پیروزی تاریخی دارالاسلام ایران بر کفار محارب و اشغالگر آمریکایی-صهیونیستی در پیام اخیر حماس فلسطین

پیروزی تاریخی دارالاسلام ایران بر کفار محارب و اشغالگر آمریکایی-صهیونیستی در پیام اخیر حماس فلسطین

«حازم قاسم»، سخنگوی جنبش اسلامی فلسطین (حماس) پیروزی دولت و ملت ایران در نبرد با دشمن آمریکایی و صهیونیستی را تبریک گفت.

وی ابراز داشت: از نوار غزه پیام تبریک خود را بخاطر این ایستادگی اسطوره ای سترگ و دستاورد عظیم ایرانیان، تقدیم دولت و ملت ایران، فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش ایران می‌کنیم که در این نبرد حماسی اراده دشمن صهیونیستی و آمریکایی را در هم شکسته، مانع از آن شدند که خواسته‌ها و شروط آنها بر منطقه تحمیل شود.

سخنگوی حماس در ادامه با اشاره به پیامدهای این پیروزی بر چشم انداز و آتیه منطقه غرب آسیا خطاب به رهبران و ملت‌های منطقه گفت:

اکنون از همه دولت‌ها و ملت‌های حاضر در منطقه از هر قوم و نژاد و مذهبی انتظار می‌رود همبستگی خود را نشان دهند تا مانع از تحمیل اراده استعمارگران بر منطقه برای چپاول ثروت‌های این منطقه و تغییر هویت اسلامی و عربی آن شوند.

یورش صهیونیستها به منازل مسلمین سوریه و سکوت خفت بار ملا فتاحی

یورش صهیونیستها به منازل مسلمین سوریه و سکوت خفت بار ملا فتاحی

به قلم: خالد سیف الله المسلول

اجازه دهید نگاهی به بخشی از وضعیت کنونی سوریه بیندازیم:

  • در حالی که شیوخ باند جولانی به آداب حیض و نفاس و دستشویی مشغول شده اند
  • و یا در حال مشغول کردن مسلمین به مسلمین با اختلافات ریز فقهی هستند،
  • و در حالی که ملا فتاحی به مسائل تاریخی آشفته و آلوده ی متعلق به غلاه شیعه و منحرفین میان شیعیان جعفری و حکومت‌های مختلف موجود در ایران خودش را مشغول کرده
  • صهیونیستها در حال اشغال بیشتر سوریه و اذیت و آزار مسلمین آنجا هستند.

امروز هم یک واحد نظامی وابسته به کفار محارب و اشغالگر رژیم صهیونیستی، متشکل از ۱۰ خودروی نظامی، وارد منطقه جباتا الخشب در حومه استان قنیطره شده است.

نیروهای مهاجم کفار محارب پس از ورود به این منطقه، به منازل مسلمین غیر نظامی اهل سنت یورش برده و اقدام به تفتیش خانه‌ها کرده‌اند.

سکوت خفت بار باند جولانی از جمله ملا فتاحی در برابر این کفار محارب و اشغالگر صهیونیست چه معنی دارد؟

در زمان حمله آمریکا و صهیونیستها به ایران هم باند جولانی خودشان را برجسته کردن اختلافات فقهی و تاریخی با ایران مشغول کرده بودند و به این شکل در جبهه ی کفار محارب سکولار و اشغالگر آمریکایی-صهیونیستی قرار گفته بودند.

آیا هنوز متوجه نیستید که با چه موجوداتی طرفیم؟

شناسائی و انهدام افراد و هسته های وابسته به احزاب سکولار و مرتد کوردی توسط سازمان استخبارات/اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران در ولایتهای کردستان و کرمانشاه

شناسائی و انهدام افراد و هسته های وابسته به احزاب سکولار و مرتد کوردی توسط سازمان استخبارات/اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران در ولایتهای کردستان و کرمانشاه

سازمان استخبارات/اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران اعلام نمود که طی سلسله اقدامات صورت گرفته در ولایتهای کردستان و کرمانشاه، افراد و چند تیم وابسته به گروهک‌های سکولار و مرتد که تحت حمایت آمریکا و رژیم صهیونیستی بوده و به دنبال آماده‌سازی مقدمات حمله نظامی دشمن از غرب دارالاسلام ایران بودند شناسایی و منهدم شدند.
اهم نتایج و موارد به شرح ذیل است:

۱) انهدام چند هسته تشکیلاتی از احزاب سکولار کوردی و دستگیری ۱۱ نفر و معدوم شدن یک نفر و کشف ۸ قبضه سلاح جنگی آرپی‌جی و بیش از ۲۰۰۰ مورد از مهمات مربوطه

۲) کشف و ضربه اطلاعاتی به مقر یکی از احزاب سکولار و مرتد حوزه اقلیم کردستان عراق و کشف ۹۰ عدد چاشنی بمب، ۱۸ عدد نارنجک، ۵ گلوله خمپاره، ۱۲۵۳ عدد فشنگ انواع سلاح‌ها، ۶ عدد نارنجک تفنگی و وسایل ارتباطی رادیویی
۳) دستگیری تعداد ۷۳ نفر از عناصر وابسته به احزاب سکولار ضدانقلاب فعال در عرصه داخلی
۴) انهدام تیم قاچاق و کشف تعداد ۱۰ قبضه سلاح کلاش، ۲۲۵۰ فشنگ جنگی، ۲ قبضه سلاح شکاری، ۷ قبضه آرپی‌جی، ۹۰ عدد چاشنی انفجاری و چندین دستگاه اینترنت ماهواره‌ای

