حکام عربی که امروز در معرض حملات دارالاسلام ایران هستند از نگاه الشیخ اسامه بن لادن تقبله الله

حکام عربی که امروز در معرض حملات دارالاسلام ایران هستند از نگاه الشیخ اسامه بن لادن تقبله الله

به قلم: صلاح الدین مجاهد

اگر امروزه دارالاسلام ایران هماهنگ با حمله به رژیم صهیونیستی و پایگاه‌های آمریکا به منافع اقتصادی آمریکا نزد مزدوران آنها نیز حمله می‌کند بلید چرائی آنرا از زبان اهل دعوت و جهات متوجه شویم.

به نظر می رسد لازم است اهل سنت و جماعت واقعیت این خائنین را از زبان شیخ اسامه بن لادن تقبله الله بشناسند قبل از آنکه رسانه های این خائنین با مکر و حیله و غوغاسلاری و مظلومیت نمایی چیز دیگری به خوردشان بدهند.

شیخ اسامه بن لادن تقبله الله می گوید:

” حقیقت تلخ این است که سرزمین های ما از داخل اشغال شده است و صهیونیست های عرب که حکام منطقه و وکلای دشمنان هستند و جندی های آنان ما را از نصرت مظلومین منع می کنند.
اگر این مسئله را متوجه نشویم که سرزمین های ما به نفع حکام و موکلان آن اشغال شده است و ارتش ها هم به آنها کمک می کنند. این مسئله خیلی مهم و خطرناک است.
در مقدمه این افراد هم علمای سو قرار دارند و اعلامی هایی را که مزدور خودشان کرده اند.
این افراد امت را به ضلالات کشیده اند و روح هزیمت را در میان آنها نشر داده اند و امت را به طریق مختلف رام کرده اند تا در پشت این حکام حرکت کنند.
این افراد اداره مردم و ارداده آنها را در دست گرفته اند و به این شکل امت عاجز گرفتن امور در دست خودش است و نمی تواند بدون حکام کاری کند.
اگر این مسئله را درک نکنیم و نتوانیم حقیقت این افراد را کشف کنیم هرگز نمی توانیم فلسطین را آزاد کنیم و همواره در دایره بسته ای باقی می مانیم.”

نبرد سرنوشت ساز رمضان ۱۴۰۴ش ایران در برابر کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی ترازوئی برای سنجش ایمان اسلامی (۲)

نبرد سرنوشت ساز رمضان ۱۴۰۴ش ایران در برابر کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی ترازوئی برای سنجش ایمان اسلامی (۲)

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی   

عده ای از منافقین آشکار شده و مرتد در شبکه های ماهواره ای چون کلمه و … و یا در فضای مجازی و حقیقی با سوء استفاده از جهالت مردم عوام اهل سنت و جماعت به سیره ی عملی و عقیدتی ائمه ی مذاهب اسلامی و بزرگان دیگری از میان اهل سنت و جماعت چون ابن تیمیه و ابن قیم و ابن کثیر و عزبن عبدالسلام و … در برابر حاکمیتهای موجود ی که مخالف فکر و فقه آنها بودند اما مورد تهاجم مرتدین داخل یو کفار محارب اشغالگر خارجی قرار گرفته بودند، سعی دارند اختلافات فقهی مذاهب حنفی و شافعی و … با مذهب شیعه ی ۱۲ امامی و. یا نارسائیهای مدیریتی را بهانه ای جهت کشاندن مسلمین به «جبهه»ی کفار محارب و اشغالگر و یا حداقل، بی طرف و تماشاچی کردن آنها نمایند؛ یعنی اگر موفق شدند این مسلمین را «مرتد» کنند و اگر موفق نشدند در کمترین حالت آنها را به گروه «منافقین» سوق دهند. پناه بر الله از چنین فتنه ی بزرگی.

عده ای از این سربازان بخش جنگ روانی «جبهه»ی کفار محارب سعی دارند «اهل قبله» را به بهای لبخند این کفار محارب، تکفیر کنند.

تکفیر اینها در کمترین حالتش این است که ابتدا با تعریف «لفظی» نه «شرعی» که از «مشرکین» می کنند شیعیان را ظالمانه وارد گروه «مشرکین» می کنند و بعد که موفق به طی کردن این مرحله شدند می گویند در شرع «مشرکین» کافر هستند و هر کسی آنها را کافر نداند خودش کافر می شود؛ و به همین سادگی شیعیان را تکفیر می کنند، البته با همین دغلبازی اکثریت مطلق اهل سنت و جماعت را نیز به جرم صوفی و … بودن تکفیر می کنند!

از این سربازان بخش جنگ روانی جبهه ی کفار محارب خارجی و گروه منافقین داخلی باید پرسید: شما که دم از پیروی ائمه سلف می‌زنید، به ما پاسخ دهید: کدام‌یک از امامان بزرگوار ما (ابوحنیفه، مالک، شافعی و احمد بن حنبل) شیعه و اهل تصوف را به‌طور مطلق از ربقه اسلام خارج دانسته‌اند؟ اصیل‌ترین قاعده منهجیِ اهل‌سنت این است: «لا نُکفِّرُ أحداً مِن أهلِ القِبلة بِذَنبٍ» ما هیچ‌یک از اهل قبله را به سبب گناه یا اجتهاد خطا، تکفیر نمی‌کنیم.

ائمه ی اهل سنت و جماعت حتی در سخت‌ترین شرایط، از تکفیر منسوبین به قبله ابا داشتند. شیعه ۱۲ امامی و زیدی، هرچند در نگاه شما دارای اخلافات عقیدتی یا فقهی باشند، اما «مسلمان» هستند؛ شهادتین می‌گویند، نماز می‌گزارند و کعبه را قبله خود می‌دانند و تمام ائمه ی مذاهب اسلامی و سایر بزرگانی چون ابن تیمه و ابن قیم و ابن کثیر و غیره آنها را مذهبی اسلامی مثل سایر مذاهب اسلامی محسوب کرده اند. چگونه است که اختلافات درون‌ فقهی ما، شما را به جایی رسانده که برادر مسلمان خود را (که در حال نبرد با کافر محارب و اشغالگر خارجی است) دشمن بپندارید، اما صهیونیست سکولار نجس و آمریکای سکولار نجس متجاوز را «متحد» یا «شریک» ببینید؟ این کدام مذهب است؟ قطعاً مذهب ائمه چهارگانه نیست.

اگر شناخت دقیقی از دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان ندارید همین سوره مبارکه «روم» درس بزرگ دشمن‌شناسی است که رد دوران مکی نازل شد. یعنی مومنین قبل از دهها حکم دیگر که در مدینه نازل شدند بر دشمن شناسی شرعی و درجه بندی شرعی دشمنان آگاهی داشتند و این اولویت اصلی مومنین است.

در سوره ی روم، و در مکه مسلمانان صدر اسلام از پیروزیِ رومیان اهل کتاب بر مجوسیان شبه اهل کتاب شادمان شدند، چون قرابت فکری بیشتری با آن‌ها داشتند. کفار مشرک (سکولار) قریش هم از پیروزی کفار شبه اهل کتاب مجوس خوشحال بودند چون اینها به آنها نزدیکتر بودند.

