واخان، مرز مهم برای دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و آسیا و سیاست مخرب پاکستان

واخان، مرز مهم برای دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و آسیا

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

دالان واخان در بدخشان، تنها مرز زمینی مشترک امارت اسلامی افغانستان با چین، نه یک گذرگاه عادی، بلکه شاهرگ حیاتی اقتصاد آینده این کشور به شمار می‌رود. این دهلیز از نگاه اقتصادی و ژئوپولیتیکی اهمیت ویژه دارد؛ زیرا افغانستان را به یکی از بزرگ‌ترین بازارهای جهان وصل می‌کند و می‌تواند این کشور را از یک مسیر جدید ترانزیتی به آسیای مرکزی و چین پیوند دهد. این مسیر می‌تواند زمینه انتقال کالا، توسعه تجارت، جذب سرمایه‌گذاری و کاهش وابستگی افغانستان به چند مسیر سنتی ترانزیتی را فراهم کند.

از دیدگاه اقتصادی، فعال‌شدن این دهلیز می‌تواند برای صادرات افغانستان، به‌ویژه محصولات زراعتی، سنگ‌های قیمتی و منابع معدنی، فرصت‌های تازه ایجاد کند. همچنین این مسیر می‌تواند افغانستان را در پروژه‌های منطقه‌ای اتصال اقتصادی، به‌ویژه طرح‌های مرتبط با تجارت چین و آسیای مرکزی، شامل ساخته و نقش آن را از یک کشور محاط به خشکه به یک نقطه اتصال منطقه‌ای افزایش دهد.

اهمیت این کریدور برای چین نیز کم‌تر نیست؛ زیرا کوتاه‌ترین مسیر زمینی برای اتصال آسیای مرکزی به غرب چین را فراهم می‌آورد و دسترسی به منابع عظیم معدنی افغانستان را ممکن می‌سازد. با این حال، همین ویژگی‌های منحصربه‌فرد، واخان را به هدفی راهبردی برای بازیگرانی تبدیل کرده که نمی‌خواهند افغانستان از قید وابستگی به همسایگان جنوبی خود رهایی یابد.

حکومت دست نشانده و غلام مستقیم آمریکا و آل سعود که دهه‌ها از انحصار ترانزیتی خود به‌عنوان دروازه چین به جنوب آسیا بهره برده، به‌خوبی می‌داند که فعال شدن کریدور واخان این مزیت را به‌طور کامل از بین می‌برد. از این رو، پاکستان با حمایت مالی و تسلیحاتی از جبهات مخالف حکومت افغانستان و شبکه‌های نیابتی، تلاش می‌کند این منطقه را ناامن و غیرقابل سرمایه‌گذاری کند.

در پشت پرده این ناامنی‌ها، نقش پاکستان به‌عنوان بازیگر اصلی، روزبه‌روز آشکارتر می‌شود. طی یک ماه اخیر، پاکستان با حمایت از جبهات مخالف حکومت افغانستان تلاش کرده تا افغانستان، به‌ویژه ولایت بدخشان که شاهراه حیاتی واخان در آن موقعیت دارد، ناامن شود؛ اما حکومت افغانستان این تلاش‌ها را قاطعانه سرکوب کرده است.

در آخرین مورد، روز جمعه ۲ اسد، اعضای جبهه آزادی که می‌خواستند برای ناامن‌سازی این مسیر حیاتی از چترالِ تحت کنترل پاکستان وارد خاک بدخشان شوند، با واکنش سریع نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان مواجه شدند. این درگیری در ولسوالی زیباک ولایت بدخشان رخ داد و منجر به جان‌باختن تعدادی از اعضای این جبهه، به‌شمول قومندان معروف، از فرماندهان مشهور آن گردید.

گفتنی است که از جیب افراد کشته‌شده کلدارهای پاکستانی نیز کشف شده است؛ موضوعی که به گفته آگاهان، وابستگی مطلق جبهات مخالف حکومت افغانستان به پاکستان را برجسته می‌سازد.

این در حالی است که پیش از این، احمد مسعود، رهبر جبهه موسوم به مقاومت، در جریان یک کنفرانس در فرانسه عملاً از پاکستان در برابر حکومت کنونی افغانستان درخواست کمک کرده بود. از سوی دیگر، نثار احمد شیرزی، افسر پیشین استخبارات افغانستان، در گفتگویی اظهار داشته است که جبهه مقاومت و آزادی دو پروژه استخباراتی هستند. او هدف از ایجاد جبهات مخالف حکومت را ناامن‌سازی افغانستان و ایجاد تفرقه میان اقوام عنوان کرده است.

سرکوب‌ بغاوت‌گران مرتد در پاکستان با پرواز «ابابیلِ» دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و درهم‌کوبیدن فتنه‌گران

سرکوب‌ بغاوت‌گران مرتد در پاکستان با پرواز «ابابیلِ» دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان و درهم‌کوبیدن فتنه‌گران

به قلم: أبو محمود کنیزی


بسم الله الرحمن الرحیم

الله جل جلاله در مورد سرکوب مهاجمین به کعبه می فرماید: وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ * تَرْمِيهِمْ بِحِجَارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ (فیل/ ۳ و ۴) و بر سر آن‌ها پرندگانی فوج‌فوج فرستاد؛ که آنان را با سنگ‌هایی از گِلِ سخت هدف قرار می‌دادند.

دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، با تکیه بر نصرت الهی و ارتقای چشمگیر توانمندی‌های نظامی، صفحه جدیدی از اقتدار خود را به نمایش گذاشته است. امروز، آسمان دشمنان در تصرف و تسخیر کاملِ پهپادهای نقطه‌زن (درون‌های نوین) امارت اسلامی است؛ پرندگانی که همچون «ابابیل» بر سر بغاوت‌گران مرتد و مزدوران وابسته به آمریکا و صهیونیسم (امثال احمد مسعود و محقق) فرود می‌آیند و توطئه‌های آنان را در نطفه خفه می‌کنند.

۱. اشراف اطلاعاتی و عبور از سامانه‌های متکبرانه حکومت سکولار و دست نشانده ی پاکستان یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای اخیر مجاهدین شریعت‌گرا، ترکیب بی‌نظیر «قدرت شناسایی مقرهای دشمن» با «حملات دقیق و نقطه‌زن پهپادی» است.

عبور موفقیت‌آمیز درون‌های نوین دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان از سدهای امنیتی و سامانه‌های پدافندیِ متکبرانه پاکستان، نشان‌دهنده برتری تکنولوژیک و اشراف کامل اطلاعاتی بر مرزها و تحرکات دشمنان است. این اقتدار ثابت کرد که هیچ سپر دفاعی نمی‌تواند مانع از اراده نظام اسلامی در سرکوب مفسدان شود.

۲. عملیات چترال نیز پاسخی کوبنده به دسیسه‌های بیگانه است.
این عملیات دقیق
، ثمره و پاسخی قاطع به تحرکات سازمان‌های اطلاعاتی بیگانه (از جمله ISI) بود. آن دسته از اجیران و بغاوت‌گرانی که با خیال خامِ ایجاد ناامنی از منطقه «چترال» وارد خاک افغانستان شده بودند، هرگز زنده بازنگشتند.
اوج تسلط نظامی امارت اسلامی آنجا به اثبات رسید که حتی آن عده از بغاوت‌گرانی که از مهلکه گریخته و توانستند دوباره به سوی چترال (در خاک همسایه) فرار کنند، از چشمان تیزبین ابابیل‌های دارالاسلام در امان نماندند. آن‌ها دقیقاً در همان پناهگاه‌های خود هدف قرار گرفته و با ضرباتی بسیار دقیق، زیبا و عالی در هم کوبیده شدند.

پس هیچ پناهگاهی برای خائنین وجود ندارد
عملیات اخیر پهپادهای امارت اسلامی حامل پیام روشنی برای تمامی بغاوت‌گران مرتد و حامیان خارجی آن‌هاست: دوران پناه گرفتن در کشورهای همسایه و طراحی توطئه علیه امنیت مسلمین به سر آمده است. هر کس که بخواهد امنیت دارالاسلام را به چالش بکشد، حتی اگر در آن سوی مرزها پنهان شود، هدف آتش خشم مجاهدین قرار خواهد گرفت.

سرنوشت این مزدوران فراری، دقیقاً همان چیزی است که خداوند درباره متجاوزان سپاه ابرهه فرمود: فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ.
پس آنان را چون کاهی خردشده و جویده‌شده قرار داد

جنگ با اشغالگران سکولار خارجی و مزدوران آمریکا از بزرگترین عبادتها و بافضیلت ترین مراتب جهاد فی سبیل الله(۲)

جنگ با اشغالگران سکولار خارجی و مزدوران آمریکا از بزرگترین عبادتها و بافضیلت ترین مراتب جهاد فی سبیل الله(۲)

در بیان موجبات قتال فی سبیل الله

به قلم:ابوالولید الأنصاری

نکته:

از جمله مواقعی که قتال در آن براهل اسلام واجب می شود،هنگامی است که حاکم مسلمان دچار کفرشده واز دایره اسلام خارج شود واین همان چیزی است که رسول الله صلی الله علیه وسلم آن را کفر بواح نامیده است.

همانطورکه در صحیح بخاری از عبادة بن الصامت رضی الله عنه روایت است که گفت:” دعانا النبيّ صلى الله عليه وسلم فبايعناه فقال فيما أخذ علينا أن بايعنا على السمع والطاعة في منشطنا ومكرهنا وعسرنا ويسرنا وأثرة علينا وأن لا ننازع الأمر أهله، إلا أن تروا كفراً بواحاً عندكم من الله فيه برهان”:( رسول الله صلي الله عليه وسلم ما را به نزد خود خواند وما با ايشان بيعت كرديم واز جمله شروط بيعت اين بود كه بيعت كرديم بر سمع وطاعت در با نشاطي و بی حالی ، سختي وآساني و در حالتي كه درحق ما بي عدالتي هم شود،واينكه با امراء نزاع نكنيم مگر اينكه كفر بواحی(آشکار) از آنها ببينيم كه از نزد الله تعالي برهاني بر آن داشته باشيم).

ابن التین از داودی -همانطور که درفتح الباری ذکر شده –قول به وجوب قیام علیه حاکم در صورتی که کافر شود،را نقل کرده است .ومانند این قول را امام نووی ودیگرعلمای اسلام رحمهم الله تعالی عنوان کرده اند وبلکه بسیاری از آنها ،اتفاق تمامی علماء براین قول، را حکایت کرده است.والله اعلم.

دلیل آنچه گذشت:

بدان که هرگاه حاکم مسلمین دچار کفروارتداد ازدین شد بر اهل حل وعقد امت(بزرگان دینی ونظامی وسیاسی)،واجب است که قیام کرده واو را خلع کنند وبه هیچ وجه برای آنها جایزنیست که او را به حال خود بگذارند،اگر درتوانشان بود که او را بدون جنگ وقتال خلع کنند این کاربرآنها واجب است واگر خلع او جز با قتال واعلان جنگ علیه او و طرفدارانش،ممکن نبود،این کار بر آنها وبر تمام اهل اسلام واجب می شود همانطور که خداوند متعال می فرماید:” وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلّه”:( و با آنان پيكار كنيد تا فتنه‌اي باقي نماند و دين خالصانه از آن خدا گردد.انفال/۳۹).