سازمان اطلاعات سپاه ولایت کرمانشاه نیز در اقدامات پنهان خود تعداد ۱۵۵ نفر از عوامل احزاب سکولار و مرتد ضدانقلاب را به شرح ذیل شناسایی و دستگیر نمود:
۱) دستگیری ۱۴۴ نفر در قالب چندین تیم به جرم خرید و فروش سلاح غیر مجاز و کشف ۱۷ قبضه سلاح و ۱۲۰۰ فشنگ

۲) دستگیری ۴ جاسوس مرتبط با موساد و کشف مقادیر قابل توجهی سلاح، ساچمه، باروت، چاشنی، تجهیزات و دستگاه‌های مورد استفاده در ساخت فشنگ ساچمه‌ای
این افراد در قبال اقدامات خود مورد تشویق موساد قرار گرفته بودند.

۳) شناسایی و دستگیری ۷ نفر از عناصر سکولار و مرتد فعال در ساخت بمب دست‌ساز و خرید سلاح غیرمجاز با هدف حمله به اماکن دولتی و نظامی

اهل قبله و اصول همزیستی اسلامی و انتسابات به ابن تیمیه رحمه الله در مورد تشیع در گرماگرم جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش (۲)

اهل قبله و اصول همزیستی اسلامی و انتسابات به ابن تیمیه رحمه الله در مورد تشیع در گرماگرم جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش (۲)

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

ج) شمول اهل قبله نسبت به شیعه و صوفیه:

• شیعه:

    شیعیان به توحید، نبوت، معاد، کتاب قرآن و قبله مشترک ایمان دارند. آنان شهادتین را جاری می‌کنند و ارکان نماز و حج را به جا می‌آورند. هرچند تفاوت‌های اساسی در موضوع امامت و برخی فروع فقهی با اهل سنت دارند، اما این تفاوت‌ها در اصول ضروری دین نیست که موجب خروج از دایره اسلام و تکفیر شود. بنابراین، از منظر فقه اسلامی، شیعیان نیز جزو اهل قبله محسوب می‌شوند.

    [مستند فقهی: بسیاری از علمای بزرگ اهل سنت، از جمله ابن عابدین حنفی در «حاشیة ابن عابدین»، و علمای معاصر در فتاوای خود، شیعیان را مادامی که به اصول اسلام پایبند باشند، جزو اهل قبله می‌دانند. امام ابوحامد غزالی و دیگران بر این اصل تأکید کرده‌اند.]

• صوفیه (تصوف):

    تصوف با تمام انحرافاتی که همچون سایر جریانات در آن به وجود آمده و به شاخته های مختلفی تقسیم شده است اما یک جریان درونی و معنوی در اسلام است که هدف آن تهذیب نفس و تقرب به خداست. صوفیه نیز به تمامی ارکان اسلام و ایمان باور دارند و اعمال شرعی را به جا می‌آورند، اما بر جنبه‌های درونی و تهذیب نفس و عرفانی دین تأکید بیشتری دارند. مادامی که اقوال یا اعمال یک صوفی همچون سایر جریانات  به انکار یکی از ضروریات دین، مانند انکار نبوت، توحید، معاد، یا حلال شمردن حرام قطعی و حرام دانستن حلال قطعی نرسد و ۱- آگاهانه ۲- عمدا ۳- به میل خودش و اختیاری دچار مکفره ای نشده باشد، وی نیز در دایره اهل قبله قرار دارد.

    [مستند فقهی: غالب علمای اهل سنت، تصوف را یک بعد از ابعاد اسلامی می‌دانند و تنها با انحرافات غلوآمیز و خارج از شریعت مقابله کرده‌اند. امام غزالی در *احیاء علوم الدین* تصوف را با شریعت پیوند زده است.]

۳٫ نقد تعمیم‌های ناروا و لزوم انصاف در قضاوت

الف) پرهیز از تعمیم (قاعده الأکثر لا یأخذ حکم الکل):

در فقه اسلامی، قاعده‌ای وجود دارد که “الحکم للأکثر لا یأخذ حکم الکل” یعنی حکم اکثریت به کل جمعیت تعمیم داده نمی‌شود. نسبت دادن یک دیدگاه یا عمل خاص به “سلفیه” یا هر گروه بزرگی، بدون دلیل و مستند دقیق، خلاف اصول انصاف و واقعیت است. اختلاف نظر حتی در درون یک مکتب نیز وجود دارد و نباید همه را با یک چشم دید.

ب) اهمیت انصاف در برخورد با مسلمانان:

شریعت اسلام بر لزوم انصاف، عدل و پرهیز از ظلم و کینه‌توزی در برخورد با تمامی انسان‌ها، به‌ویژه مسلمانان، تأکید دارد. این شامل یادآوری خوبی‌ها و پرهیز از بزرگ‌نمایی خطاهاست. نادیده گرفتن حسنات یک گروه و تمرکز صرف بر نقایص، با روح تعالیم اسلامی در تضاد است.

