روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۱۰)

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۱۰)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

وقتی برنامه‌ها و انتظارات انسانی شکست می‌خورد، مردم با اشتیاق به دنبال توضیحاتی برای چرایی اتفاقات می‌گردند. و وقتی آنچه اتفاق افتاده با منطق دنیوی آنها سازگار نیست، شروع به تطبیق داده‌های اصلی با رویداد، تحریف حقایق و اغراق در اهمیت برخی نقص‌ها می‌کنند تا به نحوی نتیجه غیرمنتظره را توضیح دهند. روس‌ها به ویژه مستعد تحریف و جعل هستند.

آنها این کار را بدون ذره‌ای عذاب وجدان انجام می‌دهند، به همین دلیل است که چچنی‌ها ۴۲ تانک، یک اسکادران هلیکوپتر، تعداد باورنکردنی گردان‌ها و هنگ‌های آموزش‌دیده حرفه‌ای، در مجموع بین ۱۲ تا ۱۵ هزار نفر، در اختیار داشتند.

هر کسی که در آن وقایع شرکت داشته و شاهد آن بوده است، خواهد گفت که این یک دروغ بی‌شرمانه است. اما این حساب و کتاب ساختگی حداقل می‌تواند به نحوی شکست حمله را توضیح دهد و به مردم روسیه و حتی خود ژنرال‌ها اطمینان خاطر دهد.

با گذشت زمان، از طریق تکرار مکرر، آنها دروغ‌های خود را باور می‌کنند. با این حال، این چیز جدیدی نیست؛ تمام تاریخ روسیه مجموعه‌ای از حقایق تحریف شده است – دروغ، دروغ، دروغ و جعل.

در واقع، همانطور که قبلاً اشاره کردیم، دفاع از گروزنی توسط چندین هزار مجاهد انجام می‌شد. از این تعداد، اکثریت داوطلبان جوانی بودند که از روستاهای نزدیک و دورافتاده چچن آمده بودند.

در واقع دو تانک آماده نبرد وجود داشت. یکی پشت کاخ ریاست جمهوری مستقر بود. ژنرال مسخدوف، با مسئولیت خودش، تانک دوم را بسته به شرایط، از یک بخش جبهه به بخش دیگر منتقل کرد. و بزرگترین ترس او این بود که توسط نارنجک‌اندازهای خودش از کار بیفتد. همانطور که در مورد دو نفربر زرهی که شمیل باسایف از پایگاه گردان آبخازیا برای تخلیه مجروحان به مرکز فرستاده بود، اتفاق افتاد.

چچنی‌ها گروه‌های خودمختار زیادی بدون ارتباط داشتند و هرگونه تجهیزاتی را در خیابان‌های گروزنی با تجهیزات روسی اشتباه می‌گرفتند. در مجموع، چچنی‌ها ۵-۶ دستگاه خودروی زرهی و یک تراکتور MT-LB داشتند که برای تخلیه مجروحان استفاده می‌شد.

بازنشر بیانیه: القاعدة الجهاد و «جبهه ی جهانی اسلامی برضد سکولاریسم» در جنگ تحمیلی رمضان۱۴۴۷ق/۱۴۰۴ش کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی و مرتدین سکولار داخلی بر علیه دارالاسلام ایران، در جبهه ی دارالاسلام ایران ایستاده است

در جنگ تحمیلی رمضان۱۴۴۷ق/۱۴۰۴ش «جبهه» ی کفار محارب سکولار و اشغالگر آمریکائی – صهیونی و مرتدین سکولار داخلی بر علیه دارالاسلام ایران، در «جبهه» ی دارالاسلام ایران ایستاده ایم

بسم الله و الحمد لله      

اما بعد: السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

الله تعالی می فرماید: إنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنْيَانٌ مَّرْصُوصٌ (صف/۲-۴)، خطاب به تمام مومنین «اهل سنت و اهل جماعت»ی که دوست دارند الله آنها را دوست داشته باشد اعلام می شود:

هم اکنون که کفار سکولار و محارب آمریکائی «سرافعی»، به همراه کفار محارب سکولار و جنایتکار صهیونیستی و شرکای سکولار غربی آنها و مرتدین سکولار داخلی به دارالاسلام ایران یورش آورده اند، بر اساس «اجماع» تمام مومنین در طول قرون گذشته و حال مبنی بر «فرض عین» شدن جهاد در حمایت از دارالاسلام در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی، «جبهه ی جهانی اسلامی بر ضد سکولاریسم» به همراه «القاعدة الجهاد(بنیان جهاد) ضد سکولاریسم» و تمام هم مسیران منهجی سید قطب و الشیخ اسامه بن لادن (تقبلهما الله) و علامه کریکار (فک الله اسره) و سایر هم مسیران منهج صحیح اهل سنت و جماعت، جهاد مالی، جانی و زبانی خود را در جبهه ی دارالاسلام ایران بر علیه جبهه ی کفار سکولارِ محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولارِ داخلی تعریف می کنیم.

