جولانی و شیوخ دین فروش آن از مصلحت‌گرایی تا تماشای فحشا و ملحق شدن به تحالف تحت پرچم آمریکا

جولانی و شیوخ دین فروش آن از مصلحت‌گرایی تا تماشای فحشا و ملحق شدن به تحالف تحت پرچم آمریکا

به قلم: ابوعبدالله موکریانی

سال‌هاست که دسته ای از کسانی که خود را جزو اهل دعوت و جهاد می دانند و یا در لباس تحلیل‌گران خود را نشان داده اند، هرگونه عقب‌نشینی و انحراف از اصول شریعت مقدس اسلام را به حساب مصلحت گذاشته و توجیه می‌کردند که شرایط جاری، چنین اقتضایی دارد.

 این رویکرد تساهل‌آمیز، در مراحل مختلفی از تحولات سوریه، از تقسیم قدرت با آنچه جنایتکاران رژیم اسد خوانده می‌شدند تا همکاری با ائتلاف آمریکائی که به شهادت بسیاری از مجاهدین انجامید، مشاهده شد. در تمامی این مراحل، توجیهاتی از قبیل جلوگیری از دشمن‌تراشی بیشتر یا ناچاری در سازگاری با واقعیت‌ها مطرح می‌گردید و بسیاری از دلسوزان و منتقدان، سکوت اختیار کرده یا توجیهات را می‌پذیرفتند، شاید به امید اینکه این مصلحت‌اندیشی‌ها در نهایت به خیر و صلاح امت منجر شود.

اما آنچه امروز شاهد آن هستیم، فراتر از هرگونه مصلحت قابل توجیهی است که پیشتر به آن استناد می‌شد. درد اصلی اینجاست که نه تنها جلوی منکرات و مفاسد اخلاقی و اجتماعی گرفته نمی‌شود، بلکه بر اساس گزارش‌ها و مشاهدات، خود جولانی، در مجالس منکر و فحشا حضور پیدا می‌کند و با کمال جسارت، نظاره‌گر آن است. اینجاست که دیگر سخن از مصلحت‌گرایی، برای بسیاری از ناظران و حتی پیروان سابق، قابل درک و پذیرش نیست و این اقدامات، ماهیت مصلحت را به خیانت و همدستی تغییر می‌دهد.

این تحولات، پرسش‌های جدی و اساسی را در اذهان عمومی شکل می‌دهد. شیوخ دین‌فروش و مبلغان دینی چون ماموستا عبدالرحمن فتاحی که از ابتدا تا کنون پشتیبان این جریان بوده اند و برای توجیه اقدامات رهبران خود، دست به تأویل و تلبیس می‌زده اند، امروز چگونه می‌توانند چنین رویکردهایی را توجیه کنند؟

 این اقدامات نه تنها با آرمان‌های اولیه جهاد و انقلاب و خون‌های ریخته شده در تعارض است، بلکه به وضوح نشان می‌دهد که اولویت‌های این جریان از دفاع از شریعت و امت، به سوی حفظ قدرت و سازش‌های کفر آمیز با کفار آمریکائی و غربی و صهیونیستها تغییر یافته است.

این وضعیت، بیش از هر زمان دیگری، ضرورت بازنگری در مواضع و محکومیت این  خیانت آشکار  را گوشزد می‌کند.

جهاد حقیقی و قدس  و پیروان  جولانی درسوریه

جهاد حقیقی و قدس  و پیروان  جولانی درسوریه

به قلم: ابوخالد کُردستانی

در این آتش بس نمایشی که آمریکا التماس آنرا از دارالاسلام ایران می کرد و اخیرا به صورت یکجانبه این آتش بس جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش را تمدید کرده دیدیم که جولانی به امارات متحده ی صهیونی مسافرتی داشت تا در مورد مسائل امنیتی و… با این حاکم دست نشانده تمدید اتحاد خائنانه داشته باشد که هر دوی آنها ارباب مشترکی دارند.

ای پیروان جولانی مرتد و ای کسانی که در رکاب او، سال‌هاست دم از جهاد، شریعت و عزت مسلمین می‌زنید، بیایید تا امروز، در آستانه مسئولیت تاریخی و در محضر حقایق آشکار، با یکدیگر صادق باشیم.

شما بودید که با ادعاهای بزرگ و شعارهای کوبنده از برپایی دولت اسلامی و حاکمیت شریعت، مسلمین جهادگر و شریعت‌مدار را از چهار گوشه جهان فراخواندید. شما بودید که جهاد را تنها راه عزت امت، آزادی مقدسات و رفع ظلم از مظلومین می‌دانستید.

در کتب الهی و سنت نبوی، جهاد فی سبیل الله به وضوح تبیین شده است؛ جهادی که برای اعلای کلمه حق، رهایی سرزمین‌های اسلامی از اشغال، و نجات مظلومان از چنگال ظالمان است. قرآن کریم بر عدم به سرپرستی گرفتن دشمنان دین و امت تأکید می‌ورزد: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ (ممتحنه/۱)

احادیث نبوی نیز همواره بر وحدت امت، پایداری در برابر کفر و نفاق، و اهمیت سرزمین شام و بخصوص قدس شریف به عنوان قبله اول مسلمین و جایگاه معراج رسول الله صلی الله علیه وسلم تأکید داشته‌اند.