و هیچ فتنه ای درنزد الله تعالی ودردینش،بزرگترازکفربه او نیست،همانطورکه در صحیحین از حدیث ابن مسعود رضی الله عنه وارد شده که گفت:(گفتم:ای رسول خدا،بزرگترین گناه کدام است؟فرمود:اینکه برای الله همتایی قراردهی در حالیکه او تو را خلق کرده است).والله تعالی می فرماید:”والفتنة أکبرمن القتل”:( و قتنه بدترازکشتن است،بقره/۲۱۷).. نیز می فرماید:”والفتنة أشد من القتل”:(وفتنه ازکشتن بدتراست،بقره/۱۹۱).

واگر علاوه برآن، برای کفرواهل کفر، مکنت وشوکت وقدرتی بود که با آن با اهل دین می جنگیدند ومذاهب باطلشان را انتشار می دادند وبلاد وعباد را به دخول دردین باطلشان وتحاکم به قوانین وضعی شان ملزم می کردند، در آن صورت دیگر نپرس که چه خطر عظیم وشر همه گیری بر سر دیار مسلمین وارد شده است واگردر آن هنگام تمام مردم به قیام وجنگ وقتال برخیزند طوری که تا آخرین نفرشان از بین برود برای بازگردانیدن حکومت اسلامی وحکم به شریعت الله چیزی نیست.

و اگر می خواهی دراین مورد از موضع ابوبکر صدیق رضی الله عنه در قتال با مانعین زکات عبرت بگیر طوریکه استقامت او در این جنگ، ازبزرگترین فضائلش رضی الله عنه به شمارمی رود،تا آنجا که به عمر رضی الله عنه گفت:(سوگند به الله اگرریسمانی را که به عنوان زکات به رسول الله صلی الله علیه وسلم پرداخت می کردند از من باز بدارند به خاطر این کار با آنها خواهم جنگید)،وعمررضی الله عنه بعداز آن بود که گفت:(سوگند به الله جزاین نبودکه الله شرح صدری برای این جنگ به ابوبکر عطا کرده بود به طوری که دانستم او بر حق است).

نکته مهم:

واز جمله دلایلی که نشان می دهد که جنگ با مرتدین از بزرگترین عبادتها و بافضیلت ترین مراتب جهاد فی سبیل الله می باشد این است که اشتغال به ارسال لشکراسامه برای جنگ روم همانطور که رسول الله صلی الله علیه وسلم امرکرده بودند، صدیق رضی الله عنه را از جنگ با مرتدین عرب بازنداشت،بلکه برای جنگ با آنها مجهز شد ووسائل لازم را آماده کرد تا اینکه وقتی اسامه ازجنگ روم بازگشت خود برای جهاد با مرتدین خارج شدواسامه را بر جای خود در مدینه نشاند ورفت تا اینکه به منطقه ربذه رسید وبنی عبس وذبیان وجماعتی از بنی عبد مناة بن کنانة را در أبرق دید وبا آنها جنگید وشکستشان داد وهمگیشان را نابود کرد سپس به مدینه بازگشت وهنگامی که لشکراسامه رسید واطراف مدینه اردو زد به سوی منطقه ذی القصه رفت و لشکر را آنجا تقسیم بندی کرده وپرچمها را بست طوریکه یازده پرچم برای قتال مرتدین بسته شد

تذکر:

اگرگفته شد: پس چرا علماء رحمهم الله تعالی این نوع از قتال را از جمله مواقعی که در آن جهاد فی سبیل الله فرض عین می شود،ذکرنکرده اند؟!

درجواب گفته می شود،به دو علت:

اول؛چون این سخنشان که(هر گاه کفار وارد شهری شدند بر اهل آن قتال ودفعشان فرض عین است)شامل این نوع قتال می شود.

دوم؛چون این نوع قتال احکام مخصوص زیادی دارد که به بیان همه آنها نیازاست به خاطرهمین کتب مستقلی را درباره آن تآلیف کرده اند.

والله اعلم

 جنگ با اشغالگران سکولار خارجی و مزدوران آمریکا از بزرگترین عبادتها و بافضیلت ترین مراتب جهاد فی سبیل الله(۱)  

 جنگ با اشغالگران سکولار خارجی و مزدوران آمریکا از بزرگترین عبادتها و بافضیلت ترین مراتب جهاد فی سبیل الله(۱)  

در بیان موجبات قتال فی سبیل الله

به قلم:ابوالولید الأنصاری

چرا اول آمریکا؟ چون به قول سید قطب «آمریکا شیطان بزرگ است» و به قول الشیخ اسامه بن لادن «آمریکا سر افعی» است که اگر سر افعی زده شود سایر اعضای آن که طاغوتهای محلی حاکم بر مسلمین هستند نیز خود به خود توسط همین مومنین اهل دعوت و جهاد و مسلمین همان سرزمین نابود می شوند.

در این صورت دشمن اصلی که در جزیره العرب و سوریه و شام بزرگ و آفریقا و پاکستان باید بر آن تمرکز شود آمریکا و ناتو است و هر گونه جنگ انحرافی در این سرزمینها یعنی انحراف از منهج اصلی جهاد . بر این اساس مطلب مهم زیر را از ابوالولید الأنصاری خدمت شما ارائه می دهیم.

