تعهد کتبی طالبان به حکومت کمونیست و جنایتکار چین در مبارزه با جنبش جهادی – اسلامی ترکستان شرقی
به قلم: مجیب الرحمن نمنگانی
طالبان طی تعهدی که با آمریکا دارد با هر گروهی که آمریکا آنرا تروریستی بنامد در خاک افغانستان با آن می جنگد و بخشی تحت عنوان اداره مبارزه با گروههای تروریستی را نیز به همین منظور فعال کرده است. به همین دلیل زمانی که بایدن دیروز اعلام کرد که القاعده در افغانستان وجود خارجی ندارد، طالبان از این سخن حمایت کرد چون القاعده با پی بردن به معاملات طالبان به کلی افغانستان را ترک کرده و واقعاً به عنوان یک جماعت جهادی مسلح وجود خارجی در افغانستان ندارد.
طالبان به همین شکل تمام مخالفین ایران را نیز از کشور خارج کرده و یا نابود کرده است و هیچ نیروی مسلح مخالف ایران در افغانستان وجود خارجی ندارد. چند مدت پیش هم جهت راضی کردن حکومت سکولار و دست نشانده پاکستان مهاجرین پاکستانی تحریک طالبان پاکستان در مرزهای مشترک با پاکستان را به استانهای شمالی افغانستان کوچ داد.
قویترین نیروهای مسلح غیر افغانی که در افغانستان وجود داشتند مهاجرین آسیای میانه و ترکستان شرقی بودند که بعد از تسلط طالبان بر افغانستان تقریباً در حالت قرنطینه ای قرار گرفته اند و هنوز تکلیف آنها مشخص نیست.
در تازه ترین خبر وانگ ونبین، سخنگوی وزارت امور خارجه حکومت کمونیستی و جنایتکار چین روز چهارشنبه گفت که طالبان به پکن تعهد کتبی داده است که با این کشور در امر مبارزه با جنبش اسلامی ترکستان شرقی همکاری کند.وانگ که در مورد اعلامیه مشترک پنجمین دور گفتگو میان چین، افغانستان و پاکستان صحبت میکرد از طالبان خواست که در راستای مبارزه با جنبش ترکستان شرقی «اقدامات ملموس» روی دست بگیرد.
این درحالی است که در روزهای گذشته نشست سه جانبهای با حضور بیلاول بوتو زرداری؛ وزیر امور خارجه پاکستان، شین گانگ؛ وزیر خارجه چین و امیرخان متقی؛ وزیر خارجه طالبان در اسلام آباد برگزار شد.
وانگ ونبین سخنگوی وزارت امور خارجه کمونیستی و جنایتکار چین خاطرنشان کرد: «این اولین سند چند جانبهای است که حکومت سرپرست افغانستان در آن مشارکت داشته و اولین تعهد مکتوب طالبان افغانستان در مورد عدم تحمل اقدامات تروریستی (هراسافگنی) و فعالیتهای گروههای تروریست (هراسافگنی) مانند جنبش اسلامی ترکستان شرقی است که این به معنای توسعه بزرگی در روابط چین و افغانستان و همکاری در مبارزه با تروریستم (هراسافگنی) در منطقه است.»
در همین حال، سخنگوی وزارت خارجه کمونیستی و جنایتکار چین گفت: که طالبان در پکن تعهد کتبی کرده است است که با جنبش ترکستان شرقی مبارزه کند… این امر تداوم حسن همجواری و همکاری عملی میان سه کشور را در دوره جدید بسیار تسهیل میکند، به حل و فصل سیاسی مساله افغانستان کمک میکند و جامعه بین المللی را برای تثبیت وضعیت در افغانستان و کمک به کشور راهنمایی میکند.» وی همچنان تاکید کرد که سه طرف روی مسایل سیاسی، توسعه، امنیتی و همکاریهای مشترک نیز به توافق رسیدند.
وانگ همچنین افزود که چین امیدوار است که افغانستان با اقدامات مشخص، تفاهمات و اعتماد بین المللی را به دست آورد تا شرایط مساعدی را برای توسعه روابط با همسایگان خود و ادغام طالبان در جامعه بین المللی ایجاد کند.
اطلاعيه تبیینی وزارت اطلاعات و استخبارات دارالاسلام ایران در خصوص سازمان سکولار منافقين خلق ایران
????در روزهای منتهی به واقعهی ورود نیروهای پلیس ضدتروریسم آلبانی به مقر مرکزی گروهک منافقین در تیرانا، آن سازمان جنایتپیشه حداکثر تلاش خود را برای دست زدن به عملیات تروریستی در نقاطی از کشور بهعمل آورده بود. اما با اقدامات پیشگیرانه و پیشدستانهی امنیتی و تلهگذاریهای بهعمل آمده، جز چند اقدام ایذایی و حقیر، با عنایات الهی در طرحهای تروریستی بزرگتر با ناکامی مواجه شد. منجمله نمونههای قابل طرح میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
????در اردیبهشت ماه گذشته سلسله اقدامات ایذایی در شهرستانهای کلارآباد، سلمانشهر، عباسآباد و تنکابن علیه اماکن و اموال دولتی و عمومی از قبیل ایجاد انفجارهایی با استفاده از نارنجکهای دستساز، پرتاب بمبهای کوچک دستساز، آتشسوزی در اماکن فوقالاشاره و مواردی از این قبیل رخ داده بود. با تلاشهای سربازان گمنام امام زمان (عج) در اداره کل اطلاعات مازندران، هستهی چهار نفرهی عامل خرابکاریهای مذکور شناسایی و هر چهار عنصر تروریست با حکم مرجع محترم قضایی بازداشت شدند.