این بود آن همه ادعا، آن همه فراخوان و آن همه شعار. اما امروز می‌پرسیم: «چی شد؟» چه بر سر آن عزم جزم، آن پایبندی به شریعت و آن هدف والای آزادی قدس آمد؟ آیا این بود نتیجه آن همه فداکاری و خون‌های ریخته شده؟

وقتی که شاهدیم نه تنها جلوی منکرات و مفاسد اخلاقی و اجتماعی گرفته نمی‌شود، بلکه بر اساس گزارش‌های موثق، رهبر شما، جولانی، در مجالس گناه و فحشا حضور پیدا کرده و نظاره‌گر آن است و جولانی در کنار طاغوتهای مرتدی چون بن زاید قرار دارد؛ و زمانی که می‌بینیم شما، در سکوت مطلق، نظاره‌گر ظلم و ستم بی‌امان به برادران و خواهرانمان در فلسطین و غزه هستید و هیچ موضع قاطع و عملی در برابر اشغالگران آمریکایی و رژیم صهیونیستی اتخاذ نمی‌کنید، دیگر چگونه می‌توان سخن از جهاد فی سبیل الله و شریعت‌مداری به میان آورد؟

ما از شما می‌پرسیم: آیا می‌شود با آمریکا و اسرائیل و بن زاید و حاکمان مرتد اردن و ترکیه و مصر و بحرین و آذربایجان، قدس را آزاد کرد؟! آیا می‌توان با چشم‌پوشی از اوامر صریح قرآن و سنت در مورد عدم یاری‌جستن از دشمنان و نادیده گرفتن سرنوشت قدس، همچنان ادعای پیروی از شریعت و رهبری امت را داشت؟ شیوخ دین‌فروش و مبلغان وابسته که برای توجیه این تناقضات آشکار به تلبیس و تأویل می‌پردازند، در برابر تاریخ و در پیشگاه خداوند چه پاسخی خواهند داشت؟

حقیقت تلخ اینجاست که این مسیر، نه مسیر جهاد است و نه راه تشکیل حکومت اسلامی و تطبیق شریعت الله و آزادی سرزمین شام و آزادی قدس، بلکه راهی است که به تولید صهیونیست عربی جدید و حافظ مرزهای صهیونیستها و منافع آمریکا و غربی ها و انحراف و خیانت آشکار ختم می‌شود.

موالات یا تولّی در کارهای امثال دوستُم و محمد محقق و سیاف و کرزای و امثالهم با کفار محارب آمریکائی و ناتو

موالات یا تولّی در کارهای امثال دوستُم و محمد محقق و سیاف و کرزای و امثالهم با کفار محارب آمریکائی و ناتو

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

این روزها کسانی چون محمد محقق و سیاف و دوستُم باز در مورد امارت اسلامی افغانستان و حقوق مردم مسلمان افغان چیز هائی می گویند که باز یاد آور خیانتهای سالهای گذشته ی آنهاست و بر این ساسا چندین سوال شرعی در مورد حکم اجرای قصاص به این شکل بر این خائنین و مجرمین به من رسیده است:

• آیا عفو شرعی از آنها، خونشان را معصوم می‌گرداند؟

• آیا کسی که داوطلبانه به اربکی ها و نیروهای کرزای وغنی و دوستم و سایر خائنین پیوست، کشتن او جایز است؟

• آیا کسی که برای حمایت از منافع خود با رژیم دست نشانده و مرتد غنی و کرزای سلاح حمل کرد و در نبردهای آن علیه انقلابیون شرکت نکرد، کشتن او جایز است؟

۱. اولاً، این اعمال، به اتفاق نظر، گناهان کبیره هستند، هرچه که انگیزه آنها باشد. اما اینکه آیا به کفر صریح می‌رسند که حکم قضایی قصاص بر آن بنا شود، این نیاز به تفصیل دارد.

۲. نه هر که سلاح حمل کرد و به اربکی ها و اردوی ملی پیوست، کافر شده است.

۳. نه هر که مرتکب کفر شد، به طور معین کافر محسوب می‌شود (فرق است میان فعل و فاعل).

۴. نه هر که کفر بر او محقق شد (تکفیر معین)، کشتن او جایز است؛ این امر منوط به چندین ملاحظه است از جمله:

• درخواست توبه

• اقامه حجت (اثبات و روشن ساختن حقیقت بر او)

• آیا از کشتن او مصلحتی حاصل می‌شود یا مفسده‌ای (تبعات منفی)

۵. فرق است میان “موالات” و “تولّی”؛ موالات یک گناه کبیره است، در حالی که تولّی کفر محسوب می‌شود.

۶. برای تحقق مناط تولّی (شرایط آن)، باید سه رکن وجود داشته باشد:

• محبت به کافر

• یاری و نصرت کافر

• اطاعت از کافر

۷. امام سرخسی رحمه الله در “شرح السیر الکبیر” می‌گوید: اگر مسلمانی سلاح به کافر حربی بفروشد به نیت کسب مال، کافر نمی‌شود، هرچند که تعزیراً (به عنوان مجازات بازدارنده) کشته می‌شود.