مومنین به صورت عام، و اهل دعوت و جهاد به صورت خاص باید بدانند:

  • همچنانکه الله تعالی امر می کند: وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ (توبه/۳۶) با همه سکولاریستها(ی محارب) بجنگید همان گونه که آنان همه شان با شما می‌جنگند، و بدانید که الله با پرهیزگاران است.‏
  • و هم اکنون که دو جبهه ی مشخصِ جبهه ی «کفر»، به پرچمداری کفار سکولار(مشرک)، و جبهه ی«اسلام»، به پرچمداری دارالاسلام ایران در برابر هم قرار گرفته اند
  • و در این دو جبهه ی کاملاً مشخص: الَّذِینَ آمَنُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ ‏(نساء/۷۶) کسانی که ایمان آورده‌اند، در راه الله می‌جنگند، و کسانی که کفرپیشه‌اند، در راه طاغوت می‌جنگند

 در اطاعت از این دستور صریح و آشکار الله و «اجماع» امت اسلامی، و در واکنش شرعی نشان دادنِ در برابر این تهاجم و «منکرِ» بزرگِ تولید شده توسط کفار سکولارِ محاربِ خارجی و داخلی، در میان مدعیان اسلام و ایمان، تماشاچی و نظاره گر شدن به هر بهانه ای، ویژگی و صفت بارز و آشکار دارودسته ی منافقین و سکولار زده هاست که شخص مدعی ایمان را از صف مومنین خارج کرده و وارد گروه منافقین می کند.

برادران و خواهران اهل دعوت و جهاد، درهای جهاد با سکولاریستها در هر سه بخش «جَاهِدُوا الْمُشْرِكِينَ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَأَلْسِنَتِكُمْ»[۱] باز شده است؛ در این میدان جهاد که صفِ مومنین و دروغگویانِ مدعیِ ایمان را مشخص می کند، و در برابر تمام شبهات و غوغاسلاری کفار سکولار و گروه منافقین، این قاعده و اصل را در نظر بگیرید که الله تعالی می فرماید: فَقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللّهِ لاَ تُکَلَّفُ إِلاَّ نَفْسَکَ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَسَى اللّهُ أَن یَکُفَّ بَأْسَ الَّذِینَ کَفَرُواْ وَاللّهُ أَشَدُّ بَأْساً وَأَشَدُّ تَنکِیلاً ‏ (نساء/ ۸۴) در راه الله بجنگ (حتی اگر هم تنها باشی) تو جز مسؤول (اعمال) خود نیستی. و مؤمنان را (هم به جنگ دعوت و) تشویق و تحریک کن، تا این که الله قدرت‌کافران را باز گیرد و قدرت الله بیشتر و مجازات او سخت‌تر است .‏

بر این اساس:

  1. جهت حفظ «وحدت فرماندهی» و «وحدت دستور»، تمام فعالیتهای جهادی ما زیر پرچم واحد فرماندهان دارالاسلام صورت می گیرد
  2. در حالت ضرورت و اضطرار، و در موقعیتهای خاص دفاع مشروع با شرایط تعریف شده و خاص آن، و به میزان قدرتی که دارالاسلام در این شرایط بین شهروندان خود توزیع کرده است، عملیات در هر سطحی بر علیه کفار محارب اشغالگر خارجی و احزاب سکولار و مرتد مسلح موجود در این «جبهه»، بر اساس سنت حسنه ی «ابوبصیر الکُردی رضی الله عنه» صورت می گیرد.

در انجام این «فرض عین»، نیازی به فتوای هیچ بنده ای نیست، هر جا آمریکائی ها و صهیونیستها و شرکای آنها و احزاب سکولار و مرتد مسلح داخلی همسوِ با این کفارِ محاربِ سکولار و اشغالگر خارجی را دیدید، آنها را تا سطح «عملیات استشهادی گرگهای تنها» مورد حمله قرار دهید.

هرگز فراموش نکنید که «ما برای خودمان جهاد می کنیم»، پس اجازه ندهید شیطان و یارانش، در انجام این «فرض عین»، در ایمان و اراده ی جهادی شما شک و تردیدی به وجود بیاورند.

فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ ‏

وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ

اللَّهُمَّ مُنْزِلَ الْكِتَابِ، سَرِيعَ الْحِسَابِ، مُجْرِيَ السَّحَابِ، هَازِمَ الأَحْزَابِ، اهْزِمْ سکولاریین وَمَن حالَفَهُمْ مِنَ الْمُرتَدین. اللَّهُمَّ دَمِرهُمْ وَزَلْزِلْهُمْ. اللَّهُمَّ أَنْتَ عَضُدُنَا وَنَصِيرُنَا، بِكَ نَحُولُ، وَبِكَ نَصُولُ، وَبِكَ نُقَاتِلُ.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

برادرتان: ابوحمزه المهاجر هورامی

یک شنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ش/ ۱۲ رمضان۱۴۴۷ق

دانلود بیانیه ی صوتی الشیخ المجاهد ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله :


[۱]  رواه أبوداود۲۵۰۴ – والنسائی ۳۰۹۶- وابن حبان في صحيحه ۱۶۱۸- و الحاکم ۲/۸۱ والدارمی ۲/۲۱۳ / با مشرکان (= سکولاریستها = احزاب) جهاد کنید به وسیله ی اموالتان و جان ها و زبان هایتان

دانلود بیاینه به صورت ورد :

دانلود بیانیه به صورت PDF :

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۹)

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۹)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

نویسنده در ادامه می‌نویسد که «چچنی‌ها از مزیت آشنایی با منطقه و صحبت به زبان روسی برخوردار بودند.» اینکه این را مزیت بنامیم، اغراق است.