در صحیحین از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که گفت:پیامبرصلی الله علیه وسلم روز فتح مکه فرمود:”لاهجرة بعد الفتح ولکن جهاد ونیة وإذا استنفرتم فانفروا”:(بعد از فتح،هجرتی نیست،اما جهاد ونیت باقی است وهرگاه منادي جهاد ، شما را به جهاد ندا درداد (نفیر عام)،به سوی جهاد حرکت کنید)، و این لفظ روایت بخاری در باب الجهاد والسیر ازکتاب جهاد،می باشد.

و الله تعالی می فرماید:” ‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ زَحْفاً فَلاَ تُوَلُّوهُمُ الأَدْبَارَ ‏، ‏ وَمَن يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاَّ مُتَحَرِّفاً لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاء بِغَضَبٍ مِّنَ اللّهِ”:( ‏ ‏ اي مؤمنان ! هنگامي كه با انبوه كافران ( در ميدان نبرد ) روبرو شديد ، بدانان پشت نكنيد ( و فرار ننمائيد ) . ‏ هركس در آن هنگام بدانان پشت كند و فرار نمايد – مگر براي تاكتيك جنگي يا پيوستن به دسته‌اي‌ – گرفتار خشم خدا خواهد شد)[انفال/۱۵و۱۶].

و الله تعالی می فرماید: “انْفِرُواْ خِفَافاً وَثِقَالاً وَجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ..”:( ( اي مؤمنان ! هرگاه منادي جهاد ، شما را به جهاد ندا درداد فوراً ) به سوي جهاد حركت كنيد ، سبك‌بار يا سنگين‌بار ، ( جوان يا پير ، مجرّد يا متأهّل ، كم‌عائله يا پرعائله ، غني يا فقير ، فارغ‌البال يا گرفتار ، مسلّح به اسلحه سبك يا سنگين ، پياده يا سواره و . . . در هر صورت و در هر حال ، ) و با مال و جان در راه خدا جهاد و پيكار كنيد .)[توبه/۴۱].

این ادله ثلاثه ای است که علمای ما رحمهم الله تعالی برای تعیین مواقع فرض عین بودن قتال دشمن،به آن استدلال کرده اند.

ابن قدامه رحمه الله می گوید:وجهاد در سه جا فرض عین می شود:

-اول:هنگامی که دو سپاه(مسلمین وکفار) به هم رسیده و مقابل هم قرار گرفتند، در این هنگام بر کسی که در آن مکان حاضر باشد حرام است که از آن جا برود وماندن وجنگیدن بر او فرض عین است.

می گویم:و دراین مورد به دلیل دوم که به آن اشاره کردم،استدلال کرده است.

-دوم:هنگامی که کفار هجوم کرده و به شهری از شهرهای اسلام وارد شدند،بر اهل آن شهر قتال ودفع آنان،فرض عین می شود.

می گویم:و در این مورد به دلیل سوم مذکور استدلال کرده است.

زرکشی حنبلی در”شرح مختصر الخرقی”می گوید:هنگامی که کفار وارد شهری شدند بر اهل آن شهر قتال آنها وبسیج شدن برای جهاد، فرض عین است،چون آنها در معنای حاضرین در صف(هنگام روبرو شدن صفهای کفار ومسلمین) هستندوبدین خاطربر آنها فرض عین می شود ونیز بنابر عموم آیه {إنفروا خفافا وثقالا…}قتال برآنها فرض عین است.

و نووی در “روضةالطالبین”  مباحث مهم وطولانی در این باب دارد که آوردن آن دراینجا مناسب این مختصرنیست.

و مانند همین مباحث را ابن عبدالبر در”الإستذکار”    و”التمهید” آورده ودر آن آمده است:شافعی می گوید:جنگ دو نوع است؛نافله وفریضه. فریضه هنگام نفیرعام می باشد که دشمن دیاراسلام را اشغال کرده باشد.ونافله؛نگهبانی مرزها وخارج شدن به سوی مرزها برای جهاد در صورتی که مجاهدین برای انجام این کاربه تعداد کافی وجود داشته باشند.

می گویم:تمام علمای اسلام رحمهم الله تعالی اتفاق نظردارند که دشمن مهاجم دین ودنیا را با هم به فساد می کشاند وشریعت اسلام برای حفظ کلیات پنجگانه که عبارت است از:دین وجان وآبرو (ناموس وغیره) ومال وعقل ، آمده است وحفظ آنها جزبه قتال با دشمن متجاوز ودفع آن ممکن نیست وهر چیزی که واجب جز بوسیله آن محقق نشود،خود واجب است(ما لا یتم الواجب الا به فهو واجب)،والله اعلم.

-سوم:هنگامی که حاکم مسلمان به عده ای فرمان عمومی خروج برای جهاد را صادر کرد بر همه آنها لازم است که به فرمان او برای جهاد بسیج شوند.