تصور کنید تاجری در مناطق آزاد شده تحت کنترل امارت اسلامی سلاح به غلامان کرزای و غنی و دوستُم و امثالهم فروخت فقط به نیت سود؛ این فرد کافر نمی‌شود.

۸. بنابراین، مناط (معیار) بررسی وضعیت فرد در درون گروهی است که به آن پیوسته است (اردو – اربکی ها )، و صرفاً عضویت، مناط تکفیر محسوب نمی‌شود.

اگر حمل سلاح او منجر به مشارکت در جنگ با مردم و ریختن خون بی‌گناهی شده باشد، یا با سازمان‌های اطلاعاتی در نوشتن گزارش علیه مجاهدین امارت اسلامی و سایر مجاهدین همکاری کرده و منجر به دستگیری و شکنجه آنها شده باشد، کسی که وضعیت او چنین باشد، مناط مکفر بر او محقق شده است. با این حال، پس از تسلط بر او، نیاز به اقامه حجت و سپس اجرای حکم قضایی است.

۹. اما کسی چون دوستُم در دشت دلیلی به عنوان مثال، که کشتن و قتل عام مجاهدین و رقصیدن بر روی اجساد آنها در موردش شایع و معروف شده باشد و کارش به تواتر رسیده باشد، قصاص از او واجب است و عفو شرعی یا غیره خون او را معصوم نمی‌گرداند.

۱۰. در مورد کسانی که اسلحه حکومت کرزای و غنی برداشته و به طور صوری به اردوی ملی پیوسته یا اربکی شده و در شهر و قریه خود سلاح حمل کرده اند، اما در هیچ نبردی علیه مجاهدین شرکت نکرده و هیچ آسیبی به مسلمانی نرسانده اند، بنابراین، خون آنها معصوم است و کشتن آنها به هیچ وجه جایز نیست.

• بر فقهای هر شهر و قریه واجب است که این مسائل را برای غلات و مجاهدین احساسی توضیح دهند تا خون حرام نریزند.

یعنی: شما دوستُم و محمد محقق و سیاف و صدها مجرم حکومت کرزای و غنی را که جنایت و قتلشان در مورد ما فراگیر و معروف است، رها کرده‌اید و دنبال ضعفا هستید که در تأویل، اکراه و خطا شبهه بالایی در موردشان وجود دارد؟!

این خود جهل محض است.

جسارت خائنان محلی افغانستان و ضرورت قصاص شرعی از محمد محقق تا دوستُم و سیاف

جسارت خائنان محلی و ضرورت قصاص شرعی از محمد محقق تا دوستُم و سیاف

به قلم: ابومحمود کندزی

سخنان گستاخانه و خائنانه‌ای که اخیراً از سوی برخی چهره‌های معلوم‌الحال، نظیر محمد محقق و دیگر خائنان، مبنی بر به رسمیت شناختن خط دیورند به عنوان مرز رسمی و واگذاری بخش‌هایی از دارالاسلام افغانستان به دارالکفر طاری پاکستان، اوج بی‌شرمی و وقاحت این منافقین و مزدوران را به نمایش می‌گذارد. این اظهارات، نه تنها تکرار خیانتی تاریخی به تمامیت ارضی و هویت ملی ماست، بلکه نشانه‌ای آشکار از تضعیف روحیه بازدارندگی در برابر خائنان است.

این جری شدن و وقاحت بی‌پایان اینگونه افراد، از محمد محقق گرفته تا دوستم، سیاف و دیگر کسانی که سال‌ها در مسیر خیانت به ملت و دین گام برداشته‌اند، ریشه در یک کوتاهی اساسی دارد: دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، قصاص شرعی لازم را که باید در قبال این مرتدین و خائنان اجرا می‌کرد، به انجام نرسانده است. عدم اعمال حد شرعی و غفلت از حساب‌رسی قاطع با این افراد، این فرصت را به آنان داده تا بی‌باکانه به وطن‌فروشی، توهین به آرمان‌های ملی و تضعیف کیان امت اسلامی ادامه دهند.

از این رو، بر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان واجب است که قاطعانه از “دارالکفر ترکیه” بخواهد تا این مجرمین خودفروخته را که اکنون در پناه دارالکفر ترکیه قرار گرفته‌اند، تحویل دهد. این افراد باید در پیشگاه عدالت شرعی، پاسخگوی خیانت‌ها و جنایات بی‌شماری باشند که در سایه اشغالگران آمریکایی و ناتو مرتکب شده‌اند. آنها باید به سزای خون‌های بی‌گناهی که در دهه‌ها جنگ حزبی و قومی ریختند و سپس در کسوت مزدوری آمریکا و ناتو، به ملت خود خیانت کردند، برسند. رها کردن این جانیان و عدم مطالبه برای قصاص آنان، نه تنها تضعیف شریعت اسلام است، بلکه به منزله چشم‌پوشی از حق خون شهیدان و رنج ملت مظلوم افغانستان است.