[مستند فقهی: قرآن کریم: “یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى” (مائده/ ۸). همچنین احادیث نبوی متعدد در باب عدل و انصاف.]

بر این اساس و بر مبنای فقهی اهل سنت و جماعت:

۱٫ انتساب جمله مورد نظر به ابن تیمیه رحمه الله از نظر فقهی و تاریخی فاقد صحت است و باید از نشر آن پرهیز شود.

۲٫ شیعه و صوفیه، مادامی که به اصول بنیادین اسلام (شهادتین، توحید، نبوت، معاد) پایبند باشند و اصول خمسه را اعتقاد داشته باشند و ۱- آگاهانه ۲- عمدا ۳- به میل خودش و اختیاری دچار مکفره ای نشده باشند، در دایره اهل قبله قرار دارند و تکفیر آنان جایز نیست.

۳٫ پرهیز از تعمیم‌های ناروا و حفظ انصاف و عدل در برخورد با گروه‌های مختلف اسلامی، از اصول بنیادین شریعت است و برای حفظ وحدت و همبستگی امت اسلامی حیاتی است.

اهل قبله و اصول همزیستی اسلامی و انتسابات به ابن تیمیه رحمه الله در مورد تشیع در گرماگرم جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش(۱)

اهل قبله و اصول همزیستی اسلامی و انتسابات به ابن تیمیه رحمه الله در مورد تشیع در گرماگرم جنگ تحمیلی رمضان ۱۴۰۴ش (۱)

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

در شریعت اسلام، امانت‌داری در نقل قول، به‌ویژه از علمای بزرگ، اصلی اساسی است. همچنین، فهم صحیح مفهوم “اهل قبله” و مرزهای آن در فقه اسلامی، برای حفظ وحدت امت و پرهیز از تکفیر بی‌جا، از اهمیت حیاتی برخوردار است.

۱٫ بررسی و تحلیل انتساب جمله به ابن تیمیه رحمه الله:

الف) متن مورد ادعا:

“اگر مجوس، رافضی‌ها و یهودیان با یکدیگر بجنگند، خدا را شکر کن که مسلمانان را از شرّ آنها راحت کرده است و از خدا بخواه که فتنه تو در میان هیچ یک از آنها نباشد.”

ب) بررسی فقهی و مستند:

پس از بررسی دقیق و جامع در مجموعه‌آثار شیخ‌الاسلام ابن تیمیه، از جمله «مجموع الفتاوی»، «منهاج السنة النبویة» و دیگر کتب معتبر منسوب به ایشان، این جمله با این صیغه و محتوا یافت نشد. این سخن، علی‌الظاهر، از جمله انتسابات دروغین و نادرستی است که به ایشان نسبت داده شده و فاقد هرگونه سندیت معتبر است.

نکته فقهی (لزوم تثبت):

در اصول فقه و علم حدیث، قاعده “تثبت” و “توقف” بر نقل اقوال، به‌ویژه در مسائل حساس و مورد اختلاف، تأکید فراوان دارد. انتساب قول به عالمی بدون سند صحیح، جایز نیست و می‌تواند موجب اتهام و افترا گردد. بسیاری از علمای سلف، بر وجوب پرهیز از روایت سخنان دروغین و منسوب‌سازی باطل، حتی اگر قصد خیری هم در آن باشد، تأکید کرده‌اند.

مستند فقهی: این اصل در کتب اصول فقه و مصطلح الحدیث، مانند «الکفایة فی علم الروایة» خطیب بغدادی، «الجامع لأخلاق الراوی و آداب السامع» و دیگر کتب متقدم، به‌صراحت بیان شده است.

۲٫ تبیین فقهی مفهوم “اهل قبله” و شمول آن

الف) تعریف فقهی اهل قبله:

“اهل قبله” در اصطلاح فقها، به کسانی اطلاق می‌شود که به وحدانیت الله، نبوت پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم و معاد ایمان دارند و به سمت کعبه نماز می‌خوانند. این تعریف شامل تمام کسانی است که شهادتین (لا إله إلا الله، محمد رسول الله) را بر زبان جاری می‌کنند، حتی اگر در برخی فروع و تفسیر نصوص اختلاف نظر داشته باشند.

ب) حکم فقهی “پرهیز از تکفیر نابجای اهل قبله”:

از قواعد مشهور و مورد اتفاق جمهور فقها این است که “لا یُکَفَّرُ أحدٌ من أهل القبلة بذنبٍ، و لا بظنٍّ” (هیچ‌کس از اهل قبله به خاطر گناهی یا گمانی تکفیر نمی‌شود). این قاعده بیانگر آن است که تا زمانی که فردی ۱- آگاهانه ۲- عمدا ۳- به میل خودش و اختیاری دچار مکفره ای نشده باشد، در دایره اسلام باقی می‌ماند. اختلاف در اجتهاد و تفسیر، مادامی که به انکار یکی از ضروریات دین منجر نشود، موجب خروج از اسلام نیست.

مستند فقهی: این اصل در کتب عقاید و فقه اهل سنت و شیعه، از جمله «الفقه الأکبر» امام ابوحنیفه، «شرح العقیدة الطحاویه» و بسیاری از متون کلامی و فقهی دیگر به وضوح ذکر شده است. امام غزالی در «فیصل التفرقة بین الإسلام و الزندقة» بر پرهیز شدید از تکفیر تأکید دارد.]