????پس از هستهی فوقالذکر، یکی از عناصر سابقهدار نفاق توسط سازمان اطلاعات استان تهران شناسایی و تحت تعقیب و مراقبت قرار گرفت. این فرد قصد داشت با استفاده از بمبهای دستساز، عملیاتی علیه یکی از نهادها انجام دهد. وی با فراهم آوردن خانهی تیمی و بهکارگیری تعدادی دیگر از عناصر عملیاتی مرتبط با منافقین و تولید نارنجک و بمبهای دستساز کوچک، تیم خود را آمادهی انجام عملیات کرده بود که لحظاتی پیش از اقدام تروریستی، بازداشت و کلیهی مواد منفجره و بمبهای دستساز از صحنهی عملیات و نیز از خانهی تیمی ضبط گردید.
????شناسایی و بازداشت هستهی سه نفرهی اقدامات خرابکارانه در استانهای خوزستان، فارس و کهکیلویه و بویراحمد در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۲. این هسته چندین عملیات ایذایی در شهرستانهای بهبهان، گچساران، سرآبتاوه (در کهکیلویه و بویراحمد) علیه دستگاههای دولتی و نهادهای حاکمیتی انجام داده بود. از خانهی تیمی هستهی مذکور مواد انفجاری، مسلسل کلاشینکوف، لباسهای کارگری برای بهرهبرداری پوششی در عملیات، بمبهای دستساز کوچک و چندین سهراهی انفجاری کشف و ضبط شد.
????در همان تاریخ هستهی عملیاتی دیگری که چند اقدام خرابکارانه از قبیل انفجار نارنجکهای دستساز و بمب صوتی در استان گیلان و نیز در جزیره کیش انجام داده بود شناسایی و دو تروریست عضو آن بازداشت شدند.
????موضوع قابل تأمل اینکه اعضای هستههای بازداشت شده، جملگی دارای سابقهی خرابکاری در اغتشاشات پاییز ۱۴۰۱ و چند نفر از آنها از زندانیانِ آزاد شده هستند که پس از آزادی از زندان، متأسفانه مجدداً به اقدامات خرابکارانه روی آورده بودند. همچنین همهی این افراد از طریق فضای مجازی مورد شناسایی منافقین قرار گرفته و به هستههای تروریستی پیوستهاند؛ علاوه بر آن کلیهی متهمین بازداشت شده پس از ارتباط با سرپلهای گروهک منافقین، آموزشهای مختلف منجمله آموزش تولید نارنجکهای دستی و بمبهای کوچک دستساز را فرا گرفته و مضاف بر آموزشها، پولهایی برای خرید تجهیزات و تهیهی خانههای تیمی و وسایل نقلیه از منافقین مستقر در پایگاه آلبانی دریافت کردهاند.
????در سال گذشته نیز عوامل عملیاتی تولید و پرتاب بمبهای دستساز در استانهای تهران، اصفهان و فارس بازداشت شده و علاوه بر آنها جمع قابل توجهی از عناصری که در فضای مجازی به سرپلهای منافقینِ مستقر در آلبانی وصل شده و تحت آموزش بودند، پیش از هرگونه اقدامی شناسایی و مورد برخورد مقتضی قرار گرفته بودند.
????وزارت اطلاعات در مراودات اطلاعاتی–امنیتی با سرویسهای اطلاعاتی اروپایی، ضمن تذکرهای متعدد نسبت به فعالیتهای تروریستی منافقین از خاک کشورهای مختلف غربی و بهویژه از پایگاه مرکزی آلبانی، در عین حال هشدارهای لازم را در صورت اهمال کشورهای محل فعالیت منافقین ارائه داده و اکنون نیز یادآور میشود که جمهوری اسلامی ایران تعقیب تروریستها در خارج از مرزهای خود را بهصورت جدی در دستور کار خود دارد.
????اینک ضمن «گامی به جلو» دانستن برخورد اخیر دولت آلبانی با تروریستها و تقدیر از آن اقدام، در عین حال و طبق اطلاعات موثق، برخی از حامیان سابقهدار تروریسم در اروپا و آمریکا، با کارگردانی و فشارهایِ آدمکشان صهیونیست، به دنبال دادن تنفس مصنوعی و احیای فرقهی تروریستی منافقین هستند.
????وزارت اطلاعات اعلام مینماید تا ریشهکن نمودن کامل و همهجانبهی تروریسم و تروریستهایی که به نیابت از رژیم موقت صهیونیستی و با حمایت سایر دشمنان ملّت سرافراز ایران، دست به اقدامات خرابکارانه زدهاند، به مبارزهی بیامان خود علیه آنها ادامه خواهد داد.
«السُّنة» و «أَهْلُ السُّنَّةِ» بودن و «الجَمَاعَة» و «أَهْلُ الجَمَاعَة» بودن، احکام و وظایف (۱)
پیاده شده از سخنرانی تصویری: شیخ المجاهد ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله
بسم الله الرحمن الرحیم
إنِ الْحَمْدَ لِلَّهِ، نَحْمَدُهُ، وَنَسْتَعِينُهُ، وَنَسْتَغْفِرُهُ، وَنَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ شُرُورِ أَنْفُسِنَا، وَمِنْ سَيِّئَاتِ أَعْمَالِنَا، مَنْ يَهْدِهِ اللَّهُ فَلَا مُضِلَّ لَهُ، وَمَنْ يُضْلِلْ فَلَا هَادِيَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ.[۱]«به راستی حمد و سپاس تنها لایق الله است، او را شکر میگوییم و از او درخواست کمک و آمرزش میکنیم، و پناه میبریم به الله از شرور نفسهایمان و از بدی های اعمالمان، هر کس که الله او را هدایت کند هیچ کس نمیتواند او را گمراه کند و هر کس که الله او را گمراه کند هیچ کس نمیتواند او را هدایت دهد و شهادت میدهم که هیچ اله بر حقی به جز الله نیست که تنها و بیشریک است، و شهادت میدهم که محمد بنده و فرستاده او است».