تنها با اجرای قاطع احکام الهی و مجازات عبرت‌آموز این خائنان است که می‌توان ریشه نفاق و خیانت را از سرزمین اسلامی خشکاند و عبرتی برای آیندگان رقم زد تا دیگر کسی جرأت جسارت به دارالاسلام و تضعیف آن را در سر نپروراند.

درباره خائنین به اسلام و مسلمین و ضرورت قاطعیت دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان با آنها

درباره خائنین به اسلام و مسلمین و ضرورت قاطعیت دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان با آنها

کاتب: ابوهاجر خان آبادی

زمانی که کفار محارب و اشغالگر خارجی به دارالاسلام حمله می کنند قاعده اسلامی بر این است که خائنین به دین و وطن که ۱- آگاهانه ۲- عمدا ۳- به میل خودشان و اختیاری به این کفار محارب و اشغالگر خارجی ملحق شده و با مومنین اهل دعوت و جهاد وارد جنگ شده و عده ی زیادی را نیز فریب داده و به این مسیر خائنانه کشانده اند به قتل برسند.

علاوه بر این، کسانی چون دوستُم مرتد و سایر مرتدینی چون کرزای و عبدالله عبدالله و محقق و احمد مسعود و سیاف و غیره که «ائمه المرتدین» و «ائمه الکفر» بوده اند که مدعی العموم خواهان مجازات آنها هستند و دستشان به خون صدها و بلکه هزران مسلمان اهل دعوت و جهاد آلوده شده و کسی غیر از اولیای دم آنها حق بخشش آنها را ندارد، حتی مسئولین امارت اسلامی افغانستان.

در این زمینه دیدیم که سخنان جسورانه و خائنانه اخیر برخی عناصر مرتد و خودفروخته، نظیر محمد محقق ، در به رسمیت شناختن خط دیورند و واگذاری بخش‌هایی از دارالاسلام افغانستان به «دارالکفر طاری پاکستان»، نه تنها خیانتی آشکار به آرمان‌های ملی و دینی است، بلکه نشانگر آن است که این مرتدین و مزدوران، از قصاص شرعی که سزاوار اعمالشان است، در امان مانده‌اند. جسارت این منافقین آشکار شده که سال‌ها در دامن اشغالگران پرورده شده و به ملت خود خیانت کرده‌اند، ریشه در ضعف برخورد قاطع با آنان دارد.

در این زمینه، بر دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان لازم است که از روش برخورد قاطع و انقلابی «دارالاسلام ایران» در دهه شصت شمسی (دهه ۱۹۸۰ میلادی) الگو بگیرد. در آن دوره،  آیت‌الله خمینی با خائنان اصلی و منافقین داخلی، مزدوران آمریکا و غرب‌گرایان خودفروخته که قصد تضعیف و براندازی نظام اسلامی را داشتند، برخوردی بدون مماشات و کاملاً قاطع داشت و آنان را به سزای اعمالشان رساند. این رویکرد، نه تنها امنیت و یکپارچگی دارالاسلام را تضمین کرد، بلکه عبرتی برای تمامی کسانی شد که سودای خیانت به دین و ملت را در سر می‌پروراندند.

در قرآن کریم، الله جل جلاله بارها درباره منافقین آشکار شده و کسانی که با دشمنان اسلام همدست می‌شوند و حتی به درجه ی ارتداد می رسند، هشدار داده و سرنوشت شوم آنان را بیان کرده است. این آیات، سند محکمی برای ضرورت برخورد قاطع با خائنین به دارالاسلام است:

الله جل جلاله می‌فرماید:يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ( مائده/۵۱) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، یهود و نصاری را سرپرستان خود مگیرید، آنان برخی سرپرست برخی دیگرند؛ و هر کس از شما آنان را به سرپرستی بگیرند، پس او از ایشان است. یقیناً خداوند قوم ستمگر را هدایت نمی‌کند.

این آیه به صراحت نشان می‌دهد که هرگونه تولّی ( به سرپرستی گرفتن) دشمنان، فرد را از جرگه مسلمانان خارج کرده و در زمره آنان قرار می‌دهد.

همچنین الله جل جلاله می‌فرماید: وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَوَاءً فَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِيَاءَ حَتَّىٰ يُهَاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِن تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا ( نساء/ ۸۹) آنان دوست دارند که شما نیز کافر شوید همان‌گونه که خود کافر شده‌اند، تا یکسان شوید. پس از میان آنها هیچ دوست و سرپرستی برای خود انتخاب نکنید، تا زمانی که در راه خدا هجرت کنند. و اگر رویگردان شدند، پس آنها را بگیرید و هر جا یافتید بکشید، و از میان آنها هیچ دوست و یاوری برنگیرید.

این آیات حکم قاطع الهی را در مورد کسانی که از راه حق رویگردان شده و به فتنه و خیانت مشغول می‌شوند، روشن می‌سازد.