 امروز در نبرد میان ایران مسلمان (شیعه) و جبهه کفر جهانی (آمریکا و اسرائیل)، بر اساس کدام منطق قرآنی در صف باطل ایستاده‌اید در حالی که بر اساس منهج تمام مذاهب اسلامی قاعده بر این این است که «از هر مسلمانی بر علیه هر کافر محاربی حمایت می کنیم»؟

علاوه بر این، در فقه اهل‌سنت، قاعده‌ای به نام «دفع عدوّ صائل» (دشمن متجاوز روبروی ما) وجود دارد. وقتی کافر حربی به بلاد مسلمین حمله می‌کند، بر تمام امت واجب است که در برابر او بایستند. ابن تیمیه  تصریح می‌کند که حتی اگر گروهی از مسلمانان دارای بدعت باشند، اما در حال نبرد با کفار اصلی (مثل تاتارهای سکولار(مشرک) یا صلیبیون) باشند، حمایت از آن‌ها در برابر کفر محض، واجب شرعی است. پس شما با چه مجوزی، در رسانه‌ها و تریبون‌های خود، پیروزی کفر را آرزو می‌کنید؟ آیا نمی‌بینید که سکولارها و مشرکان نوین امروز، همچون مشرکان قریش، مشوق جبهه آمریکائی – صهیونی علیه جبهه مسلمین هستند؟

ما مومنین اهل دعوت و جهاد به شما مدعیان می‌گوییم: اگر پیرو سوره روم و منهج صحیح اهل سنت و جماعت هستید، باید از پیروزیِ هر منسوب به اسلام بر جبهه کفار محارب شادمان باشید. اگر پیرو ائمه چهارگانه هستید، باید حرمت خون و آبروی «اهل قبله» را حفظ کنید. و اگر پیرو سنت رسول‌الله صلی الله علیه وسلم هستید، باید بدانید که «المُؤمِنُ لِلمُؤمِنِ كَالبُنیانِ یَشُدُّ بَعضُهُ بَعضاً» مؤمنان همچون اجزای یک بنا هستند که یکدیگر را نگاه می‌دارند.

پس جایگاه شما در این جنگ، عیار ایمان اسلامی شماست. یا در کنار قدس و مدافعان مسلمان آن و دارالاسلام ایران و مومنین اهل دعوت و جهاد جهان می‌ایستید، یا در کنار قاتلان پیامبران و اشغالگران کافر حربی آمریکائی – صهیونی. راه سومی وجود ندارد. از نفاق دست بردارید و به آغوش امت واحده اسلام بازگردید، پیش از آنکه تاریخ و آیندگان، نام شما را در کنار «خائنان به اهل قبله» ثبت کنند.

نبرد سرنوشت ساز رمضان ۱۴۰۴ش ایران در برابر کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی ترازوئی برای سنجش ایمان اسلامی (۱)

نبرد سرنوشت ساز رمضان ۱۴۰۴ش ایران در برابر کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی ترازوئی برای سنجش ایمان اسلامی (۱)

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی   

اگر به رسانه های کفار در ماهواره ها و فضای مجازی نیز نگاه کنیم متوجه می شویم که در مورد جنگ کنونی رمشان ۱۴۰۴ش می گویند تهاجم آمریکا و اسرائیل بر ایران.

البته خود ما نیز می دانیم که این آمریکا و صهیونیستها بودند که جنگ را به بهانه ی الکی سلاح هسته ای بر ایران تحمیل کردند و از رهبریت آن گرفته تا کودکان دبستانی میناب را به قتل رساند.

شما در مسخره بودن بهانه ی این کفار محارب آمریکائی – صهیونی همین کافی است که نگاه کنید:

ترامپ سگ زرد آمریکائی در جنگ ۱۲ روزه اعلام کرد ما تمام تجهیزات و امکانات تولید سلاح هسته ای ایران را نابود کردیم و تا چندین دهه توان برگشت به قبل از حمله ی ما را ندارد، اما این بار هم باز به دلیل تلاش ایران برای تولید سلاح هسته ای به ایران حمله کرد!

یکی از سناتورهای آمریکائی پرسیده بود که تو که قبلا گفتی همه چیز را نابود کردی و…!

البته در قضیه مدرسه میناب هم با آنکه نوع موشک آمریکائی مشخص شد و تمام دلایل این را ثابت می کرد باز این سگ زرد در برابر تمام دنیا دروغ گفت.

با همین دروغها به عراق و لیبی و امارت اسلامی افغانستان و … حمله کردند و بعد از آنهمه کشتار از مسلمین تمام نهادهای بین المللی هم اعلام کردند که بر اساس دروغ به این کشورها حمله شده و…

هم اکنون و در جنگ رمضان ۱۴۰۴ش که ما شاهد جنگ تحمیلی آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران هستیم و غبار فتنه‌ها و موج بی سابقه ی تبلیغی تشخیص حق از باطل را برای سست‌عنصران دشوار کرده است، بازگشت به اصول قطعی اسلام و سیره ائمه ی مذاهب اسلامی تنها راه نجات برای کسانی است که مدعی «اهل‌سنت و جماعت» بودن هستند اما در میدان عمل، آگاهانه یا ناآگاهانه در جبهه آمریکائی – صهیونی و مرتدین سکولار داخلی ایستاده‌اند.

همه می دانیم که آمریکا و صهیونیستها کافر حربی مهاجم بر سرزمین اسلامی ایران هستند که سابقه ی اشغالگری آنها در سایر سرزمینهای اسلامی نیز بر کسی پوشیده نیست؛ آیا کسی پیدا می شود در کافر حربی بودن آمریکا و صهیونیستها شک داشته باشد؟

این کفار محارب هم با آنکه یکی (آمریکا) از میان نصرانی ها (مسیحی ها) قدرت گرفته و دیگری از میان یهودی های نژادپرست( رژیم صهیونیستی) اعلام موجودیت کرده اما هر دو «سکولار»( به زبان عربی سکولار = مشرک) هستند.

الله تعالی در قرآن به صراحت اعلام کرده است که یهودی ها و سکولاریستها(مشرکین) را دشمنان شماره یک و سرسخت ترین دشمنان ما معرفی کرده است و می فرماید:«لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُو» (مائده/۸۲).

باز می پرسیم آیا کسی که خود را مسلمان می‌نامد، می‌تواند در کفافر بودن رژیم سکولاریستی صهیونیستی که قبله اول مسلمین را غصب کرده و خون هزاران کودک را مباح شمرده، شک کند؟ آیا در کافر بودن دولت سکولاریستی آمریکا که «سر افعی» و ریشه اصلی تمام فتنه‌ها و اشغالگری‌ها در خاورمیانه و آفریقا و شرق اسلامی و بسیاری دیگر از بلاد مسلمین است، تردیدی رواست؟

 از منظر فقهی تمام مذاهب اسلامی، این‌ها «کافر محارب» هستند؛ یعنی کسانی که با اسلام و مسلمین در حال جنگ‌اند. بر اساس اجماع فقهای چهارگانه اهل‌سنت، هرگونه همکاری، همدلی و یا تقویت جبهه کافر حربی علیه هر گروهی از مسلمانان، نه تنها گناه کبیره، بلکه بر اساس قاعده «مُظاهرةُ الکُفّار علی المسلمین»، از نواقض ایمان و موجبات خروج از ملت اسلام است.