یأْ أیهَاْ الَّذِینَ آمَنُوْاْ اتَّقُوا اللهَ حَقَّ تُقَاْتِهِ وَلاَتَمُوْتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُون (آل عمران /۱۰۲)«ای کسانی که ایمان آوردهاید آن چنان که شایسته است، از الله پرهیز کنید و نمیرید مگر آن که مسلمان باشید».
یأْ أیهَا النَّاْسُ، اتَّقُوْاْ رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُم مِنْ نَّفْسٍ وَّاحِدَةٍ وَّ خَلَقَ مِنْهَاْ زَوْجَهَاْ وَ بَثَّ مِنْهُمَاْ رِجَالاً کَثِیراً وَّ نِسَاءً وَّاتَّقُوْاْ اللهَ الَّذِی تَسَاءَلُوْنَ بِهِ وَالأرْحَاْمَ إِنّ اللهَ کَاْنَ عَلَیکُمْ رَقِیبَاً (نساء /۱)«ای انسانها از پروردگارتان پرهیز کنید، پروردگاری که شما را از یک انسان بیافرید و (سپس) همسرش را از نوع او آفرید و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانی منتشر ساخت. و از الله ی بپرهیزید که همدیگر را بدو سوگند میدهید، و بپرهیزید از این که پیوند خویشاوندی را قطع کنید زیرا بی گمان الله مراقب و مواظب شما است»
یأْ أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوْاْ اتَّقُوا اللهَ وَ قُوْلُوْاْ قَوْلاً سَدِیداً يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَن يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا (احزاب / ۷۰)«ای مؤمنان از الله پرهیز کنید و سخن حق و درست بگویید. در نتیجه الله اعمالتان را شایسته می گرداند و گناهانتان را میبخشاید. و هر کس از الله و پیامبرش فرمانبرداری کند، قطعاً به پیروزی و کامیابی بزرگی دست پیدا می کند».
أما بعدُ، إِنَّ أَصْدَقَ الْحَدِيثِ كِتَابُ اللَّهِ وَ خَيْرَ الْهَدْىِ هَدْىُ مُحَمَّدٍ وَشَرَّ الأُمُورِ مُحْدَثَاتُهَا وَكُلَّ مُحْدَثَةٍ بِدْعَةٌ وَكُلَّ بِدْعَةٍ ضَلاَلَةٌ وَكُلَّ ضَلاَلَةٍ فِي النَّارِ.[۲] «راست ترین سخن کتاب الله و بهترین هدایت و راهنمائی، راهنمائی محمد صلی الله علیه و سلم است، و بدترین امور نوآوری در دین است، و هر تازه پیدا شدهای در دین، بدعت؛ و هر بدعتی گمراهی، و هر گمراهی در آتش است».
اللَّهُمَّ رَبَّ جِبْرَائِيلَ، وَمِيكَائِيلَ، وإسْرَافِيلَ، فَاطِرَ السَّمَوَاتِ وَالأرْضِ، عَالِمَ الغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ، أَنْتَ تَحْكُمُ بيْنَ عِبَادِكَ فِيما كَانُوا فيه يَخْتَلِفُونَ، اهْدِنِي لِمَا اخْتُلِفَ فيه مِنَ الحَقِّ بإذْنِكَ؛ إنَّكَ تَهْدِي مَن تَشَاءُ إلى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ.[۳] « اللَّهُمَّ! ای پروردگار جبرئیل و میکائیل و اسرافیل، ای آفریدگار آسمانها و زمین، دانایِ پنهان و آشکار، تو بین بندگانت در آنچه اختلاف نظر دارند حکم میکنی، من را در مورد حقّی که بر آن اختلاف است به ارادهی خود راهنمایی کن؛ چرا که تو هر کس را که بخواهی به راه راستِ خودت راهنمائی میکنی.»
السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
جلسات این دهه آخر رمضان سال ۱۴۰۲ش را به یکی دیگر از «نیازهای روز» و «سوال روز» در مورد: «السُّنة» و «أَهْلُ السُّنَّةِ» بودن و «الجَمَاعَة» و «أَهْلُ الجَمَاعَة» بودن، احکام و وظایف متعلق به اهل سنت و جماعت بودن اختصاص می دهیم باذن الله.
بر خلاف عصر نبوت و سالها پس از آن که:«عُلَمَاؤُهُ كَثِيرٌ، خُطَبَاؤُهُ قَلِيلٌ» علمای آن بسیار و خطبای آن کم بودند یا به قول ابن مسعود «كَثِيرٌ فُقَهَاؤُهُ، قَلِيلٌ قُرَّاؤُهُ» این روزها ما شاهدیم که، بر مردم، زمان و دورانی رسیده است که:« يَقِلُّ عُلَمَاؤُهُ وَيَكْثُرُ خُطَبَاؤُهُ»[۴] خطبای آن بسیار و علماء کم شده اند و یا به قول ابن مسعود: «قَلِيلٌ فُقَهَاؤُهُ، كَثِيرٌ قُرَّاؤُهُ» فقها کم و قاریان زیاد شده اند یعنی ابن مسعود رضی الله عنهما عالم را فقیه و خطیب را با قاری ترجمه و تفسیر کرده است.[۵] البته در صدر اسلام به آگاهان بر قرآن لقب «القُرَّاء» را می دادند و بعد از ظهور ائمه ی مجتهد که فقه تبدیل به صنعت شد لقب «القُرَّاء» جای خودش را به الفقهاء والعلماء داد.[۶]
«القُرَّاء» در صدر اسلام مشمول الفقهاء والعلماء نیز می شد، هر چند که اهل فقه و اجتهاد تنها عده ی کمی از آنها بودند، و الفقهاء والعلماء در برابر خطباء قرار می گرفت که این خطیبها مطالبی را از منابع شرعی یا از الفقهاء و العلماء حفظ می کنند و با مهارتی که در سخنرانی دارند برای مردم بازگو می کنند که در واقع فقط حکم یک منتقل کننده را دارند و بس؛ البته در میان الفقهاء والعلماء کسانی وجود داشته و دارند که علاوه بر فقه، در سخنوری و انتقال العلم هم مهارت دارند.
