روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۵)

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۵)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

درباره استراتژی روسیه در دو جنگ چچن

بخش ۱

علاوه بر این، ۲۶ نوامبر ۲۲ سال از اولین حمله تانک‌ها به گروزنی (جوخار) توسط لشکرهای تامان و کانتمیروفسکایا ارتش روسیه می‌گذرد. ​​شکست این حمله با یک جنگ تمام عیار و حمله دیگری به پایتخت چچن همراه بود.

در طول ۲۲ سال گذشته، ترول‌های روسی اینترنت را با دروغ‌ها و داستان‌های ساختگی در مورد جنگ پر کرده‌اند. ما در تلاش برای پایبندی به حقیقت، در مورد آن روزها برای شما خواهیم گفت.

با توصیف و تحلیل اولین جنگ روسیه و چچن شروع خواهیم کرد.

اگرچه عنوان مقاله عربی به اولین «جنگ چچن» اشاره دارد، اما فقط وقایع مرتبط با حمله به گروزنی را که در ۳۱ دسامبر ۱۹۹۴ آغاز شد، شرح می‌دهد.

این توصیف سطحی، یک‌جانبه و ناقص است. نویسنده این مقاله حتی به سه عملیات نظامی بسیار مهم انجام شده توسط مجاهدین چچن در طول جنگ اول چچن اشاره مختصری نکرده است. هر یک از این عملیات‌ها منحصر به فرد بودند و در آن زمان به موضوع اصلی تمام رسانه‌های جهانی تبدیل شدند.

این عملیات‌ها ضربات دردناکی به اعتبار ارتش روسیه و به ویژه به اعتبار واحدهای نیروهای ویژه روسی مانند آلفا، تفنگداران دریایی، کلاه مارون و دیگران وارد کردند. منظور ما حمله جسورانه ۲۰۰ مجاهد به رهبری شامل باسایف (رحیم‌الله) به عمق خطوط دشمن در بودیونوفسک (ژوئن ۱۹۹۵) است.

سپس حمله سلمان رادویف به کیزلیار و نبرد چهار روزه در روستای پروومایسکایا در داغستان (ژانویه ۱۹۹۶) از راه رسید.

در نهایت، عملیات جهاد، که در اوت ۱۹۹۶ انجام شد. سپس ۸۵۰ مجاهد چچنی وارد گروزنی شدند و توانستند ارتش ۱۵۰۰۰ نفری روسیه را در داخل شهر فلج کنند.

رهبری روسیه که خود را در موقعیتی خطیر می‌دید، مجبور شد وارد مذاکرات صلح شود و توافقنامه‌ای موسوم به خاساویورت را امضا کند که روسیه را ملزم می‌کرد تا ژانویه ۱۹۹۷ تمام نیروهای خود را از چچن خارج کند.

نویسنده مقاله عربی نه تنها به این وقایع مهم جنگ اول چچن که ارتش روسیه را در وضعیت نامطلوبی قرار می‌داد، نمی‌پردازد، بلکه خائنین به مردم چچن را «چچنی‌های دوست» نیز می‌نامد.

در مورد مجاهدین، آنها در بهترین حالت «شورشی» و در چندین جا «تروریست» نامیده می‌شوند. بنابراین، نقاب «بی‌طرفی و بی‌طرفی» نویسنده کنار می‌رود.

علاوه بر این، اگر کسی ادعای بی‌طرفی و بی‌طرفی می‌کرد، این جنگ را «روسیه-چچن» می‌نامید، نه «چچن». فقط کسانی که آن را از اردوگاه روسیه، از منظر تبلیغات روسیه، می‌دیدند، آن را «جنگ چچن» می‌نامیدند. اما از آنجایی که نویسنده این مقاله تنها حمله به گروزنی در سال‌های ۱۹۹۴-۱۹۹۵ را از کل جنگ اول روسیه و چچن بررسی می‌کند، ما نیز خود را به این وقایع محدود خواهیم کرد.

نقد و واکاوی بیانیه سازمان القاعده؛ ضرورت بازگشت به سیاست وحدت‌گرا و عبور از تفکر نجدی

نقد و واکاوی بیانیه سازمان القاعده؛ ضرورت بازگشت به سیاست وحدت‌گرا و عبور از تفکر نجدی

به قلم: خالد سیف الله المسلول

سازمان مرکزی القاعده ی الشیخ ایمن الظواهری تقبله الله اخیرا بیانیه ای نشر داده که در آن با تمرکز جهاد بر آمریکا و هشدار در مورد سرازیر شدن ناوگانهای نظامی و تجهیزات آمریکا و شرکایش در خاور میانه، مومنین را به آمادگی و انسجام در جهاد با این «سر افعی» دعوت می کند.

این حرکت، در واقع نوعی بازگشت به منهج القاعده ی الشیخ اسامه بن لادن تقبله الله است اما بدون رها کردن منهج محدود بین و اشتباه نجدیت الشیخ ایمن الظواهری و عدم بازگشت به منهج سید قطبی الشیخ اسامه بن لادن نمی توان به آن جامه ی عمل پوشاند و در نقدی استراتژیک می توان گفت چنین جبهه ی واحدی علیه اشغالگران شکل نمی‌گیرد.

در حالی که القاعده ی الشیخ ایمن الظواهری در بیانیه خود از خطر «صلیبی‌ها و صهیونیست‌ها» و ناوهای هواپیمابر سخن می‌گوید، پرسش اساسی اینجاست: چرا در میدان عمل یمن، پتانسیل‌های موجود برای اخراج متجاوزان هماهنگ نمی‌شود؟

اگر دشمن اصلی آمریکا، اسرائیل و حامیان منطقه‌ای آن‌ها (سعودی و امارات) هستند، تداوم درگیری با نیروهای انقلابی داخلی یمن (اتحادیه شافعی ها و زیدی های حاکم بر صنعا) تنها به سود واشنگتن و تل‌آویو است. برای قطع دست صهیونیسم از دریای سرخ و شبه‌جزیره، لزوم یک «اتحاد تاکتیکی» برای ضربه زدن به منافع آمریکا و سقوط حکام وابسته به غرب، بیش از هر زمانی احساس می‌شود.

یکی از دلایل اصلی بن‌بست کنونی القاعده، چرخش از اندیشه‌های منهجی-انقلابی اهل سنت و جماعت به سمت انحصارگرائی بر تفکر مخرب نجدیت است که همین نجدیت خودش قابله ی تفرق و جنگ داخلی میان خودش است چه رسد به ایجاد تفرق و چند دستگی میان مسلمین غیر نجدی.