خیانت به دارالاسلام ا.ا.افغانستان و فروش وطن توسط محمد محقق از مزدوران و خودفروختگان سابقه دار

خیانت به دارالاسلام ا.ا.افغانستان و فروش وطن توسط محمد محقق از مزدوران و خودفروختگان سابقه دار

به قلم: ابومحمود کندزی

سخنان منتسب به برخی شخصیت‌ها، از جمله آنچه اخیراً به محمد محقق نسبت داده شده مبنی بر به رسمیت شناختن خط دیورند به عنوان مرز رسمی با دارالکفر طاری پاکستان و واگذاری بخشی از دارالاسلام افغانستان، موضوعی بسیار حساس و دارای ابعاد شرعی، ملی و تاریخی عمیقی است. اینگونه اظهارات، در صورت صحت، نه تنها از منظر ملی‌گرایی که در بسیاری از جوامع اسلامی نیز جایگاه دارد، بلکه از دیدگاه شرع مقدس اسلام نیز قابل بررسی و نقد جدی است. این موضوع می‌تواند با اتهامات سنگینی چون خیانت به دارالاسلام، وطن‌فروشی و خودفروختگی همراه باشد، که در ادبیات دینی و انقلابی نیز به مزدوران و خائنان به امت اسلامی نسبت داده می‌شود.

۱. مفهوم دارالاسلام و حرمت اراضی مسلمانان:

از منظر فقه اسلامی، دارالاسلام به سرزمینی گفته می‌شود که احکام اسلام در آن جاری و مسلمانان در آنجا از امنیت برخوردار باشند. هر وجب از خاک دارالاسلام، دارای حرمت و قداست است و دفاع از آن بر مسلمانان واجب است. واگذاری بخشی از دارالاسلام به کفار (اعم از کفار اصلی یا کفارمرتد) عملی مذموم و در بسیاری از موارد، مصداق خیانت به امت اسلامی تلقی می‌شود.

  • اهمیت حفظ مرزها: در شریعت اسلام، حفظ مرزهای دارالاسلام (ثغور) و دفاع از آن در برابر تجاوز بیگانگان، از مهم‌ترین واجبات کفایی است. هرگونه تلاشی برای تضعیف این مرزها یا واگذاری آن به دشمنان، مصداق کوتاهی در این فریضه بزرگ است.
  • جایگاه افغانستان به عنوان دارالاسلام: افغانستان، به عنوان سرزمینی با قدمت طولانی اسلامی و مردمی متدین، هم اکنون که قانون اساسی آن بر اساس فقه یکی از مذاهب اسلامی است دارالاسلام محسوب می‌شود. هرگونه ادعایی که منجر به از دست رفتن بخش‌هایی از این سرزمین به نفع بیگانگان شود، از دیدگاه شرعی، محل اشکال جدی است.
  • موضع فقه اهل سنت و جماعت: فقهای اهل سنت و جماعت، از جمله ائمه احناف، همواره بر وجوب حفظ مرزهای دارالاسلام و مقابله با هرگونه تعدی به آن تأکید کرده‌اند. حتی در دوران ضعف و انحطاط نیز، فتوای جهاد برای دفاع از اراضی اسلامی صادر شده است. واگذاری اراضی، تنها در شرایط اضطرار و اکراه شدید و با نظر ولی امر مسلمین و شورای مجتهدین و به منظور دفع ضرر بزرگتر، آن هم با کمترین آسیب، ممکن است جایز شمرده شود. اما این موضوع نیز با بحث و بررسی دقیق همراه است.

۲. خیانت به امت و وطن در نگاه اسلام:

تعاریف خیانت در اسلام بسیار گسترده است و شامل هرگونه عملی می‌شود که به تضعیف دین، امت، یا سرزمین اسلامی بینجامد. همکاری با دشمنان اسلام علیه مسلمانان، فروش اطلاعات، تضعیف روحیه جهادی، و واگذاری اراضی مسلمانان، همگی از مصادیق بارز خیانت هستند.

  • قرآن کریم: آیاتی در قرآن کریم، از جمله سوره نساء آیه ۱۰۵، مسلمانان را از خیانت بر حذر می‌دارد و بر رعایت امانت و صداقت تأکید می‌کند. خیانت به امت و وطن، از بزرگترین نوع خیانت‌هاست.
  • سنت نبوی: رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز در احادیث متعدد، مسلمانان را از همکاری با دشمنان و تضعیف امت اسلامی منع کرده‌اند.
  • مقایسه با مزدوران: همانطور که اشاره شد، اشخاصی که به خاطر منافع شخصی یا با تبعیت از قدرت‌های خارجی، به ضرر امت و وطن خود عمل می‌کنند، در ادبیات اسلامی به مزدوران و خودفروختگان نام برده می‌شوند. این افراد، صرف نظر از ادعاهایشان، در حقیقت در خدمت اربابان خود هستند و نه در خدمت دین و امت. این رویکرد را می‌توان در تاریخ اسلام و معاصر، در مورد کسانی که با کفار بر علیه مسلمانان همدست شده‌اند، مشاهده کرد.