به هر حال از سعید بن جُبَيْر می پرسند علامت نابودی مردمی مشخص چیست؟ «إِذَا هَلَكَ عُلَمَاؤُهُمْ»[۷] زمانی که علمای آنها از بین بروند. در این صورت در میان هر روستا و شهر وقوم ومکانی اگر دیدید که علمای اهل فقه نابود شده اند و خطبای جاهل و بخصوص دارودسته ی منافقین جای آنها را گرفته اند شک نکنید اگر مردم به داد خودشان نرسند و تولید عالم و فقیه نکنند نابود خواهند شد.
به دلیل فراگیر شدن مصیبتهای ناشی از تغییر سنت «خلافةً على مِنهاجِ نُبُوَّةٍ »[۸] به بدعت شاهیگیری و حکومتهای بدیل اضطراری اسلامی بر الجماعة و دارالاسلام، و هماهنگ با آن انهدام شورای اولی الامر متخصص در تمام تخصصها و فنون، و طبعاً با پراکنده شدن اهل علم و فقه، مومنین جاهل و دارودسته ی منافقین سخن دادنِ دغل باز در جایگاه خطباء و بخصوص در جایگاه این اهل علم متخصص نفوذ کرده اند؛ به همین دلیل ما دچار انواع آلودگی های عقیدتی و رفتاری و حتی سرگردانی های مختلفی در میان مسلمین بوده ایم که یکی از آنها عدم رعایت در اولویت بندی آموزش دین اسلام و سرگردم کردن مسلمین به امور فرعی و حتی اختلافی، و دیگری جهل به بسیاری از اصطلاحات ملموس و ساده ای بوده است که در عصر نبوت و حتی قرنها بعد از آن برای همه جزو علم عام محسوب می شد.
یکی از اولیتهایی که نادیده گرفته شده است آموزش ایمان است قبل از آموزش «العلم»، که «العلم» قرآن و هزاران حدیث را شامل می شود. حبیب بن عبدالله بَجَلی و عبدالله بن عمر گفتهاند: تعَلَّمنَا الإیمانَ، ثُمَّ تَعَلَّمنَا القُرآنَ، فَازدَدنَا إیمَانَاً.[۹] ایمان را آموختیم و سپس قرآن را فرا گرفتیم؛ در نتیجه بر ایمانمان افزودیم.
شخص با کفر به طاغوت یعنی با کفر به شیطان و سپس با کفر به کفار ۵گانه ی آشکار میان انسانها یعنی: ۱- الَّذِينَ هَادُوا [یهودی ها]۲- وَالصَّابِئِينَ [مندائیان یا ستاره پرستان] ۳- وَالنَّصَارَىٰ [مسیحی ها] ۴- وَالْمَجُوسَ[زرتشتی ها] ۵- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا [مشرکین= احزاب = سکولاریستها] (حج/۱۷) و بعد، با قبول الله از کانال محمد رسول الله صلی الله علیه وسلم به جای تمام این طاغوتها و اله ها و جاهلیتهایی که توسط این طاغوتها تولید شده اند وارد دین اسلام می شود و به همین سادگی مسلمان می شود؛ که چکیده ی آن می شود: أيُّها النَّاسُ قولوا لا إلَهَ إلَّا اللَّهُ تُفلِحوا.[۱۰] می شود شهادتین: أشهَدُ أنْ لا إلهَ إلَّا اللهُ، أشهَدُ أنَّ مُحمَّدًا رسولُ اللهِ؛ و با برپا داشتن نماز، این اسلام و مسلمان شدن خودش را نشان می دهد.
بعدها که قوانین شریعت الله تکمیل شدند برخلاف دوران مکی و تا روز قیامت، علاوه بر نماز موارد دیگری به آن اضافه شدند که رسول الله صلی الله علیه وسلم در پاسخ جبرئیل در تعریف اسلام می گوید: الْإِسْلَامُ أَنْ تَشْهَدَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ، وَتُقِيمَ الصَّلَاةَ، وَتُؤْتِيَ الزَّكَاةَ، وَتَصُومَ رَمَضَانَ، وَتَحُجَّ الْبَيْتَ إِنِ اسْتَطَعْتَ إِلَيْهِ سَبِيلًا؛ اسلام این است که گواهی دهی که لَا إِلَهَ – إِلَّا اللهُ و اینکه محمد فرستاده الله می باشد و نماز برپای داری و زکات بدهی و ماه رمضان روزه بگیری و اگر در استطاعتَت بود به حج بروی. و در مورد ایمان هم می گوید: أَنْ تُؤْمِنَ بِاللهِ، وَمَلَائِكَتِهِ، وَكُتُبِهِ، وَرُسُلِهِ، وَالْيَوْمِ الْآخِرِ، وَتُؤْمِنَ بِالْقَدَرِ خَيْرِهِ وَشَرِّهِ؛ این است که ایمان بیاوری به الله و ملائکه اش و کتابهایش و پیامبرانش و روز قیامت و قضا و قدر خیر و شر آن.[۱۱]
شخص با همین موارد ساده و بخصوص با قیامت شناسی خوبی که آموخته، بدون منمن کردن و جرو بحث و کل کل کردن با الله و رسولش صلی الله علیه وسلم، در برابر تمام قوانین و احکام شریعت الله موضع: «سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا» (بقره/۲۸۵) شنیدیم و اطاعت کردیم می گیرد و ایمان را یاد می گیرد و وارد دایره ی مومنین می شود؛ بعد از یاد گیری ایمان و وارد شدن به دایره ی مومنین است که هر چه قرآن و احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم را یاد می گیرد بر ایمان شخص اضافه می شود و زمانی که الجماعه و دارالاسلام تشکیل می شود این مومن دارای سه مشخصه ی عمده می گردد که ما با یک مشخصه ظاهری یعنی اهل جهاد بودن می توانیم این مومن میان مسلمین را تشخص دهیم: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُوْلَئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ (حجرات/۱۵) مؤمنان تنها کسانی هستند که ۱- به الله و پیغمبرش ایمان آوردهاند، ۲- سپس هرگز شکّ و تردیدی به خود راه ندادهاند، ۳- و با مال و جان خویش در راه الله به جهاد برخاستهاند. آنان (در ایمان خود) صادق و راستگو هستند. البته تمام کسانی که با قلب و دعا و زبان و مال و سایر تخصصها با الجماعه که جهاد را به پیش می برد هستند نیز جزو همین مجاهدین و اهل جهاد محسوب می شوند.