 شیخ اسامه تحت تأثیر تفکرات «سید قطب»، بر مبارزه با «دشمن دور اما اصلی و سرافعی» (آمریکا) و بیداری فراگیر امت اسلامی تأکید داشت. او به دنبال عزت امت بود، نه غرق شدن در مسائل حاشیه‌ای فقهی اما نفوذ علمای «نجدی» که ریشه در تفکرات محمد بن عبدالوهاب دارند، و پذیرش دیدگاههای آنها توسط الشیخ ایمن الظواهری، القاعده را به دام «تفرق داخلی میان القاعده» و سپس به تفرق میان سایر مومنین اهل دعوت و جهاد و در نهایت به جنگ داخلی انداخته است. این رویکرد باعث شده تا به جای مبارزه با آمریکا به عنوان سرب افعی و کفر جهانی، انرژی جوانان صرف نفی دیگر مجاهدین و حتی صرف تکفیر دیگر مسلمانان شود. این مسیر اشتباه، نه تنها پیروزی به ارمغان نمی‌آورد، بلکه باعث انزوای مجاهدان اهل دعوت و جهاد شده و می‌شود و در نهایت سود تمام فعالیتهای آنها به جیب آمریکا و شرکایش و مرتدین سکولار داخلی می رود؛ مگر همین الان سوریه و یمن و لیبی و.. را نمی بینید؟

القاعده اگر به دنبال بازپس‌گیری ابهت گذشته در زمان الشیخ اسامه بن لادن تقبله الله و حفاظت از سرزمین‌های اسلامی (از غزه تا کاشغر و ترکستان شرقی، از اندونزی تا مراکش) است، باید لزوم بازنگری در ساختار مشورتی و علمی خود را درک و هضم کند و منهج آن دسته از «علما‌ی نجدیت» که راه اشتباه تکفیر را ترسیم کرده و باعث تفرقه در جبهه ضدآمریکایی می‌شوند را کنار بگذارد و به ریشه‌های اصلی خود یعنی «عزت اسلامی» و مبارزه با استعمار و تمرکز جهاد بر سر افعی(آمریکا) بازگردد؛ مسیری که در آن اولویت با اخراج اشغالگران و سرنگونی حکام دست‌نشانده و مرتد است، نه جنگ‌های مذهبی داخلی.

بیانیه القاعده ی نجدی به درستی از خطر ناوهای آمریکایی سخن می‌گوید، اما قدرت واقعی در «وحدت میدانی» است. اگر القاعده راه خود را از تفکر نجدی جدا نکند و به منهج الشیخ اسامه بن لادن تقبله الله بر نگردد و با نیروهای ضد آمریکائی – صهیونیستی در منطقه (حتی با وجود اختلافات مذهبی) همسو نشود، تاریخ آن‌ها را به عنوان جریانی قضاوت خواهد کرد که فرصت طلایی برای ضربه نهایی به هژمونی آمریکا را با جنگ‌های داخلی از دست دادند.

به یاد بیاورید که الشیخ اسامه بن لادن تقبله الله نه تنها با تمام نیروهای مذهبی میان مسلمین تشکیل جبهه ای واحد داد بلکه حتی در جریان اشغال عراق توسط آمریکا و شرکایش به نیروهای جهادی دستور داد که حتی با مرتدین بعثی هم که در برابر آمریکائی ها در حال جنگ هستند تشکیل یک جبهه ی واحد بدهند و با این مرتدین بعثی جنگی نشود؛ چون آمریکا سر افعی است و بیرون راندن کافر محارب و اشغالگر خارجی در اولویت است و هر گونه جنگ داخلی به نفع این دشمن محار خارجی و ضربه زدن به اهل دعوت و جهاد است.

در این صورت می توانیم بگوئیم که عزت و پیروزی القاعده در گرو بازگشت به منهج اصیل «اهل سنت و جماعت» با قرائت منهجی و انقلابی سید قطب و الشیخ اسامه بن لادن و الشیخ ابوحمزه المهاجر هورامی است. تنها با گذار از تنگ‌نظری‌های نجدی و حرکت به سوی یک جبهه واحد اسلامی است که می‌توان دست آمریکا و صهیونیست‌ها و شرکا و مزدوران آنها را از سرزمین‌های وحی و خاور میانه کوتاه کرد.

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۴)

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۴)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

۲۳ ژانویه ۱۹۹۶

انتقال گروگان‌ها به نمایندگان سازمان‌های عمومی داغستان برای ساعت ۱۱ صبح در نووگروزننسکویه (اویسخار) برنامه‌ریزی شده بود. با این حال، این رویداد تا ۲۴ ژانویه به تعویق افتاد، زیرا مقامات داغستانی از مقامات روسی برای امنیت گروگان‌هایی که به خانه بازمی‌گشتند، تضمین خواستند و خواستار عدم اعزام آنها به “اردوگاه‌های تصفیه” شدند.

۲۴ ژانویه ۱۹۹۶

۴۶ گروگان به نمایندگان مردم داغستان تحویل داده شدند.

۳۶ گروگان پیش از آن به اقوامی که برای تحویل گرفتن آنها آمده بودند، تحویل داده شده بودند.

یک کنفرانس مطبوعاتی در روستای نووگروزننسکی برگزار شد که در آن اصلان مسخدوف، شامیل باسایف، سلمان رادویف و مولودی ادوگف حضور داشتند. احمد قدیروف، مفتی موقت وقت، نیز حضور داشت.

طرف چچنی از مقامات روسی خواست که اجساد مجاهدینی را که واحد رادویف نتوانسته بود در کیزلیار و پروومایسکی جمع‌آوری کند، تحویل دهند. پنجاه و دو قبر حفر شد. پیشنهاد شد که جنگجویان چچنی اسیر شده با افسران اسیر OMON مبادله شوند.

۲۵ ژانویه ۱۹۹۶

سی و شش جسد از مجاهدین چچنی به چچن تحویل داده شد. در مورد جنگجویان اسیر شده، آنها زودتر از یک ماه بعد نجات یافتند – در واقع فقط هفت نفر. مقامات نظامی روسیه از ارائه هرگونه اطلاعاتی در مورد سه نفر از آنها خودداری کردند. ظاهراً آنها تا سر حد مرگ شکنجه شده بودند. نفر چهارم چند روز قبل از انتقال زندانیان بر اثر جراحات وارده درگذشت. یک فرد تنها در صورتی می‌تواند پس از یک ماه بر اثر جراحات بمیرد که عمداً مراقبت‌های پزشکی دریافت نکند.