 3- خائنین  و اشتراکات رفتاری:

تجربه تاریخی نشان می‌دهد که خائنین، فارغ از موقعیت جغرافیایی یا ایدئولوژیکی، دارای خلق و خو و رویکردهای مشترکی هستند:

  • اطاعت از اربابان خارجی: مهم‌ترین ویژگی این افراد، تابعیت و اطاعت از قدرت‌های خارجی است، حتی اگر این تبعیت به ضرر ملت و امت خودشان باشد.
  •  مقدم دانستن منافع شخصی بر منافع ملی و دینی: سود شخصی، قدرت طلبی، و بقای سیاسی، محرک اصلی اعمال این افراد است.
  •  توجیه خیانت با شعارهای فریبنده: معمولاً این افراد تلاش می‌کنند اعمال خود را با شعارهایی فریبنده مانند  صلح، توسعه”، یا واقع‌گرایی سیاسی توجیه کنند، در حالی که در حقیقت به تضعیف ملت خود مشغولند.
  • انکار هویت دینی و ملی: این افراد معمولاً با نادیده گرفتن هویت دینی و ملی، به دنبال ادغام یا تابعیت از مدل‌های غربی یا شرقی هستند.

۴. موضع امارت اسلامی افغانستان در قبال دیورند:

لازم به ذکر است که امارت اسلامی افغانستان، به عنوان یک نهاد حاکم و مدعی نمایندگی ملت افغانستان، موضعی کاملاً مخالف با به رسمیت شناختن خط دیورند به عنوان مرز بین‌المللی داشته و آن را یک خط تحمیلی و غیررسمی می‌داند. هرگونه اظهار نظر یا اقدام فردی که در تضاد با این موضع ملی و شرعی باشد، می‌تواند به عنوان خیانت تلقی شود.

بر این اساس می توانیم بگوئیم اظهاراتی که منجر به واگذاری بخشی از دارالاسلام افغانستان و به رسمیت شناختن مرزی تحمیلی به نفع بیگانگان شود، از دیدگاه شرعی، ملی و تاریخی به شدت مذموم است. اینگونه اقدامات، نه تنها به دارالاسلام افغانستان ضربه می‌زند، بلکه تیشه به ریشه وحدت و اقتدار امت اسلامی نیز می‌زند.

 مسلمانان و به ویژه مسئولین، باید با هوشیاری کامل، در برابر هرگونه تلاشی برای تضعیف مرزها و اراضی اسلامی ایستادگی کرده و دست خائنین و خودفروختگان را از دامن امت اسلامی کوتاه کنند. تفاوت نمی‌کند که این خیانت در کجای جهان و توسط چه کسی صورت گیرد، ماهیت آن همیشه یکی است: فروش دین، ملت و وطن برای منافع حقیر و زودگذر.

محمد محقق و خیانت به خاک افغانستان درباره خط دیورند و تبعات آن

محمد محقق و خیانت به خاک افغانستان درباره خط دیورند و تبعات آن

به قلم: ابوهاجر خان آبادی

سخنان خائنانه ی محمد محقق در مورد به رسمیت شناختن خط دیورند به عنوان مرزی رسمی با پاکستان و چشم‌پوشی از ادعاهای تاریخی و ملی افغانستان در این خصوص، با واکنش‌های جدی و انتقادات عمیقی روبرو شده است که  به معنای پذیرش یکجانبه این خط مرزی است و می‌توانند تبعات سنگینی در ابعاد شرعی، ملی و تاریخی برای افغانستان به دنبال داشته باشند.

از منظر فقه اسلامی، حفظ تمامیت ارضی دارالاسلام و دفاع از مرزهای آن در برابر هرگونه تحدید و تضییع، از اوجب واجبات شمرده می‌شود. افغانستان، به عنوان یک دارالاسلام، دارای تاریخی طولانی و مردمی متدین است که همواره بر حفظ استقلال و مرزهای خود تأکید داشته‌اند. پذیرش خط دیورند، که یک مرز تحمیلی و استعماری تلقی می‌شود، به معنای چشم‌پوشی از بخشی از هویت و خاک اسلامی این سرزمین است. چنین اقدامی، می‌تواند به عنوان نقض آشکار اصل «حفظ دارالاسلام» و تضعیف شوکت و اقتدار مسلمانان در منطقه قلمداد شود.

خط دیورند از زمان تحمیل آن در دوران استعمار بریتانیا، هرگز مورد پذیرش ملت و دولت‌های افغانستان قرار نگرفته است. این خط، نه تنها بر خلاف اراده مردم، بلکه با تقسیم جغرافیایی پشتون‌ها و سایر اقوام، به عامل تفرقه و بی‌ثباتی در منطقه تبدیل شده است. هرگونه اظهار نظری که به رسمیت شناختن این خط منجر شود، به معنای نادیده گرفتن مبارزات طولانی ملت افغانستان برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی خود و دهن‌کجی به تاریخ و هویت ملی این سرزمین است.

اینگونه اظهارات، به جای تقویت موضع ملی افغانستان در قبال یک مسئله حیاتی، به تضعیف آن می‌انجامد و می‌تواند در راستای منافع قدرت‌های خارجی و همسایه (پاکستان) که همواره به دنبال مشروعیت بخشیدن به این خط بوده‌اند، تفسیر شود. همکاری با اینگونه دیدگاه‌ها، در نهایت به خدمت به «اربابان» یا قدرت‌هایی منجر می‌شود که منافع خود را بر منافع ملت افغانستان ترجیح می‌دهند. این امر، یادآور رفتارهای کسانی است که در طول تاریخ، با تکیه بر حمایت‌های خارجی، به جای دفاع از ملت خود، به دنبال منافع شخصی یا گروهی بوده‌اند.