اولاً، جوانان روستایی که در نبرد شرکت داشتند، شهر را نیز به خوبی نمی‌شناختند. گروه‌های جداگانه مجاهدین مدت زیادی در خیابان‌ها پرسه می‌زدند و از مناطق اشغالی شهر فرار می‌کردند. برخی از مردم حدس می‌زدند که از طریق رودخانه سانژا حرکت کنند، زیرا می‌دانستند که این رودخانه از مرکز شهر عبور می‌کند.

در مورد زبان، نباید فراموش کنیم که در میان سربازان روسی دو هزار «چچنی دوست» – به عبارت دیگر، خائن به دین و مردم خود – وجود داشتند که می‌توانستند هر کلمه‌ای را که از طریق امواج رادیویی برای اربابان خود صحبت می‌شد، ترجمه کنند.

اما بیایید به این نکته برگردیم که پیشروی تانک‌ها به داخل یک شهر بدون پشتیبانی کافی پیاده نظام یک اشتباه بود. شاید از نظر نظامی، واقعاً یک اشتباه باشد. اما در عمل، ارتش سرخ همیشه با استقرار تانک‌ها، قیام‌های مردم فتح شده را سرکوب می‌کرد.

اینگونه بود که قیام مردمی در مجارستان در سال ۱۹۵۶ سرکوب شد. تانک‌های شوروی وارد بوداپست شدند و تظاهرکنندگان را بدون هیچ تشریفاتی سرکوب کردند. همانطور که کسانی که در این قتل عام شرکت داشتند، توصیف کردند، پس از رسیدن به سواحل دانوب، خدمه تانک‌ها روده‌های انسان را از روی تانک‌های خود شستند. به همین ترتیب، در سال ۱۹۶۸، تانک‌های شوروی وارد چکسلواکی شدند و به اصطلاح «بهار پراگ» را در هم کوبیدند.

چند سال قبل از فروپاشی امپراتوری شوروی، موجی از قیام‌های مردمی سراسر کشور را فرا گرفت و حتی پس از فروپاشی نیز ادامه یافت. و مقامات کرملین تاکتیک چند دهه‌ای خود را ادامه دادند: تانک‌ها به جلو. اینگونه بود که اعتراضات مردمی در اوش، فرغانه، تفلیس، باکو، ویلنیوس و اینگوش سرکوب شد.

با دیدن تانک‌ها، مردم وحشت‌زده فرار کردند. در سال ۱۹۹۳، در مسکو، چهار تانک برای یلتسین و همدستانش کافی بود تا شورای عالی و کل ارتش ملی‌گرایان روس را پراکنده کنند.

بنابراین، برخلاف نظریه نظامی، استقرار تانک‌ها در شهر در عمل توجیه‌پذیر بود. اما هنگام برنامه‌ریزی حمله به گروزنی، ژنرال‌های روسی فهمیدند که چهار تانک کافی نخواهد بود. بنابراین آنها چند صد تانک، بدون احتساب خودروهای زرهی سبک، سیستم‌های موشک‌انداز چندگانه، توپخانه سنگین خودکششی، صدها و صدها توپ، خمپاره و هواپیما، مستقر کردند.

نه یک، بلکه بسیاری از هنگ‌های چترباز، هنگ‌های نیروهای ویژه نیروهای داخلی، تفنگداران دریایی، هنگ‌های تفنگدار موتوری و دیگران در این حمله مستقر شدند. در مجموع چند ده هزار سرباز.

تا این لحظه، کرملین در هیچ منطقه‌ای از فضای شوروی یا پس از شوروی چنین تعداد زیادی نیروی انسانی و تجهیزات مستقر نکرده بود. کرملین می‌خواست به هر قیمتی کنترل خود را در چچن دوباره به دست آورد، زیرا در چند سال گذشته، این منطقه به نمونه‌ای خطرناک از استقلال واقعی برای زندان ملت‌های روسیه تبدیل شده بود.

مسکو با استقرار کل این ناوگان، می‌خواست هرگونه اتفاق غیرمنتظره‌ای را منتفی کند.

و هیچ کس در مورد نتیجه این عملیات شک نداشت: ژنرال‌های روسی، روزنامه‌نگاران، به اصطلاح کارشناسان و به ویژه مردم روسیه. علاوه بر این، خود چچنی‌ها، اگرچه مصمم به جنگ بودند، اما انتظار چنین نتیجه‌ای را نداشتند.

جهان نظاره‌گر و منتظر نتیجه منطقی این رویارویی بود. در یک طرف، یک قدرت هسته‌ای قرار داشت که ارتش آن یکی از قدرتمندترین ارتش‌های جهان محسوب می‌شود. از طرف دیگر، این یک جمهوری کوچک است، با دو ساعت رانندگی از یک سر تا سر دیگر، با جمعیتی کمی بیش از ۱ میلیون نفر.