پس، اگر می بینید که امام احمد بن حنبل رحمه الله که به مدت ۱۵ سال در زندان حاکمیت معتزلی های عباسی زندان و شکنجه شده بود و حتی به صورت مطلق معتزلی ها را تکفیر کرده بود، اما این زندانی شدن و ظلم معتزلی ها باعث نشد که در زمان اغتشاش مرتدین خرم دینی دست از حمایت حاکمیت معتزلی ها و مومنین دیگر بردارد و یا دست به خیانت «سکوت» بزند بلکه با «فتوا» در کنار این حاکمیت ظالم اهل بدعت ایستاد؛ ابن تیمیه هم رحمه نیز در زمان حمله ی مغلوهای سکولار به همین شکل در کنار حاکمیتی ایستاد که بدترین محدودیتها و زندانها را بر او تحمیل کرده بود و حتی در نهایت هم در زندان این حاکمیت اهل بدعت وفات کرد.

این باید برای همه روشن شود که در زمان حمله ی کفار محارب و اشغالگر خارجی و اغتشاشات مرتدین داخلی «بی طرف» و «تماشاچی» وجود ندارد چه رسد به اینکه شخص با «سخن» یا مال یا عملا در جبهه ی این کفار و مرتدین قرار بگیرد که آشکارا از دایره ی اسلامی خارج شده و جزو مرتدین به حساب می آید حتی اگر بارها حج رفته باشد و تمام مناسک دیگر همچون نماز و روزه و … را نیز انجام داده باشد.

  «بی طرف» و «تماشاچی» شدن انسان را وارد گروه «منافقین» (سکولار زده ها) می کند و همسو شدن با جبهه ی کفار محارب اشغالگر حتی با زبان و قلب، انسان را جزو «مرتدین» می کند.

نگاه کن زمانی که اغتشاشگران سکولار و مرتد در دی ماه ۱۴۰۴ش به عنوان پیش قراولان آمریکا و صهیونیستها دست به آشوب و جنگ شهری زدند و کفار محارب آمریکائی – صهیونی در رمضان ۱۴۰۴ش با دارالاسلام ایران حمله کردند تو کجا ایستاده ای؟

اینجاست که می توانی ایمان اسلامی خودت را ببینی که در چه حدی است.

یحیی سریع سخنگوی اتحادیه شافعی ها و زیدی های حاکم بر صنعا از ادامه جهاد ایرانی ها در جنگ رمضان۱۴۴۷ق با کفار محارب و اشغالگر آمریکائی- صهیونیستی: شما شوکت آمریکا را در هم خواهید شکست

یحیی سریع سخنگوی اتحادیه شافعی ها و زیدی های حاکم بر صنعا از ادامه جهاد ایرانی ها در جنگ رمضان با کفار محارب و اشغالگر آمریکائی- صهیونیستی: شما شوکت آمریکا را در هم خواهید شکست

یحیی سریع سخنگوی اتحادیه شافعی ها و زیدی های حاکم بر صنعا در مصاحبه اختصاصی با برنامه محفل شبکه سه ایرانی گفت:

  • کوتاه آمدن در برابر ظلم، دشمن را برای ظلم بیشتر، شجاع می‌کند.
  • صهیونیست ها می‌خواهند نقشه خاورمیانه را تغییر دهند و اسراییل بزرگ را تشکیل دهند. کم‌کاری و سستی بعضی سرزمین های اسلامی این جرئت را به آن‌ها می‌دهد.
  • ما نمیخواهیم دنباله رو سستی کنندگان باشیم. ما مقابل وحشی‌گری های صهیونی و آمریکایی می‌ایستیم. با نابودی این رژیم، پیروزی عظیمی به دست خواهد آمد و این وعده صادق خداست و محقق خواهد شد.
  • ای مردم ایران شما شوکت آمریکا را در هم خواهید شکست.
  • اهمیت وحدت و یکپارچگی خود را بدانید.
  • دشمنان شما در دشمنی با ایران متحد هستند. در مقابل خواسته های آمریکا بایستید و آزادی و استقلال خود را از دست ندهید.
  • عده های دشمنان سرابی بیش نیست.

در هنگام جنگ تحمیلی رمضان آمریکا و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران،  نقد تلبیس مریدان باند جولانی در تاریخ‌نگاری و تفکیک تشیع سیاسی از عقیدتی

در هنگام جنگ تحمیلی رمضان آمریکا و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران،  نقد تلبیس مریدان باند جولانی در تاریخ‌نگاری و تفکیک تشیع سیاسی از عقیدتی

به قلم: ابوخالد کُردستانی

الدكتور حاكم المطيري و علمای نجدی و درباری موجود در سوریه ی تحت حاکمیت جولانی خائن و مزدوری که تحت شعار «مبارزه با تروریسم» تحت پرچم آمریکا در آمده و با تمام گروهها و جماعتهائی مثل حماس و جهاد اسلامی فلسطین و حزب الله لبنان و القاعده و سپاه پاسداران ایران و جماعت اخوان المسلمین و … که آمریکا و شرکایش از جمله رژیم صهیونیستی آنها را تروریستی می دانند وارد جنگ شده اند، هم اکنون که آمریکا و صهیونیستها با دارالاسلام ایران در حال جنگ هستند دست به تبلیغات گسترده ای علیه تشیع و بخصوص تشیع حاکم بر ایران زده اند که اگر کسی این پیش زمینه را نداند ممکن است دچار اشتباه شود.

الدكتور حاكم المطيري در سخنانی عوام فریبانه و کاملاً مخالف با حقایق تاریخی می گوید: “دولت حمدانیان (شیعه مذهب) به خلافت عباسی (سنی‌مذهب) ابراز وفاداری می‌کرد و غنائم جنگی را به بغداد می‌فرستاد. تشیع در آن زمان، یک «تشیع سیاسی» بود نه تشیع اثنی‌عشری، رافضی و اعتقادی به شکلی که امروزه وجود دارد. تشیع سیاسی از قدیم وجود داشته است و بسیاری از راویان کتاب «صحیح بخاری» نیز دارای گرایش‌های تشیع سیاسی بوده‌اند؛ مانند علی بن موسی و دیگران.”[۱]

نیازی به بحث در مورد این تضادگوئی نیست که فقط با مطالعه ی متن متوجه می شویم چقدر بی پایه و اساس است و به نقد اصل موضوع و اهداف پشت پرده ی این دروغسرائی آشکار می پردازیم.

ادعای اینکه تشیع در گذشته صرفاً «سیاسی» بوده و هیچ ریشه‌ی عقیدتی نداشته، نوعی تقلیل‌گرایی تاریخی است. تشیع دوازده‌امامی حاکم بر دارالاسلام ایران، در واقع استمرار همان نگاهی است که قائل به پیوند ناگسستنی دین و سیاست است. جعل تاریخ و نسبت دادن آرائی به ائمه اهل‌سنت که گویی آن‌ها با محبان اهل‌بیت دشمنی داشته‌اند، نوعی «تلبیس» (پوشاندن حقیقت) است. واقعیت این است که بسیاری از ائمه سلف، میان «محبت و نصرت اهل‌بیت» و «بدعت‌های غالیانه» تفکیک قائل می‌شدند.