و در این مورد به حدیث ابن عباس که قبلا ذکرشد،ونیز به این آیات استدلال می کنند:{ ‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انفِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ أَرَضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الآخِرَةِ إِلاَّ قَلِيلٌ ‏. ‏ إِلاَّ تَنفِرُواْ يُعَذِّبْكُمْ عَذَاباً أَلِيماً وَيَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ وَلاَ تَضُرُّوهُ شَيْئاً وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ‏}:( اي مؤمنان ! چرا هنگامي كه به شما گفته مي‌شود : ( براي جهاد ) در راه خدا حركت كنيد ، سستي مي‌كنيد و دل به دنيا مي‌دهيد ؟ آيا به زندگي اين جهان به جاي زندگي آن جهان خوشنوديد ؟ ( و فاني را بر باقي ترجيح مي‌دهيد ؟ آيا سزد كه چنين كنيد ؟ ) تمتّع و كالاي اين جهان در برابر تمتّع و كالاي آن جهان ، چيز كمي بيش نيست . ‏ اگر براي جهاد بيرون نرويد ، خداوند شما را ( در دنيا با استيلاء دشمنان و در آخرت با آتش سوزان ) عذاب دردناكي مي‌دهد و ( شما را نابود مي‌كند و ) قومي را جايگزينتان مي‌سازد كه جداي از شمايند ( و پاسخگوي فرمان خدايند و در اسرع وقت دستور او را اجرا مي‌نمايند . شما بدانيد كه با نافرماني خود تنها به خويشتن زيان مي‌رسانيد ) و هيچ زياني به خدا نمي‌رسانيد ( چرا كه خدا بي‌نياز از همگان و داراي قدرت فراوان است ) و خدا بر هر چيزي توانا است ( و از جمله بدون شما هم مي‌تواند اسلام را پيروز گرداند ، و همچنين شما را از بين ببرد و دسته فرمانبرداري را جانشين شما كند ) . ‏[توبه/۳۸-۳۹].

برگی از درخت ریشه دار و بزرگ عملیات جهاد در چچن (۳)

برگی از درخت ریشه دار و بزرگ عملیات جهاد در چچن (۳)

به قلم: ابوسلیمان هورامی

نویسنده خوانندگان را دعوت می‌کند تا از دریچه چشمان یک اشغالگر روسی به وقایع آن زمان نگاه کنند. اینها گزیده‌هایی از دفتر خاطرات یکی از کفار است که در اوت ۱۹۹۶ خود را در دیگ آتشین مجاهدین یافت. قضاوت در مورد صحت این متن که در آن زمان در کتاب ژنرال تروشف، جنایتکار جنگی، منتشر شده است، دشوار است، اما این دفتر خاطرات، به گفته برخی از شرکت‌کنندگان در آن نبردها، وضعیت تقریبی آن وقایع را منعکس می‌کند.

– “… از همه طرف به ما شلیک می‌شود. در طول پیشروی شبانه اینجا، ۳ وسیله نقلیه (دو وسیله نقلیه پیاده نظام و یک تانک) سوختند. ما ۲۴ ساعت است که می‌جنگیم. نمی‌دانم بعداً چه اتفاقی خواهد افتاد. تاکنون ۵ کشته و ۲۰ زخمی داده‌ایم. این هم یک مورد دیگر. بعداً ادامه می‌دهم، هوا دارد گرم می‌شود.

ساعت ۱۲:۲۰ است. به علاوه ۲ کشته، از زخمی‌ها خبری ندارم. منتظر توپخانه هستیم. چیزی به تأخیر افتاده است، اگرچه قول داده بودند. پولیکوفسکی خواست ۲۴ ساعت مقاومت کند.

ساعت ۱۵:۰۰ به من دستور داده شد که با گروهی ۱۸ نفره خانه همسایه را اشغال کنیم. من رفتم.

ساعت ۱۶:۰۵٫ من از این خانه می‌نویسم. آنها ۸ در را در دو ورودی در طبقه اول، دوم و سوم شکستند. اکنون در دفتر یک صندوق نشسته‌ام. همه چیز خوب است، اما قطره‌ای نیکوتین وجود ندارد. رنج وحشتناک است. ما منتظر گرگ و میش و شب هستیم. صدای تیراندازی و انفجار به صورت دوره‌ای شنیده می‌شود.

در گروه من، هنوز کسی آسیب ندیده است. از ساختمان دولتی خبر ندارم.

۱۸/۱۰. تیراندازی به صورت دوره‌ای فروکش می‌کند. حالا وقتش است. پیامی از طریق رادیو آمد، یک تانک چچنی از آسمان دیده شد که به سمت ما حرکت می‌کرد.

این را در هشتم نوشتم. امروز صبح، دهم آگوست است. در این دو روز خیلی چیزها تغییر کرده است. ساختمان دولتی کاملاً سوخت. خانه‌ای که من و گروهم در آن زندگی می‌کردیم هم. تقریباً هیچ تجهیزاتی باقی نمانده است. نمی‌دانم چند نفر از دست رفته‌اند. هیچ ارتباطی وجود ندارد. هنوز هیچ ستونی نتوانسته به ما برسد. حالا ما به یک ساختمان خصوصی ۱۲ طبقه نقل مکان کرده‌ایم. تمام شهر در حال سوختن است. تیراندازی بیشتر، انفجار. ساختمان می‌لرزد. “هلیکوپترهای” ما چند بار ما را گرفتند.

۱۱ آگوست. دیشب، حدود ساعت دو، چیزی به ما برخورد کرد. یا یک تانک یا یک توپ خودکششی. چند آپارتمان منفجر شد. چند نفر از بچه‌ها دچار شوک ناشی از گلوله شدند، اما خفیف. امروز صبح آن را خاموش کردند. یک نفربر دیگر سوخت. ساعت ۸:۴۰ صبح است. هنوز می‌خواهم زنده بمانم، هرچند این حس کمی کمرنگ شده است.

من در روزهای ۱۲ و ۱۳ ننوشتم. پرچم دست‌ساز ما پایین کشیده شد. شب دوباره آن را آویزان کردیم. کاملاً بلاتکلیف. عصر، فریادهای “الله اکبر!” در نزدیکی شنیده می‌شد. حدود ساعت ۱۱-۱۲ شب، شبه‌نظامیان به ما پیشنهاد تسلیم دادند. ما امتناع کردیم. سپس تیراندازی شروع شد.