همچنین می فرماید: أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نَافَقُوا يَقُولُونَ لِإِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ وَلَا نُطِيعُ فِيكُمْ أَحَدًا أَبَدًا وَإِن قُوتِلْتُمْ لَنَنصُرَنَّكُمْ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ (حشر/ ۱۱) آیا ندیدی منافقان را که به برادران کافر خود از اهل کتاب می‌گفتند: اگر شما را بیرون کنند، ما نیز با شما بیرون خواهیم آمد، و هرگز از هیچ‌کس در مورد شما اطاعت نخواهیم کرد. و اگر با شما جنگیدند، حتماً شما را یاری خواهیم کرد. و خداوند گواهی می‌دهد که آنان دروغگویند.

این آیه رسوایی کسانی را که به ظاهر با مسلمانانند اما در خفا با دشمنان همدست می‌شوند، برملا می‌سازد.

بر این اساس، دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان وظیفه شرعی دارد که با این قماش خائنین، از جمله کسانی چون محمد محقق، دوستم، سیاف و اسماعیل اسماعیل و دیگر همدستان اشغالگران و مزدوران بیگانه، برخوردی عبرت‌آموز و بر مبنای احکام الهی داشته باشد. قصاص شرعی، تنها راه پاک‌سازی جامعه اسلامی از لوث وجود این عناصر فاسد و بازگرداندن عزت و اقتدار به دارالاسلام است. رها کردن این جانیان، نه تنها تضعیف شریعت و سیره نبوی است، بلکه به منزله نادیده گرفتن خون‌های پاکی است که در راه اسلام و استقلال افغانستان ریخته شده است.

فتوای دکتر ذاکر نایک در حمایت از دارالاسلام ایران بر علیه کفار آمریکائی – صهیونی و غلامان منطقه ای آنها در جنگ رمضان ۱۴۰۴ش

فتوای دکتر ذاکر نایک در حمایت از دارالاسلام ایران بر علیه کفار آمریکائی – صهیونی و غلامان منطقه ای آنها در جنگ رمضان ۱۴۰۴ش

به قلم: صلاح الدین مجاهد

در حالی که همه ی مومنین انتظار داشتند یک مولوی چون عبدالحمید زاهدانی فتوائی صریح بر اساس مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله که ادعای آن را دارد صادر کند که واضح و آشکارا نشان دهد مومنین را به جهاد با کفار آمریکائی و صهیونیستی و غلامان منطقه ای آنها دعوت می دهد، اما چنین کاری نکرد؛ شاید به این دلیل باشد که او یک خطیب رسانه ای و عوام زده است و چون دوره ی افتا را نگذرانده شایستگی فتوا دادن ندارد هر چند به صورت رگباری دهها عنوان شیخ الحدیث و التفسیر و شیخ الاسلام و… را به او نسبت داده باشند.

با این وجود تمام مومنین اهل دعوت و جهاد در طول این جنگ رمضان ۱۴۰۴ش کفار محارب آمریکائی – صهیونی سعی کرده اند در برابر جبهه ی آمریکا و صهیونیستها قرار بگیرند هر چند کسانی چون شیخ ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله در همان روز اول حمله، و کسانی چون علامه کریکار فک الله اسره سالها قبل آشکارا و واضح فتوا داده اند که در هر جنگی که دارالاسلام ایران با هر کافری انجام دهد در کنار دارالاسلام ایران خواهند بود.  

در این راستا و اخیراً، دکتر ذاکر نایک خطیب و دعوتگر مشهور نیز اعلام کرد که :

“ایرانی‌ها از مرگ نمی‌ترسند و در جایی که دیگران از ترس بمباران فرار می‌کنند، ایرانی‌ها در مقابل آنها می‌ایستند و زنجیره انسانی تشکیل می‌دهند.

ذاکر نایک گفت که ما با شیعیان اختلاف داریم، اما در زمانی که آنها با آمریکا و اسرائیل می‌جنگند، همه مسلمانان باید از آنها حمایت کنند.

او گفت که اختلاف نظر در میان یاران پیامبر نیز وجود داشته است. اختلاف به این معنی نیست که ما باید ایران را تنها بگذاریم.”

بدون شک هر کسی در میان اهل سنت که بوئی از منهج اهل سنت و جماعت برده باشد و جزو گروه منافقین یا مرتدین نباشد در کنار دارالاسلام ایران و بر علیه کفار محارب آمریکائی – صهیونی قرار می گیرد.

دکتر ذاکر نایک یکی از دعوتگرانی است که در مواردی ما با او اختلاف داریم اما می داند که در این جنگ تحمیلی کفار محارب خارجی بر دارالاسلام «بی طرف و تماشاچی» وجود ندارد؛ شخص تماشاچی جزو گروه منافقین است و شخصی که در جبهه ی آمریکا و صهیونیستها باشد نیز جزو گروه مرتدین است و هر کسی خودش را مومن می داند باید در جبهه ی دارالاسلام ایران قرار گیرد.