  •  دیدگاه امام ابوحنیفه (رحمه‌الله): حمایت از قیام‌های علوی

امام ابوحنیفه نه تنها محب اهل‌بیت بود، بلکه در عمل از تشیع سیاسی و قیام‌های آنان حمایت می‌کرد.او از قیام زید بن علی علیه بنی‌امیه حمایت فتوائی و مالی کرد و آن را به «هجرت رسول‌الله» تشبیه نمود. ایشان معتقد بود خلافت حقِ فرزندان علی رضی الله عنهم اجمعین است و به همین دلیل در برابر حاکمان وقت ایستادگی کرد و رنج زندان را به جان خرید. این نشان می‌دهد که مرز میان تسنن و تشیع در صدر اسلام، مرزی برادرانه و مبتنی بر عدالت‌خواهی بود.

  •  دیدگاه امام شافعی (رحمه‌الله): عشق به اهل‌بیت، معیار ایمان

امام شافعی در اشعار و آراء خود چنان بر محبت اهل‌بیت تأکید داشت که از سوی تندروها به «رافضی» بودن متهم می‌شد. او در بیت مشهوری می‌فرماید: یا آلَ بَیتِ رَسولِ اللهِ حُبُّکُمُ / فَرضٌ مِنَ اللهِ فی القُرآنِ اَنزَلَهُ . ای خاندان رسول الله، محبت شما فریضه‌ای است که خداوند در قرآن نازل کرده است.

او صراحتاً می‌گفت اگر محبت علی و آل علی رافضی گری است، بگذارید دنیا بداند من بزرگترین رافضی هستم. این نشان‌دهنده آن است که تشیع در معنای اصیل خود (محبت و ولایت اهل‌بیت)، همواره بخشی از کالبد اسلام بوده است.

  • رویکرد شیخ‌الاسلام ابن تیمیه (رحمه‌الله) در باب تکفیر

هرچند ابن تیمیه منتقد جدی برخی باورهای کلامی تشیع بود، اما در بسیاری از مواضع خود، میان «غلات» و «عامه شیعیان» تفکیک قائل می‌شد.

او شیعیان را به صورت عام جزو مذاهب اسلامی و اهل قبله می‌دانست و تکفیر عمومی آنان را جایز نمی‌شمرد و در منطق ابن‌تیمیه، هر کس که شهادتین بگوید و به سوی قبله نماز بخواند، خون و مالش حرام است مگر اینکه نواقضی را انجام دهد که ضمن رعایت ظوابط تکفیر و با یقین از اسلام خارج شده باشد و این تنها متعلق به شیعه نبود بلکه مشمول پیروان تمام مذاهب اسلامی می شد. بنابراین، تلاش برای خروج شیعیان از دایره اسلام، با اصول کلی تمام فقهای سلف در تضاد است.

امروز که جهان اسلام به صورت عام و دارالاسلام ایران به صورت خاص تحت تهاجم گسترده آمریکا و صهیونیستها و جبهه کفر قرار دارد، دامن زدن به اختلافات مذهبی و جعل تاریخ برای جداسازی مذاهب، تنها به سود دشمنان مشترک است.

بدون شک تشیع و تسنن، دو بال دارالاسلام هستند و در نبرد کنونی علیه کفر جهانی شیعیان به صورت عام در سنگر نخست دفاع از کیان اسلام قرار دارند و اعتبار بخشیدن به سخنان شاذ و قیچی کاری هائی که هدفشان تکفیر و تفرقه است، خیانت به میراث امامان اهل‌سنت است که همواره بر وحدت امت تأکید داشتند.

در این صورت لازم است بدانیم که تشیع حکومتی و سیاسی امروز حاکم بر دارالاسلام ایران، ریشه در همان آرمان‌های عدالت‌خواهانه صدر اسلام دارد. ائمه چهارگانه اهل‌سنت و بزرگان سلف، هیچ‌گاه به دنبال حذف یا تکفیر محبان اهل‌بیت نبودند و در شرایط فعلی، تکیه بر مشترکات تنها راه مقابله با فتنه‌های کفر جهانی است.


[۱]  الدولة الحمدانية كانت تدين بالولاء للدولة العباسية السنية وترسل الغنائم لبغداد

والتشيع كان تشيع سياسي ( أي تفضيل علي بالحكم على معاوية) وليس تشيع اثني عشري رافضي عقدي كما هو اليوم

والتشيع السياسي موجود قديم وهناك كثير من رواة صحيح البخاري ممن تشيعوا سياسياً مثل علي بن موسى وغيره

عدالت قرآنی و وحدت اسلامی در مواجهه با جبهه کفر و فتنه‌های مذهبی در زمان حمله کفار اشغالگر خارجی به دارالاسلامهای ایران و ا.ا.افغانستان

عدالت قرآنی و وحدت اسلامی در مواجهه با جبهه کفر و فتنه‌های مذهبی در زمان حمله کفار اشغالگر خارجی به دارالاسلامهای ایران و ا.ا.افغانستان

به قلم: محمد اسامه

امروز که جهان اسلام به صوت عام و دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان درگیر تقابلی سرنوشت‌ساز با جبهه کفر است، هرگونه دامن زدن به اختلافات فقهی و مذهبی، مصداق بارز جهل و خروج از مسیر عدالت و فعالیت در جبهه ی کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی است.

عده ای از مسلمین به چنان بیماری گرفتار شده اند که اختلاف ریز فقهی با فلان مسلمان برایشان چنان بزرگ شده و چنان کینه ای در دلشان به وجود آورده که انصاف و عدالت را در درونشان خشکانده به همین دلیل گاه آنهمه جنایات دامنه دار کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی را یا نادیده می گیرند یا دست کم؛ به همین دلیل گاه دیده شده که این مسلمین بیمار در پازل و نقشه ی این دشمنان بر علیه سایر مسلمین بازی می کنند.

الله تعالی در قرآن کریم، عدالت را مرز میان ایمان و تقوا معرفی کرده و هشدار می‌دهد که حتی کینه و دشمنی نباید مانع از اجرای عدالت شود آنهم نسبت به دشمنان حالا چه رسد به مومنین مخالف خود.

بدون شک طرح مسائل تفرقه‌انگیز در زمان جنگ با کفر، تنها بی عدالتی در حق یک گروه خاص نیست بلکه بی‌عدالتی در حق امت است.

الله تعالی می فرماید:

  •  فرمان الهی  :  «…وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا» نباید دشمنیِ گروهی شما را بر آن دارد که عدالت نکنید.
  •  راهبرد تقوا : «اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ» عدالت کنید که آن به تقوا نزدیک‌تر است.
  • هشدار نهایی  «وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ» از خدا پروا کنید، که او به اعمال شما آگاه است.

رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز امت اسلام را فراتر از مرزهای مذهبی و فقهی، به مثابه یک موجود واحد توصیف کرده‌اند، چنانچه می فرماید:

  •  اخوت اسلامی: «المُسلِمُ أَخو المُسلِم…»  مسلمان برادر مسلمان است؛ او را در برابر دشمن تنها نمی‌گذارد.
  • پیکر واحد  «مَثَلُ الْمُؤْمِنِينَ… مَثَلُ الْجَسَدِ»  مؤمنان مانند یک پیکرند؛ درد یکی، درد همه است. |

بر این اساس فتنه‌گرانی که در شرایط حساس فعلی بر طبل تفرقه می‌کوبند، در واقع پیکر اسلام را رنجور می‌سازند و زنده کردن اختلافات مذهبی در وقت نبرد، بازگشت به جهالت و خدمت به جبهه ی کفار محارب و سکولار اشغالگر و مرتدین سکولار داخلی و گروه منافقین بومی است.

