود که فرمانده در هر صورت باید کارهایش را به رهبریت گزارش دهد و دیدیم که در نهایت عمر بن خطاب در زمان خلافت خودش خالد را به این دلیل و دلایل دیگر برکنار می کند و بعد از مرگ خالد باز عمر متوجه می شود که حق با ابوبکر بوده و اظهار پشیمانی می کند.

در این جنگ رمضان ۱۴۰۴ش که آمریکائی ها و صهیونیستها بر ایران تحمیل کرده اند دیدیم که ایران دقیقاً از روش ابوبکر صدیق استفاده کرد و فرماندهای میدانی مختلف در جاها و مراکز و موقعیتهای مختلفی که قرار گرفته بودند با وجود کشته شدن رهبریت هم بدون کوچکترین وقفه ای به جنگ خود ادامه داده اند.

البته از میان دشمنان اصلی اهل دعوت و جهاد سراسر دنیا کسی چون مارکو روبیو نیز اقرار می کند و می گوید:  “فرماندهان ایران با برنامه ریزی وارد میدان جنگ شدند، کاملاً واضح است که در آغاز درگیری، آنها تصمیم‌گیری را به فرماندهان میدانی واگذار کرده بودند. برخلاف سیستم آمریکا که رئیس‌جمهور، وزیر جنگ یا رئیس ستاد مشترک مستقیماً دستورات و تصمیمات را می‌گیرند، در سیستم ایرانی‌ها بسیاری از تصمیم‌گیری‌ها در سطح فرماندهی انجام می‌شود.”

این دقیقاً همان نظامی است که عالیقدر سد علی خامنه ای در مدت ۳۷ سال حاکمیت خود بر دارالاسلام ایران به وجود آورده بود و آمریکا و سایر دشمنان متوجه شده اند که با نظام در ایران سروکار دارند نه با چند شخصیت برجسته؛ و همین باعث شده بزرگترین ضربات روحی را متوجه شوند و در سرگردانی عجیبی به سر برند که تنها دنبال بیرون رفتن آبرومندانه از این جنگ هستند اما تاهنوز موفق نشده اند.

ایران با از بین رفتن شخصیتهای برجسته اش از بین نمی رود، ایران نظام است. این را دشمنان متوجه شده اند امیدواریم که اهل دعوت و جهاد بین اهل سنت و جماعت نیز متوجه شوند و جهت تمرکز بر آمریکا به عنوان «سرافعی» همچون حماس و جهاد اسلامی فلسطین و اتحادیه شافعی ها و زیدی های یمن با دارالاسلام ایران هم جبهه ای و و هم مسیر شوند.  

اهل تفرق و مجریان جنگ روانی دشمن در جنگ رمضان ۱۴۰۴ش و ایجاد شکاف و تردید و سردرگمی در بین مردم ایران

اهل تفرق و مجریان جنگ روانی دشمن در جنگ رمضان ۱۴۰۴ش و ایجاد شکاف و تردید و سردرگمی در بین مردم ایران

به قلم: مسعود سنه ای

آیت الله خامنه ای رهبر دوم انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران از گروهی در میان شیعه ها صحبت می کند که می گفتند: “شما دارید به کی‌ کمک میکنید؛ اهل غزه ناصبی‌اند! ناصبی یعنی دشمن اهل‌بیت. یک عده هم باور کردند! دیدیم پیغام و پسغام که آقا، میگویند اینها ناصبی‌اند. گفتیم پناه بر خدا، لعنت خدا بر شیطان رجیمِ خبیث. در غزه مسجد الامام امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب هست، مسجد الامام الحسین هست، چطور اینها ناصبی‌اند؟! بله، سنی‌اند؛ اما ناصبی؟! اینجور حرف زدند، اینجور اقدام کردند، اینجور کار کردند.”[۱]

در میان همین شیعیان سکولار  و سکولار زده با آنکه می دیدند که نه تنها آمریکا بلکه تمام قدرتهای دنیا هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای خود از منافع و امنیت ملی خودشان دفاع می کنند اما زمانی که نوبت ایران می رسید باز کسانی پیدا شدند که با شعار ملی گرائی سکولاریستی می گفتند: نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران در حالی که:

  • علی ابن ابی طالب رضی الله عنه می گوید: وَاللَّهِ مَا غُزِيَ قَوْمٌ قَطُّ فِي عُقْرِ دَارِهِمْ إِلَّا ذَلُّوا. به الله قسم هيچ ملّتى در خانه‏اش مورد حمله قرار نگرفت مگر اينكه ذليل شد. آیا این را با چشم سر ندیدید که چگونه هواپیماها و موشکهای کفار محارب آمریکائی – صهیونی بر سر اهل ایران فرود می آمدند؟  زمانی که گفته می شد در سوریه و عراق و یمن و لبنان با آمریکا وناتو و صهیونیستها و مزدورانشان جنگ می شود که از شهرهای ایران محافظت شود یعنی همین.
  • همین خائنین و در راس آنها ربع پهلوی در جنگ رمضان ۱۴۰۴ از آمریکا و صهیونیستها دعوت به حمله به ایران و نابودی ایران کردند و خائنین به ایران هم که در داخل کشور بودند از هر گونه جاسوسی و خدمت رسانی به این دشمنان ایران که از دستشان بر می آمد کوتاهی نکردند و نشان دادند که نه ایران برایشان مهم است نه ایرانی.

به این شکل تمام تلاش این دسته از شیعیان بر این بود که ایران را در برابر آمریکا و شرکایش ذلیل کنند و یا دست کم در میان مردم شیعه مذهب نوعی تفرق به وجود بیاورند؛ البته در میان گروه منافقین منتسب به اهل سنت نیز باز دیدیم که اینها می گفتند ایران از حماس حمایت نمی کند و او را تنها گذاشته است و از اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن حمایت نمی کند و… دقیقاً گروه منافقین میان شیعه هم همین الان و در ادامه جنگ رمضان ۱۴۰۴ش می گویند که ایران از حزب الله لبنان در برابر صهیونیستها حمایت نمی کند و….

تمام این تلاشها جهت تولید تفرق، ایجاد شکاف، گسترش ناامیدی، بی‌اعتمادی و اختلاف در افکار عمومی ایرانی ها است چون نه تنها حماس و اتحادیه شافعی ها و زیدی های یمن بلکه حزب الله لبنان و سایر شاخه های شیعی مبارز موجود در عراق نیز می دانند که دارالاسلام ایران چه خدماتی به آنها کرده و می کند و قاعده ی جنگ و جبهه ی جنگ را می فهمند.

اتاق‌های عملیات رسانه‌ای و مجریان جنگ روانی دشمن سعی دارند با بهره گیری از اسلوبهای مختلف و محتواهای منتشر شده جامعه ایران را دچار تردید و سردرگمی کنند و ناکامی‌های میدانی خود را با تشدید جنگ رسانه‌ای و عملیات روانی جبران کنند؛ جنگی که هدف اصلی آن تضعیف انسجام اجتماعی و ایجاد شکاف در جبهه داخلی است.


[۱]  بیانات در دیدار روحانیون و طلاب تشیع و تسنن کردستان ۱۳۸۸/۰۲/۲۳

دولتهای خائن حاشیه خلیج فارس و پذیرش نظم ایرانی بعد از جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش

دولتهای خائن حاشیه خلیج فارس و پذیرش نظم ایرانی بعد از جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش

به قلم: کیوان مریوانی

اغتشاشات و در واقع آشوب طلبی و جنگ شهری دی ماه ۱۴۰۴ش مقدمه ای بود که اپوزیسیون سکولار و مرتد و فریب خورده های همسو با آنها با مدیریت سازمانهای جاسوسی و امنیتی آمریکا و بخصوص صهیونیستها در دارالاسلام ایران به راه انداختند که جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش را به دنبال داشت.

در جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش هم نه تنها کشورهای محارب اروپائی و بخصوص انگلیس به صورت مستقیم و غیر مستقیم در کنار آمریکا و صهیونیستها قرار گرفتند بلکه حکومتهای خائن و مرتد حاشیه خلیج فارس و اردن نیز بخشی از این جنگ شده اند که قرار بود حداکثر در ۷۲ ساعت خاتمه یابد اما دیری نگذشت که همه ی کفار محارب خارجی و مزدوران داخلی و منطقه ای آنها متوجه شدند که با محاسبات اشتباه وارد این جنگ شده اند.

دچار محاسبات اشتباه شده بودند چون:

  1. مردم نزدیک به ۹۰ ملیونی دارالاسلام ایران را همان چند هزار نفر اغتشاشگر هرزه و فریب خورده و خائنی می دانستند که به خیابانها کشانده بودند و مردم انقلابی را فراموش کرده بودند که این حاکمیت ریشه در آنها ندارد
  2. نمی دانستند که با نظام طرفند نه اشخاص و با از بین رفتن اشخاص با آنکه صدمه ی بزرگی است اما نظام پابرجاست
  3. از قدرت نظامی دارالاسلام ایران و بخصوص از قدرت موشکی دارالاسلام ایران غافل و جاهل بوده اند

دارالاسلام ایران بر اساس حکم «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ۚ » (انفال/۹۰) از قدرتی برخوردار است که بعد از قدرت ایمان و مردمی بزرگترین عامل ترساننده و بازدارنده ی دنیوی دارالاسلام در برابر دشمنان خارجی و داخلی است.

از عقبة بن عامر رضی الله عنه روایت است که می گويد: از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنيدم که بالای منبر می فرمود: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ (انفال/ ۶۰) آنچه از نيرو در توان تان است، برای پيکار با آنان آماده سازيد. و افزود: أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ.[۱] بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است.

در اینجا فرموده تیر اندازی که متناسب با روز در حال تغییر است و هم اکنون انواع موشکها و پهبادها را شامل می شود.

عمل دارالاسلام ایران به این دستور صریح و آشکار الله و رسولش صلی الله علیه وسلم باعث تغییر معادلات جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش شده است به گونه ای که می توان گفت «عقربه ها به عقب برنمی گردند» و کشورهای متخاصم جهانی و بخصوص خائنین عرب حاشیه خلیج فارس باید تابع نظم ایرانی شوند چنانچه آلیستر کروک، دیپلمات بازنشسته انگلیسی می گوید: “کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به این یقین رسیده‌اند که باید تسلط ایران بر تنگه هرمز را بپذیرند و راهبردهای اقتصادی درازمدت خود را با در نظر گرفتن این واقعیت، تنظیم نمایند.

این تغییر توازن صرفاً یک مسئله نظامی نیست، بلکه نشانۀ فرسایش نظم منطقه‌ای‌ است که طی دهه‌های گذشته بر پایۀ برتری آمریکا و اسرائیل شکل گرفته بود؛ اسرائیل با این واقعیت روبه‌رو می‌شود که نه‌تنها نمی‌تواند ایران را شکست دهد، بلکه رویارویی دائمی نیز اسرائیل را در معرض یک بحران وجودی قرار می‌دهد”.

بگذار خائنین و بخصوص گروه منافقینی که در ظاهری اسلامی قصد کشاندن مسلمین به جبهه ی کفار محارب و اشغالگر خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی بر علیه دارالاسلام ایران را داشتند بدانند که اینها نیز توسط شیطان گول خوردند و در محاسبات خود دچار اشتباه شده اند و با تمرکز بر فضای مجازی نتوانستند فضای حقیقی و مومنین اهل دعوت و جهاد و تمام مومنین دشمن ستیز را ببینند.