و با این حال، وقایع به شکلی غیرمنتظره رخ دادند! آنقدر غیرمنتظره که رسانه‌ها برای لحظه‌ای خشکشان زد، و نتوانستند گزارش‌هایی را که دریافت می‌کردند باور کنند… سپس تصاویر تانک‌های سوخته روسی و اجساد سربازان روسی که در خیابان‌ها پخش شده بودند، در سراسر جهان پخش شد.

بعد از حملات مشترک آمریکا و صهیونیستها به دارالاسلام ایران اولین عملیات مجاهدین در خاک آمریکا

بعد از حملات مشترک آمریکا و صهیونیستها به دارالاسلام ایران اولین عملیات مجاهدین در خاک آمریکا

با آنکه گروههایی چون تنظیم دوله (داعش) از حمایت القاعده شیخ اسامه بن لادن تقبله الله از دارالاسلام ایران در برابر حمله آمریکا و هر کافری مخالفت کرده اند امروز یک مجاهد در بیرون باغ آبجوی حیاط خلوت بوفورد، یک بار محبوب در منطقه تفریحی مرکز شهر آستین، تگزاس، آتش گشود و در اوایل روز یکشنبه در یک تیراندازی، ۳ نفر از کفار آمریکائی را در دم کشت.

این حمله استشهادی ۱۴ زخمی بر جای گذاشت که سه نفر از آنها به شدت مجروح شدند و سپس مأموران پلیس تیرانداز را کشتند.

این مجاهد، یک سنگالی تبار به نام اندیاگا دیاگنه، چندین بار از کنار بار عبور کرد و سپس با تپانچه از پنجره SUV خود به سمت افرادی که در پاسیو و جلوی بار بودند، شلیک کرد. سپس او ماشین را پارک کرد، با اسلحه پیاده شد و شروع به تیراندازی به افرادی که در آن منطقه قدم می‌زدند، کرد و سپس مأمورانی که به سمت تقاطع دویدند، به او شلیک کردند.

دیاگنه، همانطور که در عکس دیده می‌شود، سویشرت با جمله “دارایی الله” پوشیده بود. علاوه بر این، طبق گفته FBI، او زیرپیراهنی با اشاره به دارالاسلام ایران پوشیده بود و یک قرآن در ماشین خود داشت.

القاعدة الجهاد و «جبهه ی جهانی اسلامی برضد سکولاریسم» در جنگ تحمیلی رمضان۱۴۴۷ق/۱۴۰۴ش کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی و مرتدین سکولار داخلی بر علیه دارالاسلام ایران، در جبهه ی دارالاسلام ایران ایستاده است

در جنگ تحمیلی رمضان۱۴۴۷ق/۱۴۰۴ش «جبهه» ی کفار محارب سکولار و اشغالگر آمریکائی – صهیونی و مرتدین سکولار داخلی بر علیه دارالاسلام ایران، در «جبهه» ی دارالاسلام ایران ایستاده ایم

بسم الله و الحمد لله      

اما بعد: السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

الله تعالی می فرماید: إنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنْيَانٌ مَّرْصُوصٌ (صف/۲-۴)، خطاب به تمام مومنین «اهل سنت و اهل جماعت»ی که دوست دارند الله آنها را دوست داشته باشد اعلام می شود:

هم اکنون که کفار سکولار و محارب آمریکائی «سرافعی»، به همراه کفار محارب سکولار و جنایتکار صهیونیستی و شرکای سکولار غربی آنها و مرتدین سکولار داخلی به دارالاسلام ایران یورش آورده اند، بر اساس «اجماع» تمام مومنین در طول قرون گذشته و حال مبنی بر «فرض عین» شدن جهاد در حمایت از دارالاسلام در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی، «جبهه ی جهانی اسلامی بر ضد سکولاریسم» به همراه «القاعدة الجهاد(بنیان جهاد) ضد سکولاریسم» و تمام هم مسیران منهجی سید قطب و الشیخ اسامه بن لادن (تقبلهما الله) و علامه کریکار (فک الله اسره) و سایر هم مسیران منهج صحیح اهل سنت و جماعت، جهاد مالی، جانی و زبانی خود را در جبهه ی دارالاسلام ایران بر علیه جبهه ی کفار سکولارِ محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولارِ داخلی تعریف می کنیم.

مومنین به صورت عام، و اهل دعوت و جهاد به صورت خاص باید بدانند:

  • همچنانکه الله تعالی امر می کند: وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ (توبه/۳۶) با همه سکولاریستها(ی محارب) بجنگید همان گونه که آنان همه شان با شما می‌جنگند، و بدانید که الله با پرهیزگاران است.‏
  • و هم اکنون که دو جبهه ی مشخصِ جبهه ی «کفر»، به پرچمداری کفار سکولار(مشرک)، و جبهه ی«اسلام»، به پرچمداری دارالاسلام ایران در برابر هم قرار گرفته اند
  • و در این دو جبهه ی کاملاً مشخص: الَّذِینَ آمَنُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ ‏(نساء/۷۶) کسانی که ایمان آورده‌اند، در راه الله می‌جنگند، و کسانی که کفرپیشه‌اند، در راه طاغوت می‌جنگند

 در اطاعت از این دستور صریح و آشکار الله و «اجماع» امت اسلامی، و در واکنش شرعی نشان دادنِ در برابر این تهاجم و «منکرِ» بزرگِ تولید شده توسط کفار سکولارِ محاربِ خارجی و داخلی، در میان مدعیان اسلام و ایمان، تماشاچی و نظاره گر شدن به هر بهانه ای، ویژگی و صفت بارز و آشکار دارودسته ی منافقین و سکولار زده هاست که شخص مدعی ایمان را از صف مومنین خارج کرده و وارد گروه منافقین می کند.