در جدول زیر، تفاوت رویکرد فتنه‌گران با رویکرد مومنانِ با بصیرت بر اساس آیه شریفه‌ی ذکر شده مقایسه شده است:

| شاخص مقایسه | رویکرد فتنه‌گران (مصداق جهل و بی‌عدالتی) | رویکرد قرآنی (مصداق عدالت و تقوا) |

| اولویت‌سنجی | برجسته کردن اختلافات فقهیِ فرعی و تاریخی. | اولویت دادن به حفظ کیان اسلام در برابر کفر. |

| عدالت در قضاوت | تکفیر و تخریب برادران دینی به بهانه‌های واهی. | رعایت انصاف حتی در مواجهه با آراء مخالف. |

| نتیجه عملکرد | ایجاد شکاف در صفوف مسلمین و شادی دشمن. | استحکامِ «بنیان مرصوص» و اقتدار امت. |

با این توضیحات می توانیم بگوئیم که تمسک به آیه «اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ» حکم می‌کند که در همه اوقات و بخصوص در روزگار جنگ با کفر محارب مهاجم، بصیرت داشته باشیم. هر صدایی که آگاهانه یا ناآگاهانه بوی تفرقه بدهد، حرکتی بر مدار جهل و بر خلاف مسیر تقوای الهی و خدمت به جبهه ی کفر و ارتداد است.

 عدالت واقعی، ایستادن در کنار دارالاسلام و حفظ وحدت در برابر جبهه ی دشمنان محارب اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی است.

بازنشر بیانیه: القاعدة الجهاد و «جبهه ی جهانی اسلامی برضد سکولاریسم» در جنگ تحمیلی رمضان۱۴۴۷ق/۱۴۰۴ش کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی و مرتدین سکولار داخلی بر علیه دارالاسلام ایران، در جبهه ی دارالاسلام ایران ایستاده است

در جنگ تحمیلی رمضان۱۴۴۷ق/۱۴۰۴ش «جبهه» ی کفار محارب سکولار و اشغالگر آمریکائی – صهیونی و مرتدین سکولار داخلی بر علیه دارالاسلام ایران، در «جبهه» ی دارالاسلام ایران ایستاده ایم

بسم الله و الحمد لله      

اما بعد: السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

الله تعالی می فرماید: إنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنْيَانٌ مَّرْصُوصٌ (صف/۲-۴)، خطاب به تمام مومنین «اهل سنت و اهل جماعت»ی که دوست دارند الله آنها را دوست داشته باشد اعلام می شود:

هم اکنون که کفار سکولار و محارب آمریکائی «سرافعی»، به همراه کفار محارب سکولار و جنایتکار صهیونیستی و شرکای سکولار غربی آنها و مرتدین سکولار داخلی به دارالاسلام ایران یورش آورده اند، بر اساس «اجماع» تمام مومنین در طول قرون گذشته و حال مبنی بر «فرض عین» شدن جهاد در حمایت از دارالاسلام در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی، «جبهه ی جهانی اسلامی بر ضد سکولاریسم» به همراه «القاعدة الجهاد(بنیان جهاد) ضد سکولاریسم» و تمام هم مسیران منهجی سید قطب و الشیخ اسامه بن لادن (تقبلهما الله) و علامه کریکار (فک الله اسره) و سایر هم مسیران منهج صحیح اهل سنت و جماعت، جهاد مالی، جانی و زبانی خود را در جبهه ی دارالاسلام ایران بر علیه جبهه ی کفار سکولارِ محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولارِ داخلی تعریف می کنیم.

مومنین به صورت عام، و اهل دعوت و جهاد به صورت خاص باید بدانند:

  • همچنانکه الله تعالی امر می کند: وَقَاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَافَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ (توبه/۳۶) با همه سکولاریستها(ی محارب) بجنگید همان گونه که آنان همه شان با شما می‌جنگند، و بدانید که الله با پرهیزگاران است.‏
  • و هم اکنون که دو جبهه ی مشخصِ جبهه ی «کفر»، به پرچمداری کفار سکولار(مشرک)، و جبهه ی«اسلام»، به پرچمداری دارالاسلام ایران در برابر هم قرار گرفته اند
  • و در این دو جبهه ی کاملاً مشخص: الَّذِینَ آمَنُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ ‏(نساء/۷۶) کسانی که ایمان آورده‌اند، در راه الله می‌جنگند، و کسانی که کفرپیشه‌اند، در راه طاغوت می‌جنگند

 در اطاعت از این دستور صریح و آشکار الله و «اجماع» امت اسلامی، و در واکنش شرعی نشان دادنِ در برابر این تهاجم و «منکرِ» بزرگِ تولید شده توسط کفار سکولارِ محاربِ خارجی و داخلی، در میان مدعیان اسلام و ایمان، تماشاچی و نظاره گر شدن به هر بهانه ای، ویژگی و صفت بارز و آشکار دارودسته ی منافقین و سکولار زده هاست که شخص مدعی ایمان را از صف مومنین خارج کرده و وارد گروه منافقین می کند.

برادران و خواهران اهل دعوت و جهاد، درهای جهاد با سکولاریستها در هر سه بخش «جَاهِدُوا الْمُشْرِكِينَ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَأَلْسِنَتِكُمْ»[۱] باز شده است؛ در این میدان جهاد که صفِ مومنین و دروغگویانِ مدعیِ ایمان را مشخص می کند، و در برابر تمام شبهات و غوغاسلاری کفار سکولار و گروه منافقین، این قاعده و اصل را در نظر بگیرید که الله تعالی می فرماید: فَقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللّهِ لاَ تُکَلَّفُ إِلاَّ نَفْسَکَ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَسَى اللّهُ أَن یَکُفَّ بَأْسَ الَّذِینَ کَفَرُواْ وَاللّهُ أَشَدُّ بَأْساً وَأَشَدُّ تَنکِیلاً ‏ (نساء/ ۸۴) در راه الله بجنگ (حتی اگر هم تنها باشی) تو جز مسؤول (اعمال) خود نیستی. و مؤمنان را (هم به جنگ دعوت و) تشویق و تحریک کن، تا این که الله قدرت‌کافران را باز گیرد و قدرت الله بیشتر و مجازات او سخت‌تر است .‏

بر این اساس:

  1. جهت حفظ «وحدت فرماندهی» و «وحدت دستور»، تمام فعالیتهای جهادی ما زیر پرچم واحد فرماندهان دارالاسلام صورت می گیرد
  2. در حالت ضرورت و اضطرار، و در موقعیتهای خاص دفاع مشروع با شرایط تعریف شده و خاص آن، و به میزان قدرتی که دارالاسلام در این شرایط بین شهروندان خود توزیع کرده است، عملیات در هر سطحی بر علیه کفار محارب اشغالگر خارجی و احزاب سکولار و مرتد مسلح موجود در این «جبهه»، بر اساس سنت حسنه ی «ابوبصیر الکُردی رضی الله عنه» صورت می گیرد.