[۱]  مسلم ۱۹۱۷- أبو داود (۲۵۱۴)، وابن ماجه (۲۸۱۳)، وأحمد (۱۷۴۳۲)

آیا ملا عبدالرحمن فتاحی ساکن سوریه و سرباز جولانی پاسخ می‌دهد؟

آیا ملا عبدالرحمن فتاحی ساکن سوریه و سرباز جولانی پاسخ می‌دهد؟

به قلم: ابوخالد کُردستانی

ما به عنوان مسلمانی که به عزت شریعت و صلابت ایمان باور داریم، از مُلافتاحی این پرسش‌های اساسی را مطرح می‌کنیم و انتظار پاسخ صریح و اسلامی داریم. این پرسش‌ها ربطی به مسائل شخصی ندارد، بلکه از باب امر به معروف و نهی از منکر و برای روشن‌گری راه امت اسلامی است.

ای ملا عبدالرحمن فتاحی، شما که خود را آگاه به معارف دین می‌دانید، حال زمان آن رسیده است که به این حقایق تلخ، با معیارهای شرعی پاسخ دهید. ما از شما می‌پرسیم:

۱. معیار رهبری دارالاسلام: آیا ابومحمد جولانی در این معیار می‌گنجد؟

همانطور که می‌دانید، رهبر راستین دارالاسلام کسی است که با «ایمان قوی» و «شجاعت تمام»، بر «اصول قوانین شریعتِ الله تعالی» سخن می‌گوید و آن را در عمل پیاده می‌کند و مجری قوانین شریعت الله است نه قوانین کفری سکولاریستی یا غیر سکولاریستی که کفر بواح است. آیا ابومحمد جولانی، که در برابر خواسته‌های قدرت‌های کافر محارب آمریکائی و غربی و صهیونیستی کرنش می‌کند و به بهانه‌ی «مصلحت» از اجرای کامل احکام شریعت طفره می‌رود، می‌تواند در ترازوی رهبر «امارت اسلامی افغانستان» قرار گیرد که با شجاعت و بدونِ هیچ‌گونه تزلزلی، کلمه‌ی حق را بر زبان رانده و شریعت را ساری و جاری ساخته است؟ آیا چنین مقایسه‌ای اساساً جایز است، یا این دو روش، مانند شب و روز، از یکدیگر متمایزند؟

۲. ایمان ادعایی و مرز «مرجئه‌گری»:

قرآن کریم و سنت نبوی، ایمان را صرفاً یک ادعای زبانی نمی‌دانند، بلکه آن را با «عمل صالح» و «تسلیم مطلق به حکم الله» گره زده‌اند. همانطور که امام احمد بن حنبل رحمه الله فرمودند: «ایمان، قول و عمل است؛ زیاد و کم می‌شود.» حال، اگر ابومحمد جولانی ادعای مسلمانی می‌کند، اما در عمل، شریعت را تعطیل کرده یا آن را با مصلحت‌های دنیوی مخلوط می‌کند، آیا این «عمل نکردن» و این «اعتقاد اسلام بدون عمل»، همان «مرجئه‌گری عملی» نیست که سلف صالح از آن بر حذر می‌داشتند؟ آیا شما این رویکرد را از انحرافات اعتقادی نمی‌دانید؟ و آیا چنین انحرافی، در نهایت به کفر و ارتداد منجر نشده است؟

۳. شجاعت شرعی یا مصلحت‌سنجی بشری؟

اسلام و شریعت، «عزیز» هستند و هرگز نباید در برابر خواسته‌های کفار و قوانین کفری آنها، ذلیل شوند. رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: الإسلامُ يعلُو، ولَا يُعْلَى (الألباني، صحيح الجامع ۲۷۷۸ ) اسلام برتری می‌یابد و چیزی بر آن برتری نمی‌یابد. آیا روشی که جولانی در پیش گرفته، یعنی سازش با دشمنان کافر و محارب اشغالگر خارجی و اطاعت از آنها و کنار گذاشتن احکام الهی برای کسب مشروعیتِ از سوی آن‌ها، مصداق ذلت نیست؟ آیا این همان «مصالحه» نیست که عزت اسلام را قربانی بقای حقیر سیاسی می‌کند؟ آیا هم سنگر شدن تو و سایر سربازان جولانی با تحالف تحت پرچم آمریکا به بهانه ی مبارزه با تروریسم و جنگ با اهل دعوت و جهاد و سایر دشمنان آمریکا عین ارتداد نیست؟