برادران و خواهران اهل دعوت و جهاد، درهای جهاد با سکولاریستها در هر سه بخش «جَاهِدُوا الْمُشْرِكِينَ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَأَلْسِنَتِكُمْ»[۱] باز شده است؛ در این میدان جهاد که صفِ مومنین و دروغگویانِ مدعیِ ایمان را مشخص می کند، و در برابر تمام شبهات و غوغاسلاری کفار سکولار و گروه منافقین، این قاعده و اصل را در نظر بگیرید که الله تعالی می فرماید: فَقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللّهِ لاَ تُکَلَّفُ إِلاَّ نَفْسَکَ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَسَى اللّهُ أَن یَکُفَّ بَأْسَ الَّذِینَ کَفَرُواْ وَاللّهُ أَشَدُّ بَأْساً وَأَشَدُّ تَنکِیلاً ‏ (نساء/ ۸۴) در راه الله بجنگ (حتی اگر هم تنها باشی) تو جز مسؤول (اعمال) خود نیستی. و مؤمنان را (هم به جنگ دعوت و) تشویق و تحریک کن، تا این که الله قدرت‌کافران را باز گیرد و قدرت الله بیشتر و مجازات او سخت‌تر است .‏

بر این اساس:

  1. جهت حفظ «وحدت فرماندهی» و «وحدت دستور»، تمام فعالیتهای جهادی ما زیر پرچم واحد فرماندهان دارالاسلام صورت می گیرد
  2. در حالت ضرورت و اضطرار، و در موقعیتهای خاص دفاع مشروع با شرایط تعریف شده و خاص آن، و به میزان قدرتی که دارالاسلام در این شرایط بین شهروندان خود توزیع کرده است، عملیات در هر سطحی بر علیه کفار محارب اشغالگر خارجی و احزاب سکولار و مرتد مسلح موجود در این «جبهه»، بر اساس سنت حسنه ی «ابوبصیر الکُردی رضی الله عنه» صورت می گیرد.

در انجام این «فرض عین»، نیازی به فتوای هیچ بنده ای نیست، هر جا آمریکائی ها و صهیونیستها و شرکای آنها و احزاب سکولار و مرتد مسلح داخلی همسوِ با این کفارِ محاربِ سکولار و اشغالگر خارجی را دیدید، آنها را تا سطح «عملیات استشهادی گرگهای تنها» مورد حمله قرار دهید.

هرگز فراموش نکنید که «ما برای خودمان جهاد می کنیم»، پس اجازه ندهید شیطان و یارانش، در انجام این «فرض عین»، در ایمان و اراده ی جهادی شما شک و تردیدی به وجود بیاورند.

فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ ‏

وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ

اللَّهُمَّ مُنْزِلَ الْكِتَابِ، سَرِيعَ الْحِسَابِ، مُجْرِيَ السَّحَابِ، هَازِمَ الأَحْزَابِ، اهْزِمْ سکولاریین وَمَن حالَفَهُمْ مِنَ الْمُرتَدین. اللَّهُمَّ دَمِرهُمْ وَزَلْزِلْهُمْ. اللَّهُمَّ أَنْتَ عَضُدُنَا وَنَصِيرُنَا، بِكَ نَحُولُ، وَبِكَ نَصُولُ، وَبِكَ نُقَاتِلُ.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

برادرتان: ابوحمزه المهاجر هورامی

یک شنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ش/ ۱۲ رمضان۱۴۴۷ق

دانلود بیانیه ی صوتی الشیخ المجاهد ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله :


[۱]  رواه أبوداود۲۵۰۴ – والنسائی ۳۰۹۶- وابن حبان في صحيحه ۱۶۱۸- و الحاکم ۲/۸۱ والدارمی ۲/۲۱۳ / با مشرکان (= سکولاریستها = احزاب) جهاد کنید به وسیله ی اموالتان و جان ها و زبان هایتان

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۸)

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۸)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

بیایید این دلایل را که روس‌ها برای توضیح شکست‌هایشان به کار می‌برند، به یاد بیاوریم:

“… نیروها (روسی) یکدیگر را نمی‌شناختند؛ آنها در رزمایش‌های مشترک شرکت نمی‌کردند؛ آنها در طول نبرد با یکدیگر ارتباط برقرار نمی‌کردند؛ آنها نتوانستند درس‌های جنگ جهانی دوم را بیاموزند و در نبردهای خیابانی (علیرغم تجربیات گذشته) شکست خوردند.”

نویسنده مقاله عربی سپس کاستی‌های دیگر فرماندهی روسیه را فهرست می‌کند: “هیچ ستاد فرماندهی واحدی وجود نداشت (؟)”.

در این رابطه، یک چیز را می‌توان با قطعیت گفت: نیروهای روسی فقط از ژوئن تا اکتبر ۱۹۴۱، از اولین روزهای جنگ تا لحظه‌ای که سربازان آلمانی به مسکو نزدیک شدند، فاقد یک ستاد فرماندهی واحد بودند.