در اواخر ژانویه ۱۹۹۶، به ابتکار بوریس یلتسین، رئیس جمهور روسیه و ویکتور چرنومردین، نخست وزیر، کرملین تصمیم گرفت رئیس جمهور جمهوری چچن ایچکریا (CRI)، جوهر دودایف، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری چچن ایچکریا (CRI)، اصلان مسخدوف و فرمانده سلمان رادویف را از بین ببرد. دستورات مربوطه به سرویس‌های ویژه روسیه صادر شد. تروریسم رسماً به سطح سیاست دولتی فدراسیون روسیه ارتقا یافت.

پس از آنکه شامیل باسایف آنها را در ژوئن ۱۹۹۵ مجبور به توقف حمله کرد، ارتش روسیه رویای انتقام را در سر می‌پروراند. آنها نیاز داشتند یلتسین را که از قبل برای درک ماهیت واقعی خود در تلاش بود، عصبانی کنند.

سرویس‌های اطلاعاتی روسیه تلاش کردند از کمپین رادویف برای اهداف تبلیغاتی سوءاستفاده کنند و برای این منظور راهرویی به بیمارستان و زایشگاه کیزلیار ترتیب دادند.

این نقشه شکست خورد، اما تبلیغات روسیه، از روز اول این “عملیات”، خستگی‌ناپذیر جار زد که هدف اصلی رادویف گروگان‌گیری در زایشگاه است. روس‌های عادی، از جمله یلتسین که کم‌کم نشانه‌های زوال عقل را نشان می‌داد، به راحتی این روایت را باور کردند. دولت و جامعه به شروع یک قتل عام جدید رضایت دادند.

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۳)

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۳)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

۱۸ ژانویه ۱۹۹۶

صبح زود، واحد سلمان رادویف محاصره را شکست و به همراه گروگان‌ها، با قایق از رودخانه ترک به چچن عبور کردند. بسیاری از آنها از طریق خط لوله گاز از رودخانه عبور کردند. در طول روزهای نبرد در پروومایسکویه، ۲۳ جنگجوی چچنی کشته شدند. این واحد هنگام عبور از میدان مین، شش نفر از نیروهای امدادی خود را از دست داد.

یک گروه ۱۵ نفره از جنگجویان در روستا باقی ماندند – ۱۱ نفر از آنها اسیر و بقیه کشته شدند.

در طول فرار، جنگجویان رادویف ۱۴۰ گروگان (بدون احتساب پلیس ضد شورش اسیر شده) را به اسارت گرفتند. بیش از ۵۰ گروگان از راهپیمایی عقب ماندند و توسط نیروهای روسی اسیر شدند. ۸۲ گروگان و ۲۹ زندانی با موفقیت به چچن منتقل شدند. پلیس ضد شورش اسیر شده، زخمی‌ها را حمل می‌کرد.

صبح، رادیو آزادی ارتباط خود را با مولودی ادوگوف، وزیر مطبوعات و اطلاعات جمهوری چچن ایچکریا، از دست داد. او چند روز گذشته از طریق تلفن ماهواره‌ای در حال گزارش وقایع پروومایسکویه بود.

همانطور که بعداً معلوم شد، مأموران FSB به دفتر شرکت آمریکایی اینمارست، که خدمات ارتباطات ماهواره‌ای ارائه می‌دهد، رسیدند و با این ادعا که تلفن «در دست تروریست‌ها» است، خواستار قطع آن شدند.

خبرنگاران رادیو آزادی از پروومایسکویه بازدید کردند و ۳۰ جسد را در آنجا دیدند. تشخیص اینکه کدام یک از آنها گروگان و کدام یک جنگجوی چچنی بودند، غیرممکن بود.

به گفته نیروهای داخلی از بریانسک، نیروهای روسی متحمل خسارات بسیار سنگینی شدند. تنها بیست نفر از واحد آنها کشته شدند. ساکنان محلی گزارش دادند که هلیکوپترهای پزشکی حامل کشته‌ها و زخمی‌ها هر نیم ساعت یکبار از روستاهای اطراف در طول نبرد حرکت می‌کردند.

تعداد کل جنگجویان چچنی کشته شده در کیزلیار و پروومایسکویه ۷۰ نفر بود.

نیروهای روسی بیش از ۲۵۰ نفر را در نبرد پروومایسکویه از دست دادند. بیست و پنج خودروی جنگی پیاده نظام و نفربر زرهی، پنج تانک و یک هلیکوپتر منهدم شد. در جریان فرار از روستا، جنگجویان چچنی تقریباً ۵۰ سرباز روسی دیگر و چندین خودروی زرهی را منهدم کردند.

تا ۵۰ گروگان توسط آتش روسیه کشته شدند.

گروگان‌هایی که از پروومایسکویه فرار کردند، بلافاصله به چنگ FSB افتادند که آنها را به اصطلاح “اردوگاه‌های تصفیه” فرستاد، جایی که مجبور شدند در مورد وقایع روزهای قبل دروغ بگویند.

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۲)

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۲)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

۱۶ ژانویه ۱۹۹۶

تمام شب، نیروهای روسی تلاش کردند پروومایسکویه را تصرف کنند. واحدهای روسی، با پشتیبانی خودروهای جنگی پیاده نظام و نفربرهای زرهی، از تمام خیابان‌ها به عمق روستا نفوذ کردند. با این حال، تا ساعت ۵ صبح، آنها از روستا بیرون رانده شدند و تنها توانستند در دو یا سه خانه در حومه شهر جای پایی برای خود دست و پا کنند. تا صبح، بیش از ۱۶۰ جسد سرباز روسی در خیابان‌های روستا پخش شده بود.

طبق گزارش‌های ساعت ۵ صبح، پنج مجاهد چچنی دیگر کشته و ۱۱ نفر زخمی شده بودند. چهار گروگان نیز کشته و بیش از ۲۰ نفر زخمی شدند.

در نزدیکی روستای نووگروزننسکی (اویسخار)، ساکنان محلی ستونی از خودروهای زرهی روسی را که به سمت پروومایسکویه در حرکت بودند، متوقف کردند. راهپیمایی غیرنظامیان از خاساویورت به سمت پروومایسکویه آغاز شد و خواستار پایان قتل عام شدند.