نگاه کن کجا ایستاده ای و جزو کدام گروه هستی؟

عربهای صهیونیست در امارات متحده عربی و مراسم روز نکبت. روز تأسیس رژیم صهیونیستی‌

عربهای صهیونیست در امارات متحده عربی و مراسم روز نکبت. روز تأسیس رژیم صهیونیستی‌

به قلم: کیوان مریوانی

اگر دارالاسلام ایران تهدید کرده که اگر آمریکایی های کافر محارب از طریق زمینی حمله ای به دارالاسلام ایران داشته باشند علاوه بر نابودی آنها، امارات و بحرین را از طریق جنگ زمینی آزاد می کنند باید بدانید که دلیل اینهمه رک گویی چیست؟

بله، زمانی که سازمان پخش اسراییل اعلام کرد: «نتانیاهو از ترس جان خود، در مراسم افروختن مشعل، جلیقه ضدگلوله بر تن کرده بود.»

و روزنامه «یدیعوت آحارونوت» نیز نوشت: «از بیم انتقام ایران، در هفته‌های اخیر تدابیر امنیتی در اطراف او به‌طور چشمگیری افزایش یافته است.»

این صهیونیستهای هرب هم که بخشی از جبهه ی کفار محارب و اشغالگر آمریکایی-صهیونیستی هستند باید بیشتر نتانیابو از انتقام مومنین اهل دعوت و جهاد بترسند.

امروز سفیر امارات در اراضی اشغالی با انتشار تصاویری از حضور خود در مراسم روز نکبت، که توسط صهیونیست‌ها روز استقلال اسرائیل خوانده می‌شود نوشت:

” تشکر از هرتزوگ، رئیس‌جمهور اسرائیل بابت استقبال گرم به مناسبت روز استقلال؛ شرکت در این جشن برای ششمین بار افتخار بزرگی است.”

ای ننگ بر شما که از نسل عبدالله بن ابی سلول هستید و همین کفار خارجی شما را بر سرنوشت مسلمین مسلط کرده اند.

منتظر بمانید که جولانی خائن در سوریه هم روابط سوریه با صهیونیستها را به حد امارات و بحرین و آل سعود و اردن و امثالهم در آورد.

چرا مذاکره دارالاسلام ایران با دارالکفر محارب آمریکا درباره تنگه هرمز و موضوعات راهبردی بی‌معناست؟

چرا مذاکره دارالاسلام ایران با دارالکفر محارب آمریکا درباره تنگه هرمز و موضوعات راهبردی بی‌معناست؟

ارائه دهنده: ابوبکر الخراسانی

امروز خبرنگاری از سخنگوی کاخ سفید پرسید: رسانه‌های ایران آشکارا رئیس‌جمهور آمریکا را مسخره می‌کنند و می‌گویند: «ایران حتی درخواست تمدید آتش‌بس را هم نداده بود.»

سخنگوی کاخ سفید پاسخ داد: شما باید حرف ما را ملاک قرار دهید!

دان وینزلو، نویسنده آمریکایی می گوید:

” آخرین بیانیه ترامپ چیزی جز یک دروغ دیگر نیست. او مجبور است تظاهر کند که کشورهای دیگر از او «خواهش کرده‌اند»، چون نمی‌خواهد به شکست کامل و مطلق خودش به‌عنوان فرمانده کل قوا اعتراف کند.‌ او یک احمق و بی‌ملاحظه است. او نمی‌تواند خودش را از باتلاق ایران بیرون بکشد. این جنگِ خود اوست؛ گندی است که خودش زده”

حساب کاربری تحلیل‌ بازارهای مالی نیز نوشت:

“ایران تمام برگ‌های برنده را در اختیار دارد. این سریع‌ترین عقب‌نشینی تاریخ ترامپ است.

ترامپ پیش‌تر گفته بود آتش‌بس را تمدید نخواهد کرد.”

پس واقعیت نشانگر چیز دیگریست و لازم است بپرسیم که چرا مذاکره دارالاسلام ایران با دارالکفر محارب آمریکا درباره تنگه هرمز و موضوعات راهبردی بی‌معناست؟

به این دلایل دقت کنید:

  • تثبیت حاکمیت بر تنگه هرمز: دستاوردی که نیاز به مذاکره ندارد
    تنگه هرمز نه یک ادعا، که یک واقعیت جغرافیایی و حقوقی تحت کنترل هوشمندانه ایران است. این دستاورد پس از جنگ تثبیت شده و امروز به عنوان یک اصل راهبردی پذیرفته شده است. مذاکره درباره آن، به معنای زیر سؤال بردن یک وضعیت موجود و باز کردن مجدد پرونده‌ای است که نیازی به مشروعیت‌زدایی خارجی ندارد.

ایران نشان داده که هیچ کشوری توان تغییر این واقعیت را ندارد، پس مذاکره در این باره نه تنها بی‌فایده، بلکه مضر و نشانه تردید در حاکمیت ملی است.

  • خطوط قرمز هسته‌ای و منطقه‌ای: مذاکره به منزله عبور از خط قرمز
    موضوع هسته‌ای (میزان غنی‌سازی، ذخایر) و نیز نوع همکاری‌های منطقه‌ای ایران، رسماً جزو خطوط قرمز اعلام شده‌اند. مذاکره در این حوزه‌ها، فارغ از نتیجه، خودش نقض خط قرمز است؛ چراکه اصل ورود به گفت‌وگو، طرف مقابل را در جایگاه داوری یا ارزیابی می‌نشاند.