در این دوره، یک ستاد فرماندهی واحد مانند تاج طلایی بر سر الاغ به نظر می‌رسید. زیرا سربازان شوروی وحشت‌زده عقب‌نشینی می‌کردند، اما اکثر آنها به طور دسته جمعی تسلیم آلمانی‌ها شدند و در طول سه ماه جنگ، ۴.۵ میلیون سرباز شوروی اسیر شدند. به طور کلی، در روسیه غیرمعمول است که یک ژنرال روسی به کسی گزارش ندهد و از یک مرکز واحد دستورالعمل دریافت نکند.

در مورد ما، سپهبد A. Kvashnin به فرماندهی “گروه مشترک نیروهای فدرال در جمهوری چچن” منصوب شد. ستاد عملیات توسط سپهبد L. Shevtsov رهبری می‌شد. این حمله توسط یک گروه ویژه به رهبری وزیر دفاع روسیه، ژنرال ارتش P. Grachev، مستقر در یک پست فرماندهی راه آهن در Mozdok رهبری شد.

بهانه دیگر: “شرکت‌کنندگان در نبرد نقشه‌های دقیقی از گروزنی نداشتند.” این ممکن است به عنوان یک ضمیمه ضعیف به مجموعه دلایل کلی ارائه شده باشد. اما غیرممکن است که ژنرال‌های روسی کارت‌ها را به زیردستان خود ندهند و ماموریت‌ها و اهداف خود را به طور کامل توضیح ندهند. ژنرال‌های روسی را می‌توان به هر چیزی متهم کرد، اما نه به چنین رفتار بی‌ملاحظه‌ای هنگام برنامه‌ریزی یک عملیات بزرگ با چنین تعداد زیادی از نیروها و تجهیزات.

بهانه بعدی: “هیچ رونوشتی از ارتباطات وجود نداشت.” این گفته به ویژه با توجه به این نکته جالب است که جنگجویان چچنی هیچ رمزگذاری نداشتند. اطلاعات و دستورالعمل‌ها به صورت متن ساده منتقل می‌شدند. به هیچ وجه نمی‌توانست غیر از این باشد، زیرا هرگونه رمزگذاری، کسانی را که قبلاً هرگز در نبردی شرکت نکرده بودند و هرگز رادیو ندیده بودند، گیج می‌کرد.

فجر آزادی در قلب قفقاز  و طنین تکبیر در کوه‌های «تسی–لوام»

 فجر آزادی در قلب قفقاز  و طنین تکبیر در کوه‌های «تسی–لوام»

به قلم: صلاح الدین مجاهد

قرن‌هاست که کوه‌های سرافراز قفقاز، شاهد ایستادگی مردانی است که زنجیرهای اسارت را برنتافتند. امروز، وزش نسیم آزادی از سرزمین «اینگوشیا»، بار دیگر مژده‌دهنده پایانی نزدیک بر دوران طولانی اشغال و استبداد است. قیام «ارتش آزادی‌بخش اینگوش»، تنها یک حرکت نظامی نیست؛ بلکه برخاستن دوباره ایمان در برابر کفر و عدل در برابر ظلم است.

گسیل داشتن گردان‌های زرهی روسیه به سمت کوه‌های استراتژیک «تسی–لوام»، نشان از قدرت تسلیحات آن‌ها نیست، بلکه گواهی بر لرزه‌ای است که بر اندام اشغالگران افتاده است. وقتی ندای حق از «رادیو صوت القوقاز» طنین‌انداز می‌شود، لشکریان کفر درمی‌یابند که نه تانک‌های زرهی و نه دیوارهای آهنین، توان مقابله با اراده ملتی را ندارند که شهادت را راه رسیدن به عزت می‌داند.

ای برادران با ایمان در قفقاز، بدانید که چشم‌های امت اسلامی به سوی شماست. قیام شما در برابر ظلمی که قرن‌ها بر این سرزمین سایه افکنده، مصداق بارز در هم شکستن هیبت پوشالی قدرت‌های سکولاری است که گمان می‌کردند ایمان مردم را با آهن و آتش از بین برده‌اند. امروز کوه‌های قفقاز بار دیگر به پناهگاهی تسخیرناپذیر برای مجاهدانی تبدیل شده است که وعده الهی را باور دارند.

نبرد در کوهستان‌های «تسی–لوام»، آغاز فصلی جدید است؛ فصلی که در آن «صوت القوقاز» نه تنها یک رسانه، بلکه فریاد فروخفته مظلومانی است که اکنون زمان برخاستن‌شان فرا رسیده است. اشغالگران بدانند که قفقاز، گورستان متجاوزان سکولار خارجی و مرتدین سکولار داخلی خواهد بود و آفتاب آزادی، از پشت قله‌های رفیع اینگوشیا، به زودی تمام سرزمین‌های اسلامی را گرم خواهد کرد.

عزت از آن الله، رسول او و مؤمنانی است که در راه حق استوار می‌مانند.