در انجام این «فرض عین»، نیازی به فتوای هیچ بنده ای نیست، هر جا آمریکائی ها و صهیونیستها و شرکای آنها و احزاب سکولار و مرتد مسلح داخلی همسوِ با این کفارِ محاربِ سکولار و اشغالگر خارجی را دیدید، آنها را تا سطح «عملیات استشهادی گرگهای تنها» مورد حمله قرار دهید.

هرگز فراموش نکنید که «ما برای خودمان جهاد می کنیم»، پس اجازه ندهید شیطان و یارانش، در انجام این «فرض عین»، در ایمان و اراده ی جهادی شما شک و تردیدی به وجود بیاورند.

فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ ‏

وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ

اللَّهُمَّ مُنْزِلَ الْكِتَابِ، سَرِيعَ الْحِسَابِ، مُجْرِيَ السَّحَابِ، هَازِمَ الأَحْزَابِ، اهْزِمْ سکولاریین وَمَن حالَفَهُمْ مِنَ الْمُرتَدین. اللَّهُمَّ دَمِرهُمْ وَزَلْزِلْهُمْ. اللَّهُمَّ أَنْتَ عَضُدُنَا وَنَصِيرُنَا، بِكَ نَحُولُ، وَبِكَ نَصُولُ، وَبِكَ نُقَاتِلُ.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

برادرتان: ابوحمزه المهاجر هورامی

یک شنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ش/ ۱۲ رمضان۱۴۴۷ق

دانلود بیانیه ی صوتی الشیخ المجاهد ابوحمزه المهاجر هورامی حفظه الله :


[۱]  رواه أبوداود۲۵۰۴ – والنسائی ۳۰۹۶- وابن حبان في صحيحه ۱۶۱۸- و الحاکم ۲/۸۱ والدارمی ۲/۲۱۳ / با مشرکان (= سکولاریستها = احزاب) جهاد کنید به وسیله ی اموالتان و جان ها و زبان هایتان

دانلود بیاینه به صورت ورد :

دانلود بیانیه به صورت PDF :

انفعال، سرگردانی و سکوت مرگبار اهل سنت در برابر حملات کفار سکولار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی به دارالاسلام ایران (۲)

انفعال، سرگردانی و سکوت مرگبار اهل سنت در برابر حملات کفار سکولار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی به دارالاسلام ایران (۲)

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

ریشه‌های این انفعال به جهل به مبانی شریعت الله در فرض عین بودن جهاد با کفار محارب و اشغالگر خارجی و دفاع از دارالاسلام در برابر دارالکفرهای محارب بر نمی گردد، چون حتی یک طلبه ی ساده بر این مبانی و اصول آگاه است و بزرگانی چون علامه کریکار فک الله اسره نیز به صورت ریز و موردی و با ذکر اجماع اهل سنت و جماعت در طول تمام قرون گذشته ثابت نموده اند که دفاع از دارالاسلام ایران در برابر هر کافر محارب خارجی فرض عین است و باید از دارالاسلام ایران دفاع کرد.

پس مشکل مدعیان علم و خطبای مساجد و صاحبان رسانه در جهل آنها به مبانی اهل سنت و جماعت در این زمینه ی خاص نیست بلکه باید عوال دیگری را مورد بررسی قرار داد مثل:

  1. نفوذ دارودسته ی منافقین در میان علماء و خطباء و صاحبان رسانه که ذاتاً خواستار تضعیف جبهه ی مومنین و دارالاسلام و تقویت جبهه ی کفار سکولار خارجی و مرتدین سکولار داخلی هستند حتی اگر با دلسرد کردن و تماشاچی و نظاره گر کردن مسلمین در این قضیه باشد.
  2. حفظ جایگاه نزد عوام جاهلی که قرآن و پیامبر و امام و مذهب آنها شده رسانه های ماهواره ای و مجازی.

 برخی از علما بیم دارند که با بیان حقایق فقهی و سیاسی فوق، جایگاه خود را نزد عوامِ جاهل و ناآشنا به مبانی عمیق فقهی و اسلامی از دست بدهند. آنان با القای تفاوت‌های بی‌مورد و ایجاد شکاف، سعی می‌کنند خود را به عنوان «مدافعان» مذهب در برابر «فرقه مخالف حاکم بر دارالاسلام» نشان دهند تا بدین طریق هواداران بیشتری را جذب کنند.

  •  پرهیز از اتهام «همدستی با حکومت» و «اهل جماعت» بودن.

 متأسفانه هنوز مسلمینی که خود را اهل سنت و جماعت می نامند نمی دانند که «اهل جماعت» بودن یعنی در «دارالاسلام» حکومتی بودن و در غیر معصیت الله از حاکمیت بر دارالاسلام اطاعت کردن.

برخی، از ترس آنکه مبادا مورد اتهام قرار گیرند که «اهل جماعت»هستند یا «طرفدار حکومت شیعی» قلمداد شوند، ترجیح می‌دهند در برابر حقایق شرعی مسلم و منافع عالیه امت اسلامی سکوت اختیار کنند. این در حالی است که خداوند متعال می‌فرماید: إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَىٰ مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ ۙ أُولَٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ (بقره/ ۱۵۹) کسانی که نشانه‌های روشن و هدایتی را که نازل کرده‌ایم، پس از آنکه آن را برای مردم در کتاب روشن ساختیم، کتمان می‌کنند، آنان را هم خدا لعنت می‌کند و هم لعنت‌کنندگان.

 آیا ترس از قضاوت جاهلانه مردم یا از دست دادن جایگاه دنیوی، مجوز کتمان مفاهیم و اصطلاحات شرعی چون «اهل جماعت» و «دارالاسلام» و «فرض عین» جهاد در برابر کفار محارب اشغالگر خارجی است که بر اتحاد و دفاع از امت اسلامی تأکید دارند؟

اینجاست که باید بپرسیم چرا مولی عبدالحمید اسماعیل‌زهی و دیگر ماموستاها و مولوی‌ها و شیخها و آخوندها سکوت می‌کنند؟

این سؤال، به طور خاص از شخصیت‌های شناخته شده ی رسانه ای همچون مولی عبدالحمید اسماعیل‌زهی و سایر ماموستاها و مولوی‌های اهل سنت چون کاک حسن امینی و شیخ عبدالکریم محمدی و… در ایران مطرح می‌شود. چرا در این برهه حساس، که نیاز به وحدت اسلامی و بصیرت‌افزایی بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود، سکوت مرگ‌بار در پیش گرفته‌اند؟ آیا رسالت نبوی و فتوای ائمه دین، به آنان اجازه می‌دهد که اینچنین در برابر این تهاجم مشترک کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی به دارالاسلام ایران و تحریکات تفرقه‌افکنانه ساکت بمانند و مردم را از وظیفه شرعی دفاع از دارالاسلام و احترام به مسلمانی سایر فرق اسلامی آگاه نکنند؟ علمای دین، وارثان انبیا هستند و مسئولیت هدایت و روشنگری بر عهده آنان است.