در آموزشهای العلم – قرآن و احادیث- هم باز اولویتهایی وجود دارند که باید رعایت شوند که بحث این جلسات ما نیست اما اصطلاحاتی وجود دارند که مسلمین در این عصر نسبت به آنها یا به کلی آگاهی ندارند یا آگاهی آنها بسیار ضعیف و ناقص و حتی آلوده است مثل اصطلاح مشرک و مشرکین، بدعت و اهل بدعت، دشمن شناسی و درجه بندی شرعی دشمنان، رفض و رافضی، خارجی و خوارج، طاغوت و کفر به طاغوت و…
الان در همان قدم اول «لا اله» باید با دهها دلیل ثابت کنی که طاغوت در قرآن و سنت یعنی کافر، و بعد باید تلاش زیادی کنی شخصی که در میان اینهمه افکار آلوده و تأویلات مختلف و مخالف با قرآن و راهنمائی های رسول الله صلی الله علیه وسلم گیر کرده حاضر شود آیات ساده و صریح و آشکار قرآن را بشنود تا برایش ثابت شود که این کفار بعد از شیطان و در میان انسانها پنج دسته ی آشکار هستند: ۱- الَّذِينَ هَادُوا [یهودی ها]۲- وَالصَّابِئِينَ [مندائیان یا ستاره پرستان] ۳- وَالنَّصَارَىٰ [مسیحی ها] ۴- وَالْمَجُوسَ[زرتشتی ها] ۵- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا [مشرکین= احزاب = سکولاریستها] (حج/۱۷) ، و بعد با دهها و بلکه صدها دلیل و سند از قرآن واحادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم و آراء علماء و اجماع اهل فقه در قرون گذشته ثابت کنی که 5- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا [مشرکین= احزاب = سکولاریستها] دسته ای جداگانه از این کفار هستند با احکام و قوانین جداگانه ای، و این سکولاریستها یا مشرکین با یهود و نصارا و مجوس و صابئین فرق دارند.
درگیری تحریک طالبان پاکستان با فوج سکولار و مرتد ناپاک در «وزیرستان جنوبی»
شب گذشته در ولایت «دی آئی خان»، شهرستان «ٹانک» در منطقه «گومل» علاقه «شیخان کلی» فوج ناپاک تلاش کرد برای مجاهدین تحریک طالبان پاکستان کمین بزند، مجاهدین بر وقت عملیات انجام داده و ۸ نیروی ایف سی را هلاک کردندـ للہ الحمد و المنه، در جنگ رودرو سه همراه ما «مولوی محترم صاحب»، «ابودجانہ» و «فدائی» تقبلھم اللہ به درجه اعلیٰ شهادت فائز آمدند ـ نحسبھم کذالک واللہ حسیبھم ـ
محمد خراسانی سخنگوی تحریک طالبان پاکستان ۱۳/ذی الحجہ/۱۴۴۴ھـ ق یکم جولائی/۲۰۲۳
وزارت دفاع امارت اسلامی افغانستان: تاجیکستان و ازبیکستان چرخبالهای افغانستان را برگردانند
در حالی که دارالاسلام ایران در همان ابتدای فتح شهرها تمام تجهیزات اربکی های فراری را به امارت اسلامی تحویل داد تا در فتح و مبارزه با مزدوران آمریکا از آنها استفاده کند اما کشورهای سکولار تاحیکستان و ازبکستان تا کنون از تحویل چرخبالها و سایر وسایل نظامی که مزدوران باخودبهاین دو کشور سکولار برده اند امتناع کرده اند.
وزارت دفاع امارت اسلامی افغانستان بار دیگر از تاجیکستان و ازبیکستان میخواهد که با توجه به اصول همسایهگی و روابط دیپلوماتیک، چرخبالهای منتقل شده را به افغانستان برگردانند. مولوی عنایت الله خوارزمی، سخنگوی وزارت دفاع امارت اسلامی با تاکید بر اینکه چرخبالهای منتقل شده از حکومت و مردم افغانستان است، این چرخبالها را از ازبیکستان و تاجیکستان پس خواهند گرفت. مولوی عنایت الله خوارزمی گفت: “ازبیکستان و تاجیکستان کشورهای همسایه ما هستند، ما با آنان خواهان روابط نیک هستیم و درخواست ما از آنان این است که با درنظرداشت اصول همسایهداری و دپلوماتیک چرخبالهای منتقل شده را به مردم افغانستان تحویل دهند و هر زمانی که باشد؛ گرفته خواهد شد.”