ای ملا عبدالرحمن فتاحی، این را بدان اصلاً به شعارهای تو در مورد تشیع و ایران اهمیت نمی دهیم و نمی توانی اینگونه با فحش دادن به شیعه و ایران اینهمه انحراف و کفر بواحی که در آن افتاده ای را از اهل سنت و جماعت پنهان کنی پس:

منتظر پاسخ شما هستیم. پاسخ دهید که معیار ایمان حقیقی چیست؟ آیا عمل به شریعت و شجاعت در برابر دشمنان، شرط اساسیِ ایمان نیست؟ و آیا کسی که در عمل، از این اصول عدول می‌کند، می‌تواند خود را در زمره‌ی رهبران اسلامی بنامد؟ حقیقت «مرجئه‌گری عملی» و خطر آن و بخصوص خطر ارتداد با هم سنگر شدن با آمریکا و شرکایش برای امت، نیازمند تبیین صریح از سوی امثال شماست. آیا این کفر بواح و ارتداد نیست که تو و اربابت جولانی در آن افتاده اید؟

از خیانت‌ها دارالکفر طاری پاکستان با هم‌سویی با دارالکفرحربی آمریکا

از خیانت‌ها دارالکفر طاری پاکستان با هم‌سویی با دارالکفرحربی آمریکا

به قلم: ابومحمود کندزی

اظهارات اخیر دارالکفر طاری پاکستان در نهمین نشست دولت‌های عضو برنامه اقدام سازمان ملل درباره سلاح‌های کوچک و سبک، مبنی بر وجود ذخایر گسترده‌ای از سلاح‌ها و مهمات پیشرفته در افغانستان و تهدید آن برای ثبات منطقه‌ای، بیش از آنکه یک نگرانی مشروع باشد، پرده از هراس عمیق این رژیم و اربابان آمریکایی‌اش برمی‌دارد.

سید عاطف رضا، مشاور نمایندگی پاکستان در سازمان ملل، که عملاً زبان‌گوی سیاست‌های خصمانه‌ی دارالکفرحربی آمریکا در منطقه است، ادعا کرد که گسترش سلاح‌های غیرقانونی موجب تقویت گروه‌های مسلح و تشدید درگیری‌ها شده و تهدیدی برای منطقه است. این ادعا در حقیقت اعتراف به ترس عمیق مزدور منطقه‌ای آمریکا (یعنی دارالکفر طاری پاکستان) از قدرت نظامی رو به رشد دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و صلابت تسلیحاتی دارالاسلام ایران است. این دقیقاً همان چیزی است که آمریکا، به واسطه مزدوران محلی و منطقه‌ای خود، می‌خواهد از آن جلوگیری کند.

دارالکفر طاری پاکستان، دقیقاً همین سیاستِ آمریکا را دنبال می‌کند که دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و دارالاسلام ایران نباید تسلیحات پیشرفته نظامی، از جمله موشک‌ها و پهپادهای جنگی و اکتشافی، در اختیار داشته باشند. هرچند این رژیم به طور خاص نام امارت اسلامی را برد، اما در واقع این مثال «در به تو می‌گویم، دیوار تو بشنو» است؛ اشاره‌ای به این نکته که هدف اصلی و نهان، نه تنها امارت اسلامی، بلکه تمامی جبهات جهادی بر علیه آمریکا و صهیونیستها در منطقه، به ویژه دارالاسلام ایران، است.

این سخنان در حالی گفته می‌شود که دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، برای تقویت توان دفاعی و راداری خود و حفاظت از آسمان دارالاسلام افغانستان، با دارالکفر روسیه قراردادهای نظامی و تسلیحاتی مهمی را منعقد کرده است. این گام‌های مهم در جهت استقلال و خودکفایی دفاعی، خشم و هراس دارالکفر طاری پاکستان و حامیان غربی‌اش را دوچندان کرده است. خیانت‌های دارالکفر طاری پاکستان با هم‌سویی دارالکفرحربی آمریکا، تلاشی مذبوحانه برای ممانعت از تجهیز و تقویت جبهه حق در برابر باطل است، اما به فضل الهی، این تلاش‌ها هرگز به ثمر نخواهد نشست.