در همین حال، در پروومایسکویه، ده‌ها گروگان در آوار یک ساختمان ویران شده به دام افتادند. گروگان‌ها به شش گروه تقسیم شدند و در زیرزمین‌های ساختمان‌ها پناه گرفتند.

تا شامگاه ۱۶ ژانویه، طی دو روز درگیری، ۱۷ جنگجوی چچنی کشته و حدود ۲۰ نفر زخمی شدند (که حال دو نفر از آنها وخیم است). نیروهای روسی بیش از ۲۰۰ نفر تلفات دادند.

۲۶ گروگان موفق به فرار از روستا شدند.

واحدهای چچنی از حلقه بیرونی با نیروهای روسی جنگیدند.

۱۷ ژانویه ۱۹۹۶

پس از یک حمله ناموفق دیگر، نیروهای روسی با موشک‌اندازهای گراد به مدت چهار تا پنج ساعت پروومایسکویه را گلوله‌باران کردند. حملات بیشتری پس از آن انجام شد. حدود ۲۰ گروگان کشته شدند.

جنگجویان چچنی با سربازان روسی از طریق رادیو تماس گرفتند و پیشنهاد دادند که دوباره گروگان‌ها را از روستا بگیرند. تنها پاسخ، الفاظ رکیک بود. هر نیم ساعت، گروگان‌ها روی آنتن می‌آمدند و ادعا می‌کردند که زنده هستند و التماس می‌کردند که از روستا بیرون برده شوند. سربازان روسی با فحاشی، گلوله‌باران بیشتر و حملات بیشتر پاسخ می‌دادند.

مانند گذشته، جنگجویان چچنی مجبور شدند از یک لحظه کم و بیش آرام استفاده کنند و گروگان‌ها را خودشان، یکی دو نفر، آزاد کنند. گروهی متشکل از نه گروگان که با پرچم سفید از روستا خارج شده بودند، از یک خودروی جنگی پیاده نظام روسی مورد اصابت گلوله قرار گرفتند.

سلمان رادویف با رادیو به استودیوی تلویزیونی “کانال ریاست جمهوری” جمهوری چچن ایچکریا پیام داد و پخش زنده داشت. او گزارش داد که هفت افسر پلیس ضد شورش اسیر شده توسط آتش روسیه کشته شده‌اند و برخی از افسران پلیس ضد شورش که زنده مانده بودند، اسلحه به دست گرفته و به همراه جنگجویان چچنی، شروع به دفع حملات نیروهای روسی کرده‌اند. پیامی از گروگان‌ها به ارتش روسیه پخش شد.

از حلقه بیرونی، چندین گروه چچنی، که تعدادشان بین ۱۵۰ تا ۲۵۰ نفر بود، با نیروهای روسی جنگیدند. مواضع روسیه با موشک‌های گراد، ATGM و NURS گلوله‌باران شد. یکی از گروه‌های چچنی از دشت سیلابی رودخانه ترک جنگید.

در شب ۱۷-۱۸ ژانویه، نیروهای روسی بار دیگر تلاش کردند تا به پروومایسکویه حمله کنند. یک هلیکوپتر روسی در حین تلاش برای فرود یک گروه تهاجمی سرنگون شد. دو هلیکوپتر دیگر آسیب دیدند اما توانستند به پایگاه بازگردند.

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۱)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

۳۰ سال از عملیات کیزلیار و نبرد پروومایسکویه می‌گذرد. در ۹ ژانویه، واحدهای چچنی به رهبری سلمان رادویف، خونکارپاشا اسرائیلوف و تورپال اتگیریف حمله‌ای غافلگیرانه به تأسیسات نظامی در کیزلیار، داغستان انجام دادند. در ۱۸ ژانویه ۱۹۹۶، مجاهدین محاصره را شکستند و راه خود را به چچن باز کردند.

وقایع‌نگاری لشکرکشی کیزلیار

۹ ژانویه ۱۹۹۶

صبح زود ۹ ژانویه ۱۹۹۶، دسته‌ای از جنگجویان چچنی به فرماندهی سلمان رادویف وارد شهر کیزلیار، داغستان شدند. این دسته شامل ۲۵۶ نفر بود. طبق اطلاعات اطلاعاتی چچن، یک پایگاه هلیکوپتر روسی در کیزلیار وجود داشت که مقدار زیادی سلاح در آن ذخیره شده بود.

هدف از لشکرکشی کیزلیار نابودی این پایگاه بود. با این حال، این اطلاعات تأیید نشد. نیروهای رادویف تنها چند هلیکوپتر بدون سوخت و جعبه‌های خالی سلاح را در فرودگاه کشف کردند. هلیکوپترها سوزانده شدند.

نبرد شدیدی با واحدهای روسی درگرفت که سپس عمداً “راهرویی” برای عقب‌نشینی گروه چچنی به بیمارستان و زایشگاه باقی گذاشتند.

واحد سلمان رادویف که تقریباً ۳۵ نفر را در خیابان‌های کیزلیار از دست داده بود، در بیمارستان موضع دفاعی گرفت. ساکنان خانه‌های اطراف نیز به آنجا آورده شدند. در مجموع ۳۷۰۰ نفر گروگان گرفته شدند.

گروگان‌گیری در طول لشکرکشی در کیزلیار برنامه‌ریزی نشده بود. رادویف طبق شرایط عمل کرد و تلاش کرد گروه را که در دام روسیه افتاده بود، نجات دهد. سلمان رادویف با سوءاستفاده از این موقعیت، از مسکو خواست که نیروهای خود را از چچن و قفقاز شمالی به طور کلی خارج کند.

۱۰ ژانویه ۱۹۹۶

سلمان رادویف موافقت کرد که بیشتر گروگان‌ها را آزاد کند و کیزلیار را ترک کند. مقامات روسی قول دادند که به گروه او اجازه ورود به چچن را بدهند.

گروه چچنی با بردن برخی از اجساد رفقای کشته شده و ۲۳۰ گروگان، صبح به سمت روستای پروومایسکویه در مرز با چچن حرکت کردند. کاروان عصر همان روز به روستا رسید.

در یک ایست بازرسی در نزدیکی پروومایسکویه، جنگجویان رادویف ۳۶ پلیس ضد شورش روسیه را اسیر کردند. با نزدیک شدن آنها به پل روی رودخانه ترک، یک هلیکوپتر روسی به کاروان شلیک کرد که پل را نیز با موشک منهدم کرد.