آمریکا به دنبال دریافت امتیازاتی است که در جنگ به دست نیاورده و مذاکره، بستری برای رسیدن به همان اهداف بدون هزینه است.

  • رفتار آمریکا: دوگانگی تهدید و التماس، نه حسن نیت
    ترامپ و تیمش همزمان با تهدید علنی، پیام‌های غیرمستقیم (از طریق واسطه ها) ارسال می‌کند. این دوگانگی نشان می‌دهد هدف اصلی «ارزیابی ایران» و «ساخت تصویر قدرت» است، نه حل مسئله. مذاکره در چنین شرایطی، به جای دستاورد، به آمریکا اجازه می‌دهد با کمترین هزینه، خود را پیروز نشان دهد. تجربه ثابت کرده: در حین مذاکره، دو بار حمله صورت گرفته است. پس مذاکره پس از این رفتارها، نوعی حماقت است.
  • بدون مذاکره چگونه پایان جنگ رقم می‌خورد؟
    ایران نیازی به مذاکره برای پایان دادن به تقابل ندارد؛ بلکه کافی است دشمن «قواعد بازی» را بداند:
  • اگر حمله زمینی شود، بحرین و امارات اهداف متقابل حمله زمینی هستند.
  • اگر زیرساخت‌های ایران هدف بگیرند، تأسیسات برق و نفت کل منطقه در برابر آن قرار می‌گیرد.
  • ترورها نیز پاسخ مشخص خود را دارند که قبلا به صورت رسمی اعلام شده است.
  • اگر بحث جبران خسارت یا آزادی اموال بلوکه‌شده مطرح است، راهکار مکتوب و غیرحضوری (از طریق کانال‌های حقوقی یا واسطه‌های بی‌طرف) کافی است.
    این شفافیت در اقدام، نیازی به مذاکره ندارد.

مذاکره حضوری یا غیرمستقیم، صرفاً به دشمن زمان و اعتبار می‌دهد بدون آنکه ضرورتی برای ایران داشته باشد.

بنابراین مذاکره در شرایط کنونی، نه برای رفع تهدید، که برای مدیریت تصویر آمریکا و وادار کردن ایران به پذیرش ارزیابی خارجی طراحی شده است.

مسئولان ایرانی نیز مانند اکثریت مردم، این واقعیت را درک می‌کنند که حفظ دستاوردها و اعلام صریح خطوط قرمز، بازدارنده‌تر و عاقلانه‌تر از مذاکره‌ای است که هزینه آن بیش از فایده‌اش است.

جهاد اقتصادی مردم دارالاسلام ایران مهمترین نشان بالفعل بودن پویش جانفدا

جهاد اقتصادی مردم دارالاسلام ایران مهمترین نشان بالفعل بودن پویش جانفدا

به قلم: خالد هورامی

دارالاسلام ایران در حال نزدیک شدن پویش جانفدا به ۳۰ میلیون نفر است.

این پویش برای جهاد با دشمنان دارالاسلام ایران است و بیشتر بر جهاد مسلحانه متمرکز است اما جهاد با این کفار محارب و اشغالگر خارجی و مزدوران آنها در منطقه با زبان و مال هم انجام می شود.

جهاد با مسائل اقتصادی یکی از بالاترین درجات جهاد است که نشانگر صداقت شخص در امر جهاد است چنانچه زمانی که الله تعالی صفات مومنین را می شمارد مسائل اقتصادی را ابتدا بیان می کند و می فرماید:

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ(حجرات/۱۵)

مؤمنان فقط کسانی اند که به خدا و پیامبرش ایمان آورده اند، آن گاه [در حقّانیّت آنچه به آن ایمان آورده اند] شک ننموده و با اموال و جان هایشان در راه خدا جهاد کرده اند؛ اینان [در گفتار و کردار] همان صادقین و اهل صدق و راستی اند.

در این راستاست که ما با کمک ۶ هزار میلیارد تومانی مردم دارالاسلام ایران به افراد حادثه دیده در جنگ تحمیلی رمضان۱۴۰۴ش مواجه می شویم.

سیدمرتضی بختیاری، رئیس کمیته امداد می گوید:

“رهبری شهید بر مردمی کردن کمک‌های کمیته امداد تأکید داشتند. کمیته امداد با راه‌اندازی مراکز نیکوکاری در مساجد (۷۵۰۰ مرکز فعال) و در جنگ رمضان (۳۵۰۰ مرکز) زمینه‌ساز مشارکت مردمی شد. ۶۰۰۰ میلیارد تومان کمک جمع‌آوری شد.”

این یعنی پویش جانفدا در دارالاسلام ایران برای جهاد با دشمنان آماده ست و امری نمایشی نیست بلکه نیرویی بالقوه است که در موقع نیاز تبدیل به قدرت بالفعل می شود.

قدرت اصلی دارالاسلام ایران بعد از ایمان و نصرت الله و قدرت نظامی در همین اتحاد و قدرت مردمی است.