در ادبیات ملی و انقلابی، هرگونه اقدامی که منجر به واگذاری یا تضعیف حاکمیت ملی بر سرزمین شود و در خدمت منافع بیگانگان قرار گیرد، به شدت محکوم بوده و به عنوان خیانت به وطن و خودفروختگی تلقی می‌گردد. چنین اظهاراتی، می‌تواند به مثابه تیشه زدن به ریشه‌های استقلال و عزت افغانستان باشد و به همین دلیل، با انتقادات شدید از سوی نیروهای ملی‌گرا و دلسوزان این سرزمین روبرو می‌شود.

اینگونه موضع‌گیری‌ها نه تنها از نظر شرعی و ملی غیرقابل قبول است، بلکه می‌تواند نام افرادی که چنین رویکردی دارند را در کنار خائنین و وطن‌فروشان در صفحات تاریخ ثبت کند.

وظیفه هر افغانستانی و هر مسلمانی، دفاع از کیان دارالاسلام و تمامیت ارضی کشور و مقاومت در برابر هرگونه تلاش برای تضعیف آن است.

نماینده رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران در شورای عالی امنیت ملی: وحدت حول کلمه توحید و ولایت مجهتد راهکار پیروزی ملت ایران

نماینده رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران در شورای عالی امنیت ملی: وحدت حول کلمه توحید و ولایت مجهتد راهکار پیروزی ملت ایران

دکتر سعید جلیلی نماینده رهبر انقلاب اسلامی و دارالاسلام ایران در شورای عالی امنیت ملی بر لزوم حفظ وحدت حول محور توحید و ولایت مجتهد(فقیه) در شرایط کنونی کشور تاکید کرد و طی پیامی گفت:

بسم الله الرحمن الرحیم
وحدت آحاد ملت همراه قوای سه‌گانه و سایر ارکان نظام حول کلمه توحید با پیروی از ولایت فقیه، نه تنها شکست دشمن بلکه پیشرفت کشور و غلبه بر مشکلات را به حول و قوه الهی به دنبال دارد.

در این مسیر خداوند ما را قدردان نعمت ولایت و ملت مبعوث قرار دهد.

سعید جلیلی ۱۴۰۵/۰۲/۰۴

روشنگری پیرامون خط دیورند، و خیانت به دارالاسلام ا.ا.فغانستان و هوشیاری در برابر مزدوران و خودفروختگان

روشنگری پیرامون خط دیورند، و خیانت به دارالاسلام ا.ا.فغانستان و هوشیاری در برابر مزدوران و خودفروختگان

به قلم: فضل احمد هراتی

سخنان منتسب به برخی شخصیت‌های خائن به دین و ملت افغانستان، از جمله آنچه اخیراً به محمد محقق نسبت داده شده مبنی بر به رسمیت شناختن خط دیورند به عنوان مرز رسمی با پاکستان و واگذاری بخشی از سرزمین دارالاسلام افغانستان، از موضوعاتی است که با حساسیت و خشم عمیق افکار عمومی و نخبگان ملی و دینی مواجه شده است. اینگونه اظهارات، در صورت صحت و بیانگر موضع رسمی باشد، نه تنها از منظر ملی‌گرایی که هر وجب از خاک وطن را مقدس می‌داند، بلکه از دیدگاه شریعت مقدس اسلام نیز قابل نقد جدی و محکومیت است. این موضع‌گیری‌ها می‌تواند با اتهامات سنگین خیانت به دارالاسلام، وطن‌فروشی و خودفروختگی همراه باشد که در ادبیات دینی و انقلابی به خائنان و مزدوران امت اسلامی نسبت داده می‌شود.

۱. خط دیورند، دارالاسلام افغانستان و تضعیف کیان امت

خط دیورند، یادگار دوران استعمار بریتانیا، از همان ابتدا نه تنها مورد پذیرش ملت و دولت‌های افغانستان نبوده، بلکه همواره به عنوان یک خط تحمیلی و غیرمشروع شناخته شده است. این خط، که به طور مصنوعی پیکره یک ملت و سرزمین را از هم جدا کرده، هرگز مشروعیت حقوقی و مردمی نیافته است.

• حرمت دارالاسلام: از منظر فقه اسلامی، دارالاسلام سرزمینی است که احکام اسلام در آن جاری و مسلمانان در آنجا از امنیت برخوردارند. هرگونه تضییع، واگذاری یا به رسمیت شناختن خطوط مرزی تحمیلی که به جدایی بخش‌هایی از این دارالاسلام و افتادن آن به دست بیگانگان یا تضعیف حاکمیت مسلمانان منجر شود، عملی مذموم و در بسیاری از موارد مصداق خیانت به امت اسلامی است. افغانستان با سابقه درخشان اسلامی و هویت دینی عمیق مردمش، یک دارالاسلام محسوب می‌شود و دفاع از تمامیت ارضی آن، وظیفه‌ای شرعی و ملی است.