امروز صبح روز چهاردهم است. ما می‌ترسیدیم که این شب سخت‌ترین شب باشد. از طریق شنود رادیویی فهمیدیم که شبه‌نظامیان می‌خواهند همه چیز را تا ساعت ۸ صبح، قبل از شروع آتش‌بس، تمام کنند.

الان حدود ساعت ۷ صبح است. ساکت است، اما گاهی اوقات تیراندازی می‌شود. در گروه ما از خانقلعه، امروز ۹ نفر کشته و حدود ۳۰ نفر زخمی شدند. از پنج تانک، ۲ تانک باقی مانده است. از ۱۱ نفربر زرهی، شش نفر. هنوز مشخص نیست چند نفر مفقود شده‌اند. بعداً مشخص خواهد شد. اوه، بله، ساختمان ۱۲ طبقه پس از اینکه با نارنجک‌انداز به آن شلیک شد و با یک RPO (شعله‌افکن) به آتش کشیده شد، رها شد. امروز ۱۵ آگوست است. ما مقاومت می‌کنیم. خمپاره‌اندازها، مثل همیشه – عصر – آمدند. ساختمان ۱۲ طبقه دوباره اشغال شد. نتیجه – یک نیمه مال ماست، زیر پرچم قرمز (نه پرچم سه رنگ؟ ویراستار K-C). نیمه دیگر مال آنهاست، زیر پرچم سبز…».

‏ دارالاسلام ایران: در ازای شهادت رساندن هر یک از شهروندان ایران یک نیروی آمریکایی به درک واصل خواهد شد

‏ دارالاسلام ایران: در ازای شهادت رساندن هر یک از شهروندان ایران یک نیروی آمریکایی به درک واصل خواهد شد

️فرمانده قرارگاه خاتم الانبیا: در ازای شهادت رساندن هر یک از شهروندان ایران یک نیروی آمریکایی به درک واصل خواهد شد

سرلشکر عبداللهی: قاعده‌ای را که پیش از این هم عملیاتی‌بودن آن را به دشمن ثابت کرده بودیم از این لحظهٔ معادله قطعی و ابلاغ‌شدهٔ میدان نبرد می‌دانیم: در ازای به شهادت رساندن هر یک از شهروندان سربلند ایران اسلامی، یک نیروی آمریکایی به درک واصل خواهد شد. بلیت‌‌های رایگان و مستقیم به جهنم برایتان تدارک دیده‌ایم.

درخواست سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران از مردم منطقه در اطلاعیه شماره ۴۹ : با فوریت تا شعاع ۵۰۰ متر از اماکن محل‌های اقامت پوششی و مخفی نظامیان آمریکایی فاصله بگیرید

درخواست سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران از مردم منطقه در اطلاعیه شماره ۴۹؛ ۵۰۰ متر از مخفیگاه‌های تروریست‌های آمریکایی فاصله بگیرید

مردم شریف کشورهای محل استقرار پایگاه‌های آمریکایی در منطقه؛

رژیم کودک‌کش آمریکا پنج ماه پیش بدون دلیل منطقی و توجیه قانونی با به شهادت رساندن برجسته‌ترین دانشمند دینی و رهبر سیاسی جهان و همزمان به شهادت رساندن ۱۶۸ کودک دانش آموز معصوم، جنگ تجاوزکارانه‌ای را علیه ما آغاز کرد.

ایران بعد از ۴۰ روز جنگ پیروزمندانه در حالی که می‌توانست جنگ را با قدرت ادامه دهد، برای بازگشت آرامش به منطقه حاضر شد با نهایت گذشت با چنین جنایتکارانی پشت میز مذاکره بنشیند و تفاهم‌نامه پایان جنگ را امضا کند. اما ذات جنایتکار و درنده خویی ایالات متحده موجب شد از همان روزهای اول تفاهم، آمریکا درگیری‌ها را از سر گیرد و تعهدات را زیر پا بگذارد و نهایتاً از ۲۱ تیر ماه رسماً تفاهم را ملغی و جنگ را از سر گیرد.

با گذشت ۱۳ روز از ازسرگیری جنگ، آثار شکست مجدد آمریکا ظاهر شد و دشمن فهمید با عملیات جنگی نمی‌تواند بر نیروی مسلح ما غلبه کند. اما برای خروج از بن‌بست به جای عقب نشینی به ارتکاب جنایت جنگی متوسل شد و پل‌ها، اسکله‌های صیادی، قایق‌ها و لنج‌های مردم، خودروهای عبوری و راه آهن را هدف قرارداد و غیرنظامیان را به شهادت رساند تا جایی که در روز گذشته با کشته و مجروح کردن زائران اربعین حسینی در مرز عراق جنایت را به اوج رساند و ماهیت یزیدی خود را آشکارتر کرد.

از آنجا که در صورت استمرار چنین جنایاتی دستور کار ما قصاص جنایتکاران خواهد بود، بسیاری از افسران و نظامیان ارتش متجاوز آمریکا از ترس آتش رزمندگان اسلام پایگاه‌های خود را ترک کرده و ساختمان‌هایی در شهرها را محل هدایت جنایات خود قرار دادند، به عموم مردم کشورهایی که محل استقرار نظامیان آمریکایی هستند، هشدار می‌دهیم با فوریت تا شعاع ۵۰۰ متر از اماکن محل‌های اقامت پوششی و مخفی نظامیان آمریکایی فاصله بگیرند تا در امان باشند.

مردم همچنین می‌توانند محل‌های جدید جابجایی نظامیان اشغالگر آمریکایی را به حساب رسمی روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تلگرام به نشانی @sepahnewsiradmin و یا بخش “تماس با ما” در پایگاه اطلاع رسانی sepahnews.ir اطلاع دهند.