شبکه ماهواره ای نجدی «کلمه» تریبون کفر و نفاق و ارتداد به دین سکولاریسم در نقاب اهل سنت

شبکه ماهواره ای نجدی «کلمه» تریبون کفر و نفاق و ارتداد به دین سکولاریسم در نقاب اهل سنت

به قلم: صلاح الدین مجاهد  

تمام مجریان اصلی شبکه ی کلمه همچون خدمتی و عقیل هاشمی و کیانی و ترشابی دارای تفکرات نجدیت هستند، نجدیتی که با کفار سکولار اصلی و مرتدین سکولار داخلی بر علیه مسلمین هم مسیر شده است که در تفکرات نجدیت هم چنین جرمی آنها را از دایره ی اسلام خارج می کند.

مدت‌هاست که رسانه‌ای نجدی تحت عنوان «شبکه کلمه»، با پنهان شدن پشت نام اهل‌سنت و با ظاهری فریبنده، سعی در همسو کردن اهل سنت با جبهه ی کفار اشغالگر خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی داشته است. اما گذشت زمان و حوادث، پرده‌ها را کنار زد و ماهیتِ پلیدِ این تریبون وابسته به آمریکا، صهیونیست‌ها و کفار محارب غربی و دولتهای دست نشانده ی حاشیه خلیج فارس را آشکار کرد. امروز دیگر بر هیچ‌کس پوشیده نیست که «شبکه نجدی کلمه»، نه تنها مدافع ارزش‌های دینی نیست، بلکه بلندگوی اصلی سکولاریسم و الحاد در پوشش فریبکارانه‌ی مذهبی است.

این شبکه که سال‌ها با سوءاستفاده از روایات و آرای بزرگان اهل‌سنت، آتش تفرقه را میان برادران مسلمان شعله‌ور می‌کرد، اکنون با دعوت از کسانی که آشکارا به ساحت مقدس الله و رسولش صلی الله علیه وسلم توهین می‌کنند و مروّج فساد و الحاد هستند، نشان داده که هدفش نه خدمت به اسلام، بلکه نابودی ریشه‌های دین در این سرزمین است. هم‌سویی با چهره‌های معاند و تریبون دادن به جریانات سکولار و مرتد، دیگر جای شک باقی نمی‌گذارد که این رسانه، در حقیقت «شبکه کفر» است.

الله تعالی در قرآن کریم، این جماعت منافق را که با ظاهری مذهبی به جنگ دارالاسلام و مجاهدین شریعتگرا می‌روند، چنین توصیف می‌کند: وَ إِذَا قِیلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُوا فِی الأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ * أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لَکِن لاَّ یَشْعُرُونَ (بقره/۱۱-۱۲) و چون به آنان گفته شود در زمین فساد نکنید، می‌گویند ما اصلاح‌گریم، آگاه باشید که قطعاً آنان همان مفسدانند، اما نمی‌فهمند.

شبکه کلمه مصداق بارز «مفسد فی‌الارض» است که با استفاده از ابزار رسانه، سعی در گسترش افکار مسموم کفری سکولاریستی دارد.

آری، تکیه زدن این شبکه به جریاناتی کافر سکولار که دشمنان آشکار توحید و قوانین شریعت الله هستند، پرده از نفاق عمیق آنان برداشته است.

شبکه نجدی کلمه که امروز دوشادوش چهره‌های مرتد سکولار و الحادی در نشست‌های مرتدین سکولار مانند نشست اسلو حضور می‌یابد، دیگر هیچ ارتباطی با منهج پاک اهل‌سنت ندارد. این جریان، بخشی از پازل جنگ نرم آمریکا و غرب برای تضعیف اعتقادات امت اسلامی است.