رسول اکرم صلی الله علیه و سلم می فرماید: مَنْ رَأَى مِنْكُمْ مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ، وَذَلِكَ أَضْعَفُ الْإِيمَانِ (صحیح مسلم) هر کس از شما منکری را دید، باید با دست خود آن را تغییر دهد؛ اگر نتوانست، با زبانش؛ و اگر نتوانست، با قلبش (آن را ناپسند شمارد)، و این ضعیف‌ترین مرتبه ایمان است.»

آیا منکری بالاتر از حملات کفار خارجی و مرتدین داخلی به دارالاسلام وجود دارد؟ در موضوعاتی با این اهمیت، سکوت و عدم بیان صریح حق، خود منکری است که باید تغییر کند.

بدون شک زمان آن فرارسیده است که علمای اهل سنت، به جای تأثیرپذیری از افکار عوام یا دغدغه‌های شخصی و سیاسی، به رسالت اصلی خود بازگردند. رسالتی که برآمده از قرآن کریم، سنت نبوی و روش ائمه مذاهب است؛ رسالتی که بر اتحاد، برادری اسلامی، دفع فتنه و دفاع از دارالاسلام تأکید دارد. سکوت در برابر این حقایق، نه تنها به نفع امت اسلامی نیست، بلکه زمینه را برای فتنه‌ها و تفرقه‌ها و مفاسد  و ذلت مومنین فراهم می‌آورد.

انفعال، سرگردانی و سکوت مرگبار اهل سنت در برابر حملات کفار سکولار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی به دارالاسلام ایران (۱)

انفعال، سرگردانی و سکوت مرگبار اهل سنت در برابر حملات کفار سکولار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی به دارالاسلام ایران (۱)

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

دیروز و سنندج و امشب بوکان و باز سنندج مورد حملات وحشیانه ی کفار محارب سکولار و اشغالگر آمریکائی – صهیونی قرار گرفت و علاوه بر این، زمزمه هائی از جلو انداختن توله سگهای خائن و مزدور سکولار و مزدور متعلق به احزاب سکولار و مرتد میان کُردهای ایرانی چون کومله های مختلف و دمکراتها و چته های Pak و پژاک و خبات و … از طریق زمینی به داخل ایران نیز وجود دارد.

در چنین شرایطی حساسی که مسلمین با چالش‌های بی‌سابقه‌ای روبرو هستند، مسئولیت علمای دین بیش از پیش سنگین می‌گردد. اما آنچه که گاه در میان برخی از علمای اهل سنت جهان، به ویژه در مناطق حنفی و شافعی نشین ایران، مشاهده می‌شود، سکوتی معنا‌دار و عدم شجاعت در بیان برخی حقایق و مبانی مسلم شرعی است که جای تأمل دارد.

یکی از نقاط مبهم در رویکرد کنونی، عدم صراحت برخی علما در خصوص جایگاه فقهی شیعه در منظر ائمه بزرگ اهل سنت و وظایف تمام مومنین در حمایت از دارالاسلام در برابر حملات کفار محارب و اشغالگر خارجی است.

در حالی که طبق مبانی راسخ فقه اهل سنت، هر کس شهادتین بگوید و رو به قبله نماز بخواند، در دایره اسلام است، مگر اینکه صراحتاً ۱- آگاهانه ۲- عمداً  3- به میل خودش و اختیاری یکی از ضروریات دین را انکار کند. ائمه مذاهب اربعه، از جمله امام ابوحنیفه نعمان بن ثابت رحمه‌الله و امام محمد بن ادریس شافعی رحمه‌الله، با وجود اختلافات کلامی و فقهی با شیعه، هیچ‌گاه فتوا به کفر آنان نداده و شیعیان را به عنوان فرقه‌ای از امت اسلامی و مسلمین به شمار آورده‌اند. در کتب فقهی اهل سنت، احکام مربوط به معاملات، ازدواج، ارث، و نماز با آنان، همواره در چارچوب احکام مربوط به مسلمانان بررسی شده است و سرزمین تحت حاکمیت آنها و هر کدام از فرقه ها و مذاهب اسلامی نیز دارالاسلام محسوب شده است و مذهب مخالف باعث ضایع شدن حکم دارالاسلام و سلب مسئولیت از مومنین نشده است.

رسول الله صل یالله علیه وسلم می فرماید: مَنْ صَلَّى صَلَاتَنَا وَاسْتَقْبَلَ قِبْلَتَنَا وَأَكَلَ ذَبِيحَتَنَا فَذَلِكَ الْمُسْلِمُ الَّذِي لَهُ ذِمَّةُ اللَّهِ وَذِمَّةُ رَسُولِهِ فَلَا تُخْفِرُوا اللَّهَ فِي ذِمَّتِهِ (صحیح بخاری) هر کس مانند ما نماز بخواند، رو به قبله ما باشد و ذبیحه ما را بخورد، او مسلمانی است که در پناه خدا و رسولش قرار دارد، پس در پناه الهی به او خیانت نکنید.

چرا امروز برخی از علمای اهل سنت جرأت ندارند این دیدگاه اجماعی ائمه اهل سنت را به صراحت بیان کنند که شیعه را در زمره فرقه‌های اسلامی و مسلمانان می‌دانستند و سرزمین تحت حاکمیت فقه آنها نیز دارالاسلام است و مسلمین در برابر چنین حاکمیتی دارای وظایفی شرعی هستند بخصوص زمانی که از سوی کفار محارب و اشغالگر خارجی مورد حمله قرار بگیرد؟ این کتمان حقیقت، نه تنها خلاف روش ائمه ماست، بلکه بستر را برای تفرقه‌افکنی و گسترش افکار کفری و ارتدادی سکولاریستی در میان عوام جاهل و حتی قرار گرفتن عوام در جبهه ی کفاراشغالگر خارجی و مرتدین داخلی را فراهم می‌آورد، حتی اگر با تماشاچی و نظاره گر و خنثی شدن مسلمین اهل سنت باشد.

اصل دفاع از دارالاسلام در برابر کفار اشغالگر و محارب خارجی و مرتدین داخلی، یکی از واضح‌ترین واجبات شرعی، قرآنی، نبوی و مورد اجماع سلف و خلف است. این حکم، بدون قید و شرط مذهب حاکم، بر تمام مسلمانان واجب است. در شرایطی که سرزمینی اسلامی دارالاسلام باشد و این دارالاسلام مورد تهدید و اشغال کفار قرار گیرد، دفاع از آن، واجب شرعی و اسلامی است و تفاوتی نمی‌کند که حاکمیت آن سرزمین در دست کدام فرقه از مسلمانان باشد.