نکته ی دیگر که همین سربازان جنگ روانی دشمن به آن دامن می زنند در مورد ساختار رهبری در دارالاسلام ایران است که فقط به این گزارش “سی‌ان‌ان” یکی از رسانه های معتبر نزد کفار اشاره می کنیم که می گوید:

ترامپ وضعیت حکومت ایران را «به‌شدت دچار گسست» توصیف کرده اما بسیاری از تحلیل‌گران معتقدند رهبری ایران منسجم‌تر از آن چیزی است که کاخ سفید می‌گوید

رهبری ایران کاملاً منسجم عمل کرده و ما این انسجام را در نحوهٔ پیشبرد جنگ و روند مذاکرات دیده‌ایم.

بر این اساس است که آلون میزراحی تحلیل‌گر سیاسی آمریکایی می گوید:

” چه از طریق دیپلماسی و چه از طریق اقدام نظامی، ایران در این جنگ پیروز خواهد شد و به یک بازیگر مشروع بین‌المللی و به یک مرکز جهانی دانش، توسعه و تولید تبدیل خواهد شد. بزرگترین و مهمترین فرهنگ، جامعه و کشور در غرب آسیا و رهبر ایدئولوژیک جنوب جهان. این نتیجه نهایی این جنگ است.

ایالات متحده هنوز سعی دارد وانمود کند که می‌تواند بر این نتیجه تأثیر بگذارد، اما نمی‌تواند. آمریکا دیگر در آینده خلیج فارس نقشی ندارد.”

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران مهیای خلق شگفتانه‌های بزرگتر از دایره فهم و محاسبه کفار محارب خارجی و نوکران محلی آنها در میدان نبرد است

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران مهیای خلق شگفتانه‌های بزرگتر از دایره فهم و محاسبه کفار محارب خارجی و نوکران محلی آنها در میدان نبرد است

در بیانیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران بمناسبت دوم اردیبهشت، سالروز تاسیس سپاه آمده است:

ملت قهرمان و شریف ایران با حضور بیش از ۵۰ شبانه روزی خود در خیابان، که لحظه‌ای حمایت از میدان و پشتیبانی نیروهای مسلح را رها نکرده‌اند، در واقع پدیده‌ای شگفت آور و رخدادی منحصر به فرد در تاریخ معاصر رقم زده‌اند.

عامل هجمه‌های سنگین تبلیغاتی و عملیات روانی بی‌وقفه امپراتوری رسانه‌ای دشمن علیه این نهاد انقلابی، پیش‌روندگی تاریخ ساز سپاه در عرصه مأموریت‌های سخت، نیمه سخت و نرم و بویژه در میدان جنگ شناختی است که شکست‌های مستمر جبهه استکبار را رقم زده است، و در واقع همین نقش آفرینی‌هایی راهبردی که با پاسخ به نیازهای مردم و کشور، مسیر رشد، بالندگی، پیشرفت و سازندگی ایران عزیز را هموارتر ساخته است، عصبانیت دشمنان از این نهاد مکتبی، مردمی و انقلابی بعنوان ‌سخت ترین مانع برای دستیابی به راهبردهای ضد ایرانی، آنان را برانگیخته است.

منظومه ۱۰۰ موج عملیات ترکیبی موشکی – پهپادی به عنوان یک کل یکپارچه و الگوی روشن و هدفمند که با فلج سازی و کور کردن قدرت تشخیص نظامی دشمن، ضربات مهلک و ویرانگری بر زیرساخت‌ها و مراکز راهبردی و توان پشتیبانی آنان وارد ساخت؛ منجر به “خلا شناختی” جبهه مهاجم و تجاوزگر در میدان نبرد و متعاقباً خطاهای محاسباتی و التماس آتش بس از ایران مقتدر و سرافراز گردید.

سپاه پاسداران در اوج آمادگی و اراده تداوم نبرد با دشمنان مهیای مقابله قاطع، قطعی و آنی با هرگونه تهدید و تکرار تجاوز دوباره دشمنان است و در دور جدید نبرد نظامی محتمل ضربات خردکننده و فراتر از تصور دشمن را بر باقیمانده دارایی‌های آنان در منطقه وارد خواهد ساخت.

میدان برای ضربه به نقاط حیاتی و نمادهای بازدارندگی دشمن همچنان باز و مهیا است و پاسداران انقلاب در هم‌افزایی و همراهی سایر نیروهای مسلح و مدافعان رشید وطن اجازه احیای مغز و قلب راهبردی دشمن برای هرگونه عرض اندام را نخواهند داد.

ایران پیروز و دشمن مغلوب و زبون در جنگ تحمیلی اخیر، امروز باور عمده افکار عمومی در جهان و روایت مشترک بسیاری از رسانه های دنیا است. امروز با فروپاشی هیمنه پوشالی قدرت نظامی امریکا و رژیم صهیونیستی در آستانه ورود به نظم نوین منطقه‌ای در غرب آسیا، بدون حضور قدرت‌های بیگانه و استکباری به ویژه آمریکا و ایجاد محیطی با ثبات و امن هستیم؛ که به فضل الهی تحت هدایت‌های مقام عظمای ولایت و رهبری و فرماندهی کل قوا آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای (مدظله‌العالی) دستاوردهای این پیروزی ها برای منطقه و جهان اسلام بیش از پیش خواهند شد