بنابراین، گروه دیگر نتوانست از پروومایسکویه به چچن عبور کند. سلمان رادویف خواستار مسیر جایگزین یا بازسازی پل شد که رد شد.

۱۱-۱۴ ژانویه ۱۹۹۶

نیروهای روسی، پروومایسکویه را مسدود کردند. نیروهای بیشتر و بیشتری دائماً به روستا می‌رسیدند. ساکنان پروومایسکویه روستا را ترک کردند.

پرسنل و رسانه‌های نظامی روسیه شروع به انتشار دروغ‌هایی در مورد اعدام گروگان‌ها توسط چچنی‌ها کردند. با این حال، جنگجویان رادویف گروگان‌ها را نه در کیزلیار و نه در پروومایسکویه اعدام نکردند.

در شب ۱۴-۱۵ ژانویه، تقریباً ۳۵ جنگجوی چچنی موفق شدند با جنگیدن راه خود را به چچن باز کنند. تنها ۱۸۵ جنگجو در پروومایسکویه باقی ماندند.

بین ۱۱ تا ۱۵ ژانویه، واحد سلمان رادویف، به رهبری فرماندهان چچنی آیدامیر آبالایف، خونکار-پاشا اسرافیلوف و تورپال اتگیریف، یک سیستم دفاعی بسیار حرفه‌ای را آماده کردند: در سراسر روستا سنگرهایی حفر شد و سنگرهایی ساخته شد. این واحد آماده جنگیدن تا پای جان شد. گروگان‌ها در حفر سنگرها کمک کردند.

۱۵ ژانویه ۱۹۹۶

مشخص شد که نیروهای روسی قصد حمله به پروومایسکویه را دارند. سلمان رادویف پیشنهاد داد که ارتش روسیه همه گروگان‌ها را از روستا خارج کند. رادویف اعلام کرد که واحد او دیگر به آنها نیازی ندارد: جنگجویان او آماده بودند تا همه را به جز زندانیان پلیس ضد شورش آزاد کنند و مانند مردان، بدون به خطر انداختن غیرنظامیان، شروع به جنگ کنند.

با این حال، ارتش روسیه این پیشنهاد را رد کرد. آنها به انتشار دروغ در مورد ادعای تیراندازی به گروگان‌ها ادامه دادند و اعلام کردند که تصمیم گرفته‌اند فوراً حمله – یعنی تیراندازی واقعی به گروگان‌ها – را آغاز کنند.

تا ۱۵ ژانویه، جنگجویان رادویف همه زنان را آزاد کردند. چندین نفر از زنان آزاد شده تصمیم گرفتند داوطلبانه در روستا بمانند و حاضر به ترک بستگان مرد خود نبودند. یکی از ژنرال‌های روسی گفت که او این زنان را “همدست تروریست‌ها” می‌داند و آنها “پاسخگوی این کار خواهند بود.”

جنگجویان چچنی نگهبانان گروگان‌ها را بیرون کشیدند و تصمیم گرفتند آنها را در گروه‌های کوچک آزاد کنند.

گروهی از ساکنان محلی در نزدیکی پروومایسکویه جمع شدند و خواستار عبور واحد رادویف به چچن شدند. ناگهان، هلیکوپترهای روسی ظاهر شدند و به سمت جمعیت شلیک کردند. چهار نفر کشته شدند.

ساعت ۶:۲۰ بعد از ظهر، واحدهای روسی حمله‌ای را به پروومایسکویه آغاز کردند. سه حمله دفع شد. نیروهای روسی ۳۴ نفر کشته شدند. هشت نفربر زرهی در روستا منهدم شد و چندین تانک T-72 در خارج از روستا مورد اصابت قرار گرفت. تلفات چچنی‌ها: هفت کشته و نه زخمی. پانزده گروگان کشته و ده‌ها نفر زخمی شدند.

یک واحد ۴۵ نفره مجاهدین از چچن، از حلقه بیرونی، تلاش کرد تا به پروومایسکویه نفوذ کند. این واحد با از دست دادن سه جنگجو، مجبور به عقب‌نشینی شد.

ساعت ۱۰ شب، آماده‌سازی توپخانه آغاز شد.

تقریباً ساعت ۱۱ شب، حمله جدیدی آغاز شد.

تاریخ خود را بشناسید. ۲۰ سال پس از عملیات نالچیک: از بین این دو، بهترین – پیروزی یا بهشت! (۲)

تاریخ خود را بشناسید. ۲۰ سال پس از عملیات نالچیک: از بین این دو، بهترین – پیروزی یا بهشت! (۲)

به قلم: کارزان شکاک

پیروزی از جانب خداست، همانطور که شکست. او با حکمت خود تصمیم گرفت ما را بیازماید، ایمان ما را تقویت کند و صفوف ما را از منافقان پاک کند. علاوه بر این، خداوند ما را از فتنه‌ای که در صورت پیروزی، با توجه به وضعیت قبلی‌مان، می‌توانست بر ما وارد شود، نجات داد. در هر صورت، ما از تصمیم خداوند راضی هستیم.

“اگر زخمی به شما وارد شده است، زخمی مشابه قبلاً بر آن مردم وارد شده است. ما روزها (پیروزی و شکست) را برای مردم عوض می‌کنیم تا خداوند کسانی را که ایمان آورده‌اند بشناسد و از میان شما شهیدانی برگزیند – زیرا خداوند ستمگران را دوست ندارد – و خداوند کسانی را که ایمان آورده‌اند پاک کند و کافران را نابود کند. آیا گمان کردید که وارد بهشت خواهید شد تا اینکه خداوند مجاهدان و صابران شما را مشخص کند؟» (آل عمران ۳: ۱۴۰-۱۴۲)

«چه بسیار پیامبرانی که بسیاری از مؤمنان نیکوکار در کنارشان جنگیدند! آنها از آنچه در راه خدا به آنها رسید، سست نشدند و سستی و تسلیم نشان ندادند. خداوند صابران را دوست دارد.»  (آل عمران/ ۱۴۶)

شامیل باسایف :

«هدف این عملیات، وارد کردن ضربه‌ای به دشمن بود. در واقع، این تا حدودی قیام مسلمانان جمهوری کاباردینو-بالکاریا برای آزادسازی نالچیک از کفار و مرتدانی بود که توسط سیاست‌های نئوامپریالیستی و شیطانی روس‌ها به این نقطه رانده شده بودند.