در کتب فقهی مذاهب اهل سنت، این فریضه جهاد دفاعی (جهاد الدفع) به صراحت همچون نماز به عنوان «فرض عین» تبیین شده و هرگاه کفار به دارالاسلام حمله کنند، بر همگان واجب است که به دفاع برخیزند و جهاد به صورت دایره وار بر آنها فرض عین می شود. چرا برخی از علما، با وجود حکومت شیعی در ایران که در برابر اشغالگران کافر و محارب خارجی و مرتدین داخلی ایستادگی می‌کند، از بیان این وجوب شرعی سکوت کرده و این را به مردم گوشزد نمی‌کنند که دفاع از این دارالاسلام و این حکومت، یک وظیفه اسلامی، قرآنی، نبوی و بر مبنای رأی ائمه سلف و خلف است؟

انگیزه‌های پنهان این سکوت و عدم صراحت، به چه دلیل است؟

گذری بر خطر تماشاچی و نظاره گر بودن در جنگ بین دارالاسلام ایران و کفار محارب خارجی و آنچه آمریکا و صهیونیستها و اپوزیسیون مرتد ایرانی می خواهند

گذری بر خطر تماشاچی و نظاره گر بودن در جنگ بین دارالاسلام ایران و کفار محارب خارجی و آنچه آمریکا و صهیونیستها و اپوزیسیون مرتد ایرانی می خواهند

به قلم: ابراهیم یعقوبی هورامی

امروز ۴ روز است که آمریکا و صهیونیستها به صورت مشترک حملات نظامی خود را در این ماه مبارک رمضان ۱۴۰۴ش بر علیه دارالاسلام ایران شروع کرده اند.

قبل از این، در میان بلوچهای حنفی مذهب موفق شدند که جیش العدل را با چند گروه راکد دیگر تحت عنوان جبهه مبارزین مردمی همسو با اپوزیسیون سکولار و مرتد ایران راه اندازی کنند که این گروه در ایالت بلوچستان پاکستان به جاسوسی و مزدوری برای پاکستان که دست نشانده ی آمریکاست مشهور است و دیدیم چند روز پیش جبهه آزادیبخش ایالت بلوچستان پاکستان ۶ نفر از این بلوچهای ایرانی را به قتل رساند.

چند روز قبل از حملات مشترک آمریکائی ها و صهیونیستها به دارالاسلام ایران باز دیدیم که ۵ حزب سکولار و مرتد میان کُردهای شافعی مذهب نیز به دستور آمریکا اتحادی تشکیل دادند و همزمان با حمله ی دارالاسلام ایران به آمریکا و صهیونیستها دیدیم که به پایگاههای این احزاب سکولار و مرتد نیز حمله شد.

در چنین وضعیتی که کفار سکولار و محارب اشغالگر خارجی به همراه سکولاریستهای مرتد داخلی «جبهه»ای واحد در برابر دارالاسلام ایران و مومنین اهل دعوت و جهاد تشکیل داده اند بر هر فرد بیدار و موحدی در جامعه‌ ی اهل‌ سنت واجب است که از لاک غفلت بیرون آمده و به عمق فقهی و عقیدتی سهل انگاری در برابر این جبهه ی مهاجم کفار و مرتدین سکولار بنگرد و قاطعانه در برابر آنها بایستد.

این یک دعوت ساده به یک مراسم عادی دنیوی نیست بلکه یک آزمون بزرگ برای سنجش عیار توحید در حاکمیت و سنجش دسته و گروهی است که شما در آن قرار گرفته اید که بدون شک یا در جبهه ی مومنین هستید یا در جبهه ی کفار اشغالگر خارجی و یا در جریان منافقین تماشاچی و نظاره گر و گروه چهارمی وجود ندارد.

 همه میدانیم که این کفار محارب سکولار خارجی و مرتدین سکولار داخل یدنبال حاکمیت کفری و ارتدادی سکولاریستی هستند و مستقیماً قوانین شریعت الله را هدف گرفته اند و در حاکمیت سکولاریستها نیز هیچ گزینه ای جهت تحکیم شریعت الله وجود ندارد، پس آگاهی‌ بخشی در این زمینه را نباید از دور دست‌ ها آغاز کرد بلکه هر مسلمان دغدغه‌ مند موظف است اصلاح و روشنگری را از اقربین و اعضای خانواده‌ ی خود شروع کند…اجازه ندهید جگر گوشه‌ هایتان ناخواسته و از سر غفلت..پیاده‌ نظام جریانی سکولاریستی و ارتدادی شوند که اساس مشروعیتش با مبانی اصیل اسلامی و اهل‌ سنت در تضاد است.

عدم نصرت دارالاسلام ایران در برابر این کفار مهاجم سکولار و مرتدین سکولار داخلی و حتی تماشاچی و نظاره گر بودن به سبک گروه منافقین در واقع به معنای تائید مبانی برپایی رژیمی کفری و ارتدادی است که بر پایه‌ ی کفر سکولاریسم بنا شده  و چند دهه است در سرزمینهای مختلف اسلامی از جمله سرزمین خودمان با کارنامه ی سیاه کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی آشنائی داریم.  

باید با صراحت تمام اعلام کرد در ترازوی عقیده‌‌ی ما حق ولایت و تشریع بطور مطلق تنها برای الله تعالی و سپس رسول او صل الله علیه وسلم محفوظ است. و انتساب مقام قانونگذاری و حاکمیت به انسانهای ممکن الخطاء نه یک قرائت سیاسی بلکه در بن‌ مایه خود نوعی تعدی به ساحت حاکمیت الهی است…کسی که با حذف قوانین شریعت الله از حاکمیت و امور اجرائی جامعه قانونگذاری را حق انحصاری انسان بداند و آن را بر توده‌‌ها تحمیل کند در حقیقت مدعی جایگاهی شده است که جز از آن آفریدگار رب العالمين نیست.

حکم شریعت درباره‌ ی حاکمیت غیر خدا

با آنکه کفار سکولار (مشرک) که بر اساس آیه ۱۷ سوره حج و آیات دیگر یکی از کفار اصلی ۵گانه هستند و قوانین بشری را جایگزین قوانین شریعتهای آسمانی کرده اند و در کافر بودن آنها شکی وجود ندارد، اما طبق نص صریح قرآن کریم کسانی از میان مسلمین نیز که به حکمی غیر از حکم الله حکم می‌رانند و شریعت را فدای مصلحت‌ های سیاسی فردی می‌کنن  در خطر خروج از دایره‌ ی ایمان قرار دارند «ومن لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون»

در این صورت هرگونه تلاش کروه منافقینی چون مجریان شبکه کلمه و امثال مولوی عبدالغفار نقشبندی و ماموستاهای همسو با مرتدین سکولار محلی برای عادی جلوه دادن قوانین سکولاریستی بشری و هم‌ تراز کردن حاکمیت مرتدین سکولار با ولایت الهی از دیدگاه توحیدی لغزشی است که می‌ تواند تا سر حد شرک و ارتداد پیش برود…

پس اهل‌ سنت و جماعت نباید ابزار مشروعیت‌ بخشی به جریانی کفری و ارتدادی و بدترین مخلوقات الله باشند که الله این سکولاریستها را در میان تمام انسانها، نجس نامیده و می فرماید : یا ایها الذین آمنوا انماالمشرکون نجس ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید بدرستی که سکولاریستها نجس هستند.

سکولاریستهائی که در عمل، استقلال و هویت شریعتگرائی مومنین را بر‌نمی‌تابند و حتی تماشاچی و نظاره گر بودن در این جنگ بین دارالاسلام و کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی یعنی امضای تاییدی بر تمامی سیاست‌ هایی که کیان اسلام را در تنگنا قرار داده است و مرتکب جنایت های ضد بشری در  تمام سرزمینهای اسلامی بر علیه مومنین شریعت گرای اهل دعوت و جهاد از میان تمام مذاهب و تفکرات و تفاسیر اسلامی شده است .

ما توحید و حاکمیت الهی را هرگز معامله نمی‌کنیم.