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۷)

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۷)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

هم در آن زمان و هم امروز، بیش از ۲۰ سال بعد، منابع روسی سعی می‌کنند تعداد سربازان و خودروهای زرهی خود را که برای حمله به گروزنی اعزام شده‌اند، کمتر از حد واقعی اعلام کنند. و بر این اساس، تعداد چچنی‌هایی را که از شهر دفاع می‌کنند، به میزان زیادی افزایش دهند. این قابل درک است؛ روس‌ها نمی‌توانستند برای تأیید رسوایی خود به ارقام واقعی استناد کنند.

در مجموع ۱۵۰۰ خودروی زرهی در حمله به گروزنی و محاصره آن استفاده شد. ادعای مشارکت ۱۵۰۰۰ سرباز در این حمله، آنطور که منابع روسی ادعا می‌کنند، چیزی جز تحقیر را تداعی نمی‌کند.

در ارتش روسیه، این تنها قدرت یک لشکر است. در همین حال، گروزنی از چهار طرف توسط دو لشکر تحت فرماندهی روخلین و بابیچف و دو تیپ ترکیبی تحت فرماندهی ژنرال پولیکوفسکی و ژنرال استاسکوف مورد حمله قرار گرفت. این حداقل ده‌ها هزار سرباز است. به این نیروها باید انبوه عظیمی از نیروهای داخلی، پلیس ضد شورش و واحدهای ویژه واکنش سریع و همچنین واحدهای سرویس امنیت فدرال (که اکنون سرویس امنیت فدرال است) به علاوه نیروی هوایی را اضافه کرد.

در مورد نیروهای شبه‌نظامی چچنی، تعداد آنها در مجموع به چند هزار نفر می‌رسید. از این تعداد، حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ چچنی از به اصطلاح “گردان آبخازیا” تجربه جنگی واقعی داشتند.

ستاد کل چچن چندین واحد رزمی داشت که در مجموع تا ۳۰۰۰ پرسنل داشتند. بیش از نیمی از این نیرو به دلایلی از منطقه جنگی عقب‌نشینی کردند. به طرز عجیبی، اولین کسانی که فرار کردند چچنی‌ها بودند – افسران حرفه‌ای ارتش شوروی، به استثنای دو یا سه نفری که به دعوت دودایف به چچن آمده بودند.

اما واحدهای مسلح چچنی دائماً توسط جوانان روستایی که به دعوت جهاد پاسخ داده بودند، تکمیل می‌شدند. آنها داوطلبانه برای اولین بار وارد گروزنی شدند تا در نبرد شرکت کنند. هر گروه ورود خود را با ژنرال مسخدوف در ستاد کل، واقع در زیرزمین ساختمان ریاست جمهوری، جشن گرفتند.

پس از دریافت دستورالعمل‌ها و مهمات، گروه‌ها به سمت مواضع تعیین شده خود حرکت کردند. در میان آنها بسیاری بودند که قبلاً هرگز مسلسل به دست نگرفته بودند، اما از اعتراف به آن خجالت می‌کشیدند. بنابراین، ستاد کل یک اردوگاه آموزشی یک هفته‌ای را که در یکی از جماعت‌های رزمی تأسیس شده بود، تصویب کرد، جایی که آنها کار با سلاح، تاکتیک‌های اولیه نبرد شهری و دعاها (اذکار) را در طول نبرد آموزش می‌دادند.

به طور متوسط، هر گروه شامل ۱۲ تا ۱۵ نفر بود. و همانطور که در تلویزیون چچن توصیه شده بود، هر گروه سعی می‌کرد یک نارنجک‌انداز، یک مسلسل و یک تفنگ تک‌تیرانداز تهیه کند. اما در واقعیت، همه گروه‌ها نمی‌توانستند نارنجک‌انداز یا تفنگ تهیه کنند – آنها گران بودند. و حتی همه افراد گروه سلاح‌های خودکار نداشتند.

در طول تغییر شیفت در مواضع مقدم (رباط)، که به طور متوسط ​​هر سه روز یکبار اتفاق می‌افتاد، اغلب سلاح‌ها جا می‌ماندند. مجاهدین غیرمسلح مجبور می‌شدند به پایگاه خود پیشروی کنند و خطر مواجهه با گروهی از نیروهای ویژه دشمن را که شبانه به عقب مجاهدین اعزام می‌شدند، به جان بخرند.

این وضعیت واقعی با “جنگجویان آموزش دیده دودایف” بود.

در پرونده ی اپستین، زمانی که القاعده در سوریه هنوز القاعده بود و جولانی آنرا مسخ نکرده بود

در پرونده ی اپستین، زمانی که القاعده در سوریه هنوز القاعده بود و جولانی آنرا مسخ نکرده بود

به قلم: ابوخالد کُردستانی

زمانی که جهاد در سوریه به علیه حکومت سکولار بشار اسد شروع شد اسمی از القاعده نبود و به دنبال آنکه ابوبکر بغدادی با نصف بیت المال خودش جولانی (همین احمد الشرع خائن) را به همراه صدها مجاهد جهت یاری اهل سوریه به سوریه روانه کرد و جبهه النصره را تشکیل داد باز القاعده ای در سوریه وجود نداشت.

پس از خیانت جولانی به ابوبکر بغدادی و پذیرش بیعت این خائن از سوی دکتر ایمن الظواهری برای اولین بار القاعده در سوریه اعلام موجودیت کرد و پس از خیانت جولانی به القاعده و شکستن بیعت با الظواهری، عده ای همچنان به القاعده وفادار ماندند و جماعت حراس الدین را تشکیل دادند.