دو سال پیش، من در کاباردینو-بالکاریا بودم و هیچ وجه مشترکی با اکثریت مسلمانان جمهوری کاباردینو-بالکاریا پیدا نکردم، اما بهار امسال خودشان مرا دعوت کردند…

دستاورد اصلی این عملیات، انجام آگاهانه وظیفه اسلامی (فرض عین) مسلمانان جمهوری کاباردینو-بالکاریا در برابر خداوند متعال و انجام وظیفه جهاد برای ایمان، آزادی و شرفشان بود.

ما ۲۱۷ مجاهد در این عملیات تهاجمی شرکت داشتیم و نتوانستیم ۱۵۰ مجاهد دیگر را که قرار بود تقاطع‌های اصلی در مرکز نالچیک را مسدود کنند، مستقر کنیم.

ما این کار را نکردیم وقت داریم آنها را از کاشخاتائو به داخل شهر بیاوریم، زیرا جاده‌های خسانیا و بلایا رچکا به دلیل کشف یکی از گروه‌های ما در اوایل صبح ۱۳ اکتبر توسط کفار و مرتدان مسدود شده بود و ما قادر به ارسال وسایل نقلیه برای آنها نبودیم.

تلفات ما به ۳۷ مجاهد کشته شده می‌رسد. چهار مجاهد که قبلاً مرده فرض می‌شدند، زنده پیدا شدند. کفار و منافقین «یک و نیم کشته و یک زخمی بسیار سطحی» از دست دادند. (طبق گفته ستاد جبهه قفقاز، کل تلفات دشمن در کشته‌ها و زخمی‌ها بیش از ۳۰۰ نفر بوده است. “KC”).

در مورد غیرنظامیان، بر کسی پوشیده نیست که نیروهای امنیتی روسیه برنامه خاصی برای بازداشت مجاهدین دارند. به عنوان مثال، در چچن، اگر هر نیروی امنیتی اشغالگر به مدت یک هفته یک مجاهد را بازداشت یا نکشد، از بخشی از پاداش حقوق خود محروم می‌شود. بنابراین، جای تعجب نیست که تعداد زیادی «شبه نظامیان کشته و بازداشت شده» در … وجود دارد. نالچیک.

به همین دلیل است که آنها انواع و اقسام “تابستان‌های آتشین” را به نام من اعلام می‌کنند (اگرچه من چنین اظهاراتی نکردم) و سپس “با موفقیت از آنها جلوگیری می‌کنند.”

البته، از نظر تاکتیکی، ما در این عملیات شکست خوردیم، زیرا نتوانستیم به هدف خود برسیم. اما از نظر استراتژیک، این یک پیروزی بزرگ برای ماست، حتی اگر هر ۴۰۰ مجاهد شرکت کننده در این عملیات کشته شده باشند.

تاریخ خود را بشناسید. ۲۰ سال پس از عملیات نالچیک: از بین این دو، بهترین – پیروزی یا بهشت! (۱)

تاریخ خود را بشناسید. ۲۰ سال پس از عملیات نالچیک: از بین این دو، بهترین – پیروزی یا بهشت! (۱)

به قلم: کارزان شکاک

همچنانکه هویت ما «عقیده» ی ماست و وطن و دار و سرای ما «دارالاسلام» است به همین ترتیب تاریخ ما یعنی تاریخ اهل دعوت و جهان و مومنین در جهان اسلام و تاریخ قفقاز هم بخشی از تاریخ ماست.

در ۱۰ رمضان ۱۴۲۶، که مطابق با ۱۳ اکتبر ۲۰۰۵ است، مجاهدین بخش کاباردینو-بالکاریایی جبهه قفقاز حمله گسترده‌ای را علیه نیروهای اشغالگر و تشکل‌های دست‌نشانده در شهر نالچیک انجام دادند.

این عملیات توسط امیر سیف‌الله انزور آستمیروف (شهید، ان‌شاءالله)، فرمانده بخش کاباردینو-بالکاریایی جبهه قفقاز نیروهای مسلح جمهوری چچن ایچکریا (ایچکریا) فرماندهی شد.

کنترل کلی عملیات توسط امیر نظامی قفقاز، شامیل باسایف (شهید، ان‌شاءالله) انجام شد.

دویست و هفده مجاهد در عملیات حمله شرکت کردند و همزمان در ساعت ۹:۱۴ صبح به ۱۵ تأسیسات نظامی متعلق به تمام سازمان‌های امنیتی کاباردینو-بالکاریا حمله کردند – از جمله FSB، مرکز “T”، ستاد اصلی اداره اطلاعات (GROU)، روبوپ (اداره پلیس اوکراین)، وزارت امور داخلی (MVD)، ادارات اول، دوم و سوم امور داخلی (OVD)، یک هنگ پلیس گشت، پلیس ضد شورش، نیروهای ویژه اداره اصلی خدمات زندان (GUIN)، یک گروهان مرزی، فرودگاه، یک گروهان وزارت دفاع و یک تیپ نیروهای داخلی.

علاوه بر این، همانطور که چند روز پس از حمله مشخص شد، گروه‌های ناشناس به فروشگاه‌های اسلحه حمله کردند.

طبق گفته فرماندهی مجاهدین، بیش از ۳۰۰ کافر و مرتد در طول عملیات حمله کشته یا زخمی شدند (تقریباً ۱۴۰ کشته و بیش از ۱۶۰ زخمی)، که عمدتاً از نیروهای ویژه بودند. سه هلیکوپتر و چندین خودروی زرهی منهدم شد و سلاح‌های غنیمت گرفته شده به غنیمت گرفته شد.

دقیقاً دو ساعت بعد، ساعت ۱۱:۱۵ صبح، گروه‌های اصلی شهر را به مقصد پایگاه‌های خود ترک کردند.

مجاهدین در طول عملیات حمله ۳۷ کشته و زخمی شدند. مجاهدین زخمی که قادر به حرکت نبودند و بنابراین تا پایان در حالی که در شهر مانده بودند، جنگیدند، به شهادت رسیدند (انشاءالله).

در بیانیه ویژه‌ای که چهار روز پس از عملیات حمله به دفتر تحریریه KC ارسال شد، امیر عبدالله شامل ابو ادریس گزارش داد که پنج روز قبل از عملیات، نشت جدی اطلاعات رخ داده است و کافران بیش از ۱۰۰۰ پرسنل نیروهای ویژه اضافی را با هواپیما، قطار و وسیله نقلیه به نالچیک آورده‌اند.