            برگی از درخت ریشه دار و بزرگ عملیات جهاد در چچن (۲)

            برگی از درخت ریشه دار و بزرگ عملیات جهاد در چچن (۲)

به قلم: ابوسلیمان هورامی

در پاسخ به حمله مجاهدین به شهر، کفار روسی شروع به کشتن غیرنظامیان در مناطق دیگر کشور کردند. بنابراین، در ۷ آگوست ۱۹۹۶، از گروزنی در جاده شاتوی به سمت روستای پریگورودنویه، به ۲ اتوبوس و ۲ ماشین حامل پناهندگان شلیک شد. حدود ساعت ۱۳:۰۰، هلیکوپترهای روسی موشک‌هایی را به سمت اتوبوس‌ها شلیک کردند. ۲۲ نفر کشته شدند، از جمله ۶ کودک ۳ تا ۵ ساله. بیش از ۳۰ نفر زخمی شدند. مردم اجساد تکه‌تکه شده پناهندگان را در جاده جمع‌آوری می‌کردند.

اپراتورهای رادیویی چچن مکالمه‌ای بین خلبان و پایگاه در خانکالا را روی نوار صوتی ضبط کردند که پخش شد:

خلبان: اتوبوس‌ها را می‌بینم. یک اتوبوس سفید می‌بینم. چه باید کرد؟

پایگاه: نابود کنید.

پی.: شاید باید بررسی کنیم؟

ب.: به شما دستور می‌دهم: نابود کنید!

پی.: بله. من از دستور پیروی می‌کنم. می‌خواهم نزدیک شوم.

در ۸ آگوست ۱۹۹۶، سه هلیکوپتر روسی در جاده‌ای نزدیک روستای کومسومولسکویه (سعدی-خوتور) فرود آمدند. سربازانی که از آنها پیاده شدند، چندین ماشین حامل غیرنظامیان را متوقف کردند، ۱۸ مرد را از آنها بیرون آوردند و سپس، در مقابل زنان و کودکان، آنها را قتل عام کردند. از ۱۸ نفری که به طرز وحشیانه‌ای کشته شدند، ۵ نفر چچنی و ۱۳ نفر ترک مسختی بودند. (ترک‌های مسختی که در جریان ناآرامی‌های دره فرغانه در سال ۱۹۸۹ از ازبکستان گریختند، در چندین منطقه چچن زندگی می‌کردند.)

در مسیر گروزنی، در ۷ کیلومتری شهر، هلیکوپترهای روسی به سمت ماشینی با ۶ خبرنگار خارجی – خبرنگاران فرانس پرس، IFA، WTN و رادیو آزادی – شلیک کردند. هلیکوپترها با وجود اینکه شیشه جلوی ماشین علامت بزرگ PRESS داشت که از هوا به وضوح قابل مشاهده بود، به سمت ماشین شلیک کردند. هلیکوپترها به شکار روزنامه‌نگاران ادامه دادند، روزنامه‌نگارانی که از ماشین فرار کرده و در بیشه، در گودال‌ها و سنگرهای به جا مانده از ایست بازرسی که قبلاً آنجا بود، پنهان شده بودند. تنها پس از اینکه مهمات و سوخت خود را تمام کردند، برگشتند و به پایگاه بازگشتند. روزنامه‌نگاران به طرز معجزه‌آسایی زنده ماندند.

وقایع شرح داده شده تنها بخش کوچکی از آنچه در آن روزها در چچن اتفاق می‌افتاد، است.

مقالات و مطالب تحلیلی زیادی در مورد عملیات معروف جهاد نوشته شده است.

اطلاعیه شماره ۴۴ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران در مورد حمله به کویت و پیام به مردم این منطقه

اطلاعیه شماره ۴۴ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران در مورد حمله به کویت و پیام به مردم این منطقه

مردم شریف و نجیب کویت؛

برادران رزمنده شما در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تنبیه ارتش کودک کش آمریکا و دخالت های آن در تنگه هرمز، یک انبار بزرگ تجهیزات نظامی، یک سامانه پدآفندی پاتریوت و یک آشیانه پهپادهای MQ9 آمریکا در پایگاه هوایی علی السالم را مورد حمله پهپادی قرار داده و منهدم کردند.

برادران شما همچنین محل اسکان نیروهای آمریکایی، دو آشیانه بالگردها در پادگان العدیری را مورد تهاجم قرار داده و ضمن کشته و مجروح کردن تعدادی از نیروهای متجاوز، به چندین فروند بالگرد و پهپاد، خسارت سنگینی وارد آوردند.

رزمندگان همچنین در پاسخ به حملات آمریکا به دکل های مخابراتی در ایران، یک دکل مخابراتی را هدف قرار دادند.

گاهی گفته می‌شود ایران با حملات خود استقلال، تمامیت ارضی و سیادت کشورها را هتک کرده است، در حالی که چنین قضاوتی کاملاً نادرست است. از نظر ما استقلال، تمامیت ارضی و سیادت دولت شما کاملاً محترم است.

پایگاه آمریکایی در کشورها چگونه جایی است؟، جایی که بدون کنترل مرزبانی شما آمریکایی‌ها و هر کسی که آنها بخواهند، گاهی زندانیانی از کشورهای دیگر به آنجا وارد میشوند و خارج میشوند، دژبان ارتش آمریکا انضباط آنجا را برقرار می کند نه دژبان ارتش شما، قاضی آمریکایی در مورد جنایاتی که آنجا رخ میدهد حکم می کند نه قاضی شما، قانون آمریکایی در آنجا حاکم است نه قانون شما، نه فقط نظامیان شما حتی وزیر دفاع شما بدون اجازه دژبان آمریکا حق ورود به آنجا را ندارد.