گرگها سرزمین کفر را از سگها پاک میکنند و پیروز هستند
سوزاندن قانونی قرآن در کشور سکولار قدرت کدامیک را نشان داد؟ سکولاریستها یا قرآن را؟
به قلم: ابومحمود کندزی
در کشورهای سکولار که کسی حق ندارد دروغ تکامل یا دروغ هولوکاست یهودی ها را انکار کند و کسی جرئت ندارد به پرچم کشور توهین کند و … اما هر گونه توهینی به الله و تمام پیامبران وتمام مقدسات تمام شریعتهای آسمانی آزاد است .
امروز یکی از سکولارهای فراری از عراق که قبل از آن با شعار دفاع از مسیحی های سریانی دستش به خون صدها مسلمان آلوده شده بود دست به حماقت دیگری زده که باذن الله منجر به نابودی و هلاکت او خواهد شد.
انگار الله تعالی می خواست این موجود سکولار جنایتکار را مثل سلمان رشدی هدفی مطلوب برای تمام مومنین قرار دهد اما حماقت اسلام ستیزان در شادی آنها به خاطر این اتفاق را دیدیم .
آتشزدن مصحف در کشور سکولاد سوئد جنایتی است که خباثت آن را دستکم نمیگیریم؛ ولی جنایت حکامی که حکم قرآن را تعطیل کردهاند، از جنایت آتشزدن مصحف کمتر نیست؛ زیرا بزرگترین اهانت به قرآن این است که قوانین سکولاریستی وارد شده از زبالههای قانونگذاری غرب و افکار بیاهمیت قانونگذارانی که با آنها با هوا و هوس خود بازی میکنند، بر قرآن ترجیح داده شود.
از زمانی که امت این حکامِ سکولاریستی تعطیل کننده شریعت قرآن را شناخته است، غیر از محکوم کردن و سخنان پوچ برای چنین جنایاتی که با آنها به مردم خود میخندند، را ندیده است.
جنایت این حکام سکولار در تأخیر قرآن از حاکمیت و ترجیح دادن قوانین شان بر حاکمیت آن، از جنایت این سوئدی سکولار کمتر نیست؛ هر کدام شان با روش خود به قرآن توهین میکنند؛ و برای قرآن مردانی است که او را نصرت داده و حمایت میکنند.
اما:
واقعا کی قوی تراست؟ خبیثی که با ایجاد منطقه ممنوعه و محاصره شدن با پلیس و امنیتی کردن اطراف خود بتواند یک نسخه قرآن را بسوزاند یا کتابی که برای سوزاندنش چندین ماهه دنبال مجوزند وبرای اجرا نیاز به این همه نیروی امنیتی وامنیتی کردن جو دارند؟
کی قوی تر است؟ خبیثی که درقلب بلاد کفر بعد این ماجرا جرئت ندارد آزادانه تنهایی یک خیابان را بپیماید یا قرآنی که با سوختنش قلب میلیون ها مسلمون را به سوی جهاد فرا خواند و توجه میلیون ها ناباور را به سمت خود کشید تا ببینند این کتاب چیست که سوزاندنش یک مسله جهانیست؟
واقعا قابل مقایسه است قرآنی که عظیم تر شد با خبیثی که دیگر زندگی عادی و بدون دلهره ندارد و هر لحظه امکان تلف شدنش هست ؟
الله اکبر از عظمت دین جهانی ما و از ذلت و پستی دشمنان دین
الله اکبر از این همه عجز شرق و غرب در مهار این دین عظیم جهانی
روش اهل بدعت و غلاة میان اهل تصوف در مبارزه با احادیث صحیح و شریعت اسلام
به قلم: خالد هورامی
این روزها در کوردستان ایران فرقه ای تحت عنوان مکتب قرآن پیدا شده اند که دارای عقاید شاذ مختلفی هستند که انگار ترکیبی شده اند از عقاید خوارج و معتزله و مرجئه و غیره بدون آنکه خودشان بدانند. یکی از مواردی که آنرا تبلیغ می کنند این است که رهبر آنها یعنی مُلا احمد مفتی زاده در حالت بیداری رسول الله صلی الله علیه وسلم نزد او آمده و مطالبی را به او یاد داده است و… به همین دلیل می خواهند افکار و برداشتها و اشعار مفتی زاده را اینگونه ارائه دهند که مورد تأئید پیامبر هستند هر چند در مواردی کاملاً مخالف شریعت هم باشند.
این ادعاها در حالی مطرح می شوند که هیچکدام از صحابه و تابعین پس از وفات پیامبر چنین ادعایی نکرده و الله تعالی خود نیز میفرماید: وَ مِن وَرَآئِهِم بَرۡزَخٌ إِلَىٰ يَوۡمِ يُبۡعَثُونَ (مؤمنون/۱۰۰) «در پیش روی ایشان جهان برزخ است تا روزیکه برانگیخته میشوند.»
مورد دیگر به ادعاهای غلاة میان تصوف بر می گردد. محیالدین عربی در کتاب فتوحات المکیه میگوید:«و رب حديث يكون صحيحا عن طريق روته، حصل لهذا المكاشف الذي عاين هذا المظهر، فسأل النبي عن هذا الحديث فأنكره و قال له(لم اقله و لا حكمت به) فيعلم ضعفه، فيترك العمل به علي بينة من ربه و ان كان عمل به اهل النقل لصحة طريقة و هو في نفس الأمر ليس كذلك»: «بسیاری از احادیث که از نظر روایتی صحیح بوده (و علما آن را تأیید کردهاند) فلان نفر از اهل کشف و کرامت، از پیامبر در بارهی آن پرسید، پیامبر آن را انکار کرد و فرمود: هرگز آن را نگفته و به آن حکم نکردهام، پس برای شیخ ما ضعف حدیث مشخص شد و عمل به آن را ترک کرده هرچند که محدثین به آن عمل کرده باشند چون آنها گمان کرده بودند که حدیث صحیح است اما در واقع صحیح نبوده است.”