در ۱۱ و ۱۲ اکتبر، تانک‌ها و خودروهای جنگی پیاده نظام وارد شهر شدند. با این حال، مجاهدین در مجلس در ۱۱ اکتبر از به تعویق انداختن عملیات خودداری کردند و طبق برنامه، صبح ۱۳ اکتبر، یک عملیات تهاجمی دو ساعته با نام رمز «یکی از دو بهترین» («پیروزی یا بهشت») انجام دادند.

در جریان حمله به ساختمان FSB، معاون امیر باسایف برای کار عملیاتی، امیر جماعت اینگوش، الیاس گورچخانوف، که فرماندهی گروه‌های تهاجمی مجاهدین «مرکز» را بر عهده داشت، به شهادت رسید، انشاالله. امیران بخش‌های اوستیا و کراسنودار جراحات جزئی برداشتند.

یکی از ویژگی‌های متمایز عملیات نالچیک در ۱۳ اکتبر ۲۰۰۵ این بود که برای اولین بار بود که یک عملیات صرفاً تهاجمی، نه یک عملیات مسدودکننده، در چنین مقیاسی انجام می‌شد. این کار علیرغم تغییر شدید در تعداد و کیفیت دشمن، کمبود شدید مهمات و وضعیتی که امکان لغو یا تعویق عملیات را فراهم می‌کرد، انجام شد.

با وجود تلفات سنگین، فرماندهی جبهه قفقاز این عملیات را موفقیت بزرگی دانست، زیرا، همانطور که امیر سیف‌الله و شامیل باسایف اظهار داشتند، «کشته‌های ما در بهشت هستند، ان‌شاءالله، و کشته‌های آنها در جهنم!»

امیر سیف‌الله، فرمانده بخش کاباردینو-بالکاریایی جبهه قفقاز، نیز اظهار داشت:

«خود عملیات نالچیک با دقت برنامه‌ریزی و آماده شده بود. هر گروه شامل متخصصان نظامی باتجربه بود. به مجاهدین وظایف غیرممکن محول نشده بود و آنها ملزم به نادیده گرفتن قوانین ایمنی معمول جنگ نبودند.

هدف هر گروه تصرف هدف خود و در صورت مقاومت جدی، مسدود کردن آن برای مدتی از فاصله ایمن بود. اما هیچ میزان آمادگی نمی‌تواند موفقیت را تضمین کند. نتیجه کاملاً در دست خداست.

آنچه خداوند دستور داد، اتفاق افتاد و ما از هر تصمیم او راضی هستیم. خداوند متعال فرمود:

«آنچه در روز رویارویی دو لشکر در احد بر شما گذشت، به اذن خدا بود تا مؤمنان را بشناسد و منافقان را بشناسد.» آنها در حالی که در خانه نشسته بودند، به برادرانشان گفتند: «اگر به حرف ما گوش می‌دادند، کشته نمی‌شدند.» بگو: «اگر راست می‌گویید، مرگ را از خود دور کنید.»  (آل عمران / ۱۶۶-۱۶۸)

اگرچه ما در ۱۳ اکتبر متحمل شکست ظاهری شدیم، اما این شکست برای مسلمانان بسیار سودمند بود. فایده اصلی این بود که بسیاری از مسلمانان در کاباردا و بالکاریا زندگی گناه و ریا خود را رها کردند و راه جهاد را در پیش گرفتند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

«اگر به محصولات خود قناعت کنید، دم گاوها را بگیرید و جهاد را رها کنید، خداوند قطعاً شما را به ذلتی دچار خواهد کرد که تا زمانی که به دین خود باز نگردید، شما را رها نخواهد کرد.» (ابو داوود، ابن عدی، طبرانی از ابن عمر. حدیث معتبر. به صحیح الجامع ۴۲۳ مراجعه کنید)

برادران پس از مجاهد شدن، به دین خود بازگشتند و مرزی بین اسلام و کفر کشیدند که در این زمان تقریباً کاملاً محو شده بود. جامعه به دو گروه تقسیم شد: کسانی که از مسلمانان حمایت می‌کردند و کسانی که با آنها همدردی می‌کردند. کافران.

ماهیت واقعی بسیاری از رهبران و مقامات، از جمله در میان مسلمانان نمازگزار، آشکار شد. خائنینی که در غیر این صورت از آنها بی‌خبر بودیم، آشکار شدند.

چچن و نبرد گروزنی (جوخار) [یک جمهوری کوچک با دو ساعت رانندگی از یک سر تا سر دیگر، با جمعیتی کمی بیش از ۱ میلیون نفر] (۹)

چچن و نبرد گروزنی (جوخار) [یک جمهوری کوچک با دو ساعت رانندگی از یک سر تا سر دیگر، با جمعیتی کمی بیش از ۱ میلیون نفر] (۹)

به قلم: شمس الدین ناشخویف، کهنه سرباز جنگ

مترجم: کارزان شکاک

در مورد چچنی‌هایی که برای جهاد علیه کفار بیرون رفتند، تنها کاری که باید انجام می‌دادند این بود که به سادگی وارد شهر شوند. به سادگی با هر سلاحی که در دست داشتند وارد شهر می‌شدند… نکته اصلی ورود بود… حتی بدون سلاح.

زیرا چچنی‌ها در آن زمان قدرتمندترین سلاح جهان را داشتند – دعای کل جهان اسلام برای برادرانشان در چچن.

نیروهای روسی متحمل خسارات عظیمی شدند – خساراتی که آنها پنهان می‌کنند و تا زمان فروپاشی رژیم کرملین پنهان خواهند ماند. مواضع و استقرار واحدهای روسی به طور دوره‌ای مورد اصابت آتش سنگین برخی سلاح‌های بزرگ قرار می‌گرفت. و همه این حوادث به اشتباهات و عدم هماهنگی نیروهای روسی، به “پوشش آتش خودشان” نسبت داده شد.

چنین اتفاقاتی در جنگ رخ می‌دهد. اما موارد زیادی از این دست وجود داشت و پرسنل نظامی نمی‌توانند اینقدر اشتباه کنند، حتی اگر ژنرال‌های روسی باشند.

یکی از شرکت‌کنندگان و شاهدان آن وقایع این را روایت کرد. او در یک خانه ویران شده دستگیر شد و به محوطه بیمارستان سابق جمهوری برده شد تا به نقطه فیلتراسیون در موزدوک منتقل شود.