• موضع ملی و تاریخی: در طول تاریخ، مجاهدت‌ها و قربانی‌های فراوانی برای حفظ یکپارچگی افغانستان و عدم پذیرش خط دیورند صورت گرفته است. هرگونه اظهار نظری که این خط را به رسمیت بشناسد، به معنای نادیده گرفتن این تاریخ پرفراز و نشیب و زیر پا گذاشتن آرمان‌های ملی است.

۲. خیانت به آرمان‌های ملی و دینی و همسویی با منافع بیگانه

مفهوم خیانت در اسلام و ادبیات ملی، بسیار گسترده است و شامل هرگونه عملی می‌شود که به تضعیف دین، امت، یا سرزمین اسلامی بینجامد. همکاری با قدرت‌های خارجی علیه منافع ملی و دینی، فروش اطلاعات، تضعیف روحیه مردم، و واگذاری اراضی مسلمانان، از مصادیق بارز خیانت هستند.

• خدمت به منافع بیگانه: زمانی که یک شخصیت سیاسی یا اجتماعی، به جای دفاع از منافع ملت و سرزمین خود، مواضعی اتخاذ می‌کند که مستقیماً در راستای منافع قدرت‌های خارجی و همسایگان متخاصم قرار می‌گیرد، این اقدام به مثابه خدمت به اربابان و بیگانگان تلقی می‌شود. این رویکرد، یادآور افرادی است که در طول تاریخ، با تکیه بر حمایت‌های بیرونی، به جای دفاع از ملت خود، به دنبال منافع شخصی یا گروهی بوده‌اند.

• تضعیف امارت اسلامی افغانستان: در شرایطی که امارت اسلامی افغانستان موضع روشنی در قبال عدم به رسمیت شناختن خط دیورند دارد، هرگونه اظهار نظری که به نفع پاکستان باشد، نه تنها به تضعیف موضع ملی افغانستان می‌انجامد، بلکه در راستای سیاست‌های تفرقه‌افکنانه و توسعه‌طلبانه برخی همسایگان قابل تفسیر است. اینگونه رویکردها شباهت‌هایی به رفتارهای دیگرانی دارد که متهم به خدمت به منافع خارجی شده‌اند و هدفشان تضعیف دولت مرکزی و ایجاد بی‌ثباتی است.

تجربه تاریخی در جوامع اسلامی و سایر ملت‌ها نشان می‌دهد که خائنین و خودفروختگان، فارغ از موقعیت جغرافیایی یا ایدئولوژیکی، دارای خلق و خو و رویکردهای مشترکی هستند که باید مورد روشنگری قرار گیرند:

• اولویت منافع شخصی و گروهی: این افراد معمولاً منافع شخصی، قدرت‌طلبی، یا بقای سیاسی خود را بر منافع ملی و دینی ترجیح می‌دهند.

• وابستگی به بیگانگان: مهم‌ترین ویژگی، تبعیت و اطاعت از قدرت‌های خارجی است، حتی اگر این تبعیت به ضرر ملت و امت خودشان باشد. این وابستگی، می‌تواند در اشکال مختلف سیاسی، مالی یا رسانه‌ای نمود یابد.

• توجیه خیانت با شعارهای فریبنده: اغلب این افراد تلاش می‌کنند اعمال خود را با شعارهایی فریبنده مانند صلح، توسعه، واقع‌گرایی سیاسی یا همه شمولی و دموکراسی توجیه کنند، در حالی که در حقیقت به تضعیف ملت خود مشغولند.

• تغییر مواضع اصولی: این اشخاص ممکن است مواضع اصولی و ثابت خود را به خاطر تطابق با خواسته‌های اربابان خارجی تغییر دهند و از ارزش‌های ملی و دینی خود دست بکشند.

• تفرقه افکنی: هدف آن‌ها غالباً ایجاد شکاف و تفرقه در صفوف ملت و میان اقوام مختلف است تا از این طریق، منافع بیگانگان را تأمین کنند.

• فقدان غیرت ملی و دینی: اصلی‌ترین وجه اینگونه افراد، فقدان غیرت و تعصب برای دین و میهن و عدم احساس مسئولیت در قبال آرمان‌های ملی است.

ما باید همواره از ملحق شدن سرزمین‌های اسلامی و استرداد حقوق تاریخی و ارضی ملت‌ها حمایت کنیم. خط دیورند نیز از این قاعده مستثنی نیست و باید با به رسمیت نشناختن آن، از بازگشت و پیوستن مجدد مناطق جدا شده به سرزمین اصلی افغانستان حمایت شود. این یک اصل است که تقسیمات استعماری و تحمیلی باید باطل شمرده شوند و وحدت امت و سرزمین‌های اسلامی باید اعاده گردد. هرگونه اظهار نظر در جهت به رسمیت شناختن این خط، محکوم است.

بر این اساس، اظهاراتی که منجر به واگذاری یا مشروعیت بخشیدن به خطوط مرزی تحمیلی در دارالاسلام افغانستان شود، از دیدگاه شرعی، ملی و تاریخی به شدت محکوم است. اینگونه اقدامات، نه تنها به کیان دارالاسلام افغانستان ضربه می‌زند، بلکه تیشه به ریشه وحدت و اقتدار امت اسلامی نیز می‌زند.