بر امت اسلامی و دلسوزان دین لازم است که هوشیار باشند و فریب بازی‌های این «شبکه کفر» را نخورند که با دستان آلوده، به نام آزادی، کمر به نابودی ایمان به قوانین شریعت الله بسته‌اند.

بیانیه فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران در مورد حملات امشب به پایگاه‌های امریکایی در منطقه(۱۳/ ۳/ ۱۴۰۵ش)

بیانیه فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران در مورد حملات امشب به پایگاه‌های امریکایی در منطقه(۱۳/ ۳/ ۱۴۰۵ش)

بسم الله الرحمن الرحیم

«با آنها بجنگید، خداوند آنها را به دست شما عذاب می‌کند و رسوا می‌سازد و شما را بر آنها پیروز می‌کند و سینه‌های قوم مؤمن را شفا می‌دهد.» (خداوند متعال راست گفته است)

ای فرزندان آزاده امت اسلامی و ای مردم شریف و استوار ایران:

در پاسخ به گستاخی و تجاوز آشکار نیروهای تروریستی آمریکایی در هدف قرار دادن حاکمیت ملی جمهوری اسلامی ایران در جزیره عزیز قشم، نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به لطف و پشتیبانی خداوند و در راستای عمل به تعهد خود برای حفظ میهن، پایگاه‌های نظامی اشغالگران آمریکایی در کشور کویت را با حملات موشکی دقیق و فشرده مورد اصابت قرار داد که منجر به انهدام موفقیت‌آمیز اهداف آنها و آتش گرفتن سنگرهای متجاوزان شد.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اعلام این پاسخ اولیه برای تلافی‌جویی، هشداری قاطع و قاطع به دولت آمریکا، سردمدار استکبار جهانی و همه کسانی که اجازه استفاده از خاک یا حریم هوایی خود را برای تجاوز به ایران می‌دهند، صادر می‌کند:

هرگونه حماقت جدید، تجاوز بیشتر یا هر اقدامی که حتی یک وجب از مرزها و حاکمیت ما را نقض کند، با پاسخی ویرانگر، کوبنده و قاطع روبرو خواهد شد که فراتر از همه قوانین و مرزهای تعیین‌شده است. نیروهای شجاع ما در تبدیل تمام مقرها و منافع متجاوزان در منطقه به خاکستر تردید نخواهند کرد.

دوران «بزن و در رو» به پایان رسیده است و نیروهای متجاوز باید عواقب وخیم جهل و ماجراجویی‌های بی‌ملاحظه خود را تحمل کنند.

«و پیروزی جز از جانب خداوند متعال و حکیم نیست.»

۱۷ ذی‌الحجه ۱۴۴۷ هجری قمری
۳ ژوئن ۲۰۲۶ میلادی

عقب نشینی رژیم صهیونیستی از حمله به ضاحیه بیروت پس از هشدار قاطع دارالاسلام ایران به آنها

عقب نشینی رژیم صهیونیستی از حمله به ضاحیه بیروت پس از هشدار قاطع دارالاسلام ایران به آنها

پس از هشدار قاطع دارالاسلام ایران درباره پیامد‌های خطرناک هرگونه حمله رژیم صهیونیستی به ضاحیه بیروت، رسانه‌های صهیونیستی از توقف حملات به این منطقه خبر دادند.

تحلیلگران منطقه‌ای معتقدند عقب‌نشینی تل‌آویو از اجرای این عملیات، بیش از هر چیز نشان‌دهنده تأثیر قدرت بازدارندگی ایران و محور مقاومت و نگرانی واشنگتن از گسترش دامنه درگیری در منطقه است.

روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی نوشت: دستور بنیامین نتانیاهو برای بمباران ضاحیه جنوبی بیروت، به منزله اذعان به شکست استراتژی “اسرائیل” در جنگ بوده است.

این روزنامه آمریکایی افزود: استراتژی اسرائیل بر عقب راندن حزب‌الله از طریق اشغال اراضی لبنان استوار بود. اما به نظر می‌رسد “اسرائیل” برای استفاده گسترده حزب‌الله از پهپادهای انتحاری هدایت‌شونده با فیبر نوری آمادگی نداشت؛ این پهپادها با کابل‌هایی به طول چند کیلومتر کنترل می‌شوند و جنگ الکترونیک یا عملیات پارازیت بر روی سیگنال‌ها بر آن‌ها تأثیری نمی‌گذارد.