در حیاط بیمارستان، او را مجبور کردند که با دستانش یک تیرک را بگیرد و دستبند زده شد. حدود ۵۰ سرباز آنجا بودند و ناهار می‌خوردند. ناگهان، رگبار مداوم گلوله‌ها، شبیه آتش خمپاره، شروع به باریدن روی حیاط کرد. همه گلوله‌ها دقیقاً در داخل حیاط فرود آمدند.

بیشتر آنها کشته شدند؛ هیچ سنگر یا پوششی از آنها محافظت نمی‌کرد. کمی بیش از ده سرباز زنده ماندند. هیچ زخمی وجود نداشت. “حتی یک تکه ترکش هم به من برخورد نکرد، حتی با اینکه در فضای باز بودم.”

و نکته مهم دیگری که همه ساکنان چچن می‌دانند. از همان روز اول حمله، گروزنی با ابر آبی تیره عجیبی پوشیده شده بود که مشکلات جدی برای هواپیماهای روسی ایجاد می‌کرد. در همین حال، برف در اطراف گروزنی وجود داشت و یک ماه تمام هوا آفتابی بود.

اما وقتی وارد محدوده شهر شدیم، احساس کردیم که گرگ و میش عصرگاهی فرا رسیده است. این ابر به مدت ۵۴ روز بر فراز گروزنی باقی ماند و پس از خروج آخرین گروه از مجاهدین از شهر ناپدید شد.

جنگ در گروزنی فروکش کرد، اما جنگ تمام نشده بود….

چچن و نبرد گروزنی (جوخار) [یک جمهوری کوچک با دو ساعت رانندگی از یک سر تا سر دیگر، با جمعیتی کمی بیش از ۱ میلیون نفر] (۸)

چچن و نبرد گروزنی (جوخار) [یک جمهوری کوچک با دو ساعت رانندگی از یک سر تا سر دیگر، با جمعیتی کمی بیش از ۱ میلیون نفر] (۸)

به قلم: شمس الدین ناشخویف، کهنه سرباز جنگ

مترجم: کارزان شکاک

در اینجا، دشمن مواضع را با آتش مستقیم تانک‌ها، خودروهای جنگی پیاده نظام، هویتزرها می‌کوبید و راه‌ها را با آتش خمپاره می‌پوشاند. و طبیعتاً همه نمی‌توانستند تحمل کنند… و به دنبال بهانه‌ای برای ترک مواضع خود بودند.

برخی به دلیل جراحات جزئی عقب‌نشینی کردند. دیگران به گروه انتقال شهید به خانه پیوستند و تعداد اسکورت‌ها گاهی بیش از هفت نفر بود. این امر عملاً موقعیت را لو می‌داد. برخی دیگر نیز بدون دلیل آنجا را ترک کردند.

اما کسانی نیز بودند که معجزات شجاعت و جسارت را نشان دادند. آنها خودروهای زرهی دشمن را منهدم کردند، از فاصله نزدیک به پیاده نظام آنها شلیک کردند، مسیرهای منتهی به مواضع خود را مین‌گذاری کردند و در جستجوی گروه‌های دشمن به گشت‌زنی پرداختند.

به طور معمول، تعداد چنین افرادی کم است. اما آنها به اندازه کافی هستند که با سرمشق خود، عزم و اراده را در اطرافیانشان القا کنند. پس از مدت کوتاهی، جوانان به اقدامات خود اعتماد به نفس پیدا کردند و به سرعت اصول اولیه جنگ را آموختند. و طی چند هفته جنگ، تعداد شرکت‌کنندگان در دفاع افزایش یافت و احساس مسئولیت برای آرمان مشترک در بین مردم احیا و تثبیت شد.

دسته دیگری از جهادگران نیز وجود داشتند. آنها ساکت، نامحسوس، کم صحبت، هرگز مواضع خود را ترک نمی‌کردند و وظایف محوله خود را انجام می‌دادند. وقتی آنها شهید می‌شدند یا زخمی به خانه بازمی‌گشتند، روستاییان دیگر شگفت‌زده می‌شدند. آنها شگفت‌زده شدند زیرا هیچ‌کس فکر نمی‌کرد که آنها قادر به جنگیدن باشند. اما حالا مردم به آنها طور دیگری نگاه می‌کردند.

در میان نیروهای مقاومت، افراد جسور و شجاع صدها نفر و افراد مردد و ضعیف هزاران نفر بودند. در مرکز شهر، در نزدیکی کاخ ریاست جمهوری، بیش از ۱۰۰ مجاهد خط مقدم را حفظ کردند. و این داستان نیست. این واقعیت توسط کسانی که در جنگ شهری شرکت داشتند و هنوز زنده هستند، تأیید خواهد شد.

۱۰۰ جنگجو در برابر دو لشکر روسی. حتی اگر این لشکرها نمی‌توانستند در شرایط شهری با تمام قوا مستقر شوند، چنین عدم تناسبی در توازن نیروها شگفت‌انگیز بود.

در توصیف آن روزها، ما سعی کرده‌ایم به واقعیت وفادار بمانیم و روح زمان را منتقل کنیم. و اکنون خواننده می‌تواند برای خود نتیجه‌گیری‌های خاصی بکند. و با این حال، برای توضیح شکست حمله برق‌آسا، عقل متعارف «داده‌های معادله» را دستکاری خواهد کرد.

ما قبلاً در مورد این موضوع بحث کرده‌ایم. برای مثال، آنها می‌توانند قدرت ارتش روسیه را کاهش دهند، عدم هماهنگی ژنرال‌ها، جدایی واحدهای خط مقدم از رده‌های دوم، فقدان ارتباطات خوب و غیره را اغراق کنند. در عین حال، آنها می‌توانند پتانسیل استراتژیک مقاومت چچن را اغراق کنند.

استقامت و شجاعت سربازان همیشه مورد احترام بوده است. و چنین مواردی در میان نیروهای دفاعی گروزنی رخ داده است، همانطور که روزنامه‌نگاران خارجی متعددی مستند کرده‌اند. با این حال، حتی این هم شکست حمله را توضیح نمی‌دهد.

تنها توضیح صحیح برای این وقایع این است که شکست این حمله از پیش تعیین شده بود.

حتی اگر ژنرال‌های روسی نیروی انسانی و تجهیزات بیشتری را برای حمله به کار می‌گرفتند، نتیجه همان می‌شد: سربازان روسی به مدت ۵۴ روز در گروزنی گیر می‌افتادند و همان تلفات را متحمل می‌شدند.