در ابتدا حراس الدین از آزادی های بالاتری برخوردار بود و تا زمانی که هنوز تحت کنترل جولانی خائن درنیامده بود می توانست به صورت مستقل عملیاتهائی را انجام دهد، یکی از عملیاتهای آن موردی است که در پرونده ی اپستین آمده و به این شکل نام یکی از شاخه های سازمان القاعده در پرونده‌های منتشر شده اپستین ذکر شده است.

در یک ایمیل که خود اپستین به پروفسور نوآم چامسکی در سال ۲۰۱۵ ارسال کرده در جوابش چامسکی می‌گوید” پنتاگن تلاش کرد که گروهی از مخالفان میانه‌رو را در سوریه فعال کند تا مأموریتهایی را انجام دهند

همچنین چامسکی در همان ایمیل به او می‌گوید که پنتاگون ۵۰ نفر را آموزش داده و آنها را از طریق ترکیه به شمال سوریه فرستاد در حالی که میلیونها دلار برای آنها هزینه کرد اما سازمان القاعده از تشکیل این گروه آگاه شد و این گروه را سریع ریشه کن کرد”.

این القاعده زمانی که مثل بسیاری از گروههای دیگر تحت مدیریت آمریکا و صهیونیستها و میت ترکیه از کانال جولانی خائن درآمد به تدریج غیر فعال و مسخ و در نهایت منحل شد.

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۶)

روزشمار جهاد چچنی ها در جنگ گروزنی با کفار محارب و اشغالگر روسی و قدم به قدم با مجاهدین چچن (۶)

به قلم: شمس‌الدین نشخوف، شرکت‌کننده در جنگ

ترجمه: کارزان شکاک

به خوبی شناخته شده است که حمله برق‌آسا به پایتخت چچن شکست خورد و نبرد در شهر ۵۴ روز به طول انجامید. مجاهدین چچنی نه تنها مقاومت شایسته‌ای از خود نشان دادند، بلکه در همان روزهای اول حمله، خیابان‌های گروزنی را به گورستانی برای خودروهای زرهی روسی تبدیل کردند.

این امر منجر به سردرگمی و آشفتگی کامل در میان نیروهای روسی شد. جنگجویان چچنی با شور و شوق شکارچیان، خودروهای زرهی روسی را نابود کردند. موقعیت‌های باورنکردنی توصیف شده‌اند، مانند فرار یک تانک روسی از یک ژیگولی که یک نارنجک‌انداز چچنی، با خم شدن از پنجره، سعی در هدف قرار دادن هدف در حال فرار داشت.

در آن زمان، تعداد زیادی از روزنامه‌نگاران و خبرنگاران جنگی از آژانس‌های خبری برجسته غربی، از جمله نمایندگان رسانه‌های اصلی روسیه، در گروزنی بودند. نمایندگان سازمان‌های حقوق بشر و بشردوستانه نیز حضور داشتند. تمام جهان شاهد فروپاشی نقشه‌های ژنرال‌های روسی بود.

و همانطور که انتظار می‌رفت، طوفانی از انتقاد در جامعه روسیه فوران کرد. همه و همه به زبان آوردند: کارشناسان نظامی، نمایندگان مجلس، فعالان حقوق بشر و رهگذران عادی. بسیاری با تمسخر سخنان پاول گراچف، وزیر دفاع روسیه، را نقل کردند که روز قبل گفته بود گروزنی را می‌توان با یک هنگ چترباز در عرض دو ساعت تصرف کرد.

از میان تمام دلایلی که برای حمله ناموفق ارائه شد، دو دلیل برای عموم مردم روسیه جذاب‌ترین و راحت‌ترین بودند:

اولین دلیل، و اغلب تکرار شده‌ترین دلیل، این بود که پیشروی ستون‌های تانک به داخل شهر بدون پشتیبانی کافی پیاده نظام، یک اشتباه فاحش بود.

دومین چیزی که به راحتی برای مردم عادی روسیه جذاب بود، این افسانه بود که “پسران ۱۸ ساله بی‌تجربه” برای حمله به گروزنی علیه “جنگجویان باتجربه و آموزش دیده دودایف” فرستاده شدند.

بیایید فوراً به ادعای دوم بپردازیم تا دوباره به آن برنگردیم. نه تنها نیروهای ضربت ارتش روسیه به طور منظم برای حمله اعزام شدند، بلکه قاتلان باتجربه وزارت کشور و نیروهای ویژه که قیام‌های مردمی در اوش، فرغانه، تفلیس، باکو و ویلنیوس را با خون سرکوب کرده بودند، نیز در این حمله شرکت داشتند.

در میان آنها همان موجودات انسان‌نمایی بودند که در سال ۱۹۹۲ نوزادان اینگوش را تکه‌تکه کرده و جلوی چشم مادرانشان به خوک‌ها خوراندند. (امروزه، همین موجودات عمداً کودکان را در مالی می‌کشند.) بنابراین، داستان‌های پسران ۱۸ ساله نمی‌تواند افرادی را که خشم وحشیانه و سادیستی ارتش روسیه را تجربه کرده‌اند، تحت تأثیر قرار دهد.