پس این آمریکاست که تمامیت ارضی و سیادت شما را هتک کرده است و نه ما. ما داریم به زمین هایی که توسط ارتش آمریکا اشغال شده حمله می کنیم. ارتشی که جز جنایت هیچ کاری بلد نیست.

در روز گذشته، مردم داغدار میناب باقی مانده قطعات اجساد فرزندان دانش آموز خودشان را که در جستجوی زیر آوارها کشف شده بود را، تشییع و به اجساد آنها در قبور ملحق کردند. آنها ۱۶۸ دانش آموز بودند که روز اول این جنگ در حمله ارتش کودک‌کش آمریکا به شهادت رسیدند و این جنایت ها ادامه دارد و بخشی از آن با استفاده از پایگاه های آمریکا در خاک کویت صورت می گیرد و این حق قانونی و شرعی و منطقی ماست که متجاوز به کشورمان و قاتل فرزندانمان را از هر جایی که حمله می‌کند هدف قرار دهیم.

از همکاری شما تشکر می‌کنیم.

و ما النصر الا من عند الله العزیز الحکیم

برگی از درخت ریشه دار و بزرگ عملیات جهاد در چچن (۱)

برگی از درخت ریشه دار و بزرگ عملیات جهاد در چچن (۱)

به قلم: ابوسلیمان هورامی


در۶ آگوست ۱۹۹۶، پیش از سپیده دم، مجاهدین چچنی به گروزنی (نام چچنی سولژ-گالا، که در ۲۳ ژانویه ۱۹۹۷ به دژخار تغییر نام داد) حمله کردند. عملیات جهاد آغاز شد. دستور اجرای این عملیات توسط رئیس جمهور جمهوری چچن، زلیمخان یاندربیف، صادر شد. فرماندهی این عملیات بر عهده رئیس ستاد کل جمهوری چچن، اصلان مسخدوف، بود.
رهبری روسیه که خود را در شرایط دشواری می‌دید، مجبور به ورود به مذاکرات صلح و امضای توافقنامه خاساویورت شد که طبق آن روسیه باید تا ژانویه ۱۹۹۷ تمام نیروهای خود را از چچن خارج می‌کرد. تعداد واحدهایی که وارد پایتخت چچن شدند، که مملو از نیروهای روسی بود، تنها ۸۵۰ جنگجو بود (فیلم چچنی، فیلم روسی). این دو گردان ناقص نه تنها توانستند تمام واحدهای آماده به رزم نیروهای روسی در شهر را کاملاً فلج کنند، بلکه هرگونه تلاش فرماندهی اشغالگران برای بازپس‌گیری گروزنی را نیز کاملاً مسدود کردند، با وجود اینکه از سمت خانقلعه و فرودگاه شیخ منصور (دو پایگاه نظامی اصلی اشغالگران) ژنرال‌های روسی ستون‌های زرهی و واحدهای حمله نیروهای ویژه بیشتری را به مرکز شهر پرتاب می‌کردند.
تلاش‌های نیروهای روسی برای نفوذ به گروزنی از گودرمس و سایر جهات نیز مسدود شد. واحدهای مجاهدین چندین عملیات کمین موفق انجام دادند که پس از آن کفار از پیشروی خود به پایتخت چچن دست کشیدند.
بنابراین، قطاری با نیروی انسانی و خودروهای زرهی که از گودرمس به سمت خانکالا در حرکت بود، مسدود شد و از سمت اینگوشتیا، مجاهدین واحدهای نیروهای ویژه را که در جهت حومه غربی گروزنی به سمت روستای چرنورچیه در حرکت بودند، متوقف و شکست دادند.
ستون‌های روسی در منطقه کورچالوسکی شکست خوردند و حرکت اشغالگران در بقیه کشور مسدود شد.
در طول نبرد دو هفته‌ای برای شهر، تا ۲ هزار شبه‌نظامی مردمی به ۸۵۰ مجاهد پیوستند.
دو هفته قبل از حمله به گروزنی، جنگجویان چچنی از سربازان روسی و شبه‌نظامیان زاوگایف درخواست کردند که مقاومت نکنند. اعلامیه‌هایی در گروزنی پخش شد و مجاهدین چچنی از طریق رادیو با کفار روسی تماس گرفتند. در دو روز اول نبرد گروزنی (جوخار)، واحدهای چچنی بیش از ۴۰۰ سرباز روسی را نابود کردند، ۲۸ مزدور قراردادی اسیر شده را به ضرب گلوله کشتند، ۲۷ خودروی زرهی را منهدم کردند، ۴ نفربر زرهی، ۱ خمپاره‌انداز ۱۲۰ میلی‌متری، بیش از ۳۰۰ قبضه سلاح سبک، مقدار زیادی مهمات و نارنجک را به غنیمت گرفتند.
بین روستاهای جوگورتی و مایرتوپ، مجاهدین چچنی به یک ستون روسی حمله کردند. ۱۲ خودروی زرهی منهدم شد و بیش از ۱۰۰ سرباز کشته شدند.بقایای ستون به کورچالوی عقب‌نشینی کردند.
در ۸ آگوست، حدود ساعت ۱:۴۰ بعد از ظهر، یک هواپیمای روسی هنگام بمباران مناطق مسکونی بر فراز گروزنی سرنگون شد. در طول این روز نبرد، جنگجویان چچنی حدود ۱۲۰ سرباز را کشتند، ۲ تانک، ۴ نفربر زرهی و ۲ خودروی جنگی پیاده نظام را به غنیمت گرفتند.