با این ادعای پوچ و واهی که آنها میتوانند به محضر مبارک رسول اکرم رسیده و از وی ضعف و قوت احادیث را جویا شوند، احادیث صحیح را رد کرده و به امامان و محدثین بزرگوار و شریعت الله ضربه زدهاند.
البته این اهل بدعت، ذکر خدا را با رقص، پایکوبی، دف زدن، داد و فریاد و گفتن کلماتی همانند: آه آه، هوهو، می، مستی، شراب، ساقی، جام، عشق، لیلی، زلف، معشوقه، محبوبه، دلبر، دلداری و… در آمیختهاند.انگار کپی میترائیسم و منتقل کننده آداب و رسوم میترائیسم ایران باستان در میان مسلمین شده اند، در حالی که رسول الله صلی الله علیه وسلم زمانی که مشاهده کرد جمعی از یاران، با صدای بلند از پروردگار خود درخواست و طلب میکنند، فرمود: «أَيُّهَا النَّاسُ ارْبَعُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ إِنَّكُمْ لَيْسَ تَدْعُونَ أَصَمَّ وَلَا غَائِبًا إِنَّكُمْ تَدْعُونَ سَمِيعًا قَرِيبًا وَهُوَ مَعَكُمْ»[۱] «ای مردم بر خود نرمی و تلطف کنید شما ناشنوا و یا غائبی را صدا نمیزنید، بلکه شنوای نزدیکی را میخوانید که همراه شماست.» اما اینها از این حد هم گذشته و عادات مشرکین را زنده کرده اند که الله تعالی میفرماید: وَمَاكَانَ صَلَاتُهُمۡ عِندَ ٱلۡبَيۡتِ إِلَّامُكَآءٗ (أنفال/ ۳۵)«نماز مشرکین در کنار خانۀ خدا چیزی نیست جز سر و صدا، داد و فریاد و کف زدن.»
دقت کنید: اینها این صفت و روش سکولاریستها (مشرکین/ احزاب) را زنده کرده اند نه اینکه خدای نکرده مشرک شده باشند. همچنانکه عده ای با تولید فرقه و حزبی خاص، صفت فرقه سازی و حزب بازی مشرکین را زنده کرده اند نه اینکه خودشان مشرک شده باشند. مشرکین دسته ای از کفار ۵گانه ی اصلی هستند که نجدیت در تعریف آن دچار اشتباه شده است و به ناحق سایر کفار و حتی مسلمین را از لحاظ شرعی جزو مشرکین می داند و به این شکل به تکفیر نابجای مسلمین می پردازد.
یيام تبریکی امیر تحریک طالبان پاکستان محترم مفتی أبو منصور عاصم حفظه الله به مناسبت فرا رسیدن عید سعید قربان۱۴۰۲ش ، به مردم غيور و رنج ديده پاکستان
بسم اللہ الرحمن الرحیم الحمد لله والصلاة والسلام علی رسول الله و علی آله وصحبه ومن والاه أما بعد !
فأعوذ بالله من الشیطان الرجیم قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ لَنْ يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلَكِنْ يَنَالُهُ التَّقْوَى مِنْكُمْ كَذَلِكَ سَخَّرَهَا لَكُمْ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَبَشِّرِ الْمُحْسِنِينَ فرارسیدن عید سعید قربان را به تمامی مسلمانان جهان به طور عموم و باالخصوص به مردم غيور و رنج ديده کشور عزیز ما پاکستان به ویژه اقوام پشتون و بلوچ از صمیم قلب تبریک و تهنیت عرض می دارم، الله متعال جل جلاله تمامی حسنات و اعمال حسنه شما برادران مسلمان را در دربار عالی قبول نماید.
هموطنان عزیز! پاکستان در نتیجه یک شعارمقدس، وعده، ایدئولوژی، فداکاری و تعهد بزرگ به وجود آمده، (پاکستان کا مطلب کیا لا اله إلا الله) یعنی هدف از تأسیس، استقلال و آزادی پاکستان نظام اسلامی بوده، قبایل مستقر در این منطقه تحت همین وعده ها و تعهدات فیصله پيوستن با پاکستان را گرفت، در حالی که این اقوام برای پیوستن با پاکستان بغير از هدف فوق دیگر هیچ نیازی اقتصادی، نظامی، جغرافیایی و لسانی نداشت.
اما متأسفانه همانطور که برخی از علما و و اکابرین بزرگ آن زمان بارها تأکید کردند که پاکستان برای نظام اسلامی ساخته نمی شود، بلکه این یک نقشه و توطئه برنامه ریزی شده غرب است که از یک سو می خواهد مسلمانان هندوستان را تقسم نمایند و از طرفی دیګری می خواهند پس از خروج برطانیا تمام امکانات موجوده برای نفاذ نظام اسلامی را از بین ببرد.
از روز اول، فوج غلام و اجیر آموزش دیده از سوی بریتانیا (که در آن زمان به “رائل اندین آرمی” معروف بود و اکنون به نام پاک فوج شناخته می شود) پاکستان تازه متولد شده را اشغال نموده و تحت سیطره خود درآورد.
بیش از همه توجه و تمرکزایشان بر این بود که نشود در این جا قوانین الهی نافذ و یک جامعه اسلامی انتشار یابد، به همین منظور هر حرکت که شعار واقعی به وجود آمدن پاکستان را پیش می برد سرکوب و از بین بردند، فوج از همان روز اول مداخله در کشور هماسیه افغانستان را در پیشه خود گرفته، و با مشورت و همکاری نیروهای کفری جهانی در بی ثباتی افغانستان سهیم بوده اند.