مسلمانان و به ویژه مسئولین، باید با هوشیاری کامل، در برابر هرگونه تلاشی برای تضعیف مرزها و اراضی اسلامی ایستادگی کرده و دست خائنین و خودفروختگان را از دامن امت اسلامی کوتاه کنند. تفاوت نمی‌کند که این خیانت در کجای جهان و توسط چه کسی صورت گیرد؛ ماهیت آن همیشه یکی است: فروش دین، ملت و وطن برای منافع حقیر و زودگذر.

هوشیاری ملت‌ها در برابر اینگونه افراد و افشای چهره واقعی آن‌ها، ضامن بقا و عزت دارالاسلام است.

جولانی و شیوخ پیرو او از ممنوعیت موسیقی تا نادیده گرفتن اهداف جهاد و انقلاب

جولانی و شیوخ پیرو او از ممنوعیت موسیقی تا نادیده گرفتن اهداف جهاد و انقلاب

به قلم: کارزان شکاک

از همان ابتدا و در جنگهائی که گروههای خائن و جاسوسی چون باند جولانی بر تنظیم دولة در سوریه تحمیل کردند و از همان ابتدا دیدیم که همین باند جولانی با مرتدین حزب کارگران اوجالان ( PKK-PYDقسد) جبهه ای مشترک بر علیه تنظیم دولة به وجود آوردند تا به اینجا رسیده اند که رسماً و آشکارا به تحالف تحت پرچم آمریکا جهت جنگ با تمام دشمنان آمریکا و غربی ها و صهیونیستها پیوسته اند و مرتدین ( PKK-PYDقسد) با باند جولانی هم صف و هم جبهه ی و متحد و یکی و برادران آشکار شده اند، میزان خیانت و جنایت این باند خائن به تدریج برای همگان روشن شده است هر چند که در همان ابتدا چهره ی این مرتدین برای حکمای اهل دعوت و جهاد روشن و واضح بود.  

این انحراف در نهایت به نتیجه ای رسید که همه انتضارش را داشتیم: تولید صهیونیست عرب دیگری در سوریه و پرورش مزدوری جهت حفظ منافع آمریکا و غرب در سوریه.

بر این اساس و به تدریج حیطه ی فاعلیت مریدان و باند این جریان خائن نیز تغییر پیدا کرد و در برهه‌ای که چشمان جهان اسلام به ظلم بی‌امان اشغالگران و مظلومیت مردمان تحت ستم دوخته شده است، شاهد ظهور و تداوم رویکردهایی هستیم که بیش از آنکه مرهمی بر زخم‌ها باشند، خود به عاملی برای تفرقه و انحراف تبدیل شده‌اند.

شیوخ دین‌فروش که تحت لوای جولانی فعالیت می‌کنند، امروز بیش از آنکه به مقابله با دشمنان اصلی امت اسلام بپردازند، تمام توان و وقت خود را صرف امر و نهی مردم از موسیقی و دخالت در آداب شخصی و مسائل جزئی زندگی خصوصی آنان کرده‌اند. در حالی که جهان اسلام و به ویژه مردم سوریه، قربانی توطئه‌های بین‌المللی و تجاوزات خارجی هستند، این جریان به جای بسیج امکانات برای مقابله با اشغالگران کافر محارب آمریکائی – صهیونی، به وضع قوانین سفت و سخت در مورد لذت‌های مشروع و سلیقه‌های فردی مشغول است.

آنچه بیش از همه جای تأمل دارد، سکوت و بی‌تفاوتی محض این جریان نسبت به اشغالگران آمریکا و رژیم صهیونیستی است. در شرایطی که آرمان فلسطین در معرض بزرگترین تهدیدات قرار دارد و مردم مظلوم غزه، هر روز زیر بمباران و محاصره، در خون خود غوطه می‌خورند، هیچ خبری از موضع‌گیری قاطع، حمایت عملی یا حتی محکومیت جدی از سوی این شیوخ و رهبران نیست. این بی‌عملی، این شبهه را تقویت می‌کند که گویا آرمان مقدس فلسطین و سرنوشت مظلومان غزه، به راحتی به آمریکا و صهیونیست‌ها فروخته شده است.

این رویکرد نه تنها نشان‌دهنده اولویت‌های وارونه و گمراهی از مسیر اصلی مبارزه است، بلکه با فداکاری‌ها و خون‌هایی که برای آزادی و عزت ریخته شده، در تناقض آشکار قرار دارد.

 وقتی ده سال از عمر و خون یک انقلاب برای رسیدن به اهدافی والا صرف می‌شود و در نهایت شاهد بازگشت به نقطه صفر و تکرار همان الگوهای حکومتی هستیم که هدف اعتراض بودند، این سوال مطرح می‌شود که گناه مهاجرین و انصارسوریه و عموم مردم این سرزمین چیست که باید تاوان چنین تجربه‌های بی‌ثمر و پرهزینه‌ای را بپردازند.

 اگر قرار بر این بود که پایان کار چنین باشد، قطعا از بسیاری فداکاری‌ها، خون‌ها و مجازات‌ها جلوگیری می‌شد و سرنوشت مردم جور دیگری رقم می‌خورد اما ثمره ی جهاد فی سبیل آمریکا و ناتو چیزی جز این نیست و در هر سرزمینی و در هر تاریخی پیاده شود نتیجه یکی است.