نیویورک تایمز ادامه داد: این پهپادهای حزب‌الله همچنان به هدف قرار دادن سربازان و فرماندهان اسرائیلی در داخل لبنان و اسرائیل ادامه می‌دهند و حزب‌الله نیز ویدئوهای تأثیرگذاری از عملیات خود را در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کند.

این نشریه همچنین خاطرنشان کرد: پهپادهای حزب‌الله باعث غافلگیری و سردرگمی در ارتش اسرائیل شده‌اند، زیرا ارتش “اسرائیل” انتظار نداشت که این پهپادها تا این حد خطرناک باشند. در حال حاضر، نظامیان اسرائیلی در جنوب لبنان به اهداف متحرک تبدیل شده‌اند.

گفتنی است دیروز رژیم صهیونیستی خواست ضاحیه بیروت را به شدت بمباران کند تا بتواند حزب الله را وادار به عقب نشینی و توقف حملات پهپادی کند، با این حال هشدار ایران، آمریکا را مجبور کرد که جلوی این کار را بگیرد.

سردار اسدی معاون بازرسی قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء صلی الله علیه وسلم دارالاسلام ایران: هنوز برگ‌های برنده را رو نکرده‌ایم

سردار اسدی معاون بازرسی قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء صلی الله علیه وسلم دارالاسلام ایران: هنوز برگ‌های برنده را رو نکرده‌ایم

معاون بازرسی قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا:
بارها گفته‌ایم که هنوز همه برگ‌های برنده خود را رو نکرده‌ایم و برگ‌های زیادی وجود دارد که اگر لازم شود، از آن‌ها استفاده خواهیم کرد.

آمریکا فقط خواهان تسلیم کامل ما است و ملت ایران هم هرگز تسلیم نخواهد شد.

وقتی تسلیم در کار نیست، جنگ در پیش است؛ بنابراین ما منتظریم و مشکلی با جنگ نداریم؛ لذا اگر ناتو هم در این عرصه حاضر شود، ما هیچ‌گونه نگرانی نداریم.

بیانیه ی روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران در حملات فراگیر به پایگاه‌های آمریکا در منطقه (۱۴۰۵/۳/۱۳)

بیانیه ی روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران در حملات فراگیر به پایگاه‌های آمریکا در منطقه (۱۴۰۵/۳/۱۳)

بسم الله القاصم الجبارین

فَمَنِ اعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ

️در اواخر شب گذشته ارتش متجاوز آمریکا یک نفتکش ایرانی را در حوالی تنگه هرمز مورد اصابت پرتابه هوایی قرار داد که این نفتکش از محل موتورخانه دچار خسارت گردید.

در پاسخ به این تجاوز و نقض مقررات تنگه هرمز شناور متعلق به دشمن آمریکایی صهیونی به نام پانایا مورد هدف موشک های نیروی دریایی سپاه قرار گرفت.

️دشمن آمریکایی در تجاوزی مجدد یک دکل مخابراتی سپاه در جنوب جزیره قشم را هدف پرتابه های هوایی خود قرار داد در پاسخ به این تجاوز پایگاه هوایی و بالگردی آنان مستقر در یکی از کشورهای منطقه و همچنین مرکز ناوگان پنجم دریایی آمریکا مورد تهاجم موشکی و پهپادی نیروی هوافضای سپاه قرار گرفتند.

️پیش از این اخطار داده بودیم که در صورت تجاوز پاسخ متفاوت و سنگین تر خواهد بود و همینطور اقدام کردیم. این پاسخ ها باید عبرت شده باشد.

تکرار می کنیم برهم زدن امنیت تنگه هرمز تاوان سختی برای ارتش متجاوز آمریکا خواهد داشت.

و ما النصر الا من عندالله العزیز الحکیم