پس از آن، حاکمان نظامی ظالم پاکستان در سرنگونی امارت اسلامی (اعزهاالله) نقش عمده ای ایفا نموده، به شمول مجاهدین بی شمار، به تعداد زیادی مناصرین امارت اسلامی، همکار، اعضاء و معاونین را پس از گرفتاری به امریکا فروختند و برای گرفتن چند دلار از آمریکا، عملیات نظامی وحشیانه ای را در قبایل آزاد و مناطق دیگر انجام دادند، مساجد و مدارس را انفجار نموند و همچنان برخی از مدارس معروف دینی را به کالج ها و پوهنتون تبدیل کردند.
دهها تن از علما و مشائخ عظام کرام را به مظلومیت فراوان به شهادت رسانیدند، هزاران مؤمن و جوانان که عقیده راسخ و مستحکم داشتند زندانی نمودند که تا هنوز نا پديد اند و هزاران نفر دیگر را در مقابله جعلی به شهادت رسانیدند، (که این سلسله ظلم و وحشت تا هنوز نیز ادامه دارد) همچنان با جوانان بلوچ نیز چنین ظلم و ستم جریان دارد.
برای سرکوب نمودن مردم قبایلی از هر نوع وحشت، ظلم و بربریت استفاده نموند، تا اینکه با استفاده از فشارهای نظامی، هویت مستقل، اسلامی و قومی آنها را از بین بردند و آنها را با نظام طاغوتی باطل جمهوری مدغم نمودند، در حالی بنداژ جغرافيای قبایل آزاد خط غیر طبیعی و ظالمانه دیورند بین هند برتانوی(پاکستان کنونی) و افغانستان بوده، و بعد از به وجود آمدن پاکستان این خط مرزی توسط نخست وزیر وقت پاکستان محمد علی حناح و امیر آن زمان افغانستان در شهر کراچی تأیید شدند.
بنابراین می توان گفت که تحریک طالبان پاکستان برای هدف یک پارچګی و احیای ایدئولوژی اصلی تأسیس پاکستان (نظریه پاکستان) و برای بقای پاکستان جهاد می کنند.
در صورتی که ایدئلوژی اصلی تأسیس پاکستان در این سرزمین به عمل در نه آيد، هيچ گاه پاکستان متحد نه خواهد شد.
الحمدلله! تحریک طالبان پاکستان در پانزده سال گذشته در برابر پالیسی ها، اقدامات، استعمار نظامی و اشغال ضد اسلامی به جهاد مبارک و مقدس خود ادامه میدهد، جهاد که تا امروز در طی آن هزاران سرباز، و صد ها افسران فوج اجیر از بین رفته اند، و به یاری و نصرت خاص الله متعال جل جلاله جهاد مقدس ما تا رسیدن به اهداف و مقاصد شرعی ادامه خواهد یافت.
الحمدلله! مردم مجاهد و غازی پرور ما همواره از مجاهدین خود حمایت نموده و با ایشان هز هیچ نوع همکاری دریخ نه نموده، زمان آن دور نیست که به فضل و کرم خاص الله متعال جل جلاله و به یاری مردم مسلمان ما این فوج اجیر کثیف شکست بخورد، و مجبور به فرار ازین سرزمین پاک و مقدس شود. ان شاءالله تعالی
ما به همه مسلمانان غیور و مؤمن کشور به ویژه به اقشار مذهبی صدا میکینیم و به ایشان دعوت میدهیم، که بیماری اصلی این سر زمین، استعمار نظامی، اشغال و کنترل فوج دشمنان اسلام در این کشور است و حتی الامکان باید بر ضد این فوج اسلام ستیز، برای احیای ایدیولوژی پاکستان و برای بر پا نمودن یک جامعه اسلامی با تحریک طالبان پاکستان همکاری همه جانبه و کومک نمائید.
چون در این جهاد مبارک، حافظت از ارزش های اسلامی نهفته است، ، در نتیجه همین جهاد مبارک، نسل جوان ما می تواند از هجوم سیل سیکولاریسم و انحراف فکری و ایمانی مصون بماند، وتوسط همین جهاد مبارک میتوان که ایمان، اسلام و فکر نسلهاي آينده را حفاظت نمود والسلام
طرفداران احزاب سکولار و حتی کسانی که سکولار زده هستند می گویند که اگر حجاب برداشته شود و انسان به درجه ی بز و خر و گاو و غیره سقوط کند باعث می شود که مفاسد جنسی کم شود چون چشم و دل که سیر شد شخص دنبال آن نمی رود!
آیا وقعاً این دروغ صحت دارد؟
زمانی که به مفاسد اخلاقی و تجاوزات جنسی در کشورهای سکولار یا همین ترکیه و کُردستان عراق کنار خودمان نگاه می کنیم متوجه می شویم این دروغ هیچ صحتی ندارد بلکه لختی گری و کشف عورت باعث حریصتر شدن غریزه جنسی می شود و چنانچه زنا کردن مثل کشورهای سکولار با شعار «رضایت طرفین» آزاد باشد بی بندوباری جنسی گسترش می شود و افسارگسیخته می شود به گونه ای که مثل بسیاری از کشورهای اسکاندیناوی و آمریکائی تعداد زیادی از فرزندان به پدران خود تعلق ندارند.
نکته ی دیگری که برایم جالب است این بود که در کشور سکولار آلمان طرفداران رابطه با حیوانات تجمع خیابانی برگزار کردند برای قانونی شدن این قضیه! و احتمالاً مثل بعضی از کشورها که ازدواج با حیوانات و رابطه با حیوانات را قانونی کرده اند چندسال دیگر جهان سکولار باید حقوق اینها را نیز به رسمیت بشناسد!
اینها حجاب نداشتند، چشم و دل سیر بودند ، همجنسگرایی و رابطه جنسی با کودکان و حیوانات از نشانه های چشم و دل سیری هست!!!!????
نگاه کردید که هرزه های سکولار اطراف ما چه راحت قابل تشخیص هستند؟